جز ویکی سازی
برچسب: واگردانی دستی
ابرابزار
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات مفهوم | تصویر            =
| زیرنویس تصویر    =
| image_alt        = | فایل پادکست      =
| حجم فایلپادکست    =
| تاریخ پادکست      =
| زیرنویس عنوان    =
| عنوان اصلی        = ایمان زنان
| عنوان انگلیسی    =
| عنوان عربی        =
| عنوان علمی        =
| شاخه علمی        =
| نوع مفهوم        =
| معنای اصطلاحی      =
| حوزه کاربرد      =
| گستره جغرافیایی  =
| منشأ تاریخی      =
| نخستین کاربرد    =
| ریشه واژه        =
| مرتبط با          = [[زن]] {{سخ}} [[ایمان]] {{سخ}} [[سلامت معنوی]] {{سخ}} [[عشق]] {{سخ}} [[توحید]]
| اهمیت            =
| مبدع              =
| مروج              =
| مقدس برای        =
| مورد احترام      =
| آثار مرتبط        = [[نهج‌البلاغه]]
}}
{{درشت|'''ایمان زنان؛'''}} تقرب به خدا بر پایهٔ سرشت عاطفی و پاک زنان.
{{درشت|'''ایمان زنان؛'''}} تقرب به خدا بر پایهٔ سرشت عاطفی و پاک زنان.
 
زنان، با عشق و احساس فطریِ خود، نمود کامل‌تری از خداوند نسبت به مردان هستند؛ آنان در فعالیت‌های روزمرهٔ زندگی، با بهره‌مندی لازم از این دو خصیصه می‌توانند به مراتب بالایی از ایمان برسند. وجود روایاتی که نقص ایمان را به زنان نسبت داده، همچنین رفتار برخی مردان در جوامع اسلامی موجب شده برخی ادعا کنند که زن در اسلام از کمال انسانی برخوردار نیست. برخی روایات، نقص ایمان زنان را به ترک [[نماز]] و [[روزه]] در ایام حیض نسبت داده‌اند، اما منظور از این نقص، ترک برخی تکالیف به‌دلیل ضعف آرامش در این دوران است.
زنان، با عشق و احساس فطریِ خود، نمود کامل‌تری از خداوند نسبت به مردان هستند؛ آنان در فعالیت‌های روزمرهٔ زندگی، با بهره‌مندی لازم از این دو خصیصه می‌توانند به مراتب بالایی از ایمان برسند. وجود روایاتی که نقص ایمان را به زنان نسبت داده، همچنین رفتار برخی مردان در جوامع اسلامی موجب شده برخی ادعا کنند که زن در [[اسلام]] از کمال انسانی برخوردار نیست. برخی روایات، نقص ایمان زنان را به ترک [[نماز]] و [[روزه]] در ایام حیض نسبت داده‌اند، اما منظور از این نقص، ترک برخی تکالیف به‌دلیل ضعف آرامش در این دوران است.


== مفهوم‌شناسی ==
== مفهوم‌شناسی ==
ایمان، از ماده امن همان آرامشی است که به لحاظ قرار گرفتن عقیده در قلب و انجام عمل متناسب با آن عقیده حاصل می‌شود. بر اساس این تعریف اگر چه عقیده هسته اصلی و مرکزی ایمان را تشکیل می‌دهد لکن در کنار آرامش و عمل سه رکن اساسی ایمان به وجود می‌آید که به ترتیب مولفه‌های معرفتی، عاطفی و رفتاری ایمان را شکل می‌دهند. حصول این مولفه‌ها ارتباط دیالکتیک و تنگاتنگی با یکدیگر دارند. اسلام نیز مولفه‌هایی شبیه ایمان دارد با این تفاوت که هسته مرکزی اسلام، رفتار (زبان و اعضا). بنابراین مراتب ایمان با مراتب اسلام دارای پیوستگی و ارتباط است. فرقی که بین ایمان و اسلام وجود دارد این است که ایمان معنایی است قائم به قلب و از قبیل اعتقاد است و اسلام معنایی است قائم به رفتار. اسلام به معنای تسلیم شدن و گردن نهادن است. تسلیم شدن زبان به این است که شهادتین را اقرار کند و تسلیم شدن سایر اعضاء به این است که هر چه خدا دستور می‌دهد ظاهراً انجام دهد. هرچقدر که این تسلیم رفتاری بر اساس اعتقاد قلبی صورت پذیرفته باشد و به آرامش درونی منتهی شود، مراتب ایمان شخص بالاتر می‌رود. عقیده زمینه‌ساز عمل و عمل زمینه‌ساز استحکام عقیده شده و هر دو آنها مراتب امنیت و ایمان را به وجود می‌آورند و بالعکس؛ مثلاً نماز و روزه، اثری در نفس می‌گذارد و اعتقاد متناسب با خود را به همراه می‌آورد. اعتقاد به توحید و معاد نیز در عمل انسان تأثیر می‌گذارد. حالات روانی، هیجانی و عاطفی انسان نیز به عنوان محرک‌های عمل و عقیده و هم به عنوان محصول عمل و عقیده هستند.<ref name=":0">. ر.ک. مسعود امید. ماهیت ایمان از دیدگاه علامه طباطبائی. مجله کیهان اندیشه. شماره 57 ص 55-78؛ مسعود آذربایجانی. ساختار معنایی ایمان در قرآن. مجله انجمن معارف اسلامی. بهار 85 ش 6. ص 11-48</ref>
