زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵: خط ۵:


== نام‌گذاری قوم هزاره ==
== نام‌گذاری قوم هزاره ==
واژهٔ «هزاره» در زبان فارسی به‌معنای «هزار» است. برخی محققان دلیل نام‌گذاری این قوم به هزاره را سکونت آنها در مناطقی دانسته‌اند که هزاران چشمهٔ [[آب]] خوش‌گوار و هزاران نهر آب، هزاران دره و هزاران کوه دارد. برخی مورخان، نام قوم هزاره را نشان‌دهندۀ بزرگی و جمعیت فراوان این قوم دانسته‌اند تا جایی که این مردم، به ازای مالیات سالانه، هزار سوارکار در اختیار قشون شاهی قرار دادند.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزاره‌ها، 1373ش، ج1، ص146.</ref> در دایرةالمعارف آمریکانا، ذیل واژهٔ هزاره، عنوان «خزاره» آمده که به [[دریای خزر]] اشاره دارد. در دایرةالمعارف فرهنگ روسی نیز قوم هزاره به مردمی اطلاق شده که در مناطق ولگا و حواشی قفقاز زندگی می‌کرده‌اند و بنابراین، دریای خزر در این نام‌گذاری تأثیرگذار محسوب می‌شود.<ref>خاوری، مردم هزاره و خراسان بزرگ، 1385ش، ص273.</ref>
واژهٔ «هزاره» در زبان فارسی به‌معنای «هزار» است. برخی محققان دلیل نام‌گذاری این قوم به هزاره را سکونت آنها در مناطقی دانسته‌اند که هزاران چشمهٔ [[آب]] خوش‌گوار و هزاران نهر آب، هزاران دره و هزاران کوه دارد. برخی مورخان، نام قوم هزاره را نشان‌دهندۀ بزرگی و جمعیت فراوان این قوم دانسته‌اند تا جایی که این مردم، به ازای [[مالیات]] سالانه، هزار سوارکار در اختیار قشون شاهی قرار دادند.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزاره‌ها، 1373ش، ج1، ص146.</ref> در دایرةالمعارف آمریکانا، ذیل واژهٔ هزاره، عنوان «خزاره» آمده که به [[دریای خزر]] اشاره دارد. در دایرةالمعارف فرهنگ روسی نیز قوم هزاره به مردمی اطلاق شده که در مناطق ولگا و حواشی [[قفقاز]] زندگی می‌کرده‌اند و بنابراین، دریای خزر در این نام‌گذاری تأثیرگذار محسوب می‌شود.<ref>خاوری، مردم هزاره و خراسان بزرگ، 1385ش، ص273.</ref>


محمدیونس طغیان ساکایی، استاد دانشگاه کابل، برای تبیین واژهٔ هزاره به باور آریایی‌ها اشاره می‌کند؛ آریایی‌ها بر این عقیده‌اند که خداوند برای بندگان خود هفت کشور خلق کرده که یکی از آن‌ها «اَرِزَهی» نام داشت. در [[اوستا]]، به این کشور شش‌بار اشاره شده و معنای آن کشت‌زار و چراگاه است. مردم برخی مناطق هزاره در گویش هزارگی خود را «اَزرَه» می‌نامند و کارشناسان «اَزرَه» را تغییریافتهٔ واژهٔ «اَرِزَه» دانسته‌اند که با موقعیت جغرافیایی سرزمین کنونی هزاره‌ها هم‌خوانی دارد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص62؛ دادگی، بندهش، 1375ش، ص70؛ [http://www.asrislam.com/fa/news/24860/تاریخچه-قوم-هزاره «تاریخچۀ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام.]</ref>
محمدیونس طغیان ساکایی، استاد [[دانشگاه کابل]]، برای تبیین واژهٔ هزاره به باور آریایی‌ها اشاره می‌کند؛ آریایی‌ها بر این عقیده‌اند که خداوند برای بندگان خود هفت کشور خلق کرده که یکی از آن‌ها «اَرِزَهی» نام داشت. در [[اوستا]]، به این کشور شش‌بار اشاره شده و معنای آن کشت‌زار و چراگاه است. مردم برخی مناطق هزاره در [[گویش هزارگی]] خود را «اَزرَه» می‌نامند و کارشناسان «اَزرَه» را تغییریافتهٔ واژهٔ «اَرِزَه» دانسته‌اند که با موقعیت جغرافیایی سرزمین کنونی هزاره‌ها هم‌خوانی دارد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص62؛ دادگی، بندهش، 1375ش، ص70؛ [http://www.asrislam.com/fa/news/24860/تاریخچه-قوم-هزاره «تاریخچۀ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام.]</ref>


== پیشینه و خاستگاه تباری قوم هزاره ==
== پیشینه و خاستگاه تباری قوم هزاره ==
خط ۱۳: خط ۱۳:


=== دیدگاه بومی‌بودن هزاره‌ها ===
=== دیدگاه بومی‌بودن هزاره‌ها ===
محققان برای اثبات نظریهٔ بومی‌بودن هزاره‌ها در افغانستان به دو دسته از شواهد، استدلال کرده‌اند:
محققان برای اثبات نظریهٔ بومی‌بودن هزاره‌ها در [[افغانستان]] به دو دسته از شواهد، استدلال کرده‌اند:


