|
|
| خط ۶: |
خط ۶: |
| فریدان فمینیست لیبرال شمرده میشود که معتقد به آزادی مطلق در حوزه خصوصی بویژه همجنسگرایی است . فریدان لیبرال فمینیسم را فمینیسم غالب مینامد. | | فریدان فمینیست لیبرال شمرده میشود که معتقد به آزادی مطلق در حوزه خصوصی بویژه همجنسگرایی است . فریدان لیبرال فمینیسم را فمینیسم غالب مینامد. |
| == زندگینامه == | | == زندگینامه == |
| بتی فریدان با نام بتی نائومی گلدستین در سال ۱۹۲۱ در ایلینوی به دنیا آمد. پدر او هری گلدستین و مادر او میریام (هورویتز) نام داشت. [[خانواده]] او از نسل یهودیان روسیه و مجارستان بودند. پدر او مغازه جواهر فروشی داشت و میریام در روزنامه کار میکرد. مادرش پس از [[ازدواج]] به خاطر زندگی خانوادگی و فرزندان شغلش را کنار میگذارد و همواره از این مساله اظهار نارضایتی میکند. | | بتی فریدان با نام بتی نائومی گلدستین در ۱۹۲۱م در ایلینوی در یک خانوادۀ یهودی با تبار روسی و مجارستانی متولد شد. مادرش، میریام هورویتز، پیش از ازدواج روزنامهنگار بود و پس از تشکیل خانواده شغل خود را ترک کرد، اقدامی که همواره از آن ابراز نارضایتی مینمود. این تجربه نخستین تأثیرات را بر نگرش فریدان نسبت به نقشهای جنسیتی باقی گذاشت. |
|
| |
|
| در جوانی بتی فریدان در حلقههای مارکسیست و یهودی فعال بود. او در نوشتههای خود گفتهاست که دارای شوقی برای مبارزه با بیعدالتی بود و یهودیستیزی او را آزار میداد.او به کالج زنانه اسمیت در سال ۱۹۳۸ رفت. فریدان در روزنامه مشغول به کار شد و در مخالفت با جنگ مقالاتی نوشت. او در سال ۱۹۴۲ با مدرک روانشناسی فارغالتحصیل شد. | | او در جوانی در حلقههای روشنفکری مارکسیستی و یهودی فعال بود و نسبت به بیعدالتیهای اجتماعی حساسیت داشت. فریدان در ۱۹۳۸م وارد کالج اسمیت و در ۱۹۴۲م با مدرک روانشناسی فارغالتحصیل شد. وی برای یک سال در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی به تحصیل در مقطع فوقلیسانس پرداخت، اما آن را ناتمام گذاشت. |
| فریدان دکترای خود را کامل نکرد؛ حدود 20 سال با همسرش کارل فریدان زندگی کرد و سه فرزند داشت. او در نهایت از همسرش جدا میشود.<ref>[https://nl.wikipedia.org/wiki/Betty_Friedan «Betty_Friedan»، در ویکی پدیا]
| |
| </ref>
| |
| == مرحلهی دوم زندگی فریدان ==
| |
| در سال 1957، از بتی فریدان خواسته شد تا همکلاسی های خود را در مورد نحوه استفاده از آموزش های خود مورد بررسی قرار دهد. | |
|
| |
|
| او متوجه شد که 89 درصد آنها از آموزش خود استفاده نکردند. اکثر آنها از نقشهایشان ناراضی بودند. آنها بلافاصله از تحصیل [[ازدواج]] کرده بودند و فرزنددار شده بودند و غالبا شاغل نبودند. | | فریدان در ۱۹۴۷م با کارل فریدان، یک مدیر تبلیغاتی، ازدواج کرد که سه فرزند بود. او در این دوران بهعنوان روزنامهنگار آزاد برای نشریات کارگری و زنانه فعالیت میکرد. تجربه شخصی او از زندگی در حومۀ شهر بهعنوان یک زن خانهدار تحصیلکرده، همراه با تعارضات زندگی خانوادگی و شغلی، بذرهای اصلی اندیشههای بعدیاش را کاشت. این زوج در ۱۹۶۹م از یکدیگر جدا شدند. |
|
| |
|
