بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{درشت|'''جسی برنارد؛'''}} جامعهشناس، نویسنده، فمینیست و استاد دانشگاه واشینگتن. | {{درشت|'''جسی برنارد؛'''}} جامعهشناس، نویسنده، فمینیست و استاد دانشگاه واشینگتن. | ||
جسی برنارد، جامعهشناس فمینیست آمریکایی و از پیشگامان مطالعات جنسیت در | جسی برنارد، جامعهشناس فمینیست آمریکایی و از پیشگامان مطالعات جنسیت در [[جامعهشناسی]]، با آثار پرشماری به بررسی [[نهاد خانواده]] و تجربهٔ زنان پرداخت. او با طرح نظریه «دو ازدواج در یک پیوند»، نابرابری ذاتی در ازدواج سنتی را تحلیل و استدلال کرد که این نهاد بهطور سیستماتیک به نفع [[مرد|مردان]] و به زیان [[زن|زنان]] عمل میکند. کتابهای مانند آیندهٔ ازدواج و دنیای زنان از آثار مهم او هستند که پایههای نظری [[جامعهشناسی فمینیستی]] شد. اما منتقدانی مانند مگی گالگر در نقد دیدگاه برنارد استدلال میکنند که مقایسهٔ زنان متأهل و مجرد نادرست است و پژوهشهای جدید نشان میدهند [[ازدواج]] میتواند برای سلامت روان زنان، فرصتهای بهتر آموزشی و اقتصادی و کاهش [[خشونت]]، مفید باشد. | ||
== زندگینامه == | == زندگینامه == | ||
جسی برنارد در ۱۹۰۳م در مینیاپولیس در خانوادهای یهودی-رومانیایی متولد شد. پدرش که ابتدا فروشندهٔ لبنیات بود، بهتدریج به کارآفرینی و سپس کارگزاری املاک تبدیل شد. وی بر خلاف خواست والدین که تحصیل در مدرسه تجارت را ترجیح میدادند، در ۱۹۲۰م برای تحصیل علوم اجتماعی به دانشگاه مینهسوتا رفت.<ref>Ware, Susan and Braukman, Lorraine S, 2004. p.51-52</ref> برنارد در دانشگاه، زیر نظر اساتیدی چون سوروکین و لوتر لی برنارد جامعهشناسی آموخت. پس از چهار سال دستیاری، در ۱۹۲۵م با لوتر لی برنارد که ۲۳ سال بزرگتر و غیریهودی بود، ازدواجی بحثبرانگیز کرد. در ۱۹۳۶م به دنبال استقلال حرفهای، برای چهار سال از همسرش جدا شد، اما در ۱۹۴۰م آشتی کردند. لوتر در ۱۹۴۱م درگذشت و برنارد فرزندانش را به تنهایی بزرگ کرد. او که تا پایان عمر بهعنوان جامعهشناس و فمینیست اثرگذار فعالیت کرد، در اکتبر ۱۹۹۶م در واشینگتن درگذشت.<ref>Ware, Susan and Braukman, Lorraine S, 2004. p.51-52</ref> | جسی برنارد در ۱۹۰۳م در مینیاپولیس در [[خانواده|خانوادهای]] یهودی-رومانیایی متولد شد. پدرش که ابتدا فروشندهٔ لبنیات بود، بهتدریج به کارآفرینی و سپس کارگزاری املاک تبدیل شد. وی بر خلاف خواست [[والدین]] که تحصیل در [[مدرسه]] تجارت را ترجیح میدادند، در ۱۹۲۰م برای تحصیل [[علوم اجتماعی]] به دانشگاه مینهسوتا رفت.<ref>Ware, Susan and Braukman, Lorraine S, 2004. p.51-52</ref> برنارد در دانشگاه، زیر نظر اساتیدی چون سوروکین و لوتر لی برنارد جامعهشناسی آموخت. پس از چهار سال دستیاری، در ۱۹۲۵م با لوتر لی برنارد که ۲۳ سال بزرگتر و غیریهودی بود، ازدواجی بحثبرانگیز کرد. در ۱۹۳۶م به دنبال استقلال حرفهای، برای چهار سال از همسرش جدا شد، اما در ۱۹۴۰م آشتی کردند. لوتر در ۱۹۴۱م درگذشت و برنارد فرزندانش را به تنهایی بزرگ کرد. او که تا پایان عمر بهعنوان جامعهشناس و [[فمینیست]] اثرگذار فعالیت کرد، در اکتبر ۱۹۹۶م در واشینگتن درگذشت.<ref>Ware, Susan and Braukman, Lorraine S, 2004. p.51-52</ref> | ||
== دیدگاههای جسی برنارد == | == دیدگاههای جسی برنارد == | ||