* '''شواهد زبان‌شناختی''': مطالعات زبان‌شناختی نشان می‌دهد که هزاره‌ها از اقوام بومی افغانستان محسوب می‌شوند. برای مثال پژوهش‌های جی.پی. فریره، محقق فرانسوی قرن نوزدهم، با استناد به گزارش‌های کوئیتوس کورتیوس، مورخ یونانی، حاکی از حضور این قوم در افغانستان از دورهٔ اسکندر مقدونی است. عبدالحی حبیبی، این نظریه را با ارائهٔ شواهد زبان‌شناختی تقویت می‌کند. وی با بررسی منابع تاریخی می‌نویسد که نام هزاره محدود به مرکز افغانستان نبوده و به مردمان مناطق گسترده‌تری از ماهوبون تا کشمیر اطلاق می‌شده است. از سوی دیگر گویش هزارگی دارای ریشه‌های هندو_ایرانی است و ارتباطی با زبان‌های مغولی یا تاتاری ندارد. گزارش‌های سیاحان چینی مانند هیوان تسونگ از حضور هزاره‌ها با نام‌های محلی پیش از دورهٔ مغول حکایت دارد. تحلیل واژه‌شناختی نشان می‌دهد که اصطلاح هزاره، ریشه در زبان‌های باستانی منطقه دارد و از واژهٔ آریایی خوش‌دل، مشتق شده است، نه از اصطلاح نظامی مغولی مینگ. مطالعات تطبیقی زبان‌شناسی نیز هیچ‌گونه ارتباط سیستماتیک بین گویش هزارگی و زبان مغولی را تأیید نمی‌کند. همچنین حضور هزاره‌ها در آن سوی رود سند که مغولان هرگز به آنجا نرسیدند، نظریهٔ بازماندگان مغول را رد می‌کند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص47-49.</ref>
* '''شواهد زبان‌شناختی''': مطالعات زبان‌شناختی نشان می‌دهد که هزاره‌ها از اقوام بومی افغانستان محسوب می‌شوند. برای مثال پژوهش‌های جی.پی. فریره، محقق فرانسوی قرن نوزدهم، با استناد به گزارش‌های کوئیتوس کورتیوس، مورخ یونانی، حاکی از حضور این قوم در افغانستان از دورهٔ اسکندر مقدونی است. [[عبدالحی حبیبی]]، این نظریه را با ارائهٔ شواهد زبان‌شناختی تقویت می‌کند. وی با بررسی منابع تاریخی می‌نویسد که نام هزاره محدود به مرکز افغانستان نبوده و به مردمان مناطق گسترده‌تری از ماهوبون تا کشمیر اطلاق می‌شده است. از سوی دیگر گویش هزارگی دارای ریشه‌های هندو_ایرانی است و ارتباطی با زبان‌های مغولی یا تاتاری ندارد. گزارش‌های سیاحان چینی مانند هیوان تسونگ از حضور هزاره‌ها با نام‌های محلی پیش از دورهٔ مغول حکایت دارد. تحلیل واژه‌شناختی نشان می‌دهد که اصطلاح هزاره، ریشه در زبان‌های باستانی منطقه دارد و از واژهٔ آریایی خوش‌دل، مشتق شده است، نه از اصطلاح نظامی مغولی مینگ. مطالعات تطبیقی زبان‌شناسی نیز هیچ‌گونه ارتباط سیستماتیک بین گویش هزارگی و زبان مغولی را تأیید نمی‌کند. همچنین حضور هزاره‌ها در آن سوی رود سند که مغولان هرگز به آنجا نرسیدند، نظریهٔ بازماندگان مغول را رد می‌کند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص47-49.</ref>


* '''شواهد باستان‌شناختی و مردم‌شناختی''': سیدعسکر موسوی نویسندهٔ کتاب هزاره‌های افغانستان، با بررسی شواهد باستان‌شناختی و مردم‌شناختی معتقد است که هزاره‌ها از دیرباز در منطقۀ هزاره‌جات به‌عنوان یکی از کانون‌های مهم تمدنی در قلب آسیا، نقش ایفا کرده‌اند. هویت کنونی هزاره‌ها محصول تعامل پیچیدهٔ این عوامل تاریخی و جغرافیایی بوده که در طول قرون متمادی شکل گرفته است. ترکیب منحصربه‌فرد عناصر مختلف قومی و فرهنگی در این منطقه، همراه با شرایط خاص جغرافیایی هزاره‌جات که نوعی انزوای نسبی را ایجاد کرده، به شکل‌گیری هویت متمایز این قوم انجامیده است.
* '''شواهد باستان‌شناختی و مردم‌شناختی''': سیدعسکر موسوی نویسندهٔ کتاب هزاره‌های افغانستان، با بررسی شواهد باستان‌شناختی و مردم‌شناختی معتقد است که هزاره‌ها از دیرباز در منطقۀ هزاره‌جات به‌عنوان یکی از کانون‌های مهم تمدنی در قلب [[آسیا]]، نقش ایفا کرده‌اند. هویت کنونی هزاره‌ها محصول تعامل پیچیدهٔ این عوامل تاریخی و جغرافیایی بوده که در طول قرون متمادی شکل گرفته است. ترکیب منحصربه‌فرد عناصر مختلف قومی و فرهنگی در این منطقه، همراه با شرایط خاص جغرافیایی هزاره‌جات که نوعی انزوای نسبی را ایجاد کرده، به شکل‌گیری هویت متمایز این قوم انجامیده است.
# شواهد باستان‌شناسی در بامیان و سایر مناطق هزاره‌جات نشان می‌دهد که سکونت جوامع انسانی با ویژگی‌های فیزیکی مشابه هزاره‌های امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. این موضوع به‌ویژه در [[نقاشی]]‌های دیواری و مجسمه‌های بودایی دورهٔ [[کوشانیان]] (قرن دوم میلادی) به‌روشنی قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در این منطقه که از قرن سوم پیش از میلاد آغاز شد، تحولات مذهبی و جریان‌های [[مهاجرت|مهاجرتی]] قابل توجهی از شرق آسیا را به همراه داشت که در ترکیب جمعیتی منطقه تأثیر گذاشت.
# شواهد باستان‌شناسی در [[بامیان]] و سایر مناطق هزاره‌جات نشان می‌دهد که سکونت جوامع انسانی با ویژگی‌های فیزیکی مشابه هزاره‌های امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. این موضوع به‌ویژه در [[نقاشی]]‌های دیواری و مجسمه‌های بودایی دورهٔ [[کوشانیان]] (قرن دوم میلادی) به‌روشنی قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در این منطقه که از قرن سوم پیش از میلاد آغاز شد، تحولات مذهبی و جریان‌های [[مهاجرت|مهاجرتی]] قابل توجهی از شرق آسیا را به همراه داشت که در ترکیب جمعیتی منطقه تأثیر گذاشت.
# دورهٔ [[یفتلی ها|یفتلی‌ها]] (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی نقطهٔ عطف دیگری در تاریخ این منطقه محسوب می‌شود. این حکومت که ویژگی‌های قومی مشابهی با ساکنان منطقه داشت، تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیقی را موجب شد. منابع تاریخی از جمله نوشته‌های [[ابوریحان بیرونی]]، به تأثیرات ماندگار این دوره بر ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه اشاره دارند.
# دورهٔ [[یفتلی ها|یفتلی‌ها]] (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی نقطهٔ عطف دیگری در تاریخ این منطقه محسوب می‌شود. این حکومت که ویژگی‌های قومی مشابهی با ساکنان منطقه داشت، تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیقی را موجب شد. منابع تاریخی از جمله نوشته‌های [[ابوریحان بیرونی]]، به تأثیرات ماندگار این دوره بر ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه اشاره دارند.
# تحولات بعدی تاریخی شامل دورهٔ طولانی حکمرانی سلسله‌های ترک آسیای مرکزی است که نزدیک به هزار سال بر این مناطق تسلط داشتند. این دوران تأثیرات زبانی و اجتماعی عمیقی برجای گذاشت که در گویش و برخی عناصر فرهنگی هزاره‌های امروزی قابل ردیابی است.
# تحولات بعدی تاریخی شامل دورهٔ طولانی حکمرانی سلسله‌های ترک آسیای مرکزی است که نزدیک به هزار سال بر این مناطق تسلط داشتند. این دوران تأثیرات زبانی و اجتماعی عمیقی برجای گذاشت که در گویش و برخی عناصر فرهنگی هزاره‌های امروزی قابل ردیابی است.
خط ۲۴: خط ۲۴:


