بدون خلاصۀ ویرایش
ابرابزار
خط ۲۷: خط ۲۷:
| آثار مرتبط        =
| آثار مرتبط        =
}}
}}
'''{{درشت|مهمان‌نوازی}}؛''' از سنت‌های رایج در کشورهای مسلمان، به‌ویژه ایران و افغانستان.
'''{{درشت|مهمان نوازی}}'''؛ از سنت‌های رایج در کشورهای مسلمان، به‌ویژه ایران و افغانستان.


مهمان‌نوازی از ویژگی‌های شاخص فرهنگی در ایران، افغانستان و بسیاری از جوامع [[مسلمان]] بوده و در هر منطقه، آداب و رسوم ویژه‌ای دارد.
مهمان نوازی از ویژگی‌های شاخص فرهنگی در ایران، افغانستان و بسیاری از جوامع [[مسلمان]] بوده و در هر منطقه، آداب و رسوم ویژه‌ای دارد.


== مفهوم‌شناسی مهمان‌نوازی ==
== مفهوم‌شناسی مهمان نوازی ==
مهمان کسی است که بر دیگری وارد شود و از او با طعام و دیگر وسایل پذیرایی کنند. مهمان یا خود وارد می‌شود یا او را دعوت می‌کنند. برخی معتقدند مهمان از دو کلمهٔ «مه» به‌معنای بزرگ و «مان» به‌معنای بمان به مفهوم «بزرگ بمان» تشکیل شده و تداعی‌گر مهمان‌نوازی است.<ref>دهخدا، لغت‌نامه، تهران، ۱۳۷۷ش، ج۱۴، ص۲۱۹۱۴؛ معین، فرهنگ فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۴۴۷۳؛ نجفی، فرهنگ فارسی عامیانه، ۱۳۸۷ش، ص۱۳۷۶.</ref>
مهمان کسی است که بر دیگری وارد شود و از او با طعام و دیگر وسایل پذیرایی کنند. مهمان یا خود وارد می‌شود یا او را دعوت می‌کنند. برخی معتقدند مهمان از دو کلمهٔ «مه» به‌معنای بزرگ و «مان» به‌معنای بمان به مفهوم «بزرگ بمان» تشکیل شده و تداعی‌گر مهمان‌نوازی است.<ref>دهخدا، لغت‌نامه، تهران، 1377ش، ج14، ص21914؛ معین، فرهنگ فارسی، 1388، ج4، ص4473؛ نجفی، فرهنگ فارسی عامیانه، 1387، ص1376.</ref>


== پذیرش مهمان ==
== پذیرش مهمان ==
در گذشته‌ای نه‌چندان دور، در بسیاری از مناطق مسلمان‌نشین، هرگاه مسافری شب‌هنگام به مقصد نمی‌رسید، نزدیک یکی از خانه‌های روستایی صدا می‌زد: مهمان نمی‌خواهید؟ اگر کسی جواب او را می‌داد، مهمان او می‌شد و اگر کسی جواب نمی‌داد به در خانهٔ دیگری می‌رفت تا کسی او را مهمان کند. اهمیت این مسئله در حدی بود که در برخی مناطق، [[مسلمانان]] اجازه داشتند تا زکات خود را برای مسافران، مصرف کنند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۳.</ref>
در گذشته‌ای نه‌چندان دور، در بسیاری از مناطق مسلمان‌نشین، هرگاه مسافری شب‌هنگام به مقصد نمی‌رسید، نزدیک یکی از خانه‌های روستایی صدا می‌زد: مهمان نمی‌خواهید؟ اگر کسی جواب او را می‌داد، مهمان او می‌شد و اگر کسی جواب نمی‌داد به در خانهٔ دیگری می‌رفت تا کسی او را مهمان کند. اهمیت این مسئله در حدی بود که در برخی مناطق، [[مسلمانان]] اجازه داشتند تا زکات خود را برای مسافران، مصرف کنند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص343.</ref>


== جایگاه مهمان ==
== جایگاه مهمان ==
خط ۴۱: خط ۴۱:


=== حبیب خدا ===
=== حبیب خدا ===
در فرهنگ مسلمانان، مهمان حبیب و عزیز خدا است و مردم نیز به مهمان بسیار احترام می‌گذارند و او را عزیز می‌دارند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۴.</ref> اهمیت مهمان در فرهنگ مردم افغانستان چنان است که زنان در غیاب شوهر نیز از مهمان‌نوازی دریغ نمی‌ورزند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج2، ص343.</ref>
در فرهنگ مسلمانان، مهمان حبیب و عزیز خدا است و مردم نیز به مهمان بسیار احترام می‌گذارند و او را عزیز می‌دارند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص344.</ref> اهمیت مهمان در فرهنگ مردم افغانستان چنان است که زنان در غیاب شوهر نیز از مهمان‌نوازی دریغ نمی‌ورزند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص343.</ref>


=== برکت‌آوری مهمان ===
=== برکت‌آوری مهمان ===
مسلمانان باور دارند که مهمان روزی خود را با خودش می‌آورد. مهمان [[برکت]] [[زندگی]] و نشانهٔ سعادت یک [[خانواده]] است. برخی اعتقاد دارند اگر چند وقتی مهمان وارد خانهٔ آنها نشود آن خانواده مورد خشم خداوند قرار دارد و ملائک بر آنها وارد نمی‌شوند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۵.</ref> از همین‌رو وقتی مهمانی وارد می‌شود، میزبان سعی می‌کند به نحو شایسته و در حد توان از مهمان پذیرایی کند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۳.</ref>
مسلمانان باور دارند که مهمان روزی خود را با خودش می‌آورد. مهمان [[برکت]] [[زندگی]] و نشانهٔ سعادت یک [[خانواده]] است. برخی اعتقاد دارند اگر چند وقتی مهمان وارد خانهٔ آنها نشود آن خانواده مورد خشم خداوند قرار دارد و ملائک بر آنها وارد نمی‌شوند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص345.</ref> از همین‌رو وقتی مهمانی وارد می‌شود، میزبان سعی می‌کند به نحو شایسته و در حد توان از مهمان پذیرایی کند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص343.</ref>


=== محترم‌بودن کفش مهمان ===
=== محترم‌بودن کفش مهمان ===
کفش مهمان نیز مورد احترام میزبان است. میزبان کفش مهمان را در جای مناسب گذاشته و زمان خروج، آن را پیش‌پای مهمان می‌گذارد و اصطلاحاً جفت می‌کند. این وظیفه معمولاً توسط فرزند خانواده انجام می‌شود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۴.</ref>
کفش مهمان نیز مورد احترام میزبان است. میزبان کفش مهمان را در جای مناسب گذاشته و زمان خروج، آن را پیش‌پای مهمان می‌گذارد و اصطلاحاً جفت می‌کند. این وظیفه معمولاً توسط فرزند خانواده انجام می‌شود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص344.</ref>


=== محترم‌بودن حیوان مهمان ===
=== محترم‌بودن حیوان مهمان ===
در مناطق روستایی در قدیم حیوان (مَرکَب) مهمان مانند خود او مورد احترام بود. میزبان سعی می‌کرد برای حیوان مهمان نیز غذای خوب و به‌خصوص جو فراهم کند. گاهی میزبان حیوانات خود را محروم می‌کرد تا غذای خوب برای مرکب مهمان تهیه کند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۳.</ref>
در مناطق روستایی در قدیم حیوان (مَرکَب) مهمان مانند خود او مورد احترام بود. میزبان سعی می‌کرد برای حیوان مهمان نیز غذای خوب و به‌خصوص جو فراهم کند. گاهی میزبان حیوانات خود را محروم می‌کرد تا غذای خوب برای مرکب مهمان تهیه کند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص343.</ref>


