پرش به محتوا

دستار

از ایران‌پدیا
دستار
عبدالعلی مزاری؛ از رهبران افغانستان با دستاری بر سر
عبدالعلی مزاری؛ از رهبران افغانستان با دستاری بر سر

دَستار؛ سربند زنان و مردان ایرانی.
دستار یا عمامه بخشی از پوشاک ‌در تاریخ ایران است. دستار در دوره‌های مختلفی از تاریخ در میان سایر اقلام پوشاک نقش مهمی در نمایش قومیت،‌ جایگاه و منزلت اجتماعی، عیان نمودن جنسیت و احوال پوشنده ایفا می‌کند.

مفهوم‌شناسی

دستار، اسم مرکبی از «دست‌» و پسوند «ار»، در لغت به‌معنای دستمال و روپاک است و در اصطلاح به هر پارچه‌ای که به دور سر با وضعیتی خاص پیچیده شود، دستار گویند. شال سَر، عمامه، مندیل، عِصابه و مِکوَره مترادف دستار هستند.‌[۱] دستار بدون کلاه و یا عرقچین به دور سر بسته نمی‌شود و پس از پوشیدن عرقچین پارچه به دور آن پیچیده می‌شود.[۲]

اجزای دستار

دستار از پیچه‌، چشم‌، طَرف ‌یا‌ گوشه‌، طُرّه‌ یا‌ دنباله‌، عُقده‌ یا‌ گره‌ و‌ کلاه تشکیل شده است.[۳]

نحوه بستن دستار

بستن دستار شیوه خاصی دارد؛ قسمتی از پارچه دستار گردن را می‌پوشاند و لایه‌های زیادی از باقی‌ماندۀ پارچه مانند تاج بر سر گذاشته می‌شود. قسمتی از آن دور سر و مابقی در پشت گردن، آویزان می‌شود. استفاده از آن میان زنان و مردان رایج است. روش بستن دستار در عصر صفوی بسیار متفاوت بوده است؛ با استفاده از پارچه‌ای راه‌راه، یا چهارخانه و یا رنگی یک‌دست به دور کلاهی از جنس نمد چندین بار پیچیده می‌شده است و برای تزیین از پر و یا گل و گیاه استفاده می‌کردند.[۴] نحوه دستار بستن و ‌پیچ و تاپ آن نزد شاعران خیال‌پرداز، استعاره از غنچه، گل و شکوفه گرفته شده است «دستار گل امروز نگر گشته پریشان ..... دیروز، گر از غنچه به سر تاج کیان داشت».[۵]

عوامل مؤثر در شیوه بستن دستار

عوامل پیدا و نا‌پیدایی در بستن دستار دخیل هستند؛ به‌طور مثال سنت‌ها و سفارشات دینی یکی از مواردی است که بر نحوه بستن دستار تأثیر‌گذار بوده است. نوع دیگر آن، تقلید از رفتار مرشد و یا شخصیتی محبوب در اجتماع است که مردم برای نمایش هم‌فکری و هم‌سویی خود با او به تقلید پوشش می‌پردازند. دستار بستن امیرعلی‌شیر نوایی که بعد‌ها به‌طرز میرعلی شیری از آن یاد شده یکی از این برخوردها است و یا «ابازه پاشا» عثمانی به‌علت محبوبیت باعث ترویج روشی در بستن دستار پس از مرگ خود شد. [۶]

عمامه

در کتاب فرهنگ البسه مسلمانان از دستار نام برده نشده است؛ اما به واژه‌ای به‌نام «عَمّامه» اشاره شده است و دو معنی برای آن آورده شده است. عمامه‌ای شامل عرقچین به‌همراه قطعه‌ پارچه‌ای که به دور آن می‌پیچند و دیگری قطعه پارچه‌ای که چند مرتبه به دور عرقچین پیچیده می‌شود.[۷]

