ریشهیابی و معناشناسی
لغوی
واژۀ «خجالت» بدینصورت در عربی بهکار نرفته و بهجای آن، کلمۀ «خَجَل» بهفتح خا و جیم بهکار میرود.[۱] کلمۀ خَجَل، به سستی و ذلت از سر حیا،[۲] تنبلی، تکبر، بیتابی، حیرت، چهره،[۳] شرمساری، شرمندگی، شرمگینشدن، سر افکندگی، رسوایی، کمرویی و از قیل و قالافتادن و سستشدن معنا شده است. خجالت نیز در فارسی به معنای شرم، شرمساری و شرمندگی است. کلمات همخانواده با آن از قبیل خجلت، خجول، خجلان، خجل بهکسر جیم، خجالت دادن، خجالتزدگی، خجالتی یا خجالت آور نیز به همینمفهوم بهکار میروند.[۴]
اصطلاحی
خجالت در اصطلاح، آناحساس منفی و خود آگاهانۀ یکفرد در یکموقعیت از تعاملاجتماعی است که از ادراک تهدید و ارزیابی منفی مخاطبان واقعی یا تصور شده توسط وی ناشی میشود. خجالت زمانی رخ میدهد که فرد احساس کند یکتصویر منفی از وی در مقابل دیگران و در یک اجتماع ساخته شده است.[۵]
خجالت و مفاهیم مشابه
خجالت و حیا
با آن هم نویسندۀ معجم الفروق اللغویه استعمال حیا در مورد خجالت بعد از عمل را یکگسترش معنایی میداند.[۶]
از آنجا که خجالت به صورت مترادف با شرم بهکار رفته است، تفاوتهای آن با حیا نیز همان تفاوت های شرم و حیا خواهد بود.
- خجالت، بهمعنای شرمندگی بعد از ارتکاب عمل ناشایست است؛ اما حیا هردو نوع شرم پس از عمل یا پیش ازآن را شامل میشود.
- خجالت، به پدیدار شدن ناراحتی و تغییرات در چهره منجر میشود؛ اما حیا چهبسا اگر قبل از عمل باشد، این آثار در ظاهر فرد آشکار نشود.[۷]
خجالت و شرم
- از جهت کیفیت: شرم، احساس عمیق است؛ اما خجالت و خجل، آن احساس گذرا، ناگهانی یا دارای أثر موقت است که با نشانههایی همچون سرخشدن چهره آشکار میشود.
- از جهت عام و خاص بودن: شرم شامل وجه مثبت و منفی؛ اما خجالت آنوجه منفی شرم است که با ویژگیهایی همچون اعتماد بهنفس پایین، ناکامی در امور اجتماعی و ناتوانی از حضور در جمع شناخته میشود.
- از جهت زمان: شرم ممکن است قبل یا بعد از عمل شرمآور رخ دهد؛ اما خجالت تنها بعد از انجام عمل ظاهر میشود.
- از جهت عامل: عامل بروز شرم، میتواند بیرونی یا درونی باشد ولی عامل خجالت، تنها بیرونی و دیگران است.
خجالت با شرم برخی هم کار برد آن را یک خطای همگانی بر شمرده است. ص9537 لغت نامه دهخدا ج6.
پانویس
- ↑ دهخدا، علیاکبر، لغتنامۀ دهخدا، ج6، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم ازدورۀ جدید، 1377ش، ص9537.
- ↑ ابن منظور، لسانالعرب، ج4، لبنان، بیروت، دار احیاءالتراث العربی و مؤسسة التناریخ العربی، 1408ق، ص30.
- ↑ العسکری، حسن ابن عبدالله، معجم الفروق اللغویه، قم، انتشارات مؤسسة النشر الإسلامی التابعه لجامعة المدرسین، 1412ق، ص212-213.
- ↑ دهخدا، علیاکبر، لغتنامۀ دهخدا، ج6، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم ازدورۀ جدید، 1377ش، ص9537- 9544؛ معین، محمد، فرهنگ فارسی یکجلدی، تهران، انتشارات معین، 1381ش، ص401؛ سیّاح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوین (ترجمه المنجد لوییس معلوف)، تهران، انتشارات اسلام، 1378ش، ص447. کلمۀ «خجل» وبسایت المعانی، تاریخ بازدید: 26 بهمن 1404ش.
- ↑ محمدی، اسفندیار و دیگران، «شناسایی عوامل مؤثر بر خجالت از برند مصرفکننده»، فصلنامه مدیریت بازرگانی، دوره 13، ش4، 1400ش، ص913-914.
- ↑ العسکری، حسن ابن عبدالله، معجم الفروق اللغویه، قم، انتشارات مؤسسة النشر الإسلامی التابعه لجامعة المدرسین، 1412ق، ص213.
- ↑ حاجی ده آبادی، ص127.