پرش به محتوا

پیش‌نویس:ایران دوره مشروطیت

از ایران‌پدیا

ایران دوره مشروطیت؛ دوران گذار از استبداد مطلق به نظام قانون‌محور با حاکمیت ملی، تفکیک قوا و حضور نهادهای نوینی چون مجلس و مطبوعات.

دوران مشروطه

دوره مشروطه ایران با صدور فرمان نظام‌نامۀ مجلس شورای ملی در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش توسط مظفرالدین شاه قاجار آغاز شد[۱] و تا پایان سلطنت احمدشاه و انقراض سلسله قاجار در ۱۳۰۴ش ادامه یافت.[۲] در این بازه، سه پادشاه قاجار به ترتیب بر ایران حکومت کردند: مظفرالدین شاه (۱۲۷۵-۱۲۸۵ش) که گرچه با صدور فرمان مشروطه، نظام سیاسی جدید را قانونی کرد، اما چند روز پس از آن درگذشت. جانشین او، محمدعلی شاه (۱۲۸۵-۱۲۸۸ش)، با به توپ‌بستن مجلس و برقراری استبداد صغیر، کوشید نظام مشروطه را برچیند، اما با فتح تهران توسط مشروطه‌خواهان وادار به کناره‌گیری و تبعید شد. آخرین شاه قاجار، احمدشاه (۱۲۸۸-۱۳۰۴ش)، در شرایطی به سلطنت رسید که کشور با بحران‌هایی چون اشغال خارجی در جنگ جهانی اول و کودتای ۱۲۹۹ش مواجه بود و سرانجام با خلع قاجاریه و استقرار پهلوی، دوره مشروطه پایان یافت.[۳]

اهمیت ایران در دوران مشروطه

بر اساس منابع تاریخی ایران در دوره مشروطه، سرزمینی بود که برای نخستین‌بار ساختار سیاسی-اجتماعی مبتنی بر محدودیت‌های قانونی را تجربه کرد؛ ساختاری که به موجب آن، تصمیم‌گیرندگان سیاسی در چارچوب قوانین مشخص قرار می‌گرفتند. به نظر پژوهشگران، این دوره از آن جهت در تاریخ ایران حائز اهمیت است که فرایند گذار از جامعه‌ای مبتنی بر مفهوم رعیت و فرهنگ سیاسی مبتنی بر اطاعت محض از حاکم، به سوی مفهوم شهروندی و فرهنگ سیاسی قانون‌مدار، در این سرزمین آغاز شد. این تحولات در شرایطی رخ می‌داد که اروپا دورۀ پیشرفت سریع را طی می‌کرد و ایرانیان در جستجوی راهی برای خروج از عقب‌ماندگی بودند.[۴]

ایران پیش از مشروطه

پس از سقوط صفویه و افشاریه و زندیه، قاجاریه در اواخر سده دوازدهم هجری بر ایران مسلط شدند.[۵] برخلاف صفویه که توانستند دولتی متمرکز و دارای هویت مذهبی واحد ایجاد کنند، قاجاریه با ضعف ساختاری، فقدان ارتش منظم توانمند، رقابت قدرت‌های خارجی (روسیه و انگلستان) و شکست‌های نظامی پی در پی در جنگ‌های ایران و روسیه و عهدنامه‌های گلستان و ترکمنچای مواجه بودند.[۶]

جغرافیای سیاسی: ایران در آغاز دوره قاجار سرزمینی گسترده بود، اما شکست‌های نظامی از روسیه و انگلیس به از دست رفتن بخش‌هایی از قلمرو انجامید. برای مثال عهدنامه گلستان (۱۸۱۳م) و ترکمنچای (۱۸۲۸م) باعث جدایی قفقاز (داغستان، گرجستان، ارمنستان و آذربایجان کنونی) از ایران شد.[۷]

