| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
شهر آیخانوم در باختر (بلخ)، که مهمترین محوطهٔ کاوششدهٔ هلنیستی در آسیای مرکزی است، نمونهٔ عالی از این شهرهای ترکیبی را به نمایش میگذارد. این شهر در اوایل سدهٔ سوم ق.م، در زمان آنتیوخوس یکم، بهعنوان یک شهر سلطنتی و مرکز قدرت سلوکی در باختر شرقی طراحی شد.<ref>{{پک|Martinez-Sève|2023|ک=Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020|ف=Seleucid Religious Architecture in Ai Khanum: A Case Study|کد=en|ص=217}}</ref> فرهنگ مادی آن، عناصر یونانی را در کنار ویژگیهای بینالنهرینی، ایرانی و آسیای مرکزی به نمایش میگذارد.<ref>{{پک|Hoo|2018|ک=Ancient West & East|ف=Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria|کد=en|ص=162}}</ref> در حالی که شهر دارای ژیمناسیوم، تئاتر و فواره بود، اما تنها معابد کشفشده در این محوطه، طراحی پارسی و بینالنهرینی دارند و هیچ نشانی از سنت معماری مذهبی یونانی در آنها دیده نمیشود. کاخ سلطنتی آیخانوم نیز چیدمانی برگرفته از کاخهای هخامنشی مانند تختجمشید و شوش داشت؛ در حالیکه جزئیات معماری آن کاملاً یونانی بودند.<ref>{{پک|Gauthier|2012|ک=Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies|ف=An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire|کد=en|ص=71}}</ref> | شهر آیخانوم در باختر (بلخ)، که مهمترین محوطهٔ کاوششدهٔ هلنیستی در آسیای مرکزی است، نمونهٔ عالی از این شهرهای ترکیبی را به نمایش میگذارد. این شهر در اوایل سدهٔ سوم ق.م، در زمان آنتیوخوس یکم، بهعنوان یک شهر سلطنتی و مرکز قدرت سلوکی در باختر شرقی طراحی شد.<ref>{{پک|Martinez-Sève|2023|ک=Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020|ف=Seleucid Religious Architecture in Ai Khanum: A Case Study|کد=en|ص=217}}</ref> فرهنگ مادی آن، عناصر یونانی را در کنار ویژگیهای بینالنهرینی، ایرانی و آسیای مرکزی به نمایش میگذارد.<ref>{{پک|Hoo|2018|ک=Ancient West & East|ف=Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria|کد=en|ص=162}}</ref> در حالی که شهر دارای ژیمناسیوم، تئاتر و فواره بود، اما تنها معابد کشفشده در این محوطه، طراحی پارسی و بینالنهرینی دارند و هیچ نشانی از سنت معماری مذهبی یونانی در آنها دیده نمیشود. کاخ سلطنتی آیخانوم نیز چیدمانی برگرفته از کاخهای هخامنشی مانند تختجمشید و شوش داشت؛ در حالیکه جزئیات معماری آن کاملاً یونانی بودند.<ref>{{پک|Gauthier|2012|ک=Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies|ف=An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire|کد=en|ص=71}}</ref> | ||
== <big> | == <big>زبان در قلمرو سلوکی</big> == | ||
