حکومتهای شیعه در ایران؛ تشکیل دولتهای شیعی از گرایشهای مختلف زیدیه، اسماعیلیه و اثنیعَشَری در ایران.
حکومتهای شیعه در ایران با دولت علویان طبرستان، در سدۀ سوم هجری، آغاز شد. این دولت، الگویی برای حکومتهای بعدی شیعه از جمله خاندان مسافر، آل بویه، باوندیان اسپهبدیه و شاخههای گوناگون حکومتهای اسماعیلی مانند نزاریان ایران، شد. در قرون میانه، جنبشهایی همچون سربداران، مرعشیان و خاندان کیا نمونههای دیگری از پیوند تشیع با قدرتهای محلی بهشمار میروند. سپس دولتهایی چون مشعشعیان و سرانجام صفویان با رسمی کردن مذهب تشیع در سراسر ایران، این جریان تاریخی را به اوج قدرت سیاسی و فرهنگی خود رساندند. پس از صفویان، دولت قاجار نقش مهمی در تثبیت هویت شیعی ایران ایفا کرد. نقطهٔ عطف نهایی، پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ش) و تأسیس جمهوری اسلامی ایران است. برای نخستین بار، اندیشهٔ حکومت شیعه که پیشتر نظری و آرمانی بود، بهصورت عملی و قانونی در قالب یک دولت مدرن تحقق یافت. همهٔ این حکومتها در گسترش اندیشه و فرهنگ سیاسی-اجتماعی تشیع در ایران نقش داشتهاند.
مفهومشناسی
حکومتهای شیعه در ایران، مجموعهای از نظامهای سیاسی محلی و ملی هستند که از سدهٔ سوم هجری قمری با تأسیس حکومت علویان طبرستان آغاز شدند و پس از فرازونشیبهای تاریخی، تا دورهٔ معاصر تداوم یافتهاند. بر اساس منابع پژوهشی، عنوان حکومت شیعی، منحصر به دولتهای شیعهٔ دوازدهامامی یا اثنیعشری نیست،[۱] بلکه دولتهای دیگری همچون اسماعیلیان از جمله فاطمیان و نزاریان[۲] و زیدیان[۳] نیز در طول تاریخ ایران و سرزمینهای اسلامی شکل گرفتهاند. وجه مشترک همهٔ این حکومتها، صرفِ نظر از مذهب دقیق آنان، بهرهگیری از مشروعیت مذهبی تشیع برای تشکیل قدرت سیاسی در برابر خلافت رسمی یا نظامهای رقیب بوده است.[۴]
نقطهٔ عطف تاریخ حکومتهای شیعی در ایران، دودمان صفوی است. صفویان با رسمیکردن مذهب تشیع اثنیعشری در ایران، بستر تحولی بنیادین در ساختار سیاسی-مذهبی کشور ایجاد کردند.[۵] در دوران معاصر نیز نظریهٔ ولایت فقیه بهعنوان اصلیترین رکن نظام جمهوری اسلامی ایران، الگویی نوین از حاکمیت شیعی را نهادینه ساخته است.[۶]
زمینهٔ شکلگیری حکومتهای شیعه در ایران
پیدایش مذهب تشیع
دربارهٔ چگونگی پیدایش مذهب تشیع، دو دیدگاه اصلی در منابع پژوهشی وجود دارد:
۱. شکلگیری تدریجی: بر اساس این دیدگاه، تشیع نقطهٔ آغاز مشخصی ندارد و در جریان رویدادهای سدهٔ نخست هجری از جمله رویدادهای سقیفه، جنگ جمل، جنگ صفین و واقعهٔ عاشورا بهتدریج از یک گرایش سیاسی-عاطفی هویت یافت.[۷]
۲. شکلگیری بهعنوان اعتقاد به نص: این دیدگاه بر آن است که تشیع زمانی به مذهبی مستقل با مبانی کلامی تبدیل شد که باور به نظریهٔ نص و تعیین صریح علی بن ابیطالب توسط پیامبر اسلام در اواخر سدهٔ نخست و اوایل سدهٔ دوم هجری، رواج یافت.[۸]
گرایش ایرانیان به تشیع
گرایش ایرانیان به تشیع فرایندی تدریجی بود که سرانجام به شکلگیری دولتهای محلی شیعه و سپس حکومت رسمی صفوی انجامید.[۹] این گرایش را میتوان در دو دستهٔ کلی زمینههای فرهنگی-اجتماعی و زمینههای سیاسی-تاریخی بررسی کرد:
زمینههای فرهنگی و اجتماعی
ایرانیان از همان سدههای نخست اسلامی، بهتدریج به تشیع روی آوردند. مهمترین دلایل این گرایش عبارت بودند از:
- شعار عدالت و برابری توسط امام علی و دیگر امامان شیعه؛
- رفتار محترمانهٔ امامان با ایرانیان، در برابر تبعیض امویان؛
- مظلومیت شیعیان که همدردی ایرانیان را برمیانگیخت؛
- آشنایی ایرانیان با اصحاب ائمه و دریافت روایتهای تاریخی از امامان.[۱۰]
زمینههای سیاسی و تاریخی
چند رویداد سیاسی مهم به شتاببخشی گرایش ایرانیان به تشیع انجامید:
- هجرت علویان و سادات به ایران: از سدهٔ دوم هجری به بعد، بسیاری از نوادگان پیامبر و امامان برای در امان ماندن از آزار خلفای اموی و عباسی به ایران کوچ کردند. حضور این خاندان در شهرهای ایران، زمینهٔ آشنایی مردم با آموزههای شیعی را فراهم کرد.
