بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
آلیسون مری جاگر در 1942م در شفیلد انگلستان متولد شد. وی مدرک لیسانس فلسفه را در کالج بدفورد، دانشگاه لندن در 1964م گرفت و مدرک کارشناسیارشد خود را در رشتۀ فلسفه از دانشگاه ادینبورگ در 1967م دریافت کرد. او مدرک دکترای فلسفه را نیز از دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY)، بوفالو، در 1970م به دست آورد.<ref> "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.</ref> | آلیسون مری جاگر در 1942م در شفیلد انگلستان متولد شد. وی مدرک لیسانس فلسفه را در کالج بدفورد، دانشگاه لندن در 1964م گرفت و مدرک کارشناسیارشد خود را در رشتۀ فلسفه از دانشگاه ادینبورگ در 1967م دریافت کرد. او مدرک دکترای فلسفه را نیز از دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY)، بوفالو، در 1970م به دست آورد.<ref> "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.</ref><ref group="دیدگاه">درگذشت؟</ref> | ||
جاگر بهعنوان یکی از نظریهپردازان برجستۀ فمینیسم سوسیالیستی در غرب، با تلفیق چارچوبهای مارکسیستی و فمینیستی، مفهوم «ازخودبیگانگی» را بهعنوان محور تحلیل ستم بر زنان معرفی میکند. وی با تقسیم این بیگانگی به 3 حوزۀ میل جنسی، مادرانگی و قابلیت فکری، نهادهای اجتماعی غرب را بهمثابه نظامهایی بازتولیدکنندۀ سلطۀ مردانه نقد میکند. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری بهعنوان ساختاری فراگیر، رویکردی التقاطی از شاخههای رادیکال، مارکسیستی و روانکاوانۀ فمینیسم ارائه میدهد.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.</ref> در فضای فکری ایران، آرای او بهطور عمده از سوی برخی جریانهای فمینیستی و مطالعات جنسیتی مورد ارجاع قرار میگیرد که اغلب در پی بومیسازی خوانشهای انتقادی غربی از مفاهیمی چون بدنمندی، خانواده و نقشهای جنسیتی هستند. این ارجاعات بهطور معمول در قالب نقد ساختارهای سنتی و بازتعریف هنجارهای دینی و اجتماعی ظاهر میشوند. هرچند دیدگاههای او با مبانی اسلامی و ارزشهای خانوادهمحور ایرانی در تعارض است، اما بهعنوان نمونهای از گفتمانهای فمینیستی غربی در ادبیات آکادمیک برخی از محققان مورد توجه واقع شده است.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.]</ref> | جاگر بهعنوان یکی از نظریهپردازان برجستۀ فمینیسم سوسیالیستی در غرب، با تلفیق چارچوبهای مارکسیستی و فمینیستی، مفهوم «ازخودبیگانگی» را بهعنوان محور تحلیل ستم بر زنان معرفی میکند. وی با تقسیم این بیگانگی به 3 حوزۀ میل جنسی، مادرانگی و قابلیت فکری، نهادهای اجتماعی غرب را بهمثابه نظامهایی بازتولیدکنندۀ سلطۀ مردانه نقد میکند. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری بهعنوان ساختاری فراگیر، رویکردی التقاطی از شاخههای رادیکال، مارکسیستی و روانکاوانۀ فمینیسم ارائه میدهد.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.</ref> در فضای فکری ایران، آرای او بهطور عمده از سوی برخی جریانهای فمینیستی و مطالعات جنسیتی مورد ارجاع قرار میگیرد که اغلب در پی بومیسازی خوانشهای انتقادی غربی از مفاهیمی چون بدنمندی، خانواده و نقشهای جنسیتی هستند. این ارجاعات بهطور معمول در قالب نقد ساختارهای سنتی و بازتعریف هنجارهای دینی و اجتماعی ظاهر میشوند. هرچند دیدگاههای او با مبانی اسلامی و ارزشهای خانوادهمحور ایرانی در تعارض است، اما بهعنوان نمونهای از گفتمانهای فمینیستی غربی در ادبیات آکادمیک برخی از محققان مورد توجه واقع شده است.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.]</ref><ref group="دیدگاه">این پاراگراف زندگینامه نیست. ابتدای آن برخی از دیدگاههای اوست و پس از آن دیدگاهها درباره اوست.</ref> | ||
