پیشنویس:آلیسون جاگر: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
جاگر از اعضای بنیانگذار انجمن زنان در فلسفه و از پایهگذاران نشریه تخصصی «هایپیشیا» در حوزه فلسفه فمینیستی بوده است. وی همچنین ریاست کمیتۀ وضعیت زنان در انجمن فلسفۀ آمریکا (۱۹۹۱–۱۹۸۶م) را بر عهده داشته است.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> | جاگر از اعضای بنیانگذار انجمن زنان در فلسفه و از پایهگذاران نشریه تخصصی «هایپیشیا» در حوزه فلسفه فمینیستی بوده است. وی همچنین ریاست کمیتۀ وضعیت زنان در انجمن فلسفۀ آمریکا (۱۹۹۱–۱۹۸۶م) را بر عهده داشته است.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> | ||
او تاکنون بورسیهها و فرصتهای پژوهشی معتبری از نهادهایی چون بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا، بنیاد راکفلر و شورای پژوهش نروژ دریافت کرده و در سال | او تاکنون بورسیهها و فرصتهای پژوهشی معتبری از نهادهایی چون بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا، بنیاد راکفلر و شورای پژوهش نروژ دریافت کرده و در سال ۲۰۱۷م بهعنوان عضو فرهنگستان هنر و علوم آمریکا برگزیده شد.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> | ||
==دیدگاههای آلیسون جاگر == | ==دیدگاههای آلیسون جاگر == | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
==انتقادات به دیدگاههای جاگر== | ==انتقادات به دیدگاههای جاگر== | ||
کاترین مککینن | === نقد دیدگاه فمینیسم سوسیالیستی === | ||
فمینیسم سوسیالیستی بهعنوان رویکردی تلفیقی از فمینیسم رادیکال و فمینیسم مارکسیستی، با برخی از نقدهای وارد بر هر دو جریان مواجه شده است؛ از جمله فروکاستن مسئلۀ زنان به مسئلۀ کارگران و اتکا به چارچوب تحلیلی مارکسیسم.<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستانآبادی، «نا برابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش]</ref> کاترین مککینن از جمله منتقدانی است که این رویکردهای تلفیقی را به دو دلیل مورد انتقاد قرار داده است: نخست، آنکه مسائل محوری فمینیستی مانند تولیدمثل، میل جنسی و تربیت کودک در قالب تحلیلی مارکسیستی که از نظر او تحول نیافته است، تبیین میشوند. دوم، آنکه «مسئلۀ زن» به «مسئلۀ کارگر» تقلیل مییابد.<ref>MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State : An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> | |||
در مقابل، برخی پژوهشگران این نقدها را دربارۀ دیدگاههای آیریس ماریون یانگ و آلیسون جاگر وارد نمیدانند. بهگفتۀ آنان، یانگ با تمرکز بر تقسیم کار بهجای تحلیل طبقاتی و تأکید بر بهحاشیهراندگی زنان در سرمایهداری، خوانشی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده است. جاگر نیز با برجستهسازی مفهوم ازخودبیگانگی، تحلیل ستم بر زنان را مستقل از طبقهبندی صرف طبقاتی پیگیری کرده است. با این حال، منتقدان معتقدند این رویکردها یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله میگیرند یا بهطور مستقل به برخی موضوعات کلیدی فمینیستی، از جمله تولیدمثل، میل جنسی و تربیت کودک، نمیپردازند.<ref>تانگ، نقد و نظر، نظریههای فمینیستی، 1387ش، ص305 </ref> | |||
برخی نویسندگان با تکیه بر جهانبینی اسلامی، این خوانشهای فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده میدانند که بهعنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمیشود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref> | برخی نویسندگان با تکیه بر جهانبینی اسلامی، این خوانشهای فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده میدانند که بهعنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمیشود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref> | ||
=== نقد گفتمان مردسالاری در فمینیسم رادیکال === | === نقد گفتمان مردسالاری در فمینیسم رادیکال === | ||