- هجرت علی بن موسیالرضا به ایران: حضور هشتسالهٔ علی بن موسیالرضا در مرو و رفتوآمد وی در شهرهایی مانند نیشابور، تأثیر عمیقی بر گسترش تشیع گذاشت. حدیث معروف سلسلةالذهب، نامههای وی به افراد مختلف و مناظرههای علمی در دربار مأمون، همگی به آشنایی ایرانیان با تشیع انجامید.[۱۱]
نخستین حکومتهای محلی و منطقهای پیش از صفویه
پیش از آنکه صفویان در سدهٔ دهم هجری قمری، تشیع را در سراسر ایران رسمی کنند، دولتهای محلی و منطقهای متعددی در ایران شکل گرفته بودند. این حکومتها اگرچه فراگیر نبودند و بیشتر در محدودهٔ جغرافیایی کوچکی قدرت داشتند، اما نقش مهمی در ریشهدار کردن تشیع در ایران ایفا کردند.[۱۲] مهمترین این حکومتها عبارتند از:
علویان طبرستان
حکومت علویان طبرستان در سال ۲۵۰ هجری قمری، با مهاجرت و ورود سادات علوی به شمال ایران و در منطقهٔ طبرستان، مازندران کنونی تأسیس شد. چهار تن از نوادگان حسن مجتبی، امام دوم شیعیان، از جمله حسن بن زید معروف به داعی کبیر، از ۲۵۰ق تا حسن بن قاسم معروف به داعی صغیر، تا ۳۱۶ق، بر آن حکومت کردند. مذهب رسمی آنان تشیع زیدی بود. این حکومت سرانجام در سدهٔ دهم قمری منقرض شد. علت اصلی فروپاشی آن، نداشتن تشکیلات منسجم بهویژه سازمان نظامی منظم، اختلافات داخلی، گسترش قلمرو بدون سنجش موقعیت دشمنان و توطئههای خلافت عباسی بود.[۱۳]
دستاوردهای این دوره عبارت بود از: نخستین تجربهٔ حکومتی شیعی در ایران با اتکا بر دعوت و انتخاب مردم، چالش جدی با خلافت عباسی، گسترش دعوت به سرزمینهای مجاور، تأمین امنیت جامعه، ساخت مساجد، مدارس دینی، کتابخانهها و خانقاهها، ترویج فقه شیعی زیدی، تعمیر بارگاه امامان و حاکمان علوی، و ایجاد پایگاهی امن برای سادات.[۱۴]
آلمسافر
حکومت آل مسافر از سال ۳۰۴ق در منطقهٔ دیلم و نواحی شمال غربی ایران تا ارمنستان استقرار یافت. این سلسله همانند جَستاریان بودند که نیروی خود را داخل و خارج از دیلم تشکیل دادند و به دو شاخۀ آذربایجان به رهبری مرزبان اول بن محمد و دیلم به رهبری وهسودان بن محمد، تقسیم میشدند. حاکمان آن عبارت بودند از: محمد بن مسافر (۳۰۴ق) بهعنوان سرسلسله؛ در شاخهٔ دیلم ۹ تن از وهسودان بن محمد (۳۳۰ق) تا مسافر (۴۵۴ق) و در شاخهٔ آذربایجان ۶ تن از مرزبان اول بن محمد (۳۳۰ق) تا ابوالهیجاء بن ابراهیم. مذهب رسمی آنان تشیع اسماعیلی بود و تاریخ دقیق انقراض حکومت مشخص نیست. عوامل فروپاشی شامل دوپاره شدن حکومت به دو شاخه آذربایجان و دیلم، اختلافات داخلی میان دو شاخه، ناتوانی در رواج تشیع اسماعیلی از گونه قرمطی در میان مردم، و منازعات پیوسته با غزنویان، سلجوقیان و آل بویه بود.[۱۵]
دستاوردهای آل مسافر عبارت بود از: ضرب سکههای حاوی نشانههای اعتقادات شیعی اسماعیلی (قرمطی)، بروز و ظهور حرکتها و رسوم مبتنی بر فرهنگ انتظار، و گامی در جهت نهادینهسازی باورهای شیعی در ساختار سیاسی و اجتماعی آن عصر.[۱۶]
آلبویه
این حکومت در سال ۳۲۱ق پایهگذاری شد و بخشهایی از ایران، عراق، جزیره و شام را در بر گرفت. با ضعف خلافت عباسی در سدهٔ سوم و چهارم، امیران محلی داعیهٔ استقلال یافتند و علی پسر ابوشجاع در سال ۳۲۱ق با فتح ارجان، دولت آل بویه را تأسیس کرد.[۱۷] حاکمان آن شامل ۷ تن در فارس (۳۲۲–۴۴۷ق)، ۶ تن در اصفهان، ری و همدان (۳۳۵–۴۱۴ق) و ۱۰ تن در عراق (۳۳۴–۴۴۷ق) بودند. آنان ابتدا پیرو تشیع زیدی بودند و سپس به تشیع اثنیعشری گرویدند.[۱۸] دلایل فروپاشی آن در سال ۴۴۷ق عبارت بود از: اختلافات داخلی و انشقاق، روی کار آمدن حاکمان ضعیف پس از عضدالدوله، ظهور قدرتهای نوپا (غزنویان و سلجوقیان)، و ناتوانی در حل اختلافات قومی، فرهنگی و سپاهیان.[۱۹]
دستاوردهای آل بویه: کنترل بغداد و تسلط بر خلافت عباسی، ایجاد تشکیلات اداری منظم مانند وزارت، دیوانها، قضاوت، حسبه و نقابت، سازماندهی نوین سپاه، نهادسازی مذهبی،[۲۰] رسمیتبخشی به عزاداری محرم،[۲۱] شکوفایی علوم، هنر و معماری،[۲۲] ساخت و تجدید بنای مشاهد متبرکه، ایجاد کتابخانهها و مراکز علمی، برگزاری رسمی عید غدیر، رواج «حی علی خیرالعمل» در اذان و استفاده از مهر و تربت در نماز، توجه به علویان و احیای منصب نقابت، و ساماندهی وقف و نذورات.[۲۳]
باوندان اِسپَهبدیه طبرستان
حکومت باوندیان اسپهبدیه طبرستان در سال ۴۶۶ق در سرزمین فریم (فَرّیم، پِریم یا قارِن) در شرق سلسلهکوههای طبرستان و در کنار شهریارکوه بنیان نهاده شد. قارن پسر سهراب در شهریارکوه نیرویی پدیدآورد و پس از او پسران و نوادگانش بهتدریج بخشهایی از طبرستان را تصرف کردند. هشت تن از حسامالدوله شهریار، پسر قارن (۴۶۶ق) تا شمسالملوک رستم (۶۰۶ق) بر آن فرمان راندند. مذهب رسمی آنان تشیع اثنیعشری بود و سرانجام این حکومت در سال ۶۰۶ق منقرض شد. عوامل اصلی فروپاشی آنها عبارت بود از: اختلافات داخلی بر سر جانشینی، نقشآفرینی امرا در منازعات، روابط پر فرازونشیب با سلجوقیان، خوارزمشاهیان و اسماعیلیان الموت.[۲۴]
