رضا عسکری (بحث | مشارکت‌ها)
ابرابزار
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:


== زندگی‌نامه ==
== زندگی‌نامه ==
جولیت میچل در ۱۹۴۰م در کرایست چرچ نیوزلند به دنیا آمد و سپس در سال ۱۹۴۴م به انگلستان نزد پدربزرگ و مادربزرگش نقل مکان کرد. میچل در کالج سنت آن، آکسفورد تحصیل و در همان مرکز در ۱۹۶۲م مدرک زبان انگلیسی را دریافت کرد.<ref>[https://web.archive.org/web/20160223173218/http://www.alanmacfarlane.com/DO/filmshow/mitchell1tx_off.htm "Juliet Mitchell interviewed by Alan Macfarlane 6th May 2008". Alanmacfarlane.com. 6 May 2008.]</ref> او از ۱۹۶۲م تا ۱۹۷۰م در دانشگاه لیدز و دانشگاه ریدینگ به تدریس ادبیات انگلیسی پرداخت. در طول دههٔ ۱۹۶۰م میچل در سیاست چپ فعال بود و در کمیتهٔ تحریریهٔ مجلهٔ «New Left Review» فعال بود.<ref>Benewick, Robert; Green, Philip (1998). "Juliet Mitchell 1940–". ''The Routledge dictionary of twentieth-century political thinkers''.</ref><ref group="دیدگاه">برخی از منابع، وقتی متن رفرنس را جستجو می‌کنم، ویکی‌پدیا را می‌آورد. چرا؟ منبعی که مقاله است باید حتماً لینک بخورد به جایی که منبع وجود دارد. ظاهراً شما اطلاعات رفرنس و منبع را از ویکی‌پدیا کپی کرده‌اید و به منبع مراجعه نداشته‌اید. در این صورت مطلب قابل پذیرش نیست</ref>
 
=== تولد و پیشینه خانوادگی ===
جولیت میچل در سال ۱۹۴۰م در کرایست‌چرچ، نیوزلند زاده شد. تولد او در این منطقه تصادفی بود؛ چرا که مادرش، علیرغم نگرانی از گسترش جنگ جهانی دوم، موفق به انصراف از یک بورسیه پژوهشی در آنجا نشده بود. دوران اقامت کوتاه آنان در نیوزلند در محله‌ای گذشت که به عنوان پناهگاهی برای روشنفکران یهودی اروپایی (مانند کارل پوپر) شناخته می‌شد. در ۱۹۴۴م و در اوج جنگ، مادرش که از این محیط ایزوله ناخرسند بود، با خطرات فراوان و طی سفر دریایی پرمخاطره‌ای، میچلِ چهارساله را به انگلستان بازگرداند و از آن پس زندگی او در این کشور جریان یافت.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روانشناسی هاشملو.]</ref>
 
=== تحصیلات ===
میچل از پیشگامان تأسیس رشته دانشگاهی «مطالعات زنان» در بریتانیا محسوب می‌شود. او این رشته را از سال ۱۹۶۸ در «ضد دانشگاه لندن» پایه‌گذاری و تدریس کرد. وی مدتی عضو هیئت علمی بخش جغرافیای انسانی دانشگاه کمبریج و بنیان‌گذار مرکز مطالعات جنسیتی در همان دانشگاه بود.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روانشناسی هاشملو.]</ref>
 
== مسیر حرفه‌ای و دانشگاهی ==
میچل از دهه ۱۹۷۰ به‌عنوان روانکاو آموزش دید و به‌صورت تمام‌وقت در لندن و سپس کمبریج به این حرفه مشغول شد. او از  ۱۹۹۶م فعالیت آکادمیک را به‌صورت رسمی با پستی در دانشگاه کمبریج درهم آمیخت و تا زمان بازنشستگی در  ۲۰۰۸م استاد روانکاوی و مطالعات زنان در کالج جیسز دانشگاه کمبریج بود. وی پس از بازنشستگی، تا ۲۰۱۰م مدیریت واحد دکترای دانشکدۀ روانکاوی در کالج دانشگاهی لندن (UCL) را بر عهده داشت و هماکنون به‌عنوان دانشیار پژوهشی در همان واحد به فعالیت ادامه می‌دهد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روانشناسی هاشملو.]</ref>


