زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۷۶: | خط ۳۷۶: | ||
== قیامها و جنبشهای اجتماعی هزارهها == | == قیامها و جنبشهای اجتماعی هزارهها == | ||
تاریخ روابط هزارهها با حکومتهای مرکزی افغانستان نشاندهندهٔ دورهای از خودمختاری نسبی تا سرکوب سازمانیافته است. پیش از حکومت عبدالرحمان، مناطق هزارهنشین تحت نظام ملوکالطوایفی اداره میشد و از استقلال داخلی برخوردار بود، اگرچه احمدشاه درانی و جانشینان وی بارها تلاش ناموفقی برای فتح این مناطق انجام | تاریخ روابط هزارهها با حکومتهای مرکزی افغانستان نشاندهندهٔ دورهای از خودمختاری نسبی تا سرکوب سازمانیافته است. پیش از حکومت عبدالرحمان، مناطق هزارهنشین تحت نظام ملوکالطوایفی اداره میشد و از استقلال داخلی برخوردار بود، اگرچه احمدشاه درانی و جانشینان وی بارها تلاش ناموفقی برای فتح این مناطق انجام دادند. با تثبیت قدرت عبدالرحمان، سیاستهای سرکوبگرانهای شامل نظام مالیاتی ظالمانه مانند گرفتن نیمی از محصولات کشاورزی، مالیات بر دامداری و صنایع و حتی مالیات سرانه، محدودیتهای شغلی و ممنوعیت تصدی مناصب دولتی برای هزارهها اعمال شد. این دوره همچنین شاهد توهین به مقدسات مذهبی هزارهها، تحمیل [[فقه حنفی]] و محرومیت گستردهٔ آنها از حقوق سیاسی و اجتماعی بود. چنین شرایطی بهتدریج موجب شکلگیری قیام و جنبشهای اعتراضی شد که ریشه در ستم روزافزن مالیاتی، تبعیض مذهبی و محرومیت از حقوق اساسی داشت و در نهایت به ایجاد جنبش سیاسی و مقاومت هزارهها در چند مرحلهٔ تاریخی منجر شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-18.</ref> | ||
=== مراحل تاریخی قیامها وجنبشهای اجتماعی هزارهها === | === مراحل تاریخی قیامها وجنبشهای اجتماعی هزارهها === | ||
==== مرحله اول؛ قیام هزارههای شیخعلی ==== | ==== مرحله اول؛ قیام هزارههای شیخعلی ==== | ||
جنبش هزارههای شیخعلی به دههٔ ۱۸۸۰م | جنبش هزارههای شیخعلی به دههٔ ۱۸۸۰م باز میگردد. این حرکت اعتراضی در ابتدا ماهیتی خودجوش داشت و فاقد سازماندهی منسجمی بود و تنها در منطقهٔ شیخعلی از ساختاری بهنسبت منظم برخوردار بود. ساکنان درهٔ غوربند که بهطور عمده از هزارههای شیخعلی تشکیل میشدند، تا پیش از سالهای ۱۸۸۱–۱۸۸۲م علاوهبر تأمین امنیت منطقه، در مواقع ضروری نیروهای مسلح و تجهیزات در اختیار دولت مرکزی قرار میدادند. تنشها زمانی آغاز شد که دولت مرکزی برای اثبات وفاداری مردم، رهبران محلی از جمله سیدجعفر را بهعنوان گروگان به کابل منتقل کرد. این اقدام به همراه اختلافات فرقهای بین شیعیان و سنیهای منطقه و سیاستهای سرکوبگرانهٔ عبدالله خان، حاکم محلی، موجب شعلهورشدن نارضایتیها شد. در ۱۸۸۸م با بهرهگیری از اختلافات داخلی اسحاقخان با عبدالرحمان، برخی قبایل شیخعلی دست به قیام زدند، اما این حرکت بهدلیل تفرقهافکنیهای حکومت و مجازاتهای جمعی بهسرعت سرکوب شد. پیامد این قیام مردمی اعدام ۲۳ تن از رهبران، تبعید بسیاری از ساکنان و اسکان کوچیهای پشتون در منطقه بود.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص166.</ref> اگرچه جنبش شیخعلی نتوانست به اهداف خود دست یابد، اما بهمثابهٔ نخستین مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در برابر حکومت عبدالرحمان، الهامبخش حرکتهای بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص18.</ref> | ||