==دیدگاههای آلیسون جاگر == | ==دیدگاههای آلیسون جاگر == | ||
===ازخودبیگانگی زن=== | ===ازخودبیگانگی زن=== | ||
آلیسون جاگر مانند [[آیریس ماریون یانگ]] نظریۀ سیستمهای وحدتیافته را دنبال میکند. از منظر جاگر، همانگونه که کارگران روزمزد با محصول کار خود بیگانه یا از آن جدا میشوند، [[زن]] نیز با بدن خود بیگانه میشود. در این چارچوب، هر زنی که رژیم لاغری میگیرد یا ورزش میکند یا لباس میپوشد، در واقع جسم خود را برای مردان آرایش و پیرایش میکند. این زن در اینکه بدن او کجا، چگونه، چه وقت و از سوی چه کسی، بهرهبرداری شود تقریباً هیچ اختیاری ندارد. بدن زن از راههای گوناگون، ربوده میشود، گاهی با تجاوز جنسی و گاه با نگاههای هیز مردان. همچنان که زن به سختی روی بدن خود کار میکند (با باریککردن ابرو، اصلاح موی زیر بغل، کوچککردن باسن، بزرگکردن سینه، لاکزدن به ناخن و پوشیدن کرست) پیکر او برای مردان و برای خودش به شیء بدل میشود و برای جلب نظر و پسند مردان، با زنان دیگر رقابت میکند. به نظر جاگر، زنان همجنسباز بهدلیل آنکه در جلب توجه مردان رقابت ندارند، دوستیهای عمیقتری بینشان یافت میشود. | آلیسون جاگر مانند [[آیریس ماریون یانگ]] نظریۀ سیستمهای وحدتیافته را دنبال میکند. از منظر جاگر، همانگونه که کارگران روزمزد با محصول کار خود بیگانه یا از آن جدا میشوند، [[زن]] نیز با بدن خود بیگانه میشود. در این چارچوب، هر زنی که رژیم لاغری میگیرد یا ورزش میکند یا لباس میپوشد، در واقع جسم خود را برای مردان آرایش و پیرایش میکند. این زن در اینکه بدن او کجا، چگونه، چه وقت و از سوی چه کسی، بهرهبرداری شود تقریباً هیچ اختیاری ندارد. بدن زن از راههای گوناگون، ربوده میشود، گاهی با تجاوز جنسی و گاه با نگاههای هیز مردان. همچنان که زن به سختی روی بدن خود کار میکند (با باریککردن ابرو، اصلاح موی زیر بغل، کوچککردن باسن، بزرگکردن سینه، لاکزدن به ناخن و پوشیدن کرست) پیکر او برای مردان و برای خودش به شیء بدل میشود و برای جلب نظر و پسند مردان، با زنان دیگر رقابت میکند. به نظر جاگر، زنان همجنسباز بهدلیل آنکه در جلب توجه مردان رقابت ندارند، دوستیهای عمیقتری بینشان یافت میشود.<ref group="دیدگاه">منبع این مطلب؟ اگر منبعش مشترک با منبع بند بعدی است؛ چون پاراگراف تغییر کرده؛ باید منبع تکرار شود. | ||
ضمن اینکه میتوانست بسیار کوتاه آن را گزارش کرد: | |||
آلیسون جاگر، همسو با آیریس ماریون یانگ، رویکردی مبتنی بر نظریه نظامهای وحدتیافته را دنبال میکند. او معتقد است همانگونه که کارگران در نظام سرمایهداری از محصول کار خود بیگانه میشوند، زنان نیز در چارچوب برخی ساختارهای اجتماعی از بدن خود فاصله میگیرند. به نظر جاگر، هنجارهای مسلط زیبایی و رفتارهای مرتبط با بدن، به شیءانگاری بدن زن و رقابت برای جلب تأیید اجتماعی منجر میشود و این فرایند بر روابط میان زنان نیز تأثیر میگذارد.</ref> | |||
به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربهای بیگانهساز است؛ چون کس دیگری تصمیم میگیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچهداری، هنگامی که مهار آن از دست [[زنان]] بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربهای بیگانهساز میشود. او میگوید راه و رسم بچهداری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینهورزی مادر به فرزندان خود منتهی میشود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref> | به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربهای بیگانهساز است؛ چون کس دیگری تصمیم میگیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچهداری، هنگامی که مهار آن از دست [[زنان]] بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربهای بیگانهساز میشود. او میگوید راه و رسم بچهداری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینهورزی مادر به فرزندان خود منتهی میشود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref> | ||
