مذاکرات ایران و آمریکا؛ روابط دیپلماتیک و گفت‌وگوهای سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا.

مذاکرات ایران و ایالات متحده آمریکا به مجموعه گفت‌وگوها و تماس‌های دیپلماتیک میان دو کشور از پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ تاکنون اطلاق می‌شود. این مذاکرات که در مقاطع مختلف و با موضوعات گوناگونی از جمله بحران گروگان‌گیری در سفارت آمریکا، مسائل منطقه‌ای به‌ویژه در افغانستان و عراق، و مهم‌تر از همه برنامه هسته‌ای ایران برگزار شده، فراز و نشیب‌های متعددی را پشت سر گذاشته است. ماهیت این مذاکرات از گفت‌وگوهای مستقیم و محرمانه تا مذاکرات غیرمستقیم و چندجانبه در قالب گروه ۱+۵ متغیر بوده است. مهم‌ترین ثمره این روند دیپلماتیک، توافق برنامۀ جامع اقدام مشترک «برجام» در ۱۳۹۴ش بود که اگرچه با خروج یک‌جانبه آمریکا در سال ۱۳۹۷ش با چالش مواجه شد، اما همچنان به‌عنوان نقطه عطفی در روابط دو کشور محسوب می‌شود.

علت اختلاف ایران و آمریکا

تحلیلگران و صاحب‌نظران سیاسی در بررسی دهه‌های اخیر روابط تهران و واشینگتن، ریشه‌های این رویارویی را در دو سطح تاکتیکی و راهبردی تبیین می‌کنند. گروهی از تحلیلگران بر این باورند که اختلافات موجود، ماهیتی تاکتیکی و واکنشی دارند؛ به این معنا که تضادها نه بر سر موجودیت، بلکه بر سر الگوهای رفتاری و موضوعات مقطعی نظیر نفوذ منطقه‌ای، پرونده هسته‌ای یا نوع بازی در ساختار نظام بین‌الملل است. از این منظر، سیاست‌هایی نظیر چماق و هویج یا دیپلماسی‌های غیررسمی نشان‌دهنده آن است که طرفین در پی یافتن راهکاری برای مدیریت بحران هستند تا حذف رقیب. در این دیدگاه، تقابل‌ها تابعی از اوضاع و احوال زمانی و بازی‌های دیپلماتیک برای کسب امتیاز بیشتر در میز مذاکره تلقی شده و فرض بر این است که با تغییر در برخی رویکردهای اجرایی و تعدیل مطالبات طرفین، امکان گذار از این وضعیت و رسیدن به توافق فراهم خواهد بود.[۱]

در مقابل، طیف وسیعی از نویسندگان بر راهبردیبودن این اختلافات تأکید می‌ورزند. از این دیدگاه، تقابل ایران و آمریکا فراتر از اختلافات سیاسی معمول و دارای ماهیتی ذاتی است که از تضاد در نظام‌های ارزشی نشأت می‌گیرد. استقرار یک نظام سیاسی مبتنی بر وحی در ایران که الگوی جدید و مستقلی از توسعۀ مبتنی بر ارزش‌های دینی را ارائه می‌دهد، به‌طور ریشه‌ای با مبانی اومانیسم غربی و استراتژی‌های کلان آمریکا در منطقه نظیر تأمین امنیت انرژی و حمایت مطلق از اسرائیل در تعارض است. از نگاه این تحلیلگران، تاکتیک‌های مختلف آمریکا در دهه‌های گذشته از مهار دوجانبه و تحریم‌های اقتصادی گرفته تا استراتژی براندازی نرم، همگی ابزارهایی در خدمت یک هدف راهبردی ثابت یعنی تغییر ماهیت نظام جمهوری اسلامی بوده‌اند. در واقع، تغییر در روش‌ها و لحن‌های دیپلماتیک تنها واکنشی به شرایط محیطی است، بدون آنکه اهداف بنیادین و راهبردی واشینگتن در قبال جایگاه ژئوپلیتیک و هویت مستقل ایران تغییری کرده باشد.[۲]