سیاست زبانی سلوکیها، بازتابی روشن از رویکرد کلی آنان در ایجاد تعادل میان عناصر یونانی و محلی بود. دربار سلوکی اساساً دوزبانه عمل میکرد؛ یونانی زبان دیوان، ارتش و مکاتبات رسمی بود، در حالی که آرامی به عنوان زبان میانجی مردم و نیز زبان اداری کهن هخامنشی، همچنان در مکاتبات محلی و اسناد حقوقی به کار میرفت. اسناد اورومان در کردستان ایران، که از یک شهرکی نظامی سلوکی سرچشمه میگیرند، حاکی از رواج زبان و حقوق یونانی در کنار نامهای ایرانی است.<ref>{{پک|Bar-Kochva|1976|ک=The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns|زبان=en|ص=32}}</ref> در سلوکیهٔ دجله، کتیبههای یونانی و آرامی بر روی ظروف اداری کشف شده که هم نامهای یونانی و هم ایرانی را ذکر میکنند.<ref>{{پک|Hoo|2018|ک=Ancient West & East|ف=Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria|کد=en|ص=166-167}}</ref> | سیاست زبانی سلوکیها، بازتابی روشن از رویکرد کلی آنان در ایجاد تعادل میان عناصر یونانی و محلی بود. دربار سلوکی اساساً دوزبانه عمل میکرد؛ یونانی زبان دیوان، ارتش و مکاتبات رسمی بود، در حالی که آرامی به عنوان زبان میانجی مردم و نیز زبان اداری کهن هخامنشی، همچنان در مکاتبات محلی و اسناد حقوقی به کار میرفت. اسناد اورومان در کردستان ایران، که از یک شهرکی نظامی سلوکی سرچشمه میگیرند، حاکی از رواج زبان و حقوق یونانی در کنار نامهای ایرانی است.<ref>{{پک|Bar-Kochva|1976|ک=The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns|زبان=en|ص=32}}</ref> در سلوکیهٔ دجله، کتیبههای یونانی و آرامی بر روی ظروف اداری کشف شده که هم نامهای یونانی و هم ایرانی را ذکر میکنند.<ref>{{پک|Hoo|2018|ک=Ancient West & East|ف=Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria|کد=en|ص=166-167}}</ref> | ||
| خط ۱۰۶: | خط ۱۰۶: | ||
ملکهها همچنین بهعنوان نیکوکاران غلات و محافظان خانوادهها نیز شناخته میشدند و نقش آنان در تأمین غذا، آنان را به نمادهای باروری و فراوانی در سطح جامعه تبدیل کرده بود.<ref>{{پک|Reda|2014|ک=Interregnum: Queen Regency in the Seleucid Empire|زبان=en|ص=43-44}}</ref> | ملکهها همچنین بهعنوان نیکوکاران غلات و محافظان خانوادهها نیز شناخته میشدند و نقش آنان در تأمین غذا، آنان را به نمادهای باروری و فراوانی در سطح جامعه تبدیل کرده بود.<ref>{{پک|Reda|2014|ک=Interregnum: Queen Regency in the Seleucid Empire|زبان=en|ص=43-44}}</ref> | ||
== فرهنگ مادی و تلفیق سنتها == | == <big>فرهنگ مادی و تلفیق سنتها</big> == | ||
فرهنگ مادی دورهٔ سلوکی، از معابد و سکهها گرفته تا نقشبرجستهها و مهرهای اداری، همگی بازتابدهندهٔ رویکردی هدفمند در تلفیق عناصر فرهنگی یونانی، ایرانی و بینالنهرینی است. این آمیختگی، هم در سبک و فرم و هم در لایههای مفهومی و نمادین آثار قابل مشاهده است. | |||
=== <big>معماری مقدس و عمومی</big> === | |||
معماری سلوکی تجلی عینی سیاست تلفیقگرایانۀ این دودمان بود. بناهای رسمی این دوره آگاهانه ویژگیهای یونانی (مانند ستونهای سنگی و تندیسهای طبیعتگرایانه) را با عناصر بابلی و پارسی (چون سکوهای یادمانی و نقشهای نمادین) ترکیب میکردند تا پدیدهای کاملاً نو بیافرینند.<ref>{{پک|Canepa|2015|ک=Iranian Studies|ف=Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period|کد=en|ص=74-75, 78}}</ref> | |||
