حسین صبوری (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
== پیشینه ادبیات شفاهی == | == پیشینه ادبیات شفاهی == | ||
ادبیات شفاهی، قدمتی بسیار بیشتر از ادبیات تألیفی دارد. انسانها، هزاران سال پیش از اختراع خط، توانایی سخن گفتن و در نتیجه داستانسرایی، [[افسانه|افسانهسرایی]]، خیالپردازی و خاطرهگویی را داشتهاند. بخش زیادی از افسانهها و مَثَلهای رایج میان مردم، تاریخی پیش از اختراع خط دارند و از راه زبان، به نسلهای بعدی منتقل شدهاند. | ادبیات شفاهی، قدمتی بسیار بیشتر از ادبیات تألیفی دارد. انسانها، هزاران سال پیش از اختراع خط، توانایی سخن گفتن و در نتیجه داستانسرایی، [[افسانه|افسانهسرایی]]، خیالپردازی و خاطرهگویی را داشتهاند. بخش زیادی از افسانهها و مَثَلهای رایج میان مردم، تاریخی پیش از اختراع خط دارند و از راه زبان، به نسلهای بعدی منتقل شدهاند. | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۳: | ||
=== سرگرمکنندگی === | === سرگرمکنندگی === | ||
یکی دیگر از ویژگیهای ادبیات شفاهی، سرگرم کردن و ایجاد نشاط در میان مخاطبین است. نقل افسانهها و روایات، خواندن آوازهای محلی در [[شبنشینی]]ها،<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ج1، ۱۳۷۹ش، ص۶۵–۷۰.</ref> اجرای بازیهای نمایشی و نقل [[چیستان]] و لطیفههای گوناگون<ref>انجوی شیرازی، گذری و نظری در فرهنگ مردم، ۱۳۷۱ش، ص۶۲–۶۳.</ref> بهمنظور ایجاد سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت افراد بوده است. پژوهشگران حوزهٔ [[روانشناسی]] [[کودک]]، بر این باورند که آموزش کودکان از طریق افسانهسرایی و قصهگویی بسیار کارآمدتر است؛ زیرا، این کار در حین سرگرم کردن کودک، نکاتی آموزنده را به او یادآور میشود.<ref>بتلهایم، کودکان به قصه نیاز دارند، ۱۳۸۴ش، ص۱۵. | یکی دیگر از ویژگیهای ادبیات شفاهی، سرگرم کردن و ایجاد نشاط در میان مخاطبین است. نقل افسانهها و روایات، خواندن آوازهای محلی در [[شبنشینی]]ها،<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ج1، ۱۳۷۹ش، ص۶۵–۷۰.</ref> اجرای بازیهای نمایشی و نقل [[چیستان]] و لطیفههای گوناگون<ref>انجوی شیرازی، گذری و نظری در فرهنگ مردم، ۱۳۷۱ش، ص۶۲–۶۳.</ref> بهمنظور ایجاد سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت افراد بوده است. پژوهشگران حوزهٔ [[روانشناسی]] [[کودک]]، بر این باورند که آموزش کودکان از طریق افسانهسرایی و قصهگویی بسیار کارآمدتر است؛ زیرا، این کار در حین سرگرم کردن کودک، نکاتی آموزنده را به او یادآور میشود.<ref>بتلهایم، کودکان به قصه نیاز دارند، ۱۳۸۴ش، ص۱۵. | ||
| خط ۸۷: | خط ۸۵: | ||
==== اسطوره ==== | ==== اسطوره ==== | ||
