پرش به محتوا

پیش‌نویس:آلیسون جاگر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
رضا عسکری (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱: خط ۱:
'''آلیسون جاگر'''؛ از زنان نویسندۀ انگلستان، فمینیست، سوسیال و طرفدار همجنس‌گرایی.
'''آلیسون جاگر'''؛ از زنان نویسندۀ انگلستان، فمینیست، سوسیال و طرفدار همجنس‌گرایی.


آلیسون جاگر، به‌عنوان یکی از نظریه‌پردازان فمینیستی با رویکرد سوسیالیستی، با تمرکز بر مفهوم «ازخودبیگانگی» به تحلیل ستم بر زنان در حوزه‌های میل جنسی، مادرانگی و قابلیت‌های فکری می‌پردازد. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری به‌مثابۀ نظامی فراگیر، در چارچوب نظریۀ سیستم‌های وحدت‌یافته، تلفیقی از گفتمان‌های مارکسیستی، رادیکال و روانکاوانه ارائه می‌دهد. برخی محققان بر این نظرند که در فضای فرهنگی ایران، معرفی چنین چهره‌هایی به‌طور عموم از سوی جریان‌های فکری خاص و با اهداف مشخص صورت می‌گیرد که در پی ترویج خوانش‌های غربی از مفاهیمی چون برابری جنسیتی و نقد ساختارهای اجتماعی هستند. محققان این روند را به‌طور عمده در قالب بازخوانی اندیشه‌های فمینیستی غرب و با تأکید بر مفاهیمی مانند خودبیگانگی و نقد مردسالاری تعریف می‌کنند که به نظر آنها بخشی از پروژۀ گسترده‌تر فرهنگی برای بازتعریف هنجارهای اجتماعی در جامعۀ ایران محسوب می‌شود.
آلیسون جاگر، به‌عنوان یکی از نظریه‌پردازان فمینیستی با رویکرد سوسیالیستی، با تمرکز بر مفهوم «ازخودبیگانگی» به تحلیل ستم بر زنان در حوزه‌های میل جنسی، مادرانگی و قابلیت‌های فکری می‌پردازد. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری به‌مثابۀ نظامی فراگیر، در چارچوب نظریۀ سیستم‌های وحدت‌یافته، تلفیقی از گفتمان‌های مارکسیستی، رادیکال و روانکاوانه ارائه می‌دهد. در فضای علمی و فرهنگی ایران، معرفی و بررسی اندیشه‌هایی همچون آرای جاگر، به‌طور عمده در بستر بازخوانی و نقد جریان‌های فکری غربی صورت می‌گیرد. برخی محققان معتقدند که اینگونه مطالعات، ضمن طرح مفاهیمی مانند برابری جنسیتی و نقد ساختارهای اجتماعی، می‌توانند در راستای بازتعریف برخی هنجارهای اجتماعی در جامعۀ ایران مورد توجه قرار گیرند. از این منظر، تحلیل و نقد این چارچوب‌های نظری، بخشی از گفت‌وگوی گسترده‌تر علمی در باب تطبیق و نقد نظریه‌های اجتماعی غربی با شرایط بومی تلقی می‌شود.


==زندگی‌نامه==
==زندگی‌نامه==
آلیسون‌ مری جاگر در 1942م در شفیلد انگلستان متولد شد. وی مدرک لیسانس فلسفه را در کالج بدفورد، دانشگاه لندن در 1964م گرفت و مدرک کارشناسی‌ارشد خود را در رشتۀ فلسفه از دانشگاه ادینبورگ در 1967م دریافت کرد. او مدرک دکترای فلسفه را نیز از دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY)، بوفالو، در 1970م به دست آورد.<ref> "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.</ref><ref group="دیدگاه">درگذشت؟</ref>
آلیسون‌ مری جاگر در 1942م در شفیلد انگلستان متولد شد. وی مدرک لیسانس فلسفه را در کالج بدفورد، دانشگاه لندن در 1964م گرفت و مدرک کارشناسی‌ارشد خود را در رشتۀ فلسفه از دانشگاه ادینبورگ در 1967م دریافت کرد. او مدرک دکترای فلسفه را نیز از دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY)، بوفالو، در 1970م به دست آورد.<ref> "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.</ref> وی استاد برجستۀ کالج در رشته‌های فلسفه و مطالعات زنان و جنسیت در دانشگاه کلرادو بولدر و همچنین استاد پژوهشی ممتاز در دانشگاه بیرمنگام در بریتانیا است. او از نخستین افرادی بود که دغدغه‌های فمینیستی را وارد حوزۀ فلسفه کرد.<ref>DeSautels, Peggy. "Alison Jaggar: April 2013". ''Highlighted Philosophers''. American</ref>
 
جاگر به‌عنوان یکی از نظریه‌پردازان برجستۀ فمینیسم سوسیالیستی در غرب، با تلفیق چارچوب‌های مارکسیستی و فمینیستی، مفهوم «ازخودبیگانگی» را به‌عنوان محور تحلیل ستم بر زنان معرفی می‌کند. وی با تقسیم این بیگانگی به 3 حوزۀ میل جنسی، مادرانگی و قابلیت فکری، نهادهای اجتماعی غرب را به‌مثابه نظام‌هایی بازتولیدکنندۀ سلطۀ مردانه نقد می‌کند. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری به‌عنوان ساختاری فراگیر، رویکردی التقاطی از شاخه‌های رادیکال، مارکسیستی و روانکاوانۀ فمینیسم ارائه می‌دهد.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.</ref> در فضای فکری ایران، آرای او به‌طور عمده از سوی برخی جریان‌های فمینیستی و مطالعات جنسیتی مورد ارجاع قرار می‌گیرد که اغلب در پی بومی‌سازی خوانش‌های انتقادی غربی از مفاهیمی چون بدن‌مندی، خانواده و نقش‌های جنسیتی هستند. این ارجاعات به‌طور معمول در قالب نقد ساختارهای سنتی و بازتعریف هنجارهای دینی و اجتماعی ظاهر می‌شوند. هرچند دیدگاه‌های او با مبانی اسلامی و ارزش‌های خانواده‌محور ایرانی در تعارض است، اما به‌عنوان نمونه‌ای از گفتمان‌های فمینیستی غربی در ادبیات آکادمیک برخی  از محققان مورد توجه واقع شده است.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.]</ref><ref group="دیدگاه">این پاراگراف زندگی‌نامه نیست. ابتدای آن برخی از دیدگاه‌های اوست و پس از آن دیدگاه‌ها درباره اوست.</ref>