عمامه‌ای که پیامبر می‌پوشید، السحاب (ابر) نامیده می‌شد.[۸] سادات و بازماندگان از اهل پیامبر عمامه سبز می‌پوشیدند. در قدیم یک تکه پارچه‌ای سبز رنگ‌ به‌قصد پنهان‌کردن چیزی در آن، به عمامه متصل می‌کردند، در داستان هزارو یک شب به پنهان‌کردن نامه در زیر عمامه اشاره شده است.[۹] به عقیده برخی از مستشرقین در شرق برای تشخیص قبر یک زن از یک مرد، با نقش کردن تصویر عمامۀ مرد روی قبر نشانه می‌گذاشتند.[۱۰]

دستار در تاریخ ایرانی - اسلامی

پیامبر عمامۀ امام علی را با دست خود می‌بست و یک طرف عمامه را به سمت جلو و به میزان چهار انگشت از پارچه عمامه را از پشت آویزان می‌کرد.[۱۱]

در روایت داستانی بیژن و منیژه زمانی که بیژن در چاهی می‌افتد، منیژه دستاری را برای نجات او درون چاه می‌اندازد. در داستان جنگ گشتاسب و ارجاسب وقتی که اسفندیار برادرانش را بی‌جان در بیابان می‌یابد؛ به-دلیل نبودن امکانات، دستار و پیراهن برادر را از تن او خارج کرده و با همان پارچه او را کفن کرده و به خاک می‌سپارد.[۱۲]

غازان‌خان نیز دستار را از اجزای مهم و رسمی لباس اعلام کرد و این پوشش وجه تمایزی میان دولت ایلخانیان و تمدن ماقبل خود شد‌.[۱۳] در زمان شاه‌عباس صفوی (‌996-1038ق) پادشاه در مراسم‌های رسمی که سفیران خارجی و مهمانان ویژه حضور داشتند، کلاه قزلباش به‌همراه دستاری سبز‌رنگ از جنس ابریشم بر سر می‌نهاد و در روزهای عادی دستاری با پارچه ساده سفید‌رنگ که به‌صورتی پراکنده در بالای سر بسته شده بود، استفاده می‌کرد.[۱۴] شاردن سیاح فرانسوی در سده یازدهم قمری از دستار ایرانی با نام «دلنواز» یاد کرده است. در زمان نادرشاه نیز روحانیون از دستار سفید استفاده می‌کردند و پادشاه تاج و دستار خود را با جواهرات می‌آراست.[۱۵]

دستار در اشعار فارسی

دستار در ادبیات فارسی با اشاره‌ای مستقیم و یا با واسطه همچون تشبیه و استعاره ادبی همواره مورد توجه بوده است:[۱۶] سه کاسه نهادی بر او از گهر به دستار زربفت پوشیده سر[۱۷] برای شبم سربند، برای روزم عمامه، برای بازار بردنم زنبیل[۱۸] اگر در مغز شوری هست ظاهر می‌کند خود را که مستی مست را از پیچش دستار می‌ریزد.[۱۹]

از منظر ‌صائب تبریزی، دستار نماد خودتزیینی، نمایش‌ خود، سبک‌سری و بی‌خردی، ریا و فریبکاری است.[۲۰]

دستار زنان

برخی معتقدند تنها مردان از دستار استفاده می‌کردند؛ اما در عصر صفوی زنان نیز از دستار در پوشش خود استفاده کرده‌اند. ترکیبی از دستار و تاج همزمان زیبایی خاصی به پوشش زنان عصر صفوی می‌بخشید.[۲۱]

اهمیت پوشیدن دستار

پیرمرد بلوچ با دستار
پیرمرد بلوچ با دستار

در تمام دوره‌های تاریخی ایران، دستار از میان انواع پوشاک، دارای اهمیت بیشتری بوده است؛ زیرا علاوه بر پوشاندن مهم‌ترین قسمت بدن (‌سر)، بیشتر از سایر اجزای پوشاک در معرض دید و توجه افراد قرار می‌گیرد.[۲۲] عامل مهم دیگری که از موجب گسترش دستار در میان مسلمانان شده است، تأکیدها و روایت‌های موجود در سنت اسلامی بوده است.[۲۳] همان‌قدر که دستار بر سر داشتن اهمیت داشت، بی‌دستار شدن، تحقیر به شمار می‌آمد.[۲۴] به دلیل اهمیت دستار در فرهنگ مردم، فقط در موارد خاصی افراد بدون دستار دیده می‌شدند:

  1. برداشتن دستار در مراسم سوگواری؛
  2. برداشتن دستار در مراسم پایکوبی؛
  3. برداشتن دستار در اندوه و بی‌قراری؛
  4. برداشتن دستار برای توبه؛
  5. فروختن دستار در مواقع تنگ‌دستی؛
  6. بخشیدن دستار از روی کرم و لطف؛
  7. جابه‌جایی دستار به منظور جابه‌جایی قدرت؛
  8. خلع دستار توسط دیگری برای گرفتن مقام و منصب؛
  9. دزدیدن دستار؛
  10. برداشتن دستار برای مجازات شخص (مثلاً حلقه کردن به دور گردن خود شخص‌).[۲۵]

کاربردهای دستار

  1. وجود پارچه‌ای همیشگی به‌همراه مردان که در خشک و پاک کردن صورت مورد استفاده قرار می‌گرفته است.[۲۶]
  2. استفاده به جای کیف پول‌؛ در زمان رفتن به بازار پول خود را درون دستار می‌گذاشتند.[۲۷]
  3. استفاده به جای طناب؛[۲۸]
  4. پوشاندن دهان و صورت در سرزمین‌های خشک به‌هنگام وزش باد؛[۲۹]
  5. مسواک در دستار، نامه در دستار.[۳۰]

رنگ دستار

استفاده از انواع رنگ‌ها نشان از مقام، مرتبه و مسلک پوشنده دستار بود. رنگ سفید متعلق به شیخ‌ها و زاهدان‌، رنگ سیاه و رنگ سبز مخصوص سادات، رنگ شیری و شکری ویژه بازاری‌ها بود که تا چندی پیش با نخ زرد و قهوه‌ای سوزن‌دوزی و تزیین می‌شد.‌[۳۱]

تزیین‌دستار (دستار مرصع‌)

منابع موجود نشان از تزیین دستار‌ها با مواد گران‌بهایی چون سنگ‌های قیمتی، طلا و جواهرات و همچنین‌ برخی مواد غیرقیمتی، مانند پر و ‌یا گل دارند. استفاده از گل برای تزیین دستار بیشتر در ادبیات به‌ویژه شاعران سبک هندی بازتاب داشته است.[۳۲] در عصر صفوی علاوه بر پر و گل استفاده از مروارید برای تزیین دستار نیز رایج بوده است.[۳۳]

دستار در میان اقوام مختلف ایرانی

کُردها، معتقد هستند که سر مردان نباید لخت باشد و با انواع پوشش‌ها سر را می‌پوشانند.[۳۴] مردان کُرد به‌جای کلاه از دستار، کلاغه، دشلمه، مندلی، رشتی و سروین استفاده می‌کنند.[۳۵] دور عرقچین‌ یا کلاه مخروطی تعدادی دستمال از پارچه ابریشم (‌پارچه کلاغی) می‌پیچند و از سر‌بند‌های رنگی و طرح‌دار (‌گلدار) استفاده می‌کنند. در برخی مو‌اقع دستمال را شُل و در برخی زمان تعداد بیشتری از یک دستمال را به هم گره زده و دور کلاه می‌پیچند؛ به‌طوری که ریشه‌های آن از اطراف سر و صورت‌ها آویزان باشد.[۳۶] پیچ نیز پارچه‌ای است دستمالی‌شکل که به دور کلاه پیچیده می‌شود. اعراب نیز از این نوع پوشش برای بستن کلاه خود استفاده می‌کنند. رنگ پارچه در میان مردم عادی کُرد، سیاه و سفید است. اعراب نیز به‌طور مشترک از رنگ سیاه و سفید و یا قرمز و سفید در پوشش خود استفاده می‌کنند.[۳۷]

