پرش به محتوا

فرهنگ

از ایران‌پدیا

فرهنگ

فرهنگ در کانون توجه متفکران و اندیشمندان علوم انسانی و اجتماعی جایگاه ممتازی دارد. متون باقی‌مانده از میراث فکری بشری، از متون فلسفی و مذهبی باستان تا نوشته‌های فلاسفه یونانی، نشان‌گر تلاش برای شناخت این مفهوم است. فرهنگ کلیتی دربرگیرنده باورها، ارزش‌ها، آداب و رسوم و زبان مشترک است که کارکرد هویت‌بخشی و تمایزبخشی میان جوامع را بر عهده دارد. به دلیل گستردگی ابعاد فرهنگ، محققان تعاریف متعددی از آن ارائه داده‌اند و دستیابی به تعریفی واحد که مورد پذیرش همگان باشد، دشوار است. با این حال، بررسی کاربردها، معانی و رهیافت‌های مختلف به روشن شدن این مفهوم کمک می‌کند.

معانی و تعاریف لغوی فرهنگ

واژه فرهنگ در زبان‌ها و ادبیات گوناگون مسیر تحولی متفاوتی را طی کرده است:

  • در زبان فارسی: این واژه در اصل به معنی «کشیدن» بوده و سپس به معانی دانش، ادب، عقل، کتاب لغت و شاخه‌ی درختی که به منظور جوانه زدن در زمین مدفون می‌گردد، به کار رفته است.[۱]
  • در زبان عربی: معادل آن واژه «ثقافه» است که در ریشه به معنی تیزهوشی، پیروزی و مهارت بوده و در اصطلاح برای استعداد و توان فراگیری علوم، صنایع و ادبیات استفاده می‌شود.[۲]
  • در زبان‌های اروپایی: در ادبیات انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، این اصطلاح در ریشه‌های نخستین خود به معنی سکنی گزیدن، کشت کردن، حراست کردن و پرستش به کار می‌رفته است. در قرن شانزدهم، این واژه با مفهوم «کشت و زرع» به عنوان استعاره‌ای از فرآیند توسعه و رشد انسانی وارد حوزه علوم انسانی شد و امروزه دلالت بر یک حقیقت عام و انتزاعی در جوامع بشری دارد.[۳]

تعاریف اصطلاحی فرهنگ

فرهنگ به جهت انتزاعی بودن، در اصطلاحات علمی به معانی مختلفی به کار رفته است. دانشنامه‌هایی چون بریتانیکا و دایرةالمعارف بین‌المللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در دسته‌هایی نظیر رویکردهای جهان‌شمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقه‌بندی کرده‌اند.[۴] در یک دسته‌بندی جامع (برگرفته از دیدگاه‌های کروبر، کلاک‌هون و تامپسون)، رهیافت‌های تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم می‌شوند:

۱. رهیافت کلاسیک

در این رهیافت، فرهنگ به مثابه ترقی و تکامل فرد و جامعه لحاظ می‌گردد. فرهنگ فرآیند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت می‌رسد.[۵] محققانی نظیر ریموند ویلیامز فرهنگ را به معنی ذهنیت بالنده و فرآیندهای این بالندگی تعریف کرده‌اند.[۶] تی. اس. الیوت نیز فرهنگ را شاخص رشد یک جامعه معرفی می‌کند.[۷]

۲. رهیافت توصیفی

این رویکرد که ریشه در اثبات‌گرایی سده نوزدهم دارد، فرهنگ را یک کل نظام‌مند شامل باورها، آیین‌ها و موضوعات مادی می‌داند.[۸] ادوارد تایلور در عام‌ترین تعریف می‌گوید: فرهنگ کلیت در هم تنیده‌ای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی به عنوان عضو جامعه به دست می‌آورد.[۹] رادکلیف براون ویژگی فرهنگ را در بعد مادی «رفتار نهادینه شده» و در بعد ذهنی «احساسات مشترک» معرفی می‌کند که کارکردش حفظ یکپارچگی است.[۱۰]

۳. رهیافت تاریخی

این رهیافت فرهنگ را به عنوان میراث اجتماعی یا سنت رسیده از گذشتگان قلمداد می‌کند. فرانتس بوآس فرهنگ را دربرگیرنده رفتارهای مشترک انسانی می‌داند که از نسلی به نسلی قابل انتقال است.[۱۱] بر این اساس هر آنچه از گذشته به ارث می‌رسد فرهنگ محسوب می‌شود.[۱۲]