| فریدان با گسترش تحقیقات خود متوجه شد نوعی افسردگی پنهان در میان قشر متوسط سفید تحصیل کرده در امریکا بوجود آمده که کسی درمورد آن نمینویسد. | | نقطه عطف فکری فریدان زمانی رقم خورد که در ۱۹۵۷م بهمناسبت گردهمایی همکلاسیهای سابق خود در کالج اسمیت، اقدام به انجام یک نظرسنجی کرد. نتایج نشان میداد که بسیاری از این زنان تحصیلکرده، علیرغم زندگی مرفه در حومۀ شهر، از زندگی خود عمیقاً ناراضی و دچار نوعی بیهویتی و افسردگی هستند. این پژوهش مبنای کتاب انقلابی او، «رازورزی زنانه» (The Feminine Mystique) بود که در ۱۹۶۳م منتشر شد و به یکی از محرکهای اصلی موج دوم فمینیسم در آمریکا تبدیل شد. |
| | |
| وی درنهایت مجموع مقالات خود را به شکل کتابی در می آورد و روانه بازار میکند.<ref>[https://fa.eferrit.com/%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86/ بتی فریدان]</ref>
| |
| | |
| بتی فریدان بعد از بیست و پنج سال نظریه پیرامون تشابه [[زنان]] به [[مردان]] و تشویق زنان به کار بیرون از خانه، می گوید:« من در اینجا نخستین زنی بودم که مدیر شدم. همه چیز خود را وقف کار کردم. در ابتدا هیجانانگیز بود که به جایی رسیده باشی که پیش از این هرگز زنی در آن نبوده. حالا چیزی جز یک شغل نیست. اما از همه چیز بدتر این تنهایی آزاردهنده است. تحملناپذیر است که هر شب تنها به این آپارتمان برگردم. دوست داشتم خانهای یا شاید باغی داشتم. شاید باید بچهدار شوم حتی اگر پدری نداشته باشد. در آن صورت دست کم خانوادهای دارم. بایستی راه بهتری هم برای زندگی وجود داشته باشد. زنی تنها...» <ref>[https://www.gisoom.com/book/11308140 رزماری، «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه های فمنیستی»، 1396ش]</ref>
| |
|
| |
|
| == دیدگاه == | | == دیدگاه == |
| | همجنسگرایی |
|
| |
|
| === همجنسگرایی ===
| | فریدان در نوشتههای خود اشاره کرده که در دوران کودکی با مسئله همجنسگرایی دشواری داشته است. به باور او، جنبش زنان ارتباطی به جنبش همجنسگرایان ندارد. به گفته جودیت استیسی، فریدان معتقد بود الگوهای زندگی نامتعارف ـ که بر سیالیت، انعطاف و حساسیت بینفردی تأکید دارند ـ به تدریج بر الگوهای سنتی مردانه غربی ـ که مبتنی بر رهبری سلسلهمراتبی، وظیفهمداری آمرانه و عقلانیت ابزاری است ـ غلبه خواهند کرد.[۱] |
| او در نوشتههای خود اشاره کردهاست که در زمان کودکی با همجنسگرایی بسیار مشکل داشت. او معتقد است که جنبش زنان به جنبش همجنسگرایان بیارتباط است.
| |
| به گفتهی جودیت استیسی، فریدان معتقد بود شیوه های نامتعارف زندگی، یعنی الگوهای غیرسنتی که بر «سیالیت و انعطاف و حساسیت میانفردی» تأکید دارند به مرور بر شیوههای متعارف یعنی الگوهای سنتی مردانهی غربی که تأکید آنها بر «رهبری سلسلهمراتبی و به شدن وظیفهمند و آمرانهی مبتنی بر عقلانیت ابزاری است» غلبه میکنند.<ref>Stacey, Judith. 1983. "the new conservative feminism." feminism studies 9, no. 3, fall.</ref> | |
|
| |
|
| === سقط جنین ===
| | سقط جنین |
| او معتقد است زنان باید در سقط جنین آزاد باشند. او جنبش نارال را در زمانی که سازمان والدشدن برنامهریزی شده از سقط جنین طرفداری نمیکرد ایجاد کرد. او بارها به خاطر طرفداری از [[سقط جنین]] به مرگ تهدید شد و سخنان او در بسیاری از دانشگاهها لغو گردید.
