جزایر ایرانی خلیج فارس
ظاهر
جزایر ایرانی خلیج فارس؛
| نام جزیره | وضعیت سکونت | ویژگیهای طبیعی و اقلیمی | شاخصههای اقتصادی و گردشگری |
| قشم | مسکونی | بزرگترین جزیره؛ دارای گنبد نمکی (نمکدان) و جنگلهای حرا. | منطقه آزاد تجاری؛ تنوع بینظیر پرندگان و ساحل لاکپشتها. |
| کیش | مسکونی | جزیره مرجانی با پوشش گیاهی مستعد کشاورزی و نخلستان. | نخستین بندر آزاد تجاری؛ دارای زیرساختهای پیشرفته گردشگری و آثار باستانی (حریره). |
| لاوان | مسکونی | سومین جزیره بزرگ ایران؛ دارای آب و هوای گرم و مرطوب. | مرکز استقرار تأسیسات نفتی؛ مبدأ صادرکننده مروارید و عسل خاص منطقه. |
| هرمز | مسکونی | جزیره بیضیشکل؛ دارای کوههای آتشفشانی، معادن خاک سرخ و نمک. | معروف به کلید خلیج فارس؛ دارای پیشینه تاریخی غنی و قلعه پرتغالیها. |
| ابوموسی | مسکونی | جنوبیترین جزیره ایرانی؛ دارای موقعیت راهبردی در عمیقترین مسیر کشتیرانی. | مرکز اداری و سیاسی منطقه؛ دارای اهمیت ویژه در امنیت دریانوردی. |
| هنگام | مسکونی | جزیره مخروطیشکل در جنوب قشم؛ دارای ارتفاعات آهکی. | زیستگاه دلفینها؛ فعالیت عمده اهالی صیادی و دارای تأسیسات تاریخی. |
| لارک | مسکونی | متشکل از کوههای آتشفشانی مخروطی در تنگه هرمز. | فعالیت اقتصادی مبتنی بر صید و غواصی؛ فاقد اراضی کشاورزی. |
| سیری (راز) | مسکونی | جزیرهای مسطح و بدون پستی و بلندی؛ دارای پوشش نخل خرما. | دارای ذخایر معدنی خاک سرخ و تأسیسات مسکونی و صنعتی. |
| هندورابی | مسکونی | سرزمینی هموار با ارتفاع کم؛ حد فاصل کیش و لاوان. | صید و غواصی؛ زیستگاه پرندگان شکاری (شاهین و باز)؛ زیرمجموعه گردشگری کیش. |
| تنب بزرگ | مسکونی | جزیرهای با خاک شنی؛ دارای لنگرگاه و موجشکن. | معیشت اهالی از طریق صید ماهی و مروارید؛ دارای گونههای خزندگان سمی. |
| فرور بزرگ | غیرمسکونی | واقع بر کمربند زلزلهخیز؛ دارای شیبهای تند و پرتگاهها. | کانون غنی زیستمحیطی برای حیات وحش و پرندگان شکاری؛ دارای بقایای سکونت قدیمی. |
| فرور کوچک | غیرمسکونی | واقع در جنوب فرور بزرگ؛ دارای اتمسفر اقلیمی خاص. | زیستگاه مهم پرندگان مهاجر و بومی در مسیر بینالمللی. |
| شتور (شیدور) | غیرمسکونی | پناهگاه حساس حیات وحش؛ دارای تودههای شنی. | معروف به جزیره ماران؛ منطقه حفاظت شده برای تولیدمثل لاکپشتها و دلفینها. |
| تنب کوچک | غیرمسکونی | جزیرهای مثلثیشکل در غرب تنب بزرگ. | فاقد سکونت انسانی؛ دارای اهمیت از منظر ثبات جغرافیایی منطقه. |
| ناز | غیرمسکونی | وسعت اندک با دیوارههای صخرهای؛ در نزدیکی قشم. | اتصال موقت به ساحل در زمان جزر؛ محل استراحت صیادان و پرندگان دریایی. |
پانویس
منابع