پانویس

  1. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژۀ دستار.
  2. رضا‌زاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت‌سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، 1399ش، ص38.
  3. رضا‌زاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، 1399ش، ص43.
  4. شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، 1374ش، ص129-131.
  5. موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص151.
  6. موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص150.
  7. رضا‌زاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت‌سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، 1399ش، ص38-39.
  8. دُزی، فرهنگ البسه مسلمانان، 1345ش، ص288.
  9. بی‌نام، هزارویک شب، ج1، 1390ش،ص313.
  10. دُزی، فرهنگ البسه مسلمانان، 1345ش، ص293.
  11. مجلسی، حلیه‌المتقین، 1369ش، ص9.
  12. خالقی مطلق، شاهنامه فردوسی، ج3، 1386ش، ص201-202 و 375.
  13. اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، 1397ش،ص259.
  14. فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج1، 1347ش،ص102.
  15. شارن، سیاحت‌نامه شارحان، 1335ش، ص51.
  16. موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص148.
  17. فردوسی، شاهنامه، بخش 4- داستان مهبود با زروان، وب‌سایت گنجور.
  18. الهی، پوشاک در امثال و حکم فارسی، 1392ش،ص190.
  19. صائب تبریزی، دیوان اشعار، غزلیات، غزل شمارۀ 3055، وب‌سایت گنجور.
  20. رضا‌زاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت‌سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، 1399ش، ص43.
  21. شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، 1374ش، ص131.
  22. رضا‌زاده و همکاران، «بررسی نقش دستار در هویت‌سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب»، 1399ش، ص36.
  23. حیدرمیرزا دوغلات، تاریخ رشیدی، 1383ش، ص86.
  24. موسوی، «بی‌دستار شدن، اشکال و دلایل»، 1397ش، ص51.
  25. موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص146.
  26. موسوی، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص150.
  27. قمی، تاریخ قم،1361ش، ص184.
  28. سعدی، بوستان، 1380ش، ص81-82.
  29. شهشهانی، تاریخ پوشش سر در ایران، 1374ش، ص163.
  30. موسوی، «اشارات و مضمون¬های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص152-153.
  31. ماهیار نوابی، عمامۀ شیروشکری، نامۀ مینوی، ۱۳۵۰ش، ص445.
  32. موسوی، «اشارات و مضمون¬های دستار و دستاربندی در ادبیات»، 1398ش، ص162-163.
  33. شهشهانی، تاریخچه پوشش سر در ایران، 1374ش، ص130.
  34. «لباس کردی؛ همنشینی رنگ و سلیقه و هنر»، وب‌سایت هومسا.
  35. «لباس محلی استان کردستان (لباس کردی اقوام ایران)»، وب‌سایت جاذبه‌ها.
  36. ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها، چادرنشینان و روستائیان ایران، 1346ش، ص67.
  37. محمدی و امینی، «بررسی تاریخی پوشش مردان و زنان کرد»، 1398ش، ص30.