بهترین نمونهٔ کاوششده از این آمیختگی، معبد اصلی آیخانوم است. این معبد با خشت خام محلی ساخته شده و دیوارهای عظیم بیرونیاش با طاقچههای سهگانهٔ توخالی تزئین شده بود ــ ویژگیای که شباهتی به معماری یونانی ندارد و یادآور سنتهای بینالنهرینی و هخامنشی است.<ref>{{پک|Richey-Lowe|۲۰۲۰/۲۰۲۱|ک=Journal of Hellenistic Pottery and Material Culture|ف=Ai Khanoum: A Case Study into Material Culture as a Marker for Ethnocultural Identity and Syncretism on the Hellenistic Frontier|کد=en|ص=47}}</ref> سقف مسطح، جهتگیری به سوی خورشید، سکوی بلند با پلههای یادمانی و قرنیز دندانهدار (مشخصهٔ معماری هخامنشی) نیز همگی عناصری ایرانی و بینالنهرینی بودند.<ref>{{پک|Martinez-Sève|2023|ک=Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020|ف=Seleucid Religious Architecture in Ai Khanum: A Case Study|کد=en|ص=226}}</ref><ref>{{پک|Hoo|2018|ک=Ancient West & East|ف=Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria|کد=en|ص=168}}</ref> در همان حال، مجسمۀ عظیم آیینی این معبد با شمایلی کاملاً یونانی (صاعقههای بالدار زئوس) تزئین شده بود.<ref>{{پک|Canepa|2015|ک=Question|ف=Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period|کد=en|ص=82-83}}</ref> | |||
در سلوکیهٔ دجله نیز بناهای عمومی بهگونهای طراحی شده بودند که بازتابدهندهٔ ماهیت چندفرهنگی امپراتوری باشند. در میدان شمالی (آگورا)، یک تئاتر یونانی در همان مجموعهای ساخته شده بود که یک معبد کوچک بینالنهرینی را نیز در خود جای داده بود.<ref>{{پک|Messina|2023|ک=Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020|ف=Seleucia-on-the-Tigris: Embedding Capitals in the Hellenizing Near East|کد=en|ص=115-116}}</ref> | |||
=== <big>سکهها و نقشبرجستههای سنگی</big> === | |||
سکهها در عصر سلوکی افزون بر کارکرد اقتصادی، رسانهای برای نمایش هویت چندفرهنگی شاهان بودند و اتحاد نمادین فرهنگهای یونانی، ایرانی و بینالنهرینی را به نمایش میگذاشتند. برای نمونه، تصویر آپولون بر پشت سکههای نقره چنان طراحی میشد که همزمان بهعنوان آپولون یونانی، میترای ایرانی و تیرانداز سلطنتی هخامنشی قابل فهم باشد.<ref>{{پک|Strootman|2023|ک=Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020|ف=How Iranian was the Seleucid Empire?|کد=en|ص=22}}</ref> | |||
پرترهٔ شاخدار و پسامرگ سلوکوس یکم نمونهٔ دیگر از این امر است. شاخهای گاو نر بر روی سر سلوکوس، علاوه بر تفسیر یونانی (همانندی با هراکلس، پهلوان-ایزد یونانی)، در سنت بینالنهرینی و ایرانی نیز نمادی از قدرت فوقطبیعی و قهرمانی است.<ref>{{پک|Messina|2017|ک=With Alexander in India and Central Asia: Moving East and Back to West|ف=Aspects of Seleucid Iconography and Kingship|کد=en|ص=21-24}}</ref> | |||
سکههای فرترکههای پارس نیز نمونههایی از این تلفیق را در سطح منطقهای نشان میدهند. بر یک سمت سکه، فرمانروا با کلاه ساتراپی در برابر بنایی تشریفاتی (احتمالاً آتشکده یا آرامگاه) دیده میشود.<ref>{{پک|Navas-Moreno|2024|ک=Karanos. Bulletin of Ancient Macedonian Studies|ف=The Frataraka of Persis: Analysis of Testimonies and Study of Numismatic and Historical Issues|کد=en|ص=75-79}}</ref> بر روی دیگر، نیمتنهٔ او با کورباسیا و دیهیم ترکیبی فرافرهنگی میآفریند که او را بهطور همزمان به میراثِ کهنِ ایرانشهری و گفتمانِ شاهیِ یونانی-مقدونی متصل میکند.<ref>{{پک|Strootman|2017|ک=Persianism in Antiquity|ف=Imperial Persianism: Seleukids, Arsakids and Fratarakā|کد=en|ص=196-197}}</ref> | |||