از منظر فمینیسم رادیکال، مردسالاری بهعنوان نظامی فراگیر تعریف میشود که ستم بر زنان را در کلیۀ عرصههای زندگی | از منظر فمینیسم رادیکال، مردسالاری بهعنوان نظامی فراگیر تعریف میشود که ستم بر زنان را در کلیۀ عرصههای زندگی سازماندهی و تقویت میکند. بر این اساس، مردسالاری یک «فرانظام» تلقی میشود که سایر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را جهت تثبیت سلطۀ جنس مذکر بر جنس مؤنث هماهنگ میسازد. این دیدگاه، مردسالاری را پدیدهای فراتاریخی و جهانشمول میداند.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80. </ref> ادعای محوری این رویکرد آن است که زنان در سراسر تاریخ، به دلیل جنسیت خود، همواره در موقعیتی فرودست قرار داشتهاند و این فرودستی به شکلهای مختلف ستم و تبعیض تجلی یافته است.<ref>روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref> | ||
ادعای محوری این رویکرد آن است که زنان در سراسر تاریخ، به دلیل جنسیت خود، همواره در موقعیتی فرودست قرار داشتهاند و این فرودستی به شکلهای مختلف ستم و تبعیض تجلی یافته است.<ref>روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref> | |||
در نقد این دیدگاه، محققان موارد زیر را مطرح کردهاند: | در نقد این دیدگاه، محققان موارد زیر را مطرح کردهاند: | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
۵. اگر مردسالاری تا این حد فراگیر و مسلط فرض شود، طبقۀ فرودست زنان چگونه امکان مقاومت مؤثر یافته است؟ و هماهنگی عملکرد این نظام در دورانهای پیشامدرن، با فقدان فناوریهای ارتباطی، چگونه قابل توضیح است؟ | ۵. اگر مردسالاری تا این حد فراگیر و مسلط فرض شود، طبقۀ فرودست زنان چگونه امکان مقاومت مؤثر یافته است؟ و هماهنگی عملکرد این نظام در دورانهای پیشامدرن، با فقدان فناوریهای ارتباطی، چگونه قابل توضیح است؟ | ||
۶. پذیرش سیطرۀ کامل این نظام، این تناقض را ایجاد میکند که خود جنبش فمینیستی نیز محصول همان نظام مردسالاری قلمداد شود و در نتیجه امکان برونرفت از آن ناممکن | ۶. پذیرش سیطرۀ کامل این نظام، این تناقض را ایجاد میکند که خود جنبش فمینیستی نیز محصول همان نظام مردسالاری قلمداد شود و در نتیجه امکان برونرفت از آن ناممکن میشود؛ حال آنکه این گفته، با هدف رهاییبخشی جنبش فمینیستی در تضاد است. | ||
بهدلیل این گونه چالشها، برخی از فمینیستهای متأخر با قرائتهای جهانشمول و غیرتاریخی از مردسالاری مخالفاند و بر نقش عوامل اجتماعی و فرآیندهای جامعهپذیری در شکلگیری روابط جنسیتی تأکید میورزند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظريههای فمينيستی، 1382ش، ص325. </ref> | بهدلیل این گونه چالشها، برخی از فمینیستهای متأخر با قرائتهای جهانشمول و غیرتاریخی از مردسالاری مخالفاند و بر نقش عوامل اجتماعی و فرآیندهای جامعهپذیری در شکلگیری روابط جنسیتی تأکید میورزند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظريههای فمينيستی، 1382ش، ص325. </ref> | ||
==آثار== | ==آثار== | ||
آلیسون جاگر بهعنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار در فلسفۀ فمینیستی و اخلاق اجتماعی، طیف گستردهای از آثار را در زمینۀ نظریههای فمینیستی، عدالت اجتماعی و فلسفۀ سیاسی تألیف کرده است. عمده آثار او حول محورهای فلسفه فمینیستی، نقد ساختارهای ستم جنسیتی، اخلاق اجتماعی و عدالت جهانی متمرکز هستند. | آلیسون جاگر بهعنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار در فلسفۀ فمینیستی و اخلاق اجتماعی، طیف گستردهای از آثار را در زمینۀ نظریههای فمینیستی، عدالت اجتماعی و فلسفۀ سیاسی تألیف کرده است. عمده آثار او حول محورهای فلسفه فمینیستی، نقد ساختارهای ستم جنسیتی، اخلاق اجتماعی و عدالت جهانی متمرکز هستند. از جمله مهمترین و مشهورترین آثار وی میتوان به این موارد اشاره کرد: | ||
از جمله مهمترین و مشهورترین آثار وی میتوان به این موارد اشاره کرد: | |||
1. «فمینیسم و طبیعت انسانی» (Feminist Politics and Human Nature) (1983م). | 1. «فمینیسم و طبیعت انسانی» (Feminist Politics and Human Nature) (1983م). | ||
نسخهٔ ۵ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۳۷
آلیسون جاگر؛ از زنان نویسندۀ انگلستان، فمینیست، سوسیال و طرفدار همجنسگرایی.