==دیدگاه‌‌های آلیسون جاگر ==
==دیدگاه‌‌های آلیسون جاگر ==


===ازخودبیگانگی زن===
===ازخودبیگانگی زن===
آلیسون جاگر مانند [[آیریس ماریون یانگ]] نظریۀ سیستم‌های وحدت‌یافته را دنبال می‌کند. از منظر جاگر، همان‌گونه که کارگران روزمزد با محصول کار خود بیگانه یا از آن جدا می‌شوند، [[زن]] نیز با  بدن خود بیگانه می‌شود. در این چارچوب، هر زنی که رژیم لاغری می‌گیرد یا ورزش می‌کند یا لباس می‌پوشد، در واقع جسم خود را برای مردان آرایش و پیرایش می‌کند. این زن در اینکه بدن او کجا، چگونه، چه وقت و از سوی چه کسی، بهره‌برداری شود تقریباً هیچ اختیاری ندارد. بدن زن از راه‌های گوناگون، ربوده می‌شود، گاهی با تجاوز جنسی و گاه با نگاه‌های هیز مردان. همچنان که زن به  سختی روی بدن خود کار می‌کند (با باریک‌کردن ابرو، اصلاح موی زیر بغل، کوچک‌کردن باسن، بزرگ‌کردن سینه، لاک‌زدن به ناخن و پوشیدن کرست) پیکر او برای مردان و برای خودش به شیء بدل می‌شود و برای جلب نظر و پسند مردان، با زنان دیگر رقابت می‌کند. به نظر جاگر، زنان همجنس‌باز به‌دلیل آن‌که در جلب توجه مردان رقابت ندارند، دوستی‌های عمیق‌تری بین‌شان یافت می‌شود.<ref group="دیدگاه">منبع این مطلب؟ اگر منبعش مشترک با منبع بند بعدی است؛ چون پاراگراف  تغییر کرده؛ باید منبع تکرار شود.
آلیسون جاگر، همسو با آیریس ماریون یانگ، رویکردی مبتنی بر نظریه نظام‌های وحدت‌یافته را دنبال می‌کند. او معتقد است همان‌گونه که کارگران در نظام سرمایه‌داری از محصول کار خود بیگانه می‌شوند، زنان نیز در چارچوب برخی ساختارهای اجتماعی از بدن خود فاصله می‌گیرند. به نظر جاگر، هنجارهای مسلط زیبایی و رفتارهای مرتبط با بدن، به شیءانگاری بدن زن و رقابت برای جلب تأیید اجتماعی منجر می‌شود و این فرایند بر روابط میان زنان نیز تأثیر می‌گذارد.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>
 
ضمن اینکه میتوانست بسیار کوتاه آن را گزارش کرد:
 
آلیسون جاگر، همسو با آیریس ماریون یانگ، رویکردی مبتنی بر نظریه نظام‌های وحدت‌یافته را دنبال می‌کند. او معتقد است همان‌گونه که کارگران در نظام سرمایه‌داری از محصول کار خود بیگانه می‌شوند، زنان نیز در چارچوب برخی ساختارهای اجتماعی از بدن خود فاصله می‌گیرند. به نظر جاگر، هنجارهای مسلط زیبایی و رفتارهای مرتبط با بدن، به شیءانگاری بدن زن و رقابت برای جلب تأیید اجتماعی منجر می‌شود و این فرایند بر روابط میان زنان نیز تأثیر می‌گذارد.</ref>


به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربه‌ای بیگانه‌ساز است؛ چون کس دیگری تصمیم می‌گیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچه‌داری، هنگامی که مهار آن از دست [[زنان]] بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربه‌ای بیگانه‌ساز می‌شود. او می‌گوید راه و رسم بچه‌داری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینه‌ورزی مادر به فرزندان خود منتهی می‌شود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>
به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربه‌ای بیگانه‌ساز است؛ چون کس دیگری تصمیم می‌گیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچه‌داری، هنگامی که مهار آن از دست [[زنان]] بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربه‌ای بیگانه‌ساز می‌شود. او می‌گوید راه و رسم بچه‌داری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینه‌ورزی مادر به فرزندان خود منتهی می‌شود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>


به‌گفته جاگر، بسیاری از زنان با قابلیت‌های فکری خویش نیز بیگانه می‌شوند. [[زن]] چنان نامطمئن از خود بار می‌آید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره می‌رود، چون می‌ترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیط‌های دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آن‌جا که مردان قواعد اندیشه و گفتمان را بنا نهاده‌اند [[زنان]] هرگز خود را راحت احساس نمی‌کنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری ازخودبیگانگی مشخص می‌کند که ستم کنونی بر [[زنان]]، نظیر سلطۀ مردانه در سرمایه‌داری است. در سایۀ نظام سرمایه‌داری، سرکوب زنان به‌شکل بیگانگی او با همه‌چیز و همه‌کس رخ می‌نماید به‌ویژه بیگانگی با خود او.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>
به‌گفتۀ جاگر، بسیاری از زنان با قابلیت‌های فکری خود نیز بیگانه می‌شوند. [[زن]] چنان نامطمئن از خود بار می‌آید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره می‌رود، چون می‌ترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیط‌های دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آن‌جا که مردان قواعد اندیشه و گفتمان را بنا نهاده‌اند [[زنان]] هرگز خود را راحت احساس نمی‌کنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری ازخودبیگانگی مشخص می‌کند که ستم کنونی بر [[زنان]]، نظیر سلطۀ مردانه در سرمایه‌داری است. در سایۀ نظام سرمایه‌داری، سرکوب زنان به‌شکل بیگانگی او با همه‌چیز و همه‌کس رخ می‌نماید به‌ویژه بیگانگی با خود او.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>