| |
|
| |
|
| === پورنوگرافی ===
| | فریدان از حق انتخاب زنان در زمینه سقط جنین دفاع میکرد. او سازمان «نارال» را در دورای تأسیس کرد که «سازمان والدشدن برنامهریزیشده» از سقط جنین حمایت نمینمود. وی به دلیل مواضعش در این زمینه بارها تهدید به مرگ شد و سخنرانیهای او در چندین دانشگاه لغو گردید. |
| او معتقد است جنبش زنان نباید جلوگیر آزادی بیان در رابطه با تولید فیلمهای پورنوگرافی باشد. او معتقد است که با اینکه او صنعت پورنوگرافی را ضد زن میداند ولیکن دلیلی برای ممنوع کردن آن وجود ندارد.
| |
|
| |
|
| === کسب هویت شخصی و برابری با مردان با کار در بیرون از منزل ===
| | پورنوگرافی |
| فریدان معتقد بود تصور اینکه [[زنان]] فقط در نقش سنتی همسری و مادری میتوانند به رضایت خاطر برسند، همهی زنان یا دستکم خانهدارهای متوسط شهری سفیدپوست را به احساس پوچی و درماندگی دچار کردهاست. این زنان، محروم از هدفمندی، چنان به گردگیری و برق انداختن اثاثیهی منزل مشغول میشوند که گویی وظیفهی مقدسی بر عهده دارند. [[زن]] محصور در خانه انتظار دارد از کارشناسان(یعنی لشکری از متخصصان، پزشکان، ماماها، مشاوران خانواده، روانپزشکان و کشیشان) بشنود که [[همسر]] و [[مادر]] بودن شغلی تمام وقت است و مهمترین کاری است که هر زنی میتواند انجام دهد؛ اما گاه پیش میآید که حتی کارشناسان هم نمیتوانند او را متقاعد کنند که این کار به اندازهی کافی مهم است. پس کلافه و سرخورده به امید چاشنیی که زندگی را تحملپذیر میسازد و به سکس روی میآورد. درمان فریدان برای اعتیادی که زنان خانهدار به همسری و مادری دارند را کار کردن بیرون از خانه میداند.<ref>Fridan, Betty. 1974. The Feminine Mystique. new york: dell.</ref>
| |
|
| |
|
| === دیدگاه بتی فریدان در کتاب مرحلهی دوم ===
| | او معتقد بود جنبش زنان نباید مانع آزادی بیان در تولید آثار پورنوگرافی شود. اگرچه صنعت پورن را ضد زن میدانست، اما دلیلی برای ممنوعسازی آن قائل نبود. |
|
| |
|
| میتوان زندگی بتی فریدان را به جهت تغییر کردن نظراتش به دو مرحله تقسیم کرد. وی در کتاب «مرحله دوم<ref>The Second Stage.</ref>» که بیست و پنج سالی بعد از کتاب «آیین زنانه» نوشت، دشواری تلفیق خانهداری با کار بیرون از خانه را مورد توجه قرار داد. به گفته ی او اگر [[زنان]] در دهه 1960 قربانی آیین زنانه بودند در دههی 1980 به قربانیان ''آیین فمینیستی'' بدل شدهاند.
| | هویتیابی از طریق اشتغال خارج از خانه |
|
| |
|
| در این کتاب، فریدان نگرانی خود را از آیندهی زنانی نشان میدهد که موفقیت شغلی را بر تشکیل [[خانواده]] ترجیح دادهاند و اکنون سرگشته و ناامیدند؛ [[زنان]] مطلقهای که موقعیت شغلی مناسبی ندارند و دچار فقر هستند، مادران مجردی که آیندهی سختی در انتظار آنان است، زنانی که کار بیرون از خانه برای آنان به ضرورت تبدیل شده است و ناچار می بایست وظایف همسری و مادری را نیز انجام دهند. | | فریدان باور داشت تصور رضایت زنان صرفاً در نقشهای سنتی همسری و مادری، به ویژه در میان زنان خانهدار طبقه متوسط سفیدپوست شهری، به احساس پوچی و درماندگی منجر شده است. به نظر او، راه درمان این وضعیت، اشتغال زنان در بیرون از خانه است.[۲] |
|
| |
|
| او معتقد است [[زنان]] در مرحلهی دوم جنبش خود باید علاوه بر کنارگذاشتن سیاست جنسی، خود را شر «آیین فمینیستی» نیز برهانند.