بسیاری از تحلیلگران با استناد به شواهد تاریخی و متون تحلیلی، دیدگاه راهبردی بودن اختلافات را از اعتبار و قدرت تبیین بیشتری برخوردار می‌دانند. دلیل اصلی این مدعای آنهنا آن است که در طول چهار دهه گذشته، علی‌رغم تغییر دولت‌ها با گرایش‌های سیاسی مختلف در هر دو کشور، هستۀ سخت اختلافات نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه عمیق‌تر شده است. از دیدگاه آنها تقابل ایران و آمریکا صرفاً بر سر منافع نیست، بلکه بر سر هویت‌ها و دکترین‌های متعارض است؛ جایی که موفقیت الگووارۀ جمهوری اسلامی در ارائه مدلی از استقلال و مقاومت، به‌طور مستقیم هژمونی جهانی و نظم تک‌قطبی مورد نظر آمریکا را به چالش می‌کشد.[۳]

تاریخچه

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران

روابط ایران و آمریکا پیش از انقلاب اسلامی از سه دوره متمایز عبور کرد: دوره روابط تشریفاتی، دوره گسترش نفوذ از ۱۳۲۱ش تا ۱۳۳۲ش و دوره تسلط همه‌جانبه از ۱۳۳۳ش تا ۱۳۵۷ش. نخستین سفیر آمریکا در دوم اسفند ۱۲۶۱ش وارد ایران شد و تا اوایل قرن بیستم روابطی تشریفاتی میان دو کشور برقرار بود[۴] نقطه عطف این روابط را می‌توان اولتیماتوم اتمی ترومن به استالین در اول فروردین ۱۳۲۵ش برای تخلیه آذربایجان دانست که نخستین گام جدی آمریکا در جابه‌جایی تسلط سیاسی، نظامی و اقتصادی به جای انگلستان در ایران بود. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش که با دخالت سازمان سیا انجام شد، دوره تسلط همه‌جانبه آمریکا بر ایران آغاز گردید. در این دوره، ایران به پیمان بغداد (بعداً سنتو) پیوست، مستشاران نظامی آمریکایی در ارتش و ساواک مستقر شدند و ایستگاه‌های شنود برای رصد تحولات شوروی در شمال ایران تأسیس گردید.[۵]

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران

نخستین مذاکره مستقیم: دیدار بازرگان و برژینسکی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، روابط دو کشور با سفر محمدرضا شاه به آمریکا و تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و متعاقب آن قطع روابط دیپلماتیک در 20 فروردین ۱۳۵۹ وارد مرحله جدیدی از تنش شد.[۶] نخستین مذاکره مستقیم ایران و آمریکا پس از انقلاب اسلامی، در حاشیه مراسم بیست و پنجمین سالگرد استقلال الجزایر و در دهم آبان‌ماه ۱۳۵۸ش انجام شد. در این دیدار مهدی بازرگان، نخست‌وزیر دولت موقت، و ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه ایران، با زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کارتر، گفت‌وگو کردند.[۷] این دیدار محرمانه به‌دلیل شرایط ویژۀ آن مقطع و ورود محمدرضا پهلوی به آمریکا، خشم افکارعمومی جامعۀ ایران را به دنبال داشت و چند روز پس از آن، سفارت آمریکا در ایران به دست دانشجویان پیرو خط امام تسخیر شد که «انقلاب دوم» نام گرفت.[۸]

عهدنامه الجزایر و بازسازی نسبی روابط

پس از یک سال و نیم بحران، سرانجام در ۲۹ دی ۱۳۵۹ش با میانجی‌گری دولت الجزایر، توافقی موسوم به «عهدنامه الجزایر» میان ایران و آمریکا منعقد شد. بر اساس این توافق، پنجاه و دو گروگان آمریکایی آزاد شدند و در مقابل، دولت واشنگتن متعهد گردید در امور داخلی ایران مداخله نکند و اموال مسدودشدۀ ایران را آزاد کند.[۹] همچنین دادگاه داوری دعاوی ایران و ایالات متحده در لاهه تأسیس شد که وظیفۀ رسیدگی به دعاوی حقوقی و مالی اتباع و دولت‌های دو کشور را بر عهده گرفت.[۱۰]