۴. رهیافت هنجاری

فرهنگ در این رویکرد به عنوان الگو، قاعده یا راه و روش زندگی تلقی می‌شود. کروبر و کلاک‌هون علاوه بر استانداردهای رفتاری، تلاش‌ها برای موجه‌سازی این سرمشق‌ها را نیز جزء فرهنگ می‌دانند.[۱۳] گی روشه فرهنگ را شیوه‌های رفتار، احساس و اندیشه‌ی آموخته شده در جامعه می‌داند.[۱۴]

۵. رهیافت روان‌شناختی

در این دیدگاه، فرهنگ ساز و برگ و وسیله‌ای برای انطباق با محیط و حل مسائل است. فرهنگ دربرگیرنده تمام وسایلی است که انسان‌ها به کمک آنها هدف‌های فردی و اجتماعی خود را تأمین می‌نمایند.[۱۵]

۶. رهیافت نمادین

فرهنگ نظام‌های نمادین هر جامعه و اطلاعات نهفته در آن‌ها است.[۱۶] لسلی وایت فرهنگ را سازمانی از پدیده‌ها وابسته به نمادها می‌داند که فرایندی مداوم، تراکمی و پیشرونده است.[۱۷] ارنست کاسیرر کلیه صور حیات فرهنگی (دین، هنر، اسطوره، زبان و علم) را صورت‌های سمبولیک می‌نامد.[۱۸]

۷. رهیافت ساختاری

تأکید این رهیافت بر خصلت نظام‌مندی است. فرهنگ صورت‌های نمادین در بافت‌های اجتماعی ساختمند است[۱۹] و ویژگی‌های مادی و معنوی سازمان‌یافته برای تأمین نیازهای اساسی بشری را شامل می‌شود.[۲۰]

۸. رهیافت تکوینی

فرهنگ به عنوان فرآورده و ساخته‌ی انسان در نظر گرفته می‌شود و به مثابه معرفت و شناخت مشترک میان اعضای جامعه تلقی می‌گردد.[۲۱]

فرهنگ در اندیشه متفکران مسلمان

اندیشمندان مسلمان بر اساس هستی‌شناسی و انسان‌شناسی اسلامی، از منظرهای مختلفی به تبیین و تعریف ماهیت فرهنگ پرداخته‌اند:

مرتضی مطهری

مطهری فرهنگ را به‌مثابه «روح» یا «ساختار معنوی و هویتی جامعه» تعریف می‌کند.[۲۲] وی همچنین با تأکید بر برخورداری انسان از علم و ایمان، او را ذاتاً موجودی فرهنگی معرفی می‌نماید.[۲۳]

علی خامنه‌ای

خامنه‌ای فرهنگ را «روح حاکم بر کالبد اجتماعی» می‌داند[۲۴][۲۵] که بر سه رکن اساسی استوار است:

  1. ساختار شناختی-اعتقادی: شامل نظام باورها، ارزش‌ها و انگاره‌های فکری که پایه‌های معرفتی جامعه را تشکیل می‌دهند.[۲۶]
  2. ساحت رفتاری-عملی: متجلی در قالب الگوهای کنشی، آداب اجتماعی و سبک زندگی که نمود عینی فرهنگ محسوب می‌شوند.[۲۷]
  3. کارکرد هویت‌ساز: عاملی که «شخصیت جمعی» ملت و «خلقیات فردی» را شکل داده و جهت‌دهنده حرکات فردی و اجتماعی است.[۲۸][۲۹]

در این نگاه، فرهنگ به‌مثابه «نظام پویای معناساز» صورت‌بندی می‌شود که هم‌زمان هم برآمده از باورهای عمیق جامعه است و هم بر کلیه سطوح زندگی اجتماعی تأثیر می‌گذارد.

محمدتقی جعفری

جعفری با تفکیک فرهنگ به دو نوع «پیرو» و «پیشرو»، بر اهمیت سیاست‌گذاری در جهت تقویت فرهنگ پیشرو (که مبتنی بر عقل سلیم و احساسات متعالی است) تأکید می‌ورزد.[۳۰]