ساختار سیاسی: قدرت شاه نامحدود بود و هیچ قانون یا سنتی او را پایبند نمی‌ساخت. ماهیت استبدادی سلطنت قاجار و ستم درباریان و مأموران حکومتی نسبت به طبقات مختلف جامعه، روابط دولت و مردم را شکننده کرده بود. در اواخر حکومت ناصرالدین شاه، ضعف نظام سیاسی برای مثال تغییر پنج نخست‌وزیر در هفت سال و ناتوانی دولت در پاسخگویی به اعتراضات، اوضاع را آشفته‌تر ساخت.[۸] در این ساختار، شاه در مرکز نظام قدرت قرار داشت و سایر عناصر از جمله علما، دیوان‌سالاری و نهادهای خارجی در پیرامون او جای می‌گرفتند.[۹] از دیدگاه این تحلیلگران، درباریان و کارگزاران حکومتی، وظیفه‌ای در قبال مردم برای خود قائل نبودند و فعالیت‌های آنان به‌طور عمده در جهت تأمین منافع شخصی صورت می‌گرفت. حکام ولایات با پرداخت پیشکش‌های سنگین به مقامات مرکزی، حکومت شهرها را به دست می‌آوردند و شاهزادگان و امرا برای تصاحب املاک و اموال مردم، از شاه و صدراعظم اجازه می‌گرفتند.[۱۰]

روابط خارجی: به باور محققان ایران که در طول تاریخ نقش واسطه فرهنگی و تجاری میان تمدن‌ها را ایفا کرده بود، برای نخستین‌بار از برقراری رابطه متقابل سازنده با تمدن اروپایی بازماند. سطح دو تمدن به‌ویژه در حوزه‌های صنعتی و نظامی تفاوت چشمگیری یافت. ایران دورۀ قاجار به عرصۀ رقابت دو قدرت استعماری روسیه و انگلستان تبدیل شد. با عهدنامه‌های ترکمنچای و پاریس و اعطای حقوق کاپیتولاسیون، ایران به کشوری نیمه‌مستعمره مبدل شد. وام‌های خارجی با گرو گذاشتن گمرکات شمالی و جنوبی همراه بود و ایران متعهد می‌شد تا بازپرداخت وام، از هیچ دولت دیگری وام نگیرد. این وام‌ها به‌طور عمده صرف هزینه‌های سفرهای شاهان و خوشگذرانی درباریان می‌شد.[۱۱]

وضعیت اقتصادی و اجتماعی: به تدریج با نفوذ غرب در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اقتصادی، قراردادها و امتیازات ناعادلانه تجاری بر جامعه ایرانی، به‌ویژه تجار و بازار سنتی، تحمیل می‌شد. صنایع داخلی در رقابت با کالاهای اروپایی رو به افول نهاد.[۱۲] واگذاری امتیازات تجاری از جمله امتیاز رویتر و امتیاز تنباکو به شرکت‌های خارجی، صنایع داخلی را ورشکسته و تجار و بازار سنتی را در تنگنا قرار داد.[۱۳] احساس تحقیر ناشی از عقب‌ماندگی، زمینه‌ساز شکل‌گیری دو جریان فکری متفاوت بود: جریان درباری که اقتباس فنی از غرب را راهکار می‌دانست و جریان دینی که بر مهار استبداد و اجرای عدالت تأکید داشت.[۱۴]

تحولات زمینه‌ساز دوره مشروطه

سفرهای ایرانیان به غرب و کشورهای همسایه

برخی پژوهشگران، سفرهای نخبگان ایرانی (بازرگانان، فرماندهان نظامی، سفرا و دیپلمات‌ها) به اروپا، روسیه، عثمانی و هند را از عوامل زمینه‌ساز تحولات ایران در آستانه دوره مشروطه دانسته‌اند. به گفته آنان، مشاهده تحولات علمی، سیاسی و اجتماعی غرب و انعکاس این دستاوردها به جامعه ایران، نقش مهمی در آگاهی توده‌های مردم ایفا کرد و به تدریج برخی شخصیت‌ها و رجال سیاسی را متوجه عقب‌ماندگی کشور و ناکارآمدی حکومت قاجار ساخت.

شکست‌های نظامی و از دست رفتن سرزمین‌ها

شکست‌های سنگین ایران از روسیه و انگلیس، به تحمیل عهدنامه‌های ترکمنچای، گلستان و پاریس انجامید که بر اساس آنها بخش‌هایی از سرزمین‌های ایران در شمال و شرق کشور از دست رفت. به اعتقاد برخی محققان، این شکست‌های نظامی به امتیازات دیپلماتیک، سپس به امتیازات تجاری و در ادامه به نفوذ اقتصادی غرب انجامید. در نتیجه، صنایع سنتی ایران تضعیف شد و تجارت، کشاورزی و بازار ایران به عرصه فعالیت شرکت‌ها و مؤسسات غربی تبدیل شد.[۱۵]