| | تحول دیدگاه در کتاب «مرحله دوم» |
|
| |
|
| از بسیاری جنبه ها تفاوت میان بتی فریدان در ''آیین زنانه'' و بتی فریدان در ''مرحلهی دوم'' همان تفاوتی است که لیبرالهای کلاسیک را از لیبرالهای رفاهجو جدا می کند. | | فریدان در کتاب «مرحله دوم» (منتشرشده بیستوپنج سال پس از «آیین زنانه») به دشواریهای تلفیق کار خانگی با اشتغال خارج از خانه پرداخت. او اعلام کرد اگر زنان در دهه ۱۹۶۰ قربانی «آیین زنانه» بودند، در دهه ۱۹۸۰ به قربانیان «آیین فمینیستی» تبدیل شدهاند. در این کتاب، او نگرانی خود را از وضعیت زنانی بیان میکند که موفقیت شغلی را بر تشکیل خانواده ترجیح دادهاند، زنان مطلقه فقیر و مادران مجرد با آیندهای نامعلوم. فریدان در این مرحله، خواستار رها شدن از «آیین فمینیستی» و به رسمیت شناخته شدن تفاوتهای جنسیتی شد، در حالی که پیشتر قوانین بیطرف جنسیتی را ضامن برابری میدانست.[۳] |
|
| |
|
| ''آیین زنانه'' [[زنان]] را تشویق می کرد مثل مردان شوند اما ''مرحلهی دوم'' جامعه را ترغیب می کرد تفاوت میان جنس ها را به رسمیت بشناسد تا روزی که زنان و [[مردان]] به موجوداتی دوجنسیتی بدل شوند.
| | == نقد دیدگاه == |
| فریدان که در دهه 1960 عقیده داشت قوانینی فارغ از [[جنسیت]] بیش از همه میتوانند برابری میان جنسها را تضمین کنند در دههی1980 آشکارا از قوانینی حمایت کرد که جهتگیری جنسیتی داشتند.
| | بر اساس دیدگاه منتقدان، اگر مبانی فکری بتی فریدان را بپذیریم، لیبرالیسم با انکار تفاوتهای میان زنان و مردان و تأکید بر قوانین بیطرف جنسیتی، مسیر نادرستی را طی کرده است. به باور آنان، وظیفه فمینیستهای لیبرال تعریف چارچوبی برای آزادی و برابری است که نه برای افراد انتزاعی، بلکه برای زنان و مردان واقعی طراحی شده باشد. این امر چالشی پیچیده است؛ چرا که به قول روزالیند رزنبرگ، «اگر به زنان مزایای ویژهای اعطا شود، آنان در معرض اتهام کمارزشتر بودن قرار میگیرند، و اگر تفاوتها نادیده گرفته شود، محرومیتهای واقعی زنان ناپیدا میماند.»[۱] |
|
| |
|
| == نقد دیدگاه ==
| | این پرسش مطرح است که آیا میتوان با زنان بهگونهای متفاوت اما برابر رفتار کرد، بدون آنکه به الگوی «جدا اما برابر» —که پیش از دهه ۱۹۶۰ در تبعیض نژادی آمریکا رواج داشت— بازگشت؟ آیا فمینیستهای لیبرال باید برای تحقق برابری، تفاوتها را حذف کنند؟ و در این صورت، آیا زنان باید مانند مردان شوند، یا مردان مانند زنان، یا هر دو به موجوداتی دوجنسیتی تبدیل گردند؟ فریدان به این پرسشها پاسخی صریح نداده است.[۲] |
| اگر حق با بتی فریدان باشد، لیبرالیسم در انکار تفاوتهای میان [[زنان]] و [[مردان]] و پافشاری بر قوانین فارغ از [[جنسیت]] و یا سیاستهای کور جنسیتی راه خطایی در پیش گرفتهاست. بنابراین وظیفه لیبرال فمینیستها تعیین چارچوب آزادی و برابری اما نه برای افرادی انتزاعی بلکه برای مردان و زنان واقعی است. این وظیفهای دشوار و مخاطرهآمیز است؛ زیرا به قول روزالیند رزنبرگ «اگر به گروه زنان مزایای ویژهای تعلق گیرد این گروه را در مظان این اتهام قرار دادهایم که از گروه های دیگر کم ارزش تر است. اما اگر هم تمامی تفاوتها را انکار کنیم، چنانکه جنبش زنان غالبا این کار را کردهاست، توجه را از محرومیتهایی که زنان از آن رنج می برند منحرف میسازیم.»
