بدون خلاصۀ ویرایش
رضا عسکری (بحث | مشارکت‌ها)
ابرابزار
 
خط ۱: خط ۱:
{{درشت|'''جسی برنارد؛'''}} جامعه‌شناس فمینیست در دانشگاه واشینگتن.
{{درشت|'''جسی برنارد؛'''}} جامعه‌شناس فمینیست در دانشگاه واشینگتن.


جسی برنارد، جامعه‌شناس فمینیست آمریکایی و از پیشگامان [[مطالعات جنسیت در جامعه‌شناسی]]، با آثار پرشماری به بررسی [[نهاد خانواده]] و تجربهٔ زنان پرداخت. او با طرح نظریۀ «دو ازدواج در یک پیوند»، نابرابری ذاتی در ازدواج سنتی را تحلیل و استدلال کرد که این نهاد به‌طور سیستماتیک به نفع [[مرد|مردان]] و به زیان [[زن|زنان]] عمل می‌کند. کتاب‌های آیندهٔ ازدواج و دنیای زنان از آثار مهم او هستند که پایه‌های نظری [[جامعه‌شناسی فمینیستی]] را پدید آوردند. منتقدان جسی برنارد، مقایسهٔ زنان متأهل و مجرد را نادرست می‌دانند و به نتایج برخی پژوهش‌ها استناد می‌کنند که [[ازدواج]] را موجب سلامت روان زنان و زمینه‌ساز فرصت‌های بهتر آموزشی و اقتصادی و کاهش [[خشونت]] دانسته‌اند.
جسی برنارد، جامعه‌شناس فمینیست آمریکایی و از پیشگامان [[مطالعات جنسیت در جامعه‌شناسی]]، با آثار پرشماری به بررسی [[نهاد خانواده]] و تجربهٔ زنان پرداخت. او با طرح نظریهٔ «دو ازدواج در یک پیوند»، نابرابری ذاتی در ازدواج سنتی را تحلیل و استدلال کرد که این نهاد به‌طور سیستماتیک به نفع [[مرد|مردان]] و به زیان [[زن|زنان]] عمل می‌کند. کتاب‌های آیندهٔ ازدواج و دنیای زنان از آثار مهم او هستند که پایه‌های نظری [[جامعه‌شناسی فمینیستی]] را پدیدآوردند. منتقدان جسی برنارد، مقایسهٔ زنان متأهل و مجرد را نادرست می‌دانند و به نتایج برخی پژوهش‌ها استناد می‌کنند که [[ازدواج]] را موجب سلامت روان زنان و زمینه‌ساز فرصت‌های بهتر آموزشی و اقتصادی و کاهش [[خشونت]] دانسته‌اند.


== زندگی‌نامه ==
== زندگی‌نامه ==
خط ۹: خط ۹:
جسی برنارد در چارچوب فکری [[موج دوم فمینیسم]]، نخستین جامعه‌شناسی بود که مسئله [[جنسیت]] در [[خانواده]] را به‌عنوان موضوعی جامعه‌شناختی بررسی کرد. در کتاب آینده زناشویی (۱۹۸۲م) نهاد [[ازدواج]] را در جامعهٔ آمریکایی مورد تحلیل قرار داد و نشان داد که با وجود تصور عمومی از ازدواج به‌عنوان یک همزیستی برابر، این نهاد برای زنان و مردان تجربه‌ای اساساً نابرابر ایجاد می‌کند.<ref>ریتزر، نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، 1374ش، ص260-290.</ref> برنارد با طرح مفهوم «دو ازدواج در یک پیوند»، استدلال کرد که هر ازدواج در واقع شامل دو واقعیت مجزا است: ازدواج مرد که با دستیابی به اقتدار، استقلال و دریافت خدمات عاطفی، خانگی و جنسی همراه است، و ازدواج زن که با بی‌قدرتی، وابستگی، الزام به ارائه خدمات و از دست دادن موقعیت مستقل پیشین همراه است. او نتیجه می‌گیرد که ساختار سنتی ازدواج به نفع مردان و به زیان زنان عمل می‌کند.<ref>ریتزر، نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، 1374ش، ص260-290.</ref>
جسی برنارد در چارچوب فکری [[موج دوم فمینیسم]]، نخستین جامعه‌شناسی بود که مسئله [[جنسیت]] در [[خانواده]] را به‌عنوان موضوعی جامعه‌شناختی بررسی کرد. در کتاب آینده زناشویی (۱۹۸۲م) نهاد [[ازدواج]] را در جامعهٔ آمریکایی مورد تحلیل قرار داد و نشان داد که با وجود تصور عمومی از ازدواج به‌عنوان یک همزیستی برابر، این نهاد برای زنان و مردان تجربه‌ای اساساً نابرابر ایجاد می‌کند.<ref>ریتزر، نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، 1374ش، ص260-290.</ref> برنارد با طرح مفهوم «دو ازدواج در یک پیوند»، استدلال کرد که هر ازدواج در واقع شامل دو واقعیت مجزا است: ازدواج مرد که با دستیابی به اقتدار، استقلال و دریافت خدمات عاطفی، خانگی و جنسی همراه است، و ازدواج زن که با بی‌قدرتی، وابستگی، الزام به ارائه خدمات و از دست دادن موقعیت مستقل پیشین همراه است. او نتیجه می‌گیرد که ساختار سنتی ازدواج به نفع مردان و به زیان زنان عمل می‌کند.<ref>ریتزر، نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، 1374ش، ص260-290.</ref>


