شرم: تفاوت میان نسخهها
حمید گلزار (بحث | مشارکتها) جز حمید گلزار صفحهٔ پیش نویس: شرم را بدون برجایگذاشتن تغییرمسیر به پیشنویس:شرم منتقل کرد |
شریف عظیمی (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
یکی از معانی استحیا شرم است<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1274722 کوثری، «واژۀ استحیاء در قرآن»، وبسایت راسخون.]</ref> و مفهوم شرمداشتن درقرآن، چهار مرتبه با الفاظی برگرفته از مصدر استحیا<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/6664 والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.]</ref> که دوبار بهصورت فعل منفی در مورد خداوند،<ref>سوره بقره، آیۀ 26 ؛ سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> یکبار بهصورت فعل مثبت در مورد پیامبر<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> و یک مرتبه هم در مورد حیا و عفت دختر شعیب بهکار رفته است.<ref>سورۀ قصص، آیۀ 25. </ref> | یکی از معانی استحیا شرم است<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1274722 کوثری، «واژۀ استحیاء در قرآن»، وبسایت راسخون.]</ref> و مفهوم شرمداشتن درقرآن، چهار مرتبه با الفاظی برگرفته از مصدر استحیا<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/6664 والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.]</ref> که دوبار بهصورت فعل منفی در مورد خداوند،<ref>سوره بقره، آیۀ 26 ؛ سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> یکبار بهصورت فعل مثبت در مورد پیامبر<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> و یک مرتبه هم در مورد حیا و عفت دختر شعیب بهکار رفته است.<ref>سورۀ قصص، آیۀ 25. </ref> | ||
کاربرد مفهوم شرم در مورد خداوند با کاربرد آن در سبک زندگی انسان فرق میکند؛ زیرا مبدأ شرم، یکاحساس است که انتقال از آن مبدأ احساسی به منتهی، مستلزم ایجاد تغییرات جسمانی در وجود شرمکننده است، در حالیکه خداوند جسم نیست. بدینسان، شرمنکردن خداوند بهمعنای ترک کردن، نترسیدن و منصرف نشدن وی از انجام هرکاری است که در ذات خود زشت نیست | کاربرد مفهوم شرم در مورد خداوند با کاربرد آن در سبک زندگی انسان فرق میکند؛ زیرا مبدأ شرم، یکاحساس است که انتقال از آن مبدأ احساسی به منتهی، مستلزم ایجاد تغییرات جسمانی در وجود شرمکننده است، در حالیکه خداوند جسم نیست. بدینسان، مفهوم شرمنکردن خداوند در آیۀ 26 سورۀ بقره، بهمعنای ترک کردن، نترسیدن و منصرف نشدن وی از انجام هرکاری است که در ذات خود زشت نیست. مفهوم شرم نکردن خداوند در آیۀ 53 احزاب نیز به معنای منصرف نشدن او از بیان حق است. در نتیجه، انتساب شرم به خداوند، انتساب نتایج آن به ذات وی و بهمعنای منزه بودن او از انجام یککار شرمآور است.<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/6664 والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.]</ref> | ||
== جایگاه شرم در اسلام == | == جایگاه شرم در اسلام == | ||
نسخهٔ ۷ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۱۲
مفهوم شرم
شرم در عربی بهمعنای بریدن[۱] و در فارسی به جای حیا بهکار میرود[۲] و بهمعنای خجالت، آزرم، انفعال و آن حیرت و وحشتی است که از ترس ملامت، مجازات و آگاهی دیگری برعیب و نقص در سبک زندگی آدمی پدیدار میشود.[۳] گفته شده است که شرم، یکواژه فارسی است و در منابع اسلامی با حیا هممعنا بوده و در عرف جامعه نیز مترادف با آن بهکار میرود.[۴] کلمۀ شرم به احساس گناه، غمگینی و خشم یک فرد برخویشتن یا ملامت خود به دلیل مغایرت رفتارهای او با هنجارهای اخلاقی جامعه نیز تعریف شده است.[۵]
مفهوم شرم در قرآن
یکی از معانی استحیا شرم است[۶] و مفهوم شرمداشتن درقرآن، چهار مرتبه با الفاظی برگرفته از مصدر استحیا[۷] که دوبار بهصورت فعل منفی در مورد خداوند،[۸] یکبار بهصورت فعل مثبت در مورد پیامبر[۹] و یک مرتبه هم در مورد حیا و عفت دختر شعیب بهکار رفته است.[۱۰]
کاربرد مفهوم شرم در مورد خداوند با کاربرد آن در سبک زندگی انسان فرق میکند؛ زیرا مبدأ شرم، یکاحساس است که انتقال از آن مبدأ احساسی به منتهی، مستلزم ایجاد تغییرات جسمانی در وجود شرمکننده است، در حالیکه خداوند جسم نیست. بدینسان، مفهوم شرمنکردن خداوند در آیۀ 26 سورۀ بقره، بهمعنای ترک کردن، نترسیدن و منصرف نشدن وی از انجام هرکاری است که در ذات خود زشت نیست. مفهوم شرم نکردن خداوند در آیۀ 53 احزاب نیز به معنای منصرف نشدن او از بیان حق است. در نتیجه، انتساب شرم به خداوند، انتساب نتایج آن به ذات وی و بهمعنای منزه بودن او از انجام یککار شرمآور است.[۱۱]
جایگاه شرم در اسلام
شرم و حیا در فرهنگ اسلامی، یکخصلت اصیل و ارزشمند معرفی شده است و بدینجهت، کلمۀ بیشرمی نوعی ناسزا به شمار میآید.[۱۲] در روایات شرم به دو
حیا در روایات اسلامی، بهمثابۀ دیدگان عقل یا زینت و لباس رویین اسلام و بلکه کل اسلام است.[2] پیوند شرم با ایمان موجب شده است تا حیا در اسلام به عفت نیز معنا شود.[3] حیا در روایتی قرین و یاور عفاف[4]و همچنین علت عفاف و پاکدامنی معرفی شده است.[5]
پانویس
- ↑ صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، 1414ق، ج7، ص332.
- ↑ نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
- ↑ دهخدا، لغت نامۀ دهخدا، 1377ش، ج9، ص14237؛ معین، فرهنگ فارسی یک جلدی، 1380ش، ص617؛ نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
- ↑ سمیعیان و دیگران، «بررسی تأثیر دین داری بر تجریۀ احساس شرم و حیای شهروندان»، 1396ش، ش11، ص76.
- ↑ حاجی ده آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص126.
- ↑ کوثری، «واژۀ استحیاء در قرآن»، وبسایت راسخون.
- ↑ والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.
- ↑ سوره بقره، آیۀ 26 ؛ سورۀ احزاب، آیۀ 53.
- ↑ سورۀ احزاب، آیۀ 53.
- ↑ سورۀ قصص، آیۀ 25.
- ↑ والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.
- ↑ مصباح یزدی، سجادهای سلوک، 1390ش، ج1، ص100.