محمدتقی مصباح یزدی

مصباح یزدی با رویکردی نظام‌مند، فرهنگ را به‌عنوان سیستمی پویا و چندسطحی تعریف می‌کند که هم جنبه‌های شناختی و هم کنشی حیات انسانی را دربرمی‌گیرد. این مؤلفه‌های به‌هم‌پیوسته، رفتار انسان را از حیوان متمایز می‌سازد.[۳۱] وی از منظر توصیفی، تعریفی عام از فرهنگ ارائه می‌دهد که شامل تمام دستاوردهای بشری اعم از علوم عقلی، علوم تجربی، علوم نقلی محض، فلسفه، عرفان، دین، هنر، ادبیات، کلام، اخلاق، فقه، نظام‌های ارزشی و حقوقی، زیبایی‌شناسی، و آداب و رسوم می‌شود.[۳۲] همچنین از نظر کارکردی برای فرهنگ دو نقش اساسی قائل است: نخست «معنابخشی به زندگی» (از طریق ارائه چارچوب‌های تفسیری و ارزشی برای غنا بخشیدن به حیات انسانی) و دوم «هدایت رفتارها» (سامان‌دهی کنش‌های فردی و اجتماعی با تعیین چارچوب‌های هنجاری).[۳۳] وی در تعریفی ساختاری نیز، فرهنگ را دربرگیرنده باورها، ارزش‌ها و هنجارها می‌داند.[۳۴]

محمدعلی اسلامی ندوشن

اسلامی ندوشن عنصر استعلا و تعالی را جوهره اصلی فرهنگ می‌داند.[۳۵] دلالت‌های سیاست‌گذاری این دیدگاه، معطوف به تقویت ابعاد معنوی و اخلاقی فرهنگ و ارتقای کیفیت زندگی انسان از طریق آن است.

منابع

  1. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۴۶.
  2. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۴ش، ج۲، صص ۲۱-۲۵.
  3. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، ۱۳۸۱ش.
  4. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۹۰ش.
  5. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۸۹ش.
  6. خامنه‌ای، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، ۱۳۹۳ش.
  7. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۸۹ش.
  8. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۹۰ش.
  9. جعفری، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، ۱۳۷۹ش، صص ۲، ۷۴، ۷۶، ۸۷ و ۹۳.
  10. مصباح یزدی، [نام کتاب درج شود]، ۱۳۷۶ش، ص ۷۱.
  11. مصباح یزدی، [نام کتاب درج شود]، ۱۳۷۹ش، صص ۲۷۱-۲۷۲.
  12. مصباح یزدی، [نام کتاب درج شود]، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص ۱۵۲.
  13. مصباح یزدی، [نام کتاب درج شود]، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص ۱۵۱.
  14. اسلامی ندوشن، فرهنگ و شبه‌فرهنگ، ۱۳۷۱ش، صص ۱۷ و ۱۰۴.
  15. آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۵۳.
  16. نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۳.
  17. لاور، دیدگاه‌ها درباره دگرگونی اجتماعی، ۱۳۷۳ش، ص ۲۰۱-۲۰۲.
  18. کاسیرر، فلسفه و فرهنگ، ۱۳۶۰ش، ص ۳۸ و ۹۹.
  19. تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۹.
  20. آگ‌برن و نیم‌کوف، زمینه جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.
  21. ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۳.
  22. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۴۶.
  23. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۴ش، ج۲، صص ۲۱-۲۵.
  24. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، ۱۳۸۱ش.
  25. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۹۰ش.
  26. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۸۹ش.
  27. خامنه‌ای، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، ۱۳۹۳ش.
  28. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۸۹ش.
  29. خامنه‌ای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، ۱۳۹۰ش.
  30. جعفری، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، ۱۳۷۹ش، صص ۲، ۷۴، ۷۶، ۸۷ و ۹۳.
  31. مصباح یزدی، [نام کتاب درج شود]، ۱۳۷۶ش، ص ۷۱.
  32. مصباح یزدی، [نام کتاب درج شود]، ۱۳۷۹ش، صص ۲۷۱-۲۷۲.
  33. مصباح یزدی، [نام کتاب درج شود]، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص ۱۵۲.
  34. مصباح یزدی، [نام کتاب درج شود]، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص ۱۵۱.
  35. اسلامی ندوشن، فرهنگ و شبه‌فرهنگ، ۱۳۷۱ش، صص ۱۷ و ۱۰۴.

عناصر فرهنگ

عناصر فرهنگ را می‌توان به دو دسته درونی (ذهنی) و بیرونی (مادی) تقسیم کرد.