تلاش نخبگان حکومتی و آغاز اصلاحات از درون

به گفته پژوهشگران، گرایش به اصلاحات نخستین بار از میان درباریان، شاهزادگان و دیپلمات‌ها آغاز شد. عباس میرزا اولین اصلاح‌گر حکومتی در عصر قاجار به شمار می‌رود که با توجه به شکست‌های نظامی ایران و ناکارآمدی ارتش، به نوسازی نیروهای نظامی و فراگیری علوم و فنون جدید روی آورد. اعزام دانشجو به خارج برای یادگیری علوم نظامی، مهندسی، پزشکی، داروسازی، صنعت چاپ و زبان‌های خارجی از جمله اقدامات او بود. دومین اصلاح‌گر، میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی، مشاور ارشد عباس میرزا، در تحولات کشور و افزایش توان دفاعی ایران نقش داشت. سومین اصلاح‌طلب، امیرکبیر، با سفرهای مکرر به روسیه و عثمانی و مشاهده پیشرفت‌های غرب، به اصلاحات گسترده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پرداخت. تأسیس دارالفنون از مهم‌ترین دستاوردهای او بود.[۱۶] با قتل امیرکبیر به تحریک درباریان و دولت‌های روس و انگلیس، اصلاحات از درون حکومت متوقف شد و به تدریج حلقه اصلاح‌طلبان از بیرون فعال شد.[۱۷]

تحولات بین‌المللی و بازتاب آن در ایران

برخی حوادث سیاسی در عرصه بین‌المللی، به تحریک احساسات مشروطه‌خواهان در ایران شتاب بخشید. شکست نظامی روسیه از ژاپن و پیروزی انقلاب مردم روسیه علیه دولت تزاری و نیز حمله نظامیان بریتانیا به سرزمین ترانسوال در آفریقای جنوبی و قیام مردم آن دیار، باعث شگفتی ملت‌های تحت ستم در کشورهای جهان سوم شد. برای مثال جامعه انقلابی ایران، علت شکست روسیه را ناشی از حکومت مشروطه ژاپن و شایستگی حاکمان آن کشور می‌دانست و آن را با شکست‌های ایران از روسیه مقایسه کرده، بی‌کفایتی پادشاهان قاجار را ریشه نارسایی‌ها و عقب‌ماندگی‌های کشور برمی‌شمرد.[۱۸]

نهضت مشروطه

ایران در اوایل دهه ۱۲۸۰ش، شاهد یک رشته رویدادهای پی‌درپی بود که نارضایتی عمومی را به اوج رساند و به نهضت مشروطه منجر شد:

  • انتشار عکس مسیو نوز، رئیس بلژیکی گمرک ایران، در لباس روحانیت و در حال رقص، خشم مذهبی مردم را برانگیخت؛
  • به چوب‌بستن چند تاجر خوشنام تهران توسط علاءالدوله، حاکم تهران، اعتراض بازار را در پی داشت؛
  • کشته‌شدن طلبه جوانی به نام سید عبدالحمید در درگیری با نیروهای دولتی و سپس تیراندازی نظامیان به جمعیت تشییع‌کننده، تهران را به آشوب کشید. در واکنش به این رویدادها، ایران صحنه بست‌نشینی‌های گسترده‌ای شد: نخست تحصن در مسجد شاه، سپس هجرت صغری به حرم عبدالعظیم، هجرت کبری به قم و همزمان بست‌نشینی گروهی از تجار و علما در سفارت انگلیس؛
  • مظفرالدین شاه در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ش فرمان مشروطه را صادر کرد و در ایران مجلس شورای ملی، قانون اساسی و تفکیک قوا تأسیس شد.[۱۹]

فرازونشیب‌های نظام مشروطه در ایران

ایران در سال‌های پس از صدور فرمان مشروطه، با فرازونشیب‌های متعددی روبه‌رو بود. اختلاف میان دو دیدگاه درباره قانون اساسی (تدوین بر اساس موازین اسلامی یا الگوهای غربی) به تفرقه انجامید و شیخ فضل‌الله نوری که خواستار «مشروطه مشروعه» (حکومت مبتنی بر شرع) بود، با مشروطه‌خواهان به مخالفت پرداخت و سرانجام اعدام شد. با مرگ مظفرالدین شاه و روی کار آمدن محمدعلی شاه (مخالف مشروطه)، ایران وارد دوره استبداد صغیر (۱۲۸۷-۱۲۸۸ش) شد؛ مجلس به توپ بسته شد و آزادیخواهان دستگیر، تبعید یا اعدام شدند. یک سال بعد، مشروطه‌خواهان تبریز، گیلان و اصفهان با فتح تهران، محمدعلی شاه را خلع کردند، اما ایران همچنان از مداخله روسیه و انگلیس رنج می‌برد. در نهایت، ایران در ۱۳۰۴ش با کودتای رضاخان و استقرار سلطنت پهلوی، از مسیر اولیه مشروطه خارج شد.[۲۰]