دستاوردها: ایجاد موازنهٔ قدرت سیاسی در عرصهٔ مذهبی مازندران، حمایت از علمای شیعه، سادات و علویان، همکاری با شیعیان دیگر مناطق از جمله اسماعیلیان، تبلیغ و گسترش مذهب امامیه در طبرستان، و توجه ویژه به بقاع متبرک شیعیان مانند عتبات عالیات، نجف، بقیع، مشهد و آرامگاه عبدالعظیم حسنی.[۲۵]
اسماعیلیه نزاری ایران
حکومت اسماعیلیه نزاری ایران در سال ۴۸۸ق در قلعهٔ کوهستانی الموت از توابع استان قزوین کنونی تأسیس شد. اختلاف بر سر جانشینی مستنصر، خلیفهٔ هشتم فاطمیان مصر و به دنبال آن حسن صباح، آغازگر حرکت اسماعیلیه نزاری در ایران بود.[۲۶] هفت تن از حسن صباح (۴۸۳ق) تا رکنالدین خورشاه (۶۵۴ق) بر آن فرمان راندند. مذهب رسمی آنان تشیع اسماعیلی (باطنیه) بود. این حکومت در سال ۶۵۴ق بر اثر نداشتن سرزمین یکپارچه و قدرت نظامی نیرومند، اختلافات عقیدتی، تبلیغات اهلسنت علیه آنان، ترور شخصیتهای بزرگ سیاسی و مذهبی، همزمانی با سلجوقیان و خوارزمشاهیان و رویارویی با مغولان منقرض شد و پس از آن بهصورت مخفیانه ادامه یافت.[۲۷]
دستاوردها: استمرار سلسلهٔ امامت نزاری،[۲۸] ایجاد شبکهٔ مستحکم از قلاع و معماری بینظیر نظامی، جلب مخالفان اقتصادی، سیاسی و مذهبی نظام سلجوقیان، ایجاد انسجام در جامعهٔ نزاری، ادامهٔ حیات اسماعیلیه در قالب گروههای صوفی پس از سقوط، فعالیت گسترده در ادبیات، فلسفه، کلام و نجوم، ایجاد کتابخانههای مجهز و مراکز پژوهشی و استفاده از زبان فارسی بهعنوان زبان ادبیات دینی.[۲۹]
سربداران
حکومت سربداران از حدود سال ۷۳۶ق در مناطق خراسان، جرجان یا گرگان، قومس (کومش)، مازندران، جوین و اسفراین شکل گرفت. زمینهٔ شکلگیری آن، حضور شیخ خلیفه مازندرانی، صوفیِ قائل به اصلاح اجتماعی در سبزوار[۳۰] و نیز رویداد باشتین در نهم یا دوازدهم شعبان سال ۷۳۶ یا ۷۳۷ق بود.[۳۱] یازده تن از وجیهالدین مسعود بن فضلالله (۷۳۸ق) تا خواجه علی مؤید (۷۸۳ق) بر آن حکومت کردند. مذهب رسمی آنان تشیع اثنیعشری بود. این حکومت در سال ۷۸۸ق به دلایلی مانند عدم هماهنگی در ارکان حکومتی، اختلاف در گرایشهای دینی مانند تشیع صوفیانه در برابر تشیع فقاهتی، نامتوازن بودن ترکیب قدرت نظامی-سیاسی با روحانیون صوفی، درگیری با آل کرت و مغولان، و آرمانگرایی رهبران، منقرض شد.[۳۲]
دستاوردها: گسترش تشیع در خراسان و سرزمینهای مجاور، ایجاد تشکیلات منظم اداری و نظامی، اصلاحات مالی و اقدامات عمرانی، پیدایش تفکر بیگانهستیزی بهعنوان الگویی برای قیامهای بعدی از جمله قیام شاه اسماعیل صفوی، احیای آموزههای شیعی، حمایت از علمای شیعه، شاعران، دانشمندان و فرهیختگان، و رفتار مناسب حاکمان با مردم.[۳۳]
مرعشیان
حکومت مرعشیان در سال ۷۶۰ق در مناطق طبرستان و قزوین تأسیس شد. سید قوامالدین مرعشی با بهرهگیری از پشتوانهٔ مذهبی و محبوبیت خود، حاکمان محلی را شکست داد و حکومت خود را نخست در آمل و سپس در تمام طبرستان و نواحی اطراف برپا کرد.[۳۴] چهارده تن از سید قوامالدین (۷۶۰ق) تا سلطان مراد (تاریخ نامعلوم) بر آن فرمان راندند. مذهب رسمی آنان تشیع اثنیعشری بود. این حکومت تا سال ۷۹۵ق، مستقل و سپس تا سال ۱۰۰۵ق، بهعنوان حکومت دستنشانده ادامه یافت. دلایل ضعف و انقراض این حکومت عبارتند از: مبارزه با حکام محلی نیرومند، نداشتن سازوکارهای اقتصادی و سیاسی لازم، مالاندوزی برخی حکمرانان و دورشدن از مردم و حملات تیمور.[۳۵]
دستاوردها: تأثیر اندیشههای سیاسی-اجتماعی آنان بر قیامهای بعدی مانند آل کیا در گیلان و بر تشکیل دولت صفویه، عمران و آبادی بناهای عامالمنفعه مثل حمام، بازار و مسجد و گسترش شعائر شیعی.[۳۶]
آلکیا
حکومت آل کیا در بخش وسیعی از گیلان قرار داشت. سیدعلی کیا با پشتیبانی سادات مرعشی، شرق گیلان را از سال ۷۶۷ق کنترل کرد و حکومت آل کیا را در لاهیجان در سال ۷۶۹ق پایهگذاری کرد.[۳۷] هفده تن از امیرکیا (۷۶۰ق) تا خاناحمد (۱۰۰۰ق) از حاکمان اصلی آن بودند. مذهب رسمی آنان تشیع زیدی بود. این حکومت در سال ۱۰۰۰ق، بر اثر اختلافات داخلی بر سر مسائل اقتصادی و سیاسی، تحول در مناسبات با صفویان و اقدامات تندروانهٔ خاناحمد در رویارویی با صفویان منقرض شد.[۳۸]
دستاوردها: تشکیل حکومتی شیعی در شرق گیلان با پایتختی لاهیجان، اجرای آداب و رسوم اجتماعی مانند جشنها، عزاداریها و مراسم دینی با حفظ اصول ملی و بومی، گرایش تدریجی از مذهب زیدی به امامیه و ظهور دانشمندان، پزشکان، شاعران، هنرمندان و نوازندگان.[۳۹]
قراقویونلوها
حکومت قراقویونلوها شامل آذربایجان، نواحی غرب و مرکزی ایران، بخشهایی از فارس و خوزستان بود. زمینهٔ شکلگیری آن در سال ۷۸۰ق، تشکیل اتحادیهای از ایلات ترکمان در منطقهٔ وان همزمان با تضعیف ایلخانان، شورش قرایوسف علیه جلایریان و مقابله با تیموریان بود. چهار تن از قرایوسف بن قرامحمد (۷۹۲ق) تا حسنعلی میرزا، حاکمان آن بودند. مذهب آنان تشیع طریقتی یا تشیع صوفیانه، آمیختهای از تشیع امامی، تشیع غالی، تصوف و برخی عناصر اهلسنت، بود و در سال ۸۷۲ق بر اثر رقابت با آققویونلوها، جنگ با تیموریان و جنگ جهانشاه و پسرش حسنعلیمیرزا با اوزون حسن، حاکم آققویونلو منقرض شد.