نقشبرجستهٔ هراکلس در بیستون (۱۴۸ ق.م) نیز در همین راستا قابل تفسیر است. سبک این نقشبرجسته بیش از آنکه یونانی باشد، ایرانی است؛ بهویژه افزودن تیردان و کمانی از نوع کمان داریوش یکم. بهاحتمال زیاد، هراکلس بیستون همزمان، هم هراکلس (پهلوان-خدای یونانی) بود و هم بهرام (ایزد پیروزی ایرانی).<ref>{{پک|Strootman|2020|ک=Dabir: Digital Archive and Brief Notes & Iran Review|ف=Hellenism and Persianism in Iran: Culture and Empire after Alexander the Great|کد=en|ص=206-213}}</ref> | |||
=== <big>مهرها، پیکرکها و اشیاء هنری</big> === | |||
آمیختگی فرهنگی تنها به دربار و بناهای باشکوه محدود نماند و در زندگی روزمره و اشیاء مورد استفادۀ مردم عادی نیز جریان یافت. گواه این امر، بیش از ۳۰۰۰۰ اثر مُهر از آرشیوهای اداری سلوکیهٔ دجله است که روی آنها هم نقش خدایان یونانی و هم بینالنهرینی و مصری دیده میشوند؛ گاهی این خدایان با هم تلفیق شدهاند، مانند ترکیب آپولون یونانی با نبو (Nabu) بابلی.<ref name=":03">{{پک|نیکنامی|قاسمی|رضایی|1396|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=پژوهشی در نقوش مذهبی خدایان و الهه های یونانی بر مهرها و اثر مهرهای به دست آمده از قلمرو امپراطوری سلوکیان و اشکانیان|ص=304}}</ref><ref>{{پک|Gauthier|2012|ک=Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies|ف=An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire|کد=en|ص=73}}</ref> | |||
پیکرکهای سفالین نیز بازتابی از این آمیختگی هستند. در معبد اصلی آیخانوم، پیکرکهای عاجی و سفالی از حیوانات، الهههای باروری و سوارکاران پارسی به سبک آسیایی و پارسی یافت شده است. همزمان، یک بشقاب نقرهای با الههٔ آناتولیایی کیبله در یکی از عبادتگاههای جانبی معبد کشف شده که نشاندهندهٔ تنوع باورها و آیینها در این شهر میباشد.<ref>{{پک|Hoo|2018|ک=Ancient West & East|ف=Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria|کد=en|ص=170}}</ref> | |||
افزون بر این، حتی تولیدات فرهنگیِ فاخرتر نیز از این فضای چندفرهنگی تأثیر پذیرفته بودند. در آیخانوم دو کتیبه کشف شده که یکی شامل حکمهای دلفی حکیمان هفتگانه بود. این کتیبه را کلئارخوس (Clearchus)، فیلسوف یونانی، از دلفی(Delphi) کپی کرده و در معبد کینئاس (Cineas بنیانگذار شهر) نصب کرده بود.<ref>{{پک|Wiesehöfer|2001|ک=Ancient Persia: From 550 BC to 650 AD|زبان=en|ص=112-113}}</ref> در شوش نیز، اشعار یونانی از سدهٔ یکم ق.م یافت شده که نشاندهندهٔ تداوم فرهنگ ادبی یونانی در شرق است. بهگفتهٔ تارن، یک حوزهٔ فرهنگی واحد از آدریاتیک تا زاگرس گسترش داشته و در سدهٔ دوم پیش از میلاد، آن حوزهٔ فرهنگی به هند نیز گسترش یافته بوده است.<ref>{{پک|Tarn|1938|ک=The Greeks in Bactria and India|زبان=en|ص=39}}</ref> | |||
== <big>دین و نحوۀ تعامل با آیینهای محلی</big> == | |||