=== نظریه جدید بودن سکونت هزاره‌ها در افغانستان ===
=== نظریه جدید بودن سکونت هزاره‌ها در افغانستان ===
عده‌ای با استناد به ویژگی‌های ظاهری و شیوه‌های رزمی، هزاره‌ها را ساکنان جدید افغانستان و از تبار مغول‌ها دانسته‌اند. برای مثال جان.سی. گریفیتز، در این زمینه می‌نویسد که ویژگی‌های ظاهری مغولی و روش‌های نظامی هزاره‌ها، آنها را از نسل چنگیزخان نشان می‌دهد.<ref>گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بی‌تا، ص134.</ref> برخی پیدایش هزاره‌ها را به کوچ ایل نیکودر (شاهزاده جغتایی) مرتبط می‌دانند. بعضی هزاره‌ها را آمیزه‌ای از سربازان ترک و مغول با ساکنان بومی می‌داند و به وجود واژگان ترکی و مغولی در گویش هزارگی اشاره دارد. برخی نیز هزاره‌ها را ترکیبی از اقوام ترک، مغول، [[قوم پشتون|پشتون]] و [[تاجیک‌های افغانستان|تاجیک]] تصور می‌کنند، در حالی که از نظر فرهنگی، زبانی، ظاهری، مذهبی و آداب‌ورسوم، هزاره‌ها با هیچ‌یک از این گروه‌ها شباهت کامل ندارند. عده‌ای هم هزاره‌ها و [[قوم ایماق|ایماق‌ها]] را در اصل یک قوم می‌دانند که پس از گرایش به اسلام از هم جدا شده‌اند، به‌طوری که ایماق‌ها پیرو مذهب حنفی و هزاره‌ها پیرو مذهب [[شیعه]] شدند، در حالی که آداب‌ورسوم آنان مشابه باقی مانده است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص49-55.</ref>
عده‌ای با استناد به ویژگی‌های ظاهری و شیوه‌های رزمی، هزاره‌ها را ساکنان جدید افغانستان و از تبار مغول‌ها دانسته‌اند. برای مثال جان.سی. گریفیتز، در این زمینه می‌نویسد که ویژگی‌های ظاهری مغولی و روش‌های نظامی هزاره‌ها، آنها را از نسل چنگیزخان نشان می‌دهد.<ref>گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بی‌تا، ص134.</ref> برخی پیدایش هزاره‌ها را به کوچ ایل نیکودر (شاهزاده جغتایی) مرتبط می‌دانند. بعضی هزاره‌ها را آمیزه‌ای از سربازان ترک و مغول با ساکنان بومی می‌داند و به وجود واژگان ترکی و مغولی در گویش هزارگی اشاره دارد. برخی نیز هزاره‌ها را ترکیبی از اقوام ترک، مغول، [[قوم پشتون|پشتون]] و [[تاجیک‌های افغانستان|تاجیک]] تصور می‌کنند، در حالی که از نظر فرهنگی، زبانی، ظاهری، مذهبی و آداب‌ورسوم، هزاره‌ها با هیچ‌یک از این گروه‌ها شباهت کامل ندارند. عده‌ای هم هزاره‌ها و [[قوم ایماق|ایماق‌ها]] را در اصل یک قوم می‌دانند که پس از گرایش به [[اسلام]] از هم جدا شده‌اند، به‌طوری که ایماق‌ها پیرو مذهب حنفی و هزاره‌ها پیرو مذهب [[شیعه]] شدند، در حالی که آداب‌ورسوم آنان مشابه باقی مانده است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص49-55.</ref>


==== رد نظریه جدید بودن سکونت هزاره‌ها در افغانستان ====
==== رد نظریه جدید بودن سکونت هزاره‌ها در افغانستان ====
خط ۱۶۷: خط ۱۶۷:


==== نقش زنان در موسیقی هزاره ====
==== نقش زنان در موسیقی هزاره ====
بر اساس تحقیقات انجام شده، برخی اشعار عامیانه که حتی توسط مردان خوانده می‌شود، توسط زنان سروده شده است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص125-126.</ref> از نظر کارشناسان، این سروده‌های زنان هزاره افکار و ارزش‌ها و خواست‌های انسانی آنها را به نمایش می‌گذارد. زنان در این سروده‌ها از سنت‌های نابرابر و حاکمان جور شکایت کرده و احساسات درونی خود را بازگو می‌کنند. محتوای ترانه‌های زنان هزاره بیشتر حکایت از هجران، نارضایتی از [[ازدواج در افغانستان|ازدواج]]، سختی روزگار، دلتنگی و فراق عزیزان است که گاهی [[پدر]]، مادر و برادران در این آواها مقصر معرفی می‌شوند. زنان هزاره بیشتر این ترانه‌ها را در محافل زنانه همراه با دایره و دمبوره می‌خوانند. برخی زنان از جمله [[آبه میرزا|آب میرزا]] (دل‌آرام آغَی)، نقش مهمی در گسترش موسیقی محلی داشته‌اند.<ref>[http://machyd.blogfa.com/post/136 ناصری، «یادکردی از آبی میرزا، میوز موسیقی محلی هزاره‌ها»، وبلاگ مِچید.]</ref>
بر اساس تحقیقات انجام شده، برخی اشعار عامیانه که حتی توسط مردان خوانده می‌شود، توسط زنان سروده شده است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص125-126.</ref> از نظر کارشناسان، این سروده‌های زنان هزاره افکار و ارزش‌ها و خواست‌های انسانی آنها را به نمایش می‌گذارد. زنان در این سروده‌ها از سنت‌های نابرابر و حاکمان جور شکایت کرده و احساسات درونی خود را بازگو می‌کنند. محتوای ترانه‌های زنان هزاره بیشتر حکایت از هجران، نارضایتی از [[ازدواج در افغانستان|ازدواج]]، سختی روزگار، دلتنگی و فراق عزیزان است که گاهی [[پدر]]، مادر و برادران در این آواها مقصر معرفی می‌شوند. زنان هزاره بیشتر این ترانه‌ها را در محافل زنانه همراه با دایره و دمبوره می‌خوانند. برخی زنان از جمله [[آبه میرزا]] (دل‌آرام آغَی)، نقش مهمی در گسترش موسیقی محلی داشته‌اند.<ref>[http://machyd.blogfa.com/post/136 ناصری، «یادکردی از آبی میرزا، میوز موسیقی محلی هزاره‌ها»، وبلاگ مِچید.]</ref>