===نقد فمینیسم لیبرال===
===نقد فمینیسم لیبرال===
از منظر آلیسون‌ جاگر، [[فمینیسم لیبرال]] گرفتار دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی است. با درکی که این تفکر از طبیعت انسان دارد وجه ممیز انسان‌ها را در قابلیت خردورزی می‌داند. لیبرال‌ها کوشیده‌اند از راه‌های گوناگون تعریفی برای خردورزی با تأکید بر جنبه‌های اخلاقی یا جنبه‌های مصلحت‌جویانۀ آن به دست دهند. ارجاع عقلانیت به توانایی درک اصول عقلانی اخلاق، به‌مثابۀ تأکید بر ارزش آزادی عمل افراد است. در مقابل، هرگاه عقل به توانایی محاسبۀ بهترین راه برای نیل به هدفی دلخواه تعبیر شود ارزش خودشکوفایی مورد تأکید قرار می‌گیرد. لیبرال‌ها هر تعریفی که از خردورزی داشته باشند در هرحال اتفاق نظر دارند که جامعۀ سالم جامعه‌ای است که به افراد امکان آزادی عمل و شکوفایی خود را بدهد. برای نمونه دفاع لیبرالیسم از آزادی مذاهب بر این مبنا نیست که رفاه عمومی جامعه بیش‌تر می‌شود یا اینکه زندگی مؤمنانه در ذات خود از زندگی کفرآمیز ارزشمندتر است، بلکه به این دلیل است که افراد حق دارند زندگی معنوی خود را به اختیار برگزینند. همین حکم برای تمامی حقوقی که ما به‌طور عموم از آنها به حقوق بنیادین انسان تعبییر می‌کنیم صادق است.<ref>جاگر، آليسون، چهار تلقی از فمينيسم، مترجم:س . اميری، مجله زنان، مرجـع فمينيـسم، 1378ش، ص6.</ref><ref group="دیدگاه">می‌توان این مطلب را خیلی کوتاه روان‌تر گفت:
آلیسون جاگر بر این باور است که فمینیسم لیبرال با مسائلی مانند دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی روبه‌روست. او اشاره می‌کند که لیبرال‌ها، خردورزی را ویژگی متمایزکننده انسان‌ها می‌دانند و مفاهیمی چون آزادی عمل و خودشکوفایی فردی را ارزش‌های اساسی جامعه سالم تلقی می‌کنند. به گفته جاگر، دفاع لیبرالیسم از حقوق بنیادین مانند آزادی مذهب، مبتنی بر حق انتخاب فردی است نه برتری یک شیوه زندگی بر دیگری.<ref>جاگر، آليسون، چهار تلقی از فمينيسم، مترجم:س . اميری، مجله زنان، مرجـع فمينيـسم، 1378ش، ص6.</ref>  
 
آلیسون جاگر بر این باور است که فمینیسم لیبرال با مسائلی مانند دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی روبه‌روست. او اشاره می‌کند که لیبرال‌ها، خردورزی را ویژگی متمایزکننده انسان‌ها می‌دانند و مفاهیمی چون آزادی عمل و خودشکوفایی فردی را ارزش‌های اساسی جامعه سالم تلقی می‌کنند. به گفته جاگر، دفاع لیبرالیسم از حقوق بنیادین مانند آزادی مذهب، مبتنی بر حق انتخاب فردی است نه برتری یک شیوه زندگی بر دیگری.</ref>  
==انتقادات به دیدگاه‌های جاگر<ref>عنوان مطلب گویا نبود تغییر کرد. مطالب این بند هم با مشکل قلم فرسایی مواجه هستند و هم با مشکل رعایت نکردن بی طرفی. میتوان به این شکل اصلاح کرد:
 
برخی پژوهشگران معتقدند فمینیسم سوسیالیستی، به‌عنوان ترکیبی از فمینیسم رادیکال و مارکسیستی، با نقدهایی مشابه هر دو رویکرد مواجه است؛ از جمله فروکاستن مسئله زنان به مسئله کارگران و اتکا به چارچوب تحلیلی مارکسیسم.
 
کاترین مک‌کینن نیز بر این باور است که این تلفیق‌ها، موضوعات محوری فمینیستی مانند تولیدمثل، میل جنسی و تربیت کودک را در تحلیلی مارکسیستی و تحول‌نیافته جای می‌دهند و «مسئله زن» را به «مسئله کارگر» تقلیل می‌دهند.


در مقابل، برخی پژوهشگران این انتقادها را درباره آیریس ماریون یانگ و آلیسون جاگر وارد نمی‌دانند. به‌گفته آنان، یانگ با تمرکز بر تقسیم کار به‌جای تحلیل طبقاتی، و جاگر با تأکید بر مفهوم ازخودبیگانگی، قرائت‌هایی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده‌اند. با این حال، منتقدان معتقدند این رویکردها یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله می‌گیرند یا به‌طور مستقل به موضوعاتی مانند تولیدمثل و میل جنسی نمی‌پردازند.
==انتقادات به دیدگاه‌های جاگر==
برخی پژوهشگران معتقدند فمینیسم سوسیالیستی، به‌عنوان ترکیبی از فمینیسم رادیکال و مارکسیستی، با نقدهایی مشابه هر دو رویکرد مواجه است؛ از جمله فروکاستن مسئله زنان به مسئله کارگران و اتکا به چارچوب تحلیلی مارکسیسم.<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستان‌آبادی، «نا برابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش]</ref>