دستاوردها: ایجاد دولت متمرکز ترکمان با گرایش شیعی در شمال غرب ایران، انتقال تجربیات حکومتداری شیعی به آققویونلوها و صفویان، تضعیف حکومتهای محلی سنی در غرب ایران، ضرب سکه با شعارهای شیعی مانند نام امامان، تدفین حاکمان در جوار امامزادهها، ساخت مسجد کبود تبریز با کتیبههای شیعی، گسترش معماری شیعی در بناهای مذهبی و عمومی و رواج شعائر و مناسک شیعی در فضاهای عمومی.[۴۰]
آققویونلوها
همزمان با قراقویونلوها، این اتحادیهٔ ترکمان در منطقهٔ دیار بکر مستقر شد و پس از شکست قراقویونلوها در سال ۸۷۲ق بر تمام ایران تا مرزهای خراسان تسلط یافت. آنان ابتدا تابع تیموریان بودند اما بهتدریج استقلال یافتند. نُه تن از قره عثمان (۸۷۲ق) تا ابوالمظفر سلطان مراد (۹۲۱ق)، بر آن حکومت کردند. مذهب رسمی آنان تشیع التقاطی با زمینههای صوفیانه، حاوی عناصر سنی و شیعی بود که پلی بهسوی تشیع رسمی صفویه محسوب میشود. این حکومت در سال ۹۲۱ق، بر اثر دشمنان خانگی، کشمکشهای داخلی بر سر قدرت پس از اوزون حسن و ظهور دولت صفویه منقرض شد.[۴۱]
دستاوردها: زمینهسازی برای ظهور صفویان در تبریز از طریق تضعیف قدرتهای محلی، انتقال سنتهای اداری و سیاسی از تیموریان و ترکمانان به دولت صفوی.[۴۲]
مشعشعیان
سیدمحمد بن فلاح مشعشعی با رهبری و ادعای مهدویت، حکومت مستقلی شیعه را با مرکزیت هویزه در خوزستان در سال ۸۴۵ق بنیان نهاد.[۴۳] این حکومت شامل دو دوره بود: دوران استقلال (۸۴۵–۹۱۴ق) با چهار حاکم از سیدمحمد بن فلاح تا سیدعلی بن محسن فیاض و دوران وابستگی (۹۱۴–۱۱۷۶ق) با ۲۳ حاکم از سید فلاح بن محسن تا مولی مطلب بن محمدخان بن فرجالله.[۴۴] مذهب رسمی آنان تشیع بود. دورهٔ استقلال مشعشعیان در سال ۹۱۴ق توسط صفویان پایان یافت و حکومت با احتساب هر دو دوره تا پیش از اجرای نظام متمرکز در عصر رضاشاه پهلوی بهطور کامل منقرض شد.[۴۵]
دستاوردها: ایجاد جنبشی اجتماعی مبتنی بر حمایت نظام قبیلهای اعراب خوزستان، زمینهسازی برای رشد فرهنگی و شکوفایی علم و هنر در خوزستان بهویژه در هویزه، رونق مدارس و کتابخانهها، ظهور مفسران، فقها، حکما، ادیبان و شاعران بزرگ، و اعتلای فرهنگ شیعی در منطقه.[۴۶]
دورهٔ صفویه
دولت صفویه (۹۰۷–۱۱۳۵ق) توسط شاه اسماعیل یکم بنیانگذاری شد. عوامل گوناگونی زمینهساز موفقیت صفویان شد: پیشینهٔ طریقت صفوی، تبدیل طریقت به جنبش سیاسی، اتحاد با قبایل ترکمان (قزلباش)، تضعیف حکومتهای رقیب، تبلیغات گستردهٔ مذهبی، ضعف سیاسی ایران پس از حملات مغول، نارضایتی اجتماعی و دینی مانند فقر، تبعیض و فشارهای حکام سنی بر شیعیان در آناتولی و سوریه و پناهآوردن قبایل ترکمن به صفویان.[۴۷]
تأسیس و رسمیسازی تشیع
شاه اسماعیل یکم با شکست آققویونلوها وارد تبریز شد و در همان آغاز، مذهب تشیع اثنیعشری را بهعنوان مذهب رسمی کشور اعلام کرد. وی در تبریز خطبه به نام دوازده امام خواند، سکهها را با عبارت علی ولیالله، ضرب کرد،[۴۸] اذان را به شیوهٔ شیعیان تغییر داد و دستور لعن خلفای سهگانه را صادر کرد.[۴۹] پایتخت صفویان پس از تبریز به قزوین و سپس در زمان شاه عباس یکم به اصفهان منتقل شد. برخی منابع از اقدامات سختگیرانهٔ شاه اسماعیل برای رسمیسازی تشیع سخن گفتهاند؛ اما گروهی دیگر از پژوهشگران، این تغییر آیین را حرکتی آرام و تدریجی دانسته و گزارشهای مربوط به شدت عمل را حاصل داستانپردازی تاریخنگاران میشمارند.[۵۰] شاه اسماعیل افزون بر سختگیری نسبت به اهلسنت، از راههای دیگری نیز برای گسترش تشیع بهره برد: دعوت از علمای شیعهٔ جبل عامل و بحرین برای مهاجرت به ایران، ساخت مدارس شیعه و مراکز علمی و برگزاری آیینهای شیعی مانند مراسم عزاداری محرم.[۵۱]
نقش علما در ساختار حکومتی
از اواخر دورهٔ شاه اسماعیل و اوایل دورهٔ شاه طهماسب که خود را نایب فقیه جامعالشرایط معرفی کرد،[۵۲] علما وارد ساختار حکومت صفوی شدند و مناصب زیر را بر عهده گرفتند:
- صدر، شیخالاسلام، ملاباشی، وکیل حلالیات؛
- قاضیان، مفتیان، داعی الاعظم، وزیران؛
- مدرسان، پیشنماز، امام جمعه؛
- متولی امور اوقاف.[۵۳]
با این حال، شماری از علمای شیعه از جمله شیخ ابراهیم قطیفی، مقدس اردبیلی (متوفی ۹۹۳ق)، صدرالمتألهین شیرازی (متوفی ۱۰۵۰ق) و شیخ حسن عاملی (متوفی ۱۰۱۱ق) همکاری با حکومت صفوی را جایز نمیدانستند.[۵۴]
هویت ملی و مذهبی
اتحاد سیاسی کشور، تشکیل یک حکومت ملی و وحدت مذهبی از ویژگیهای مهم این عصر در تاریخ ایران بهشمار میرود.[۵۵] هویت ملی ایرانی با مذهب تشیع امامیه پیوند خورد و مفهومی تازه به نام ایران مسلمان شیعهٔ فارسیزبان پدید آمد. برخی پژوهشگران، صفویه را نخستین حکومت ملی ایران میدانند و رسمی شدن تشیع را عامل یکپارچگی مردم در برابر دشمنان سنیمذهب بهویژه عثمانیان میشمارند.[۵۶]
عوامل ضعف و فروپاشی
دلایل مهم ضعف و فروپاشی حکومت صفویه عبارت بود از: نابودی صوفیان و عدم جایگزینی مناسب برای آنان، توطئهچینی و رقابت میان عناصر تأثیرگذار نظام حکومتی از جمله قزلباشان، ایرانیان دیوانسالار، گرجیان، ارمنیها و چرکسیها، تحدید استقلال و اقتدار شاهان توسط وزراء، عمال حکومتی، زنان حرم و برخی دیگر از منتفذین، رواج رفاهطلبی و برخی اعمال ناپسند نظیر شرب خمر در دربار و تربیت شاهزادگان در حرم از دوران شاه عباس یکم، جنگها و منازعات مستمر با دولتهای همسایه مانند ازبکان، عثمانیان، گورکانیان هند و روسها و صدمات اقتصادی و تلفات انسانی شدید.[۵۷]
دستاوردها
- دستاوردهای سیاسی: رسمی کردن مذهب تشیع اثنیعشری در سراسر ایران، اختصاص یک جغرافیای سیاسی مشخص برای مذهب تشیع در میان قدرتهای رقیب (عثمانیان و ازبکان)، شکلگیری هویت جدیدِ ایرانِ مسلمانِ شیعهٔ فارسیزبان، دیپلماسی و روابط خارجی مستقل، کاهش قدرت قزلباشها و تبدیل گرایشهای شیعی سیاسی به گرایشهای اعتقادی و فقاهتی.
