بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''آلیسون جاگر'''؛ از زنان نویسندۀ | '''آلیسون جاگر'''؛ از زنان نویسندۀ انگلیستان، فمینیست، سوسیال و طرفدار همجنسگرایی. | ||
آلیسون جاگر، بهعنوان یکی از نظریهپردازان فمینیستی با رویکرد سوسیالیستی، با تمرکز بر مفهوم «ازخودبیگانگی» به تحلیل ستم بر زنان در حوزههای میل جنسی، مادرانگی و قابلیتهای فکری میپردازد. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری بهمثابۀ نظامی فراگیر، در چارچوب نظریۀ سیستمهای وحدتیافته، تلفیقی از گفتمانهای مارکسیستی، رادیکال و روانکاوانه ارائه میدهد. در فضای فرهنگی ایران، معرفی چنین چهرههایی بهطور عموم از سوی جریانهای فکری خاص و با اهداف مشخص صورت میگیرد که در پی ترویج خوانشهای غربی از مفاهیمی چون برابری جنسیتی و نقد ساختارهای اجتماعی هستند. محققان این روند را بهطور عمده در قالب بازخوانی اندیشههای فمینیستی غرب و با تأکید بر مفاهیمی مانند خودبیگانگی و نقد مردسالاری تعریف میکنند که به نظر آنها بخشی از پروژۀ گستردهتر فرهنگی برای بازتعریف هنجارهای اجتماعی در جامعۀ ایران محسوب میشود. | آلیسون جاگر، بهعنوان یکی از نظریهپردازان فمینیستی با رویکرد سوسیالیستی، با تمرکز بر مفهوم «ازخودبیگانگی» به تحلیل ستم بر زنان در حوزههای میل جنسی، مادرانگی و قابلیتهای فکری میپردازد. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری بهمثابۀ نظامی فراگیر، در چارچوب نظریۀ سیستمهای وحدتیافته، تلفیقی از گفتمانهای مارکسیستی، رادیکال و روانکاوانه ارائه میدهد. برخی محققان بر این نظرند که در فضای فرهنگی ایران، معرفی چنین چهرههایی بهطور عموم از سوی جریانهای فکری خاص و با اهداف مشخص صورت میگیرد که در پی ترویج خوانشهای غربی از مفاهیمی چون برابری جنسیتی و نقد ساختارهای اجتماعی هستند. محققان این روند را بهطور عمده در قالب بازخوانی اندیشههای فمینیستی غرب و با تأکید بر مفاهیمی مانند خودبیگانگی و نقد مردسالاری تعریف میکنند که به نظر آنها بخشی از پروژۀ گستردهتر فرهنگی برای بازتعریف هنجارهای اجتماعی در جامعۀ ایران محسوب میشود. | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
آلیسون مری جاگر در 1942م در شفیلد انگلستان متولد شد. وی مدرک لیسانس فلسفه را در کالج بدفورد، دانشگاه لندن در | آلیسون مری جاگر در 1942م در شفیلد انگلستان متولد شد. وی مدرک لیسانس فلسفه را در کالج بدفورد، دانشگاه لندن در 1964م گرفت و مدرک کارشناسیارشد خود را در رشتۀ فلسفه از دانشگاه ادینبورگ در 1967م دریافت کرد. او مدرک دکترای فلسفه را نیز از دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY)، بوفالو، در 1970م به دست آورد.<ref> "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.</ref> | ||
جاگر بهعنوان یکی از نظریهپردازان | جاگر بهعنوان یکی از نظریهپردازان برجستۀ فمینیسم سوسیالیستی در غرب، با تلفیق چارچوبهای مارکسیستی و فمینیستی، مفهوم «ازخودبیگانگی» را بهعنوان محور تحلیل ستم بر زنان معرفی میکند. وی با تقسیم این بیگانگی به 3 حوزۀ میل جنسی، مادرانگی و قابلیت فکری، نهادهای اجتماعی غرب را بهمثابه نظامهایی بازتولیدکنندۀ سلطۀ مردانه نقد میکند. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری بهعنوان ساختاری فراگیر، رویکردی التقاطی از شاخههای رادیکال، مارکسیستی و روانکاوانۀ فمینیسم ارائه میدهد.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.</ref> در فضای فکری ایران، آرای او بهطور عمده از سوی برخی جریانهای فمینیستی و مطالعات جنسیتی مورد ارجاع قرار میگیرد که اغلب در پی بومیسازی خوانشهای انتقادی غربی از مفاهیمی چون بدنمندی، خانواده و نقشهای جنسیتی هستند. این ارجاعات بهطور معمول در قالب نقد ساختارهای سنتی و بازتعریف هنجارهای دینی و اجتماعی ظاهر میشوند. هرچند دیدگاههای او با مبانی اسلامی و ارزشهای خانوادهمحور ایرانی در تعارض است، اما بهعنوان نمونهای از گفتمانهای فمینیستی غربی در ادبیات آکادمیک برخی از محققان مورد توجه واقع شده است.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.]</ref> | ||
