علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{درشت|'''پالان'''}}؛ پوشاک ضخیم آکنده از پشم، کاه یا پوشال که بر پشت حیوان بارکش مینهند. | |||
{{درشت|'''پالان'''}}؛ پوشاک ضخیم آکنده از پشم، کاه یا پوشال که بر پشت حیوان بارکش مینهند. | |||
پالان یک وسیله شبیه به زین است که روی کمر یا پشت چهارپایان قرار میگیرد تا هم حیوان بار کمتری تحمل کند و هم سوار شدن یا حمل بار برای انسان راحتتر باشد. برخلاف زین که مخصوص اسبها و صرفاً برای سواری بهکار میرود، پالان برای حمل بار و همچنین حمل مسافر روی چهارپایان مانند [[خر|الاغ]]، قاطر استفاده میشود. ساختار پالان معمولاً از پارچه یا گونی است که داخل آن با کاه یا پوشال پر میشود و دوخت آن به دقت و با ظرافت خاصی انجام میشود تا ضمن حمایت از حیوان، استحکام کافی برای حمل بار را داشته باشد. | |||
== معرفی پالان == | == معرفی پالان == | ||
| خط ۸: | خط ۹: | ||
== انواع پالان == | == انواع پالان == | ||
پالان انواع مختلفی دارد که هر کدام با توجه به نوع حیوان، کاربرد و منطقهای که در آن استفاده میشود، ویژگیهای خاص خود را دارند: | پالان انواع مختلفی دارد که هر کدام با توجه به نوع حیوان، کاربرد و منطقهای که در آن استفاده میشود، ویژگیهای خاص خود را دارند: | ||
# '''پالان باربری:''' این نوع پالان برای حمل بار روی چهارپایان مانند الاغ، قاطر و خر استفاده میشود. ساختار آن محکم و ضخیم است تا بتواند بار سنگین را تحمل کند. | # '''پالان باربری:''' این نوع پالان برای حمل بار روی چهارپایان مانند الاغ، قاطر و خر استفاده میشود. ساختار آن محکم و ضخیم است تا بتواند بار سنگین را تحمل کند. | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
در [[امثال و حکم|امثال و حِکم]] ایرانیان، به واژهٔ پالان و موارد کاربرد آن اشاره شده است. برای مثال، «آدم نادان را داخل پالان خر گذاشتند، گفت: چرا پاهام بیرون است»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص205.</ref> «از [[خر]] لخت، پالان نمیتوان برداشت»؛<ref>خضرایی، فرهنگنامهٔ امثال و حکم ایرانی، ۱۳۸۲ش، ص۲۲۳.</ref> «اول خر میخرند، بعد پالان را»؛<ref>دهگان، فرهنگ جامع ضربالمثلهای فارسی، ۱۳۸۳ش، ص۱۷۰.</ref> «این خر نشد، خر دیگر، پالون میسازیم، رنگ دیگر»؛<ref>خضرایی، فرهنگنامهٔ امثال و حکم ایرانی، ۱۳۸۲ش، ص۲۲۳؛ عسکریعالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ج3، ۱۳۸۶–۱۳۸۷ش، ص65؛ امینی، فرهنگ عوام، ج1، ۱۳۵۰ش، ص72.</ref> «پالان ترمه، خر را عوض نمیکند»؛<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸۵ش، ص۲۴۶؛ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ج2، ۱۳۸۱ش، ص1258؛ خضرایی، فرهنگنامهٔ امثال و حکم ایرانی، ۱۳۸۲ش، ص۲۲3.</ref> «پالانش کج شده (از دین برگشته است)»؛<ref>امینی، فرهنگ عوام، ج1، ۱۳۵۰ش، ص130؛ خضرایی، فرهنگنامهٔ امثال و حکم ایرانی، ۱۳۸۲ش، ص۲۲4.</ref> «پالان کسی کج بودن (کنایه از رفتاری غیراخلاقی و ناروا داشتن)»؛<ref>[https://www.vajehyab.com/moein/پالان معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه پالان.]</ref> «دستش به خر نمیرسد، به پالانش میزند»؛ «پالان خر دجال است (کاری که انجام آن دیر شده).<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/پالان دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه پالان.]