منابع

  • اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مغول، تهران، نیلوفر نقره‌ای، 1379ش.
  • الهی، قیاسی، دولت‌آبادی، رحیمی، پوشاک در امثال و حکم فارسی، تهران، جمال هنر، 1392ش.
  • بی‌نام، هزارو‌یک شب، ترجمه مرتضی مرعشی‌پور، تهران، نیلوفر، 1390ش.
  • حیدرمیرزا دوغلات، محمد، تاریخ رشیدی، تهران، میراث مکتوب، 1383ش.
  • خالقی مطلق، جلال، شاهنامه فردوسی، تهران، سخن، 1386ش.
  • دُزی، راینهارت پیتر، فرهنگ البسه مسلمانان، ترجمه حسینعلی هروی، تهران، علمی فرهنگی‌، 1345ش.
  • دهخدا‌، علی‌اکبر، لغت‌نامه، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 10 مرداد 1402ش.
  • رضازاده، نسرین و دیگران، «بررسی نقش دستار در هویت‌سازی فرهنگی پوشش مردان عصر صفوی با تکیه بر شعر صائب تبریزی»، فصلنامه تفسیر و تحلیل متون زبان و ادبیات فارسی ‌(‌دهخدا)، شماره 46، زمستان 1399ش.
  • سعدی، مصلح بن عبدالله، بوستان، تصحیح محمدعلی فروغی، تهران، اقبال، 1380ش.
  • شارن، ژان، سیاحت‌نامه شارحان، مترجم عباسی، محمد، تهران، امیرکبیر، 1355ش.
  • شهشهانی، سهیلا، تاریخ پوشش سر در ایران، تهران، مدبر، 1374ش.
  • صائب تبریزی، دیوان اشعار، غزلیات، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: 10 مرداد 1402ش.
  • ضیاءپور، جلیل، پوشاک ایل‌ها،‌‌ چادرنشینان و روستائیان‌ ایران،‌ تهران، وزارت فرهنگ و هنر، 1346ش.
  • فردوسی، شاهنامه، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: 10 مرداد 1402ش.
  • فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، دانشگاه تهران، 1347ش.
  • قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، مشهد، توس، 1361ش.
  • «لباس محلی استان کردستان (لباس کردی اقوام ایران)»، وب‌سایت‌ جاذبه‌ها، تاریخ بازدید: 10 مرداد 1402ش.
  • ماهیار نوابی، یحیى، عمامۀ شیروشکری، نامۀ مینوی، به کوشش حبیب یغمایی و ایرج افشار، تهران، ۱۳۵۰ش.
  • مجلسی، محمدباقر، حُلیةالمتقین، تهران، لقمان، 1369ش.
  • محمدی، فریده و‌ امینی، ثریا، «بررسی تاریخی پوشش مردان و زنان کرد»، فصلنامۀ مطالعات هنر و فرهنگ، سال چهارم، شمارۀ 11، تابستان 1398‌‌ش.
  • موسوی، سید جلال، «اشارات و مضمون‌های دستار و دستار‌بندی در ادبیات»، فصلنامه پژوهش‌های ادبی، شماره 66، زمستان 1398ش.
  • موسوی، سید جلال، «بی‌دستار شدن، اشکال و دلایل»، دوماهنامۀ فرهنگ و ادبیات عامه، شمارۀ 19، فروردین و اردیبهشت 1397ش.

دستار؛ پارچه‌ای که دور سر می‌پیچند.

دستار، قطعه پارچه‌ای است که چند بار به دور سر یا عرق‌چین بسته می‌شود.[۱] در عربی به آن عمّامه، مِندیل یا مَندیل می‌گویند.[۲] عمامه از پوشش‌های امروزی روحانیون شیعه و از جمله پوشش‌های قدیمی مردان است.

واژه‌شناسی

دستار از ترکیب واژة «دست» و «ار» تشکیل شده است.[۳] دستار دستمال، روپاک (دستمالی که مردان جهت خشک کردن سر و صورت خود استفاده کرده و گاهی روی سر قرار می‌دهند) و رومال نیز خوانده می‌شود.[۴]

پیشینه

مادها به کلاه خود دستاری می‌بستند.[۵] در تخت جمشید، نقش برجسته خدمت‌گذار پارسی دیده می‌شود که دستاری بر سر دارد.[۶] خسرو پرویز ساسانی (۵۹۰-۶۲۸) دستاری داشت که در آتش نمی‌سوخت.[۷] عمامه‌پوشی از صدر اسلام، رواج داشت. پیامبر عمامة سیاهی بر سر می‌بست[۸] که «سحاب» نام داشت.[۹] پیامبر در روز عید غدیر امام علی را معمّم کرد.[۱۰] پس از گسترش اسلام در ایران، بر سر نهادن عمّامه در میان گروه‌های برگزیده جامعه، افزایش یافت.[۱۱] در زمان امویان (۴۱-۱۳۲ق) و عباسیان (۱۳۲-۶۵۶ق) در شهر بم دستارهایی بافته می‌شد که به «دستار بمی» معروف بود.[۱۲] شاهان آل‌بویه (۳۲۰-۴۴۸قمری) کلاه بلندی بر روی سر قرار داده و دستاری روی آن می‌بستند.[۱۳]