بهگفته جاگر، بسیاری از زنان با قابلیتهای فکری خویش نیز بیگانه میشوند. [[زن]] چنان نامطمئن از خود بار میآید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره میرود، چون میترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیطهای دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آنجا که مردان قواعد اندیشه و گفتمان را بنا نهادهاند [[زنان]] هرگز خود را راحت احساس نمیکنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری | بهگفته جاگر، بسیاری از زنان با قابلیتهای فکری خویش نیز بیگانه میشوند. [[زن]] چنان نامطمئن از خود بار میآید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره میرود، چون میترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیطهای دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آنجا که مردان قواعد اندیشه و گفتمان را بنا نهادهاند [[زنان]] هرگز خود را راحت احساس نمیکنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری ازخودبیگانگی مشخص میکند که ستم کنونی بر [[زنان]]، نظیر سلطۀ مردانه در سرمایهداری است. در سایۀ نظام سرمایهداری، سرکوب زنان بهشکل بیگانگی او با همهچیز و همهکس رخ مینماید بهویژه بیگانگی با خود او.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref> | ||
===نقد فمینیسم لیبرال=== | ===نقد فمینیسم لیبرال=== | ||
از منظر آلیسون جاگر، [[فمینیسم لیبرال]] گرفتار دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی است. با درکی که این تفکر از طبیعت انسان دارد وجه ممیز انسانها را در قابلیت خردورزی میداند. لیبرالها کوشیدهاند از راههای گوناگون تعریفی برای خردورزی با تأکید بر جنبههای اخلاقی یا جنبههای مصلحتجویانۀ آن به دست دهند. ارجاع عقلانیت به توانایی درک اصول عقلانی اخلاق، بهمثابۀ تأکید بر ارزش آزادی عمل افراد است. در مقابل، هرگاه عقل به توانایی محاسبۀ بهترین راه برای نیل به هدفی دلخواه تعبیر شود ارزش خودشکوفایی مورد تأکید قرار میگیرد. لیبرالها هر تعریفی که از خردورزی داشته باشند در هرحال اتفاق نظر دارند که جامعۀ سالم جامعهای است که به افراد امکان آزادی عمل و شکوفایی خود را بدهد. برای نمونه دفاع لیبرالیسم از آزادی مذاهب بر این مبنا نیست که رفاه عمومی جامعه بیشتر میشود یا اینکه زندگی مؤمنانه در ذات خود از زندگی کفرآمیز ارزشمندتر است، بلکه به این دلیل است که افراد حق دارند زندگی معنوی خود را به اختیار برگزینند. همین حکم برای تمامی حقوقی که ما بهطور عموم از آنها به حقوق بنیادین انسان تعبییر میکنیم صادق است.<ref>جاگر، آليسون، چهار تلقی از فمينيسم، مترجم:س . اميری، مجله زنان، مرجـع فمينيـسم، 1378ش، ص6.</ref> | از منظر آلیسون جاگر، [[فمینیسم لیبرال]] گرفتار دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی است. با درکی که این تفکر از طبیعت انسان دارد وجه ممیز انسانها را در قابلیت خردورزی میداند. لیبرالها کوشیدهاند از راههای گوناگون تعریفی برای خردورزی با تأکید بر جنبههای اخلاقی یا جنبههای مصلحتجویانۀ آن به دست دهند. ارجاع عقلانیت به توانایی درک اصول عقلانی اخلاق، بهمثابۀ تأکید بر ارزش آزادی عمل افراد است. در مقابل، هرگاه عقل به توانایی محاسبۀ بهترین راه برای نیل به هدفی دلخواه تعبیر شود ارزش خودشکوفایی مورد تأکید قرار میگیرد. لیبرالها هر تعریفی که از خردورزی داشته باشند در هرحال اتفاق نظر دارند که جامعۀ سالم جامعهای است که به افراد امکان آزادی عمل و شکوفایی خود را بدهد. برای نمونه دفاع لیبرالیسم از آزادی مذاهب بر این مبنا نیست که رفاه عمومی جامعه بیشتر میشود یا اینکه زندگی مؤمنانه در ذات خود از زندگی کفرآمیز ارزشمندتر است، بلکه به این دلیل است که افراد حق دارند زندگی معنوی خود را به اختیار برگزینند. همین حکم برای تمامی حقوقی که ما بهطور عموم از آنها به حقوق بنیادین انسان تعبییر میکنیم صادق است.