بنا بر پژوهشهای صورتگرفته، اسطوره، شامل باورهای مقدس انسان در مرحلهٔ خاصی از تحولات اجتماعی است.<ref>بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۷1.</ref> این باورهای مقدس نیز چگونگی ایجاد یک چیز و آغازِ بودن آن را توصیف میکنند که تحت تأثیر عوامل مافوق طبیعی هستند.<ref>الیاده، افسانه و واقعیت، ۱۳۶۷ش، ص۱۱.</ref> برخی از پژوهشگران، با تحلیل اسطورهها، به عقاید و ساختار فرهنگی و طبقاتی اقوام مختلف دست مییابند.<ref>رحمانی، افسانههای دری، ۱۳۷۴ش، ص۹۳–۹۴.</ref> | بنا بر پژوهشهای صورتگرفته، اسطوره، شامل باورهای مقدس انسان در مرحلهٔ خاصی از تحولات اجتماعی است.<ref>بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۷1.</ref> این باورهای مقدس نیز چگونگی ایجاد یک چیز و آغازِ بودن آن را توصیف میکنند که تحت تأثیر عوامل مافوق طبیعی هستند.<ref>الیاده، افسانه و واقعیت، ۱۳۶۷ش، ص۱۱.</ref> برخی از پژوهشگران، با تحلیل اسطورهها، به عقاید و ساختار فرهنگی و طبقاتی اقوام مختلف دست مییابند.<ref>رحمانی، افسانههای دری، ۱۳۷۴ش، ص۹۳–۹۴.</ref> | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۹۷: | ||
=== ادبیات نمایشی === | === ادبیات نمایشی === | ||
==== نقالی ==== | ==== نقالی ==== | ||
از نظر هنری، [[نقالی]]، نوعی نمایش تکنفره است که در آن، نقال هم داستان را روایت میکند و هم بهجای تکتک شخصیتها، ایفای نقش میکند. این واژه، که ریشهای عربی دارد، بهمعنی بسیار نقلکننده، جابهجا کننده و قابل حمل است.<ref>قیم، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۳۵.</ref> به عقیدهٔ گروهی از پژوهشگران، نقالی، بخشی از یک پدیدهٔ وسیعتر بهنام «داستانگزاری» است<ref>صفا، «اشارهای کوتاه به داستانگزاران و داستانگزاری تا دوران صفویه»، ۱۳۶۸ش، ص۴۶۳.</ref> که قدمتی طولانی داشته و در منابع مکتوب بسیاری از دوران ایران باستان و پس از [[اسلام]]، به این طیف از ادبیات نمایشی اشاره شده است. امروزه، نقالی، تنها در برخی از قهوهخانههای کهن و جشنوارهها اجرا میشود.<ref>بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۴۴ش، ص۷۳؛ خلج، تاریخچهٔ نمایش در باختران، ۱۳۶۴ش، ص۶۱.</ref> | از نظر هنری، [[نقالی]]، نوعی نمایش تکنفره است که در آن، نقال هم داستان را روایت میکند و هم بهجای تکتک شخصیتها، ایفای نقش میکند. این واژه، که ریشهای عربی دارد، بهمعنی بسیار نقلکننده، جابهجا کننده و قابل حمل است.<ref>قیم، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۳۵.</ref> به عقیدهٔ گروهی از پژوهشگران، نقالی، بخشی از یک پدیدهٔ وسیعتر بهنام «داستانگزاری» است<ref>صفا، «اشارهای کوتاه به داستانگزاران و داستانگزاری تا دوران صفویه»، ۱۳۶۸ش، ص۴۶۳.</ref> که قدمتی طولانی داشته و در منابع مکتوب بسیاری از دوران ایران باستان و پس از [[اسلام]]، به این طیف از ادبیات نمایشی اشاره شده است. امروزه، نقالی، تنها در برخی از قهوهخانههای کهن و جشنوارهها اجرا میشود.<ref>بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۴۴ش، ص۷۳؛ خلج، تاریخچهٔ نمایش در باختران، ۱۳۶۴ش، ص۶۱.</ref> | ||
==== پردهخوانی ==== | ==== پردهخوانی ==== | ||
