عزرائیل

نسخهٔ تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۴۸ توسط زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها) (ایجاد لینک داخلی)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

عزرائیل؛ فرشته‌ای که به فرمان خدا، مأمور دریافت جان انسان‌ها است.

عزرائیل، نام یکی از فرشتگان مقرب خدا است که ستاندن جان زندگان را برعهده دارد.[۱] او خود، جان اولیای الهی را گرفته و نمایندگان او جان سایر موجودات را می‌گیرند.[۲] پس از نفخة اول و مرگ تمام موجودات، خداوند جان عزرائیل را خواهد گرفت.[۳]

واژه‌شناسی

عزرائیل واژه‌ای عبری است. این واژه از دو جزء «عزرا» به‌معنی بنده و «ئیل» به‌معنی خداوند تشکیل شده است.[۴] این واژه در فرهنگ لغات با نام‌های عزریائیل،[۵] عزرائل و عزریل نیز آمده است.[۶] او به سبب مأموریت خود به بویحیی، قابض ارواح،[۷] جان‌شکر و جان‌گیر نیز معروف است.[۸]

صفات و ویژگی‌های عزرائیل

در قرآن کریم از عزرائیل با نام ملک‌الموت یاد شده است.[۹] در روایات نیز با نام‌های قابض‌الارواح و هادم‌الذات از او نام برده شده است.[۱۰] عزرائیل، میکائیل، اسرافیل و جبرئیل رئوس‌الملائکه هستند.[۱۱] در روایات آمده است که لوح محفوظ (صفحه‌ای که تمام اتفاقات عالم در آن ثبت شده است) از چهار رکن تشکیل شده (علم، حیات، اراده و قدرت) که عزرائیل در آن نماد قدرت است.[۱۲] برخی روایات او را دارای چهار بال دانسته‌اند که چهار طرف عالم را فرا می‌گیرد.[۱۳] او نام مؤمنان را در دفتری محاط در حلقة نور و نام کفار را در دفتری محاط در تاریکی ثبت می‌کند.[۱۴]

وظیفة عزرائیل

در روایتی بیان شده است که هنگام خلق آدم، خدا به فرشتگان دستور داد تا بخشی از خاک زمین را در برگیرند. عزرائیل تنها فرشته‌ای بود که توانست این‌ کار را انجام دهد زیرا نیروی قهر و غلبة الهی در وی نهاده شده بود؛ به این دلیل خداوند او را مأمور ستاندن جان موجودات زنده قرار داد.[۱۵] برخی منابع بیان کرده‌اند که او از گرفتن جان آدمیان اکراه و نارضایتی دارد.[۱۶] او چون موجودی فرامادی است می‌تواند همزمان جان چندین موجود زنده را بگیرد.[۱۷] عزرائیل از طول عمر، سرنوشت یا نام بندگان جز آن‌چه خداوند به او خبر می‌دهد، آگاه نیست.[۱۸] در روایات آمده است که صدقه‌دادن، موجب تأخیر در مرگ می‌شود.[۱۹]

یاران عزرائیل

فرشتگان نازعات، سابحات، ناشطات و سابقات هرکدام نماینده‌ای از عزرائیل برای ستاندن جان موجودات زنده هستند؛ به‌طور مثال نازعات مسئول گرفتن جان کفار با شدّت و عذاب و ناشطات مسئول گرفتن جان مؤمنین با رأفت و مهربانی است.[۲۰]

عزرائیل در ادبیات فارسی

ردپای عزرائیل در اشعار فارسی نیز دیده می‌شود.

ناصرخسرو در بیتی گفته است:[۲۱]

از تو زایل نگشت علت جهل چون طبیبیت کرد عزرائیل

مولانا در بیتی اشاره کرده است:[۲۲]

نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان عاشقان عشق را هم عشق و سودا می‌کشد

از این واژه در مثل‌های فارسی نیز استفاده شده است. «جان به عزرائیل ندادن» کنایه از خسیس بودن.[۲۳] «ماهی و ماست، عزرائیل می‌گوید: تقصیر ماست؟» کنایه از بیمار شدن با خوردن ماهی و ماست.[۲۴]

عزرائیل در باور مردم

صفت غالب عزرائیل نزد ایرانیان ویرانگری است. این طرز تلقی از عزرائیل بازمانده از انگاره‌های باستانی است. برخی بر این باورند که زوزة سحرگاهی سگ‌ها به‌دلیل دیدن عزرائیل است. آن‌ها معتقدند برای جلوگیری از ورود عزرائیل به خانه باید پنجة یک لنگه کفش را رو به بالا قرار دهند.[۲۵]