ایمان، از ماده امن همان آرامشی است که به لحاظ قرار گرفتن عقیده در قلب و انجام عمل متناسب با آن عقیده حاصل می‌شود. بر اساس این تعریف اگر چه عقیده هسته اصلی و مرکزی ایمان را تشکیل می‌دهد لکن در کنار آرامش و عمل سه رکن اساسی ایمان به وجود می‌آید که به ترتیب مولفه‌های معرفتی، عاطفی و رفتاری ایمان را شکل می‌دهند. حصول این مولفه‌ها ارتباط دیالکتیک و تنگاتنگی با یکدیگر دارند. اسلام نیز مولفه‌هایی شبیه ایمان دارد با این تفاوت که هسته مرکزی اسلام، رفتار (زبان و اعضا). بنابراین مراتب ایمان با مراتب اسلام دارای پیوستگی و ارتباط است. فرقی که بین ایمان و اسلام وجود دارد این است که ایمان معنایی است قائم به قلب و از قبیل اعتقاد است و اسلام معنایی است قائم به رفتار. اسلام به معنای تسلیم شدن و گردن نهادن است. تسلیم شدن زبان به این است که شهادتین را اقرار کند و تسلیم شدن سایر اعضاء به این است که هر چه خدا دستور می‌دهد ظاهراً انجام دهد. هرچقدر که این تسلیم رفتاری بر اساس اعتقاد قلبی صورت پذیرفته باشد و به آرامش درونی منتهی شود، مراتب ایمان شخص بالاتر می‌رود. عقیده زمینه‌ساز عمل و عمل زمینه‌ساز استحکام عقیده شده و هر دو آنها مراتب امنیت و ایمان را به وجود می‌آورند و بالعکس؛ مثلاً نماز و روزه، اثری در نفس می‌گذارد و اعتقاد متناسب با خود را به همراه می‌آورد. اعتقاد به توحید و معاد نیز در عمل انسان تأثیر می‌گذارد. حالات روانی، هیجانی و عاطفی انسان نیز به عنوان محرک‌های عمل و عقیده و هم به عنوان محصول عمل و عقیده هستند.<ref name=":0">. ر.ک. مسعود امید. ماهیت ایمان از دیدگاه علامه طباطبائی. مجله کیهان اندیشه. شماره 57 ص 55-78؛ مسعود آذربایجانی. ساختار معنایی ایمان در قرآن. مجله انجمن معارف اسلامی. بهار 85 ش 6. ص 11-48</ref>
برای ایمان، مفاهیم گوناگونی بیان شده است: باور قلبی و اطمینان فکری برگرفته از تفکر و استدلال و سایر ابزار؛ انجام اعمال مطابق با عقیدهٔ قلبی؛ و انجام اعمال و مسئولیت‌هایی محول شده به انسان از ناحیهٔ شرع.<ref>اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینهٔ نهج‌البلاغه»، 1394ش، ص4.</ref> مراتب ایمان بر محور معرفت به چهار مرتبه تقسیم می‌شود: ایمان لفظی، ایمان تقلیدی، ایمان برهانی و ایمان کشفی. ایمان کشفی، دارای دو مرتبهٔ «عین‌الیقین» و «حق‌الیقین» بوده و ویژهٔ انبیاء و اولیاء است.<ref>علوی، «تحلیل معرفت‌محورانهٔ مراتب ایمان در فلسفهٔ ملاصدرا»، 1393ش، ص7.</ref>
برای ایمان، مفاهیم گوناگونی بیان شده است: باور قلبی و اطمینان فکری برگرفته از تفکر و استدلال و سایر ابزار؛ انجام اعمال مطابق با عقیدهٔ قلبی؛ و انجام اعمال و مسئولیت‌هایی محول شده به انسان از ناحیهٔ شرع.<ref>اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینهٔ نهج‌البلاغه»، 1394ش، ص4.</ref> مراتب ایمان بر محور معرفت به چهار مرتبه تقسیم می‌شود: ایمان لفظی، ایمان تقلیدی، ایمان برهانی و ایمان کشفی. ایمان کشفی، دارای دو مرتبهٔ «عین‌الیقین» و «حق‌الیقین» بوده و ویژهٔ انبیاء و اولیاء است.<ref>علوی، «تحلیل معرفت‌محورانهٔ مراتب ایمان در فلسفهٔ ملاصدرا»، 1393ش، ص7.</ref>


خط ۱۲: خط ۳۶:


== عاطفه و ایمان زنان ==
== عاطفه و ایمان زنان ==
زن را کانون مهر و عاطفه دانسته‌اند. خداوند زن را همراه با لطافت و ظرافت آفریده<ref>[https://www.islamquest.net/fa/archive/fa2010 «آیا زن موجودی لطیف است؟ یا انسانی ضعیف؟»، وب‌سایت اسلام کوئست.]</ref> و مظهر اسماء جمال خود ساخته است، در میان صفات جمالیهٔ خداوند، مهربانی و رحمت بر دیگر صفات غالب است، پروردگار با ودیعه گذاشتن این صفت خود در وجود زن، او را جلوهٔ کامل‌تری از خود نسبت به مرد قرار داده است.<ref>جوادی آملی، زن در آینهٔ جلال و جمال، 1386ش، ص102.</ref> اگر زن احساس و عواطف خود را از هر نوع تعلقی به غیر پروردگارش حفظ کند، می‌تواند از وادی عقل عبور کرده و پا در طریق [[عشق]] و عرفان نهد،<ref>بختیار، «جایگاه معنوی زن در عرفان اسلامی»، 1398ش، ص50.</ref> معرفت‌شناسی و ایمان زن از راه قلب، ذکر و مناجات با سهولت بیشتری مُیسّر است. عرفان زن را دارای اشراق، بصیرت و تجارب عمیق‌تری نسبت به مردان عارف دانسته‌اند. باورمندی زنان و اعتقاد راسخ آنان بر پایهٔ پاکی و لطافت<ref>زینبی و جلالی پنداری، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، 1388ش، ص29.</ref> و همراه با سلامت معنوی است. ایمان زنان، سلامت معنوی جامعه را نیز در پی خواهد داشت.<ref>سلگی و نبوی، «بررسی اثرات سلامت معنوی زن بر خانواده»، 1396ش، ص396.</ref> زنان در رسیدن به ادراک شهودی می‌توانند موفق‌تر از مردان باشند<ref>رضایی، «آشنایان ره عشق، عرفان زن از نگاه امام خمینی»، 1390ش، ص1.</ref> و در صورت طی طریق، خود را به‌غایت ایمان یعنی ایمان کشفی و شهودی برسانند و از مقربان درگاه الهی شوند،<ref>علوی، «تحلیل معرفت‌محورانهٔ مراتب ایمان در فلسفهٔ ملاصدرا»، 1393ش، ص23.