جز تمیزکاری |
جز ویکی سازی و تمیزکاری |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
مریم فیروز دختر عبدالحسین فرمانفرما در سال ۱۲۹۲ در کرمانشاه و در خانواده اشرافی قاجار به دنیا آمد.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> او در خانوادهای سنتی و متمول به دنیا آمد و در میان فرزندان متعدد پدرش او فرزند محبوب پدرش بود،<ref>رک، بهنود، مسعود؛ این سه زن</ref> بغیر از پدرش، برادران و بستگانش دارای مناصب متعدد حکومتی در دوره پهلوی بودند. | مریم فیروز دختر عبدالحسین فرمانفرما در سال ۱۲۹۲ در [[کرمانشاه]] و در خانواده اشرافی [[ایل قاجار|قاجار]] به دنیا آمد.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> او در خانوادهای سنتی و متمول به دنیا آمد و در میان فرزندان متعدد پدرش او فرزند محبوب پدرش بود،<ref>رک، بهنود، مسعود؛ این سه زن</ref> بغیر از پدرش، برادران و بستگانش دارای مناصب متعدد حکومتی در دوره پهلوی بودند. | ||
== معرفی فرمانفرما == | == معرفی فرمانفرما == | ||
پدر مریم فیروز، عبدالحسین فرمانفرما پسر فیروز میرزا و نوه عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه قاجار بود از سیاستمداران و شاهزادگان قاجار و مادرش بتول احشمی از خانواده بزرگ کرمانشاه بود. پدرش یکی از شاهزادگان با نفوذ آخر دوره قاجار بود که در اوائل دوران پهلوی نیز نفوذ و اعتبار خود را تا حد زیادی حفظ کرد، هر چند سرانجام به غضب رضاشاه گرفتار شد.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> | پدر مریم فیروز، عبدالحسین فرمانفرما پسر فیروز میرزا و نوه عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه قاجار بود از سیاستمداران و شاهزادگان [[ایل قاجار|قاجار]] و مادرش بتول احشمی از خانواده بزرگ کرمانشاه بود. پدرش یکی از شاهزادگان با نفوذ آخر دوره قاجار بود که در اوائل دوران پهلوی نیز نفوذ و اعتبار خود را تا حد زیادی حفظ کرد، هر چند سرانجام به غضب رضاشاه گرفتار شد.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> | ||
او آشکارا از سیاست بریتانیا حمایت میکرد، فرمانفرما چند صباحی نخست وزیر شد؛ اما دولتش مستعجل بود و رقابتهای پشت پرده و رغبت نداشتن احمدشاه به او، زود از معرکه بیرونش کرد<ref>http://khorasannews.com/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=684405</ref> او در سالهای بعد والی کرمان، شیراز و… شد.<ref>رک: بهنود، مسعود، این سه زن</ref> | او آشکارا از سیاست بریتانیا حمایت میکرد، فرمانفرما چند صباحی نخست وزیر شد؛ اما دولتش مستعجل بود و رقابتهای پشت پرده و رغبت نداشتن احمدشاه به او، زود از معرکه بیرونش کرد<ref>http://khorasannews.com/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=684405</ref> او در سالهای بعد والی کرمان، شیراز و… شد.<ref>رک: بهنود، مسعود، این سه زن</ref> | ||
=== تحصیل === | === تحصیل === | ||
تحصیلات اولیه (تا کلاس پنجم ابتدایی) را توسط معلم خانگی در خانه پدری گذراند. سپس در مدرسه ناموس به ادامه تحصیل پرداخت. وی به لحاظ هوش و استعداد طی | تحصیلات اولیه (تا کلاس پنجم ابتدایی) را توسط معلم خانگی در خانه پدری گذراند. سپس در مدرسه ناموس به ادامه تحصیل پرداخت. وی به لحاظ هوش و استعداد طی ۷ سال به زبان فرانسه و [[زبان عربی|عربی]] تسلط یافت و سپس در مدرسه فرانسوی «ژاندراک» به تحصیلات خود ادامه داد. در این دوران نزد معلمانی همچون [[طوبی آزموده]] و [[صدیقه دولتآبادی]] که در زمره پیشکسوتان جنبش اجتماعی [[زنان]] بودند، تحصیل کرد.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> او دکتری خود را در برلین گرفت | ||
=== ازدواج === | === ازدواج === | ||
===== [[ازدواج]] با عباسقلی اسفندیاری ===== | ===== [[ازدواج]] با عباسقلی اسفندیاری ===== | ||
شانزده سال داشت که با عباسقلی اسفندیاری فرزند محتشمالسلطنه، رئیس مجلس شورای ملی که ۲۶ ساله با وی اختلاف سنی داشت، ازدواج کرد، این ازدواج، بنا به درخواست پدرش و با ملاحظات سیاسی انجام پذیرفت و نتیجه آن دو دختر به نامهای افسانه و افسر اسفندیاری بود.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> او تا مرگ پدرش با اسفندیاری زندگی کرد و پس از فوت پدرش از او [[طلاق]] گرفت<ref>رک: بهنود، مسعود، این سه زن</ref> وی علت جداییاش از همسرش را چنین شرح میدهد: «علت اصلی جدایی در تفاوت سنی بود. من ۱۸ ساله بودم و او ۴۵ سال داشت. او برایم خیلی محترم و عزیز بود. بد کسی را نمیخواست و اهل ارتشاء هم نبود. هیچگونه تفاهم اخلاقی بین ما وجود نداشت. ما در دو دنیای متفاوت بودیم. من علاقمند به مطالعه و کتاب بودم و او از این موضوع اصلاً ناراحت میشد. مهمترین مسئلهای که بین ما وجود داشت رفتار او نسبت به پدرم بود.»<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> مریم مدتی در منزل مادرش و مدتی در آپارتمانهایی که برادرانش در شهر داشتند زندگی کرد تا بالاخره تصمیم گرفت که زندگی مستقل داشته باشد. طلاق مریم در سال ۱۳۲۲ بود.