- دستاوردهای اجتماعی: ترکیب اشراف، تحرک اجتماعی و امکان گذار از اقشار پایین جامعه به قشر بالا، پیوند متقابل طبقات اجتماعی و فرصتها و میزان افتراق یا تمرکز بنیانهای مادی، معنوی و سیاسی.[۵۸]
- دستاوردهای فرهنگی و تمدنی: شکوفایی علوم شیعی و ظهور مکتب اصفهان (فلسفه، ادبیات و معماری)، تجلی شعائر شیعی در معماری (تزئینات مساجد، منارهها و کتیبهها)، شکوفایی هنرهای مبتنی بر تشیع (تعزیه، قالیبافی، نساجی، سفالگری، فلزکاری و خوشنویسی)، ساخت مدارس، مساجد، پلها، قصرها، محلات و کاروانسراها، استفاده از ریاضیات در معماری (نسبتهای هندسی مبتنی بر حکمت متعالیه)، تدوین متون فقهی و حدیثی.[۵۹]
دوران گذار و تثبیت قدرت علما
پس از سقوط صفویه و پیش از انقلاب اسلامی، رابطهٔ تشیع با قدرت سیاسی دستخوش فرازونشیبهای فراوانی شد. این دوره را میتوان در چند مرحله بررسی کرد: دورهٔ ضعف و افول (افشاریه)، دورهٔ نقشآفرینی سیاسی-اجتماعی (زندیه و بخشی از قاجار)، و دورهٔ مبارزه و تقابل با حکومت (بخش دیگر قاجار و پهلوی).
افشاریه (دوره ضعف و افول)
پس از سقوط صفویه به دست افغانان (۱۱۳۵ق)، تشیع در ایران بهشدت تضعیف شد؛ زیرا افغانها پیرو مذهب اهلسنت بودند. پس از آن، نادرشاه افشار (حک: ۱۱۴۸–۱۲۱۰ق) برای پیشبرد اهداف سیاسی خود تلاش کرد تا مذهب تشیع را تضعیف کند. او میکوشید تشیع را بهعنوان فرقهای جدید در جهان تسنن با نام مذهب جعفری به رسمیت بشناسد،[۶۰] اما این تلاش بینتیجه ماند. در این دوره، بسیاری از علما و بازرگانان شیعه به هند یا عتبات عالیات مانند زیارتگاههای عراق مهاجرت کردند. با این حال، ریشهدار بودن باورهای مذهبی در میان مردم و نفوذ اجتماعی علما، مانع از نابودی کامل تشیع شد.[۶۱]
زندیه (دوره نقشآفرینی سیاسی و اجتماعی)
در فاصلهٔ کوتاه میان افشاریه و قاجاریه، با تشکیل حکومت زندیه (۱۱۶۳–۱۲۰۹ق) و بهویژه در دورهٔ کریمخان زند، اوضاع برای تشیع بهبود یافت. هرچند حکومت زندیه یک حکومت شیعی فراگیر نبود، اما کریمخان به شعائر و اماکن مذهبی شیعه احترام میگذاشت. او شیخالاسلام شیراز را منصوب کرد و محاکم شرع را دوباره راه انداخت. علما در این دوره از احترام برخوردار بودند، اما هنوز قدرت سیاسی مستقیم نداشتند.[۶۲]
قاجار (دوره نقشآفرینی و سپس مبارزه)
دورهٔ قاجار از دو منظر قابل تقسیم است: نخست، دورهٔ نقشآفرینی سیاسی و اجتماعی غیرمستقیم علما، و دوم، دورهٔ مبارزه و تقابل مستقیم با حکومت.
نقشآفرینی فکری و نهادی
در بخش نخست این دوره، دو جریان فکری مهم در میان علما رخ داد که بر ساختار روحانیت تأثیر بنیادین گذاشت:
- پیروزی مکتب اصولی بر مکتب اخباری: این پیروزی باعث شد سازمان روحانیت بر پایهٔ نظام مرجعیت شکل بگیرد.
- استقلال مالی و سیاسی نسبی علما: در نتیجهٔ تحولات یادشده، علما از منابع مستقل مالی مانند وجوه شرعی برخوردار شدند.[۶۳]
مبارزه و تقابل با حکومت
در بخش دوم دورهٔ قاجار، تشیع و علما بهعنوان یک نیروی مستقل سیاسی-اجتماعی ظاهر شدند، بیآنکه حکومتی در دست داشته باشند. نقش علما در جنبشهای اجتماعی این دوره بسیار برجسته بود:
- جنبش تحریم تنباکو (۱۲۷۰ هجری شمسی): علما به رهبری میرزای شیرازی توانستند مردم را علیه قرارداد تنباکو با انگلستان بسیج کنند و حکومت قاجار را مجبور به عقبنشینی کنند.
- انقلاب مشروطه (۱۲۸۵ش): بخشی از علما در کنار روشنفکران وارد صحنه شدند و نقش رهبری را در اعتراضات علیه سلطنت مطلقه ایفا کردند. هرچند پس از پیروزی مشروطه، بهتدریج از نفوذ مستقیم آنان کاسته شد.[۶۴]
پهلوی (دورهٔ تقابل کامل و زمینهسازی انقلاب)
در دورهٔ پهلوی (۱۳۰۴–۱۳۵۷ش)، رابطهٔ دین و دولت به کلی دگرگون شد. رضاشاه و پس از او محمدرضا پهلوی، سیاست سکولاریسم را در پیش گرفتند. آنان ابتدا از اسلام برای تثبیت قدرت خود بهرهبرداری ابزاری کردند، اما سپس به مبارزهٔ شدید با روحانیت برخاستند. در این دوره، روحانیت از قدرت سیاسی حاکم فاصله گرفت و رابطهٔ دین و دولت به تقابل و تضاد کامل انجامید. نقطهٔ عطف این تقابل، ظهور سید روحالله خمینی در سال ۱۳۴۱ش بود. او نظریهٔ ولایت فقیه را مطرح کرد که بر اساس آن، روحانیون نهتنها حق، بلکه تکلیف دارند که وارد سیاست شوند و حکومت تشکیل دهند. این اندیشه، پارادایم سکولار حاکم را شکست داد و زمینه را برای انقلاب اسلامی فراهم کرد.[۶۵]
دوران جمهوری اسلامی ایران
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ش، برای نخستینبار پس از سقوط صفویه، یک حکومت فراگیر شیعه در ایران شکل گرفت. عوامل مؤثر در وقوع این تحول تاریخی عبارت بودند از: نارضایتی از سیاستهای سکولار و وابسته به غرب در دورهٔ پهلوی، رهبری سید روحالله خمینی از سال ۱۳۴۲ش به بعد، تظاهرات سراسری و اعتراضات عمومی در سال ۱۳۵۷ش، خروج محمدرضا پهلوی از ایران در دیماه ۱۳۵۷ش و همهپرسی جمهوری اسلامی در فروردین ۱۳۵۸ش با رأی بیش از ۹۸٪ مردم.[۶۶]
در نظام جمهوری اسلامی، نظریهٔ ولایت فقیه بهعنوان مبنای حکومتداری بهرسمیت شناخته شد. فقه شیعه در ساختار سیاسی از جمله رهبری، ریاستجمهوری، قوای سهگانه شامل مجریه، مقننه و قضائیه، مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی[۶۷] و قوانین اساسی نافذ گردید و دین نهتنها هدایتگر معنوی، بلکه در تمام عرصههای اجتماعی ورود کرد. این دوران، نقطهٔ عطفی در تاریخ تشیع و الگویی نوین از حکومتداری دینی در جهان معاصر بهشمار میرود.[۶۸]
دستاوردها
جمهوری اسلامی ایران از زمان استقرار خود تاکنون، در حوزههای فرهنگی، علمی، آموزشی، زیرساختی، جمعیتی، اجتماعی، سیاسی و نظامی و همچنین در تعامل با پیروان ادیان الهی، مجموعهای از دستاوردها را گزارش کرده است.