</ref> این نوع از ایمان در روح و جان آدمی رسوخ دارد<ref>حاجی اسماعیلی و دیگران، «مفهوم‌شناسی ایمان و پیوند آن با تجربه دینی در اندیشهٔ مولوی در مثنوی»، 1392ش، ص59.</ref> و عشق سریع‌ترین و مطمئن‌ترین راه برای نیل به آن است.<ref>حاجی اسماعیلی و دیگران، «مفهوم‌شناسی ایمان و پیوند آن با تجربه دینی در اندیشهٔ مولوی در مثنوی»، 1392ش، ص55.</ref> زنان در تزکیهٔ نفس نیز قوی‌تر از مردان عمل می‌کنند چرا که اشک و گریه از عاطفه و رقت قلب می‌جوشد.<ref>جوادی آملی، زن در آینهٔ جلال و جمال، 1386ش، ص92.</ref> آنان در کنار فعالیت‌های روزمرهٔ زندگی و از طریق اشراق و سیر انفسی خود را به خدا نزدیک می‌کنند.<ref>زینبی و جلالی پنداری، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، 1388ش، ص43.</ref> زن با فرزندآوری و [[فرزندپروری]]، مراتب ایمان خود را تکمیل می‌کند؛<ref>زینبی و جلالی پنداری، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، 1388ش، ص31.</ref> [[امام خمینی]]، تربیت فرزند را هم‌سان کار پیامبران (انسان‌سازی) دانسته است.<ref>رضایی، «آشنایان ره عشق، عرفان زن از نگاه امام خمینی»، 1390ش، ص1.</ref>
زن را کانون مهر و عاطفه دانسته‌اند. خداوند زن را همراه با لطافت و ظرافت آفریده<ref>[https://www.islamquest.net/fa/archive/fa2010 «آیا زن موجودی لطیف است؟ یا انسانی ضعیف؟»، وب‌سایت اسلام کوئست.]</ref> و مظهر اسماء جمال خود ساخته است، در میان صفات جمالیهٔ خداوند، مهربانی و رحمت بر دیگر صفات غالب است، پروردگار با ودیعه گذاشتن این صفت خود در وجود زن، او را جلوهٔ کامل‌تری از خود نسبت به مرد قرار داده است.<ref>جوادی آملی، زن در آینهٔ جلال و جمال، 1386ش، ص102.</ref> اگر زن احساس و عواطف خود را از هر نوع تعلقی به غیر پروردگارش حفظ کند، می‌تواند از وادی عقل عبور کرده و پا در طریق [[عشق]] و عرفان نهد،<ref>بختیار، «جایگاه معنوی زن در عرفان اسلامی»، 1398ش، ص50.</ref> معرفت‌شناسی و ایمان زن از راه قلب، ذکر و مناجات با سهولت بیشتری مُیسّر است. عرفان زن را دارای اشراق، بصیرت و تجارب عمیق‌تری نسبت به مردان عارف دانسته‌اند. باورمندی زنان و اعتقاد راسخ آنان بر پایهٔ پاکی و لطافت<ref>زینبی و جلالی پنداری، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، 1388ش، ص29.</ref> و همراه با سلامت معنوی است. ایمان زنان، سلامت معنوی جامعه را نیز در پی خواهد داشت.<ref>سلگی و نبوی، «بررسی اثرات سلامت معنوی زن بر خانواده»، 1396ش، ص396.</ref> زنان در رسیدن به ادراک شهودی می‌توانند موفق‌تر از مردان باشند<ref>رضایی، «آشنایان ره عشق، عرفان زن از نگاه امام خمینی»، 1390ش، ص1.</ref> و در صورت طی طریق، خود را به‌غایت ایمان یعنی ایمان کشفی و شهودی برسانند و از مقربان درگاه الهی شوند،<ref>علوی، «تحلیل معرفت‌محورانهٔ مراتب ایمان در فلسفهٔ ملاصدرا»، 1393ش، ص23.</ref> این نوع از ایمان در روح و جان آدمی رسوخ دارد<ref>حاجی اسماعیلی و دیگران، «مفهوم‌شناسی ایمان و پیوند آن با تجربه دینی در اندیشهٔ مولوی در مثنوی»، 1392ش، ص59.</ref> و عشق سریع‌ترین و مطمئن‌ترین راه برای نیل به آن است.<ref>حاجی اسماعیلی و دیگران، «مفهوم‌شناسی ایمان و پیوند آن با تجربه دینی در اندیشهٔ مولوی در مثنوی»، 1392ش، ص55.</ref> زنان در تزکیهٔ نفس نیز قوی‌تر از مردان عمل می‌کنند چرا که اشک و گریه از عاطفه و رقت قلب می‌جوشد.<ref>جوادی آملی، زن در آینهٔ جلال و جمال، 1386ش، ص92.</ref> آنان در کنار فعالیت‌های روزمرهٔ زندگی و از طریق اشراق و سیر انفسی خود را به خدا نزدیک می‌کنند.<ref>زینبی و جلالی پنداری، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، 1388ش، ص43.</ref> زن با فرزندآوری و فرزندپروری، مراتب ایمان خود را تکمیل می‌کند؛<ref>زینبی و جلالی پنداری، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، 1388ش، ص31.</ref> [[امام خمینی]]، تربیت فرزند را هم‌سان کار پیامبران (انسان‌سازی) دانسته است.<ref>رضایی، «آشنایان ره عشق، عرفان زن از نگاه امام خمینی»، 1390ش، ص1.</ref>


== نقص ایمان زنان ==
== نقص ایمان زنان ==
با توجه به اینکه در ذیل برخی از روایاتی که زنان را به ناقصات الدین و الایمان خطاب می‌کند، محرومیت زنان از نماز و روزه در زمان عادت ماهانه را به عنوان شاهد ادعا مطرح می‌کند، می‌توان این فرضیه را مطرح کرد که نقصان از ناحیه برخی از مناسک دینی و حالت جسمی و روانی مطرح است.
