حق اعتراض؛ حقی سیاسی-اجتماعی برای ابراز مسالمتآمیز نارضایتی از تصمیمها و عملکرد نهادهای قدرت
مفهومشناسی
حق اعتراض به معنای ابراز مخالفت، بیان نارضایتی و مطالبه حقوق در قبال حاکمیت یا تصمیمات اداری است که به عنوان ابزاری برای رشد و تعالی جامعه و نظارت بر قدرت شناخته میشود.[۱] این مفهوم در نظامهای حقوقی و سیاسی مدرن به عنوان یکی از مصادیق بنیادین حقوق بشر و شهروندی قلمداد میگردد که بر پایه آن، افراد یا گروهها نظرات خود را درباره سیاستها و رفتارهای حکمرانان ابراز میکنند.[۲] حق اعتراض مسالمتآمیز از مفاهیمی چون نافرمانی مدنی متمایز است؛ چرا که نافرمانی مدنی بر پایه عدم پیروی آگاهانه از قانون با هدف مقابله با قوانین ناعادلانه شکل میگیرد، در حالی که حق اعتراض معمولاً در چارچوب قوانین و با هدف اصلاح رویههای اداری و سیاسی اعمال میشود.[۳] همچنین این حق با مفاهیمی چون شورش یا براندازی تفاوت ماهوی دارد، زیرا هدف آن تأمین مصالح عمومی بدون توسل به خشونت یا تخریب ساختارهای بنیادین است.[۴]
ریشهشناسی لغوی
واژه اعتراض از منظر لغوی از ریشه عربی «عرض» و در باب افتعال گرفته شده است که به معنای مانع شدن، منع کردن و حائل شدن میان دو چیز میباشد.[۵] در زبان فارسی، این واژه در معانی متعددی همچون ایراد گرفتن، خرده گرفتن، عیبجویی کردن و بیان مخالفت با یک قول، فعل یا حکم به کار میرود.[۶] در حقیقت، جوهره اصلی این واژه بر مخالفت کردن با دیگری و ابراز نظر در جهت نفی یا اصلاح یک وضعیت استوار است.[۷]
تعاریف اصطلاحی
در حوزههای حقوقی، سیاسی و فقهی، حق اعتراض در قالب رویکردهای گوناگونی تبیین شده است که بر جنبههای مختلف این حق تأکید دارند:
- رویکرد حقوق بینالملل و اساسی: در این منظر، حق اعتراض به عنوان یکی از حقوق نسل اول یعنی حقوق مدنی و سیاسی شناخته میشود که در پیوند ناگسستنی با آزادی بیان و حق تجمع مسالمتآمیز است.[۸] این حق به شهروندان اجازه میدهد تا از طریق گفتار، نوشتار یا کنشهای نمادین، نظرات انتقادی خود را درباره اداره امور عمومی ابراز کنند.[۹] در اسناد بینالمللی، حق اعتراض ابزاری برای تضمین سایر حقوق اساسی و مطالبهگری در جوامع دموکراتیک قلمداد میگردد.[۱۰]
- رویکرد فقه سیاسی: در اندیشه اسلامی، حق اعتراض فراتر از یک امتیاز قانونی، در قالب پیوند «حق و تکلیف» بازنمایی میشود.[۱۱] این حق در عناوینی چون «امر به معروف و نهی از منکر» و «نصیحت برای زمامداران» ریشه دارد که بر پایه آن، شهروندان نه تنها حق، بلکه وظیفه دارند بر عملکرد قدرت نظارت کرده و از انحراف حاکمیت از مسیر عدالت جلوگیری کنند.[۱۲] برخی پژوهشگران حق اعتراض مشروع را به معنای جداسازی حق از باطل و ارائه طرحهای اصلاحی برای بهبود وضعیت جامعه تعریف کردهاند.[۱۳]
- بعد نوین (عصر فناوری): در پارادایمهای نوین حقوق اداری، حق اعتراض به قلمرو تصمیمگیریهای خودکار و الگوریتمهای هوش مصنوعی نیز گسترش یافته است.[۱۴] این حق بر ضرورت شفافیت در منطق تصمیمگیریهای ماشینی و لزوم وجود سازوکاری برای بازنگری انسانی در نتایج حاصل از پردازشهای خودکار استوار است.[۱۵]
زمینهها، خاستگاه یا مبانی نظری
