بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
== شهوت در نگاه قرآنی == | == شهوت در نگاه قرآنی و اخلاقی == | ||
قرآن در آیات متعددی مستقیم و غیرمستقیم به موضوع شهوت پرداخته و در رسیدن به حد عفت در آن راهنمایی کرده است. برای نمونه پس از یادآوری گروهى از پيامبران الهى و صفات برجسته و والاى آنان، به فرزندان ناشايستهاى اشاره میکند که روى كار آمدند، نماز را ضايع كردند و از انواع شهوتها پيروى نمودند. سپس به آنان وعید مجازات میدهد. همچنین در زمینه غریزه جنسی در ضمن آیاتی به احکام و حرمت ازدواج با محرم، زنان شوهردار و کنیزان آلوده اشاره مینماید. در جای دیگر از قوم لوط و انحراف جنسی و اصرار آنها و سرزنش آنان از سوی پیامبر خدا میپردازد و عذاب دنیوی ایشان را گزارش میدهد. این آیات همچون هشداری درباره نابودی ارزشهای اخلاقی و الهی در جامعهٔ شهوتگرا به شمار میآید.<ref>[https://lib.eshia.ir/27561/2/281 مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۲۸۱ ـ ۲۸۵.]</ref> | |||
كلمه «شهوات» در سه جای قرآن به كار رفته است كه در همه موارد بار منفی دارد.<ref>[[مصباح یزدی، «جلسه پنجم؛ لذّات و شهوات از نگاه قرآن»، پایگاه اطلاعرسانی آیتالله مصباح یزدی.]]</ref> قرآن از انواع گرایشهای شهوانی در میان مردم یاد میکند، مواردی چون دلباختگی به زنان، تمایل شدید به داشتن فرزند پسر، ثروتاندوزی، دلبستگی به اسب، دام یا زراعت. از دیدگاه سید محمدحسین طباطبایی عشق به مقام و جاهطلبی از امور وهمی و خیالیاند و در آیات به امور واقعی اشاره شده است.<ref>طباطبایی، تفسیر المیزان، </ref> | كلمه «شهوات» در سه جای قرآن به كار رفته است كه در همه موارد بار منفی دارد.<ref>[[مصباح یزدی، «جلسه پنجم؛ لذّات و شهوات از نگاه قرآن»، پایگاه اطلاعرسانی آیتالله مصباح یزدی.]]</ref> قرآن از انواع گرایشهای شهوانی در میان مردم یاد میکند، مواردی چون دلباختگی به زنان، تمایل شدید به داشتن فرزند پسر، ثروتاندوزی، دلبستگی به اسب، دام یا زراعت. از دیدگاه سید محمدحسین طباطبایی عشق به مقام و جاهطلبی از امور وهمی و خیالیاند و در آیات به امور واقعی اشاره شده است.<ref>طباطبایی، تفسیر المیزان، </ref> | ||
از دیدگاه اخلاقی وقتی انسان اسیر شهوت میشود، آزادی و عزت خود را از دست داده و برده امیال نفسانی و دنیاطلبان میشود؛ تنها راه نجات، تهذیب نفس از طریق علم سودمند و تمرین مستمر برای مخالفت با خواستههای نفس است.<ref>[https://lib.eshia.ir/11148/1/255/%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%AA خمینی، شرح چهل حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۲۵۵.]</ref> پیامبران هرگز به دنبال نابودی کامل شهوت نبودهاند. بلکه هدف اصلی این بوده است که این قوه را مهار کنند تا تحت میزان عقل و قانون الهی وظیفه خود را انجام دهد و از زیادهروی و سرکشی که منجر به فساد میشود، جلوگیری نمایند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11148/1/16/%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%AA خمینی، شرح چهل حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۶ ـ ۱۷.]</ref> ملا احمد نراقی معتقد است افراط در شهوت جنسی، عقل و دین را مغلوب کرده و با تمرکز بر لذتهای پست، فرد را به سوی تباهی و هلاکت در دنیا و آخرت سوق میدهد. بنابراین باید از ابتدای تحریک آن پرهیز کرد، زیرا این شهوت همچون حاکم ظالم، تمام قوا را نابود کرده و عمر را کوتاه میسازد.<ref>[https://lib.eshia.ir/10341/1/315 نراقی، معراج السعاده، مؤسسه انتشارات هجرت، ص۳۱۵ ـ ۳۱۶.]</ref> | |||
== پیامدهای گسترش شهوتگرایی == | == پیامدهای گسترش شهوتگرایی == | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۹: | ||
# '''اسارت''': جامعه و انسان شهوتپرست اسیر خواستههای نفسانی میشود و بازگشت از آن بسیار دشوار است. شهوت در خدمت او نیست و او در اختیار شهوتش است. اندیشمندان در چنین جامعهای همواره آرزوی آزاداندیشی و آزادی از چنگال هوای نفس را در سر میپرورانند.<ref>[https://lib.eshia.ir/27318/1/137 گروه نویسندگان، جوان، هیجان و خویشتنداری، مؤسسه دار الحدیث، ص۱۳۷.]</ref> | # '''اسارت''': جامعه و انسان شهوتپرست اسیر خواستههای نفسانی میشود و بازگشت از آن بسیار دشوار است. شهوت در خدمت او نیست و او در اختیار شهوتش است. اندیشمندان در چنین جامعهای همواره آرزوی آزاداندیشی و آزادی از چنگال هوای نفس را در سر میپرورانند.<ref>[https://lib.eshia.ir/27318/1/137 گروه نویسندگان، جوان، هیجان و خویشتنداری، مؤسسه دار الحدیث، ص۱۳۷.]</ref> | ||
== | == احکام == | ||
== نفوذ شهوتگرایی به کشورهای اسلامی == | == نفوذ شهوتگرایی به کشورهای اسلامی == | ||
| خط ۴۸: | خط ۵۱: | ||
* جزایری، محمدعلی، دروس اخلاق اسلامی، قم، حوزه علمیه قم، ۱۳۸۸ش. | * جزایری، محمدعلی، دروس اخلاق اسلامی، قم، حوزه علمیه قم، ۱۳۸۸ش. | ||
* گروه نویسندگان، جوان، هیجان و خویشتنداری، قم، مؤسسه دار الحدیث، چاپ اول، بیتا. | |||
* مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، ج۲، قم، مدرسهٔ امام علی بن ابیطالب(ع)، ۱۳۷۷ش. | |||