برخی نویسندگان با تکیه بر جهان‌بینی اسلامی، این خوانش‌های فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده می‌دانند که به‌عنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمی‌شود.</ref>==
کاترین مک‌کینن نیز بر این باور است که این تلفیق‌ها، موضوعات محوری فمینیستی مانند تولیدمثل، میل جنسی و تربیت کودک را در تحلیلی مارکسیستی و تحول‌نیافته جای می‌دهند و «مسئله زن» را به «مسئله کارگر» تقلیل می‌دهند.<ref>MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State : An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> در مقابل، برخی پژوهشگران این انتقادها را دربارۀ آیریس ماریون یانگ و آلیسون جاگر وارد نمی‌دانند. به‌گفتۀ آنان، یانگ با تمرکز بر تقسیم کار به‌جای تحلیل طبقاتی، و جاگر با تأکید بر مفهوم ازخودبیگانگی، قرائت‌هایی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده‌اند. با این حال، منتقدان معتقدند این رویکردها یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله می‌گیرند یا به‌طور مستقل به موضوعاتی مانند تولیدمثل و میل جنسی نمی‌پردازند.<ref>تانگ، نقد و نظر، نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص305 </ref>
به نظر محققان از‌ آنجا‌كه فمينيسم سوسيال، تركيبی از دو گرايش فمينيسم راديكال و فمينيسم ماركسيستی محسوب می‌شود، از انتقادات وارد بر هر كدام از گرايش‌های يادشده برخوردار است؛ به‌ويژه از جهت فروكاستن مسئلۀ زنان به مسئلۀ كارگران و پذيرش چارچوب تحليلی ماركسيسم.<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستان‌آبادی، «نا برابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش]</ref>


کاترین مکینان بر دو اساس به کوشش‌هایی که برای ایجاد فمینیسم تلفیقی سوسیالیستی صورت می‌گیرد، ایراد وارد کرده است. نخست آنکه اینگونه بر هم نهاده‌ها، فقط مسائل اصلی فمینیستی مانند تولید مثل و میل جنسی و [[تربیت]] کودک را در دل «تحلیلی مارکسیستی که در اساس تحولی نیافته است» جای می‌دهند.  
برخی نویسندگان با تکیه بر جهان‌بینی اسلامی، این خوانش‌های فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده می‌دانند که به‌عنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمی‌شود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفه‌های نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref>


دوم آنکه این‌گونه برهم‌نهاده‌ها همگی «مسئله زن» را به «مسئله کارگر» فرو می‌کاهند.<ref>MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State : An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> اما برخی از محققان هیچ یک از این ایرادها را بر یانگ و جاگر وارد نمی‌دانند؛ زیرا یانگ نه تنها با بهره‌گیری از تحلیل تقسیم کار به جای تحلیل طبقاتی تحلیل مارکسیستی را متحول ساخت بلکه پافشاری داشت که به حاشیه‌راندن [[زنان]] در سرمایه‌داری مهم‌ترین پدیده‌ای است که فمینیسم سوسیالیستی باید به بررسی آن بپردازد. این حرف در مورد جاگر نیز صادق است؛ تأکید او بر مفهوم ازخودبیگانگی بود و می‌گفت ستم بر [[زنان]] را باید به جای طبقه بر حسب ازخودبیگانگی تحلیل کرد. بنابراین اگر ایرادی به نظریۀ سیستم‌های وحدت‌یافته یانگ و جاگر وارد باشد شاید به این علت است که هر روشی که بخواهد مارکسیستی تلقی شود باید تحلیل طبقاتی را در اولویت بداند، یا شاید به این علت است که این نظریه‌ها به [[زنان]] اجازۀ پرسش و پاسخ دربارۀ مسائل پیش پا افتادۀ تولیدمثل و میل جنسی و [[تربیت]] فرزند را نمی‌دهند.<ref>تانگ، نقد و نظر، نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص305 </ref>
=== نقد گفتمان مردسالاری در فمینیسم رادیکال ===
از منظر فمینیسم رادیکال، مردسالاری به‌عنوان نظامی فراگیر تعریف می‌شود که ستم بر زنان را در کلیۀ عرصه‌های زندگی  سازماندهی و تقویت می‌کند. بر این اساس، مردسالاری یک «فرانظام» تلقی می‌شود که سایر نظام‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را جهت تثبیت سلطۀ جنس مذکر بر جنس مؤنث هماهنگ می‌سازد. این دیدگاه، مردسالاری را پدیده‌ای فراتاریخی و جهان‌شمول می‌داند.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80. </ref>


از منظر جهان‌بینی اسلامی، مادری به‌عنوان جایگاهی مقدس و تکامل‌بخش مورد احترام است که نه تنها عامل ازخودبیگانگی نیست، بلکه زمینه‌ساز رشد معنوی و اجتماعی زن محسوب می‌شود. در اسلام، تصمیم‌گیری دربارۀ فرزندآوری در چارچوب خانواده و بر اساس ارزش‌های اخلاقی و مسئولیت‌پذیری مشترک تعریف می‌شود، نه به‌عنوان عرصه‌ای از سلطۀ بیرونی. این نگاه، مادری را نقشی فعال و آگاهانه می‌داند که در تقابل با برداشت کاهش‌گرایانه فمینیستی قرار دارد. به نظر پژوهشگران طرح چنین دیدگاه‌های بیگانه‌ساز دربارۀ مادری، به‌طور عموم از سوی جریان‌های فکری خاصی دنبال می‌شود که با هدف بازتعریف هنجارهای خانوادگی در جامعّ ایرانی، خوانش‌های فرهنگ غربی را ترویج می‌دهند.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفه‌های نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref>
ادعای محوری این رویکرد آن است که زنان در سراسر تاریخ، به دلیل جنسیت خود، همواره در موقعیتی فرودست قرار داشته‌اند و این فرودستی به شکل‌های مختلف ستم و تبعیض تجلی یافته است.<ref>روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref>


===نقد نظام مردسالاری===
در نقد این دیدگاه، محققان موارد زیر را مطرح کرده‌اند:
مردسالاری، نظامی از ستم و تبعيض عليه [[زنان]] است كه در تمامی حوزه‌های زندگی، اعم از روابط شخصی، رفتارهای جنسی (تجاوز، فحشا، مزاحمت جنسی) و عرصه‌های ديگر اجتماع، فرهنگ، اعمال و تقويت می‌شود؛ در واقع از منظر فمينيست‌های راديكال، مردسالاری يك نظام اعم يا فرا‌نظام است؛ به اين معنا كه تمام ستم‌ها و تبعيض‌ها در نظام‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسط نظام مردسالار طراحی و تقويت می‌شود و هماهنگی ميان نظام‌های متفاوت برای استمرار سلطه جنس يا طبقه مذكر بر جنس يا طبقه‌ی مؤنث، توسط اين نظام صورت می‌گيرد.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80. </ref> از نظر آنها مردسالاری امری فراتاريخی است و اختصاص به يك دورۀ تاريخی و يا يك فرهنگ ندارد.<ref>روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref>


ادعای اصلی در اين نظریه این است كه [[زنان]] در طول تاريخ و به‌واسطۀ جنسیتشان، هميشه و در همه‌حال از موقعيت فروتری نسبت به [[مردان]] برخوردار بوده‌اند و برخی از اشكال اين فرو‌دستی در قالب ستم و تبعيض قابل شناسايی است.
۱. ادعای جهان‌شمولی ستم علیه زنان، نیازمند پشتوانۀ اسناد تاریخی گسترده و منسجم است که ارائه آن در عمل با دشواری‌های روش‌شناختی مواجه است.  