پانویس

  1. رستمی، سیری در اسرار فرشتگان، ۱۳۹۳ش، ص۲۶۸.
  2. سوره انعام، آیه ۶۱.
  3. موسوی خمینی، شرح دعای سحر، ۱۳۸۶ش، ص۶۵.
  4. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه عزرائیل.
  5. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه عزریائیل.
  6. نفیسی، فرهنگ، ذیل واژه عزرائل.
  7. یاحقی، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، ۱۳۶۹ش، ص۳۰۶-۳۰۷.
  8. نفیسی، فرهنگ، ذیل واژه عزرائل.
  9. سوره سجده، آیه ۱۱.
  10. شفیعی، ملک‌الموت، ۱۳۹۰ش، ج۱۵، ص۴۹۰؛ حسینی طهرانی، معاد‌شناسی، ۱۳۶۱ش، ج۶، ص۲۱۱؛ شجاعی، ملائکه، ۱۳۸۵ش، ص۱۱۵.
  11. رجالی تهرانی، فرشتگان تحقیقی قرآنی روایی و عقلی، ۱۳۷۶ش، ص۱۰۶.
  12. ابن‌فناری، مصباح الانس، ۱۳۷۴ش، ص۴۰۳.
  13. شفیعی، ملک‌الموت، ۱۳۹۰ش، ج۱۵، ص۴۹۰.
  14. ترجمه تفسیر طبری، ۱۳۵۶ش، ج۷، ص۱۷۴۶.
  15. رستمی، سیری در اسرار فرشتگان، ۱۳۹۳ش، ص۲۶۸.
  16. سورآبادی، قصص قرآن مجید، ۱۳۴۷ش، ص۵.
  17. مطهری، حرکت و زمان در فلسفه اسلامی، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۱۷۸.
  18. کلینی، اصول کافی، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۸۷۱.
  19. حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ۱۴۱۶ق، ج۹، ص۳۷۵.
  20. آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۳۰، ص۲۳.
  21. ناصر خسرو، دیوان اشعار، قصاید، قصیده شماره ۱۳۷، بیت ۲۹، سایت گنجور.
  22. مولانا، دیوان شمس، غزلیات، غزل شماره ۷۲۸، بیت ۶، سایت گنجور.
  23. ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۷۳۷.
  24. انوری، فرهنگ امثال سخن، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۹۴۶.
  25. هدایت، فرهنگ عامیانۀ مردم ایران، ۱۳۸۱ش، ص۶۴.

منابع

  • قرآن کریم
  • آلوسی، محمود، روح المعانی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • ابن‌فناری، محمد بن همزه، مصباح الانس، تهران، نشر مولی، ۱۳۷۴ش.
  • انوری، حسن، فرهنگ امثال سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۴ش.
  • ترجمۀ تفسیر طبری، به‌تحقیق حبیب یغمایی، تهران، توس، ۱۳۵۶ش.
  • حر عاملی، محمد، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، قم، آل البیت، ۱۴۱۶ق.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۲۱ تیر ۱۴۰۱ش.
  • ذوالفقاری، حسن، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، تهران، معین، ۱۳۸۸ش.
  • رجالی تهرانی، علی‌رضا، فرشتگان تحقیقی قرآنی روایی و عقلی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش.
  • رستمی، محمدزمان و آل بویه، طاهره، سیری در اسرار فرشتگان با رویکردی قرآنی و عرفانی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۳ش.
  • سورآبادی، عتیق، قصص قرآن مجید، تهران، [بی‌نا]، ۱۳۴۷ش.
  • شجاعی، محمد، ملائکه، تهران، انتشارات وثوق، ۱۳۸۵ش.
  • شفیعی، سعید، ملک‌الموت، تهران، انتشارات حکمت، ۱۳۹۴ش.
  • طهرانی، محمدحسین، معادشناسی، تهران، نشر حکمت، ۱۳۶۱ش.
  • کلینی، محمد، اصول کافی، به‌ترجمۀ محمدباقر کمره‌ای، تهران، اسوه، ۱۳۷۵ش.
  • مطهری، مرتضی، حرکت و زمان در فلسفه اسلامی، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش.
  • موسوی خمینی، سید روح‌الله، شرح دعای سحر، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۶ش.
  • مولانا، دیوان شمس، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۱ تیر ۱۴۰۱ش.
  • ناصر خسرو، دیوان اشعار، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۱ تیر ۱۴۰۱ش.
  • نفیسی، علی‌اکبر، فرهنگ، تهران، خیام، ۱۳۴۳ش.
  • هدایت، صادق، فرهنگ عامیانۀ مردم ایران، تهران، چشمه، ۱۳۸۱ش.
  • یاحقی، محمدجعفر، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، تهران، سروش، ۱۳۶۹ش.