[[پردهخوانی]] در حقیقت، نوعی قصهخوانی است که در آن از پردهای مصور بهمنظور اجرای داستان یا حکایت استفاده میشود. از این نوع ادبیات نمایشی، با نامهای «پردهداری»، «شمایلگردانی» و «پردهگردانی» نیز یاد میشود.<ref>بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۴۴ش، ص۷۳. | [[پردهخوانی]] در حقیقت، نوعی قصهخوانی است که در آن از پردهای مصور بهمنظور اجرای داستان یا حکایت استفاده میشود. از این نوع ادبیات نمایشی، با نامهای «پردهداری»، «شمایلگردانی» و «پردهگردانی» نیز یاد میشود.<ref>بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۴۴ش، ص۷۳. | ||
| خط ۱۱۸: | خط ۱۱۲: | ||
==== روضهخوانی ==== | ==== روضهخوانی ==== | ||
این نوع از ادبیات نمایشی، شکل خاصی از نقل مصائب اولیای [[دین]] و بهویژه [[شهادت]] [[امام حسین]]، بر بالای منبر است که با احساساتی معنوی بیان میشود و مخاطبین را متأثر میکند. قدمت [[روضهخوانی]]، بهشکل امروزی آن، به دوران [[صفویه|صفویان]] برمیگردد و ریشههای آن را میتوان در کتاب «روضة الشهدا» [[ملاحسین واعظ کاشفی|واعظ کاشفی]] جستوجو کرد.<ref>چلکوفسکی، «روضة الشهدا و هنرهای نمایشی در ایران»، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۱.</ref> | این نوع از ادبیات نمایشی، شکل خاصی از نقل مصائب اولیای [[دین]] و بهویژه [[شهادت]] [[امام حسین]]، بر بالای منبر است که با احساساتی معنوی بیان میشود و مخاطبین را متأثر میکند. قدمت [[روضهخوانی]]، بهشکل امروزی آن، به دوران [[صفویه|صفویان]] برمیگردد و ریشههای آن را میتوان در کتاب «روضة الشهدا» [[ملاحسین واعظ کاشفی|واعظ کاشفی]] جستوجو کرد.<ref>چلکوفسکی، «روضة الشهدا و هنرهای نمایشی در ایران»، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۱.</ref> | ||
| خط ۱۲۴: | خط ۱۱۷: | ||
==== چاووشخوانی ==== | ==== چاووشخوانی ==== | ||
این کلمه که ریشه در زبان ترکی دارد با معانی مختلفی در [[زبان فارسی]] بهکار میرود. در منابع کهن، مانند برهان قاطع و فرهنگ آنندراج، چاووشخوان، بهمعنای پیشاهنگ کاروان آمده است. همین معنی نیز در میان مردم رایجتر است و [[چاووش (چاوش)|چاووشخوان]] به فردی گفته میشود که اعلامکننده سفر به عتبات عالیات بوده و مردم را به پیوستن به گروههای زیارتی دعوت میکند.<ref>انجوی شیرازی، بازیهای نمایشی، ۱۳۵۲ش، ص۱۴.</ref> | این کلمه که ریشه در زبان ترکی دارد با معانی مختلفی در [[زبان فارسی]] بهکار میرود. در منابع کهن، مانند برهان قاطع و فرهنگ آنندراج، چاووشخوان، بهمعنای پیشاهنگ کاروان آمده است. همین معنی نیز در میان مردم رایجتر است و [[چاووش (چاوش)|چاووشخوان]] به فردی گفته میشود که اعلامکننده سفر به عتبات عالیات بوده و مردم را به پیوستن به گروههای زیارتی دعوت میکند.<ref>انجوی شیرازی، بازیهای نمایشی، ۱۳۵۲ش، ص۱۴.</ref> | ||
| خط ۱۴۲: | خط ۱۳۴: | ||
==== شعرخوانی ==== | ==== شعرخوانی ==== | ||