سلوکیان در سراسر قلمرو خود رویکردی مبتنی بر تساهل مذهبی داشتند و با حمایت از آیینهای محلی، وفاداری روحانیان و مردم بومی را جلب میکردند. جلب حمایت روحانیون محلی، یکی از پایههای اصلی مشروعیت و ثبات حکومت سلوکی به شمار میرفت.<ref>{{پک|Bar-Kochva|1976|ک=The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns|زبان=en|ص=34}}</ref> | |||
این رویکرد در عمل با مشارکت مستقیم شاهان در آیینهای محلی همراه میشد. آنتیوخوس یکم در کتیبهای خود را نگهبان معابد اساگیلا و ازیدا خواند و از حضور خود در مراسم پیریزی این معابد با بهترین روغن یاد کرد و از خدای نبو برای خود و فرزندش طلب برکت نمود.<ref>{{پک|Austin|2006|ک=The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation|زبان=en|ص=304-305}}</ref> مشارکت در آیین بابلی و نیز در بورسیپا و اوروک، گواه آن است که شرکت در آیینهای محلی و منطقهای امپراتوری، رویهای همیشگی در امپراتوری سلوکی بود.<ref>{{پک|Kvapil|2023|ک=Graeco-Latina Brunensia|ف=Sacral and Divine Kingship in Seleucid Empire and Western Han|کد=en|ص=126}}</ref> | |||
همزمان، سلوکیان به همسانسازی خدایان یونانی با ایزدان محلی دست میزدند. برای نمونه، تصویر آپولون نشسته با کمان و تیر بر روی سکههای سلوکی چنان طراحی شده بود که همزمان برای بابلیان تداعیکنندهٔ نبو و برای ایرانیان یادآور میترا باشد.<ref>{{پک|Strootman|2023|ک=Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020|ف=How Iranian was the Seleucid Empire?|کد=en|ص=22}}</ref> در سلوکیهٔ دجله نیز مهرها خدایان تلفیقی را نشان میدهند که از هر دو سنت یونانی و بینالنهرینی بهره میبرند.<ref>{{پک|Gauthier|2012|ک=Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies|ف=An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire|کد=en|ص=77}}</ref> هراکلس نیز با ایزدان متعددی از جمله وِرِترَغنهٔ ایرانی، نرگال بابلی و واجرپانی بودایی همسان دانسته شده است.<ref>{{پک|Canepa|2023|ک=Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020|ف=The Seleucid Empire and the Creation of a New Iranian World|کد=en|ص=319}}</ref> نقشبرجستهٔ هراکلس در بیستون او را همزمان بهعنوان بهرام ایرانی نیز نشان میدهد.<ref>{{پک|Strootman|2020|ک=Dabir: Digital Archive and Brief Notes & Iran Review|ف=Hellenism and Persianism in Iran: Culture and Empire after Alexander the Great|کد=en|ص=212-213}}</ref> | |||
شهر آیخانوم نمونهای ملموس از همزیستی فضاهای دینی مختلف است. معبد با طاقچههای توخالی در مرکز شهر، طرحی کاملاً غیر یونانی و یادآور ویژگیهای معماری بینالنهرینی و هخامنشی داشت.<ref>{{پک|Richey-Lowe|2020/2021|ک=Journal of Hellenistic Pottery and Material Culture|ف=Ai Khanoum: A Case Study into Material Culture as a Marker for Ethnocultural Identity and Syncretism on the Hellenistic Frontier|کد=en|ص=47}}</ref> در پشت این معبد ظروف نذری غیر یونانی دفن شده بودند که از دورهٔ اول تا سوم معبد را شامل میشدند و تداوم آیینهای رایج زمین و جهان زیرین (chthonic) را در میان قبایل هندو-ایرانی نشان میدهند.<ref>{{پک|Hoo|2018|ک=Ancient West & East|ف=Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria|کد=en|ص=171}}</ref> در همین شهر، هیرون کینئاس با پلان کاملاً یونانی و یک پرستشگاه روباز زرتشتی بر فراز ارگ نیز فعال بود. | |||