با توجه به اینکه در ذیل برخی از روایاتی که زنان را به ناقصات الدین و الایمان خطاب می‌کند، محرومیت زنان از نماز و روزه در زمان عادت ماهانه را به عنوان شاهد ادعا مطرح می‌کند، می‌توان این فرضیه را مطرح کرد که نقصان از ناحیه برخی از مناسک دینی و حالت جسمی و روانی مطرح است.
 
امروزه به بهانهٔ دفاع از حقوق زن، برخی با اشاره به تعدادی از احادیث و به‌ویژه خطبهٔ [[امام علی]] در [[نهج‌البلاغه]] می‌کوشند تا ایمان زن را تنزل دهند و اسلام را ضد زن، نشان دهند.<ref>اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینهٔ نهج‌البلاغه»، 1394ش، ص1.</ref> امام علی در خطبهٔ هشتادم نهج‌البلاغه<ref group="یادداشت">... فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ…</ref> به نقص ایمان زنان اشاره کرده و آن را ناظر به معذوریت از [[نماز]] و [[روزه]] در دورهٔ حیض دانسته است.<ref>اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینهٔ نهج‌البلاغه»، 1394ش، ص3.</ref> از این منظر، نقص به معنای تفاوت نبوده و به‌معنای ضعف است.<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص60.</ref> برخی نیز مفهوم نقص ایمان در گفتار امام علی را نقص کَمّی دانسته‌اند.<ref>بیرانوند، «سیمای زن در نهج‌البلاغه»، 1394ش، ص8.</ref>
امروزه به بهانهٔ دفاع از حقوق زن، برخی با اشاره به تعدادی از احادیث و به‌ویژه خطبهٔ [[امام علی]] در [[نهج‌البلاغه]] می‌کوشند تا ایمان زن را تنزل دهند و [[اسلام]] را ضد زن، نشان دهند.<ref>اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینهٔ نهج‌البلاغه»، 1394ش، ص1.</ref> امام علی در خطبهٔ هشتادم نهج‌البلاغه<ref group="یادداشت">... فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ…</ref> به نقص ایمان زنان اشاره کرده و آن را ناظر به معذوریت از [[نماز]] و [[روزه]] در دورهٔ حیض دانسته است.<ref>اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینهٔ نهج‌البلاغه»، 1394ش، ص3.</ref> از این منظر، نقص به معنای تفاوت نبوده و به‌معنای ضعف است.<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص60.</ref> برخی نیز مفهوم نقص ایمان در گفتار امام علی را نقص کَمّی دانسته‌اند.<ref>بیرانوند، «سیمای زن در نهج‌البلاغه»، 1394ش، ص8.</ref>


=== بررسی خطبه امام علی ===
=== بررسی خطبه امام علی ===
شارحان با توجه به سیاق خطبه، نظر [[امام علی]] در مورد ایمان را انجام اعمال و مسئولیت‌های محول شده از ناحیهٔ شرع دانسته‌اند.<ref>اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینهٔ نهج‌البلاغه»، 1394ش، ص4.</ref> برخی نیز [[ایمان]] را در معنای لغوی آن، یعنی آرامش در نظر گرفته‌اند.<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص64.</ref>
شارحان با توجه به سیاق خطبه، نظر [[امام علی]] در مورد ایمان را انجام اعمال و مسئولیت‌های محول شده از ناحیهٔ شرع دانسته‌اند.<ref>اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینهٔ نهج‌البلاغه»، 1394ش، ص4.</ref> برخی نیز [[ایمان]] را در معنای لغوی آن، یعنی آرامش در نظر گرفته‌اند.<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص64.</ref> ابتدا چنین به‌نظر می‌آید که زنان از نظر ایمان دچار کمبود هستند؛ اما با توجه به ادامهٔ خطبه که مربوط به حیض زنان است، گفته شده که مراد، ضعف آرامش زنان در ایام حیض و به دنبال آن منع نماز و روزه بر آنان بوده است<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص63.</ref> و در مفهومی دیگر، کم شدن مسئولیت‌های زن و انجام ندادن عباداتی چون نماز و روزه در زمان حیض است. این مسئله نمی‌تواند به مقام و شخصیت زن خللی وارد کند یا از عقیده و معرفت او بکاهد؛<ref>موسوی، «شبههٔ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص2.</ref> ترک نماز و روزه برای زنان در دوران حیض امر واجب الهی است و به‌جهت رحمت خداوند مقدر شده است و هر چیزی که از طرف خدا باشد، مورد نکوهش نیست.<ref>علایی رحمانی، «تحلیلی بر خطبهٔ هشتاد نهج‌البلاغه»، 1383ش، ص116-117.</ref> ترک برخی اعمال در این دوران علاوه بر نقص نبودن، مساوی عبادت و اطاعت الهی است.<ref>موسوی، «شبههٔ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص2.</ref>