آلیسون جاگر، بهعنوان یکی از نظریهپردازان فمینیستی با رویکرد سوسیالیستی، با تمرکز بر مفهوم «ازخودبیگانگی» به تحلیل ستم بر زنان در حوزههای میل جنسی، مادرانگی و قابلیتهای فکری میپردازد. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری بهمثابۀ نظامی فراگیر، در چارچوب نظریۀ سیستمهای وحدتیافته، تلفیقی از گفتمانهای مارکسیستی، رادیکال و روانکاوانه ارائه میدهد. در فضای علمی و فرهنگی ایران، معرفی و بررسی اندیشههایی همچون آرای جاگر، بهطور عمده در بستر بازخوانی و نقد جریانهای فکری غربی صورت میگیرد. برخی محققان معتقدند که اینگونه مطالعات، ضمن طرح مفاهیمی مانند برابری جنسیتی و نقد ساختارهای اجتماعی، میتوانند در راستای بازتعریف برخی هنجارهای اجتماعی در جامعۀ ایران مورد توجه قرار گیرند. از این منظر، تحلیل و نقد این چارچوبهای نظری، بخشی از گفتوگوی گستردهتر علمی در باب تطبیق و نقد نظریههای اجتماعی غربی با شرایط بومی تلقی میشود.
زندگینامه
آلیسون مری جاگر در 1942م در شفیلد انگلستان متولد شد و تحصیلات خود را در رشتۀ فلسفه در انگلستان آغاز کرد و مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه لندن (۱۹۶۴م) و کارشناسی ارشد را از دانشگاه ادینبرو (۱۹۶۷م) دریافت کرد. وی دکترای فلسفه خود را از دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو (۱۹۷۰م) گرفت.[۱]
در طول فعالیت حرفهای، وی در دانشگاههای متعددی از جمله دانشگاه ایلینوی در شیکاگو، دانشگاه کالیفرنیا (لسآنجلس)، دانشگاه راتگرز و دانشگاه بیرمنگام تدریس کرده است. از جمله مسئولیتهای اجرایی او میتوان به ریاست دپارتمان مطالعات زنان در دانشگاه کلرادو بولدر (۱۹۹۷–۱۹۹۴م) و معاونت دپارتمان فلسفه در همان دانشگاه (۲۰۰۸–۲۰۰۴م) اشاره کرد.[۲]
جاگر از اعضای بنیانگذار انجمن زنان در فلسفه و از پایهگذاران نشریه تخصصی «هایپیشیا» در حوزه فلسفه فمینیستی بوده است. وی همچنین ریاست کمیتۀ وضعیت زنان در انجمن فلسفۀ آمریکا (۱۹۹۱–۱۹۸۶م) را بر عهده داشته است.[۳]
او تاکنون بورسیهها و فرصتهای پژوهشی معتبری از نهادهایی چون بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا، بنیاد راکفلر و شورای پژوهش نروژ دریافت کرده و در سال ۲۰۱۷م بهعنوان عضو فرهنگستان هنر و علوم آمریکا برگزیده شد.[۴]
دیدگاههای آلیسون جاگر
ازخودبیگانگی زن
آلیسون جاگر، همسو با آیریس ماریون یانگ، رویکردی مبتنی بر نظریه نظامهای وحدتیافته را دنبال میکند. او معتقد است همانگونه که کارگران در نظام سرمایهداری از محصول کار خود بیگانه میشوند، زنان نیز در چارچوب برخی ساختارهای اجتماعی از بدن خود فاصله میگیرند. به نظر جاگر، هنجارهای مسلط زیبایی و رفتارهای مرتبط با بدن، به شیءانگاری بدن زن و رقابت برای جلب تأیید اجتماعی منجر میشود و این فرایند بر روابط میان زنان نیز تأثیر میگذارد.[۵]
به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربهای بیگانهساز است؛ چون کس دیگری تصمیم میگیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچهداری، هنگامی که مهار آن از دست زنان بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربهای بیگانهساز میشود. او میگوید راه و رسم بچهداری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینهورزی مادر به فرزندان خود منتهی میشود.[۶]
بهگفتۀ جاگر، بسیاری از زنان با قابلیتهای فکری خود نیز بیگانه میشوند. زن چنان نامطمئن از خود بار میآید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره میرود، چون میترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیطهای دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آنجا که مردان قواعد اندیشه و گفتمان را بنا نهادهاند زنان هرگز خود را راحت احساس نمیکنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری ازخودبیگانگی مشخص میکند که ستم کنونی بر زنان، نظیر سلطۀ مردانه در سرمایهداری است. در سایۀ نظام سرمایهداری، سرکوب زنان بهشکل بیگانگی او با همهچیز و همهکس رخ مینماید بهویژه بیگانگی با خود او.[۷]
