حسین صبوری (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
حسین صبوری (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
حق اعتراض به مجموعهای از کنشهای فردی یا جمعی اطلاق میشود<ref group="دیدگاه">در این تعریف حق را با خود کنش و رفتار یکی انگاشته شده است. به نظر می رسد که کنش و رفتار نتیجه برخورداری از حق است نه خود حق. اینگونه نیست؟</ref> که با هدف ابراز مخالفت، انتقاد یا مطالبه تغییر در سیاستها و رفتارهای حاکمیت یا نهادهای قدرتمند صورت میگیرد<ref group="دیدگاه">در تعاریف به ترک فعل ها توجه نشده؟</ref>. این حق، مولود و برآیند حق آزادی بیان و حق آزادی تجمعات است و در اسناد بینالمللی بهعنوان ابزاری برای نظارت همگانی و جلوگیری از استبداد شناخته میشود.<ref>[https://iranhr.net/media/files/Journal36-2.pdf اولیاییفرد، «یادداشت حقوقی: حق اعتراض در اسناد بینالمللی»، مجله حقوق ما، ۱۳۹۵، ص ۶.]</ref> اعتراض سیاسی لزوماً به معنای تلاش برای براندازی یا نافرمانی مدنی نیست، بلکه در بسیاری از موارد، مکانیسمی درونساختاری برای اصلاح امور و شنیده شدن صدای گروههای به حاشیه رانده شده است.<ref>[https://www.sid.ir/paper/1145687/fa واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص 9-10.]</ref> | حق اعتراض به مجموعهای از کنشهای فردی یا جمعی اطلاق میشود<ref group="دیدگاه">در این تعریف حق را با خود کنش و رفتار یکی انگاشته شده است. به نظر می رسد که کنش و رفتار نتیجه برخورداری از حق است نه خود حق. اینگونه نیست؟</ref> که با هدف ابراز مخالفت، انتقاد یا مطالبه تغییر در سیاستها و رفتارهای حاکمیت یا نهادهای قدرتمند صورت میگیرد<ref group="دیدگاه">در تعاریف به ترک فعل ها توجه نشده؟</ref>. این حق، مولود و برآیند حق آزادی بیان و حق آزادی تجمعات است و در اسناد بینالمللی بهعنوان ابزاری برای نظارت همگانی و جلوگیری از استبداد شناخته میشود.<ref>[https://iranhr.net/media/files/Journal36-2.pdf اولیاییفرد، «یادداشت حقوقی: حق اعتراض در اسناد بینالمللی»، مجله حقوق ما، ۱۳۹۵، ص ۶.]</ref> اعتراض سیاسی لزوماً به معنای تلاش برای براندازی یا نافرمانی مدنی نیست، بلکه در بسیاری از موارد، مکانیسمی درونساختاری برای اصلاح امور و شنیده شدن صدای گروههای به حاشیه رانده شده است.<ref>[https://www.sid.ir/paper/1145687/fa واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص 9-10.]</ref> | ||
در نظامهای حقوقی مدرن، اعتراض مسالمتآمیز از مفاهیمی همچون شورش و اغتشاش تفکیک میشود. درحالیکه شورش ماهیتی خشونتآمیز و ویرانگر دارد، اعتراض مسالمتآمیز دارای «وحدت هدف»، «پیام مشخص» و «روش عاری از خشونت» است.[ | در نظامهای حقوقی مدرن، اعتراض مسالمتآمیز از مفاهیمی همچون شورش و اغتشاش تفکیک میشود. درحالیکه شورش ماهیتی خشونتآمیز و ویرانگر دارد، اعتراض مسالمتآمیز دارای «وحدت هدف»، «پیام مشخص» و «روش عاری از خشونت» است.<ref>[https://qjpl.atu.ac.ir/article_16621.html?lang=fa قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص ۱۵۴، ۱۵۷ و ۱۶۳.]</ref> | ||
== مبانی نظری و فلسفی == | == مبانی نظری و فلسفی == | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
=== نظریه عدالت و تقدم حق بر خیر === | === نظریه عدالت و تقدم حق بر خیر === | ||
در فلسفه سیاسی جان رالز، اصلی تحت عنوان «تقدم حق بر خیر» وجود دارد. بر اساس این اصل، حقوق بنیادین افراد مانند آزادی بیان و اعتراض نباید قربانی تصورات حاکمیت از «خیر عمومی» یا رفاه جمعی شود.[ | در فلسفه سیاسی جان رالز، اصلی تحت عنوان «تقدم حق بر خیر» وجود دارد. بر اساس این اصل، حقوق بنیادین افراد مانند آزادی بیان و اعتراض نباید قربانی تصورات حاکمیت از «خیر عمومی» یا رفاه جمعی شود.<ref>[https://piaj.sbu.ac.ir/?_action=article&au=848458&_au=%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%AF%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82++%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%AA+%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87 بهارلو و نصرتپناه، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۴۰۴، ص ۱۵۲-۱۵۹.]</ref> رالز معتقد است که عدالت به مثابه انصاف، ایجاب میکند که آزادیهای اساسی برابر، بر هرگونه مصلحتسنجی سیاسی یا اقتصادی مقدم باشند.<ref group="دیدگاه">رفرنس را دقیقا این نقطه بیارید. پایان متن مربوط به رالز</ref> در تحلیل رخدادهای سیاسی آمریکا، مانند اعتراضات جورج فلوید و اعتراضات دانشجویی حامی فلسطین، این دوگانه بهوضوح دیده میشود؛ جایی که گاهی حق اعتراض به بهانه «نظم عمومی» یا «ارزشهای ملی» (خیر) سرکوب میشود.<ref>[https://piaj.sbu.ac.ir/?_action=article&au=848458&_au=%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%AF%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82++%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%AA+%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87 بهارلو و نصرتپناه، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۴۰۴، ص ۱۶۲-۱۶۳.]</ref> | ||
=== نظریه محرومیت نسبی<ref group="دیدگاه">نظریات بررسی شود که بیانگر حق بودن اعتراض است. نظریات جامعه شناسی به این بحث که اعتراضات حق است یا نیست نمی پردازد، بلکه روند شکل گیری اعتراضات را در جامعه توصیف و تبیین میکند. کار به حق بودن یا نبودن آن ندارد. لذا این نظریات شاید در اینجا مناسب نباشد. ضمنا نظریه محرومیت نسبی یکی از نظریاتی است که در ارتباط با انقلاب و جنبش های اجتماعی مطرح است، نظریات دیگری نیز به همین اندازه معتبر وجود دارد. ذکر یکی و عدم ذکر دیگران از نظر فلسفی ترجیح بلامرحج شاید محسوب شود. </ref> === | === نظریه محرومیت نسبی<ref group="دیدگاه">نظریات بررسی شود که بیانگر حق بودن اعتراض است. نظریات جامعه شناسی به این بحث که اعتراضات حق است یا نیست نمی پردازد، بلکه روند شکل گیری اعتراضات را در جامعه توصیف و تبیین میکند. کار به حق بودن یا نبودن آن ندارد. لذا این نظریات شاید در اینجا مناسب نباشد. ضمنا نظریه محرومیت نسبی یکی از نظریاتی است که در ارتباط با انقلاب و جنبش های اجتماعی مطرح است، نظریات دیگری نیز به همین اندازه معتبر وجود دارد. ذکر یکی و عدم ذکر دیگران از نظر فلسفی ترجیح بلامرحج شاید محسوب شود. </ref> === | ||