==دیدگاههای آلیسون جاگر== | ==دیدگاههای آلیسون جاگر == | ||
===ازخودبیگانگی زن=== | ===ازخودبیگانگی زن=== | ||
آلیسون جاگر مانند [[آیریس ماریون یانگ]] نظریۀ سیستمهای وحدتیافته را دنبال میکند | آلیسون جاگر مانند [[آیریس ماریون یانگ]] نظریۀ سیستمهای وحدتیافته را دنبال میکند. از منظر جاگر، همانگونه که کارگران روزمزد با محصول کار خود بیگانه یا از آن جدا میشوند، [[زن]] نیز با بدن خود بیگانه میشود. در این چارچوب، هر زنی که رژیم لاغری میگیرد یا ورزش میکند یا لباس میپوشد، در واقع جسم خود را برای مردان آرایش و پیرایش میکند. این زن در اینکه بدن او کجا، چگونه، چه وقت و از سوی چه کسی، بهرهبرداری شود تقریباً هیچ اختیاری ندارد. بدن زن از راههای گوناگون، ربوده میشود، گاهی با تجاوز جنسی و گاه با نگاههای هیز مردان. همچنان که زن به سختی روی بدن خود کار میکند (با باریککردن ابرو، اصلاح موی زیر بغل، کوچککردن باسن، بزرگکردن سینه، لاکزدن به ناخن و پوشیدن کرست) پیکر او برای مردان و برای خودش به شیء بدل میشود و برای جلب نظر و پسند مردان، با زنان دیگر رقابت میکند. به نظر جاگر، زنان همجنسباز بهدلیل آنکه در جلب توجه مردان رقابت ندارند، دوستیهای عمیقتری بینشان یافت میشود. | ||
به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربهای بیگانهساز است؛ چون کس دیگری تصمیم میگیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچهداری، هنگامی که مهار آن از دست [[زنان]] بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربهای بیگانهساز میشود. او میگوید راه و رسم بچهداری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینهورزی مادر به فرزندان خود منتهی میشود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref> | به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربهای بیگانهساز است؛ چون کس دیگری تصمیم میگیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچهداری، هنگامی که مهار آن از دست [[زنان]] بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربهای بیگانهساز میشود. او میگوید راه و رسم بچهداری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینهورزی مادر به فرزندان خود منتهی میشود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref> | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
===نقد فمینیسم لیبرال=== | ===نقد فمینیسم لیبرال=== | ||
از منظر آلیسون جاگر، [[فمینیسم لیبرال]] گرفتار دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی است. با درکی که این تفکر از طبیعت انسان دارد وجه ممیز انسانها را در قابلیت خردورزی میداند. لیبرالها کوشیدهاند از راههای گوناگون تعریفی برای خردورزی با تأکید بر جنبههای اخلاقی یا جنبههای مصلحتجویانۀ آن به دست دهند. ارجاع عقلانیت به توانایی درک اصول عقلانی اخلاق، | از منظر آلیسون جاگر، [[فمینیسم لیبرال]] گرفتار دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی است. با درکی که این تفکر از طبیعت انسان دارد وجه ممیز انسانها را در قابلیت خردورزی میداند. لیبرالها کوشیدهاند از راههای گوناگون تعریفی برای خردورزی با تأکید بر جنبههای اخلاقی یا جنبههای مصلحتجویانۀ آن به دست دهند. ارجاع