محققان در رد این اين ادعا نوشته‌اند:
۲. این ادعا به‌طور عموم بر پیش‌فرض‌های نظریه‌های مدرن، سرمایه‌داری یا مارکسیستی استوار است که در آنها نهاد خانواده به‌عنوان منبع ستم و تفاوت‌های نقش‌های جنسیتی به‌عنوان مصادیق تبعیض تفسیر می‌شوند. در این چارچوب، تاریخ خانواده و تفاوت‌های جنسیتی یک‌سره با تاریخ ستم علیه زنان یکی انگاشته می‌شود.  
*نخست: اثبات فراگيری ظلم و ستم در طول تاريخ و با اين گستردگی، بايد به‌صورت گزارش‌های مستند و تاريخی صورت گيرد و چنين گزارش‌هايی نه وجود دارند و نه در عمل امکان‌پذیر است.
*دوم: ادعای ستم و تبعيض عليه [[زنان]]، به‌طور عموم با پيش‌فرض‌های نظام سرمايه‌داری و مدرن و بعضاً ماركسيستی صورت می‌گيرد كه در آن، خانواده منشأ ظلم و ستم است و تفاوت‌های حقوقی و نقش‌های جنسيتی متمايز، مصاديق روشن تبعيض عليه زنان محسوب می‌شود و در این پیش‌فرض فمينيست‌ها تاريخ خانواده، تاريخ تفاوت‌های حقوقی و تاريخ نقش‌های متمايز جنسيتی را با تاريخ ظلم و ستم عليه زنان يكی گرفته‌اند.
#يكی از اشكالات اساسی در نقد مردسالاری ـ كه بر بسياری از آموزه‌های ديگر فمينيستی نيز وارد است ـ ابهام مفهومی اين واژه است. فمينيست‌ها تصويری از مردسالاری ارائه می‌كنند كه زير‌مجموعه هيچ‌كدام از نظام‌های اجتماعی، فرهنگی، سياسی و اقتصادی نيست، بلكه فراتر از اين نظام و به نوعی تدبير‌كنندۀ آن است. محققان سوال می‌کنند كه واقعاً چه تصويری از اين نظام وجود دارد و چه عاملی آن را ايجاد كرده است؟ فرض بر اين است كه هيچ‌كدام از نظام‌های ياد‌شده، توانايی ايجاد مردسالاري را ندارند، از طرفی نظام‌های ياد‌شده، هم به‌ لحاظ تاريخی و هم به‌لحاظ جغرافيايی از چنان تنوعی برخوردارند كه نمی‌توانند منشأ امری ثابت و فرا‌تاريخی مانند مردسالاری باشند.
#ميان ايدۀ مردسالاری تاريخی و تصوير ادعايی مبنی بر مادرسالاری اوليه نيز تعارضی وجود دارد.
#فرایند موفقيت نظام مردسالاری در گفتمان فمينيستی به‌هيچ‌وجه تبيين نمی‌شود. چرا با وجود نظام‌های متفاوت سياسی، اجتماعی و اقتصادی، نظام مردسالاری در همه‌جا ـ به زعم فمينيست‌ها ـ  به‌ نحو يكسان موفق بوده است؟ چرا طبقه فرودست [[زنان]] در برابر اين سلطه مقاومت نكرده است؟ و چگونه در دوران‌های قبل و با نبود تكنولوژی ارتباطات، هماهنگی در نحوه عمل نظام مردسالاری صورت می‌گرفته است‌؟
#به نظر محققان اگر فراگیری استيلای نظام مردسالار تا اين حد پذیرفته شود كه تمامی ابعاد فرهنگی، سياسی، اجتماعی و حتي مقوله دانش را فرا‌گرفته است، بايد این  نیز بپذيريفته شود كه جنبش فمينيستی، معلول سلطۀ همين نظام مردسالار است و ظهور اين جنبش، خود معلولِ بازی جديد نظام مردسالاری است؛ به‌علاوه در صورت استيلای فراگير نظام مردسالار، برون‌رفت از اين سلطه در عمل غير‌ممكن است و اين امر با ماهيت رهايی‌بخش اين جنبش ناسازگار است. به‌‌دلیل وجود اين دسته از اشكالات است كه برخی از فمينيست‌های متأخر با اين توصيفات جهان‌شمول از مردسالاری مخالف‌اند؛ برای مثال شيلا روباتم با قرائت‌های غير‌تاريخی از مردسالاری مخالف است؛ ضمن‌آنکه برخی فمينيست‌های انسان‌شناس تلاش دارند مردسالاری را به جامعه‌پذيری و عمل اجتماعی نسبت دهند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظريه‌های فمينيستی، 1382ش، ص325. </ref>


==آثار<ref group="دیدگاه">لازم نیست همه آثار او لیست شود. گزارشی کلی از تعداد آثار، موضوعات و محور آثار او بدهید و از باب نمونه 2 یا 3 مورد که مشهور تر است را بیان کنید. </ref>==
۳. مفهوم مردسالاری در این گفتمان از ابهام نظری رنج می‌برد؛ به گونه‌ای که نه زیرمجموعۀ هیچ یک از نظام‌های شناخته شدۀ اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی قرار می‌گیرد و نه منشأ و سازوکار عینی آن به روشنی تبیین می‌شود.  
*Jaggar, Alison; Rothenberg, Paula (1978). Feminist frameworks: alternative theoretical accounts of the relations between women and men. New York: McGraw-Hill.