۱. عناصر ذهنی و درونی (فرهنگ درونی‌شده)

این عناصر در ذهن و روان انسان تجلی می‌یابند و شامل دو بخش معنایی و شخصیتی‌اند:[۱]

  • عقاید و باورها: بنیادترین بینش انسان و جهان‌بینی اوست که زیرساخت سایر خرده‌نظام‌های هنجاری و ارزشی را شکل می‌دهد.[۲]
  • ارزش‌ها: گی روشه ارزش‌ها را جوهره فرهنگ می‌خواند.[۳] ارزش‌ها نوعی درجه‌بندی امور از خوب تا بد هستند.[۴] اگر ارزش‌ها نبودند انسان‌ها در ارزیابی کنش‌ها دچار مشکل می‌شدند.[۵]
  • هنجارها: قواعد تنظیم روابط که نقض آن‌ها مجازات در پی دارد.[۶] کارکرد آن‌ها حفظ حیات انسان، پیش‌بینی‌پذیر نمودن کنش‌ها و ایجاد انسجام اجتماعی است.[۷] هنجارها بسته به میزان الزام به سه دسته الزامی، مرجح و مجاز تقسیم می‌شوند.[۸]
  • نظام ذخیره دانش: خزانه‌های اطلاعاتی که از تجربه‌های بشری شکل گرفته و از طریق نمادها انتقال می‌یابند.[۹]
  • حقوق بنیادین انسان: برداشت از حقوق اساسی انسان که سایر اشکال زندگی و هنر از آن تأثیر می‌پذیرند.[۱۰]
  • عنصر شخصیتی: ته‌نشست فرهنگ در شخصیت انسانی است که منشأ رفتاری فرد محسوب می‌شود.

۲. عناصر بیرونی یا مادی

جنبه‌های سخت‌افزاری فرهنگ که عناصر ذهنی در آن‌ها تحقق عینی می‌یابند:

  • رفتارها: مدل‌های رفتاری که الهام‌گرفته از باورها و ارزش‌هاست.[۱۱] مقصود رفتارهایی است که حامل معنی فرهنگی‌اند، نه رفتارهای متکی بر بنیاد زیستی و غریزی.[۱۲]
  • نمادها: حامل‌های اطلاعاتی که بیان ایده‌ها را ممکن می‌سازند. نماد به هر نوع ژست، شیء، علامت یا زبانی اطلاق می‌شود. کارکردهایی نظیر نام‌گذاری، درک محیط و تفکر انتزاعی به نمادها وابسته است.[۱۳]
  • تکنولوژی: فنون و ابزارهایی که برای ارضاء نیازها استفاده می‌شوند.[۱۴] این مفهوم شامل تکنولوژی مادی (دانش ساخت ابزار)[۱۵] و تکنولوژی اجتماعی (دانش نهادسازی و مدیریت جوامع) می‌شود.[۱۶]
  • هنر: نظام زیبایی‌شناختی جامعه نظیر شعر، موسیقی و معماری.

ویژگی‌های فرهنگ

  1. عمومیت: فرهنگ یک معرفت مشترک و فراگیر است. جامعه‌ای بدون فرهنگی که اکثریت از آن پیروی نمایند، قابل تصور نیست.
  2. قابل فراگیری: فرهنگ غریزی و ژنتیکی نیست، بلکه از طریق فرآیند فرهنگ‌پذیری و اجتماعی شدن آموخته می‌شود.
  3. تحول‌پذیری: فرهنگ‌ها همواره در حال تغییر و نو شدن هستند؛ زیرا انسان‌ها در تعامل دائم با یکدیگرند. از این رو فرهنگ پدیده‌ای پویا و غیرایستا است.[۱۷]

منابع

  1. رجب‌زاده، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، ۱۳۷۷ش، ص ۶۴.
  2. باهنر، جهان‌بینی اسلامی، ۱۳۶۱ش، ص ۶.
  3. نقی‌نظرپور، ارزش‌ها و توسعه، ۱۳۷۸ش، ص ۷۰.
  4. رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۲۶۹.
  5. ترنر، مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۷۸.
  6. رفیع‌پور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۱۸۵.
  7. افروغ، فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص ۲۵.
  8. کوزر، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۴۳۳.
  9. نولان و لنسکی، جامعه‌های انسانی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.
  10. سلیمی، فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۵۲.
  11. روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۷۸.
  12. رفیع، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، ۱۳۷۴ش، ص ۲۸۳.
  13. ریتزر، نظریه‌های معاصر در جامعه‌شناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۲۸۵-۲۸۶.
  14. ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۴.
  15. گولد و کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ۱۳۷۶ش، ص ۲۶۱.
  16. اسدی، مواجهه آیات و روایات با جنبه‌های منفی فرهنگ، ۱۳۸۰ش، ص ۳۶-۳۸.
  17. روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳-۱۲۵؛ ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۰-۱۱۲.