عقلانیت به توانایی درک اصول عقلانی اخلاق، بهمثابۀ تأکید بر ارزش آزادی عمل افراد است. در مقابل، هرگاه عقل به توانایی محاسبۀ بهترین راه برای نیل به هدفی دلخواه تعبیر شود ارزش خودشکوفایی مورد تأکید قرار میگیرد. لیبرالها هر تعریفی که از خردورزی داشته باشند در هرحال اتفاق نظر دارند که جامعۀ سالم جامعهای است که به افراد امکان آزادی عمل و شکوفایی خود را بدهد. برای نمونه دفاع لیبرالیسم از آزادی مذاهب بر این مبنا نیست که رفاه عمومی جامعه بیشتر میشود یا اینکه زندگی مؤمنانه در ذات خود از زندگی کفرآمیز ارزشمندتر است، بلکه به این دلیل است که افراد حق دارند زندگی معنوی خود را به اختیار برگزینند. همین حکم برای تمامی حقوقی که ما بهطور عموم از آنها به حقوق بنیادین انسان تعبییر میکنیم صادق است.<ref>جاگر، آليسون، چهار تلقی از فمينيسم، مترجم:س . اميری، مجله زنان، مرجـع فمينيـسم، 1378ش، ص6.</ref> | ||
==نقد دیدگاه== | ==نقد دیدگاه== | ||
از آنجاكه فمينيسم سوسيال، تركيبی از دو گرايش فمينيسم راديكال و فمينيسم ماركسيستی محسوب میشود، از انتقادات وارد بر هر كدام از گرايشهای يادشده برخوردار است؛ بهويژه از جهت فروكاستن مسئلۀ زنان به | به نظر محققان از آنجاكه فمينيسم سوسيال، تركيبی از دو گرايش فمينيسم راديكال و فمينيسم ماركسيستی محسوب میشود، از انتقادات وارد بر هر كدام از گرايشهای يادشده برخوردار است؛ بهويژه از جهت فروكاستن مسئلۀ زنان به مسئلۀ كارگران و پذيرش چارچوب تحليلی ماردكسيسم.<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستانآبادی، «نا برابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش]</ref> | ||
کاترین مکینان بر دو اساس به کوششهایی که برای ایجاد فمینیسم تلفیقی سوسیالیستی صورت میگیرد، ایراد وارد کرده است. نخست آنکه اینگونه بر هم نهادهها، فقط مسائل اصلی فمینیستی مانند تولید مثل و میل جنسی و [[تربیت]] کودک را در دل «تحلیلی مارکسیستی که در اساس تحولی نیافته است» جای میدهند. | کاترین مکینان بر دو اساس به کوششهایی که برای ایجاد فمینیسم تلفیقی سوسیالیستی صورت میگیرد، ایراد وارد کرده است. نخست آنکه اینگونه بر هم نهادهها، فقط مسائل اصلی فمینیستی مانند تولید مثل و میل جنسی و [[تربیت]] کودک را در دل «تحلیلی مارکسیستی که در اساس تحولی نیافته است» جای میدهند. | ||
دوم آنکه اینگونه برهمنهادهها همگی «مسئله زن» را به «مسئله کارگر» فرو میکاهند.<ref>MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State : An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> اما هیچ یک از این ایرادها | دوم آنکه اینگونه برهمنهادهها همگی «مسئله زن» را به «مسئله کارگر» فرو میکاهند.<ref>MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State : An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> اما برخی از محققان هیچ یک از این ایرادها را بر یانگ و جاگر وارد نمیدانند؛ زیرا یانگ نه تنها با بهرهگیری از تحلیل تقسیم کار به جای تحلیل طبقاتی تحلیل مارکسیستی را متحول ساخت بلکه پافشاری داشت که به حاشیهراندن [[زنان]] در سرمایهداری مهمترین پدیدهای است که فمینیسم سوسیالیستی باید به بررسی آن بپردازد. این حرف در مورد جاگر نیز صادق است؛ تأکید او بر مفهوم ازخودبیگانگی بود و میگفت ستم بر [[زنان]] را باید به جای طبقه بر حسب ازخودبیگانگی تحلیل کرد. بنابراین اگر ایرادی به نظریۀ سیستمهای وحدتیافته یانگ و جاگر وارد باشد شاید به این علت است که هر روشی که بخواهد مارکسیستی تلقی شود باید تحلیل طبقاتی را در اولویت بداند، یا شاید به این علت است که این نظریهها به [[زنان]] اجازۀ پرسش و پاسخ دربارۀ مسائل پیش پا افتادۀ تولیدمثل و میل جنسی و [[تربیت]] فرزند را نمیدهند.<ref>تانگ، نقد و نظر، نظریههای فمینیستی، 1387ش، ص305 </ref> | ||