*Jaggar, Alison (1983). Feminist politics and human nature. Totowa, New Jersey: Rowman & Allanheld.
۴. ادعای موفقیت یکسان این نظام در تمامی دوره‌های تاریخی و جوامع مختلف، بدون توجه به تنوع ساختارهای اجتماعی و سیاسی، با چالش توضیحی مواجه است.  


*Jaggar, Alison; Bordo, Susan R. (1989). Gender/body/knowledge: feminist reconstructions of being and knowing. New Brunswick, New Jersey:  Rutgers University Press.
۵. اگر مردسالاری تا این حد فراگیر و مسلط فرض شود، طبقۀ فرودست زنان چگونه امکان مقاومت مؤثر یافته است؟ و هماهنگی عملکرد این نظام در دوران‌های پیشامدرن، با فقدان فناوری‌های ارتباطی، چگونه قابل توضیح است؟  


*Jaggar, Alison (1994). Living with contradictions: controversies in feminist social ethics. Boulder, Colorado: Westview Press.
۶. پذیرش سیطرۀ کامل این نظام، این تناقض را ایجاد می‌کند که خود جنبش فمینیستی نیز محصول همان نظام مردسالاری قلمداد شود و در نتیجه امکان برون‌رفت از آن ناممکن می‌شود و که این با هدف رهایی‌بخشی جنبش فمینیستی در تضاد است.
*Jaggar, Alison; Sterba, James P.; Gould, Carol C.; Solomon, Robert C.; Machan, Tibor R.; Galstone, William A.; Fisk, Milton (1995). Morality  and social justice: point/counterpoint. Lanham, Maryland: Rowman & Littlefield Publishers.


*Jaggar, Alison; Young, Iris Marion (2000). A companion to feminist philosophy. Malden, Massachusetts: Blackwell.
به دلیل این گونه چالش‌ها، برخی از فمینیست‌های متأخر با قرائت‌های جهان‌شمول و غیرتاریخی از مردسالاری مخالف‌اند و بر نقش عوامل اجتماعی و فرآیندهای جامعه‌پذیری در شکل‌گیری روابط جنسیتی تأکید می‌ورزند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظريه‌های فمينيستی، 1382ش، ص325. </ref>


*Jaggar, Alison (2005), "Arenas of citizenship: civil society, the state and the global order", in Friedman, Marilyn (ed.), Women and  citizenship, Studies in Feminist Philosophy, Oxford New York: Oxford University Press, pp. 91–110.
==آثار==
آلیسون جاگر به‌عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار در فلسفۀ فمینیستی و اخلاق اجتماعی، طیف گسترده‌ای از آثار را در زمینۀ نظریه‌های فمینیستی، عدالت اجتماعی و فلسفۀ سیاسی تألیف کرده است. عمده آثار او حول محورهای فلسفه فمینیستی، نقد ساختارهای ستم جنسیتی، اخلاق اجتماعی و عدالت جهانی متمرکز هستند.


*Jaggar, Alison (2008). Just methods: an interdisciplinary feminist reader. Boulder, Colorado: Paradigm Publishers.
از جمله مهم‌ترین و مشهورترین آثار وی می‌توان به این موارد اشاره کرد:


*Jaggar, Alison; Tooley, Michael; Wolfe-Devine, Celia; Devine, Philip E. (2009). Abortion: three perspectives. New York: Oxford University  Press.
1. «فمینیسم و طبیعت انسانی» (Feminist Politics and Human Nature) (1983م).


*Jaggar, Alison (2010). Thomas Pogge and his critics. Cambridge Malden, Massachusetts: Polity.
2. «روش‌های عادلانه: خوانشی بین‌رشته‌ای فمینیستی» (Just Methods: An Interdisciplinary Feminist Reader) (2008م).


*Jaggar, Alison (2014). Gender and global justice. Cambridge, UK Malden, Massachusetts: Polity.
3. «جنسیت و عدالت جهانی» (Gender and Global Justice) (2014م).  


*Jaggar, Alison M. (July 2015). "On Susan Moller Okin's "Reason and feeling in thinking about justice"" (PDF). Ethics. 125: 1127–1131. doi:10.1086/680878. JSTOR 10.1086/680878. S2CID 170851415. Archived from the original (PDF) on 2019-09-04. Retrieved 2019-09-04.
آثار جاگر تأکیدی بر رویکرد بین‌رشته‌ای، تلفیق نظریه و عمل، و نقد نظام‌های چندگانه ستم (جنسیتی، نژادی، طبقاتی) دارند و در حوزۀ فلسفه اخلاق، فلسفه سیاسی و مطالعات زنان جایگاه مهمی یافته‌اند.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.]</ref>


==جستارهای وابسته<ref group="دیدگاه">حذف شوند</ref>==
*[[آیریس ماریون یانگ]]
*[[جولیت میچل]]
==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
خط ۹۲: خط ۶۹:
*«گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ درج مطلب: 26 آذر 1404ش.
*«گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ درج مطلب: 26 آذر 1404ش.
*هام، مگی و گمبل، سارا، «فرهنگ نظريه‌های فمينيستی»، ترجمۀ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران، توسعه، 1382ش.
*هام، مگی و گمبل، سارا، «فرهنگ نظريه‌های فمينيستی»، ترجمۀ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران، توسعه، 1382ش.
*DeSautels, Peggy. "Alison Jaggar: April 2013". ''Highlighted Philosophers''. American
*Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.

نسخهٔ ۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۸

آلیسون جاگر؛ از زنان نویسندۀ انگلستان، فمینیست، سوسیال و طرفدار همجنس‌گرایی.