=== مبانی حقوقی و فلسفه کرامت انسان === حق اعتراض مسالمتآمیز ریشه در ماهیت طبیعی و وجودی انسان دارد؛ که به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر و لازمه زندگی جمعی شناخته میشود.[۱۶] این حق بر پایه اصل کرامت انسانی استوار است؛ و به مثابه ابزاری برای تضمین سایر حقوق اساسی و مطالبهگری در نظامهای حقوقی مدرن قلمداد میگردد.[۱۷] از منظر قراردادهای اجتماعی؛ حق اعتراض تضمینکننده اهدافی است؛ که در این قراردادها برای تأمین خیر عمومی پیشبینی شده است.[۱۸] بر اساس نظریات حقوقی؛ انسانها به صرف موجودیت خود دارای حقوقی هستند؛ که هیچ مرجع قانونگذاری توان وضع قوانین برخلاف آن را ندارد.[۱۹] === ریشههای جامعهشناختی بر پایه نظریه محرومیت نسبی === یکی از مهمترین بسترهای نظری برای تبیین چرایی شکلگیری اعتراضات؛ نظریه محرومیت نسبی تد رابرت گار است.[۲۰] بر اساس این نظریه؛ محرومیت به معنای فاصله میان انتظارات ارزشی افراد و تواناییهای عملی جامعه برای پاسخگویی به آن انتظارات است.[۲۱] احساس نابرابری و نبودِ بستر مناسب برای دستیابی به موقعیتها؛ زمینهساز خشم و نارضایتی جمعی میشود.[۲۲] این شکاف میان واقعیتهای موجود و خواستههای ذهنی مردم؛ محرک اصلی کنشهای اعتراضی برای تغییر وضع موجود است.[۲۳] === خاستگاههای فقهی و کلامی در اندیشه اسلامی === در نظام اندیشه اسلامی؛ اعتراض بر مبانی مستحکمی چون امر به معروف و نهی از منکر استوار است؛ که نظارت همگانی بر قدرت را نهادینه میکند.[۲۴] اصل «نصح ائمه مسلمین» یا همان نصیحت و خیرخواهی برای زمامداران؛ یکی دیگر از زیرساختهای کلامی است؛ که بر پایه آن، شهروندان موظف به نقد کارگزاران برای اصلاح امور هستند.[۲۵] همچنین اصل نفی سبیل و قاعده عدالت به عنوان چارچوبهای کلان؛ مشروعیت اعتراض در برابر تصمیمات ناعادلانه را تبیین میکنند.[۲۶] در سیره معصومان نیز نمونههای متعددی از پذیرش نقد و تشویق به بیان نظرات مخالف در برابر حاکمیت مشاهده میشود.[۲۷] === مبانی هستیشناسی در مضامین قرآن کریم === قرآن کریم در گزارشهای متعددی به تقابل میان مصلحان و ساختارهای قدرت پرداخته؛ که چارچوب حق اعتراض سیاسی را ترسیم میکند.[۲۸] برای نمونه؛ ماجرای اعتراض بزرگان بنیاسرائیل به پیامبرشان درباره انتخاب طالوت به عنوان فرمانروا؛ نشاندهنده به رسمیت شناختن حق پرسشگری و اعتراض حتی در برابر حاکمیت منصوب الهی است.[۲۹] خداوند در این آیات بدون سرزنش معترضان؛ با ارائه پاسخهای مستدل و تبیین شاخصهای شایستگی، الگوی مواجهه اقناعی با اعتراض را ارائه داده است.[۳۰] همچنین آیه ۱۴۸ سوره نساء با مجاز شمردن فریاد مظلوم علیه ستمگر؛ مبنایی وحیانی برای اعتراض آشکار علیه بیعدالتی فراهم آورده است.[۳۱]
ابعاد، مؤلفهها و شاخصها
=== مؤلفههای شکلی و فرآیندی: نظامهای اعلامی و مجوزی === در حقوق بینالملل و رویههای داخلی کشورها؛ دو رویکرد اصلی برای مدیریت تجمعات اعتراضی وجود دارد.[۳۲] ==== سیستم اطلاع قبلی (اعلامی) ==== در این الگو که هماهنگ با استانداردهای حقوق بشری است؛ برگزارکنندگان صرفاً موظف به آگاه ساختن مقامات از زمان و مکان تجمع هستند.[۳۳] هدف از این اطلاعرسانی؛ توانمندسازی دولت برای تأمین امنیت معترضان و مدیریت نظم عمومی است؛ و نه کسب اجازه برای اعمال حق.