== دیدگاه‌های جولیت میچل ==
== دیدگاه‌های جولیت میچل ==
جولیت میچل در کتاب جایگاه طبقاتی زن (۱۹۷۱م) و دیگر آثارش، کوشید فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی پیوند زند. وی برخلاف برخی رهیافت‌های تک‌بعدی، پدرسالاری را نظامی دوگانه می‌دانست که ریشه‌های آن نه تنها در کنترل اقتصادی مردان بر کار زنان، بلکه در ابعاد روان‌کاوانه و فرهنگی نیز نهفته است.<ref>اکلشال، مقدمه‌ای بر ایدئولوژیهای سیاسی، 1385ش، ص376.</ref> به باور میچل، پدرسالاری از طریق ساخت نقش‌های جنسیتی در خانواده، ارزش‌گذاری برتر بر نقش مردانه و شرطی‌سازی زنان برای پذیرش انقیاد،<ref group="دیدگاه">تعبیر فارسی و روانی بیاورید</ref> عامل فرودستی تاریخی آنان بوده است.<ref>گَرِت، جامعه‌شناسی جنسیت، 1396ش، ص75.</ref>
جولیت میچل در کتاب جایگاه طبقاتی زن (۱۹۷۱م) و دیگر آثارش، کوشید فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی پیوند زند. وی برخلاف برخی رهیافت‌های تک‌بعدی، پدرسالاری را نظامی دوگانه می‌دانست که ریشه‌های آن نه تنها در کنترل اقتصادی مردان بر کار زنان، بلکه در ابعاد روان‌کاوانه و فرهنگی نیز نهفته است.<ref>اکلشال، مقدمه‌ای بر ایدئولوژیهای سیاسی، 1385ش، ص376.</ref> به باور میچل، پدرسالاری از طریق ساخت نقش‌های جنسیتی در خانواده، ارزش‌گذاری برتر بر نقش مردانه و شرطی‌سازی زنان برای پذیرش انقیاد،<ref group="دیدگاه">تعبیر فارسی و روانی بیاورید</ref> عامل فرودستی تاریخی آنان بوده است.<ref>گَرِت، جامعه‌شناسی جنسیت، 1396ش، ص75.</ref>


میچل با رد تبیین صرفاً زیستیِ پدرسالاری، آن را ساختاری اجتماعی و قابل تغییر تحلیل کرد. او خانواده را کانونی می‌دید که چهار کارکرد تولید، بازتولید، ویژگی جنسی و جامعه‌پذیری را در هم می‌آمیزد. از نگاه وی اگرچه جنبهٔ اقتصادی پدرسالاری با تغییر شیوهٔ تولید قابل دگرگونی است، اما ابعاد جامعه‌زیستی و ایدئولوژیک آن تنها از طریق بازنویسی سناریوی جنسی-روانی زنان و مردان و یک انقلاب روانی-فرهنگی امکان‌پذیر است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص58.</ref> از این‌رو، او ضرورت همکاری میان مارکسیست‌های انقلابی و روان‌کاوان فرویدی را برای رهایی نهایی زنان مطرح می‌ساخت.<ref>michell, juliet. 1974. psychoanalyysis and femenism. new york: vintage books.</ref>
میچل با رد تبیین صرفاً زیستیِ پدرسالاری، آن را ساختاری اجتماعی و قابل تغییر تحلیل کرد. او خانواده را کانونی می‌دید که چهار کارکرد تولید، بازتولید، ویژگی جنسی و جامعه‌پذیری را در هم می‌آمیزد. از نگاه وی اگرچه جنبهٔ اقتصادی پدرسالاری با تغییر شیوهٔ تولید قابل دگرگونی است، اما ابعاد جامعه‌زیستی و ایدئولوژیک آن تنها از طریق بازنویسی سناریوی جنسی-روانی زنان و مردان و یک انقلاب روانی-فرهنگی امکان‌پذیر است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص58.</ref> از این‌رو، او ضرورت همکاری میان مارکسیست‌های انقلابی و روان‌کاوان فرویدی را برای رهایی نهایی زنان مطرح می‌ساخت.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روانشناسی هاشملو.]</ref>


