بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:


== فعالیت‌های علمی ==
== فعالیت‌های علمی ==
اِولین فاکس کِلِر فعالیت خود را به عنوان منتقد فمینیست علم با تدریس اولین دوره مطالعات زنان در سال ۱۹۷۴م و ارائه یک سلسله سخنرانی‌های شخصی و تأثیرگذار درباره تجربه زیستۀ خود به عنوان یک زن در علم آغاز کرد. او با تألیف مقاله‌ای کلیدی در کتاب «خوانش جنسیت و علم» و انجام پژوهش‌های تاریخی عمیق، به تحلیل ریشه‌های تصویرسازی جنسیتی از طبیعت در انقلاب علمی پرداخت.<ref>Muriel Lederman and Ingrid Bartsch (2001). ''The Gender and Science Reader''. New York: Routledge.</ref> فعالیت بعدی او معطوف به نقد حوزه‌های خاص علمی مانند ژنتیک جمعیت و اکولوژی ریاضی از این منظر بود. در مراحل بعدی کار خود، در کتاب «معنا بخشیدن به زندگی» به بررسی فلسفی نقش مدل‌ها، استعاره‌ها و ماشین‌ها در تبیین زیست‌شناسی تکاملی پرداخت و موضع «کثرت‌گرایی تبیینی» را تبلیغ کرد.<ref>Shook, John R., Ed [entry by Phillip Honenberger] (2016). </ref>
ایونلی فاکس کلر فاکس کِلِر فعالیت خود را به عنوان منتقد فمینیست علم با تدریس اولین دوره مطالعات زنان در سال ۱۹۷۴م و ارائه یک سلسله سخنرانی‌های شخصی و تأثیرگذار درباره تجربه زیستۀ خود به عنوان یک زن در علم آغاز کرد. او با تألیف مقاله‌ای کلیدی در کتاب «خوانش جنسیت و علم» و انجام پژوهش‌های تاریخی عمیق، به تحلیل ریشه‌های تصویرسازی جنسیتی از طبیعت در انقلاب علمی پرداخت.<ref>Muriel Lederman and Ingrid Bartsch (2001). ''The Gender and Science Reader''. New York: Routledge.</ref> فعالیت بعدی او معطوف به نقد حوزه‌های خاص علمی مانند ژنتیک جمعیت و اکولوژی ریاضی از این منظر بود. در مراحل بعدی کار خود، در کتاب «معنا بخشیدن به زندگی» به بررسی فلسفی نقش مدل‌ها، استعاره‌ها و ماشین‌ها در تبیین زیست‌شناسی تکاملی پرداخت و موضع «کثرت‌گرایی تبیینی» را تبلیغ کرد.<ref>Shook, John R., Ed [entry by Phillip Honenberger] (2016). </ref>


== دیدگاه‌ها ==
== دیدگاه‌های ایونلی فاکس کلر ==
فاکس کلر استدلال می‌کند که بنیان‌های علم مدرن، تحت تأثیر فلاسفه‌ای شکل گرفته که پیش‌فرض‌های مردانه را در مفاهیم اساسی علم تزریق کرده‌اند. در این نگاه، ارزش‌هایی مانند عقلانیت ابزاری و عینیت‌گرایی افراطی به‌عنوان «ارزش‌های مردانه» معرفی و در مقابل «طبیعت»، «احساسات» و «ذهنیت» به‌عنوان اموری «زنانه» قرار داده شده‌اند.<ref>[https://jahanezan.wordpress.com/2013/09/22/12345-1107/ معرفت‌شناسی فمینیستی (2)/ نسرین قوامی/ اولین فاکس کلر، وب‌سایت جهان زن.]</ref> این دوگانگی، به یک استعارۀ جنسیتی کلان منجر شده است: «علم» به مثابۀ امری مردانه و مسلط، و «طبیعت» به مثابۀ امری زنانه و مطیع که باید کشف و کنترل شود. فرانسیس بیکن این رابطه را با استعاره «علم به مثابه دامادِ طبیعتِ عروس» تشریح کرد که هدفش اعمال سلطه بر طبیعت بود.<ref>اعزازی، «ضرورت استفاده از رويكرد جنسيتي در پژوهشها»،  1385ش، ص38-40.</ref>
فاکس کلر استدلال می‌کند که بنیان‌های علم مدرن، تحت تأثیر فلاسفه‌ای شکل گرفته که پیش‌فرض‌های مردانه را در مفاهیم اساسی علم تزریق کرده‌اند. در این نگاه، ارزش‌هایی مانند عقلانیت ابزاری و عینیت‌گرایی افراطی به‌عنوان «ارزش‌های مردانه» معرفی و در مقابل «طبیعت»، «احساسات» و «ذهنیت» به‌عنوان اموری «زنانه» قرار داده شده‌اند.<ref>[https://jahanezan.wordpress.com/2013/09/22/12345-1107/ معرفت‌شناسی فمینیستی (2)/ نسرین قوامی/ اولین فاکس کلر، وب‌سایت جهان زن.]</ref> این دوگانگی، به یک استعارۀ جنسیتی کلان منجر شده است: «علم» به مثابۀ امری مردانه و مسلط، و «طبیعت» به مثابۀ امری زنانه و مطیع که باید کشف و کنترل شود. فرانسیس بیکن این رابطه را با استعاره «علم به مثابه دامادِ طبیعتِ عروس» تشریح کرد که هدفش اعمال سلطه بر طبیعت بود.<ref>اعزازی، «ضرورت استفاده از رويكرد جنسيتي در پژوهشها»،  1385ش، ص38-40.</ref>