[۳۴] اطلاع ندادنِ قبلی در این سیستم نباید منجر به انحلال خودکار تجمع یا مجازات شرکتکنندگان شود.[۳۵] ==== سیستم اخذ مجوز قبلی ==== در این رویکرد؛ اعمال حق اعتراض منوط به تایید صریح مقامات اداری است؛ که شدیدترین نوع محدودیت بر این حق قلمداد میشود.[۳۶] در قوانین داخلی ایران؛ بر اساس قانون احزاب و آییننامههای اجرایی آن، برگزاری اجتماعات به اخذ مجوز از وزارت کشور یا استانداریها گره خورده است.[۳۷] منتقدان بر این باورند؛ که این رویه با اصل ۲۷ قانون اساسی که تجمعات را بدون حمل سلاح آزاد اعلام کرده است؛ تعارض دارد.[۳۸] === شاخصهای ماهوی: مسالمتآمیز بودن و قیود محدودکننده === برای مشروعیت یک کنش اعتراضی؛ شاخصهای دقیقی در اسناد بینالمللی و فقه اسلامی تعریف شده است. ==== حمل نکردن سلاح و پرهیز از خشونت ==== اصلیترین شرط اعتراض مدنی؛ فقدان هرگونه رفتار خشونتآمیز و حمل نکردنِ سلاحهای سرد یا گرم است.[۳۹] در فقه و قوانین ایران؛ صرفِ حمل سلاح حتی بدون استفاده از آن، میتواند ماهیت اعتراض را تغییر داده؛ و آن را در زمره جرایمی چون محاربه قرار دهد.[۴۰] ==== اختلال ایجاد نکردن در مبانی اسلام و نظم عمومی ==== اعتراضات نباید به گونهای باشد؛ که به بنیانهای اعتقادی جامعه آسیب زده یا منجر به هرج و مرج و گسیختگی در معیشت مردم شود.[۴۱] در رویه قضایی؛ تشخیص مصادیق اخلال در مبانی اسلام بر عهده مراجع ذیصلاح قانونی است.[۴۲] === ابعاد نوین: اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار === با گسترش هوش مصنوعی؛ بعد جدیدی از حق اعتراض در حوزه حقوق اداری شکل گرفته است.[۴۳] این مؤلفه شامل حق افراد برای به چالش کشیدن تصمیماتی است؛ که صرفاً بر اساس پردازشهای الگوریتمی و بدون دخالت مستقیم انسان اتخاذ میشوند.[۴۴] شاخصهای این حق عبارتند از لزوم شفافیت در منطق تصمیمگیری؛ و وجود سازوکاری برای تجدیدنظر انسانی در نتایج حاصل از هوش مصنوعی.[۴۵]
حق اعتراض؛ حقی سیاسی-اجتماعی برای ابراز مسالمتآمیز نارضایتی از تصمیمها و عملکرد نهادهای قدرت
حق اعتراض مفهومی محدود به تجمعات خیابانی نیست، بلکه طیفی گسترده از مواجهههای نظری و عملی با قدرت را دربر میگیرد؛ از مناقشه فلسفی تقدم «حق» بر «خیر» در اندیشه جان رالز، تا الگوی قرآنی مجادله احسن بهمثابه شیوهای برای مقابله با انحراف و طغیان سیاسی. این مفهوم در جهان معاصر، با گسترش تصمیمگیریهای خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی، وارد مرحلهای تازه شده است که در آن امکان اعتراض به خروجی الگوریتمها، مرزهای میان امنیت ملی و آزادیهای مدنی و نیز تمایز حساس میان نظام مجوزدهی و نظام اطلاعرسانی، به یکی از تعیینکنندهترین عوامل در سرنوشت نظامهای دموکراتیک بدل شده است.[دیدگاه ۱]
مفهومشناسی
حق اعتراض یک حق بنیادین بشری[۴۶] و شهروندی است که به افراد یا گروهها اجازه میدهد نارضایتی، مخالفت یا مطالبات خود را نسبت به سیاستها، اقدامات یا شرایط موجود اعم از حکومتی یا اجتماعی بیان کنند. این حق در نظامهای حقوقی مدرن به عنوان یکی از ابزارهای اصلی دموکراسی، نظارت عمومی بر قدرت و صیانت از حقوق بشر شناخته میشود.