جسی برنارد نخستین جامعهشناسی بود که مسئله جنسیت در خانواده را بهعنوان موضوعی جامعهشناختی وارد حوزه مطالعاتی کرد. در کتاب آینده زناشویی (۱۹۸۲م) نهاد ازدواج را در جامعهٔ آمریکایی مورد تحلیل قرار داد و نشان داد که با وجود تصور عمومی از ازدواج بهعنوان یک همزیستی برابر، این نهاد برای زنان و مردان تجربهای اساساً نابرابر ایجاد میکند.<ref>ریتزر، نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، 1374ش، ص260-290.</ref> | جسی برنارد نخستین جامعهشناسی بود که مسئله [[جنسیت]] در خانواده را بهعنوان موضوعی جامعهشناختی وارد حوزه مطالعاتی کرد. در کتاب آینده زناشویی (۱۹۸۲م) نهاد ازدواج را در جامعهٔ آمریکایی مورد تحلیل قرار داد و نشان داد که با وجود تصور عمومی از ازدواج بهعنوان یک همزیستی برابر، این نهاد برای زنان و مردان تجربهای اساساً نابرابر ایجاد میکند.<ref>ریتزر، نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، 1374ش، ص260-290.</ref> | ||
برنارد با طرح مفهوم «دو ازدواج در یک پیوند»، استدلال کرد که هر ازدواج در واقع شامل دو واقعیت مجزاست: ازدواج مرد که با دستیابی به اقتدار، استقلال و دریافت خدمات عاطفی، خانگی و جنسی همراه است، و ازدواج زن که با بیقدرتی، وابستگی، الزام به ارائه خدمات و از دست دادن موقعیت مستقل پیشین همراه است. او نتیجه میگیرد که ساختار سنتی ازدواج به نفع مردان و به زیان زنان عمل میکند.<ref>ریتزر، نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، 1374ش، ص260-290.</ref> | برنارد با طرح مفهوم «دو ازدواج در یک پیوند»، استدلال کرد که هر ازدواج در واقع شامل دو واقعیت مجزاست: ازدواج مرد که با دستیابی به اقتدار، استقلال و دریافت خدمات عاطفی، خانگی و جنسی همراه است، و ازدواج زن که با بیقدرتی، وابستگی، الزام به ارائه خدمات و از دست دادن موقعیت مستقل پیشین همراه است. او نتیجه میگیرد که ساختار سنتی ازدواج به نفع مردان و به زیان زنان عمل میکند.<ref>ریتزر، نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، 1374ش، ص260-290.</ref> | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
== انتقادات بر دیدگاههای جسی برنارد == | == انتقادات بر دیدگاههای جسی برنارد == | ||
در مقابل دیدگاه جسی برنارد، منتقدانی همچون مگی گالگر استدلال میکنند که مقایسه وضعیت زنان متأهل با زنان مجرد، مقایسهای نابجا و مشابه مقایسه سیب و پرتقال | در مقابل دیدگاه جسی برنارد، منتقدانی همچون مگی گالگر استدلال میکنند که مقایسه وضعیت زنان متأهل با زنان مجرد، مقایسهای نابجا و مشابه مقایسه سیب و پرتقال است؛ زیرا این دو گروه اساساً در شرایط و بافتهای اجتماعی متفاوتی قرار دارند. گالگر با استناد به پژوهشهای متاخر اشاره میکند که ازدواج میتواند موجب افزایش شادابی و کاهش افسردگی در زنان شود.<ref>Gallagher, Maggie, 2003. “The Case for Marriage”, Weekly Reporty. p 165.</ref> پشتوانه این ادعا، مطالعات گستردهای مانند پژوهشهای دانشگاه پنسیلوانیا است که نشان میدهد افراد متأهل، صرفنظر از نژاد، سطح تحصیلات یا درآمد، از [[سلامت جسمی]] و روانی بالاتری برخوردارند. این مزایا شامل [[امید به زندگی]] بیشتر، [[رفاه]] روانی افزونتر، [[احساس خوشبختی]]، فرصتهای بهتر آموزشی و اقتصادی، کاهش [[خشونت فیزیکی|خشونتهای فیزیکی]] و [[خشونت جنسی|جنسی]]، کاهش فقر و ناهنجاریهای اجتماعی و همچنین کاهش سطح [[اضطراب]] و تنشهای روحی میشود.<ref>Cf.Hughes, Elizabeth, 1999. “At Riskon the cups of oldage: Living Arrangement and Functional Status Among Black and White” University press Journal of Gerontology.</ref> | ||
== افتخارات == | == افتخارات == | ||