رنگ دستار

در گذشته، رنگ دستار، نشان‌دهنده جایگاه اجتماعی افراد بود. دستار سفید، مخصوص روحانیون غیر سادات، دستار سبز و سیاه ویژه سادات و دستار شیروشکری مخصوص بازاریان بود.[۱۴] پارچه دستار شیروشکر از جنس ابریشم و به رنگ نخودی یا سفید بوده که روی آن با ابریشم قهوه‌ای رنگ، سوزن‌دوزی می‌شد.[۱۵]

طرز پوشیدن دستار

در گذشته، به دلیل سختی پیچیدن عمامه، افرادی بودند که پیشة آن‌ها عمامه‌پیچی بود. برخی از مردان دو سر دستار را از پشت سر یا کنار سر رها می‌کردند. گروهی آن را بر روی عرق‌چین خود روی سر قرار می‌دادند. در بسیاری از نواحی ایران، مردم دنباله عمامه را از پشت گوش چپ عبور داده و روی شانه می‌انداختند. در خراسان دهقان‌ها یک سر دستار را مانند تاج بر روی سر به سمت بالا نگه‌ می‌داشتند که نشانه‌ای از میزان دارایی آن‌ها بود. هرچه فرد متمول‌تر بود، تاج دستار را بالاتر می‌نهاد. زاهدان و صوفیان یک پیچ از دستار را از زیر زنخدان عبور داده و به دور سر می‌پیچیدند. آن‌ها سر دیگر دستار را روی شانه می‌انداختند.[۱۶] این نوع دستار را «تحت‌الحنک» می‌نامیدند.[۱۷]

دستار در احکام اسلامی

استفاده از دستار، جهت اقامه نماز مستحب است.[۱۸] مستحب است انتهای دستار، باز شده و بر روی شانه قرار گیرد.[۱۹]

دستار در پوشش اقوام ایرانی

مردان کرد به دور عرق‌چین خود دستاری از جنس ابریشم و به رنگ مشکی می‌پیچند. این دستارها ریشه دارند که بر روی صورت آن‌ها قرار می‌گیرد.[۲۰] بانوان کرد نیز بر روی سر خود دستار می‌بندند. دستار آن‌ها دو قسمت دارد. قسمت نخست کلاهی کوتاه با کلّگی مسطح و پولک‌دوزی شده و قسمت دوم پارچة مشکی که به دور کلاه روی هم انباشته و با استفاده از سنجاق به یکدیگر وصل می‌کنند.[۲۱] بانوان کرد قوچان، دستار را روی روسری خود می‌بندند.[۲۲] زنان بختیاری جهت پوشاندن سر خود از لچک یا روسری و بر روی آن از دستار مشکی استفاده می‌کنند. آن‌ها دستار را چند تا می‌زنند تا به عرض ۳ سانتی‌متر برسد. میانی دستار را روی پیشانی گذاشته و از پشت سر دو طرف آن را گره می‌زنند.[۲۳]

پانویس

  1. اسلامی تنها، لباس روحانیت شیعه به مثابه دال سیاسی در ایران معاصر، ۱۳۹۱ش، ص۱۱۳.
  2. معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه مندیل.
  3. معین، حاشیه بر جلد ۲ برهان قاطع، [بی‌تا]، ص۸۵۵، حاشیه ۵.
  4. تبریزی، برهان قاطع، ذیل واژه مندیل؛ محمدپادشاه، آنندراج، ذیل واژه مندیل.
  5. ضیاءپور،‌ پوشاک ایرانیان، ۱۳۴۹ش، ص۱۱۷.
  6. ضیاءپور، پوشاک هخامنشی‌ها و مادیها در تخت جمشید، ۱۳۵۰ش، ص۱۳، تصویر ۶.
  7. بلعمی، تاریخ بلعمی، ۱۳۴۱ش، ص۱۰۹۲.
  8. ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۱۴.
  9. طباطبایی، سنن النبی، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۷۴.
  10. حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۵۷.
  11. خزائلی، واژه‌نامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۶۷و۶۹.
  12. متین، پوشاک ایرانیان، ۱۳۸۳ش، ص۳۶.
  13. فقیهی، آل بویه و اوضاع زمان ایشان، ۱۳۵۷ش، ص۳۴۱.
  14. خزائلی، واژه‌نامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۶۵.
  15. ماهیار نوابی، «عمامه شیروشکری»، ۱۳۵۰ش، ص۴۴۵.
  16. خزائلی، واژه‌نامه پوشش سر در ایران، ۱۳۸۰ش، ص۶۲و۶۵.
  17. غیبی، هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۷.
  18. «نظر مراجع درباره استفاده از عبا در نماز»، سایت شهدای ایران.
  19. «استحباب بستن تحت‌الحنک»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی.
  20. ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۶۷؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش، تصویر ۵۷.
  21. ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۲۲؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش، تصویر ۵۱.
  22. ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۲۷و۶۰و۹۰؛ کسراییان، کردهای ایران، ۱۳۷۲ش، تصویر ۱۱۷-۱۲۰.
  23. امیراحمدیان، ایل بختیاری، ۱۳۷۸ش، ص۲۲۲و۲۲۶؛ بهارناز، عشایر همگام پرستوها، ۱۳۸۴ش، ص۱۳۱.