در نظامهای حقوقی مدرن، اعتراض مسالمتآمیز از مفاهیمی همچون شورش و اغتشاش تفکیک میشود. درحالیکه شورش ماهیتی خشونتآمیز و ویرانگر دارد، اعتراض مسالمتآمیز دارای وحدت هدف، پیام مشخص و روش عاری از خشونت است.[۴۷]
مبانی نظری و فلسفی[دیدگاه ۲]
حق اعتراض بر پایههای فلسفی، جامعهشناختی و دینی استوار است که مشروعیت آن را فراتر از قوانین موضوعه تضمین میکنند.
نظریه عدالت و تقدم حق بر خیر[دیدگاه ۳]
در فلسفه سیاسی جان رالز، اصلی تحت عنوان تقدم حق بر خیر وجود دارد. بر اساس این اصل، حقوق بنیادین افراد مانند آزادی بیان و اعتراض نباید قربانی تصورات حاکمیت از خیر عمومی یا رفاه جمعی شود.[۴۸] رالز معتقد است که عدالت به مثابه انصاف، ایجاب میکند که آزادیهای اساسی برابر، بر هرگونه مصلحتسنجی سیاسی یا اقتصادی مقدم باشند.[دیدگاه ۴] در تحلیل رخدادهای سیاسی آمریکا، مانند اعتراضات جورج فلوید و اعتراضات دانشجویی حامی فلسطین، این دوگانه بهوضوح دیده میشود؛ جایی که گاهی حق اعتراض به بهانه نظم عمومی یا ارزشهای ملی سرکوب میشود.[۴۹][دیدگاه ۵]
نظریه محرومیت نسبی[دیدگاه ۶]
از منظر جامعهشناسی سیاسی، تد رابرت گار[دیدگاه ۷] در نظریه محرومیت نسبی، ریشه اعتراضات را در شکاف میان انتظارات ارزشی آنچه مردم خود را مستحق آن میدانند و تواناییهای ارزشی آنچه عملاً دریافت میکنند میداند.[۵۰] هرگاه شهروندان احساس کنند که دستیابی به اهداف مشروعشان از راههای قانونی مسدود شده است، پتانسیل پرخاشگری و اعتراض جمعی افزایش مییابد.[۵۱]
مبانی قرآنی و دینی[دیدگاه ۸]
در متون اسلامی، حق اعتراض ذیل عناوین امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت به ائمه مسلمین به رسمیت شناخته شده است.[۵۲] [دیدگاه ۹]
قرآن کریم در آیات متعددی، کنشهای اعتراضی را در برابر انحرافات سیاسی تأیید کرده است. دو الگوی شاخص در این زمینه عبارتند از:
- اعتراض به استبداد: حضرت موسی با منطق و استدلال، و بدون خشونت فیزیکی، مستقیماً به دربار فرعون رفت و نسبت به ظلم و طغیان او اعتراض کرد. این الگو نشاندهنده مشروعیت مطالبهگری مستقیم از حاکم جائر است.[۵۳][دیدگاه ۱۰]
- اعتراض به انتصابات: در ماجرای انتصاب طالوت به فرماندهی، بزرگان بنیاسرائیل نسبت به این انتخاب اعتراض کردند.[۵۴] نکته قابلتوجه این است که پیامبر آن زمان، معترضان را سرکوب یا تکفیر نکرد، بلکه با استدلال و گفتوگو به اقناع آنان پرداخت.[۵۵][دیدگاه ۱۱]
جایگاه قانونی در حقوق ایران و بینالملل
اسناد بینالمللی
ماده ۲۱ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، حق تجمعات مسالمتآمیز را به رسمیت شناخته و دولتها را مکلف کرده است که جز در موارد ضروری مانند امنیت ملی یا سلامت عمومی، هیچ محدودیتی بر آن اعمال نکنند.[۵۶][دیدگاه ۱۲] همچنین گزارشگران ویژه سازمان ملل تأکید دارند که دولتها نه تنها نباید مانع اعتراض شوند، بلکه تعهد مثبت دارند تا امنیت و تسهیلات لازم برای برگزاری تجمعات را فراهم کنند.[۵۷][دیدگاه ۱۳]
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