این نوع از ادبیات شفاهی، نوعی داستانگویی منظوم است که در آن از ادوات موسیقی نیز استفاده میشود. این داستانها، مضامینی همچون عشق، وقایع تاریخی، جنگهای قبیلهای، داستانهای مذهبی و داستانهای حاوی پند و اندرز را شامل میشود. به اینگونه داستانگوییها «شائر (شاعر)» نیز میگویند. | این نوع از ادبیات شفاهی، نوعی داستانگویی منظوم است که در آن از ادوات موسیقی نیز استفاده میشود. این داستانها، مضامینی همچون عشق، وقایع تاریخی، جنگهای قبیلهای، داستانهای مذهبی و داستانهای حاوی پند و اندرز را شامل میشود. به اینگونه داستانگوییها «شائر (شاعر)» نیز میگویند. | ||
| خط ۱۹۱: | خط ۱۸۲: | ||
==== بازی ==== | ==== بازی ==== | ||
این گونهٔ ادبیات شفاهی، که بهصورت ترانه مطرح میشود، مخصوص کودکان دو سال به بالا است.<ref>قزلایاغ، ادبیات کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۸.</ref> هدف از این ترانهها، که همراه با فعالیت و [[بازی]] است، مشارکت کودکان است. ترانههایی مانند «لی لی لی حوضک» و «اَتَل مَتَل توت مَثَل» از این دسته هستند. | این گونهٔ ادبیات شفاهی، که بهصورت ترانه مطرح میشود، مخصوص کودکان دو سال به بالا است.<ref>قزلایاغ، ادبیات کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۸.</ref> هدف از این ترانهها، که همراه با فعالیت و [[بازی]] است، مشارکت کودکان است. ترانههایی مانند «لی لی لی حوضک» و «اَتَل مَتَل توت مَثَل» از این دسته هستند. | ||
| خط ۲۶۸: | خط ۲۵۸: | ||
=== تأثیر زبان عربی و بازنویسی متون کهن === | === تأثیر زبان عربی و بازنویسی متون کهن === | ||
از دیگر تحولات آن دوران، رواج [[زبان عربی]] و افزایش نویسندگان عربزبان بود.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج۲، ۱۳۴۷ش، ص885.</ref> نویسندگان علاقهمند به زبان پارسی نیز در نوشتههای خود از کلمات عربی استفاده میکردند.<ref>بهار، سبکشناسی، ج2، 1380ش، ص363.</ref> بسیاری از نویسندگان در این دوران، آثار موجود به [[زبان فارسی]] پهلوی را ناکارآمد و نیازمند بازنگری دانستند؛ برای مثال، ظهیری سمرقندی، کتاب «سندبادنامه» را از زبان پهلوی به فارسی دری درآورد و دلیل این کار را کیفیت پایین اثر از حیث زیباشناختی دانسته است.<ref>ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، ۱۳۸۱ش، ص86.</ref> برخی از نویسندگان، حتی نام متون اصلی را نیز تغییر دادهاند. | از دیگر تحولات آن دوران، رواج [[زبان عربی]] و افزایش نویسندگان عربزبان بود.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج۲، ۱۳۴۷ش، ص885.</ref> نویسندگان علاقهمند به زبان پارسی نیز در نوشتههای خود از کلمات عربی استفاده میکردند.<ref>بهار، سبکشناسی، ج2، 1380ش، ص363.</ref> بسیاری از نویسندگان در این دوران، آثار موجود به [[زبان فارسی]] پهلوی را ناکارآمد و نیازمند بازنگری دانستند؛ برای مثال، ظهیری سمرقندی، کتاب «سندبادنامه» را از زبان پهلوی به فارسی دری درآورد و دلیل این کار را کیفیت پایین اثر از حیث زیباشناختی دانسته است.<ref>ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، ۱۳۸۱ش، ص86.</ref> برخی از نویسندگان، حتی نام متون اصلی را نیز تغییر دادهاند. | ||