==== مرحله دوم؛ قیام عمومی هزارهها (دهه ۱۸۹۰ میلادی) ==== | ==== مرحله دوم؛ قیام عمومی هزارهها (دهه ۱۸۹۰ میلادی) ==== | ||
* '''اشغال نظامی و سیاستهای سرکوبگرانه:''' عبدالرحمان خان در فاصلهٔ سالهای ۱۸۸۰م تا ۱۸۹۱م موفق به اشغال مناطق مستقل هزارهجات شد. این پیروزیها بیشتر بهدلیل ظلم فئودالهای محلی و نارضایتی عمومی هزارهها حاصل شد، نه بهدلیل قدرت نظامی حکومت مرکزی. با این حال، هزارهها به زودی دریافتند که حکومت جدید | * '''اشغال نظامی و سیاستهای سرکوبگرانه:''' عبدالرحمان خان در فاصلهٔ سالهای ۱۸۸۰م تا ۱۸۹۱م موفق به اشغال مناطق مستقل هزارهجات شد. این پیروزیها بیشتر بهدلیل ظلم فئودالهای محلی و نارضایتی عمومی هزارهها حاصل شد، نه بهدلیل قدرت نظامی حکومت مرکزی. با این حال، هزارهها به زودی دریافتند که حکومت جدید نهتنها از ستم فئودالها نکاسته، بلکه خود به عامل جدیدی برای سرکوب تبدیل شده است. سیاستهای عبدالرحمان شامل خلع سلاح گسترده، تبعید رهبران مذهبی و سیاسی و جایگزینی حاکمان پشتون (از جمله عبدالقدوس خان) بود. فرایند خلع سلاح با خشونتهای نظامی همراه شد و به بهانهٔ جمعآوری اسلحه، مردم مورد شکنجههای بیرحمانه از جمله داغکردن با سنگهای داغ، کشیدن با اسب و حملهٔ سگهای گرسنه قرار گرفتند. | ||
* '''تشکیل جنبش مقاومت و اتحاد تاریخی:''' در واکنش به این سرکوبها، جنبش مقاومت هزارهها در ۱۸۹۲م شکل گرفت. میر [[محمد عظیمبیگ]]، از فرماندهان پیشین حکومتی، به صفوف معترضان پیوست و با تشکیل | * '''تشکیل جنبش مقاومت و اتحاد تاریخی:''' در واکنش به این سرکوبها، جنبش مقاومت هزارهها در ۱۸۹۲م شکل گرفت. میر[[محمد عظیمبیگ]]، از فرماندهان پیشین حکومتی، به صفوف معترضان پیوست و با تشکیل جرگه اوقول، اتحاد بیسابقهای بین طوایف هزاره ایجاد کرد. این اتحاد منجر به تصرف مناطق استراتژیک، فرار مأموران دولتی و پیوستن سربازان هزاره در ارتش حکومت به معترضان شد. مقاومت هزارهها چنان مؤثر بود که نیروهای حکومتی را به عقبنشینی واداشت و حتی پایتخت را بهطور موقت به پغمان منتقل کردند. عبدالرحمان که از شکستهای نظامی ناامید شده بود، به سیاستهای مذهبی متوسل شد و با صدور فتواهای تکفیر از علمای اهلسنت، جنگ را به جهاد مقدس علیه هزارهها تبدیل کرد. این فتواها کوچیهای پشتون را برای تصرف زمینهای هزارهجات تحریک کرد و موجی از خشونتهای فرقهای را به راه انداخت. | ||
* '''پایان مقاومت و پیامدهای آن:''' با وجود مقاومت شدید، هزارهها بهدلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی مجبور به مذاکره شدند. در ۱۸۹۳م نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه تقسیم شد: متعهدین به حکومت، مهاجران به هند بریتانیایی و مقاومتکنندگان تا پای جان. شکست نهایی جنبش ناشی از عوامل متعددی | * '''پایان مقاومت و پیامدهای آن:''' با وجود مقاومت شدید، هزارهها بهدلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی مجبور به مذاکره شدند. در ۱۸۹۳م نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه تقسیم شد: متعهدین به حکومت، مهاجران به هند بریتانیایی و مقاومتکنندگان تا پای جان. شکست نهایی جنبش ناشی از عوامل متعددی بود، از جمله؛ نبود رهبری متمرکز، برتری نظامی حکومت با حمایت بریتانیا و اختلافات قبیلهای. این مرحله از جنبش، برخلاف قیام محدود شیخعلی با هدف سرنگونی حکومت مرکزی بود که توانست حمایت گروههای دیگر از جمله ازبکهای میمنه را جلب کند. اگرچه جنبش شکست خورد، اما پایهای برای مقاومتهای بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | ||