این انگاره جنسیت‌زده تنها به علوم طبیعی محدود نماند و بر علوم اجتماعی نیز سایه افکند. علوم اجتماعی نیز عقلانیت و عینیت‌گرایی را الگو قرار داد و به دنبال آن، تقسیم‌بندی جامعه به «حوزه عمومی» (عرصه مردانه فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی) و «حوزه خصوصی» (عرصه زنانه خانه‌داری و مراقبت) را طبیعی و مبتنی بر تفاوت‌های ذاتی قلمداد کرد. این تقسیم‌بندی باعث شد نظریه‌پردازی‌های علوم اجتماعی مانند روانشناسی فروید یا نظریه‌های طبقاتی جامعه‌شناسی عمدتاً بر تجربه مردان متمرکز شوند و حضور، فعالیت‌ها و تجارب زنان در حوزۀ عمومی نادیده گرفته یا با معیارهای مردانه سنجیده شوند. حتی مفاهیمی مانند جامعه‌پذیری، پیش از ورود «جنسیت» به‌عنوان یک مقوله تحلیلی، تفاوت‌های بین دختران و پسران را «طبیعی» و غیرقابل بررسی می‌پنداشتند.<ref>اعزازی، «ضرورت استفاده از رويكرد جنسيتي در پژوهشها»،  1385ش، ص38-40.</ref>
این انگاره جنسیت‌زده تنها به علوم طبیعی محدود نماند و بر علوم اجتماعی نیز سایه افکند. علوم اجتماعی نیز عقلانیت و عینیت‌گرایی را الگو قرار داد و به دنبال آن، تقسیم‌بندی جامعه به «حوزه عمومی» (عرصه مردانه فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی) و «حوزه خصوصی» (عرصه زنانه خانه‌داری و مراقبت) را طبیعی و مبتنی بر تفاوت‌های ذاتی قلمداد کرد. این تقسیم‌بندی باعث شد نظریه‌پردازی‌های علوم اجتماعی مانند روانشناسی فروید یا نظریه‌های طبقاتی جامعه‌شناسی عمدتاً بر تجربه مردان متمرکز شوند و حضور، فعالیت‌ها و تجارب زنان در حوزۀ عمومی نادیده گرفته یا با معیارهای مردانه سنجیده شوند. حتی مفاهیمی مانند جامعه‌پذیری، پیش از ورود «جنسیت» به‌عنوان یک مقوله تحلیلی، تفاوت‌های بین دختران و پسران را «طبیعی» و غیرقابل بررسی می‌پنداشتند.<ref>اعزازی، «ضرورت استفاده از رويكرد جنسيتي در پژوهشها»،  1385ش، ص38-40.</ref>


== نقد دیدگاه‌ها ==
== انتقادات به دیدگاه‌های ایونلی فاکس کلر ==
نظریه جنسیت و علم اِولین فاکس کِلِر، با وجود تأثیرگذاری، از سوی برخی صاحب‌نظران به‌دلیل نداشتن پیچیدگی تاریخی و عملی کافی مورد نقد قرار گرفته است. مورخی مانند آن هینبر کوبلیتز استدلال می‌کند که این چارچوب، تنوع گستردۀ موقعیت زنان در علوم را در دوره‌ها و فرهنگ‌های مختلف نادیده می‌گیرد و با ارائه مثال‌هایی نقض مانند استقبال نسبی از زنان در علوم طبیعی قرن نوزدهم اروپا، ادعای کلیِ «مردانه بودن ذاتی علم» را به چالش می‌کشد.<ref>Ann Hibner Koblitz, "A historian looks at gender and science," International Journal of Science Education, vol. 9 (1987), p. 399-407.</ref>
نظریه جنسیت و علم اِولین فاکس کِلِر، با وجود تأثیرگذاری، از سوی برخی صاحب‌نظران به‌دلیل نداشتن پیچیدگی تاریخی و عملی کافی مورد نقد قرار گرفته است. مورخی مانند آن هینبر کوبلیتز استدلال می‌کند که این چارچوب، تنوع گستردۀ موقعیت زنان در علوم را در دوره‌ها و فرهنگ‌های مختلف نادیده می‌گیرد و با ارائه مثال‌هایی نقض مانند استقبال نسبی از زنان در علوم طبیعی قرن نوزدهم اروپا، ادعای کلیِ «مردانه بودن ذاتی علم» را به چالش می‌کشد.<ref>Ann Hibner Koblitz, "A historian looks at gender and science," International Journal of Science Education, vol. 9 (1987), p. 399-407.</ref>