== تأثیر مهمان‌داری بر سبک زندگی ==
== تأثیر مهمان‌داری بر سبک زندگی ==
=== سبک خانه‌سازی ===
=== سبک خانه‌سازی ===
در بسیاری از خرده‌فرهنگ‌ها بیشتر خانواده‌ها محل یا اتاقی به‌عنوان مهمان‌خانه دارند. این محل مخصوص مهمان است و در دیگر ایام، از آن استفاده نمی‌شود. از مهم‌ترین ویژگی‌های افراد توانمند، داشتن مهمان‌خانهٔ بزرگ برای پذیرایی از مهمان است. مردم روستایی مهمان‌خانه‌هایی می‌سازند که درِ ورودی آن، از اندرونی جدا باشد تا مهمان و خانوادهٔ میزبان راحت باشند. گاهی مردم در بزرگیِ مهمان‌خانه، رقابت می‌کنند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۶.</ref>
در بسیاری از خرده‌فرهنگ‌ها بیشتر خانواده‌ها محل یا اتاقی به‌عنوان مهمان‌خانه دارند. این محل مخصوص مهمان است و در دیگر ایام، از آن استفاده نمی‌شود. از مهم‌ترین ویژگی‌های افراد توانمند، داشتن مهمان‌خانهٔ بزرگ برای پذیرایی از مهمان است. مردم روستایی مهمان‌خانه‌هایی می‌سازند که درِ ورودی آن، از اندرونی جدا باشد تا مهمان و خانوادهٔ میزبان راحت باشند. گاهی مردم در بزرگیِ مهمان‌خانه، رقابت می‌کنند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص346.</ref>


=== ایجاد رقابت منزلتی ===
=== ایجاد رقابت منزلتی ===
در برخی از مناطق روستایی، سنت مهمان‌نوازی گاهی به رقابت بین برخی از افراد تبدیل می‌شود. برخی تلاش می‌کنند شهرت مهمان‌نوازی را به‌دست آورده و همیشه در خانهٔ خود از مهمان پذیرایی کنند. این افراد در مناطق روستایی وجههٔ مردمی به‌دست می‌آورند و مشهور می‌شوند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۳.</ref>
در برخی از مناطق روستایی، سنت مهمان‌نوازی گاهی به رقابت بین برخی از افراد تبدیل می‌شود. برخی تلاش می‌کنند شهرت مهمان‌نوازی را به‌دست آورده و همیشه در خانهٔ خود از مهمان پذیرایی کنند. این افراد در مناطق روستایی وجههٔ مردمی به‌دست می‌آورند و مشهور می‌شوند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص343.</ref>


=== حفظ حرمت و تقویت روابط اجتماعی ===
=== حفظ حرمت و تقویت روابط اجتماعی ===
مهمان‌شدن و نان‌ونمک همدیگر را خوردن در فرهنگ مسلمانی، سبب شده است که جلو برخی منازعات اجتماعی یا [[خیانت زناشویی|خیانت]] به همدیگر گرفته شود. ضرب‌المثل «نمک را خورد و نمک‌دان را شکست» در مواردی استفاده می‌شود که مهمان حرمت میزبان یا صاحب‌خانه را رعایت نکند. در بسیاری از خرده‌فرهنگ‌ها کسی که در خانه‌ای مهمان شده باشد، سعی می‌کند تا آخر عمر حرمت آن را پاس دارد. در [[شاهنامه]] نیز موردی وجود دارد که [[رستم]] اسفندیار را به طعام می‌خواند و او در جواب می‌گوید:<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۹۹ش، بخش ۱۲.</ref>
مهمان‌شدن و نان‌ونمک همدیگر را خوردن در فرهنگ مسلمانی، سبب شده است که جلو برخی منازعات اجتماعی یا [[خیانت زناشویی|خیانت]] به همدیگر گرفته شود. ضرب‌المثل «نمک را خورد و نمک‌دان را شکست» در مواردی استفاده می‌شود که مهمان حرمت میزبان یا صاحب‌خانه را رعایت نکند. در بسیاری از خرده‌فرهنگ‌ها کسی که در خانه‌ای مهمان شده باشد، سعی می‌کند تا آخر عمر حرمت آن را پاس دارد. در [[شاهنامه]] نیز موردی وجود دارد که [[رستم]] اسفندیار را به طعام می‌خواند و او در جواب می‌گوید:<ref>فردوسی، شاهنامه، 1399ش، بخش 12.</ref>{{آغاز نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
  {{ب|گر اکنون بیایم سوی خوان تو|بوم شاد و پیروز مهمان تو}}
  ۲۷۶؛ مونس‌الدوله، خاطرات مونس‌الدوله، ۱۳۸۰ش، ص۱۸۰.
{{ب|تو گردن بپیچی ز فرمان شاه|مرا تابش روز گردد سیاه}}
{{ب|گر اکنون بیایم سوی خوان تو|بوم شاد و پیروز مهمان تو}}
{{ب|فرامش کنم مهرِ نان و نمک|به پاکی نژاد اندر آریم شک}}
{{ب|تو گردن بپیچی ز فرمان شاه|مرا تابش روز گردد سیاه}}
{{پایان شعر}}
{{ب|فرامش کنم مهرِ نان و نمک|به پاکی نژاد اندر آریم شک}}
{{پایان نستعلیق}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


