خط ۳۳: خط ۳۳:


==== غزنی مرکز زابلستان ====
==== غزنی مرکز زابلستان ====
بر اساس منابع دورهٔ اسلامی، غزنی به‌عنوان مرکز زابلستان شناخته می‌شد. زابلستان ناحیه‌ای پهناور و مستقل در جنوب بلخ و تخارستان بود که به زوال (زال) جد [[رستم]] منسوب شده است. عبدالحی حبیبی با استناد به سفرنامهٔ هیوان تسنگ (قرن هفتم میلادی) تأیید می‌کند که غزنی پایتخت زابلستان (تسوکوجا) بوده است. هیوان تسنگ از غزنی با نام «هوسی‌نا» یاد کرده و آن را شهر اصلی منطقه توصیف کرده که دارای زمین‌های حاصلخیز برای کشاورزی و تولید گندم [[زمستان|زمستانه]] بوده است.<ref>جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۱۶.</ref>
بر اساس منابع دورهٔ اسلامی، غزنی به‌عنوان مرکز زابلستان شناخته می‌شد. زابلستان ناحیه‌ای پهناور و مستقل در جنوب بلخ و تخارستان بود که به زوال (زال) جد [[رستم]] منسوب شده است. عبدالحی حبیبی با استناد به سفرنامهٔ هیوان تسنگ (قرن هفتم میلادی) تأیید می‌کند که غزنی پایتخت زابلستان (تسوکوجا) بوده است. هیوان تسنگ از غزنی با نام «هوسی‌نا» یاد کرده و آن را شهر اصلی منطقه توصیف کرده که دارای زمین‌های حاصلخیز برای کشاورزی و تولید گندم [[زمستان|زمستانه]] بوده است. همچنین شهر دیگری به نام «هوس‌الو» (احتمالاً هرازم) در این ناحیه وجود داشت که به‌دلیل چشمه‌سارهای فراوان، برای کشاورزی مناسب بود. زابلستان در آن دوره دارای حکومتی مستقل و پادشاهی مقتدر بود که به علم و [[دین]] علاقه داشت و به‌عنوان میراث‌دار سنت‌های کهن حکمرانی در منطقه محسوب می‌شد. این جایگاه تاریخی، غزنی را به بستر تمدن شرق اسلامی و حلقه وصل فرهنگ‌های خراسان و هند تبدیل کرده بود.<ref>جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۱۶.</ref>
 
همچنین شهر دیگری به نام «هوس‌الو» (احتمالاً هرازم) در این ناحیه وجود داشت که به‌دلیل چشمه‌سارهای فراوان، برای کشاورزی مناسب بود. زابلستان در آن دوره دارای حکومتی مستقل و پادشاهی مقتدر بود که به علم و [[دین]] علاقه داشت و به‌عنوان میراث‌دار سنت‌های کهن حکمرانی در منطقه محسوب می‌شد. این جایگاه تاریخی، غزنی را به بستر تمدن شرق اسلامی و حلقه وصل فرهنگ‌های خراسان و هند تبدیل کرده بود.<ref>جمعی از نویسندگان، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۱۶.</ref>


==== جغرافیای امروزی غزنی ====
==== جغرافیای امروزی غزنی ====