==== سازهای موسیقی هزارگی ====
==== سازهای موسیقی هزارگی ====
خط ۱۹۸: خط ۱۹۸:
==== جشن‌های مذهبی ====
==== جشن‌های مذهبی ====
* '''عید فطر''': [[عید فطر]] نخستین روز ماه شوال است که پایان ماه مبارک [[رمضان]] را جشن می‌گیرد. هزاره‌ها همگام با دیگر مسلمانان این عید را با شور و [[شادی]] برگزار می‌کنند و در افغانستان، این روز بسیار پر برکت و محترم دانسته می‌شود. در این عید، سه روز تعطیلی رسمی وجود دارد و مردم به [[دید و بازدید]] یکدیگر می‌روند.
* '''عید فطر''': [[عید فطر]] نخستین روز ماه شوال است که پایان ماه مبارک [[رمضان]] را جشن می‌گیرد. هزاره‌ها همگام با دیگر مسلمانان این عید را با شور و [[شادی]] برگزار می‌کنند و در افغانستان، این روز بسیار پر برکت و محترم دانسته می‌شود. در این عید، سه روز تعطیلی رسمی وجود دارد و مردم به [[دید و بازدید]] یکدیگر می‌روند.
* '''عید قربان''': در دهم ذی‌الحجه، این روز به‌ویژه در میان هزاره‌های افغانستان با شکوه برگزار می‌شود. مردم این مناسبت دینی را به یکدیگر تبریک می‌گویند و به دید و بازدید می‌پردازند.
* '''[[عید قربان]]''': در دهم ذی‌الحجه، این روز به‌ویژه در میان هزاره‌های افغانستان با شکوه برگزار می‌شود. مردم این مناسبت دینی را به یکدیگر تبریک می‌گویند و به دید و بازدید می‌پردازند.
* '''عید غدیر''': هزاره‌های شیعه این روز را گرامی می‌دارند و در برخی مناطق به برگزاری مراسم و سخنرانی در مدح پیامبر و خاندان وی می‌پردازند. جشن‌های ولادت امامان شیعه نیز در [[مسجد|مساجد]] و [[تکیه‌خانه|تکایا]] برگزار می‌شود ولی در همه مناطق مرسوم نیست.<ref>آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48.</ref>
* '''[[عید غدیر]]''': هزاره‌های شیعه این روز را گرامی می‌دارند و در برخی مناطق به برگزاری مراسم و سخنرانی در مدح پیامبر و خاندان وی می‌پردازند. جشن‌های ولادت امامان شیعه نیز در [[مسجد|مساجد]] و [[تکیه‌خانه|تکایا]] برگزار می‌شود ولی در همه مناطق مرسوم نیست.<ref>آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48.</ref>
* '''عید مردگان''': آیین عید مردگان در فرهنگ هزاره‌ها، که ریشه در باورهای ایران باستان دارد، امروز در قالب مناسبت‌های اسلامی مانند شب‌های پایانی [[ماه رمضان در افغانستان|رمضان]] و [[ذی حجه|ذی‌الحجه]] برگزار می‌شود. این مراسم شامل پختن [[حلوای سرخ]]، روشن‌کردن پلته (فتیله یا شمع) و اجرای رسم «خوشبوی» با روغن مسکه همراه با [[دعا]] برای ارواح درگذشتگان است. مشابهت‌های این آیین با اساطیر کهن، به‌ویژه نقش جمشید به‌عنوان شاه مردگان در متون ریگ‌ودا و اوستا، نشان از تداوم فرهنگی دارد. این رسم علاوه‌بر جنبه‌های مذهبی، کارکرد اجتماعی در حفظ انسجام گروهی و انتقال حافظهٔ جمعی دارد. تطبیق این سنت پیشااسلامی با مناسک اسلامی، بیانگر توانایی فرهنگ هزاره‌ها در تلفیق سنت‌های کهن با نظام‌های اعتقادی جدید است.<ref>[https://www.farhangpress.af/عید-مردگان/ محمدی شاری، «عید مردگان»، خبرگزاری فرهنگ.]</ref>
* '''عید مردگان''': آیین عید مردگان در فرهنگ هزاره‌ها، که ریشه در باورهای ایران باستان دارد، امروز در قالب مناسبت‌های اسلامی مانند شب‌های پایانی [[ماه رمضان در افغانستان|رمضان]] و [[ذی حجه|ذی‌الحجه]] برگزار می‌شود. این مراسم شامل پختن [[حلوای سرخ]]، روشن‌کردن پلته (فتیله یا شمع) و اجرای رسم «خوشبوی» با روغن مسکه همراه با [[دعا]] برای ارواح درگذشتگان است. مشابهت‌های این آیین با اساطیر کهن، به‌ویژه نقش جمشید به‌عنوان شاه مردگان در متون ریگ‌ودا و اوستا، نشان از تداوم فرهنگی دارد. این رسم علاوه‌بر جنبه‌های مذهبی، کارکرد اجتماعی در حفظ انسجام گروهی و انتقال حافظهٔ جمعی دارد. تطبیق این سنت پیشااسلامی با مناسک اسلامی، بیانگر توانایی فرهنگ هزاره‌ها در تلفیق سنت‌های کهن با نظام‌های اعتقادی جدید است.<ref>[https://www.farhangpress.af/عید-مردگان/ محمدی شاری، «عید مردگان»، خبرگزاری فرهنگ.]</ref>