== آداب مهمانی ==
== آداب مهمانی ==
=== دعای مهمان ===
=== دعای مهمان ===
یکی از آداب مهم مهمانی در افغانستان دعای مهمان بعد از نشستن در خانهٔ میزبان و هنگام خروج از خانه میزبان است. در بیشتر موارد این [[دعا]] به [[زبان فارسی|فارسی]] و شامل طلب خیر و عاقبت به‌خیری برای میزبان و طلب [[شادی]] برای روح اموات او است.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۲.</ref>
یکی از آداب مهم مهمانی در افغانستان دعای مهمان بعد از نشستن در خانهٔ میزبان و هنگام خروج از خانه میزبان است. در بیشتر موارد این [[دعا]] به [[زبان فارسی|فارسی]] و شامل طلب خیر و عاقبت به‌خیری برای میزبان و طلب [[شادی]] برای روح اموات او است.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص342.</ref>


=== تهیهٔ غذا ===
=== تهیهٔ غذا ===
در برخی مناطق از قدیم رسم بود که هر وقت مهمان وارد می‌شد برای او غذا تهیه می‌کردند. کم‌ترین غذا برای برخی از خانواده‌ها تهیهٔ [[نان]] و [[چای]] بود که مهمان آن را با بُورَه (شکر) صرف می‌کرد. نخستین وظیفهٔ یک زن روستایی این بود که بتواند به‌فوریت حداقل طعام یعنی نان و چای برای مهمانانِ سرزده فراهم کند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۴.</ref>
در برخی مناطق از قدیم رسم بود که هر وقت مهمان وارد می‌شد برای او غذا تهیه می‌کردند. کم‌ترین غذا برای برخی از خانواده‌ها تهیهٔ [[نان]] و [[چای]] بود که مهمان آن را با بُورَه (شکر) صرف می‌کرد. نخستین وظیفهٔ یک زن روستایی این بود که بتواند به‌فوریت حداقل طعام یعنی نان و چای برای مهمانانِ سرزده فراهم کند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص344.</ref>


=== رعایت حال مهمان ===
=== رعایت حال مهمان ===
در افغانستان، میزبان در رعایت حال مهمان بسیار کوشش می‌کند؛ هر وقت او بلند می‌شود، میزبان نیز آمادهٔ خدمت می‌شود. در [[زمستان]] برای مهمان آب گرم آماده می‌کردند. کفش‌های مهمان را پیش‌پایش جفت می‌کردند و فرزند یا نوکر میزبان با ادب و دست بر سینه آمادهٔ خدمت می‌بود. هر وقت مهمان خوابش می‌آمد میزبان زمینهٔ خواب او را فراهم می‌کرد. اگر مهمان، شب در خانهٔ میزبان می‌خوابید، میزبان صبح زود صبحانه را آماده و منتظر بیدارشدن مهمان می‌بود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۳.</ref>
در افغانستان، میزبان در رعایت حال مهمان بسیار کوشش می‌کند؛ هر وقت او بلند می‌شود، میزبان نیز آمادهٔ خدمت می‌شود. در [[زمستان]] برای مهمان آب گرم آماده می‌کردند. کفش‌های مهمان را پیش‌پایش جفت می‌کردند و فرزند یا نوکر میزبان با ادب و دست بر سینه آمادهٔ خدمت می‌بود. هر وقت مهمان خوابش می‌آمد میزبان زمینهٔ خواب او را فراهم می‌کرد. اگر مهمان، شب در خانهٔ میزبان می‌خوابید، میزبان صبح زود صبحانه را آماده و منتظر بیدارشدن مهمان می‌بود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص343.</ref>