با این حال، باید میان همسانسازی تصویری و تلفیق واقعی آیینها تمایز نهاد. خدایان شرقی میتوانستند شمایلنگاری خدایان یونانی و نامهای یونانی به خود بگیرند – اما این لزوماً به معنای تلفیق آیینها نیست.<ref>{{پک|Strootman|2020|ک=Dabir: Digital Archive and Brief Notes & Iran Review|ف=Hellenism and Persianism in Iran: Culture and Empire after Alexander the Great|کد=en|ص=218}}</ref> برای نمونه، در شوش (سلوکیهٔ اولائوس) از میان حدود یکصد اثر مهر، حتی یک نمونه تصویر خدایان و الهههای یونانی دیده نمیشود.<ref name=":04">{{پک|نیکنامی|قاسمی|رضایی|1396|ک=جامعه شناسی تاریخی|ف=پژوهشی در نقوش مذهبی خدایان و الهه های یونانی بر مهرها و اثر مهرهای به دست آمده از قلمرو امپراطوری سلوکیان و اشکانیان|ص=311}}</ref> به باور گوتیه، آیینهای تلفیقی در طول چند نسل اول حکومت هلنیستی برای تشویق وحدت در میان مردم استفاده میشدند.<ref>{{پک|Gauthier|2012|ک=Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies|ف=An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire|کد=en|ص=77}}</ref> | |||
تساهل مذهبی سلوکیها همیشه پابرجا نبود. الزامات مالی حکومت گاه به غارت معابد میانجامید. چنانکه، آنتیوخوس سوم در جریان لشکرکشی شرقی خود، ۴۰۰۰ تالنت از معبد آناهیتا در هگمتانه برداشت.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=129}}</ref> او همچنین معبد بل در ایلیمائیس را غارت کرد، اقدامی که به شورش پرستندگان آن معبد و در نهایت قتل پادشاه انجامید.<ref>{{پک|Shanechi|2021|ک=International Journal of Arts, Humanities and Social Studies|ف=Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia|کد=en|ص=28}}</ref> | |||
این رویدادها در حالی رخ میداد که معابد در امپراتوری سلوکی علاوه بر نیایشگاه بودن، نهادهای اقتصادی و اجتماعی قدرتمندی نیز محسوب میشدند.<ref>{{پک|Briant|2002|ک=From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire|زبان=en|ص=73}}</ref> سلوکیها برای کنترل این نهادها، راهبردهای متنوعی به کار میگرفتند: از یک سو، با انتصاب مقامات دینی بر امور معابد نظارت میکردند و از سوی دیگر، با حمایت مالی و اعطای امتیازات، وفاداری معابد را جلب مینمودند.<ref>{{پک|Ma|1999|ک=Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor|زبان=en|ص=145-147}}</ref> | |||
همچنین، در مواجهه با برخی ادیان با چالشهایی نیز روبرو بودند که معروفترین آن، رویارویی آنتیوخوس چهارم با سنتهای یهودی بود که به شورش مکابیان (۱۶۷-۱۶۰ ق.م) انجامید.<ref>{{پک|Esposito|2019|ک=Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization|زبان=en|ص=135}}</ref> آنتیوخوس چهارم تلاش کرد آیین یهود را سرکوب کند. بدین ترتیب، قوانین سنتی یهود لغو شد، معبد اورشلیم غارت و قربانگاهی برای زئوس بر محراب آن نصب شد.<ref>{{پک|Austin|2006|ک=The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation|زبان=en|ص=385-386}}</ref> | |||