خط ۳۹۸: خط ۳۹۸:


==== مرحله دوم؛ قیام عمومی هزاره‌ها (دهه ۱۸۹۰ میلادی) ====
==== مرحله دوم؛ قیام عمومی هزاره‌ها (دهه ۱۸۹۰ میلادی) ====
===== اشغال نظامی و سیاست‌های سرکوبگرانه =====
عبدالرحمان خان در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۸۰م تا ۱۸۹۱م موفق به اشغال مناطق مستقل هزاره‌جات شد. این پیروزی‌ها بیشتر به‌دلیل ظلم فئودال‌های محلی و نارضایتی عمومی هزاره‌ها حاصل شد، نه به‌دلیل قدرت نظامی حکومت مرکزی. با این حال، هزاره‌ها به زودی دریافتند که حکومت جدید نه تنها از ستم فئودال‌ها نکاسته، بلکه خود به عامل جدیدی برای سرکوب تبدیل شده است. سیاست‌های عبدالرحمان شامل خلع سلاح گسترده، تبعید رهبران مذهبی و سیاسی و جایگزینی حاکمان پشتون (از جمله عبدالقدوس خان) بود. فرایند خلع سلاح با خشونت‌های نظامی همراه شد و به بهانهٔ جمع‌آوری اسلحه، مردم مورد شکنجه‌های بی‌رحمانه از جمله داغ‌کردن با سنگ‌های داغ، کشیدن با اسب و حملهٔ سگ‌های گرسنه قرار گرفتند.


===== تشکیل جنبش مقاومت و اتحاد تاریخی =====
* '''اشغال نظامی و سیاست‌های سرکوبگرانه:''' عبدالرحمان خان در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۸۰م تا ۱۸۹۱م موفق به اشغال مناطق مستقل هزاره‌جات شد. این پیروزی‌ها بیشتر به‌دلیل ظلم فئودال‌های محلی و نارضایتی عمومی هزاره‌ها حاصل شد، نه به‌دلیل قدرت نظامی حکومت مرکزی. با این حال، هزاره‌ها به زودی دریافتند که حکومت جدید نه تنها از ستم فئودال‌ها نکاسته، بلکه خود به عامل جدیدی برای سرکوب تبدیل شده است. سیاست‌های عبدالرحمان شامل خلع سلاح گسترده، تبعید رهبران مذهبی و سیاسی و جایگزینی حاکمان پشتون (از جمله عبدالقدوس خان) بود. فرایند خلع سلاح با خشونت‌های نظامی همراه شد و به بهانهٔ جمع‌آوری اسلحه، مردم مورد شکنجه‌های بی‌رحمانه از جمله داغ‌کردن با سنگ‌های داغ، کشیدن با اسب و حملهٔ سگ‌های گرسنه قرار گرفتند.
در واکنش به این سرکوب‌ها، جنبش مقاومت هزاره‌ها در ۱۸۹۲م شکل گرفت. میر محمد عظیم‌بیگ، از فرماندهان پیشین حکومتی، به صفوف معترضان پیوست و با تشکیل «جرگه اوقول»، اتحاد بی‌سابقه‌ای بین طوایف هزاره ایجاد کرد. این اتحاد منجر به تصرف مناطق استراتژیک، فرار مأموران دولتی و پیوستن سربازان هزاره در ارتش حکومت به معترضان شد. مقاومت هزاره‌ها چنان مؤثر بود که نیروهای حکومتی را به عقب‌نشینی واداشت و حتی پایتخت را به‌طور موقت به پغمان منتقل کردند. عبدالرحمان که از شکست‌های نظامی ناامید شده بود، به سیاست‌های مذهبی متوسل شد و با صدور فتواهای تکفیر از علمای سنی، جنگ را به «جهاد مقدس» علیه هزاره‌ها تبدیل کرد. این فتواها کوچی‌های پشتون را برای تصرف زمین‌های هزاره‌جات تحریک کرد و موجی از خشونت‌های فرقه‌ای را به راه انداخت.


===== پایان مقاومت و پیامدهای آن =====
* '''تشکیل جنبش مقاومت و اتحاد تاریخی:''' در واکنش به این سرکوب‌ها، جنبش مقاومت هزاره‌ها در ۱۸۹۲م شکل گرفت. میر [[محمد عظیم‌بیگ]]، از فرماندهان پیشین حکومتی، به صفوف معترضان پیوست و با تشکیل «جرگه اوقول»، اتحاد بی‌سابقه‌ای بین طوایف هزاره ایجاد کرد. این اتحاد منجر به تصرف مناطق استراتژیک، فرار مأموران دولتی و پیوستن سربازان هزاره در ارتش حکومت به معترضان شد. مقاومت هزاره‌ها چنان مؤثر بود که نیروهای حکومتی را به عقب‌نشینی واداشت و حتی پایتخت را به‌طور موقت به پغمان منتقل کردند. عبدالرحمان که از شکست‌های نظامی ناامید شده بود، به سیاست‌های مذهبی متوسل شد و با صدور فتواهای تکفیر از علمای سنی، جنگ را به «جهاد مقدس» علیه هزاره‌ها تبدیل کرد. این فتواها کوچی‌های پشتون را برای تصرف زمین‌های هزاره‌جات تحریک کرد و موجی از خشونت‌های فرقه‌ای را به راه انداخت.
با وجود مقاومت شدید، هزاره‌ها به‌دلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی مجبور به مذاکره شدند. در ۱۸۹۳م نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه تقسیم شد: متعهدین به حکومت، مهاجران به هند بریتانیایی و مقاومت‌کنندگان تا پای جان. شکست نهایی جنبش ناشی از عوامل متعددی بود؛ از جمله نبود رهبری متمرکز، برتری نظامی حکومت با حمایت بریتانیا و اختلافات قبیله‌ای. این مرحله از جنبش، برخلاف قیام محدود شیخ‌علی، نخستین جنبش سراسری هزاره‌ها با هدف سرنگونی حکومت مرکزی بود که توانست حمایت گروه‌های دیگر از جمله ازبک‌های میمنه را جلب کند. اگرچه جنبش شکست خورد، اما پایه‌ای برای مقاومت‌های بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>
 