میچل در کتاب روان‌کاوی و فمینیسم با خوانشی فمینیستی از فروید، بر پایهٔ تفسیرهای ژاک لاکان، کوشید نظریهٔ روان‌کاوی را از قید تبیین‌های صرفاً زیست‌شناختی رها کرده و به نظریه‌ای دربارهٔ ساخت شخصیتی انسان جنس‌دار تبدیل کند.<ref>هام و گمبل، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، 1382ش، ص282.</ref> او همچنین با تحلیل ساختاری خانواده، استدلال کرد که تابوی زنای با محارم در جامعهٔ معاصر غیرضروری است و غلبه بر عقده اودیپ می‌تواند نشان دهد که مردسالاری از نظر اجتماعی نیز ضرورتی ندارد.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص276؛ آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref>
میچل در کتاب روان‌کاوی و فمینیسم با خوانشی فمینیستی از فروید، بر پایهٔ تفسیرهای ژاک لاکان، کوشید نظریهٔ روان‌کاوی را از قید تبیین‌های صرفاً زیست‌شناختی رها کرده و به نظریه‌ای دربارهٔ ساخت شخصیتی انسان جنس‌دار تبدیل کند.<ref>هام و گمبل، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، 1382ش، ص282.</ref> او همچنین با تحلیل ساختاری خانواده، استدلال کرد که تابوی زنای با محارم در جامعهٔ معاصر غیرضروری است و غلبه بر عقده اودیپ می‌تواند نشان دهد که مردسالاری از نظر اجتماعی نیز ضرورتی ندارد.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص276؛ آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref>
خط ۱۸: خط ۲۶:
دیدگاه میچل، به‌ویژه تلفیق فمینیسم رادیکال با مارکسیسم و روان‌کاوی، با نقدهایی مواجه شده است. از یک سو، فمینیسم سوسیال که آمیزه‌ای از فمینیسم رادیکال و مارکسیستی شمرده می‌شود، از این انتقاد برخوردار است که مسئله زنان را به مسئله کارگران تقلیل می‌دهد و چارچوب تحلیلی مارکسیسم را بی‌چون‌وچرا می‌پذیرد. از سوی دیگر، تأکید افراطی میچل بر پویایی درونی روان به‌عنوان منشأ ستم و غفلت نسبی از نوسانات و ساختارهای بیرونی جامعه مورد انتقاد قرار گرفته است.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص255.</ref>
دیدگاه میچل، به‌ویژه تلفیق فمینیسم رادیکال با مارکسیسم و روان‌کاوی، با نقدهایی مواجه شده است. از یک سو، فمینیسم سوسیال که آمیزه‌ای از فمینیسم رادیکال و مارکسیستی شمرده می‌شود، از این انتقاد برخوردار است که مسئله زنان را به مسئله کارگران تقلیل می‌دهد و چارچوب تحلیلی مارکسیسم را بی‌چون‌وچرا می‌پذیرد. از سوی دیگر، تأکید افراطی میچل بر پویایی درونی روان به‌عنوان منشأ ستم و غفلت نسبی از نوسانات و ساختارهای بیرونی جامعه مورد انتقاد قرار گرفته است.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص255.</ref>


همچنین، پیشنهاد او برای پدر و مادری اشتراکی به عنوان راه‌حلی برای تغییر ساختارهای جنسیتی، از جانب برخی منتقدان (مانند شری اورتنر) کافی دانسته نمی‌شود و حتی این نگرانی مطرح شده که ممکن است به تشدید ستم بر زنان بینجامد. به نظر محققان رویکرد ترکیبی میچل اگرچه در زمان خود پیشروانه بود، اما به‌دلیل پیچیدگی و بعضاً کلی‌گویی در راهکارهای عملی، با چالش‌های نظری و عملی قابل توجهی روبه‌رو است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص59،</ref><ref group="دیدگاه">فهرست آثار چرا نیامده است/</ref>
همچنین، پیشنهاد او برای پدر و مادری اشتراکی به عنوان راه‌حلی برای تغییر ساختارهای جنسیتی، از جانب برخی منتقدان (مانند شری اورتنر) کافی دانسته نمی‌شود و حتی این نگرانی مطرح شده که ممکن است به تشدید ستم بر زنان بینجامد. به نظر محققان رویکرد ترکیبی میچل اگرچه در زمان خود پیشروانه بود، اما به‌دلیل پیچیدگی و بعضاً کلی‌گویی در راهکارهای عملی، با چالش‌های نظری و عملی قابل توجهی روبه‌رو است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص59،</ref>
 
== آثار ==
میچل با انتشار کتاب «موقعیت زنان» (Woman's Estate) در  ۱۹۷۱م، که از متون درسی پایه‌گذار این رشته در بریتانیا شد، فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی پیوند زد. او ویراستاری سه مجموعه مقالۀ تأثیرگذار با عناوین «فمینیسم چیست؟ (1986م)، «رویکردهای درست و نادرست زنان» (1986م) و «چه کسی از فمینیسم می‌ترسد؟» (1997م) را نیز بر عهده داشته است. از دیگر آثار مهم او در حوزۀ روانکاوی، می‌توان به «جنسیت زنانه: ژاک لکان و مکتب فرویدی» (1982م) و «مدوساها و مردان دیوانه: بازپس‌گیری هیستری» (2000م) اشاره کرد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روانشناسی هاشملو.]</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۲۹: خط ۴۰:
* تانگ، رزماری، «نقد و نظر: نظریه‌های فمینیستی»، ترجمهٔ منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش.
* تانگ، رزماری، «نقد و نظر: نظریه‌های فمینیستی»، ترجمهٔ منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش.
* گَرِت، استفانی، جامعه‌شناسی جنسیت، کتایون بقایی، تهران، نی، ۱۳۹۶ش.
* گَرِت، استفانی، جامعه‌شناسی جنسیت، کتایون بقایی، تهران، نی، ۱۳۹۶ش.
* هاشملو، جعفر، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روانشناسی هاشملو، تاریخ درج مطلب: 15 دی 1401ش.
* هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، ترجمهٔ فیروزه مهاجر، نوشین احمدی خراسانی، فرخ قره‌داغی، تهران، توسعه، ۱۳۸۲ش.
* هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، ترجمهٔ فیروزه مهاجر، نوشین احمدی خراسانی، فرخ قره‌داغی، تهران، توسعه، ۱۳۸۲ش.
{{آغاز چپ‌چین}}
{{آغاز چپ‌چین}}