| |
|
| |
|
| آیا واقعا راهی وجود دارد که با [[زنان]] متفاوت اما برابر رفتار شود بدون آن که به دام تلقی مخرب دیگری از مفهوم «جدا اما برابر بیفتیم که تا اوایل دهه ۱۹۶۰ مشخصه مناسبات رسمی نژادی در آمریکا بود؟ آیا لیبرال فمینیستها باید به منزله نخستین گام در مسیر تحقق برابری واقعی به دنبال حذف تفاوتها باشند؟ و در آن صورت آیا زنان باید برای برابری با [[مردان]] مثل مردان شوند؟ یا مردان باید برای برابری با زنان مثل زنان شوند؟ یا آنکه [[مرد]] و [[زن]] هر دو باید دو [[جنسیتی]] شوند به صورتی که هر فرد ترکیبی از خصوصیات مثبت مردانه و زنانه باشد تا همه افراد با هم برابر شوند؟
| | در نقد مفهوم آزادی از دیدگاه فریدان، برخی محققان اشاره میکنند که در منظومه فکری او، آزادی به مثابه ارزشی مطلق تلقی میشود. در حالی که از منظر ارزششناسی دینی، آزادی انسان هرچند ذاتی است، اما مطلق نیست و محدود به حقوق دیگران، ارزشهای اخلاقی و قواعد دینی است. در این چارچوب، رعایت این محدودیتها نه تنها سلب آزادی نیست، بلکه مسیر دستیابی به سعادت واقعی را هموار میسازد.[۳] |
|
| |
|
| فریدان هیچ یک از این پرسش ها را طرح نکرد و به آنها توجهی نشان نداد. اما او نخستین لیبرال فمینیستی نیست که جذب انسانمداری سنتی شدهاست. آنچه [[مری ولستون کرافت]] و [[هریت تیلور میل]] و [[جان استوارت میل]]، هر یک به شیوه خاص خود، برای [[زنان]] طلب می کردند شخصیت فردی و مشارکت تام و تمام در جامعه بشری بود.
| | یکی از پیامدهای فردگرایی لیبرال فمینیستی در اندیشه فریدان، تضعیف نهاد خانواده ارزیابی شده است. در این نگاه، اصالت فرد و خواستههای شخصی تا حدی اهمیت مییابد که حتی نهاد خانواده نمیتواند محدودیتی برای آن ایجاد کند. این رویکرد به ارائه الگوهای جدیدی از زندگی خانوادگی انجامیده که بیشتر بر قرارداد و منفعت استوارند تا بر عاطفه و مسئولیتپذیری. به اعتقاد منتقدان، این امر در بلندمدت به فروپاشی کانون خانواده و واگذاری وظایف طبیعی آن به نهادهای خارجی میانجامد.[۴] |
|
| |
|
| فریدان در مقالهای در باب راه اندازی دوبارهی جنبش زنان، [[زنان]] را تشویق میکرد که برای نجات سنت دموکراسی و چرخش توان ملت به سوی منافع زندگی از «موضوعات خاص زنان» درگذرند.<ref>Friedan, Betty. 1985. "How to Get the Women's Movement Moving Again." NewYork Times Magazine, November3.</ref> اما آیا فمینیسم میتواند از موضوعات زنان درگذرد و همچنان فمینیسم باقی بماند؟! | | همچنین، تأکید فریدان بر اشتغال بیرون از خانه به عنوان راهکار اصلی هویتیابی زنان، با چالشهایی عملی همراه است. از جمله اینکه زنان اغلب با مشاغلی مواجه میشوند که با شرایط زیستی و روانی آنان سازگاری کامل ندارد، یا مجبور به تحمل فشار مضاعف ناشی از تلفیق مسئولیتهای خانگی و شغلی میگردند. این وضعیت به ویژه بر سلامت روانی زنان و دختران تأثیر منفی گذاشته است.[۵] |
| === نقد آزادی از دیدگاه فریدان ===
| |