* '''پایان مقاومت و پیامدهای آن:''' با وجود مقاومت شدید، هزاره‌ها به‌دلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی مجبور به مذاکره شدند. در ۱۸۹۳م نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه تقسیم شد: متعهدین به حکومت، مهاجران به هند بریتانیایی و مقاومت‌کنندگان تا پای جان. شکست نهایی جنبش ناشی از عوامل متعددی بود؛ از جمله نبود رهبری متمرکز، برتری نظامی حکومت با حمایت بریتانیا و اختلافات قبیله‌ای. این مرحله از جنبش، برخلاف قیام محدود شیخ‌علی، نخستین جنبش سراسری هزاره‌ها با هدف سرنگونی حکومت مرکزی بود که توانست حمایت گروه‌های دیگر از جمله ازبک‌های میمنه را جلب کند. اگرچه جنبش شکست خورد، اما پایه‌ای برای مقاومت‌های بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>


=== مرحلهٔ سوم؛ قیام گاوسوار ===
=== مرحلهٔ سوم؛ قیام گاوسوار ===
قیام موسوم به «گاو سوار» به‌عنوان سومین مرحله از مقاومت هزاره‌ها در برابر ستم سیستماتیک حکومت کابل شکل گرفت. عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیات‌های سنگین، به‌ویژه «حوالهٔ روغن حیوانی»، بر جامعهٔ هزاره بود که در پی کمبود روغن نباتی و فساد اداری، به جای تأمین منابع جایگزین، به مردم این قوم تحمیل شد. براساس قوانین دولتی، مردم موظف بودند به در برابر هر رأس دام، مقدار مشخصی روغن زرد پرداخت کنند، اما مأموران با بهانهٔ «ضایعات حمل و نقل»، مقادیر بیشتری می‌گرفتند. این سیاست همراه با مالیات‌های دیگر نظیر «خسبری» (مالیات بر زمین‌های کشاورزی)، «شاخپولی» (مالیات بر حیوانات)، «گندم‌گُدام» (نوعی مالیات سراسری)، «کله‌پولی» (مالیات بر انسان) و «سرچربی بی‌بی و ملکه» '''('''نوعی مالیات برای مصارف خانواده شاهی) فشار اقتصادی بی‌سابقه‌ای بر هزاره‌های تحت ستم وارد ساخت و موجبات فرار بسیاری از روستاها را فراهم آورد.
قیام موسوم به «گاوسوار» به‌عنوان سومین مرحله از مقاومت هزاره‌ها در برابر ستم سیستماتیک حکومت کابل شکل گرفت. عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیات‌های سنگین، به‌ویژه «[[مالیات روغن حیوانی]]»، بر جامعهٔ هزاره بود که در پی کمبود روغن نباتی و فساد اداری، به جای تأمین منابع جایگزین، به مردم این قوم تحمیل شد. براساس قوانین دولتی، مردم موظف بودند به در برابر هر رأس دام، مقدار مشخصی روغن زرد پرداخت کنند، اما مأموران با بهانهٔ «ضایعات حمل و نقل»، مقادیر بیشتری می‌گرفتند. این سیاست همراه با مالیات‌های دیگر نظیر «[[خسبری]]» (مالیات بر زمین‌های کشاورزی)، «[[شاخپولی]]» (مالیات بر حیوانات)، «[[گندم‌گُدام]]» (نوعی مالیات سراسری)، «[[کله‌پولی]]» (مالیات بر انسان) و «[[سرچربی بی‌بی و ملکه]]» '''('''نوعی مالیات برای مصارف خانواده شاهی) فشار اقتصادی بی‌سابقه‌ای بر هزاره‌ها وارد ساخت و موجبات فرار بسیاری از روستاها را فراهم آورد.


[[ابراهیم گاو سوار]] با مشاهدهٔ این ستم‌ها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما با بی‌توجهی و زندان مواجه شد. وی سپس با سازماندهی مقاومت مسلحانه، به قلعهٔ نظامی «القان» حمله و دولت را وادار به مذاکره کرد. حکومت مرکزی با ترس از گسترش قیام، با وعده‌های نظیر لغو مالیات، ساخت مدارس و کلینیک‌ها و برکناری محمدهاشم خان (نخست‌وزیر وقت)، به‌طور موقت تن به مصالحه داد. اگرچه قیام گاوسوار به ظاهر پایان یافت، اما زمینهٔ همگرایی گسترده‌تر میان گروه‌های عدالتخواه، از جمله تلاش‌های بعدی سید اسماعیل بلخی و متحدان وی را فراهم ساخت.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>
[[ابراهیم گاو سوار]] با مشاهدهٔ این ستم‌ها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما با بی‌توجهی و زندان مواجه شد. وی سپس با سازماندهی مقاومت مسلحانه، به قلعهٔ نظامی «القان» حمله و دولت را وادار به مذاکره کرد. حکومت مرکزی با ترس از گسترش قیام، با وعده‌های نظیر لغو مالیات، ساخت مدارس و کلینیک‌ها و برکناری [[محمدهاشم]] خان (نخست‌وزیر وقت)، به‌طور موقت تن به مصالحه داد. اگرچه قیام گاوسوار به ظاهر پایان یافت، اما زمینهٔ همگرایی گسترده‌تر میان گروه‌های عدالتخواه، از جمله تلاش‌های بعدی سید اسماعیل بلخی و متحدان وی را فراهم ساخت.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>


=== مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت ملی هزاره‌ها (دههٔ ۱۹۷۰ میلادی) ===
=== مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت ملی هزاره‌ها (دههٔ ۱۹۷۰ میلادی) ===
هزاره‌ها که بخش عمدهٔ شیعیان افغانستان را تشکیل می‌دهند، به‌دلیل تمرکز در مناطق کوهستانی مرکزی (هزاره‌جات)، از اهمیت استراتژیک برخوردار بودند. این منطقه هم به‌عنوان گره ارتباطی و هم پناهگاهی امن در برابر حملات نظامی نقش کلیدی در مقاومت ایفا می‌کرد. با روی‌کار آمدن حکومت مارکسیستی طرفدار شوروی پس از کشته‌شدن داود خان، نخستین رئیس‌جمهور افغانستان، اصلاحات سریعی اجرا شد که با مخالفت مردم رو به رو شد. ترس از تضعیف اسلام و برخورد خشونت‌آمیز حکومت با معترضان، به‌ویژه علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی مانند هزاره‌ها، موجب تشدید ناآرامی‌ها شد. هزاره‌ها که سال‌ها تحت ستم حاکمان پشتون بودند، این بار نیز هدف سرکوب قرار گرفتند.
هزاره‌ها که بخش عمدهٔ شیعیان افغانستان را تشکیل می‌دهند، به‌دلیل تمرکز در مناطق کوهستانی مرکزی (هزاره‌جات)، از اهمیت استراتژیک برخوردار بودند. این منطقه هم به‌عنوان گره ارتباطی و هم پناهگاهی امن در برابر حملات نظامی نقش کلیدی در مقاومت ایفا می‌کرد. با روی‌کار آمدن حکومت حزب دموکراتیک خلق و پرچم، اصلاحات سریعی اجرا شد که با مخالفت مردم رو به رو شد. ترس از تضعیف اسلام و برخورد خشونت‌آمیز حکومت با معترضان، به‌ویژه علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی مانند هزاره‌ها، موجب تشدید ناآرامی‌ها شد. هزاره‌ها که سال‌ها تحت ستم حاکمان پشتون بودند، این بار نیز هدف سرکوب قرار گرفتند.


==== قیام‌های مردمی و گسترش مقاومت ====
==== قیام‌های مردمی و گسترش مقاومت ====
نخستین قیام سازمان‌یافته علیه حکومت کمونیستی و دست‌نشاندهٔ شوروی از هزارجات، یعنی در دره‌صوف آغاز و به یک خیزش ملی در سراسر کشور تبدیل شد. هزاره‌های دره‌صوف در ۲۷ بهمن ۱۳۵۷ش نیروهای حکومتی را اخراج و معادن زغال‌سنگ را تصرف کردند. نیروهای حکومتی با خشونت تمام به مقابله پرداختند و طی ۱۰روز درگیری، شمار زیادی از غیرنظامیان را قتل‌عام کردند. این قیام به مناطق دیگر از جمله دهن غوری، جنگل اوغلی، شولگره، پشتبند و چهارکنت گسترش یافت. در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ش، مردم دایکندی نیز به پا خاستند. تا ۱۹۸۲م، بیشتر مناطق هزاره‌جات به‌جز مرکز بامیان آزاد شد و تحت کنترل مجاهدین محلی قرار گرفت.
نخستین قیام سازمان‌یافته علیه حکومت وقت در 27 بهمن/ دلو 1357 از سوی هزاره‌ها در دره‌صوف یکی از ولسوالی‌های [[سمنگان]] با تصرف معادن [[زغال‌سنگ]] آغاز شد. نیروهای حکومتی با خشونت تمام با مردم دره‌صوف به مقابله پرداختند و طی ۱۰روز درگیری، شمار زیادی از غیرنظامیان قتل‌عام شدند. این قیام به مناطق دیگر شمال افغانستان از جمله دهن غوری، جنگل اوغلی، شولگره، پشتبند و چهارکنت گسترش یافت و و کم کم به خیزش سراسری تبدیل شد. در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ش، مردم [[دایکندی]] نیز به پا خاستند. تا ۱۹۸۲م، بیشتر مناطق هزاره‌جات به‌جز مرکز بامیان آزاد شد و تحت کنترل مجاهدین محلی قرار گرفت.


==== تشکیل شورای اتفاق و سازمان‌دهی مقاومت ====
==== تشکیل شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان و سازمان‌دهی مقاومت ====
در این دوره، «شورای اتفاق» (حکومت محلی و خودمختار) به رهبری «سید علی بهشتی» (یک روحانی برجسته) تشکیل شد و مقاومت را در هزاره‌جات سازماندهی کرد. علاوه‌بر این، اعتراضات شهری نیز گسترش یافت؛ از جمله تظاهرات خونین ۳ حوت ۱۳۵۸ش هزاره‌ها و شیعیان در کابل که یکی از بزرگ‌ترین اعتراضات ضدحکومتی بود.
در این دوره، «[[شورای اتفاق|شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان]]» (حکومت محلی و خودمختار) به رهبری «[[سید علی بهشتی]]» از شاگردان [[سید ابوالقاسم خویی]] از [[مرجع تقلید|مراجع تقلید]] [[نجف]] تشکیل شد و مقاومت را در هزاره‌جات سازماندهی کرد. علاوه‌بر این، اعتراضات شهری نیز گسترش یافت؛ از جمله تظاهرات خونین ۳ حوت ۱۳۵۸ش هزاره‌ها و شیعیان در [[کابل]] که یکی از بزرگ‌ترین اعتراضات ضدحکومتی بود.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>


==== دستاوردهای قیام مرحلهٔ چهارم ====
==== دستاوردهای قیام مرحلهٔ چهارم ====
قیام ملی هزاره‌ها به‌عنوان یکی از موفق‌ترین نمونه‌های مبارزهٔ مردمی در جهان شناخته می‌شود. این دوره موجب افزایش آگاهی سیاسی و اجتماعی هزاره‌ها شد و مفاهیمی مانند «هویت قومی»، «خودمختاری» و «عدالت اجتماعی» را تقویت کرد. همچنین، ساختارهای سنتی قبیله‌ای جای خود را به نهادهای مدرن‌تر مانند احزاب و سازمان‌های سیاسی داد.
قیام سراسری هزاره‌ها موجب افزایش آگاهی سیاسی و اجتماعی هزاره‌ها شد و مفاهیمی مانند «هویت قومی»، «خودمختاری» و «عدالت اجتماعی» را تقویت کرد. همچنین، ساختارهای سنتی قبیله‌ای جای خود را به نهادهای مدرن‌تر مانند احزاب و سازمان‌های سیاسی داد. حکومت حزب دموکراتیک خلق و پرچم، برخلاف گذشته، با حذف برخی تبعیض‌های قومی و مذهبی، فرصت‌هایی برای مشارکت هزاره‌ها در عرصه‌های سیاسی و نظامی فراهم کرد. در ۱۹۸۷م نخستین نشست سراسری هزاره‌ها تشکیل شد که گامی مهم در رسمیت‌یافتن حقوق این قوم محسوب می‌شد. هزاره‌ها برای نخستین‌بار پس از ۲۵۰ سال به مقاماتی مانند «نخست‌وزیری» و «معاونت دولت» دست یافتند.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>
 