آلیسون جاگر، به‌عنوان یکی از نظریه‌پردازان فمینیستی با رویکرد سوسیالیستی، با تمرکز بر مفهوم «ازخودبیگانگی» به تحلیل ستم بر زنان در حوزه‌های میل جنسی، مادرانگی و قابلیت‌های فکری می‌پردازد. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری به‌مثابۀ نظامی فراگیر، در چارچوب نظریۀ سیستم‌های وحدت‌یافته، تلفیقی از گفتمان‌های مارکسیستی، رادیکال و روانکاوانه ارائه می‌دهد. در فضای علمی و فرهنگی ایران، معرفی و بررسی اندیشه‌هایی همچون آرای جاگر، به‌طور عمده در بستر بازخوانی و نقد جریان‌های فکری غربی صورت می‌گیرد. برخی محققان معتقدند که اینگونه مطالعات، ضمن طرح مفاهیمی مانند برابری جنسیتی و نقد ساختارهای اجتماعی، می‌توانند در راستای بازتعریف برخی هنجارهای اجتماعی در جامعۀ ایران مورد توجه قرار گیرند. از این منظر، تحلیل و نقد این چارچوب‌های نظری، بخشی از گفت‌وگوی گسترده‌تر علمی در باب تطبیق و نقد نظریه‌های اجتماعی غربی با شرایط بومی تلقی می‌شود.

زندگی‌نامه

آلیسون‌ مری جاگر در 1942م در شفیلد انگلستان متولد شد. وی مدرک لیسانس فلسفه را در کالج بدفورد، دانشگاه لندن در 1964م گرفت و مدرک کارشناسی‌ارشد خود را در رشتۀ فلسفه از دانشگاه ادینبورگ در 1967م دریافت کرد. او مدرک دکترای فلسفه را نیز از دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY)، بوفالو، در 1970م به دست آورد.[۱] وی استاد برجستۀ کالج در رشته‌های فلسفه و مطالعات زنان و جنسیت در دانشگاه کلرادو بولدر و همچنین استاد پژوهشی ممتاز در دانشگاه بیرمنگام در بریتانیا است. او از نخستین افرادی بود که دغدغه‌های فمینیستی را وارد حوزۀ فلسفه کرد.[۲]

دیدگاه‌‌های آلیسون جاگر

ازخودبیگانگی زن

آلیسون جاگر، همسو با آیریس ماریون یانگ، رویکردی مبتنی بر نظریه نظام‌های وحدت‌یافته را دنبال می‌کند. او معتقد است همان‌گونه که کارگران در نظام سرمایه‌داری از محصول کار خود بیگانه می‌شوند، زنان نیز در چارچوب برخی ساختارهای اجتماعی از بدن خود فاصله می‌گیرند. به نظر جاگر، هنجارهای مسلط زیبایی و رفتارهای مرتبط با بدن، به شیءانگاری بدن زن و رقابت برای جلب تأیید اجتماعی منجر می‌شود و این فرایند بر روابط میان زنان نیز تأثیر می‌گذارد.[۳]

به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربه‌ای بیگانه‌ساز است؛ چون کس دیگری تصمیم می‌گیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچه‌داری، هنگامی که مهار آن از دست زنان بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربه‌ای بیگانه‌ساز می‌شود. او می‌گوید راه و رسم بچه‌داری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینه‌ورزی مادر به فرزندان خود منتهی می‌شود.[۴]

به‌گفتۀ جاگر، بسیاری از زنان با قابلیت‌های فکری خود نیز بیگانه می‌شوند. زن چنان نامطمئن از خود بار می‌آید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره می‌رود، چون می‌ترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیط‌های دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آن‌جا که مردان قواعد اندیشه و گفتمان را بنا نهاده‌اند زنان هرگز خود را راحت احساس نمی‌کنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری ازخودبیگانگی مشخص می‌کند که ستم کنونی بر زنان، نظیر سلطۀ مردانه در سرمایه‌داری است. در سایۀ نظام سرمایه‌داری، سرکوب زنان به‌شکل بیگانگی او با همه‌چیز و همه‌کس رخ می‌نماید به‌ویژه بیگانگی با خود او.[۵]

نقد فمینیسم لیبرال

آلیسون جاگر بر این باور است که فمینیسم لیبرال با مسائلی مانند دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی روبه‌روست. او اشاره می‌کند که لیبرال‌ها، خردورزی را ویژگی متمایزکننده انسان‌ها می‌دانند و مفاهیمی چون آزادی عمل و خودشکوفایی فردی را ارزش‌های اساسی جامعه سالم تلقی می‌کنند. به گفته جاگر، دفاع لیبرالیسم از حقوق بنیادین مانند آزادی مذهب، مبتنی بر حق انتخاب فردی است نه برتری یک شیوه زندگی بر دیگری.[۶]

انتقادات به دیدگاه‌های جاگر

برخی پژوهشگران معتقدند فمینیسم سوسیالیستی، به‌عنوان ترکیبی از فمینیسم رادیکال و مارکسیستی، با نقدهایی مشابه هر دو رویکرد مواجه است؛ از جمله فروکاستن مسئله زنان به مسئله کارگران و اتکا به چارچوب تحلیلی مارکسیسم.[۷]

کاترین مک‌کینن نیز بر این باور است که این تلفیق‌ها، موضوعات محوری فمینیستی مانند تولیدمثل، میل جنسی و تربیت کودک را در تحلیلی مارکسیستی و تحول‌نیافته جای می‌دهند و «مسئله زن» را به «مسئله کارگر» تقلیل می‌دهند.[۸] در مقابل، برخی پژوهشگران این انتقادها را دربارۀ آیریس ماریون یانگ و آلیسون جاگر وارد نمی‌دانند. به‌گفتۀ آنان، یانگ با تمرکز بر تقسیم کار به‌جای تحلیل طبقاتی، و جاگر با تأکید بر مفهوم ازخودبیگانگی، قرائت‌هایی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده‌اند. با این حال، منتقدان معتقدند این رویکردها یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله می‌گیرند یا به‌طور مستقل به موضوعاتی مانند تولیدمثل و میل جنسی نمی‌پردازند.[۹]

برخی نویسندگان با تکیه بر جهان‌بینی اسلامی، این خوانش‌های فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده می‌دانند که به‌عنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمی‌شود.[۱۰]