منابع

  • ابن ابی‌جمهور، عوالی اللئالی، قم، سیدالشهداء، ۱۴۰۳ق.
  • «استحباب بستن تحت الحنک»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی، تاریخ بازدید: ۲۴ خرداد ۱۴۰۱ش.
  • اسلامی‌تنها، اصغر، لباس روحانیت شیعه به مثابه دال سیاسی در ایران معاصر، مجله علوم سیاسی، شماره ۶۰، ۱۳۹۱ش.
  • امیراحمدیان، بهرام، ایل بختیاری، تهران، دشتستان، ۱۳۷۸ش.
  • بلعمی، محمد، تاریخ بلعمی، به‌تحقیق محمدتقی بهار و محمد پروین‌گنابادی، تهران، [بی‌نا]، ۱۳۴۱ش.
  • بهارناز، محمدرضا، عشایر همگام پرستوها، تهران، خانه فرهنگ و هنر گویا، ۱۳۸۴ش.
  • تبریزی، محمدحسین بن خلف، برهان قاطع، تهران، امیرکبیر، ۱۳۳۵ش.
  • حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم، آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
  • خزائلی، عذرا، واژه‌نامه پوشش سر در ایران، تهران، [بی‌نا]، ۱۳۸۰ش.
  • ضیاءپور، جلیل،‌ پوشاک ایرانیان، تهران، وزارت فرهنگ و هنر، تهران، ۱۳۴۹ش.
  • ضیاءپور، جلیل، پوشاک ایل‌ها چادرنشینان و روستاییان ایران، تهران، [بی‌نا]، ۱۳۴۶ش.
  • ضیاءپور، جلیل، پوشاک هخامنشی‌ها و مادیها در تخت جمشید، تهران، وزارت فرهنگ و هنر، ۱۳۵۰ش.
  • طباطبایی، محمدحسین، سنن النبی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۶ق.
  • غیبی، مهرآسا، هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، تهران، هیرمند، ۱۳۸۵ش.
  • فقیهی، علی‌اصغر، آل بویه و اوضاع زمان ایشان، تهران، صبا، ۱۳۵۷ش.
  • کسراییان، نصرالله و عرشی، زیبا، کردهای ایران، تهران، مولف، ۱۳۷۲ش.
  • ماهیار نوابی، یحیی، «عمامه شیروشکری»، نامه مینوی، به‌تحقیق حبیب یغمایی و ایرج افشار، تهران، ۱۳۵۰ش.
  • متین، پیمان، پوشاک ایرانیان، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
  • محمدپادشاه، آنندراج، به‌تحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، خیام، ۱۳۶۳ش.
  • معین، محمد، حاشیه بر جلد ۲ برهان قاطع، [بی‌جا]،‌ [بی‌نا]، [بی‌تا].
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۲۴ خرداد ۱۴۰۱ش.
  • «نظر مراجع درباره استفاده از عبا در نماز»، سایت شهدای ایران، تاریخ درج مطلب: ۱ مهر ۱۳۹۳ش.

ویکی زندگی