دستاوردهای سیاسی
حفظ ایران با تکیه بر هویت اسلامی و شیعی و استقلال سیاسی از هرگونه سلطهٔ قدرتهای بزرگ، تبدیل ایران به یکی از ده کشور تأثیرگذار جهان، حمایت از مسلمانان، مستضعفان و گروههای مقاومت در منطقه، شکلگیری و تداوم جبههٔ مقاومت و موج بیداری اسلامی،[۶۹] اثرگذاریهای بینالمللی در مهار بحرانهای منطقهای و بینالمللی، تبدیل ایران به قطب تأمین ثبات و امنیت در خاورمیانه، زمینهسازی برای خودکفایی کامل نظامی در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران.[۷۰]
دستاوردهای اجتماعی
ایجاد زیرساختهای پایدار در بهداشت و آموزش، قرار گرفتن بیش از ۵۵٪ جمعیت کشور در سن فعالیت، تربیت و استفاده از نیروی انسانی جوان، متخصص و متعهد برای پیشرفت کشور،[۷۱] مساعدت با پیروان سایر مذاهب اسلامی و ادیان الهی (زرتشتیان، کلیمیان، مسیحیان)، در انجام مراسم دینی در حدود قانون، عمل به احوال شخصیه و تعلیمات دینی برابر آیین خود، ایجاد تشکلهای دینی، فرهنگی، اجتماعی و رفاهی برای اقلیتهای دینی، نمایندگی اقلیتهای دینی در مجلس شورای اسلامی.[۷۲]
دستاوردهای فرهنگی و تمدنی
ساخت و گسترش اکوسیستم علم و فناوری شامل پارکهای علمی و شرکتهای دانشبنیان، ایجاد زیرساختهای پایدار در حملونقل و ارتباطات.[۷۳]
دستاوردهای علمی و فناوری
ارتقای ایران در رتبههای جهانی در رشتههای نانو، بیوتکنولوژی، پزشکی و شیمی، خودکفایی در فناوریهای راهبردی مانند هستهای، موشکی، پهپادی، سلولهای بنیادین و داروهای نوترکیب، ایجاد زیرساختهای پایدار در انرژی، دستیابی ایران به فناوری سلولهای بنیادی و کسب رتبههای جهانی در زمینهٔ جنینی، القایی و بانک خون بند ناف، حضور در جمع هفت کشور سازندهٔ موشک ماهوارهبر و اعزام موجود زنده به فضا، کسب رتبههای برتر جهانی در ساخت ماهواره، سامانهٔ پرتاب، چرخهٔ سوخت هستهای، توربین گازی و سدسازی، قرارگیری در جایگاه سیزدهم تولید علم با رشد یازدهبرابری نسبت به متوسط جهانی.[۷۴][۷۵]
تفاوت جمهوری اسلامی ایران با حکومت صفوی
| ویژگی دولتها | صفویه[۷۶] | جمهوری اسلامی[۷۷] |
|---|---|---|
| مبنای مشروعیت | ترکیبی از قدرت نظامی، صوفیگری و نسب علوی | نظریه فقهی «ولایت فقیه» با پشتوانه رأی مردم (جمهوری) |
| نقش علما | علما در خدمت حکومت بودند؛ حکومت توسط شاه و درباریان اداره میشد | خود علما بهطور مستقیم رهبری و اداره کشور را بر عهده گرفتند |
| ساختار سیاسی | سلطنت موروثی با پشتوانه نظامی | نظام جمهوری با رهبری فقیه و انتخابات مردمی |
| قوانین | قوانین عرفی و شرعی در کنار هم | قوانین مبتنی بر فقه شیعه در چارچوب قانون اساسی |
پانویس
- ↑ خطیبی کوشک و همکاران، فرهنگ شیعه، ۱۳۸۶ش، ص۳۵۸؛ قائدان، «علل و عوامل سیاسی و کلامی پیدایش فرقههای شیعه»، ۱۳۸۶ش، ص94-95.
- ↑ سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ۱۴۲۴ق، ج۷، ص۵۴؛ دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۳۸۶ش. ص۱۱.
- ↑ طباطبایی، شیعه در اسلام، ۱۳۷۵ش، ص۳۴؛ صابری، تاریخ فرق اسلامی، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص86-87.
- ↑ کشاورز و بوسعیدی، «دولتهای شیعی - مجله نقد کتاب تاریخ»، ۱۳۹۶ش، ص171-174.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۵.
- ↑ بهشتی و حاجی هاشمی، «چگونگی شکلگیری اصل ولایت فقیه به منزلة ساخت قدرت در جمهوری اسلامی»، ۱۳۹۵ش، ص۳۷.
- ↑ صابری، تاریخ فرق اسلامی، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص19-24.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص32-34.
- ↑ حسنلو، «اصالت تاریخی شیعهگرایی ایرانیان»، ۱۳۹۷ش، ص59-60.
- ↑ شاهمحمدزاده، «پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران از آغاز تا پایان قرن سوم هجری»، ۱۳۹۴ش، ص1-29.
- ↑ حسنلو، «اصالت تاریخی شیعهگرایی ایرانیان»، ۱۳۹۷ش، ص65-79.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص۵۲.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص53-73.
- ↑ نوروزی و همکاران، «دستاوردهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی علویان طبرستان»، ۱۳۹۸ش، ص۸۳.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص۹۲–۷۹.
- ↑ شاهمرادی، «آل مسافر و تشیع در دیلم و آذربایجان در قرن چهارم هجری»، ۱۳۹۵ش، ص۱۱۷.
- ↑ سجادی، «آل بویه»، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۶۲۹.
- ↑ جعفرنیا، «سیاستهای حکومت آل بویه در جهت تحکیم وحدت میان شیعه و اهلسنت»، ۱۳۹۷ش، ص24-25.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص100-117.
- ↑ منتظرالقائم و کشاورز، «بررسی تغییرات اجتماعی مراسم و مناسک عزاداری عاشورا در ایران»، ۱۳۹۶ش، ص۴۶.
- ↑ خسروبیگی و جلیلیان، «نقش آل بویه در تعمیق فرهنگ شیعی، مطالعه موردی: آداب و رسوم مذهبی»، ۱۳۹۲ش، ص۸۶.
- ↑ یحیایی، «بررسی و نقد کتاب تاریخ، تمدن و فرهنگ ایران در عصر آل بویه»، ۱۳۹۹ش، ص۳۴۷.
- ↑ جلیلیان، «نقش حکومت آل بویه در توسعه فرهنگ شیعی»، ۱۳۹۲ش، ص122-130.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص130-144.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص145-152.
- ↑ دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۳۸۶ش، ص388 و 391-392؛ هاجسن، فرقه اسماعیلیه، ۱۳۸۷ش، ص94-96.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص153-172.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص۱۷۲.
- ↑ شاهمرادی، «اوضاع فزهنگی و اجتماعی اسماعیلیه نشاری در دوران الموت»، ۱۳۹۷ش، ص32-33.
- ↑ سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۱۷۵.
- ↑ حافظ ابرو، زبده التواریخ، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۸۱.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص172-197.
- ↑ پرهیزکاری، «نقش دولت شیعی سربداران خراسان در گسترش تشیع و تمدن اسلامی»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.