نهادهای نوپدید و تحولات اجتماعی در ایران

با وجود ناکامی‌ها، ایران در دوره مشروطه شاهد تأسیس نهادهای تازه‌ای بود: تبدیل نظریه شاه‌محوری به قانون‌محوری، تأسیس مجلس شورای ملی (به عنوان نخستین نهاد قانون‌گذاری منتخب مردم)، تدوین قانون اساسی و متمم آن، رسمیت یافتن تفکیک قوا، و ورود مفاهیمی چون آزادی، عدالت، برابری و انتخابات به گفتمان عمومی. همچنین در ایران این دوره، مطبوعات و روزنامه‌ها (از جمله حبل‌المتین، قانون و صور اسرافیل) نقش مهمی در آگاهی‌بخشی عمومی ایفا کردند، احزاب و انجمن‌های سیاسی نخستین گام‌های خود را برداشتند، و زنان با تشکیل انجمن‌های مخفی و حضور در عرصه عمومی (مانند بی‌بی‌مریم بختیاری در فتح تهران) پایه‌های نهضت حقوق زنان را بنا نهادند. میراث مشروطه برای ایران، اگرچه در استبداد پهلوی ناتمام ماند، اما به نقطه عطفی در تاریخ سیاسی کشور تبدیل شد که مفاهیم و نهادهای آن بعدها در انقلاب اسلامی نیز بازتاب یافت.[۲۱]

موانع و محدودیت‌های فراروی تحولات ایران

در مقابل تحولات یادشده، برخی پژوهشگران به موانع و محدودیت‌های متعددی اشاره کرده‌اند که ایران در دوره مشروطه با آنها مواجه بود.

  • نفوذ اندیشه‌های غربی از دیدگاه این تحلیلگران، نفوذ اندیشه‌های غربی یکی از این چالش‌ها به شمار می‌رود؛ به گفته آنان، تسلط روشنفکران غرب‌زده بر مجلس و تهی شدن تدریجی نظام سیاسی از مبانی مورد نظر نیروهای مذهبی، زمینه‌ساز کناره‌گیری بخشی از مردم از ادامه همراهی با نهضت مشروطه شد.[۲۲]
  • نفوذ افکار استبدادی چالش دیگری است که برخی محققان به آن اشاره داشته‌اند؛ بر اساس این دیدگاه، مستبدان پیشین با تظاهر به مشروطه‌خواهی، به تدریج قدرت را در دست گرفتند و استبداد را به نام حکومت مشروطه ادامه دادند.[۲۳]
  • تضعیف روند اسلامی از دیگر چالش‌های مطرح شده در این دوره است؛ به باور برخی تحلیلگران، ترور و حذف روحانیانی که بر اسلامی‌بودن نهضت مشروطه تأکید داشتند،[۲۴]و همچنین عدم حمایت کافی علما از مشروعه‌خواهانی چون شیخ فضل‌الله نوری (که به اعدام وی انجامید)،[۲۵] از عوامل انحراف مشروطه از اهداف اولیه آن ارزیابی شده است.[۲۶]
  • بروز تفرقه میان رهبران نهضت (چه میان روحانیان و روشنفکران و چه در میان خود علما) از موانع دیگری است که به گفته پژوهشگران، آسیب‌پذیری حرکت را افزایش داد[۲۷] و فرقه‌گرایی و ایجاد احزاب گوناگون، زمینه را برای نفوذ قدرت‌های خارجی فراهم آورد.[۲۸]
  • دخالت بیگانگان به ویژه روسیه و انگلستان، از نگاه برخی محققان، چالش اساسی دیگر این دوره بود؛ این کشورها با تأثیرگذاری بر تدوین قانون اساسی (از جمله اقتباس از مجموعه حقوق بلژیک) و کاستن از جایگاه احکام اسلامی در نظام سیاسی نوپا، در شکل‌گیری گرفتاری‌های بعدی ایران نقش داشتند.[۲۹]