نقد فمینیسم لیبرال
آلیسون جاگر بر این باور است که فمینیسم لیبرال با مسائلی مانند دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی روبهروست. او اشاره میکند که لیبرالها، خردورزی را ویژگی متمایزکننده انسانها میدانند و مفاهیمی چون آزادی عمل و خودشکوفایی فردی را ارزشهای اساسی جامعه سالم تلقی میکنند. به گفته جاگر، دفاع لیبرالیسم از حقوق بنیادین مانند آزادی مذهب، مبتنی بر حق انتخاب فردی است نه برتری یک شیوه زندگی بر دیگری.[۸]
انتقادات به دیدگاههای جاگر
نقد دیدگاه فمینیسم سوسیالیستی
فمینیسم سوسیالیستی بهعنوان رویکردی تلفیقی از فمینیسم رادیکال و فمینیسم مارکسیستی، با برخی از نقدهای وارد بر هر دو جریان مواجه شده است؛ از جمله فروکاستن مسئلۀ زنان به مسئلۀ کارگران و اتکا به چارچوب تحلیلی مارکسیسم.[۹] کاترین مککینن از جمله منتقدانی است که این رویکردهای تلفیقی را به دو دلیل مورد انتقاد قرار داده است: نخست، آنکه مسائل محوری فمینیستی مانند تولیدمثل، میل جنسی و تربیت کودک در قالب تحلیلی مارکسیستی که از نظر او تحول نیافته است، تبیین میشوند. دوم، آنکه «مسئلۀ زن» به «مسئلۀ کارگر» تقلیل مییابد.[۱۰]
در مقابل، برخی پژوهشگران این نقدها را دربارۀ دیدگاههای آیریس ماریون یانگ و آلیسون جاگر وارد نمیدانند. بهگفتۀ آنان، یانگ با تمرکز بر تقسیم کار بهجای تحلیل طبقاتی و تأکید بر بهحاشیهراندگی زنان در سرمایهداری، خوانشی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده است. جاگر نیز با برجستهسازی مفهوم ازخودبیگانگی، تحلیل ستم بر زنان را مستقل از طبقهبندی صرف طبقاتی پیگیری کرده است. با این حال، منتقدان معتقدند این رویکردها یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله میگیرند یا بهطور مستقل به برخی موضوعات کلیدی فمینیستی، از جمله تولیدمثل، میل جنسی و تربیت کودک، نمیپردازند.[۱۱]
برخی نویسندگان با تکیه بر جهانبینی اسلامی، این خوانشهای فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده میدانند که بهعنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمیشود.[۱۲]
نقد گفتمان مردسالاری در فمینیسم رادیکال
از منظر فمینیسم رادیکال، مردسالاری بهعنوان نظامی فراگیر تعریف میشود که ستم بر زنان را در کلیۀ عرصههای زندگی سازماندهی و تقویت میکند. بر این اساس، مردسالاری یک «فرانظام» تلقی میشود که سایر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را جهت تثبیت سلطۀ جنس مذکر بر جنس مؤنث هماهنگ میسازد. این دیدگاه، مردسالاری را پدیدهای فراتاریخی و جهانشمول میداند.[۱۳] ادعای محوری این رویکرد آن است که زنان در سراسر تاریخ، به دلیل جنسیت خود، همواره در موقعیتی فرودست قرار داشتهاند و این فرودستی به شکلهای مختلف ستم و تبعیض تجلی یافته است.[۱۴]
در نقد این دیدگاه، محققان موارد زیر را مطرح کردهاند:
۱. ادعای جهانشمولی ستم علیه زنان، نیازمند پشتوانۀ اسناد تاریخی گسترده و منسجم است که ارائه آن در عمل با دشواریهای روششناختی مواجه است.
۲. این ادعا بهطور عموم بر پیشفرضهای نظریههای مدرن، سرمایهداری یا مارکسیستی استوار است که در آنها نهاد خانواده بهعنوان منبع ستم و تفاوتهای نقشهای جنسیتی بهعنوان مصادیق تبعیض تفسیر میشوند. در این چارچوب، تاریخ خانواده و تفاوتهای جنسیتی یکسره با تاریخ ستم علیه زنان یکی انگاشته میشود.