- ↑ مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ۱۳۶۸ش، ص184-216.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص202-212.
- ↑ مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ۱۳۶۸ش، ص193-211؛ گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ تشیع، ۱۳۹۰ش، ص۲۸۷.
- ↑ جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۲۷۸.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص215-225.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص225-228.
- ↑ شاهمرادی و منتظر القائم، «تشیع قراقویونلوها»، ۱۳۹۲ش، ص۶۷؛ شاهمرادی، «نگرش حاکمانِ آذربایجان به تشیع (از فروپاشی ایلخانان تا تأسیس صفویه)»، ۱۳۹۶ش، ص88-91.
- ↑ رجبی، «بررسی حکومت آق قویونلوها و فراقویونلوها»، ۱۳۸۲ش، ص7-11؛ شاهمرادی، «نگرش حاکمانِ آذربایجان به تشیع (از فروپاشی ایلخانان تا تأسیس صفویه)»، ۱۳۹۶ش، ص81-88؛ زرینزاد و میرجعفری، «سقوط آق قویونلوها ازدیدگاه تاریخنگاران عصر صفوی و تحلیلی بر نظریات آنها»، ۱۳۸۸ش، ص65-73.
- ↑ رجبی، «بررسی حکومت آق قویونلوها و فراقویونلوها»، ۱۳۸۲ش، ص۱۱-۷؛ شاهمرادی، «نگرش حاکمانِ آذربایجان به تشیع (از فروپاشی ایلخانان تا تأسیس صفویه)»، ۱۳۹۶ش، ص۸۸-۸۱؛ زرینزاد و میرجعفری، «سقوط آق قویونلوها ازدیدگاه تاریخنگاران عصر صفوی و تحلیلی بر نظریات آنها»، ۱۳۸۸ش، ص۷۳-۶۵.
- ↑ جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۲۷۸.
- ↑ جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۲۸۱.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص229-245.
- ↑ احمدی مقدم، «رویکرد دولت مشعشعیان در توسعه علوم دینی و آموزشی»، ۱۳۹۸ش، ص669-674.
- ↑ کشاورز و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص۱۹.
- ↑ حسینی قمی، خلاصه التواریخ، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۷۳.
- ↑ جنابدی، روضه الصفویه، ۱۳۷۸ش، ص۱۵۴.
- ↑ صفا و رضایی، «آرایههای داستانی منابع عصر صفوی و رسمیت تشیع در ایران»، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۸ و ۱۱۵.
- ↑ کشاورز و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص۱۸؛ فروغی، «کارکرد مراسم سوگواری عاشورا در رسمی شدن مذهب شیعه»، ۱۳۸۲ش، ص67-68.
- ↑ جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۱۲۱.
- ↑ کشاورز و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص21-23.
- ↑ رجبی، «آراء فقیهان عصر صفوی درباره تعامل با حکومتها»، ۱۳۸۸ش، ص۵۹-۶۸.
- ↑ کشاورز و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص۱۹.
- ↑ جعفری، «دولتی به کام رندان - مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، ۱۳۹۰ش، ص234-236.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص245-262.
- ↑ کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۲.
- ↑ جعفری، «دولتی به کام رندان - مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، ۱۳۹۰ش، ص234-236.
- ↑ فتحالله پور، «تشیع در دوره نادشاه افشار»، 1385ش، ص74.
- ↑ ایزدی و پهلوانپور، «وضعیت سیاسی تشیع از اضمحلال صفویه تا کریمخان زند»، ۱۳۹۰ش، ص۸ و ۲۹.
- ↑ ایزدی و پهلوانپور، «وضعیت سیاسی تشیع از اضمحلال صفویه تا کریمخان زند»، ۱۳۹۰ش، ص۸ و ۲۹.
- ↑ افشارکهن، «پیامدهای غلبه اصولیان بر اخباریان در سیاست ایران»، ۱۳۹۵ش، ص۸.
- ↑ قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص۲۶۹.
- ↑ قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۲.
- ↑ خمینی، صحیفه نور، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۴۸۶.
- ↑ هاشمی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۱۷؛ مدنی، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۶۰–۱۳۶۹ش، ج۴، ص۸۴–۹۸.
- ↑ قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص272-279.
- ↑ «۲۶ سال تلألو خورشید روشناییبخش انقلاب»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ سلطانی و اسدی، «تحلیلی بر دستاوردهای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۲۱.
- ↑ اداره کل هنر و رسانه، « برخی دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران»، مبلغان، ۱۳۹۶ش، ص۵۳-۴۸.
- ↑ قانون اساسی، نشر الهدی، ۱۳۸۸ش، اصول ۳، ۱۳، ۱۹۲۰، ۲۶.
- ↑ اداره کل هنر و رسانه، « برخی دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران»، مبلغان، ۱۳۹۶ش، ص۵۳-۴۸.
- ↑ «۲۶ سال تلألو خورشید روشناییبخش انقلاب»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ یکی از حکومتهای شیعی در قلمرو ایران تاریخی حکومت آلشنسب در غور افغانستان امروزی است. نمیدانم آن را هم میارید یا خیر!
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص۲۷۷–۲۷۶.
- ↑ قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۹-۲۷۲.
منابع
- احمدی مقدم، سیدمحمد، «رویکرد دولت مشعشعیان در توسعه علوم دینی و آموزشی»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای دینی، علوم اسلامی، فقه و حقوق در ایران و جهان اسلام، مجموعه مقالات، ۱۳۹۸ش.
- افشار کهن، مژگان، پیامدهای غلبه اصولیان بر اخباریان در سیاست ایران، پایاننامه کارشناسی ارشد، مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۹۵ش.
- اداره کل هنر و رسانه، «برخی دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران»، مبلغان، سال۱۹، شماره۲۱۴، ۱۳۹۶ش.
- «امامیه»، وبسایت ویکی شیعه، تاریج درج مطلب: ۴ تیر ۱۴۰۴ش.
- ایزدی، حسین و پهلوانپور، فاطمه، «وضعیت سیاسی تشیع از اضمحلال صفویه تا کریمخان زند»، تاریخ اسلام، سال۱۲، شماره ۴۵ و ۴۶، ۱۳۹۰ش.
- بهشتی و حاجی هاشمی، «چگونگی شکلگیری اصل ولایت فقیه به منزلة ساخت قدرت در جمهوری اسلامی»، مطالعات اجتماعی ایران، سال۱۰، شماره۱، ۱۳۹۵ش.
- پرهیزکاری، سیدروحالله، «نقش دولت شیعی سربداران خراسان در گسترش تشیع و تمدن اسلامی»، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، سال۴، شماره۱۳، ۱۳۹۲ش.
- جعفرنیا، فاطمه، «سیاستهای حکومت آل بویه در جهت تحکیم وحدت میان شیعه و اهلسنت»، تاریخنامه خوارزمی، سال۷، شماره۲۲، ۱۳۹۷ش.
- جعفری، علیاکبر، «دولتی به کام رندان - مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، سوره اندیشه، سال۱۸، شماره ۵۲ و ۵۳، ۱۳۹۰ش.
- جعفریان، رسول، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۹ش.
- جعفریان، رسول، اطلس شیعه، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۹۱ش.