ماجرای مک‌فارلین و مذاکرات دهه ۱۳۶۰ش

در خردادماه ۱۳۶۵ش رابرت مک‌فارلین، مشاور امنیت ملی دولت رونالد ریگان به‌صورت محرمانه و با یک هواپیمای حامل سلاح وارد تهران شد. این سفر که با نام مستعار و پاسپورت جعلی ایرلندی انجام گرفت، با هدف مذاکره با مقامات عالی‌رتبه ایرانی برای همکاری در آزادسازی گروگان‌های آمریکایی در لبنان و تجدید روابط سیاسی صورت پذیرفت. هیئت آمریکایی هدایایی شامل سه قبضه کلت برای سران سه قوه و یک کیک به شکل کلید به نشانه گشایش روابط همراه داشتند. با این حال، با مخالفت سید روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، هیچ‌یک از مسئولان عالی‌رتبه نظام به دیدار آنان نرفتند و هیئت آمریکایی پس از چهار روز معطلی و بدون نتیجه مشخص، تهران را ترک کرد. این ماجرا که بعدها به «ایران‌گیت» یا «رسوایی ایران-کنترا» معروف شد، به بزرگترین بحران داخلی دوران ریاست‌جمهوری ریگان تبدیل گردید.[۱۱]

دوران دولت اصلاحات؛ گشایش‌های لرزان و بن‌بست‌های ناگهانی

با آغاز دولت سید محمد خاتمی و طرح دکترین «تنش‌زدایی»، پنجره‌ای جدید در روابط باز شد که با سیگنال‌های مثبت دولت کلینتون از جمله اظهار تأسف مادلین آلبرایت از مداخلات گذشته آمریکا و اذعان بیل کلینتون به حقوق تاریخی ملت ایران همراه بود. این دوره با کاهش تحریم‌های غذایی و دارویی، قرار گرفتن نام گروهک منافقین در لیست تروریستی واشینگتن و همکاری‌های موفق در کنفرانس «بُن» برای آینده افغانستان شناخته می‌شود، اما در نهایت، ادعای نهادهای امنیتی آمریکا (FBI) مبنی بر دخالت ایران در انفجار برج‌های «الخُبر» عربستان و برچسب «محور شرارت» از سوی دولت بعدی آمریکا، فرآیند عادی‌سازی روابط را به طور کامل متوقف کرد.[۱۲]

دوران احمدی‌نژاد و بوش؛ تقابل هسته‌ای و مذاکرات موضوعی در عراق

در این بازه زمانی، برنامه هسته‌ای ایران به کانون اصلی مناقشه تبدیل شد و روابط به سمت تیرگی بیشتر گرایید، با این حال نیازهای امنیتی مشترک در خاک عراق منجر به برگزاری چند دور مذاکرات مستقیم میان حسن کاظمی‌قمی و رایان کروکر در بغداد گردید. این گفتگوها که با خط قرمز صریح ایران (صرفاً موضوع امنیت عراق) پیش می‌رفت، به دلیل رفتار متناقض آمریکا—که از یک سو پای میز مذاکره می‌نشست و از سوی دیگر به کنسولگری ایران در اربیل یورش می‌برد—و پافشاری واشینگتن بر تأمین یک‌جانبه اهداف خود، بدون دستاورد ملموسی به بن‌بست رسید.[۱۳]