ساختار اجتماعی ایران در دوره مشروطه

به گفته برخی پژوهشگران، ایران در دورۀ مشروطه کشوری غیر صنعتی، با اقتصاد کشاورزی و جمعیتی میان نه تا ده و نیم میلیون نفر بود. از این جمعیت، بیش از نیم را دهقانان، یک چهارم را ایلات و عشایر و یک پنجم را شهرنشینان تشکیل می‌دادند. غالب جمعیت فاقد سواد بودند، اما از هوش و درایت بالایی برخوردار می‌دانستند. مردم به‌طور عمده مذهبی و شیعه بودند و گرایش‌های دینی در تحرکات اجتماعی نقش مؤثری ایفا می‌کرد. در آغاز جنبش‌های اجتماعی این دوره، مطالبات توده‌ها به‌طور عمده مشخص نبود و روحانیت به‌عنوان گروه مرجع در بسیج گروه‌های اجتماعی عمل می‌کرد.[۳۰]

از نظر جامعه‌شناختی، ایران در این دوره در حال گذار از جامعه‌ای با ساختار سنتی-ایلی به سمت جامعه‌ای با نهادهای نوین بود. کم‌سوادی اکثریت، فقدان احزاب سیاسی منظم و غلبه فرهنگ شفاهی بر مکتوب، از ویژگی‌های بارز این دوره است. با این حال، به نظر محققان،شهرنشینی رو به رشد، گسترش تلگراف، چاپ و نشر مطبوعات و سفرهای نخبگان به خارج، به تدریج افق‌های فکری جدیدی را در ایران می‌گشود.[۳۱]

نیروهای اجتماعی فعال ایران در دوره مشروطه

  • علما و روحانیت: روحانیت با بهره‌گیری از نفوذ دیرینۀ خود در میان مردم، نقش محوری در رهبری و بسیج توده‌ها ایفا کرد و تا پایان استبداد صغیر، مهم‌ترین نیروی پیشبرندۀ رویدادهای مهم از جمله نهضت مشروطه بود. روحانیون در مواضع گوناگون (مشروطه‌خواه، مشروعه‌خواه و میانه) انگیزه‌های متفاوتی داشتند.
  • روشنفکران: این جریان که به‌طور عمده متأثر از پیشرفت‌های غرب بود، در نشر مفاهیم مشروطه‌خواهی و قانون‌طلبی، به‌ویژه در آذربایجان، نقشی چشمگیر ایفا کرد. روشنفکران به دو دسته وابسته به دربار و هوادار انقلاب تقسیم می‌شدند.
  • بازرگانان: بازرگانان که از سیاست‌های اقتصادی دولت و رقابت خارجی زیان دیده بودند، با حمایت مالی از بست‌نشینی‌ها و مجلس، نقشی مهم ایفا کردند، اما با تداوم نهضت مشروطه، بخش اعظم آنان به‌دلیل نگرانی از بی‌ثباتی، حمایت خود را پس گرفتند.
  • پیشه‌وران و اصناف: این گروه پشتوانه توده‌ای نهضت مشروطه و از بست‌نشینی تهران تا مقاومت تبریز، پیشگام مبارزات بودند.
  • کارگران: جنبش کارگری با مشروطه پدید آمد و از آن حمایت کرد، اما به‌دلیل تعداد محدود، نتوانست نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند.
  • زنان: زنان با سخنرانی، تأسیس انجمن‌ها، شرکت در نبردها (با پوشش مردانه) و کفن‌پوشی در برابر اولتیماتوم روسیه، حضوری فعال داشتند و نهضت حقوق زنان ریشه در این دوره دارد، هر چند به حق رأی نرسیدند.
  • ایلات و عشایر: ایلات با ساختار اطاعت‌محور و نیروی مسلح، بازیگران مهم تحولات بودند؛ برخی در خدمت محمدعلی شاه و برخی دیگر (مانند بختیاری‌ها) در حمایت از مشروطه عمل کردند.
  • دهقانان: دهقانان به‌دلیل سلطۀ مالکان، پراکندگی و فقدان سازماندهی، نتوانستند حضوری پایدار و مؤثر داشته باشند، هر چند در موارد محدودی دست به اقدامات محلی زدند.
  • اردوی ضد مشروطیت: درباریان، شاهزادگان، مستمری‌بگیران و به‌ویژه طبقه زمیندار و اعیان، با تهدیدشدن منافع خود (مانند لغو تیولداری)، به صف مخالفان پیوستند و از ۱۲۸۸ش، برخی از آنان (مانند سپهدار تنکابنی) حتی رهبری مشروطه را در دست گرفتند.[۳۲]