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> | شانزده سال داشت که با عباسقلی اسفندیاری فرزند محتشمالسلطنه، رئیس [[مجلس شورای ملی]] که ۲۶ ساله با وی اختلاف سنی داشت، [[ازدواج]] کرد، این ازدواج، بنا به درخواست پدرش و با ملاحظات سیاسی انجام پذیرفت و نتیجه آن دو دختر به نامهای افسانه و افسر اسفندیاری بود.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> او تا مرگ پدرش با اسفندیاری زندگی کرد و پس از فوت پدرش از او [[طلاق]] گرفت<ref>رک: بهنود، مسعود، این سه زن</ref> وی علت جداییاش از همسرش را چنین شرح میدهد: «علت اصلی جدایی در تفاوت سنی بود. من ۱۸ ساله بودم و او ۴۵ سال داشت. او برایم خیلی محترم و عزیز بود. بد کسی را نمیخواست و اهل ارتشاء هم نبود. هیچگونه تفاهم اخلاقی بین ما وجود نداشت. ما در دو دنیای متفاوت بودیم. من علاقمند به مطالعه و کتاب بودم و او از این موضوع اصلاً ناراحت میشد. مهمترین مسئلهای که بین ما وجود داشت رفتار او نسبت به پدرم بود.»<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> مریم مدتی در منزل مادرش و مدتی در آپارتمانهایی که برادرانش در شهر داشتند زندگی کرد تا بالاخره تصمیم گرفت که زندگی مستقل داشته باشد. طلاق مریم در سال ۱۳۲۲ بود.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> | ||
===== ازدواج با نورالدین کیانوری ===== | ===== ازدواج با نورالدین کیانوری ===== | ||
در سال ۱۳۲۳ با معمار جوانی به نام نورالدین کیانوری، نوه شیخ فضلالله | در سال ۱۳۲۳ با معمار جوانی به نام نورالدین کیانوری، نوه شیخ [[فضلالله نوری]]، که عضو [[حزب توده]] بود و چهار سال از وی کوچکتر بود، [[ازدواج]] کرد. ازدواج یک شاهزاده [[ایل قاجار|قاجار]] با یک رهبر کمونیست، در همان زمان بازتاب وسیعی در نشریات داشت. نسبت اشرافی مریم فیروز و اقدام جسورانه او در پیوستن به «جنبش تودهای» با جنجال و سروصدای زیادی همراه شد، تا جایی که نشریات خارجی از او به عنوان «شاهزاده سرخ» نام میبردند.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> | ||
== ورود به سیاست و اجتماع == | == ورود به سیاست و اجتماع == | ||
مریم فیروز از مدتها قبل از مرگ پدر و طلاق | مریم فیروز از مدتها قبل از مرگ پدر و [[طلاق]] از همسر، سودای فعالیت سیاسی داشت. او از مدتها قبل گرایشهای سیاسی مارکسیستی پیدا کردهبود. برخی میخواهند این رویکرد مریم فیروز را به شوهر دومش، نورالدین کیانوری نسبت دهند؛<ref>http://khorasannews.com/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=684405</ref> مریم میگوید: «بعد از فوت پدرم در سال 1318 چون او دیگر نبود تا از جریانات لطمه و آسیب ببیند، خودم را از این جهت در مبارزه علیه شاه آزاد میدیدم. وقتی وارد این جریان شدم حدود سالهای 1319-1320 بود. میدانستم که خیلی افراد خانوادهام با این زندگی که من انتخاب کردهام مخالفند ولی چارهای نبود میبایست رفت و راهی یافت.»<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> > | ||
مریم به برگزاری جلسات روشنفکری در خانهباغ بزرگش دست زد؛ بسیاری از روشنفکران، آن روزها سر از خانه مریم فیروز درمیآوردند<ref>http://khorasannews.com/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=684405</ref> صادق هدایت، عبدالحسین نوشین، بزرگ علوی، احمد قاسمی، نورالدین کیانوری، فریدون توللی، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج از جمله این افراد بودند. وی گوشههایی از این روابط را در کتاب خاطرات خود به نام «چهرههای درخشان» نقل کرده است، گفته میشود فریدون توللی شعر معروف و زیبای «مریم» را در ستایش او سروده است. در این مقطع دامنه مطالعات خود را افزایش داد و این در شرایطی بود که جنگ جهانی دوم در حال خاتمه بود و فعالیتهای ضدفاشیستی در ایران ابزاری علیه رژیم پهلوی شده بود.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> | مریم به برگزاری جلسات روشنفکری در خانهباغ بزرگش دست زد؛ بسیاری از روشنفکران، آن روزها سر از خانه مریم فیروز درمیآوردند<ref>http://khorasannews.com/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=684405</ref> صادق هدایت، عبدالحسین نوشین، بزرگ علوی، احمد قاسمی، نورالدین کیانوری، فریدون توللی، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج از جمله این افراد بودند. وی گوشههایی از این روابط را در کتاب خاطرات خود به نام «چهرههای درخشان» نقل کرده است، گفته میشود فریدون توللی شعر معروف و زیبای «مریم» را در ستایش او سروده است. در این مقطع دامنه مطالعات خود را افزایش داد و این در شرایطی بود که جنگ جهانی دوم در حال خاتمه بود و فعالیتهای ضدفاشیستی در ایران ابزاری علیه رژیم پهلوی شده بود.<ref>http://www.oral-history.ir/?page=post&id=1384</ref> | ||