باراک اوباما؛ راهبرد نامه‌نگاری‌های مستقیم و پاسخ‌های مشروط

روی کار آمدن باراک اوباما با تغییر تاکتیک واشینگتن از تقابل نظامی به تعامل دیپلماتیک همراه بود که تجلی آن در ارسال چهار نامه رسمی به رهبری ایران مشاهده شد. رهبر انقلاب در پاسخ به این رویکرد، ضمن تبیین استعاره «پنجه چدنی زیر دستکش مخملی»، بر لزوم مشاهده تغییر واقعی در عملِ آمریکا تأکید کردند و خاطرنشان ساختند که حمایت واشینگتن از حوادث سال ۱۳۸۸، صداقت این نامه‌ها را زیر سوال برده است؛ با این وجود، این مکاتبات و پاسخ‌های ایران، زیربنای لازم برای آغاز مذاکرات جدی‌تر در کانال مسقط را فراهم آورد.[۱۴]

تجربه برجام؛ گذار به مذاکرات رسمی، مستقیم و همه‌جانبه

با آغاز دولت حسن روحانی، پروندۀ هسته‌ای به وزارت امور خارجه منتقل شد و برای نخستین بار در تاریخ پساانقلاب، وزرای خارجه دو کشور (ظریف و کری) در مذاکراتی طولانی و ماراتن‌گونه در شهرهایی چون وین، لوزان و ژنو پشت یک میز نشستند. این فرآیند که با تماس تلفنی تاریخی رؤسای جمهور دو کشور آغاز شده بود، در نهایت به توافق «برجام» در تیرماه ۱۳۹۴ انجامید که علیرغم ایجاد موجی از امیدواری اقتصادی در جامعه، با انتقادات تند جریان‌های مخالف در تهران و واشینگتن روبرو شد و به عنوان آزمونی برای سنجش پایبندی آمریکا به معاهدات بین‌المللی در تاریخ ثبت گردید.[۱۵]

خروج آمریکا از برجام

پس از خروج دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای در اردیبهشت ۱۳۹۷ش روابط دو کشور وارد مرحله تازه‌ای از تنش شد. ترامپ از طرفی به سیاست «فشار حداکثری» و بازگرداندن تحریم‌ها ادامه داد و از دیگرسو بارها تهران را به مذاکره درباره توافقی جدید فراخواند، اما جمهوری اسلامی با استناد به خروج آمریکا از توافق موجود، این درخواست‌ها را رد کرد. با روی کار آمدن جو بایدن در سال ۲۰۲۱م دولت جدید آمریکا حمایت خود را از احیای برجام اعلام کرد و مذاکراتی در قالب گروه ۱+۴ یعنی آلمان، فرانسه، بریتانیا، چین و روسیه در وین آغاز شد. ایران در این دور مذاکرات از هرگونه گفت‌وگوی مستقیم با مقامات آمریکایی خودداری کرد و مذاکرات به صورت غیرمستقیم و با میانجی‌گری اتحادیه اروپا پیگیری می‌شد؛ اما این توافق در نهایت به‌دلایل مختلف از جمله اختلاف نظر بر سر رفع تحریم‌ها و ارائه تضمین‌های لازم حاصل نشد.[۱۶]

دلالیل بی اعتمادی ایران به آمریکا در فرایند مذاکره

پژوهشگران تاریخ معاصر و تحلیل‌گران سیاسی، ریشه‌های بدبینی ساختاری ایران به فرآیند مذاکره با آمریکا را در اسناد و وقایع زیر جستجو می‌کنند:

1. استقرار ساختارهای مالی و نظامی وابسته: بر اساس اسناد مالی دوران قاجار و پهلوی اول، تحلیل‌گران معتقدند حضور مستشارانی چون «آرتور میلسپو»، فراتر از اصلاحات اداری، با هدف ادغام نظام مالی ایران در بلوک غرب انجام شد. مدارک تاریخی نشان می‌دهد این حضور با امتیازاتی نظیر معافیت‌های مالیاتی گسترده همراه بود که از دیدگاه ملی‌گرایان، زیربنای وابستگی اقتصادی ایران در قرن بیستم را بنا نهاد.[۱۷]