ابتدا چنین به‌نظر می‌آید که زنان از نظر ایمان دچار کمبود هستند؛ اما با توجه به ادامهٔ خطبه که مربوط به حیض زنان است، گفته شده که مراد، ضعف آرامش زنان در ایام حیض و به دنبال آن منع نماز و روزه بر آنان بوده است<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص63.</ref> و در مفهومی دیگر، کم شدن مسئولیت‌های زن و انجام ندادن عباداتی چون نماز و روزه در زمان حیض است. این مسئله نمی‌تواند به مقام و شخصیت زن خللی وارد کند یا از عقیده و معرفت او بکاهد؛<ref>موسوی، «شبههٔ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص2.</ref> ترک نماز و روزه برای زنان در دوران حیض امر واجب الهی است و به‌جهت رحمت خداوند مقدر شده است و هر چیزی که از طرف خدا باشد، مورد نکوهش نیست.<ref>علایی رحمانی، «تحلیلی بر خطبهٔ هشتاد نهج‌البلاغه»، 1383ش، ص116-117.</ref> ترک برخی اعمال در این دوران علاوه بر نقص نبودن، مساوی عبادت و اطاعت الهی است.<ref>موسوی، «شبههٔ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص2.</ref>


=== بررسی آیه ۲۲۲ سوره بقره ===
=== بررسی آیه ۲۲۲ سوره بقره ===
آیهٔ ۲۲۲ سورهٔ [[بقره]]،<ref group="یادداشت">وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًی فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِی الْمَحِیضِ…</ref> حیض زنان را «أذی» توصیف کرده است؛ یعنی مایهٔ رنج و آزار<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/آیه_222_سوره_بقره «آیۀ 222 سورۀ بقره»، ویکی اهل‌البیت.]</ref> و عارضه‌ای که مطابق طبع آن نباشد. البته [[قرآن]] حیض را مرض مطلق ندانسته زیرا نشان از سلامتی جسم و قدرت باروری زنان است. زنان در دوران حیض از لحاظ جسمی و روحی دچار ضعف آرامش هستند و این موضوع از نظر پزشکی و [[روان‌شناسی]] به اثبات رسیده است؛ به گفتهٔ آنان در این دوران زنان دچار افسردگی، بی‌حالی و ضعف اعصاب می‌شوند و این نوسانات خُلقی و تغییرات رفتاری باعث کاهش بازدهی و تغییر نحوهٔ فعالیت روزانهٔ زنان می‌شود. در این دوران زنان نیاز به استراحت و دوری از فشار روانی دارند؛ مجموع این عوامل و مطابقت احکام شرع با حالات جسمی و روحی انسان، سبب تخفیف تکالیف الهی بر آنان شده است.<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص64-67.</ref>
آیهٔ ۲۲۲ سورهٔ بقره،<ref group="یادداشت">وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًی فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِی الْمَحِیضِ…</ref> حیض زنان را «أذی» توصیف کرده است؛ یعنی مایهٔ رنج و آزار<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/آیه_222_سوره_بقره «آیۀ 222 سورۀ بقره»، ویکی اهل‌البیت.]</ref> و عارضه‌ای که مطابق طبع آن نباشد. البته [[قرآن]] حیض را مرض مطلق ندانسته زیرا نشان از سلامتی جسم و قدرت باروری زنان است. زنان در دوران حیض از لحاظ جسمی و روحی دچار ضعف آرامش هستند و این موضوع از نظر پزشکی و [[روان‌شناسی]] به اثبات رسیده است؛ به گفتهٔ آنان در این دوران زنان دچار افسردگی، بی‌حالی و ضعف اعصاب می‌شوند و این نوسانات خُلقی و تغییرات رفتاری باعث کاهش بازدهی و تغییر نحوهٔ فعالیت روزانهٔ زنان می‌شود. در این دوران زنان نیاز به استراحت و دوری از فشار روانی دارند؛ مجموع این عوامل و مطابقت احکام شرع با حالات جسمی و روحی انسان، سبب تخفیف تکالیف الهی بر آنان شده است.<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص64-67.</ref>
 
تغییرات رفتاری، خلقی و روانی در دوران قاعدگی مسئله ای است که تقریباً تمام زنان تجربه کرده و دانشمندان علوم زیستی و روان‌شناسی به آن اذعان می‌کنند. قرآن کریم حیض را حالت رنج آور و آزار دهنده معرفی می‌کند،<ref>. البقرة: 222: «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ المَحیضِ قُلْ هُوَ أَذیً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی المَحیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّی یَطْهُرْنَ.. ؛ از تو از مسئله حیض می‌پرسند بگو آن آزاری است برای زنان پس باید که از زنان در حال حیض کناره‌گیری کنید و با ایشان نزدیکی جنسی ننمائید تا وقتی که پاک شوند».</ref> که مقتضی برخی معافیت‌های و احکام ویژه ای برای زنان و در ارتباط با زنان است. دوران قاعدگی به دلیل تغییرات هورمونی بر خلق و روان و رفتار زن تأثیر بسزایی دارد. در فضای علم روان‌شناسی و پزشکی، تغییرات خلقی در آستانه قاعدگی تا روز چهارم به عنوان «تنش قاعدگی» معروف است. این تغییرات منشأ آثار روانی و رفتاری معتنا بهی در زنان می‌گردد. آمار خودکشی، جرایم خشن، پرخاشگری، کودک آزاری، مراجعه به روان پژشکان و روانشناسان، مصرف داروهای مخدر و روان گردان یا آرام بخش و… در بین زنان در این دوران در بیشتر حد خود گزارش شده است. علاوه بر این میزان اضطراب، عدم اعتماد به نفس، افسردگی، بی‌قراری، سردرد، نوسانات خلقی و… تغییر معناداری در مدت زمان قاعدگی نشان می‌دهد.