شریف عظیمی (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
شریف عظیمی (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
== مفهوم شرم در قرآن == | == مفهوم شرم در قرآن == | ||
یکی از معانی استحیا شرم است<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1274722 کوثری، «واژۀ استحیاء در قرآن»، وبسایت راسخون.]</ref> و مفهوم شرمداشتن درقرآن، چهار مرتبه با الفاظی برگرفته از مصدر استحیا<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/6664 والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.]</ref> که دوبار بهصورت فعل منفی در مورد خداوند،<ref>سوره بقره، آیۀ 26 ؛ سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> یکبار بهصورت فعل مثبت در مورد پیامبر<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> و یک مرتبه هم در مورد حیا و عفت دختر شعیب بهکار رفته است.<ref>سورۀ قصص، آیۀ 25. </ref> | یکی از معانی استحیا شرم است<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1274722 کوثری، «واژۀ استحیاء در قرآن»، وبسایت راسخون.]</ref> و مفهوم شرمداشتن درقرآن، چهار مرتبه با الفاظی برگرفته از مصدر استحیا<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/6664 والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.]</ref> که دوبار بهصورت فعل منفی در مورد خداوند،<ref>سوره بقره، آیۀ 26 ؛ سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> یکبار بهصورت فعل مثبت در مورد پیامبر<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 53.</ref> و یک مرتبه هم در مورد حیا و عفت دختر شعیب بهکار رفته است.<ref>سورۀ قصص، آیۀ 25. </ref> | ||
== کاربرد مفهوم شرم در مورد خداوند == | |||
کاربرد مفهوم شرم در مورد خداوند با کاربرد آن در سبک زندگی انسان فرق میکند؛ زیرا مبدأ شرم، یکاحساس است که انتقال از آن مبدأ احساسی به منتهی، مستلزم ایجاد تغییرات جسمانی در وجود شرمکننده است، در حالیکه خداوند جسم نیست. بدینسان، کاربرد فعل منفی «لایستحیی» در آیۀ 26 سورۀ بقره برای خداوند، بهمعنای ترک کردن، نترسیدن و منصرف نشدن او از انجام هرکاری است که در ذات خود زشت نیست. همچنین کاربرد فعل منفی «لایستحیی» در آیۀ 53 احزاب نیز به معنای منصرف نشدن خداوند از بیان حق است. در نتیجه، انتساب مفهوم شرم به خداوند، انتساب نتایج آن به ذات وی و بهمعنای منزه بودن او از انجام یککار شرمآور است.<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/6664 والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.]</ref> | کاربرد مفهوم شرم در مورد خداوند با کاربرد آن در سبک زندگی انسان فرق میکند؛ زیرا مبدأ شرم، یکاحساس است که انتقال از آن مبدأ احساسی به منتهی، مستلزم ایجاد تغییرات جسمانی در وجود شرمکننده است، در حالیکه خداوند جسم نیست. بدینسان، کاربرد فعل منفی «لایستحیی» در آیۀ 26 سورۀ بقره برای خداوند، بهمعنای ترک کردن، نترسیدن و منصرف نشدن او از انجام هرکاری است که در ذات خود زشت نیست. همچنین کاربرد فعل منفی «لایستحیی» در آیۀ 53 احزاب نیز به معنای منصرف نشدن خداوند از بیان حق است. در نتیجه، انتساب مفهوم شرم به خداوند، انتساب نتایج آن به ذات وی و بهمعنای منزه بودن او از انجام یککار شرمآور است.<ref>[https://lib.eshia.ir/23019/1/6664 والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.]</ref> | ||
== جایگاه شرم در اسلام == | == جایگاه شرم در اسلام == | ||
شرم و حیا در فرهنگ اسلامی، یکخصلت اصیل و ارزشمند معرفی شده است و بدینجهت، کلمۀ بیشرمی نوعی ناسزا به شمار میآید.<ref>[https://lib.eshia.ir/10208/1/100 مصباح یزدی، سجادهای سلوک، 1390ش، ج1، ص100.]</ref> در روایات شرم به | شرم و حیا در فرهنگ اسلامی، یکخصلت اصیل و ارزشمند معرفی شده است و بدینجهت، کلمۀ بیشرمی نوعی ناسزا به شمار میآید.<ref>[https://lib.eshia.ir/10208/1/100 مصباح یزدی، سجادهای سلوک، 1390ش، ج1، ص100.]</ref> حیا در روایات اسلامی، بهمثابۀ دیدگان عقل یا زینت و لباس رویین اسلام و بلکه کل اسلام است.[2] پیوند شرم با ایمان موجب شده است تا حیا در اسلام به عفت نیز معنا شود.[3] حیا در روایتی قرین و یاور عفاف[4]و همچنین علت عفاف و پاکدامنی معرفی شده است.[5] | ||
== مؤلفه های شرم == | |||
از آنجا که در متون اسلامی، حیا و شرم بهصورت هممعنا و مترادف بهکار رفته اند، مباحثی مرتبط با شرم را نیز میتوان در زمرۀ مباحث حیا دنبال کرد. بدینجهت، شرم مانند حیا بهعنوان یکعنصر مؤثر در سبک زندگی انسان، چهار مؤلفه دارد؛ 1. فاعل شرمکننده، 2. فعل شرمآور، 3. حضور و نظارت ناظر، 4. مهار نفس از ارتکاب کار شرمآور.<ref>پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص31، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش.</ref> | |||
کنار هم قرار گرفتن این مؤلفهها سبب بروز شرم در انسان میشود: | |||
1. فاعل شرمکننده زمانی از انجام کاری شرم خواهد کرد که نخست به کرامت نفس و خود ارزشمندی خود باورمند باشد، دوم نسبت به زشتی آن کار آگاه باشد و سوم، برای ناظر کار خود، ارزش واحترام قائل باشد.<ref>پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص59، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش.</ref> | |||
2. مراد از فعل شرمآور، هر فعل ناهنجاری اعم از انجام یککار زشت یا ترک یککار خوب بهلحاظ شرعی، عرفی و عقلی در فرهنگ یکجامعه است.<ref>پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص42، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش.</ref> | |||
3. شرم زمانی در انسان برانگیخته میشود که نظارت یکناظری برخوردار از احترام توسط وی درک شود.<ref>پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص51-56، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش.</ref> | |||
4. انسان در صورت ناسازگاری میان خواست و مصلحت خود، زمانی میتواند در ایجاد یکسبک زندگی مطلوب موفق باشد که خواستههای نفسانی شامل گرایش یا گریز نفس را بر طبق مصلحت خود مهار کند.<ref>پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص31، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش.</ref> | |||
---- | |||
[5] . پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص31، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش. | |||
---- | ---- | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||