حکومت کمونیستی، برخلاف گذشته، با حذف تبعیض‌های قومی و مذهبی، فرصت‌هایی برای مشارکت هزاره‌ها در عرصه‌های سیاسی و نظامی فراهم کرد. در ۱۹۸۷م نخستین نشست سراسری هزاره‌ها تشکیل شد که گامی مهم در رسمیت‌یافتن حقوق این قوم محسوب می‌شد. هزاره‌ها برای نخستین‌بار پس از ۲۵۰ سال به مقاماتی مانند «نخست‌وزیری» و «معاونت دولت» دست یافتند.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>
 
=== مرحلهٔ پنجم؛ جنبش عدالت‌خواهی و مقاومت غرب کابل (دههٔ ۱۹۹۰ میلادی) ===
هزاره‌ها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیض‌های قومی و مذهبی بوده‌اند. پس از سقوط رژیم کمونیستی و تشکیل دولت اسلامی مجاهدین، بار دیگر از مشارکت عادلانه در قدرت محروم شدند. این امر موجب شکل‌گیری جنبش عدالت‌خواهی به رهبری عبدالعلی مزاری، دبیرکل «حزب وحدت اسلامی» شد که خواستار احقاق حقوق سیاسی، اجتماعی و مذهبی هزاره‌ها بود.


==== تشکیل حزب وحدت اسلامی ====
=== مرحلهٔ پنجم؛ مقاومت غرب کابل و گفتمان‌ عدالت‌خواهی (دههٔ ۱۹۹۰ میلادی) ===
پس از چندین دهه تلاش برای اتحاد میان گروه‌های شیعه و هزاره، سرانجام در ۱۳۶۶ش شورای ائتلاف اسلامی افغانستان تشکیل شد که مقدمه‌ای برای تأسیس حزب وحدت اسلامی در ۱۳۶۸ش بود. این حزب با هدف وحدت گروه‌های مختلف سیاسی هزاره‌ها و شیعیان و مبارزه برای عدالت اجتماعی، مشارکت سیاسی برابر و پایان تبعیض نظام‌مند علیه هزاره‌ها پدید آمد.
هزاره‌ها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیض‌های قومی و مذهبی بوده‌اند. پس از سقوط حکومت [[نجیب‌الله]] و تشکیل [[دولت اسلامی افغانستان]] توسط مجاهدین، بار دیگر از مشارکت عادلانه در قدرت محروم شدند. این امر موجب شکل‌گیری [[گفتمان عدالت‌خواهی]] به رهبری عبدالعلی مزاری، دبیرکل «حزب وحدت اسلامی» شد که خواستار احقاق حقوق سیاسی، اجتماعی و مذهبی هزاره‌ها و شیعیان افغانستان بود.


==== مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری ====
==== مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری ====
مقاومت سازمان‌یافتهٔ هزاره‌ها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود. [[عبدالعلی مزاری]]، به‌عنوان رهبر کاریزماتیک این جنبش، خواستار رسمیت‌یافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیض‌آمیز اداری و تقسیمات کشوری و مشارکت سیاسی عادلانهٔ همهٔ اقوام شد. وی با استناد به تاریخ پر ستم افغانستان، به‌ویژه دوران عبدالرحمان خان، بر ضرورت پایان‌دادن به ستم سیستماتیک علیه هزاره‌ها تأکید کرد.
مقاومت سازمان‌یافتهٔ هزاره‌ها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود. عبدالعلی مزاری، به‌عنوان رهبر کاریزماتیک این جنبش، خواستار رسمیت‌یافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیض‌آمیز اداری و تقسیمات کشوری و حضور هزاره‌ها در تصمیم‌گیری‌ها شد.<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص 104.</ref> وی با استناد به تاریخ پر ستم افغانستان، به‌ویژه دوران عبدالرحمان، بر ضرورت پایان‌دادن به ستم سیستماتیک علیه هزاره‌ها تأکید کرد. علاوه بر آن بر مفاهیمی مانندحکومت ملی، اسلامی، عادلانه، حاکمیت مردم،<ref>مزاری، احیاری هویت، 1393، ص 135. </ref> وحدت ملی،<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص266. </ref> کرامت انسانی، حقوق شهروندی، صلح و امنیت، مداری اجتماعی، استقلال، نظام فدرال، پذیرش حقوق زنان و اقلیت‌ها در افغانستان تأکید داشت.<ref>فصیحی، «گفتمان عدالت‌خواهی در افغانستان»، 1403ش، ص 73-76. </ref>
 
==== عدالت اجتماعی به‌عنوان دال مرکزی جنبش ====
جنبش عدالت‌خواهی هزاره‌ها بر محور «عدالت اجتماعی» شکل گرفت و مفاهیمی مانند «مقاومت در برابر تبعیض»، «وحدت ملی» و «احیای هویت قومی-مذهبی» را دربرمی‌گرفت. مزاری با تکیه بر آرمان‌های انسانی، خواستار نظام فدرال و عادلانه در افغانستان بود و بر این باور بود:
 
- حقوق سیاسی باید بر اساس جمعیت هر قوم تعیین شود.
 
- تاریخ ظلم علیه هزاره‌ها نباید تکرار گردد.
 
- تفاهم میان اقوام تنها راه حل بحران افغانستان است.


==== پیامدها و تأثیرات جنبش ====
مقاومت عدالت‌خواهی موجب افزایش نقش هزاره‌ها در معادلات سیاسی و الهام‌بخش نسل‌های بعدی برای ادامهٔ مبارزه در راه برابری و آزادی شد. آرمان‌های این جنبش از جمله عدالت‌خواهی و مقاومت در برابر ظلم، ادبیات جدید را خلق کرد و تا امروز در افکار عمومی هزاره‌ها زنده مانده و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>
[[جنبش عدالت‌خواهی]] موجب افزایش نقش هزاره‌ها در معادلات سیاسی و الهام‌بخش نسل‌های بعدی برای ادامهٔ مبارزه در راه برابری و آزادی شد. آرمان‌های این جنبش از جمله عدالت‌خواهی و مقاومت در برابر ظلم، ادبیات جدید را خلق کرد و تا امروز در افکار عمومی هزاره‌ها زنده مانده و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>


=== مرحلهٔ ششم؛ مقاومت در برابر طالبان ===
=== مرحلهٔ ششم؛ مقاومت در برابر طالبان ===