در کتاب دنیای زنان (۱۹۷۲م)، برنارد فرضیۀ افسردگی بیشتر زنان متأهل را مطرح ساخت و با ارائه داده‌های تجربی نشان داد که اگرچه زنان متأهل اغلب خود را شاد گزارش می‌دهند، اما سطوح پایین‌تری از رفاه روانی را نسبت به مردان متأهل و حتی زنان مجرد تجربه می‌کنند. به باور او، این شادمانی وانمودی، ناشی از فشارهای اجتماعی و نابرابری ساختاری در ازدواج‌های سنتی است.<ref>Ware, "Notable American Women: A Biographical Dictionary Completing the Twentieth Century", 2004, p52</ref>
در کتاب دنیای زنان (۱۹۷۲م)، برنارد فرضیهٔ افسردگی بیشتر زنان متأهل را مطرح ساخت و با ارائه داده‌های تجربی نشان داد که اگرچه زنان متأهل اغلب خود را شاد گزارش می‌دهند، اما سطوح پایین‌تری از رفاه روانی را نسبت به مردان متأهل و حتی زنان مجرد تجربه می‌کنند. به باور او، این شادمانی وانمودی، ناشی از فشارهای اجتماعی و نابرابری ساختاری در ازدواج‌های سنتی است.<ref>Ware, "Notable American Women: A Biographical Dictionary Completing the Twentieth Century", 2004, p52</ref>


=== دیدگاه‌های منتقدان ===
=== دیدگاه‌های منتقدان ===
در مقابل دیدگاه جسی برنارد، منتقدانی همچون مگی گالاگر استدلال می‌کنند که مقایسه وضعیت زنان متأهل با زنان مجرد، مقایسه‌ای نابجا و مشابه مقایسه [[سیب]] و [[پرتقال]] است؛ زیرا این دو گروه اساساً در شرایط و بافت‌های اجتماعی متفاوتی قرار دارند. گالاگر با استناد به پژوهش‌های متاخر اشاره می‌کند که ازدواج می‌تواند موجب افزایش [[شادابی]] و کاهش [[افسردگی]] در [[زنان]] شود.<ref>Gallagher, Maggie, 2003. “The Case for Marriage”, Weekly Reporty. p 165.</ref> پشتوانه این ادعا، مطالعات گسترده‌ای مانند پژوهش‌های دانشگاه پنسیلوانیا است که نشان می‌دهد افراد متأهل، صرف‌نظر از [[نژاد]]، سطح تحصیلات یا [[درآمد]]، از [[سلامت جسمی]] و [[سلامت روانی|روانی]] بالاتری برخوردارند. این مزایا شامل [[امید به زندگی]] بیشتر، رفاه روانی افزون‌تر، [[احساس خوشبختی]]، فرصت‌های بهتر آموزشی و اقتصادی، کاهش [[خشونت‌ فیزیکی|خشونت‌های فیزیکی]] و [[خشونت جنسی|جنسی]]، کاهش [[فقر]] و ناهنجاری‌های اجتماعی و همچنین کاهش سطح [[اضطراب]] و تنش‌های روانی می‌شود.<ref>Cf.Hughes, Elizabeth, 1999. “At Riskon the cups of oldage: Living Arrangement and Functional Status Among Black and White” University press Journal of Gerontology.</ref>
در مقابل دیدگاه جسی برنارد، منتقدانی همچون مگی گالاگر استدلال می‌کنند که مقایسه وضعیت زنان متأهل با زنان مجرد، مقایسه‌ای نابجا و مشابه مقایسه [[سیب]] و [[پرتقال]] است؛ زیرا این دو گروه اساساً در شرایط و بافت‌های اجتماعی متفاوتی قرار دارند. گالاگر با استناد به پژوهش‌های متاخر اشاره می‌کند که ازدواج می‌تواند موجب افزایش [[شادابی]] و کاهش [[افسردگی]] در [[زنان]] شود.<ref>Gallagher, Maggie, 2003. “The Case for Marriage”, Weekly Reporty. p 165.</ref> پشتوانه این ادعا، مطالعات گسترده‌ای مانند پژوهش‌های دانشگاه پنسیلوانیا است که نشان می‌دهد افراد متأهل، صرف‌نظر از [[نژاد]]، سطح تحصیلات یا [[درآمد]]، از [[سلامت جسمی]] و [[سلامت روانی|روانی]] بالاتری برخوردارند. این مزایا شامل [[امید به زندگی]] بیشتر، رفاه روانی افزون‌تر، [[احساس خوشبختی]]، فرصت‌های بهتر آموزشی و اقتصادی، کاهش [[خشونت فیزیکی|خشونت‌های فیزیکی]] و [[خشونت جنسی|جنسی]]، کاهش [[فقر]] و ناهنجاری‌های اجتماعی و همچنین کاهش سطح [[اضطراب]] و تنش‌های روانی می‌شود.<ref>Cf.Hughes, Elizabeth, 1999. “At Riskon the cups of oldage: Living Arrangement and Functional Status Among Black and White” University press Journal of Gerontology.</ref>


== افتخارات ==
== افتخارات ==
خط ۱۹: خط ۱۹:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس پیش‌نویس}}


== منابع ==
== منابع ==