=== مرحلهٔ سوم؛ قیام گاوسوار === | === مرحلهٔ سوم؛ قیام گاوسوار === | ||
قیام موسوم به | قیام موسوم به گاوسوار، بهعنوان سومین مرحله از مقاومت هزارهها در برابر ستم سیستماتیک حکومت کابل شکل گرفت. عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیاتهای سنگین، بهویژه [[مالیات روغن حیوانی]]، بر جامعهٔ هزاره بود که در پی کمبود روغن نباتی و فساد اداری، بهجای تأمین منابع جایگزین، به مردم این قوم تحمیل شد. بر اساس قوانین دولتی، مردم موظف بودند در برابر هر رأس دام، مقدار مشخصی روغن زرد پرداخت کنند، اما مأموران با بهانهٔ ضایعات حملونقل، مقادیر بیشتری میگرفتند. این سیاست همراه با مالیاتهای دیگر نظیر [[خسبری]] (مالیات بر زمینهای کشاورزی)، [[شاخپولی]] (مالیات بر حیوانات)، [[گندمگُدام]] (نوعی مالیات سراسری)، [[کلهپولی]] (مالیات بر انسان)، [[سرچربی بیبی و ملکه]] '''('''نوعی مالیات برای مصارف خانواده شاهی) و کوچی، فشار اقتصادی بیسابقهای بر هزارهها وارد ساخت و موجبات فرار بسیاری از روستاها را فراهم آورد.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتل عام تا احیای هویت، 1384ش، ص 362-370.</ref> | ||
[[ابراهیم گاو سوار]] با مشاهدهٔ این ستمها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما با بیتوجهی و زندان مواجه شد. وی سپس با سازماندهی مقاومت مسلحانه، به قلعهٔ نظامی | [[ابراهیم گاو سوار]] با مشاهدهٔ این ستمها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما با بیتوجهی و زندان مواجه شد. وی سپس با سازماندهی مقاومت مسلحانه، به قلعهٔ نظامی القان، حمله و دولت را وادار به مذاکره کرد. حکومت مرکزی با ترس از گسترش قیام، با وعدههایی نظیر لغو مالیات، ساخت مدارس و کلینیکها و برکناری [[محمدهاشم]] خان (نخستوزیر وقت)، بهطور موقت تن به مصالحه داد. اگرچه قیام گاوسوار به ظاهر پایان یافت، اما زمینهٔ همگرایی گستردهتر میان گروههای عدالتخواه، از جمله تلاشهای بعدی سیداسماعیل بلخی و متحدان وی را فراهم ساخت.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتل عام تا احیای هویت، 1385ش، ص 384-395. </ref> | ||
=== مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت و جهاد هزارهها (دههٔ ۱۹۷۰ میلادی) === | === مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت و جهاد هزارهها (دههٔ ۱۹۷۰ میلادی) === | ||
با رویکار آمدن حکومت حزب دموکراتیک خلق و برچیده شدن جمهوریت داوودخان، اصلاحات سریعی اجرا شد که با مخالفت مردم | با رویکار آمدن حکومت حزب دموکراتیک خلق و برچیده شدن جمهوریت داوودخان، اصلاحات سریعی اجرا شد که با مخالفت مردم روبهرو شد. ترس از تضعیف اسلام و برخورد خشونتآمیز حکومت با معترضان، بهویژه علیه اقلیتهای قومی و مذهبی مانند هزارهها، موجب تشدید ناآرامیها شد. هزارهها که سالها تحت ستم حاکمان پشتون بودند، این بار نیز هدف سرکوب قرار گرفتند. | ||
==== قیامهای مردمی تحت عنوان جهاد ==== | ==== قیامهای مردمی تحت عنوان جهاد ==== | ||