۲. تعارض‌های فرهنگی و مذهبی در اسناد دیپلماتیک: گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که نخبگان مذهبی، فعالیت‌های تبشیری پروتستان‌های آمریکایی در ایران را نوعی «نفوذ نرم» قلمداد می‌کردند. اسناد موجود درباره تأسیس مدارس و کلیساها توسط گروه‌های آمریکایی، از سوی جامعه‌شناسان به عنوان تلاشی برای تغییر بافت هویت مذهبی و کاهش قدرت بسیج‌کنندگی نهاد روحانیت شیعه تحلیل شده است.[۱۸]

۳. سند کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش یا عملیات آژاکس: از نظر مورخان، اعترافات رسمی مقامات سیا در دهه‌های بعد و اسناد خارج شده از طبقه‌بندی، قطعی‌ترین دلیل بی‌اعتمادی ایران است. این مدارک نشان می‌دهد آمریکا با مداخله مستقیم در سرنگونی دولت قانونی دکتر مصدق، عملاً به حاکمیت ملی ایران یورش برد تا منافع نفتی و استراتژیک خود را در برابر خطر کمونیسم و ملی‌گرایی حفظ کند.[۱۹]

۴. بازگشت سلطه بر منابع در قالب کنسرسیوم: تحلیل‌گران اقتصادی بر این باورند که قرارداد کنسرسیوم پس از کودتا، نقض صریح قانون ملی‌شدن صنعت نفت بود. اسناد این قرارداد نشان می‌دهد که ۴۰ درصد از سهم نفت ایران به شرکت‌های آمریکایی واگذار شد؛ امری که در ادبیات سیاسی ایران به‌عنوان سندی بر ترجیح منافع تجاری آمریکا بر حقوق قانونی ملت‌ها ثبت شده است.[۲۰]

۵. نقش مستشاری در هدایت نهادهای امنیتی (ساواک): مدارک موجود در بایگانی‌های اطلاعاتی نشان می‌دهد که ساختار اولیه ساواک توسط کارشناسان سیا و موساد طراحی شده است. تحلیل‌گران سیاسی این همکاری را دلیلی بر مسئولیت مستقیم آمریکا در اقدامات سرکوبگرانه آن دوران می‌دانند و معتقدند واشینگتن برای حفظ ثبات ژاندارم منطقه، چشمان خود را بر نقض حقوق بشر در ایران بسته بود.[۲۱]

۶. مناقشه حقوقی کاپیتولاسیون: سند تصویب قانون مصونیت قضایی اتباع آمریکایی در سال ۱۳۴۳ش از سوی حقوق‌دانان به‌عنوان لکه سیاهی در تاریخ قضایی ایران توصیف می‌شود. این سند که حق محاکمۀ اتباع متخلف آمریکایی را از محاکم ایرانی سلب می‌کرد، از دیدگاه رهبران انقلاب، گویای نگاه تحقیرآمیز آمریکا به استقلال حقوقی ایران بوده است.[۲۲]

۷. دکترین‌های اصلاحی تحمیلی یا انقلاب سفید: پژوهشگران علوم سیاسی، برنامه‌های اصلاحی دهۀ ۴۰ مانند اصلاحات ارضی را واکنشی به دکترین کندی برای پیشگیری از انقلاب‌های سرخ می‌دانند. اسناد مکاتبات دیپلماتیک نشان می‌دهد این اصلاحات بدون انطباق با واقعیت‌های بومی ایران و با فشار کاخ سفید اجرا شد که در نهایت به فروپاشی ساختارهای سنتی کشاورزی و مهاجرت گستردۀ روستاییان انجامید.[۲۳]

۸. نقض تمامیت ارضی در واقعۀ طبس: از منظر حقوق بین‌الملل، عملیات «پنجه عقاب» در ۱۳۵۹ش نمونه‌ای از نقض صریح منشور ملل متحد در احترام به حاکمیت کشورها است. اسناد این عملیات نظامی که در داخل خاک ایران انجام شد، برای دولتمردان ایرانی سندی است که نشان می‌دهد آمریکا در صورت لزوم، راهکارهای نظامی را بر تعهدات دیپلماتیک ترجیح می‌دهد.[۲۴]