=== رعایت آداب سفره ===
=== رعایت آداب سفره ===
مهمان ملزم است که آداب سفره را رعایت نماید؛ از آن جمله خوردن غذا از سفره پهن شده است. اگر از این کار استنکاف نماید، به میزبان بی‌احترامی کرده است. صرف غذا با نام خدا و گفتن «بسم‌الله» به‌عنوان تعارف از سوی میزبان شروع و در پایان با دعای مهمان ختم می‌شود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۱.</ref>
مهمان ملزم است که آداب سفره را رعایت نماید؛ از آن جمله خوردن غذا از سفره پهن شده است. اگر از این کار استنکاف نماید، به میزبان بی‌احترامی کرده است. صرف غذا با نام خدا و گفتن «بسم‌الله» به‌عنوان تعارف از سوی میزبان شروع و در پایان با دعای مهمان ختم می‌شود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص341.</ref>


=== شستن دست‌ها ===
=== شستن دست‌ها ===
در قدیم شستن دست‌ها قبل از غذا از آداب مهم سفره و «تَه‌دِستی» از ضروریات خانه بود. میزبان قبل از آوردن سفرهٔ غذا، «ته‌دستی» را می‌آورد. تمام مهمان‌ها دست خود را شسته و خشک می‌کردند. بعد از غذا نیز همین کار را انجام می‌دادند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۴.</ref>
در قدیم شستن دست‌ها قبل از غذا از آداب مهم سفره و «تَه‌دِستی» از ضروریات خانه بود. میزبان قبل از آوردن سفرهٔ غذا، «ته‌دستی» را می‌آورد. تمام مهمان‌ها دست خود را شسته و خشک می‌کردند. بعد از غذا نیز همین کار را انجام می‌دادند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص344.</ref>


== انواع مهمانی ==
== انواع مهمانی ==
خط ۹۱: خط ۸۹:
=== محافل شادی ===
=== محافل شادی ===
مجالس شادی به سه دسته تقسیم می‌شد:
مجالس شادی به سه دسته تقسیم می‌شد:
* یک‌دسته مربوط به تولد [[کودک]]: از قبیل گهواره نهادن نوزاد پس از حدود ۱۰ روز، [[جشن]] تولد نوزاد پس از ۴۰ روز، [[عقیقه|عقیقه‌کردن]] (ذبح گوسفند)، گرفتن موی نوزاد در حدود ۸ ماهگی، سنت‌کردن ([[ختنه‌سوران|ختنه]]) نوزاد پسر، دندان‌ریزه [[کودک]] (دندان درآوردن). این نوع مهمانی در حد توان میزبان برگزار می‌شد. مجلس ختنه و عقیقه ویژه مردان و زنان بود و سایر مجالس صرفاً با حضور زنان برگزار می‌شد. در برخی از این مراسم‌ها، هدیه نقدی یا غیر نقدی داده می‌شد.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۳.</ref>
* یک‌دسته مربوط به تولد [[کودک]]: از قبیل گهواره نهادن نوزاد پس از حدود ۱۰ روز، [[جشن]] تولد نوزاد پس از ۴۰ روز، [[عقیقه|عقیقه‌کردن]] (ذبح گوسفند)، گرفتن موی نوزاد در حدود ۸ ماهگی، سنت‌کردن ([[ختنه‌سوران|ختنه]]) نوزاد پسر، دندان‌ریزه [[کودک]] (دندان درآوردن). این نوع مهمانی در حد توان میزبان برگزار می‌شد. مجلس ختنه و عقیقه ویژه مردان و زنان بود و سایر مجالس صرفاً با حضور زنان برگزار می‌شد. در برخی از این مراسم‌ها، هدیه نقدی یا غیر نقدی داده می‌شد.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص343.</ref>
* دسته دوم مربوط به [[ازدواج]] بود که خود، بخش زیادی از مجالس شادی را شامل می‌شد؛ مجلس [[خواستگاری]] با حضور بزرگان فامیل، مجلس [[نامزدی]]، عیدی‌بردن برای عروس و داماد، مجلس فاتیا طویی (عقدکنان)، مجلس طوی و چهارقندا (پاتختی)، ره‌خانه ([[پاگشا]]) و دعوت متقابل خانواده عروس و داماد و سایر اقوام از محافل مربوط به ازدواج است که با مهمانی همراه بود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۲.</ref>
* دسته دوم مربوط به [[ازدواج]] بود که خود، بخش زیادی از مجالس شادی را شامل می‌شد؛ مجلس [[خواستگاری]] با حضور بزرگان فامیل، مجلس [[نامزدی]]، عیدی‌بردن برای عروس و داماد، مجلس فاتیا طویی (عقدکنان)، مجلس طوی و چهارقندا (پاتختی)، ره‌خانه ([[پاگشا]]) و دعوت متقابل خانواده عروس و داماد و سایر اقوام از محافل مربوط به ازدواج است که با مهمانی همراه بود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص342.</ref>
* دسته سوم مربوط به سفر و موارد متفرقه بود. بازگشت از سفر زیارتی، سفر تحصیلی، عسکری (سربازی)، ساخت [[خانه]]، صلح و آشتی، تهداب‌گذاری (پی نهادن) خانه و دعوت از مردان برای همکاری در درو، ساخت خانه و خرمن‌کوفتن تحت عنوان «آشاری»، [[نذر]] برای شفای مریض و شکرانه شفای بیمار از این دسته بود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۳.</ref>
* دسته سوم مربوط به سفر و موارد متفرقه بود. بازگشت از سفر زیارتی، سفر تحصیلی، عسکری (سربازی)، ساخت [[خانه]]، صلح و آشتی، تهداب‌گذاری (پی نهادن) خانه و دعوت از مردان برای همکاری در درو، ساخت خانه و خرمن‌کوفتن تحت عنوان «آشاری»، [[نذر]] برای شفای مریض و شکرانه شفای بیمار از این دسته بود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص343.</ref>