<ref>. برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به :جانت شیبلی هاید، روان‌شناسی زنان. ترجمه دکتر اکرم خمسه.344</ref> هوریشو استورر عضو انجمن پزشکی آمریکا با تأکید برعادت ماهانه زنان آن را نوعی جنون موقت نامید که زنان را بیش از آنکه بتوانند کمک‌های پزشکی در اختیار دیگران بگذارند نیازمند این کمک‌ها می‌سازد.<ref>. رودز. همان. ص 43</ref> همان گونه که شهید مطهری تذکر می‌دهند، زن حائض مثل فرد «محدث» است که به خاطر عدم طهارت از نماز و روزه محروم می‌گردد با این تفاوت که در محدث، با وضو و غسل مانع برطرف می‌شود ولی در زن حایض مادامی که در شرایط حیض است مانع هم وجود دارد.<ref>. مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج‏19، ص 420</ref>
تغییرات رفتاری، خلقی و روانی در دوران قاعدگی مسئله ای است که تقریباً تمام زنان تجربه کرده و دانشمندان علوم زیستی و روان‌شناسی به آن اذعان می‌کنند. قرآن کریم حیض را حالت رنج آور و آزار دهنده معرفی می‌کند،<ref>. البقرة: 222: «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحیضِ قُلْ هُوَ أَذیً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّی یَطْهُرْنَ.. ؛ از تو از مسئله حیض می‌پرسند بگو آن آزاری است برای زنان پس باید که از زنان در حال حیض کناره‌گیری کنید و با ایشان نزدیکی جنسی ننمائید تا وقتی که پاک شوند».</ref> که مقتضی برخی معافیت‌های و احکام ویژه ای برای زنان و در ارتباط با زنان است. دوران قاعدگی به دلیل تغییرات هورمونی بر خلق و روان و رفتار زن تأثیر بسزایی دارد. در فضای علم روان‌شناسی و پزشکی، تغییرات خلقی در آستانه قاعدگی تا روز چهارم به عنوان «تنش قاعدگی» معروف است. این تغییرات منشأ آثار روانی و رفتاری معتنا بهی در زنان می‌گردد. آمار خودکشی، جرایم خشن، پرخاشگری، کودک آزاری، مراجعه به روان پژشکان و روانشناسان، مصرف داروهای مخدر و روان گردان یا آرام بخش و… در بین زنان در این دوران در بیشتر حد خود گزارش شده است. علاوه بر این میزان اضطراب، عدم اعتماد به نفس، افسردگی، بی‌قراری، سردرد، نوسانات خلقی و… تغییر معناداری در مدت زمان قاعدگی نشان می‌دهد.<ref>. برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به :جانت شیبلی هاید، روان‌شناسی زنان. ترجمه دکتر اکرم خمسه.344</ref> هوریشو استورر عضو انجمن پزشکی آمریکا با تأکید برعادت ماهانه زنان آن را نوعی جنون موقت نامید که زنان را بیش از آنکه بتوانند کمک‌های پزشکی در اختیار دیگران بگذارند نیازمند این کمک‌ها می‌سازد.<ref>. رودز. همان. ص 43</ref> همان گونه که شهید مطهری تذکر می‌دهند، زن حائض مثل فرد «محدث» است که به خاطر عدم طهارت از نماز و روزه محروم می‌گردد با این تفاوت که در محدث، با وضو و غسل مانع برطرف می‌شود ولی در زن حایض مادامی که در شرایط حیض است مانع هم وجود دارد.<ref>. مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج‏19، ص 420</ref>


==== حکمت‌های عادت ماهانه ====
==== حکمت‌های عادت ماهانه ====
ممکن است این توهم ایجاد شود که چرا خداوند زنان را به عارضه و اذیتی مثل حیض مبتلا می‌کند تا در معرض نقصان ایمان قرار گیرند؟ پاسخ به این سئوال را بایستی در حکمت‌های این حالت و کارکردهای فیزیولوژیک، روانشناختی و اجتماعی آن جستجو کرد. به هرتقدیر جهاز تناسلی ویژه زنانه یکی از اصلی‌ترین مولفه‌های هویت جنسی زن است، که نقش‌های متعالی مثل مادری و همسری را برای او رقم می‌زند. ایجاد آمادگی رحم برای پذیرفتن نطفه، قرنتینه ماهیانه رحم از عفونت‌های خارجی که آثار بهداشتی متعددی برای زن، همسر و جنین دارد، از جمله حکمت‌های بهداشتی آن است. به تبع جهاز تناسلی زنانه، هورمون‌هایی مثل استروژن‌ها، پرولاکتین و اکسی توسین تأثیرات روانشناختی و خلقی مثل ویژگی‌های مراقبتی، ارتباطی، محبت و دلسوزی، آرامش و امثال آن را به عنوان بخشی دیگر از هویت زنانه رقم می‌زند. عملکرد این هورمون‌ها ارتباط مستقیم با دوران قاعدگی دارد. از نظر اجتماعی نیز، برخی حجب و حیا زنان را واکنش زن به مسئله حیض قلمداد کرده‌اند. اگرچه در تبیین چگونگی این ارتباط اختلاف‌هایی بین دانشمندان علوم اجتماعی وجود دارد لکن به نظر شهید مطهری حیض می‌تواند یک عامل تکوینی برای حجب زن باشد.<ref>. مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج‏19، ص: 578</ref> برخی دیگر از فمینیست‌ها اعتقاد دارند، با توجه به اینکه زنان از جذابیت، لطافت و زیبایی‌های متمایز کننده ای نسبت به مردان برخوردارند، این امر می‌تواند زمینه‌ساز احساس تمایز و تفاخر در زنان باشد که مانع از اتحاد اجتماعی است. فرایند حیض می‌تواند مانعی برای ایجاد خودشیفتگی ناشی از ظرافت و لطافت در خلقت باشد.