<ref>جاگر، آليسون، چهار تلقی از فمينيسم، مترجم:س . اميری، مجله زنان، مرجـع فمينيـسم، 1378ش، ص6.</ref><ref group="دیدگاه">میتوان این مطلب را خیلی کوتاه روانتر گفت: | ||
==نقد | |||
به نظر محققان از آنجاكه فمينيسم سوسيال، تركيبی از دو گرايش فمينيسم راديكال و فمينيسم ماركسيستی محسوب میشود، از انتقادات وارد بر هر كدام از گرايشهای يادشده برخوردار است؛ بهويژه از جهت فروكاستن مسئلۀ زنان به مسئلۀ كارگران و پذيرش چارچوب تحليلی | آلیسون جاگر بر این باور است که فمینیسم لیبرال با مسائلی مانند دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی روبهروست. او اشاره میکند که لیبرالها، خردورزی را ویژگی متمایزکننده انسانها میدانند و مفاهیمی چون آزادی عمل و خودشکوفایی فردی را ارزشهای اساسی جامعه سالم تلقی میکنند. به گفته جاگر، دفاع لیبرالیسم از حقوق بنیادین مانند آزادی مذهب، مبتنی بر حق انتخاب فردی است نه برتری یک شیوه زندگی بر دیگری.</ref> | ||
==انتقادات به دیدگاههای جاگر<ref>عنوان مطلب گویا نبود تغییر کرد. مطالب این بند هم با مشکل قلم فرسایی مواجه هستند و هم با مشکل رعایت نکردن بی طرفی. میتوان به این شکل اصلاح کرد: | |||
برخی پژوهشگران معتقدند فمینیسم سوسیالیستی، بهعنوان ترکیبی از فمینیسم رادیکال و مارکسیستی، با نقدهایی مشابه هر دو رویکرد مواجه است؛ از جمله فروکاستن مسئله زنان به مسئله کارگران و اتکا به چارچوب تحلیلی مارکسیسم. | |||
کاترین مککینن نیز بر این باور است که این تلفیقها، موضوعات محوری فمینیستی مانند تولیدمثل، میل جنسی و تربیت کودک را در تحلیلی مارکسیستی و تحولنیافته جای میدهند و «مسئله زن» را به «مسئله کارگر» تقلیل میدهند. | |||
در مقابل، برخی پژوهشگران این انتقادها را درباره آیریس ماریون یانگ و آلیسون جاگر وارد نمیدانند. بهگفته آنان، یانگ با تمرکز بر تقسیم کار بهجای تحلیل طبقاتی، و جاگر با تأکید بر مفهوم ازخودبیگانگی، قرائتهایی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کردهاند. با این حال، منتقدان معتقدند این رویکردها یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله میگیرند یا بهطور مستقل به موضوعاتی مانند تولیدمثل و میل جنسی نمیپردازند. | |||
برخی نویسندگان با تکیه بر جهانبینی اسلامی، این خوانشهای فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده میدانند که بهعنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمیشود.</ref>== | |||
به نظر محققان از آنجاكه فمينيسم سوسيال، تركيبی از دو گرايش فمينيسم راديكال و فمينيسم ماركسيستی محسوب میشود، از انتقادات وارد بر هر كدام از گرايشهای يادشده برخوردار است؛ بهويژه از جهت فروكاستن مسئلۀ زنان به مسئلۀ كارگران و پذيرش چارچوب تحليلی ماركسيسم.<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستانآبادی، «نا برابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش]</ref> | |||