=== مصیبت ===
=== مصیبت ===
پس از وفات یک انسان، ابتدا، [[تشییع جنازه]] با حضور مردم انجام می‌شد. سپس از شب وفات به مدت هفت شب قرآن‌خوانی با صرف شام برگزار بود. غالباً قرآن‌خوانی در شب‌های جمعه تا [[اربعین]] ادامه می‌یافت. روز سوم یا هفتم مجلس بزرگ ختم در [[مسجد]] به صرف ناهار برگزار می‌گردید. دعوت از خانواده متوفی نیز مرسوم بود. مجالس عزای شهادت [[امام حسین]] در ماه [[محرم]] برگزار می‌شد. مراسم دلده‌پزی روز [[عاشورا]]، [[اربعین]] و سوری‌صفر یا دیگ بی‌بی نیز از جمله مراسم‌های دینی و قدیمی [[شیعیان]] افغانستان است. مراسم ماه صفرغالباً با حضور زنان در ماه صفر برگزار می‌شد. زنان غالباً با دلده یا [[حلوای سرخ]] پذیرایی می‌شدند. مراسم [[افطاری]] در ماه مبارک [[رمضان]] نیز مرسوم بود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۳۴۳.</ref>
پس از وفات یک انسان، ابتدا، [[تشییع جنازه]] با حضور مردم انجام می‌شد. سپس از شب وفات به مدت هفت شب قرآن‌خوانی با صرف شام برگزار بود. غالباً قرآن‌خوانی در شب‌های جمعه تا [[اربعین]] ادامه می‌یافت. روز سوم یا هفتم مجلس بزرگ ختم در [[مسجد]] به صرف ناهار برگزار می‌گردید. دعوت از خانواده متوفی نیز مرسوم بود. مجالس عزای شهادت [[امام حسین]] در ماه [[محرم]] برگزار می‌شد. مراسم دلده‌پزی روز [[عاشورا]]، [[اربعین]] و سوری‌صفر یا دیگ بی‌بی نیز از جمله مراسم‌های دینی و قدیمی [[شیعیان]] افغانستان است. مراسم ماه صفرغالباً با حضور زنان در ماه صفر برگزار می‌شد. زنان غالباً با دلده یا [[حلوای سرخ]] پذیرایی می‌شدند. مراسم [[افطاری]] در ماه مبارک [[رمضان]] نیز مرسوم بود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص343.</ref>