نخستین قیام سازمانیافته علیه حکومت وقت در 27 بهمن/ دلو 1357 از سوی هزارهها در درهصوف یکی از ولسوالیهای [[سمنگان]] با تصرف معادن [[زغالسنگ]] آغاز شد. نیروهای حکومتی با خشونت تمام با مردم درهصوف به مقابله پرداختند و طی ۱۰روز درگیری، شمار زیادی از غیرنظامیان قتلعام شدند. این قیام به مناطق دیگر شمال افغانستان از جمله دهن غوری، جنگل اوغلی، شولگره، پشتبند و چهارکنت گسترش یافت و و | نخستین قیام سازمانیافته علیه حکومت وقت در 27 بهمن/ دلو 1357 از سوی هزارهها در درهصوف یکی از ولسوالیهای [[سمنگان]] با تصرف معادن [[زغالسنگ]] آغاز شد. نیروهای حکومتی با خشونت تمام با مردم درهصوف به مقابله پرداختند و طی ۱۰روز درگیری، شمار زیادی از غیرنظامیان قتلعام شدند. این قیام به مناطق دیگر شمال افغانستان از جمله دهن غوری، جنگل اوغلی، شولگره، پشتبند و چهارکنت گسترش یافت و و کمکم به خیزش سراسری تبدیل شد. در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ش، مردم [[دایکندی]] نیز به پا خاستند. تا ۱۹۸۲م، بیشتر مناطق هزارهجات بهجز مرکز بامیان آزاد شد و تحت کنترل مجاهدین محلی قرار گرفت. بهمنظور رهبری قیامها و ادارۀ مناطق آزاد شده، [[شورای اتفاق|شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان]]، تشکیل شد. در این مقطع اعتراضات شهری نیز گسترش یافت؛ از جمله تظاهرات خونین ۳ حوت ۱۳۵۸ش هزارهها و شیعیان در [[کابل]] که یکی از بزرگترین اعتراضات ضدحکومتی بود.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | ||
==== دستاوردهای جهاد هزارهها ==== | ==== دستاوردهای جهاد هزارهها ==== | ||
حضور هزارهها در جهاد موجب افزایش آگاهی سیاسی و اجتماعی هزارهها شد و مفاهیمی مانند | حضور هزارهها در جهاد موجب افزایش آگاهی سیاسی و اجتماعی هزارهها شد و مفاهیمی مانند هویت قومی، خودمختاری، عدالت اجتماعی و استقلال افغانستان را تقویت کرد. همچنین، ساختارهای سنتی قبیلهای جای خود را به نهادهای مدرنتر مانند احزاب و سازمانهای سیاسی داد. حکومت حزب دموکراتیک خلق و مخصوصا در زمان حکومت شاخه پرچم، برخلاف گذشته، با حذف برخی تبعیضهای قومی و مذهبی، فرصتهایی برای مشارکت هزارهها در عرصههای سیاسی و نظامی فراهم کرد. در ۱۹۸۷م نخستین نشست سراسری هزارهها تشکیل شد که گامی مهم در رسمیتیافتن حقوق این قوم محسوب میشد. هزارهها برای نخستینبار پس از ۲۵۰ سال به مقاماتی مانند نخستوزیری و معاونت دولت، دست یافتند.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | ||
=== مرحلهٔ پنجم؛ مقاومت غرب کابل و گفتمان عدالتخواهی (دههٔ ۱۹۹۰ میلادی) === | === مرحلهٔ پنجم؛ مقاومت غرب کابل و گفتمان عدالتخواهی (دههٔ ۱۹۹۰ میلادی) === | ||
هزارهها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیضهای قومی و مذهبی بودهاند. پس از سقوط حکومت [[نجیبالله]] و تشکیل [[دولت اسلامی افغانستان]] توسط مجاهدین، بار دیگر از مشارکت عادلانه در قدرت محروم شدند. این امر موجب شکلگیری [[گفتمان عدالتخواهی]] به رهبری عبدالعلی مزاری، دبیرکل | هزارهها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیضهای قومی و مذهبی بودهاند. پس از سقوط حکومت [[نجیبالله]] و تشکیل [[دولت اسلامی افغانستان]] توسط مجاهدین، بار دیگر از مشارکت عادلانه در قدرت محروم شدند. این امر موجب شکلگیری [[گفتمان عدالتخواهی]] به رهبری عبدالعلی مزاری، دبیرکل حزب وحدت اسلامی شد که خواستار احقاق حقوق سیاسی، اجتماعی و مذهبی هزارهها و شیعیان افغانستان بود. | ||
==== مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری ==== | ==== مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری ==== | ||
مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود. عبدالعلی مزاری، بهعنوان رهبر کاریزماتیک این جنبش، خواستار رسمیتیافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیضآمیز اداری و تقسیمات کشوری و حضور هزارهها در تصمیمگیریها شد.<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص 104.</ref> وی با استناد به تاریخ پر ستم افغانستان، بهویژه دوران عبدالرحمان، بر ضرورت پایاندادن به ستم سیستماتیک علیه هزارهها تأکید کرد. علاوه بر آن بر مفاهیمی | مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود. عبدالعلی مزاری، بهعنوان رهبر کاریزماتیک این جنبش، خواستار رسمیتیافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیضآمیز اداری و تقسیمات کشوری و حضور هزارهها در تصمیمگیریها شد.<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص 104.</ref> وی با استناد به تاریخ پر ستم افغانستان، بهویژه دوران عبدالرحمان، بر ضرورت پایاندادن به ستم سیستماتیک علیه هزارهها تأکید کرد. علاوه بر آن بر مفاهیمی مانند حکومت ملی، اسلامی، عادلانه، حاکمیت مردم،<ref>مزاری، احیاری هویت، 1393، ص 135. </ref> وحدت ملی،<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص266. </ref> کرامت انسانی، حقوق شهروندی، صلح و امنیت، مدارای اجتماعی، استقلال، نظام فدرال، پذیرش حقوق زنان و اقلیتها در افغانستان، تأکید داشت.<ref>فصیحی، «گفتمان عدالتخواهی در افغانستان»، 1403ش، ص 73-76. </ref> | ||
مقاومت عدالتخواهی موجب افزایش نقش هزارهها در معادلات سیاسی و الهامبخش نسلهای بعدی برای ادامهٔ مبارزه در راه برابری و آزادی شد. آرمانهای این جنبش از جمله عدالتخواهی و مقاومت در برابر ظلم، ادبیات جدید را خلق کرد و تا امروز در افکار عمومی هزارهها زنده مانده و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | مقاومت عدالتخواهی موجب افزایش نقش هزارهها در معادلات سیاسی و الهامبخش نسلهای بعدی برای ادامهٔ مبارزه در راه برابری و آزادی شد. آرمانهای این جنبش از جمله عدالتخواهی و مقاومت در برابر ظلم، ادبیات جدید را خلق کرد و تا امروز در افکار عمومی هزارهها زنده مانده و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | ||
=== مرحلهٔ ششم؛ مقاومت در برابر طالبان === | === مرحلهٔ ششم؛ مقاومت در برابر طالبان === | ||
در دورهٔ نخست حاکمیت طالبان، مناطق هزارهنشین افغانستان به کانون مقاومت در برابر این گروه تبدیل شد. این مقاومت سازمانیافته که بهطور عمده تحت رهبری حزب وحدت اسلامی صورت میگرفت، در دو | در دورهٔ نخست حاکمیت طالبان، مناطق هزارهنشین افغانستان به کانون مقاومت در برابر این گروه تبدیل شد. این مقاومت سازمانیافته که بهطور عمده تحت رهبری حزب وحدت اسلامی صورت میگرفت، در دو جبهۀ اصلی متمرکز بود. | ||
