بدون خلاصۀ ویرایش
جز ویکی سازی
 
خط ۲۵: خط ۲۵:


==ریحان در ادبیات==
==ریحان در ادبیات==
عطر ریحان و خواص آن در ادبیات و امثال و کنایات ایران نیز وارد شده است. ریحان در دیوان اشعار اکثر شاعران نامدار ایرانی، جایگاهی ویژه دارد. واژهٔ ریحان، گاهی به‌معنای بوی‌خوش، گاهی به‌معنای گل‌های معطر و در جایی دیگر به‌معنای خود گل ریحان به‌کار برده شده است.
عطر ریحان و خواص آن در ادبیات و امثال و کنایات ایران نیز وارد شده است. ریحان در دیوان اشعار اکثر شاعران ایرانی، جایگاهی ویژه دارد. واژهٔ ریحان، گاهی به‌معنای بوی‌خوش، گاهی به‌معنای گل‌های معطر و در جایی دیگر به‌معنای خود گل ریحان به‌کار برده شده است.


در صلوات آمده است بر سر گل عندلیب *** در حرکات آمده است شاخک شاهسپرم<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/شاهسپرم منوچهری دامغانی، دیوان، ۱۳۵۶ش، ص۵۹.]</ref>
در صلوات آمده است بر سر گل عندلیب *** در حرکات آمده است شاخک شاهسپرم<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/شاهسپرم منوچهری دامغانی، دیوان، ۱۳۵۶ش، ص۵۹.]</ref>
خط ۳۷: خط ۳۷:
للا لالای گل ریحون *** نکن ناله نشو گریون…<ref>مؤیدمحسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۶ش، ص۱۸۲.</ref>
للا لالای گل ریحون *** نکن ناله نشو گریون…<ref>مؤیدمحسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۶ش، ص۱۸۲.</ref>


محبوبیت ریحان در زبان‌عامه مردم و نیز مثل‌های آنان وارد شده است. مانند: «ریحان کاشتم برگیر نونم، سرگشته شده دشمن جونم»: ریحان کاشتم نان‌خورشتم باشد، نتیجهٔ عکس داد و دشمن جانم شد؛ «ریحان بر سر میرزا خان خوب است»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص1107.</ref> «حیوان چه می‌داند که ریحان چیست؟!»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص846.</ref> «پدرت سیر مادرت پیاز، تو از کجا آمدی گل و ریحان؟ !»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص625.</ref> «دنیای خراب و شهر ویران / خر خورده شراب تخم ریحان»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص1036.</ref> «گل ریحانم که رفت، گل خرزله (خرزهره) چیدن که منتی ندارد».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص1524.</ref>
محبوبیت ریحان در زبان‌عامه مردم و نیز مثل‌های آنان وارد شده است. مانند: «ریحان کاشتم برگیر نونم، سرگشته شده دشمن جونم»: ریحان کاشتم نان‌خورشتم باشد، نتیجهٔ عکس داد و دشمن جانم شد؛ «ریحان بر سر میرزا خان خوب است»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص1107.</ref> «حیوان چه می‌داند که ریحان چیست؟!»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص846.</ref> «پدرت سیر مادرت پیاز، تو از کجا آمدی گل و ریحان؟ !»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص625.</ref> «دنیای خراب و شهر ویران / خر خورده شراب تخم ریحان»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص1036.</ref> «گل ریحانم که رفت، گل خرزله ([[خرزهره]]) چیدن که منتی ندارد».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص1524.</ref>
 
==داستان‌هایی دربارهٔ ریحان==
==داستان‌هایی دربارهٔ ریحان==
داستانی کهن، پیدایش ریحان را این‌گونه حکایت می‌کند که روزی ماری بزرگ از زیر تخت انوشیروان بیرون آمد، مردم از دیدن مار متعجب بودند و درصدد نابودی او برآمدند؛ انوشیروان که به شکایات مردم رسیدگی می‌کرد، دستور داد او را نکشند، شاید به او ظلمی شده باشد. مار به راه خود ادامه داد و به درون چاهی رفت که در آن عقرب بزرگی نیشش را بر پشت مار دیگری فروکرده بود. مردم، عقرب را کشتند و مار رفت. یک سال پس از آن ماجرا، مار دوباره بازگشت و چند تخم گیاه را از دهانش بیرون ریخت. وقتی تخم‌ها را کاشتند، از آن ریحان رویید و همان منجر به درمان زکام انوشیروان شد که سال‌ها با آن بیماری درگیر بود.<ref>قزوینی، عجایب‌المخلوقات، ۱۳۶۱ش، ص۲۶۱.</ref>
داستانی کهن، پیدایش ریحان را این‌گونه حکایت می‌کند که روزی ماری بزرگ از زیر تخت انوشیروان بیرون آمد، مردم از دیدن مار متعجب بودند و درصدد نابودی او برآمدند؛ انوشیروان که به شکایات مردم رسیدگی می‌کرد، دستور داد او را نکشند، شاید به او ظلمی شده باشد. مار به راه خود ادامه داد و به درون چاهی رفت که در آن عقرب بزرگی نیشش را بر پشت مار دیگری فروکرده بود. مردم، عقرب را کشتند و مار رفت. یک سال پس از آن ماجرا، مار دوباره بازگشت و چند تخم گیاه را از دهانش بیرون ریخت. وقتی تخم‌ها را کاشتند، از آن ریحان رویید و همان منجر به درمان زکام انوشیروان شد که سال‌ها با آن بیماری درگیر بود.<ref>قزوینی، عجایب‌المخلوقات، ۱۳۶۱ش، ص۲۶۱.</ref>