نقش دین و مذهب در ایران دوره مشروطه

در ایران دوره مشروطه، دین به‌عنوان یکی از نیروهای محرکه اصلی تحولات سیاسی-اجتماعی ایفای نقش می‌کرد. آموزه‌ها، مفاهیم و مناسک دینی، بستری را فراهم آورد که از طریق آن، گروه‌ها و طبقات مختلف اجتماعی برای اعتراض به وضع موجود و مطالبه تغییر، همگرایی یافتند. نهاد روحانیت به‌عنوان متولی و مفسر دین، حلقه ارتباطی این نیروی محرکه با توده‌های مردم بود.[۳۳]

در ساختار سیاسی: به گفته برخی پژوهشگران، در گفتمان سیاسی رایج در ایران آن دوره، الگوی «سلطنت مشروطه» در برابر «سلطنت استبدادی» تعریف می‌شد و کمتر به اشکال دیگر حکومت اشاره می‌رفت. دین در این چارچوب، منبع مشروعیت‌بخشی به محدودیت قدرت شاه و تأسیس نهادهایی چون مجلس به شمار می‌رفت. با این حال، تفسیرهای متفاوت از نسبت دین با سیاست، موجب شکل‌گیری دو جریان دینی شد: جریانی که مشروطه را با شریعت قابل جمع می‌دانست و جریانی که آن را مغایر با مبانی دینی می‌انگاشت.[۳۴]

در تحولات پس از مشروطه: دین در دوره پس از استقرار نظام مشروطه، از دو طریق به تحولات جهت می‌داد. نخست، از طریق مشروعیت‌بخشی به نهادهای نوین؛ به گونه‌ای که قانون اساسی با تلاش علما و مراجع، اصولی مبتنی بر موازین شرعی پیدا کرد. مانند اصل دوم متمم قانون اساسی که نظارت مجتهدان بر مصوبات مجلس را پیش‌بینی می‌کرد. دوم، از طریق مقاومت در برابر سکولاریزاسیون؛ جریان مشروعه‌خواه به رهبری شیخ فضل‌الله نوری، تلاش کرد مانع تهی‌شدن نظام سیاسی از محتوای دینی شود که این تلاش با اعدام وی و کنار رفتن بخشی از روحانیان از صحنه سیاسی روبه‌رو شد.[۳۵]

تضعیف نقش دین در عرصه سیاسی: به تدریج، دین از مرکز تصمیم‌گیری‌های سیاسی در ایران دوره مشروطه فاصله گرفت. با تسلط روشنفکران بر مجلس و تدوین قوانین مبتنی بر الگوهای غربی از جمله اقتباس از مجموعه حقوق بلژیک، جایگاه احکام دینی در نظام سیاسی نوپا تضعیف شد. اختلاف گفتمانی میان دو قرائت از دین یکی همسو با مشروطه و دیگری مخالف با آن و نیز عدم ارائه نظریه منسجم از سوی جریان دینی برای اداره حکومت، به انزوای تدریجی دین از عرصه قدرت انجامید. در دوره رضاشاه، این روند شتاب بیشتری گرفت و حضور نمادین دین در نهادهای سیاسی نیز کاهش یافت.[۳۶]

عناصر هویتی ایران در دوره مشروطه بر اساس متمم قانون اساسی

متمم قانون اساسی مشروطه (مصوب ۱۲۸۶ش) نخستین سندی است که عناصر هویتی ایران را در چارچوب نظام سیاسی نوین تعریف کرده است. بر اساس این متن، هویت ایران در دوره مشروطه از مؤلفه‌های زیر شکل می‌گرفت:

  • هویت دینی-مذهبی: دینی رسمی ایران اسلام و مذهب رسمی شیعه اثنی‌عشری اعلام شد و پادشاه موظف به ترویج آن گردید. نظارت مجتهدان بر قوانین مجلس و واگذاری منصب قضاوت در امور شرعی به مجتهدان جامع‌الشرایط، از دیگر مؤلفه‌های هویت دینی این دوره بود.
  • هویت ملی-سرزمینی: حدود مملکت ایران تغییرناپذیر اعلام شد، تهران به‌عنوان پایتخت تعیین گردید، و پرچم سه‌رنگ سبز، سفید و سرخ با علامت شیر و خورشید به عنوان پرچم رسمی معرفی شد.
  • حاکمیت ملت: قوای مملکت ناشی از ملت دانسته شد و سلطنت به‌عنوان ودیعه‌ای الهی از طرف ملت به پادشاه تفویض گردید.
  • تفکیک قوا: قوای سه‌گانه (مقننه، قضائیه و مجریه) از یکدیگر ممتاز و منفصل اعلام شدند.
  • مسئولیت وزراء: شخص پادشاه از مسئولیت مبری دانسته شد و وزراء در برابر مجلسین مسئول معرفی گردیدند.
  • برابری در برابر قانون: همه افراد ملت در مقابل قانون متساوی‌الحقوق اعلام شدند و جان، مال، مسکن و شرف افراد در امان دانسته شد.
  • آزادی مطبوعات و اجتماعات: مطبوعات غیر از کتب ضلال و مواد مضره به دین، آزاد اعلام شد و ممیزی ممنوع گردید. انجمن‌ها و اجتماعاتی که مولد فتنه و مخل نظم نباشند، آزاد شمرده شدند.
  • آزادی تحصیل و تعلیم: تحصیل علوم، معارف و صنایع آزاد اعلام شد، مگر آنچه شرعاً ممنوع باشد.
  • مصونیت مالکیت: هیچ ملکی را نمی‌توان از تصرف صاحب آن بیرون کرد مگر با مجوز شرعی و پس از تعیین و تأدیه قیمت عادله.
  • آزادی احضار و دستگیری: هیچکس را نمی‌توان فوراً دستگیر کرد مگر به حکم کتبی رئیس محکمه عدلیه، و گناه مقصر باید در ظرف بیست و چهار ساعت اعلام شود.
  • علنی بودن محاکمات: انعقاد کلیه محاکمات علنی اعلام شد، مگر مواردی که علنی بودن مخل نظم یا منافی عفت باشد.
  • استقلال قضات: هیچ حاکم محکمه عدلیه را نمی‌توان بدون محاکمه و ثبوت تقصیر تغییر داد، مگر اینکه خود استعفاء دهد.
  • تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی: اعضای انجمن‌های ایالتی و ولایتی به‌طور مستقیم توسط اهالی انتخاب می‌شدند و این انجمن‌ها اختیار نظارت بر اصلاحات مربوط به منافع عامه را داشتند.[۳۷]

پانویس

  1. شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، 1387ش، ۴۴۵؛ «فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران»، وب‌سایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
  2. «سندی درباره انقراض سلطنت قاجار در کتابخانه مجلس»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی.
  3. پیرنیا و اقبال، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه، ۸۴۸–۸۶۲؛ کلیفوردادموند، سلسله‌های اسلامی جدید، 1381ش، ج1، ص539.
  4. فیروز و فیروز، شیخی، «تحلیل جامعه‌شناختی ماهیت، علل وقوع و پیامدهاي جنبش مشروطیت در ایران»، 1390ش، ص79؛ «گزارش/ نگاهی به دستاوردهای انقلاب مشروطه در ايران»، خبرگزاری ایمنا.
  5. کلیفوردادموند، سلسله‌های اسلامی جدید، 1381ش، ج1، ص539.
  6. طلوع فکور، «توسعه نیافتگی ایران با تکیه بر نقش عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای»، 1398ش، ص75.
  7. شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، ۱۳۸۷ش، ص94-95؛ قائم مقامی، «سندی درباره سفارت یرملوف به ایران»، 1349ش، ص244.
  8. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص268-269.
  9. کریمی زنجانی، م و حسینی، «نگاهی به ساختار قدرت سیاسی ایران در عصر قاجار (از ابتدا تا ظهور مشروطیت)»، فصلنامه 15خرداد، شمارۀ 23، 1375ش، ص67-69.
  10. فیروز و فیروز، شیخی، «تحلیل جامعه‌شناختی ماهیت، علل وقوع و پیامدهاي جنبش مشروطیت در ایران»، 1390ش، ص83؛
  11. رضایی، «نگاهی به وضعیت ایران در عصر مشروطه»، وب‌سایت مؤسسۀ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  12. رضایی، «نگاهی به وضعیت ایران در عصر مشروطه»، وب‌سایت مؤسسۀ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  13. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص273.
  14. رهدار و دیگران، «بهارستان، مستقیم؛/ روایتی از مشروطه، جامعه شناسی و جایگاه تاریخ آن»، 1390ش، ص300.
  15. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، 1392ش، ص67.
  16. آبراهامیان، ایران مدرن، 1397ش، ص82.
  17. دهقانی، تاریخ مردم ایران در دورۀ قاجاریه، 1392ش، ص191.
  18. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص272.
  19. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص269-270.
  20. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص-271270.
  21. همراهی و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، 1400ش، ص279.
  22. شیرمحمدی، درآمدی بر ماهیت مشروطیت و نقش آن در تکوین تمدن اسلامی، 1385ش، ص۱۸۸.
  23. امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص171 و 242
  24. امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج7، ص459.
  25. امام‌خمینی، صحیفه، ۱۸/۲۴۸. امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص248.
  26. شیرمحمدی، درآمدی بر ماهیت مشروطیت و نقش آن در تکوین تمدن اسلامی، 1385ش، ص۱۸۸.
  27. امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج18، ص170-171. امام‌خمینی، صحیفه، ۴/۲۳۵؛ ‏۶/۳۳۷؛ ۷/۱۳۳؛ ۱۲/۲۵ و ۱۸/۴۱۱.
  28. امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج4، ص337.
  29. امام‌خمینی، ولایت فقیه، حکومت اسلامی، ۱۳۸۸ش، ص13-15.
  30. «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی.
  31. «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی.
  32. «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی.
  33. فوران، مقاومت شکنندۀ تاریخ تحولات اجتماعی ایران، 1396ش. ص163.
  34. امام‌‏جمعه‏‌زاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.
  35. امام‌‏جمعه‏‌زاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.
  36. امام‌‏جمعه‏‌زاده، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، 1391ش، ص165-170.
  37. «متمم قانون اساسی مشروطه»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.