نقد گفتمان مردسالاری در فمینیسم رادیکال

از منظر فمینیسم رادیکال، مردسالاری به‌عنوان نظامی فراگیر تعریف می‌شود که ستم بر زنان را در کلیۀ عرصه‌های زندگی سازماندهی و تقویت می‌کند. بر این اساس، مردسالاری یک «فرانظام» تلقی می‌شود که سایر نظام‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را جهت تثبیت سلطۀ جنس مذکر بر جنس مؤنث هماهنگ می‌سازد. این دیدگاه، مردسالاری را پدیده‌ای فراتاریخی و جهان‌شمول می‌داند.[۱۱]

ادعای محوری این رویکرد آن است که زنان در سراسر تاریخ، به دلیل جنسیت خود، همواره در موقعیتی فرودست قرار داشته‌اند و این فرودستی به شکل‌های مختلف ستم و تبعیض تجلی یافته است.[۱۲]

در نقد این دیدگاه، محققان موارد زیر را مطرح کرده‌اند:

۱. ادعای جهان‌شمولی ستم علیه زنان، نیازمند پشتوانۀ اسناد تاریخی گسترده و منسجم است که ارائه آن در عمل با دشواری‌های روش‌شناختی مواجه است.  

۲. این ادعا به‌طور عموم بر پیش‌فرض‌های نظریه‌های مدرن، سرمایه‌داری یا مارکسیستی استوار است که در آنها نهاد خانواده به‌عنوان منبع ستم و تفاوت‌های نقش‌های جنسیتی به‌عنوان مصادیق تبعیض تفسیر می‌شوند. در این چارچوب، تاریخ خانواده و تفاوت‌های جنسیتی یک‌سره با تاریخ ستم علیه زنان یکی انگاشته می‌شود.  

۳. مفهوم مردسالاری در این گفتمان از ابهام نظری رنج می‌برد؛ به گونه‌ای که نه زیرمجموعۀ هیچ یک از نظام‌های شناخته شدۀ اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی قرار می‌گیرد و نه منشأ و سازوکار عینی آن به روشنی تبیین می‌شود.  

۴. ادعای موفقیت یکسان این نظام در تمامی دوره‌های تاریخی و جوامع مختلف، بدون توجه به تنوع ساختارهای اجتماعی و سیاسی، با چالش توضیحی مواجه است.  

۵. اگر مردسالاری تا این حد فراگیر و مسلط فرض شود، طبقۀ فرودست زنان چگونه امکان مقاومت مؤثر یافته است؟ و هماهنگی عملکرد این نظام در دوران‌های پیشامدرن، با فقدان فناوری‌های ارتباطی، چگونه قابل توضیح است؟  

۶. پذیرش سیطرۀ کامل این نظام، این تناقض را ایجاد می‌کند که خود جنبش فمینیستی نیز محصول همان نظام مردسالاری قلمداد شود و در نتیجه امکان برون‌رفت از آن ناممکن می‌شود و که این با هدف رهایی‌بخشی جنبش فمینیستی در تضاد است.

به دلیل این گونه چالش‌ها، برخی از فمینیست‌های متأخر با قرائت‌های جهان‌شمول و غیرتاریخی از مردسالاری مخالف‌اند و بر نقش عوامل اجتماعی و فرآیندهای جامعه‌پذیری در شکل‌گیری روابط جنسیتی تأکید می‌ورزند.[۱۳]

آثار

آلیسون جاگر به‌عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار در فلسفۀ فمینیستی و اخلاق اجتماعی، طیف گسترده‌ای از آثار را در زمینۀ نظریه‌های فمینیستی، عدالت اجتماعی و فلسفۀ سیاسی تألیف کرده است. عمده آثار او حول محورهای فلسفه فمینیستی، نقد ساختارهای ستم جنسیتی، اخلاق اجتماعی و عدالت جهانی متمرکز هستند.

از جمله مهم‌ترین و مشهورترین آثار وی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

1. «فمینیسم و طبیعت انسانی» (Feminist Politics and Human Nature) (1983م).

2. «روش‌های عادلانه: خوانشی بین‌رشته‌ای فمینیستی» (Just Methods: An Interdisciplinary Feminist Reader) (2008م).

3. «جنسیت و عدالت جهانی» (Gender and Global Justice) (2014م).  

آثار جاگر تأکیدی بر رویکرد بین‌رشته‌ای، تلفیق نظریه و عمل، و نقد نظام‌های چندگانه ستم (جنسیتی، نژادی، طبقاتی) دارند و در حوزۀ فلسفه اخلاق، فلسفه سیاسی و مطالعات زنان جایگاه مهمی یافته‌اند.[۱۴]

پانویس

  1. "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.
  2. DeSautels, Peggy. "Alison Jaggar: April 2013". Highlighted Philosophers. American
  3. تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.
  4. تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.
  5. تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.
  6. جاگر، آليسون، چهار تلقی از فمينيسم، مترجم:س . اميری، مجله زنان، مرجـع فمينيـسم، 1378ش، ص6.
  7. بستان‌آبادی، «نا برابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش
  8. MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State : An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.
  9. تانگ، نقد و نظر، نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص305
  10. سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفه‌های نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.
  11. بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.
  12. روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.
  13. هام و گمبل، فرهنگ نظريه‌های فمينيستی، 1382ش، ص325.
  14. Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.

منابع

  • تانگ، رزمری، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، ترجمۀ منیژه نجم عراقی، تهران، نشر نی، چاپ سوم، 1387ش
  • بستان (نجفی)، حسین، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1382ش.
  • جاگر، آلیسون، «چهار تلقی از فمينيسم»، ترجمۀ س، اميری، مجلۀ زنان، مرجـع فمينيـسم، شمار، 30، 1378ش.
  • روباتم، شیلا، «زنان در تکاپو، فمنیسم و کنش اجتماعی»، تهران، شیرازه، 1390ش.
  • سراقی، همایون و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفه‌های نقش مادری بر اساس متون دینی»، مجلۀ پژوهشنامۀ اسلامی زنان و خانواده، دوره 3، شمارۀ 1، 1394ش.
  • «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ درج مطلب: 26 آذر 1404ش.
  • هام، مگی و گمبل، سارا، «فرهنگ نظريه‌های فمينيستی»، ترجمۀ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران، توسعه، 1382ش.
  • DeSautels, Peggy. "Alison Jaggar: April 2013". Highlighted Philosophers. American
  • Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.