در مناطق مرکزی هزارهجات، بهویژه بامیان بهعنوان مقر اصلی حزب وحدت اسلامی، نیروهای مقاومت با بهرهگیری از موقعیت استراتژیک مناطق کوهستانی، خطوط دفاعی مستحکمی در محور بامیان-یکهولنگ ایجاد کردند. این مقاومت که نزدیک به سه سال | در مناطق مرکزی هزارهجات، بهویژه بامیان بهعنوان مقر اصلی حزب وحدت اسلامی، نیروهای مقاومت با بهرهگیری از موقعیت استراتژیک مناطق کوهستانی، خطوط دفاعی مستحکمی در محور بامیان-یکهولنگ ایجاد کردند. این مقاومت که نزدیک به سه سال بهطول انجامید، با وجود محاصرۀ اقتصادی و نظامی سنگین طالبان، موفق شد موجودیت سیاسی و نظامی جامعۀ هزاره را حفظ کند. درگیریهای شدید در مناطق پنجاب، ورس، بهسود و کوهستان، نمونههای بارزی از این پایداری بهشمار میروند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص627-630.</ref> بامیان برای بار اول در تاریخ 22 سنبله/ [[شهریور]] 1377ش بهدست طالبان سقوط کرد. در تاریخ ۱۹ جدی/ [[دی]] ۳۷۹ش طالبان، پس از شکست دادن مجدد نیروهای حزب وحدت اسلامی در بامیان به کشتار جمعی غیرنظامیان در ولسوالی یکهولنگ اقدم کردند. سازمان عفو بینالملل در گزارشی، شمار قربانیان را بیش از ۳۰۰ نفر اعلام کرد.<ref>[https://www.afintl.com/202501086321 «سالگرد قتلعام یکاولنگ؛ با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، دسترسی به عدالت میسر نیست»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
در | در جبهۀ شمالی، دره صوف سمنگان و بلخاب [[سرپل]] به نماد مقاومت و محل استقرار نیروهای حزب وحدت اسلامی تحت فرماندهی محمد محقق تبدیل شد. این منطقه بهعنوان تنها بخش از شمال افغانستان که طالبان هرگز نتوانستند آن را به کنترل کامل درآورند، نقش حیاتی در تجدید قوای جبهۀ مقاومت شمال ایفا کرد.<ref>[https://www.aparat.com/v/S81XN «شروع مرحله دوم مقاومت در برابر طالبان از زبان استاد محقق»، وبسایت آپارات.]</ref> | ||
این مقاومت سرسختانه دستاوردهای تاریخی مهمی به همراه داشت. علاوهبر حفظ موجودیت سیاسی | این مقاومت سرسختانه دستاوردهای تاریخی مهمی به همراه داشت. علاوهبر حفظ موجودیت سیاسی جامعۀ هزاره، هستۀ اولیۀ ائتلاف ضد طالبان را تشکیل داد و زیرساختهای لازم برای عملیاتهای بعدی را فراهم آورد.<ref>طنین، افغانستان در قرن بیستم، ۱۳۸۳ش، ص۴۹۳.</ref> پایداری هزارهها در این دوره، مانع اصلی تسلط کامل طالبان بر افغانستان شد و نقش تعیینکنندهای در سقوط نهایی این گروه و شکلگیری نظام سیاسی جدید پس از سال ۲۰۰۱م ایفا کرد و ظرفیتهای سازمانی و رزمی جامعۀ هزاره را به اثبات رساند و موقعیت آنان را در معادلات سیاسی افغانستان تقویت کرد.<ref>بهمنی قاجار، جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۰.</ref> | ||
=== مرحلهٔ هفتم؛ جنبش تبسم === | === مرحلهٔ هفتم؛ جنبش تبسم === | ||
بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی افغانستان مبارزات مدنی و سیاسی هزارههای برای احقاق حقوق شهروندی و سیاسی ادامه پیدا کرد و در این میان رخدادهای امنیتی و سیاسی | بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی افغانستان مبارزات مدنی و سیاسی هزارههای برای احقاق حقوق شهروندی و سیاسی ادامه پیدا کرد و در این میان رخدادهای امنیتی و سیاسی موجب حرکتهای اعتراضی هزارهها در برابر حکومت شد که از میان آنها دو حرکت اعتراضی توجه مردم افغانستان و جامعهٔ جهانی را به خود جلب کرد. این حرکات اعتراضی بهنام جنبش تبسم و جنبش روشنایی معروف شد: | ||
==== قتل فجیع شکریه تبسم ==== | ==== قتل فجیع شکریه تبسم ==== | ||