| طبق دیدگاه لیبرالی فریدان، آزادی یک ارزش مطلق بوده و آن را به عنوان یک اصل مطلق ارزشی اشاعه داده و همگان را به مطلقانگاری این اصل دعوت میکند؛<ref>[https://www.gisoom.com/book/11116852 حسینی زاده، «جنسیت و تربیت از منظر اسلام و فمینیسم لیبرال»، 1394ش]</ref> درحالیکه، با اینکه انسان به لحاظ تکوینی آزاد و مختار آفریده شده است؛ اما این بدان معنی نیست که در همه امور آزاد بوده و بتواند به دلخواه خود رفتار کند. بلکه علاوه بر حقوق دیگران، ارزشهای اخلاقی و ضوابط دینی یعنی حقوق خداوند و حقوق خود نیز جزو قیدهای آزادی به شمار میروند. از طرفی در مبانی ارزششناسی دینی ارزشها امری واقعی بوده و مبتنی بر واقعیات میباشند؛ لذا فرد با رعایت آنها در مسیر سعادت واقعی قرار میگیرد. پس نمیتوان قائل به آزادی بدون قید و شرط شد؛ زیرا تاثیر هر عملی بر شخصیت و سعادت افراد فارغ از [[جنسیت]] آنها، در حوزه ارزششناسی دینی تاثیری واقعی میباشد. <ref>[https://fidibo.com/book/114402 کینگدام؛ تانگ، جیمز، «فمینیسم و دانش های فمینیستی ترجمه، تحلیل و نقد مجموعه مقالات دایرةالمعارف روتلیج»، 1382ش]
| |
| </ref>
| |
| === فروپاشیدن خانواده پیامد دیدگاه فردگرایی لیبرال فمینیستی بتی فریدان ===
| |
| در نگاه لیبرال فمینیسم بتی فریدان، اصالت فرد شامل اصالت حقوق، خواستهها، غرایز و عقاید فرد است و از آن درجه از اهمیت برخوردار است که هیچ قانونی قدرت سلب مشروعیت و یا ایجاد محدودیت آن را ندارد. بها دادن به هر آنچه فرد میخواهد، آغاز تفرّد بی پایانی است که به تفرعن بی پایان تری میانجامد، تا آنجا که حتی نهاد محبوب و مقدّسی همچون [[خانواده]]، که در طول تاریخ مورد احترام فرهنگهای گوناگون بشری بودهاست، نمیتواند و یا نباید مانع و یا محدودکننده خواستههای شخصی افراد باشد. از این رو، اگر تأمین خواسته فرد منجر به تخریب خانواده شود، باز هم این انتخاب و هنجارسازی از سوی جامعه و قانون ترجیح دارد. بنابراین، می بینیم که در همین موضوع خانواده، چگونه برای دست رسی آسان فرد به انواع خواستهها، الگوهای جدیدی از خانواده، که بیشتر به خوابگاه شبیه هستند تا خانواده، ارائه میشوند. گاه ماجرا از این هم غم انگیزتر میشود; به گونهای که وظایف خانوادگی که بر محور «عاطفه و مسئولیت» استوارند، به مؤسساتی که بر اساس «قرارداد و منفعت» تأسیس شدهاند واگذار میگردند تا یک حلقه مادی در «سلسله اشتغال» و یک حلقه غیرمادی در «سلسله فرهنگ» برای تأمین خواستههای نظام سرمایهداری پدید آید، آن هم با توجه به تأثیر منفی واگذاری مسئولیتهای خانوادگی به دیگر نهادها و بَدیل پذیر دانستن شئون خانواده و [[مادری]]. <ref>[https://www.namayenarjes.com/paper/7153 سویزی، «کنوانسیون رفع کلیه اشکال ظلم علیه زنان، یک ضرورت»، 1385ش ]</ref> <ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/269876 فرهمند؛ بختیاری؛ «واگردهای فمینیستی در ازدواج»، 1385ش]</ref>
| |
| === فشار مضاعف بر زنان ===
| |
| وقتی بتی فریدان برای کسب [[هویت زنان]]، راهکار خروج از منزل و مشغول شدن آنها به شغلهای بیرون از منزل را ملاک قرار میدهد، زنان در اجتماع یا با مشاغلی روبرو میشوند که با [[جنسیت]] آنها سازگاری ندارد و یا با عدم جمع بین کارهای منزل و کار بیرون از منزل، روبرو میشوند، که این امر باعث فشارهای مضاعف به خصوص بر روح و روان زنان و دختران میگردد. <ref>[https://www.gisoom.com/book/1474612 هاجری، «فمینیسم جهانی و چالش های پیش رو »، 1386ش]</ref>
| |
|
| |
|
| == آثار بتی فریدان == | | == آثار بتی فریدان == |