حمید گلزار (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «جایگزین=مسجد معجز اردبیل|بندانگشتی|مسجد معجز اردبیل '''{{درشت|مسجد معجز}}'''، مسجدی در شهر اردبیل که بر پایه یک رویداد تاریخی برپا شده است.{{سخ}}مسجد معجز در محلهای به همین نام در اردبیل، یادگار واقعهای شگفت در سال ۱...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''{{درشت|مسجد معجز}}'''، مسجدی در شهر اردبیل که بر پایه یک رویداد تاریخی برپا شده است.{{سخ}}مسجد معجز در محلهای به همین نام در اردبیل، یادگار واقعهای شگفت در سال ۱۳۰۰ش است. در آن سال مأمور نظمیه قصد مصادره اسب سفید مردی فقیر به نام فتحالله را داشت؛ اسبی که نذر حضرت ابوالفضل (ع) بود. مأمور با وجود التماس [[خانواده]]، اسب را برد، اما تنها چندصد متر دور نشده بود که چهرهاش سیاه شد، از اسب به زمین افتاد و جان سپرد. اسب بلافاصله به خانه صاحبش بازگشت و این ماجرا بهعنوان کرامتی از حضرت ابوالفضل (ع) در شهر پیچید. مردم محل افتادن مأمور را به مسجد تبدیل کردند و خانه فتحالله نیز [[حسینیه]] شد. از آن پس، مسجد معجز جایگاهی برای [[نذر]] و نیاز، برآورده شدن حاجات و نماد باور عمیق مردم اردبیل به کرامت [[اهلبیت]] شد. | '''{{درشت|مسجد معجز}}'''، مسجدی در شهر اردبیل که بر پایه یک رویداد تاریخی برپا شده است.{{سخ}}مسجد معجز در محلهای به همین نام در اردبیل، یادگار واقعهای شگفت در سال ۱۳۰۰ش است. در آن سال مأمور نظمیه قصد مصادره اسب سفید مردی فقیر به نام فتحالله را داشت؛ اسبی که نذر حضرت ابوالفضل (ع) بود. مأمور با وجود التماس [[خانواده]]، اسب را برد، اما تنها چندصد متر دور نشده بود که چهرهاش سیاه شد، از اسب به زمین افتاد و جان سپرد. اسب بلافاصله به خانه صاحبش بازگشت و این ماجرا بهعنوان کرامتی از حضرت ابوالفضل (ع) در شهر پیچید. مردم محل افتادن مأمور را به مسجد تبدیل کردند و خانه فتحالله نیز [[حسینیه]] شد. از آن پس، مسجد معجز جایگاهی برای [[نذر]] و نیاز، برآورده شدن حاجات و نماد باور عمیق مردم اردبیل به کرامت [[اهلبیت]] شد. | ||
| خط ۹: | خط ۸: | ||
==شرح رویداد اصلی (کرامت حضرت ابوالفضل العباس)== | ==شرح رویداد اصلی (کرامت حضرت ابوالفضل العباس)== | ||
روز هشتم شوال، یکی از مأموران نظمیه که رحمتالله نام داشت به خانه فتحالله مراجعه و از اهل [[خانه]]، اسب را طلب کرد. زن [[خانواده]] با بیان وضعیت نابسامان مالی، اسب را تنها وسیله گذران زندگی خانوادهاش معرفی و ابراز کرد که این اسب، نذر تعزیه حضرت ابوالفضل است. او مأمور را به حضرت عباس (ع) سوگند داد که از تصمیم خود منصرف شود. اما مأمور اسب را از طویله بیرون کشید و سوار بر آن، راه نظمیه را در پیش گرفت. مأمور هنوز حدود ۳۰۰ متر از منزل فاصله نگرفته بود که صورتش سیاه شد و ناگهان از اسب به زمین افتاد. اسب نیز بلافاصله به منزل فتحالله بازگشت. شاهدان شگفتزدهٔ ماجرا، این رویداد را کرامتی از ابوالفضل العباس (ع) میدانند. خبر این واقعه با عنوان «پلیسون قرالماسی» یعنی «سیاه شدن پلیس» در سراسر شهر پیچید. مردم با حضور در محل، پارچه سبز رنگی بر پیشانی اسب بستند و نام مأمور را که جان خود را از دست داده بود، به «لعنتالله» تغییر دادند. مکان افتادن مأمور نظمیه از اسب، به مسجد تبدیل شد.<ref>[https://basijnews.ir/fa/news/9156874/مراسم-گرامیداشت-کرامت-حضرت-عباس-ع-در-مسجد-معجز-اردبیل «مراسم گرامیداشت کرامت حضرت عباس (ع) در مسجد معجز اردبیل»، وبسایت خبرگزاری بسیج.]</ref> | |||
==پیامدها و شکلگیری باور عمومی== | ==پیامدها و شکلگیری باور عمومی== | ||