کاترین مکینان بر دو اساس به کوششهایی که برای ایجاد فمینیسم تلفیقی سوسیالیستی صورت میگیرد، ایراد وارد کرده است. نخست آنکه اینگونه بر هم نهادهها، فقط مسائل اصلی فمینیستی مانند تولید مثل و میل جنسی و [[تربیت]] کودک را در دل «تحلیلی مارکسیستی که در اساس تحولی نیافته است» جای میدهند. | کاترین مکینان بر دو اساس به کوششهایی که برای ایجاد فمینیسم تلفیقی سوسیالیستی صورت میگیرد، ایراد وارد کرده است. نخست آنکه اینگونه بر هم نهادهها، فقط مسائل اصلی فمینیستی مانند تولید مثل و میل جنسی و [[تربیت]] کودک را در دل «تحلیلی مارکسیستی که در اساس تحولی نیافته است» جای میدهند. | ||
| خط ۴۱: | خط ۵۵: | ||
#به نظر محققان اگر فراگیری استيلای نظام مردسالار تا اين حد پذیرفته شود كه تمامی ابعاد فرهنگی، سياسی، اجتماعی و حتي مقوله دانش را فراگرفته است، بايد این نیز بپذيريفته شود كه جنبش فمينيستی، معلول سلطۀ همين نظام مردسالار است و ظهور اين جنبش، خود معلولِ بازی جديد نظام مردسالاری است؛ بهعلاوه در صورت استيلای فراگير نظام مردسالار، برونرفت از اين سلطه در عمل غيرممكن است و اين امر با ماهيت رهايیبخش اين جنبش ناسازگار است. بهدلیل وجود اين دسته از اشكالات است كه برخی از فمينيستهای متأخر با اين توصيفات جهانشمول از مردسالاری مخالفاند؛ برای مثال شيلا روباتم با قرائتهای غيرتاريخی از مردسالاری مخالف است؛ ضمنآنکه برخی فمينيستهای انسانشناس تلاش دارند مردسالاری را به جامعهپذيری و عمل اجتماعی نسبت دهند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظريههای فمينيستی، 1382ش، ص325. </ref> | #به نظر محققان اگر فراگیری استيلای نظام مردسالار تا اين حد پذیرفته شود كه تمامی ابعاد فرهنگی، سياسی، اجتماعی و حتي مقوله دانش را فراگرفته است، بايد این نیز بپذيريفته شود كه جنبش فمينيستی، معلول سلطۀ همين نظام مردسالار است و ظهور اين جنبش، خود معلولِ بازی جديد نظام مردسالاری است؛ بهعلاوه در صورت استيلای فراگير نظام مردسالار، برونرفت از اين سلطه در عمل غيرممكن است و اين امر با ماهيت رهايیبخش اين جنبش ناسازگار است. بهدلیل وجود اين دسته از اشكالات است كه برخی از فمينيستهای متأخر با اين توصيفات جهانشمول از مردسالاری مخالفاند؛ برای مثال شيلا روباتم با قرائتهای غيرتاريخی از مردسالاری مخالف است؛ ضمنآنکه برخی فمينيستهای انسانشناس تلاش دارند مردسالاری را به جامعهپذيری و عمل اجتماعی نسبت دهند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظريههای فمينيستی، 1382ش، ص325. </ref> | ||
==آثار== | ==آثار<ref group="دیدگاه">لازم نیست همه آثار او لیست شود. گزارشی کلی از تعداد آثار، موضوعات و محور آثار او بدهید و از باب نمونه 2 یا 3 مورد که مشهور تر است را بیان کنید. </ref>== | ||
*Jaggar, Alison; Rothenberg, Paula (1978). Feminist frameworks: alternative theoretical accounts of the relations between women and men. New York: McGraw-Hill. | *Jaggar, Alison; Rothenberg, Paula (1978). Feminist frameworks: alternative theoretical accounts of the relations between women and men. New York: McGraw-Hill. | ||
| خط ۶۵: | خط ۷۹: | ||
*Jaggar, Alison M. (July 2015). "On Susan Moller Okin's "Reason and feeling in thinking about justice"" (PDF). Ethics. 125: 1127–1131. doi:10.1086/680878. JSTOR 10.1086/680878. S2CID 170851415. Archived from the original (PDF) on 2019-09-04. Retrieved 2019-09-04. | *Jaggar, Alison M. (July 2015). "On Susan Moller Okin's "Reason and feeling in thinking about justice"" (PDF). Ethics. 125: 1127–1131. doi:10.1086/680878. JSTOR 10.1086/680878. S2CID 170851415. Archived from the original (PDF) on 2019-09-04. Retrieved 2019-09-04. | ||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته<ref group="دیدگاه">حذف شوند</ref>== | ||
*[[آیریس ماریون یانگ]] | *[[آیریس ماریون یانگ]] | ||
*[[جولیت میچل]] | *[[جولیت میچل]] | ||