از منظر جهانبینی اسلامی، مادری بهعنوان جایگاهی مقدس و تکاملبخش مورد احترام است که نه تنها عامل ازخودبیگانگی نیست، بلکه زمینهساز رشد معنوی و اجتماعی زن محسوب میشود. در اسلام، تصمیمگیری دربارۀ فرزندآوری در چارچوب خانواده و بر اساس ارزشهای اخلاقی و مسئولیتپذیری مشترک تعریف میشود، نه بهعنوان عرصهای از سلطۀ بیرونی. این نگاه، مادری را نقشی فعال و آگاهانه میداند که در تقابل با برداشت کاهشگرایانه فمینیستی قرار دارد. به نظر پژوهشگران طرح چنین دیدگاههای بیگانهساز دربارۀ مادری، بهطور عموم از سوی جریانهای فکری خاصی دنبال میشود که با هدف بازتعریف هنجارهای خانوادگی در جامعّ ایرانی، خوانشهای فرهنگ غربی را ترویج میدهند.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref> | از منظر جهانبینی اسلامی، مادری بهعنوان جایگاهی مقدس و تکاملبخش مورد احترام است که نه تنها عامل ازخودبیگانگی نیست، بلکه زمینهساز رشد معنوی و اجتماعی زن محسوب میشود. در اسلام، تصمیمگیری دربارۀ فرزندآوری در چارچوب خانواده و بر اساس ارزشهای اخلاقی و مسئولیتپذیری مشترک تعریف میشود، نه بهعنوان عرصهای از سلطۀ بیرونی. این نگاه، مادری را نقشی فعال و آگاهانه میداند که در تقابل با برداشت کاهشگرایانه فمینیستی قرار دارد. به نظر پژوهشگران طرح چنین دیدگاههای بیگانهساز دربارۀ مادری، بهطور عموم از سوی جریانهای فکری خاصی دنبال میشود که با هدف بازتعریف هنجارهای خانوادگی در جامعّ ایرانی، خوانشهای فرهنگ غربی را ترویج میدهند.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref> | ||
===نقد نظام مردسالاری=== | ===نقد نظام مردسالاری=== | ||
مردسالاری، نظامی از ستم و تبعيض عليه [[زنان]] است كه در تمامی حوزههای زندگی، اعم از روابط شخصی، رفتارهای جنسی (تجاوز، فحشا، مزاحمت جنسی) و عرصههای ديگر اجتماع، فرهنگ، اعمال و تقويت میشود؛ در واقع از منظر فمينيستهای راديكال، مردسالاری يك نظام اعم يا فرانظام است؛ به اين معنا كه تمام ستمها و تبعيضها در نظامهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسط نظام مردسالار طراحی و تقويت میشود و هماهنگی ميان نظامهای متفاوت برای استمرار سلطه جنس يا طبقه مذكر بر جنس يا طبقهی مؤنث، توسط اين نظام صورت میگيرد.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80. </ref> از نظر آنها مردسالاری امری فراتاريخی است و اختصاص به يك | مردسالاری، نظامی از ستم و تبعيض عليه [[زنان]] است كه در تمامی حوزههای زندگی، اعم از روابط شخصی، رفتارهای جنسی (تجاوز، فحشا، مزاحمت جنسی) و عرصههای ديگر اجتماع، فرهنگ، اعمال و تقويت میشود؛ در واقع از منظر فمينيستهای راديكال، مردسالاری يك نظام اعم يا فرانظام است؛ به اين معنا كه تمام ستمها و تبعيضها در نظامهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسط نظام مردسالار طراحی و تقويت میشود و هماهنگی ميان نظامهای متفاوت برای استمرار سلطه جنس يا طبقه مذكر بر جنس يا طبقهی مؤنث، توسط اين نظام صورت میگيرد.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80. </ref> از نظر آنها مردسالاری امری فراتاريخی است و اختصاص به يك دورۀ تاريخی و يا يك فرهنگ ندارد.<ref>روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref> | ||
ادعای اصلی در اين نظریه این است كه [[زنان]] در طول تاريخ و بهواسطۀ جنسیتشان، هميشه و در همهحال از موقعيت فروتری نسبت به [[مردان]] برخوردار بودهاند و برخی از اشكال اين فرودستی در قالب ستم و تبعيض قابل شناسايی است. | |||
محققان در رد این اين ادعا نوشتهاند: | محققان در رد این اين ادعا نوشتهاند: | ||