منابع

  • آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمۀ احم گل محمد و محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، 1392ش.
  • آبراهامیان، یرواند، ایران مدرن، ترجمۀ احم گل محمد و محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، 1397ش.
  • امام‌‏جمعه‏‌زاده، سید جواد، «روحانیت شیعه و مقایسة سه دهه نقش آن پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی»، فصلنامۀ شیعه‌شناسی، شمارۀ 39، 1391ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح‌الله، ولایت فقیه، حکومت اسلامی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۸۸ش.
  • خارابی، فاروق، انجمن‌های عصر مشروطه، تهران، موسسه‌ی تحقیقات و توسعه‌ی علوم انسانی، 1386ش.
  • دهقانی، رضا، تاریخ مردم ایران در دورۀ قاجاریه، تهران، بنگاه ترجمعه و نشر کتاب پارسه، 1392ش.
  • رضایی، علی، «نگاهی به وضعیت ایران در عصر مشروطه»، وب‌سایت مؤسسۀ مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تاریخ درج مطلب: 14 مرداد 1400ش.
  • روحانی، سید حمید، نهضت امام‌خمینی، تهران، عروج، ۱۳۸۱ش.
  • رهدار، احمد و دیگران، «بهارستان، مستقیم؛/ روایتی از مشروطه، جامعه شناسی و جایگاه تاریخ آن»، ماهنامۀ سوره، شمارۀ 57-58، 1390ش.
  • «سندی درباره انقراض سلطنت قاجار در کتابخانه مجلس»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: 15 آبان 1402ش.
  • شمیم، علی‌اصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران، بهزاد، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
  • شیرمحمدی، محمدمهدی، «درآمدی بر ماهیت مشروطیت و نقش آن در تکوین تمدن اسلامی»، مجله حوزه، شماره ۱۳۷، ۱۳۸۵ش.
  • طلوع فکور، هانیه، «توسعه نیافتگی ایران با تکیه بر نقش عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای»، مجلۀ تاریخ پژوهی، شمارۀ 77، 1398ش
  • «فرمان مشروطیت، آغازی بر تحول سیاسی ایران»، وب‌سایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تاریخ درج مطلب: 13 مرداد 1404ش.
  • فوران، جان، مقاومت شکنندۀ تاریخ تحولات اجتماعی ایران، ترجمه احمد تدین، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1396ش.
  • قائم مقامی، جهانگیر، «سندی درباره سفارت یرملوف به ایران» مجلۀ بررسی‌های تاریخی، شمارۀ 6، 1349ش.
  • کلیفوردادموند، باسورث، سلسله‌های اسلامی جدید، ترجمۀ فریدون بدره‌ای، تهران، باز، 1381ش.
  • «گزارش/ نگاهی به دستاوردهای انقلاب مشروطه در ايران»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: 14 مرداد 1394ش.
  • «نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت ایران / مریم ابراهیمی»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، تاریخ بازدید: 29 اردیبهشت 1405ش.
  • همراهی، نعمت‌الله و دیگران، «تاثیر مولفه‌های سرمایه اجتماعی بر روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران»، مجلۀ جامعه‌شناسی سیاسی ایران، شمارۀ 14، 1400ش.