</ref> | در [[امثال و حکم|امثال و حِکم]] ایرانیان، به واژهٔ پالان و موارد کاربرد آن اشاره شده است. برای مثال، «آدم نادان را داخل پالان خر گذاشتند، گفت: چرا پاهام بیرون است»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص205.</ref> «از [[خر]] لخت، پالان نمیتوان برداشت»؛<ref>خضرایی، فرهنگنامهٔ امثال و حکم ایرانی، ۱۳۸۲ش، ص۲۲۳.</ref> «اول خر میخرند، بعد پالان را»؛<ref>دهگان، فرهنگ جامع ضربالمثلهای فارسی، ۱۳۸۳ش، ص۱۷۰.</ref> «این خر نشد، خر دیگر، پالون میسازیم، رنگ دیگر»؛<ref>خضرایی، فرهنگنامهٔ امثال و حکم ایرانی، ۱۳۸۲ش، ص۲۲۳؛ عسکریعالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ج3، ۱۳۸۶–۱۳۸۷ش، ص65؛ امینی، فرهنگ عوام، ج1، ۱۳۵۰ش، ص72.</ref> «پالان ترمه، خر را عوض نمیکند»؛<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸۵ش، ص۲۴۶؛ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ج2، ۱۳۸۱ش، ص1258؛ خضرایی، فرهنگنامهٔ امثال و حکم ایرانی، ۱۳۸۲ش، ص۲۲3.</ref> «پالانش کج شده (از دین برگشته است)»؛<ref>امینی، فرهنگ عوام، ج1، ۱۳۵۰ش، ص130؛ خضرایی، فرهنگنامهٔ امثال و حکم ایرانی، ۱۳۸۲ش، ص۲۲4.</ref> «پالان کسی کج بودن (کنایه از رفتاری غیراخلاقی و ناروا داشتن)»؛<ref>[https://www.vajehyab.com/moein/پالان معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه پالان.]</ref> «دستش به خر نمیرسد، به پالانش میزند»؛ «پالان خر دجال است (کاری که انجام آن دیر شده).<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/پالان دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه پالان.]</ref> | ||
در ادبیات رسمی ایرانیان نیز، شاعران و نویسندگان بسیاری از واژهٔ پالان استفاده کردهاند. برای مثال، [[فردوسی]] میگوید:<ref>[https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/bahgoor/sh12 فردوسی، شاهنامه، پادشاهی بهرام گور، بخش 12، بیت 5، وبسایت گنجور]</ref> | در ادبیات رسمی ایرانیان نیز، شاعران و نویسندگان بسیاری از واژهٔ پالان استفاده کردهاند. برای مثال، [[فردوسی]] میگوید:<ref>[https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/bahgoor/sh12 فردوسی، شاهنامه، پادشاهی بهرام گور، بخش 12، بیت 5، وبسایت گنجور]</ref> | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
[[ناصر خسرو|ناصرخسرو]] نیز گفته است:<ref>[https://ganjoor.net/naserkhosro/divann/ghaside-naser/sh179 ناصرخسرو، دیوان اشعار، قصاید، قصیده شماره 179، بیت 23، وبسایت گنجور.]</ref> | [[ناصر خسرو|ناصرخسرو]] نیز گفته است:<ref>[https://ganjoor.net/naserkhosro/divann/ghaside-naser/sh179 ناصرخسرو، دیوان اشعار، قصاید، قصیده شماره 179، بیت 23، وبسایت گنجور.]</ref> | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
[[مولانا]] نیز در اشعار خود از این واژه بهره گرفته و میگوید:<ref>[https://ganjoor-net.translate.goog/moulavi/masnavi/daftar2/sh18?_x_tr_sl=fa&_x_tr_tl=en&_x_tr_hl=en&_x_tr_pto=op,sc مولانا، مثنوی معنوی، دفتر دوم، بخش 18، بیت 82، وبسایت گنجور.]</ref> | [[مولانا]] نیز در اشعار خود از این واژه بهره گرفته و میگوید:<ref>[https://ganjoor-net.translate.goog/moulavi/masnavi/daftar2/sh18?_x_tr_sl=fa&_x_tr_tl=en&_x_tr_hl=en&_x_tr_pto=op,sc مولانا، مثنوی معنوی، دفتر دوم، بخش 18، بیت 82، وبسایت گنجور.]</ref> | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||