ممکن است این توهم ایجاد شود که چرا خداوند زنان را به عارضه و اذیتی مثل حیض مبتلا می‌کند تا در معرض نقصان ایمان قرار گیرند؟ پاسخ به این سئوال را بایستی در حکمت‌های این حالت و کارکردهای فیزیولوژیک، روانشناختی و اجتماعی آن جستجو کرد. به هرتقدیر جهاز تناسلی ویژه زنانه یکی از اصلی‌ترین مولفه‌های هویت جنسی زن است، که نقش‌های متعالی مثل مادری و همسری را برای او رقم می‌زند. ایجاد آمادگی رحم برای پذیرفتن نطفه، قرنتینه ماهیانه رحم از عفونت‌های خارجی که آثار بهداشتی متعددی برای زن، همسر و جنین دارد، از جمله حکمت‌های بهداشتی آن است. به تبع جهاز تناسلی زنانه، هورمون‌هایی مثل استروژن‌ها، پرولاکتین و اکسی توسین تأثیرات روانشناختی و خلقی مثل ویژگی‌های مراقبتی، ارتباطی، محبت و دلسوزی، آرامش و امثال آن را به عنوان بخشی دیگر از هویت زنانه رقم می‌زند. عملکرد این هورمون‌ها ارتباط مستقیم با دوران قاعدگی دارد. از نظر اجتماعی نیز، برخی حجب و حیا زنان را واکنش زن به مسئله حیض قلمداد کرده‌اند. اگرچه در تبیین چگونگی این ارتباط اختلاف‌هایی بین دانشمندان علوم اجتماعی وجود دارد لکن به نظر شهید مطهری حیض می‌تواند یک عامل تکوینی برای حجب زن باشد.<ref>. مجموعه‌آثاراستادشهیدمطهری، ج‏19، ص: 578</ref> برخی دیگر از فمینیست‌ها اعتقاد دارند، با توجه به اینکه زنان از جذابیت، لطافت و زیبایی‌های متمایز کننده ای نسبت به مردان برخوردارند، این امر می‌تواند زمینه‌ساز احساس تمایز و تفاخر در زنان باشد که مانع از اتحاد اجتماعی است. فرایند حیض می‌تواند مانعی برای ایجاد خودشیفتگی ناشی از ظرافت و لطافت در خلقت باشد.
در هر صورت باید توجه داشت که لذت‌ها و زیبایی‌های دنیوی با سختی‌ها و مکاره آن پیوند دارد. تاجایی که برخی از فلاسفه ماهیت لذات دنیوی را چیزی جز رفع درد و رنج و اذیت نمی‌دانند. لذت آب و غذا و … برای فرد تشنه و گرسنه محقق می‌گردد. آرامش نیز در بستر ناآرامی حاصل می‌گردد. مکاره و رنج‌ها از نوع جنسیتی آن برای هر کدام از زن و مرد به گونه ای متفاوت رقم خورده است و هرکدام زمینه‌ساز برخی لذت‌های جنسیتی نیز می‌گردد. لذتی که مادر از فرزند خود می‌برد هرگز برای پدر قابل درک و لمس نیست، و این لذت در بستر همین مکاره و لوازم آن بوجود می‌آید.
در هر صورت باید توجه داشت که لذت‌ها و زیبایی‌های دنیوی با سختی‌ها و مکاره آن پیوند دارد. تاجایی که برخی از فلاسفه ماهیت لذات دنیوی را چیزی جز رفع درد و رنج و اذیت نمی‌دانند. لذت آب و غذا و … برای فرد تشنه و گرسنه محقق می‌گردد. آرامش نیز در بستر ناآرامی حاصل می‌گردد. مکاره و رنج‌ها از نوع جنسیتی آن برای هر کدام از زن و مرد به گونه ای متفاوت رقم خورده است و هرکدام زمینه‌ساز برخی لذت‌های جنسیتی نیز می‌گردد. لذتی که مادر از فرزند خود می‌برد هرگز برای پدر قابل درک و لمس نیست، و این لذت در بستر همین مکاره و لوازم آن بوجود می‌آید.


==== ایمان زنان از نظر کمی و کیفی ====
==== ایمان زنان از نظر کمی و کیفی ====
زنان پس از طی دوران حیض، قضای روزه‌ها را می‌توانند به‌جا آورند و نمازهای واجب غیر از نمازهای روزانه مانند نماز آیات را نیز قضا کنند. همچنین زن حائض می‌تواند با وضو گرفتن، رو به قبله روی سجاده نشستن و ذکر گفتن به ثواب و بهرهٔ نمازگزاران، دست یابد.<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص62-63.</ref> از سوی دیگر، سن تکلیف زنان حدوداً شش سال زودتر از مردان است و در این مدت دختران به تکالیف الهی خود مشغول هستند؛ در حالی که پسران هنوز مکلف نشده‌اند؛<ref>علایی رحمانی، «تحلیلی بر خطبهٔ هشتاد نهج‌البلاغه»، 1383ش، ص117.</ref> برخی این مسئله را نشانهٔ آمادگی بیشتر زنان برای دریافت تکالیف الهی نسبت به مردان دانسته‌اند.<ref>موسوی، «شبههٔ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص3.</ref> زنان در [[دوران بارداری]]، [[شیردهی مادر|شیردهی]] و [[یائسگی]] نیز حائض نیستند و به اعمال الهی خود می‌پردازند و از نظر کمّی هم در حد مردان قرار می‌گیرند<ref>علایی رحمانی، «تحلیلی بر خطبهٔ هشتاد نهج‌البلاغه»، 1383ش، ص117.</ref> و نیز اگر مسئلهٔ کیفی و حضور قلب در [[نماز]] مطرح باشد، این موضوع اختصاص به همه دارد و مربوط به جنس خاصی نیست؛ چه بسیار زنان پارسایی که از مردان حضور قلب بیشتری دارند.<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص63.</ref> در طول تاریخ، وجود زنان باایمان و معتقد که سرآمد مردان و الگویی برای زن و مرد باشند، بسیار است؛<ref>موسوی، «شبههٔ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص3.</ref> آسیه، مریم، یوکابد، ساره، خدیجه و حضرت فاطمه نمونه‌های زنان باایمان هستند.<ref>شریعتی و افشاریان، «زنان مقدس قرآنی، بدیلی شناخت‌شناسانه در برابر زن مسخ شدهٔ غربی»، 1396ش، ص16.</ref>