*نخست: اثبات فراگيری ظلم و ستم در طول تاريخ و با اين گستردگی، بايد بهصورت گزارشهای مستند و تاريخی صورت گيرد و چنين گزارشهايی نه وجود دارند و نه در عمل امکانپذیر است. | *نخست: اثبات فراگيری ظلم و ستم در طول تاريخ و با اين گستردگی، بايد بهصورت گزارشهای مستند و تاريخی صورت گيرد و چنين گزارشهايی نه وجود دارند و نه در عمل امکانپذیر است. | ||
*دوم: ادعای | *دوم: ادعای ستم و تبعيض عليه [[زنان]]، بهطور عموم با پيشفرضهای نظام سرمايهداری و مدرن و بعضاً ماركسيستی صورت میگيرد كه در آن، خانواده منشأ ظلم و ستم است و تفاوتهای حقوقی و نقشهای جنسيتی متمايز، مصاديق روشن تبعيض عليه زنان محسوب میشود و در این پیشفرض فمينيستها تاريخ خانواده، تاريخ تفاوتهای حقوقی و تاريخ نقشهای متمايز جنسيتی را با تاريخ ظلم و ستم عليه زنان يكی گرفتهاند. | ||
# | #يكی از اشكالات اساسی در نقد مردسالاری ـ كه بر بسياری از آموزههای ديگر فمينيستی نيز وارد است ـ ابهام مفهومی اين واژه است. فمينيستها تصويری از مردسالاری ارائه میكنند كه زيرمجموعه هيچكدام از نظامهای اجتماعی، فرهنگی، سياسی و اقتصادی نيست، بلكه فراتر از اين نظام و به نوعی تدبيركنندۀ آن است. محققان سوال میکنند كه واقعاً چه تصويری از اين نظام وجود دارد و چه عاملی آن را ايجاد كرده است؟ فرض بر اين است كه هيچكدام از نظامهای يادشده، توانايی ايجاد مردسالاري را ندارند، از طرفی نظامهای يادشده، هم به لحاظ تاريخی و هم بهلحاظ جغرافيايی از چنان تنوعی برخوردارند كه نمیتوانند منشأ امری ثابت و فراتاريخی مانند مردسالاری باشند. | ||
#ميان ايدۀ مردسالاری تاريخی و تصوير ادعايی مبنی بر مادرسالاری اوليه نيز تعارضی وجود دارد. | #ميان ايدۀ مردسالاری تاريخی و تصوير ادعايی مبنی بر مادرسالاری اوليه نيز تعارضی وجود دارد. | ||
#فرایند موفقيت نظام مردسالاری در گفتمان فمينيستی بههيچوجه تبيين نمیشود. چرا با وجود نظامهای متفاوت سياسی، اجتماعی و اقتصادی، نظام مردسالاری در همهجا ـ به زعم فمينيستها ـ به نحو يكسان موفق بوده است؟ چرا طبقه فرودست [[زنان]] در برابر اين سلطه مقاومت نكرده است؟ و چگونه در دورانهای قبل و با نبود تكنولوژی ارتباطات، هماهنگی در نحوه عمل نظام مردسالاری صورت میگرفته است؟ | #فرایند موفقيت نظام مردسالاری در گفتمان فمينيستی بههيچوجه تبيين نمیشود. چرا با وجود نظامهای متفاوت سياسی، اجتماعی و اقتصادی، نظام مردسالاری در همهجا ـ به زعم فمينيستها ـ به نحو يكسان موفق بوده است؟ چرا طبقه فرودست [[زنان]] در برابر اين سلطه مقاومت نكرده است؟ و چگونه در دورانهای قبل و با نبود تكنولوژی ارتباطات، هماهنگی در نحوه عمل نظام مردسالاری صورت میگرفته است؟ | ||
#اگر | #به نظر محققان اگر فراگیری استيلای نظام مردسالار تا اين حد پذیرفته شود كه تمامی ابعاد فرهنگی، سياسی، اجتماعی و حتي مقوله دانش را فراگرفته است، بايد این نیز بپذيريفته شود كه جنبش فمينيستی، معلول سلطۀ همين نظام مردسالار است و ظهور اين جنبش، خود معلولِ بازی جديد نظام مردسالاری است؛ بهعلاوه در صورت استيلای فراگير نظام مردسالار، برونرفت از اين سلطه در عمل غيرممكن است و اين امر با ماهيت رهايیبخش اين جنبش ناسازگار است. بهدلیل وجود اين دسته از اشكالات است كه برخی از فمينيستهای متأخر با اين توصيفات جهانشمول از مردسالاری مخالفاند؛ برای مثال شيلا روباتم با قرائتهای غيرتاريخی از مردسالاری مخالف است؛ ضمنآنکه برخی فمينيستهای انسانشناس تلاش دارند مردسالاری را به جامعهپذيری و عمل اجتماعی نسبت دهند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظريههای فمينيستی، 1382ش، ص325. </ref> | ||
==آثار== | ==آثار== | ||