شریف عظیمی (بحث | مشارکتها) |
شریف عظیمی (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
شرم در عربی بهمعنای بریدن<ref>[https://lib.eshia.ir/86578/7/332/%D8%B4%D8%B1%D9%85 صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، 1414ق، ج7، ص332.]</ref> و در فارسی به جای حیا بهکار میرود<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3992/4173/25743/%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%8C-%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه.]</ref> و بهمعنای خجالت، آزرم، انفعال و آن حیرت و وحشتی است که از ترس ملامت، مجازات و آگاهی دیگری برعیب و نقص در سبک زندگی آدمی پدیدار میشود.<ref>دهخدا، لغت نامۀ دهخدا، 1377ش، ج9، ص14237؛ معین، فرهنگ فارسی یک جلدی، 1380ش، ص617؛ [https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3992/4173/25743/%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%8C-%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه.]</ref> گفته شده است که شرم، یکواژه فارسی است و در منابع اسلامی با حیا هممعنا بوده در عرف جامعه نیز مترادف با آن بهکار میرود.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/64aa70e9b01b8-10694-1400-60.pdf سمیعیان و دیگران، «بررسی تأثیر دین داری بر تجریۀ احساس شرم و حیای شهروندان»، 1396ش، ش11، ص76.] </ref> کلمۀ شرم به احساس گناه، غمگینی و خشم یک فرد برخویشتن یا ملامت خود به دلیل مغایرت رفتارهای او با هنجارهای اخلاقی جامعه نیز تعریف شده است.<ref>[http://akhlagh.saminatech.ir/Article/18313/FullText حاجی ده آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص126.]</ref> | شرم در عربی بهمعنای بریدن<ref>[https://lib.eshia.ir/86578/7/332/%D8%B4%D8%B1%D9%85 صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، 1414ق، ج7، ص332.]</ref> و در فارسی به جای حیا بهکار میرود<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3992/4173/25743/%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%8C-%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه.]</ref> و بهمعنای خجالت، آزرم، انفعال و آن حیرت و وحشتی است که از ترس ملامت، مجازات و آگاهی دیگری برعیب و نقص در سبک زندگی آدمی پدیدار میشود.<ref>دهخدا، لغت نامۀ دهخدا، 1377ش، ج9، ص14237؛ معین، فرهنگ فارسی یک جلدی، 1380ش، ص617؛ [https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3992/4173/25743/%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%8C-%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه.]</ref> گفته شده است که شرم، یکواژه فارسی است و در منابع اسلامی با حیا هممعنا بوده در عرف جامعه نیز مترادف با آن بهکار میرود.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/64aa70e9b01b8-10694-1400-60.pdf سمیعیان و دیگران، «بررسی تأثیر دین داری بر تجریۀ احساس شرم و حیای شهروندان»، 1396ش، ش11، ص76.] </ref> کلمۀ شرم به احساس گناه، غمگینی و خشم یک فرد برخویشتن یا ملامت خود به دلیل مغایرت رفتارهای او با هنجارهای اخلاقی جامعه نیز تعریف شده است.<ref>[http://akhlagh.saminatech.ir/Article/18313/FullText حاجی ده آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص126.]</ref> | ||
== مفهوم شرم | == مفهوم شرم درقرآن == | ||
یکی از معانی استحیا شرم است<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1274722 کوثری، «واژۀ استحیاء در قرآن»، وبسایت راسخون.]</ref> و مفهوم شرمداشتن درقرآن، چهار مرتبه با الفاظی برگرفته از مصدر استحیا<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/6664 والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.]</ref> که دوبار بهصورت فعل منفی در مورد خداوند،<ref>سوره بقره، آیۀ 26 ؛ سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> یکبار بهصورت فعل مثبت در مورد پیامبر<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> و یک مرتبه هم در مورد حیا و عفت دختر شعیب بهکار رفته است.<ref>سورۀ قصص، آیۀ 25. </ref> | یکی از معانی استحیا شرم است<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1274722 کوثری، «واژۀ استحیاء در قرآن»، وبسایت راسخون.]</ref> و مفهوم شرمداشتن درقرآن، چهار مرتبه با الفاظی برگرفته از مصدر استحیا<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/6664 والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.]</ref> که دوبار بهصورت فعل منفی در مورد خداوند،<ref>سوره بقره، آیۀ 26 ؛ سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> یکبار بهصورت فعل مثبت در مورد پیامبر<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> و یک مرتبه هم در مورد حیا و عفت دختر شعیب بهکار رفته است.<ref>سورۀ قصص، آیۀ 25. </ref> | ||