منابع

  • آشوری، داریوش. تعریفها و مفهوم فرهنگ. تهران: مرکز اسناد فرهنگی آسیا، ۱۳۵۷ش.
  • آگ‌برن، ویلیام و نیم‌کوف، مایر. زمینه جامعه‌شناسی. ترجمه و اقتباس امیرحسین آریان‌پور. تهران: نشر گستره، ۱۳۸۰ش.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم. لسان العرب. بیروت: دار صادر، ۱۳۰۰ق.
  • اسدی، محمدعلی. مواجهه آیات و روایات با جنبه‌های منفی فرهنگ. پایان‌نامه. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰ش.
  • اسلامی ندوشن، محمدعلی. فرهنگ و شبه‌فرهنگ. تهران: انتشارات یزدان، ۱۳۷۱ش.
  • افروغ، عماد. فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی. تهران: مؤسسه فرهنگ و دانش، ۱۳۷۹ش.
  • الیوت، تی. اس. درباره فرهنگ. ترجمه حمید شاهرخ. تهران: نشر مرکز، ۱۳۶۹ش.
  • انگلهارت، رونالد. تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی. ترجمه مریم وتر. تهران: انتشارات کویر، ۱۳۸۲ش.
  • باهنر، محمدجواد. جهان‌بینی اسلامی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱ش.
  • بیتس، دانیل. انسان‌شناسی فرهنگی. ترجمه محسن ثلاثی. تهران: انتشارات علمی، ۱۳۷۳ش.
  • بیلینگتون، روزاموند و دیگران. فرهنگ و جامعه. ترجمه فریبا عزبدفتری. تهران: نشر قطره، ۱۳۸۰ش.
  • پهلوان، چنگیز. فرهنگ‌شناسی. تهران: نشر قطره، ۱۳۸۲ش.
  • تامپسون، جان.ب. ایدئولوژی و فرهنگ مدرن. ترجمه مسعود اوحدی. تهران: مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش.
  • ترنر، جاناتان اچ. مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناختی. ترجمه محمد فولادی و محمدعزیز بختیاری. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
  • جعفری، محمدتقی. فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا. تهران: چاپ افست، ۱۳۴۱ش.
  • ایتزن، دی. استنلی. «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی». ترجمه ضیاء تاج‌الدین. مجله نامه فرهنگ، (ش۲۷)، ۱۳۷۶ش.
  • رجب‌زاده، احمد. «درآمد بر فرهنگ عمومی». در فرهنگ و جامعه، تدوین بهروز گرانپایه. تهران، ۱۳۷۷ش.
  • رفیع، جلال. فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد. تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴ش.
  • رفیع‌پور، فرامرز. آناتومی جامعه. تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰ش.
  • روشه، گی. کنش اجتماعی. ترجمه هما زنجانی‌زاده. مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی، ۱۳۶۷ش.
  • ریتزر، جورج. نظریه‌های معاصر در جامعه‌شناسی. ترجمه محسن ثلاثی. تهران: انتشارات علمی، ۱۳۸۰ش.
  • سلیمی، حسین. فرهنگ‌گرایی، جهانی‌شدن و حقوق بشر. تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌الملل، ۱۳۷۹ش.
  • کاسیرر، ارنست. فلسفه و فرهنگ. ترجمه بزرگ نادرزاده. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
  • کوزر، لوئیس و دیگران. نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی. ترجمه فرهنگ ارشاد. تهران: نشر نی، ۱۳۷۸ش.
  • گولد، جولیوس و کولب، ویلیام ل. فرهنگ علوم اجتماعی. ترجمه گروه مترجمان. تهران: انتشارات مازیار، ۱۳۷۶ش.
  • لاور، رابرت اچ. دیدگاه‌ها درباره دگرگونی اجتماعی. ترجمه کاووس سیدامامی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳ش.
  • مالینوفسکی، برونیسلاو. نظریه علمی درباره فرهنگ. ترجمه عبدالحمید زرین‌قلم. تهران: نشر گام نو، ۱۳۷۹ش.
  • مطهری، مرتضی. مجموعه آثار. قم: انتشارات صدرا، ۱۳۷۲ش.
  • نقی‌نظرپور، محمد. ارزش‌ها و توسعه. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۷۸ش.
  • نولان، پاتریک و لنسکی، گرهارد. جامعه‌های انسانی. ترجمه ناصر موفقیان. تهران: نشر نی، ۱۳۸۰ش.
  • ویلیامز، ریموند. «به سوی جامعه‌شناسی فرهنگ». ترجمه علی مرتضویان. مجله ارغنون، (ش۱۸) پاییز ۱۳۸۰ش.