زنان پس از طی دوران حیض، قضای روزه‌ها را می‌توانند به‌جا آورند و نمازهای واجب غیر از نمازهای روزانه مانند نماز آیات را نیز قضا کنند. همچنین زن حائض می‌تواند با وضو گرفتن، رو به قبله روی سجاده نشستن و ذکر گفتن به ثواب و بهرهٔ نمازگزاران، دست یابد.<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص62-63.</ref> از سوی دیگر، سن تکلیف زنان حدوداً شش سال زودتر از مردان است و در این مدت دختران به تکالیف الهی خود مشغول هستند؛ در حالی که پسران هنوز مکلف نشده‌اند؛<ref>علایی رحمانی، «تحلیلی بر خطبهٔ هشتاد نهج‌البلاغه»، 1383ش، ص117.</ref> برخی این مسئله را نشانهٔ آمادگی بیشتر زنان برای دریافت تکالیف الهی نسبت به مردان دانسته‌اند.<ref>موسوی، «شبههٔ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص3.</ref> زنان در دوران [[بارداری]]، [[شیردهی مادر|شیردهی]] و [[یائسگی]] نیز حائض نیستند و به اعمال الهی خود می‌پردازند و از نظر کمّی هم در حد مردان قرار می‌گیرند<ref>علایی رحمانی، «تحلیلی بر خطبهٔ هشتاد نهج‌البلاغه»، 1383ش، ص117.</ref> و نیز اگر مسئلهٔ کیفی و حضور قلب در [[نماز]] مطرح باشد، این موضوع اختصاص به همه دارد و مربوط به جنس خاصی نیست؛ چه بسیار زنان پارسایی که از مردان حضور قلب بیشتری دارند.<ref>طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص63.</ref> در طول تاریخ، وجود زنان باایمان و معتقد که سرآمد مردان و الگویی برای زن و مرد باشند، بسیار است؛<ref>موسوی، «شبههٔ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص3.</ref> آسیه، مریم، یوکابد، ساره، خدیجه و حضرت فاطمه نمونه‌های زنان باایمان هستند.<ref>شریعتی و افشاریان، «زنان مقدس قرآنی، بدیلی شناخت‌شناسانه در برابر زن مسخ شدهٔ غربی»، 1396ش، ص16.</ref>


== یادداشت‌ها ==
== یادداشت‌ها ==
خط ۵۲: خط ۷۲:
* حاجی اسماعیلی، محمدرضا و دیگران، «مفهوم‌شناسی ایمان و پیوند آن با تجربه دینی در اندیشه مولوی در مثنوی»، نشریهٔ پژوهش‌های ادب عرفانی، دورهٔ ۷، شمارهٔ ۱، ۱۳۹۲ش.
* حاجی اسماعیلی، محمدرضا و دیگران، «مفهوم‌شناسی ایمان و پیوند آن با تجربه دینی در اندیشه مولوی در مثنوی»، نشریهٔ پژوهش‌های ادب عرفانی، دورهٔ ۷، شمارهٔ ۱، ۱۳۹۲ش.
* رضایی، مائده، «آشنایان ره عشق، عرفان زن از نگاه امام خمینی»، فصلنامهٔ شمیم نرجس، پیاپی ۱۶، بهار ۱۳۹۰ش.
* رضایی، مائده، «آشنایان ره عشق، عرفان زن از نگاه امام خمینی»، فصلنامهٔ شمیم نرجس، پیاپی ۱۶، بهار ۱۳۹۰ش.
* زینبی، مهری، جلالی پندری، یدالله، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، پژوهشنامهٔ زبان و ادب فارسی، سال سوم، شمارهٔ دوم، پیاپی ۱۰، تابستان ۱۳۸۸ش.
* زینبی، مهری، جلالی پنداری، یدالله، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، پژوهشنامهٔ زبان و ادب فارسی، سال سوم، شمارهٔ دوم، پیاپی ۱۰، تابستان ۱۳۸۸ش.
* شریعتی، سید صدرالدین و افشاریان، ندا، «زنان مقدس قرآنی، بدیلی شناخت‌شناسانه در برابر زن مسخ شدهٔ غربی»، نشریهٔ فرهنگ مشاوره و روان‌درمانی، دورهٔ ۸، شمارهٔ ۲۹، بهار ۱۳۹۶ش.
* شریعتی، سید صدرالدین و افشاریان، ندا، «زنان مقدس قرآنی، بدیلی شناخت‌شناسانه در برابر زن مسخ شدهٔ غربی»، نشریهٔ فرهنگ مشاوره و روان‌درمانی، دورهٔ ۸، شمارهٔ ۲۹، بهار ۱۳۹۶ش.
* طباطبایی امین، طاهره‌سادات و افسردیر، حسین، «معناشناسی ایمان در احادیث»، فصلنامهٔ پژوهشنامهٔ نهج‌البلاغه، ۱۳۹۲ش.
* طباطبایی امین، طاهره‌سادات و افسردیر، حسین، «معناشناسی ایمان در احادیث»، فصلنامهٔ پژوهشنامهٔ نهج‌البلاغه، ۱۳۹۲ش.
خط ۵۹: خط ۷۹:
* موسوی، مهدیه، «شبههٔ نقصان ایمان زن»، نشریهٔ شمیم یاس، ۱۳۸۲ش.
* موسوی، مهدیه، «شبههٔ نقصان ایمان زن»، نشریهٔ شمیم یاس، ۱۳۸۲ش.
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
<!--
== تغییر مسیرهای پیشنهادی ==
ایمان زنان{{سخ}}
ایمان زن{{سخ}}
ایمان در زنان{{سخ}}
کمال معنوی زنان{{سخ}}
کمال معنوی زن{{سخ}}
ایمان و کمال معنوی در آینه هستی‌بخش زنان{{سخ}}
ایمان و کمال معنوی در آینه هستی بخش زنان{{سخ}}
ایمان و کمال معنوی در اینه هستی بخش زنان{{سخ}}
ایمان زنان در اسلام{{سخ}}
ایمان زن در اسلام{{سخ}}
ایمان و کمال معنوی زنان{{سخ}}
-->
[[رده:ایمان زنان| ]]
[[رده:اصلاح رباتیک]]
[[رده:زن در اسلام]]
[[رده:زن در عرفان]]
[[رده:سلامت معنوی]]