- جلیلیان، قهرمان، «نقش حکومت آل بویه در توسعه فرهنگ شیعی»، پژوهشهای علوم انسانی، سال۲، شماره۲۱، ۱۳۹۲ش.
- جنابدی، میرزا بیگ، روضه الصفویه، تحقیق و تصحیح، غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۷۸ش.
- چلونگر، محمدعلی و شاهمرادی، سیدمسعود، دولتهای شیعی در تاریخ، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۵ش.
- حافظ ابرو، عبدالله بن لطفالله، زبدةالتواریخ، تحقیق و تصحیح سیدکمال حاجسیدجوادی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۰ش.
- حسنلو، امیرعلی، «اصالت تاریخی شیعهگرایی ایرانیان»، پاسخ به شبهات دینی، سال۳، شماره۱۲، ۱۳۹۷ش.
- حسینی قمی، قاضی احمد بن شرفالدین حسین، خلاصه التواریخ، تصحیح احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۹ش.
- خسروبیگی، هوشنگ و جلیلیان، قهرمان، «نقش آل بویه در تعمیق فرهنگ شیعی، مطالعه موردی: آداب و رسوم مذهبی»، پژوهشنامه تاریخ، سال۹، شماره۳۰، ۱۳۹۲ش.
- خطیبی کوشک، محمد و همکاران، فرهنگ شیعه، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش.
- دفتری، فرهاد، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، فرزان روز، ۱۳۸۶ش.
- رجبی، محمدحسین، «فقیهان عصر صفوی دربارهٔ تعامل با حکومتها»، تاریخ و تمدن اسلامی، سال۵، شماره۹، ۱۳۸۸ش.
- رجبی، فاطمه، «بررسی حکومت آق قویونلوها و فراقویونلوها»، تاریخ پژوهی، سال۲، شماره۱۵، ۱۳۸۲ش.
- رئیس السادات، سیدحسین، «علویان طبرستان»، مشکوه، سال۹، شماره۲۹، ۱۳۶۹ش.
- زرینزاد، حجت و میرجعفری، حسین، «سقوط آق قویونلوها ازدیدگاه تاریخنگاران عصر صفوی و تحلیلی بر نظریات آنها»، تاریخ (دانشگاه آزاد اسلامی واحد محلات)، سال۴، شماره۱۴، ۱۳۸۸ش.
- سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۲۴ق.
- سجادی، صادق، «آل بویه»، در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۹ش.
- سلطانی، محمد و اسدی، سارا، «تحلیلی بر دستاوردهای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران»، نظریهپردازی راهبردی، سال۲، شماره۱، ۱۴۰۲ش.
- سمرقندی، عبدالرزاق، مطلع السعدین و مجمع البحرین، به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
- شاهمحمدزاده، معصومه، «پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران از آغاز تا پایان قرن سوم هجری»، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه ایلام، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۴ش.
- شاهمرادی، سیدمسعود و منتظر القائم، اصغر، «تشیع قراقویونلوها»، پژوهشهای تاریخی، سال۵، شماره۱، ۱۳۹۲ش.
- شاهمرادی، سیدمسعود، «آل مسافر و تشیع در دیلم و آذربایجان در قرن چهارم هجری»، تاریخنامه خوارزمی، سال۴، شماره۱۲، ۱۳۹۵ش.
- شاهمرادی، سیدمسعود، «نگرش حاکمانِ آذربایجان به تشیع (از فروپاشی ایلخانان تا تأسیس صفویه)»، پژوهشنامه تاریخ اسلام، سال۷، شماره۲۸، ۱۳۹۶ش.
- شاهمرادی، سیدمسعود، «اوضاع فزهنگی و اجتماعی اسماعیلیه نشاری در دوران الموت»، تاریخ نو، سال۸، شماره۲۴، ۱۳۹۷ش.
- صابری، حسین، تاریخ فرق اسلامی؛ فرق شیعی و فرقههای منسوب به شیعه، تهران، سمت، ۱۳۸۴ش.
- صفا، میکائیل و رضایی، محمد، «آرایههای داستانی منابع عصر صفوی و رسمیت تشیع در ایران»، شیعهشناسی، سال۶، شماره ۲۴، ۱۳۸۷ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، شیعه در اسلام، قم، اسلامی، ۱۳۷۵ش.
- فتحالله پور، پرویز، «تشیع در دوره نادشاه افشار»، شیعهشناسی، شماره ۱۶، ۱۳۸۵ش.
- فروغی، اصغر، «کارکرد مراسم سوگواری عاشورا در رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، مشکوه، سال۲۱، شماره۸۱، ۱۳۸۲ش.
- فیرحی، داوود، نظام سیاسی و دولت در اسلام، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها، ۱۳۸۲ش.
- قانون اساسی، نشر الهدی، ۱۳۸۸ش.
- قائدان، اصغر، «علل و عوامل سیاسی و کلامی پیدایش فرقههای شیعه»، نامه تاریخ پژوهان، سال۳، شماره۱۲، ۱۳۸۶ش.
- قنبری، آیت، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، علوم سیاسی - دانشگاه باقرالعلوم، سال۵، شماره۲۰، ۱۳۸۱ش.
- کاظمی شاملو، مهدی، «بررسی منابع چهارگانه فقه از نظر شیعه و سنی (عقل، اجماع، سنت و قرآن)»، سخن جامعه، سال۵، شماره۱۲، ۱۳۹۶ش.
- کشاورز، زهرا سادات و بوسعیدی، فرشته، «دولتهای شیعی- مجله نقد کتاب تاریخ»، نقد کتاب تاریخ، سال۴، شماره۱۶، ۱۳۹۶ش.
- کشاورز، زهرا سادات و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، تاریخ اسلام و ایران، سال۹، شماره۳۴، ۱۳۹۶ش.
- کشاورز، زهرا سادات و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، مطالعات تاریخی جهان اسلام، سال۹، شماره۱۸، ۱۴۰۰ش.
- گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ تشیع، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰ش.
- مجلسی، محمدباقر، زادالمعاد، قم، جلوه کمال، ۱۳۸۹ش.
- محمد هاشمی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، میزان، ۱۳۸۵ش.
- مدنی، جلالالدین، حقوق اساسی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، سروش، ۱۳۶۰–۱۳۶۹ش.
- مرعشی، سید ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، تهران، شرق، ۱۳۶۸ش.
- منتظرالقائم، اصغر و کشاورز، زهرا سادات، «بررسی تغییرات اجتماعی مراسم و مناسک عزاداری عاشورا در ایران»، شیعهشناسی، سال۱۵، شماره۵۸، ۱۳۹۶ش.
- موسیپور، ابراهیم، «جشنهای جهان اسلام»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، ۱۳۸۵ش.
- نوروزی، فرشید و دیگران، «دستاوردهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی علویان طبرستان»، تاریخ نو، سال۹، شماره۲۷، ۱۳۹۸ش.
- هاجسن، مارشال گ.س. فرقه اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۷ش.
- یحیایی، علی، «بررسی و نقد کتاب تاریخ، تمدن و فرهنگ ایران در عصر آل بویه»، پژوهشنامه انتقادی متون و برنامههای علوم انسانی، سال۱۱، شماره۷۷، ۱۳۹۹ش.
- «۲۶ سال تلألو خورشید روشناییبخش انقلاب»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ش.