== امثال و حکم ==
== امثال و حکم ==
خط ۱۰۷: خط ۱۰۵:
* از باران گَه صبا و مهمان دم بیگاه بترسید.
* از باران گَه صبا و مهمان دم بیگاه بترسید.
* باران گَه صبا و مهمان ناوقت، اِیلَه کَدَنِی (رهاکردنی) نیست. یا: برف صبایی و مهمان بیگه‌ای ماندنیست.
* باران گَه صبا و مهمان ناوقت، اِیلَه کَدَنِی (رهاکردنی) نیست. یا: برف صبایی و مهمان بیگه‌ای ماندنیست.
* خدا از باران سحری و مهمان ناوخت (ناوخت) نجات بدهد.
* خدا از باران سحری و مهمان ناوخت (ناوقت) نجات بدهد.
* مهمان از مهمان خوشوش نمی‌آیه صاحب خانه از هر دو.
* مهمان از مهمان خوشوش نمی‌آیه صاحب خانه از هر دو.
* شب رُوی مهمان را ببین، روز پشت مهمان را: یعنی مهمانی که شب آمد روز می‌رود.
* شب رُوی مهمان را ببین، روز پشت مهمان را: یعنی مهمانی که شب آمد روز می‌رود.
* مسجد گرم، مهمان آسوده: اگر مسجد گرم باشد، مهمان و مسافر به‌راحتی مسجد را ترک نمی‌کنند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۵۳۱.</ref>
* مسجد گرم، مهمان آسوده: اگر مسجد گرم باشد، مهمان و مسافر به‌راحتی مسجد را ترک نمی‌کنند.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص531.</ref>


== باورها در مورد مهمان‌داری ==
== باورها در مورد مهمان داری ==
در مناطق روستایی افغانستان در ارتباط با مهمان باورهایی وجود دارد از جمله:
در مناطق روستایی افغانستان در ارتباط با مهمان باورهایی وجود دارد از جمله:
* اگر بچه خم‌شده و از وسط پاهای خود به عقب نگاه کند، به باور مردم، مسافر و مهمان می‌آمد.
* اگر بچه خم‌شده و از وسط پاهای خود به عقب نگاه کند، به باور مردم، مسافر و مهمان می‌آمد.
* اگر چوبک چای در داخل چای‌خوری (لیوان) ایستاده می‌شد، به باور مردم مهمان می‌آمد. اگر چوبک کم‌کم به حالت خوابیده درمی‌آمد، برای مردم این باور را داشت که آن مهمان، شب در خانه میزبان می‌خوابید.
* اگر چوبک چای در داخل چای‌خوری (لیوان) ایستاده می‌شد، به باور مردم مهمان می‌آمد. اگر چوبک کم‌کم به حالت خوابیده درمی‌آمد، برای مردم این باور را داشت که آن مهمان، شب در خانه میزبان می‌خوابید.
* اگر یک ظرف فراموش می‌شد و ناشسته می‌ماند، می‌گفتند مهمان روی‌ناشسته می‌آید یا معتقد بودند اگر پشک (گربه) رویش را بشوید، مهمان می‌آید.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۴۶۹.</ref>
* اگر یک ظرف فراموش می‌شد و ناشسته می‌ماند، می‌گفتند مهمان روی‌ناشسته می‌آید یا معتقد بودند اگر پشک (گربه) رویش را بشوید، مهمان می‌آید.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، 1401ش، ج2، ص469.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۱۲۴: خط ۱۲۲:
{{آغاز منابع}}
{{آغاز منابع}}
* دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، تهران، دانشگاهٔ تهران، ۱۳۷۷ش.
* دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، تهران، دانشگاهٔ تهران، ۱۳۷۷ش.
* رهیاب (بلخی)، سیدحسین، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، قم، صبح امید دانش، ۱۴۰۱ش.
* رهیاب (بلخی)، سیدحسین، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، قم، صبح امید دانش، ۱۴۰۱ش.
* فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، تهران، پارمیس، ۱۳۹۹ش.
* فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، تهران، پارمیس، ۱۳۹۹ش.
* معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۸ش.
* معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۸ش.
* نجفی، ابوالحسن، فرهنگ فارسی عامیانه، تهران، نیلوفر، ۱۳۸۷ش.
* نجفی، ابوالحسن، فرهنگ فارسی عامیانه، تهران، نیلوفر، ۱۳۸۷ش.
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
<!--
<!--