۹. انحصارطلبی در فناوری‌های راهبردی: در حوزۀ معاصر، تحلیل‌گران به ممانعت آمریکا از فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران اشاره می‌کنند. با وجود گزارش‌های متعدد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر عدم انحراف، فشارهای واشینگتن برای توقف این دانش از نظر نخبگان علمی ایران، نه یک نگرانی امنیتی، بلکه تلاشی برای حفظ انحصار تکنولوژیک و جلوگیری از دستیابی ایران به لبه‌های دانش نوین تلقی می‌گردد.[۲۵]

نقض تعهدات و قراردادهای ناتمام آمریکا در قبال ایران

ردیف موضوع توافق یا تعهد بازه زمانی شرح تعهدات آمریکا نوع اقدام و نقض تعهدات از دیدگاه ایران و ناظران بین‌المللی
۱ بیانیه الجزایر ۱۹۸۱م عدم مداخله در امور داخلی ایران و آزادسازی دارایی‌های بلوکه شده در ازای آزادی گروگان‌ها. اعمال تحریم‌های جدید پس از آزادی گروگان‌ها و تداوم حمایت‌های مالی و لجستیکی از گروه‌های اپوزیسیون خارج‌نشین.
۲ جنگ ایران و عراق ۱۹۸۰-۱۹۸۸م تعهد به بی‌طرفی طبق منشور ملل متحد و قوانین بین‌الملل. ارائه تصاویر ماهواره‌ای، تسهیلات بانکی و قطعات نظامی به رژیم صدام؛ سکوت در برابر استفاده از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران.
۳ ایران-کنترا (ماجرای مک‌فارلین) ۱۹۸۵-۱۹۸۶م توافق برای فروش تسلسحات تدافعی در ازای میانجی‌گری ایران در لبنان. توقف یک‌جانبه ارسال قطعات و تجهیزات و افشای سیاسی ماجرا که منجر به بن‌بست دیپلماتیک و تشدید بی‌اعتمادی شد.
۴ قوانین تحریمی (داماتو/آیلسا) ۱۹۹۵-۲۰۱۵م احترام به اصول تجارت آزاد و قراردادهای پیشین (نظیر قرارداد کونوکو). وضع تحریم‌های ثانویه که شرکت‌های غیرآمریکایی را از سرمایه‌گذاری در صنایع نفت و گاز ایران منع کرد؛ نقض اصول سازمان تجارت جهانی (WTO).
۵ برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) ۲۰۱۵-۲۰۱۸م لغو تحریم‌های هسته‌ای و تسهیل مراودات بانکی در قبال محدودیت برنامه هسته‌ای ایران. خروج یک‌جانبه در می ۲۰۱۸م (بدون مستمسک قانونی) و بازگرداندن تمامی تحریم‌های پیشین علی‌رغم تأییدات مکرر آژانس (IAEA) بر پایبندی ایران.
۶ سیاست فشار حداکثری ۲۰۱۸-۲۰۲۵م احترام به حاکمیت ملی و تعهد به عدم استفاده از قوای قهریه (طبق منشور ملل متحد). ترور مقامات رسمی (۲۰۲۰م)، اعمال تحریم‌های دارویی و بانکی شدید، و اقدامات نظامی علیه زیرساخت‌های هسته‌ای (۲۰۲۵م)؛ نقض صریح حاکمیت سرزمینی.[۲۶]

