بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۱: خط ۵۱:


=== زن ===
=== زن ===
سیمون دوبوار بر این باور است که زن‌بودن نه یک ذات زیستی، بلکه برساخته‌ای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی است. او با جمله معروف «هیچ‌کس زن به دنیا نمی‌آید، بلکه زن می‌شود» تأکید می‌کند که [[هویت زن|هویت زنانه]] محصول فرآیندهای آموزشی، ارزش‌گذاری‌های اجتماعی و الگوهای رفتاری تحمیلی است که از [[کودک|کودکی]] آغاز می‌شود.<ref>[https://mph.ui.ac.ir/article_25294_982be42e43bb3ddd5c1ca181bef232fa.pdf اصغری و کریمی، «ساخت‌گشایی و هستی‌زدایی از سوژه و هویت جنسیتی: دوبوار و باتلر»،  1399ش ص135.]</ref> در این نگاه، مرد به‌عنوان خویشتن یا معیار اصلی (سوژه) تعریف می‌شود، در حالی که [[زن]] به‌عنوان دیگری (ابژه) جایگاه ثانویه و فرودست پیدا می‌کند. این دوگانگی از طریق اسطوره‌ها، علوم انسانی مردساخته مانند روانکاوی فروید و نهادهای اجتماعی تقویت و طبیعی جلوه داده شده است. در نتیجه، زن به‌عنوان «جنس دوم» در موقعیتی انفعالی قرار می‌گیرد که استقلال و اثرگذاری کامل از او سلب شده است.<ref>[https://www.sid.ir/paper/185401/fa#downloadbottom صابرپور، «جنس دوم به عنوان مبنایی نظری برای تحلیل فمینیستی انتقادی گفتمان»، 1394ش، ص32.]</ref>
سیمون دوبوار زن‌بودن را صرفاً ناشی از ویژگی‌های زیستی نمی‌دانست، بلکه آن را حاصل فرایندی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی می‌دانست. او با جملهٔ مشهور «هیچ‌کس زن به دنیا نمی‌آید، بلکه زن می‌شود»، بر نقش تربیت، آموزش و هنجارهای اجتماعی در شکل‌گیری [[هویت زن|هویت زنانه]] تأکید کرد.<ref>[https://mph.ui.ac.ir/article_25294_982be42e43bb3ddd5c1ca181bef232fa.pdf اصغری و کریمی، «ساخت‌گشایی و هستی‌زدایی از سوژه و هویت جنسیتی: دوبوار و باتلر»،  1399ش ص135.]</ref> به باور او، در طول تاریخ مرد به‌عنوان سوژه و معیار انسان و زن به‌عنوان «دیگری» تعریف شده و این وضعیت به فرودستی اجتماعی زنان انجامیده است.<ref>[https://www.sid.ir/paper/185401/fa#downloadbottom صابرپور، «جنس دوم به عنوان مبنایی نظری برای تحلیل فمینیستی انتقادی گفتمان»، 1394ش، ص32.]</ref><ref>دوبوار، جنس دوم، ج1، 1398ش، ص18.</ref><ref>[https://ensani.ir/fa/article/2849/%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A7%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85 مردیها، «فمینیسم و فلسفه اگزیستانسیالیسم»، 1386ش، ص77-78.]</ref> از دیدگاه دوبوار، تفاوت‌های زیستی میان زن و مرد به‌خودی‌خود جایگاه اجتماعی آنان را تعیین نمی‌کنند، بلکه معنا و اهمیت این تفاوت‌ها در بستر جامعه و فرهنگ شکل می‌گیرد.<ref>بستان، نابرابری جنسیتی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1398ش، ص59.</ref> از نظر او، زن و مرد از نظر وجود‌شناسی، باهم تفاوتی ندارند و زن یا مرد بودن، عارض بر ماهیت انسانی است.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/419239/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A7%DA%AF%D8%B2%DB%8C% چاووشی و بستان، «نقد و بررسی ماهیت و چیستی زن در فمینیسم اگزیستانسیالیستی سیمون دوبوار»، 1398ش، ص30.]</ref> او همه تفاوت‌های زیستی، جسمی، جنسی و عقلی زن و مرد را قابل ارجاع به جامعه و فرهنگ شمرده و بر این گمان است که با نادیده گرفتن همه این تفاوت‌ها و تحقق برابری زن و مرد در همه عرصه‌ها، زنان از موقعیت اجتماعی بهتری برخوردار خواهند شد. <ref>مصباح یزدی، مشکات مصباح (پرسش‌ها و پاسخ‌ها)، 1388ش، ص14.</ref>
 
دوبوار با تکیه بر فلسفهٔ اگزیستانسیالیسم،<ref>دوبوار، جنس دوم، ج1، 1398ش، ص35 و 75.</ref> معتقد است که زنان در طول تاریخ به‌دلیل ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و انتظارات مربوط به نقش‌های زنانه، از فرصت کمتری برای تحقق استقلال فردی برخوردار بوده‌اند.<ref>دوبوار، جنس دوم، ج1، 1398ش، ص20-19.</ref> وی معتقد است زن از حیث [[بدن]]، ضعیف‌تر از مرد است؛ نیروی عضلانی کمتری دارد؛ گلبول‌های قرمز کمتری دارد؛ با سرعتی کمتر از مرد می‌دود؛ وزنه‌های سبک‌تری بلند می‌کند؛ تقریباً هیچ ورزشی نیست که در آن زن بتواند با مرد به رقابت برخیزد و در پیکار نمی‌‌‌‌‌تواند با مرد به مقابله بپردازد. از این مقایسه نتیجه می‌گیرد که سهم زن از دنیا محدودتر است؛ زن در طرح‌ها و نقش‌های خود که ضمناً کمتر هم قادر به اجرای آن‌ها است، پایداری و استقامت کمتری دارد و این به‌معنای آن است که زندگی فردی زن نسبت به زندگی فردی مرد از غنای کمتری برخوردار است.<ref>دوبوار، جنس دوم، ج1، 1398ش، ص76-75.</ref>


=== ازدواج ===
=== ازدواج ===