۳. مفهوم مردسالاری در این گفتمان از ابهام نظری رنج میبرد؛ به گونهای که نه زیرمجموعۀ هیچ یک از نظامهای شناخته شدۀ اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی قرار میگیرد و نه منشأ و سازوکار عینی آن به روشنی تبیین میشود.
۴. ادعای موفقیت یکسان این نظام در تمامی دورههای تاریخی و جوامع مختلف، بدون توجه به تنوع ساختارهای اجتماعی و سیاسی، با چالش توضیحی مواجه است.
۵. اگر مردسالاری تا این حد فراگیر و مسلط فرض شود، طبقۀ فرودست زنان چگونه امکان مقاومت مؤثر یافته است؟ و هماهنگی عملکرد این نظام در دورانهای پیشامدرن، با فقدان فناوریهای ارتباطی، چگونه قابل توضیح است؟
۶. پذیرش سیطرۀ کامل این نظام، این تناقض را ایجاد میکند که خود جنبش فمینیستی نیز محصول همان نظام مردسالاری قلمداد شود و در نتیجه امکان برونرفت از آن ناممکن میشود؛ حال آنکه این گفته، با هدف رهاییبخشی جنبش فمینیستی در تضاد است.
بهدلیل این گونه چالشها، برخی از فمینیستهای متأخر با قرائتهای جهانشمول و غیرتاریخی از مردسالاری مخالفاند و بر نقش عوامل اجتماعی و فرآیندهای جامعهپذیری در شکلگیری روابط جنسیتی تأکید میورزند.[۱۵]
آثار
آلیسون جاگر بهعنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار در فلسفۀ فمینیستی و اخلاق اجتماعی، طیف گستردهای از آثار را در زمینۀ نظریههای فمینیستی، عدالت اجتماعی و فلسفۀ سیاسی تألیف کرده است. عمده آثار او حول محورهای فلسفه فمینیستی، نقد ساختارهای ستم جنسیتی، اخلاق اجتماعی و عدالت جهانی متمرکز هستند. از جمله مهمترین و مشهورترین آثار وی میتوان به این موارد اشاره کرد:
1. «فمینیسم و طبیعت انسانی» (Feminist Politics and Human Nature) (1983م).
2. «روشهای عادلانه: خوانشی بینرشتهای فمینیستی» (Just Methods: An Interdisciplinary Feminist Reader) (2008م).
3. «جنسیت و عدالت جهانی» (Gender and Global Justice) (2014م).
آثار جاگر، بر رویکرد بینرشتهای، تلفیق نظریه و عمل و نقد نظامهای چندگانه ستم (جنسیتی، نژادی، طبقاتی) تأکید دارد و در حوزۀ فلسفه اخلاق، فلسفه سیاسی و مطالعات زنان جایگاه مهمی یافته است.[۱۶]
پانویس
- ↑ "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25
- ↑ "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25
- ↑ "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25
- ↑ "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25
- ↑ تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.
- ↑ تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.
- ↑ تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.
- ↑ جاگر، آليسون، چهار تلقی از فمينيسم، مترجم:س . اميری، مجله زنان، مرجـع فمينيـسم، 1378ش، ص6.
- ↑ بستانآبادی، «نا برابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش
- ↑ MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State : An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.
- ↑ تانگ، نقد و نظر، نظریههای فمینیستی، 1387ش، ص305
- ↑ سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.
- ↑ بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.
- ↑ روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.
- ↑ هام و گمبل، فرهنگ نظريههای فمينيستی، 1382ش، ص325.
- ↑ Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.
منابع
- تانگ، رزمری، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، ترجمۀ منیژه نجم عراقی، تهران، نشر نی، چاپ سوم، 1387ش
- بستان (نجفی)، حسین، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، قم، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1382ش.
- جاگر، آلیسون، «چهار تلقی از فمينيسم»، ترجمۀ س، اميری، مجلۀ زنان، مرجـع فمينيـسم، شمار، 30، 1378ش.
- روباتم، شیلا، «زنان در تکاپو، فمنیسم و کنش اجتماعی»، تهران، شیرازه، 1390ش.
- سراقی، همایون و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، مجلۀ پژوهشنامۀ اسلامی زنان و خانواده، دوره 3، شمارۀ 1، 1394ش.
- «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ درج مطلب: 26 آذر 1404ش.
- هام، مگی و گمبل، سارا، «فرهنگ نظريههای فمينيستی»، ترجمۀ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران، توسعه، 1382ش.
- DeSautels, Peggy. "Alison Jaggar: April 2013". Highlighted Philosophers. American
- Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.