پانویس

  1. حبیبی، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، 1386ش، ص61-79.
  2. حبیبی، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، 1386ش، ص61-79.
  3. حبیبی، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، 1386ش، ص61-79.
  4. بهرامی، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وب‌روزنامۀ اعتماد.
  5. بهرامی، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وب‌روزنامۀ اعتماد.
  6. بهرامی، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وب‌روزنامۀ اعتماد.
  7. «تمام آنچه بین ایران و آمریکا گذشته است؛ نیم قرن دشمنی و تماس!»، وب‌سایت تابناک.
  8. «5 تاریخ مهم در مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا | هدیه خاص رئیس جمهور آمریکا برای سران سه قوه»، همشهری آنلاین.
  9. منصوری، «بدعهدی آمریکا به ایران در بیانیه‌های الجزایر»، وب‌مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران.
  10. منصوریان، «دیوان داوری دعاوی ایران - امریکا مظهر برخورد دو تمدن در عرصه حقوقی»، 1380ش، ص149-150
  11. «تمام آنچه بین ایران و آمریکا گذشته است؛ نیم قرن دشمنی و تماس!»، وب‌سایت تابناک.
  12. «مروری بر مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم ایران و آمریکا پس از انقلاب؛ ماجرای تماس تلفنی بوش پدر با آیت‌الله هاشمی چه بود؟»، اعتماد آنلاین.
  13. «مروری بر مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم ایران و آمریکا پس از انقلاب؛ ماجرای تماس تلفنی بوش پدر با آیت‌الله هاشمی چه بود؟»، اعتماد آنلاین.
  14. «مروری بر مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم ایران و آمریکا پس از انقلاب؛ ماجرای تماس تلفنی بوش پدر با آیت‌الله هاشمی چه بود؟»، اعتماد آنلاین.
  15. «مروری بر مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم ایران و آمریکا پس از انقلاب؛ ماجرای تماس تلفنی بوش پدر با آیت‌الله هاشمی چه بود؟»، اعتماد آنلاین.
  16. «نگاهی به تاریخچه مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم ایران و امریکا از سال 1979»، وب‌سایت مدیست نیوز.
  17. «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
  18. «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
  19. «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
  20. «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
  21. «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
  22. «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
  23. «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
  24. «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
  25. «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
  26. آوند، «بدعهدی‌ها و قراردادهای ناتمام آمریکا در رابطه با ایران طی ۴۰ سال گذشته»، وب‌سایت فراز انرژی.


منابع

آوند، بابک، «بدعهدی‌ها و قراردادهای ناتمام آمریکا در رابطه با ایران طی ۴۰ سال گذشته»، وب‌سایت فراز انرژی، تاریخ درج مطلب: 27 بهمن 1404ش.

«بدعهدی آمریکا»، مجلۀ الکترونیکی مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران، شمارۀ 2، 1395ش.

بهرامی، مراد، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وب‌روزنامۀ اعتماد، تاریخ درج مطلب: 17 آبان 1399ش.

«تمام آنچه بین ایران و آمریکا گذشته است؛ نیم قرن دشمنی و تماس!»، وب‌سایت تابناک، تاریخ درج مطلب: 4 آذر 1403ش.

حبیبی، حمید، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، مجلۀ حصون، شمارۀ 13، 1386ش.

«مروری بر مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم ایران و آمریکا پس از انقلاب؛ ماجرای تماس تلفنی بوش پدر با آیت‌الله هاشمی چه بود؟»، اعتماد آنلاین، تاریخ درج مطلب: 23 فروردین 1404ش.

منصوریان، ناصرعلی، «دیوان داوری دعاوی ایران - امریکا مظهر برخورد دو تمدن در عرصه حقوقی»، مجلۀ پژوهش حقوق و سیاست، شمارۀ 5، 1380ش.

منصوری، جواد، «بدعهدی آمریکا به ایران در بیانیه‌های الجزایر»، وب‌مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران، تاریخ درج مطلب: تاریخ بازدید: 2 بهمن 1404ش.

«نگاهی به تاریخچه مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم ایران و امریکا از سال 1979»، وب‌سایت مدیست نیوز، تاریخ درج مطلب: 11 آوریل 2025م.

«5 تاریخ مهم در مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا | هدیه خاص رئیس جمهور آمریکا برای سران سه قوه»، همشهری آنلاین، تاریخ درج مطلب: 20 فروردین 1404ش.