قانون اساسی ایران در چندین اصل بهطور مستقیم و غیرمستقیم به حق اعتراض اشاره دارد:
- اصل ۲۷: مهمترین اصل در این زمینه است که مقرر میدارد: «تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.».[۵۸]
- اصل ۸: در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می کند. "والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر".[۵۹][دیدگاه ۱۴]
با این حال، چالش اصلی در نظام حقوقی ایران، ابهام در عبارت «مخل به مبانی اسلام» و الزام به اخذ مجوز از وزارت کشور بر اساس قوانین عادی مانند قانون احزاب است که عملاً با اطلاق اصل ۲۷ در تعارض قرار گرفته است.[۶۰][دیدگاه ۱۵]
چالشهای نوین:[دیدگاه ۱۶] حق اعتراض به هوش مصنوعی[دیدگاه ۱۷]
در عصر فناوری، تصمیمگیریهای حیاتی مانند استخدام، وامدهی، یا نظارت پلیسی به الگوریتمهای هوش مصنوعی و سیستمهای تصمیمگیری خودکار واگذار شده است. این سیستمها ممکن است دچار سوگیری شده و حقوق افراد را نقض کنند. از این رو، مفهوم جدیدی تحت عنوان «حق اعتراض به تصمیمات خودکار» در حال شکلگیری است.[۶۱] مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا، حق انسان برای مداخله در تصمیمات الگوریتم و اعتراض به خروجی آنها را تضمین کرده است. در ایران اما، با وجود گسترش استفاده از این فناوریها مانند سامانه مؤدیان مالیاتی، هنوز قانون شفافی برای اعتراض به تصمیمات تمامخودکار وجود ندارد.[۶۲]
آسیبشناسی[دیدگاه ۱۸] مدیریت اعتراضات[دیدگاه ۱۹]
مدیریت تجمعات اعتراضی در جهان بر اساس دو رویکرد کلی انجام میشود:[دیدگاه ۲۰]
- نظام مجوزدهی: که برگزاری تجمع را منوط به اجازه قبلی دولت میداند و رویکرد فعلی قانون احزاب ایران است.[دیدگاه ۲۱]
- نظام اطلاعرسانی:[دیدگاه ۲۲] که در آن برگزارکنندگان صرفاً زمان و مکان را به پلیس اطلاع میدهند تا امنیت تأمین شود و نیازی به کسب اجازه نیست. استانداردهای حقوق بشری به سمت این رویکرد متمایل[دیدگاه ۲۳] هستند.[۶۳]
جدول ۱: مقایسه رویکردهای مدیریت اعتراضات[دیدگاه ۲۴]
| شاخص | نظام مجوزدهی | نظام اطلاعرسانی |
|---|---|---|
| مبنای حقوقی | حق اعتراض، امتیازی است که دولت اعطا میکند. | حق اعتراض، حقی ذاتی است که نیاز به اجازه ندارد.[۶۴] |
| نقش پلیس | کنترل و محدودسازی | تسهیلگری و تأمین امنیت معترضان |
| وضعیت ایران | قانون فعالیت احزاب بر این مبناست.[۶۵] | برخی تفاسیر از اصل ۲۷ بر این مبناست. |
| پیامد | احتمال تبدیل اعتراضات به اغتشاشات زیرزمینی | تخلیه هیجانات و اصلاح سیاستها |
راهکارها و الزامات[دیدگاه ۲۶]
برای تضمین حق اعتراض و جلوگیری از تبدیل آن به خشونت، راهکارهای زیر توسط حقوقدانان و جامعهشناسان و اندیشمندان[دیدگاه ۲۷] پیشنهاد شده است:
- تفسیر مضیق از محدودیتها:[دیدگاه ۲۸] قیود مبهمی مانند «مبانی اسلام» باید بهطور دقیق و محدود تفسیر شوند تا دستمایه سلیقههای سیاسی قرار نگیرند.[۶۶][دیدگاه ۲۹]
- تغییر در صلاحیت قضایی:[دیدگاه ۳۰] رسیدگی به جرایم احتمالی معترضان باید در دادگاههای عمومی و با حضور هیئت منصفه انجام شود، نه در دادگاههای امنیتی یا انقلاب.[۶۷]
- به رسمیت شناختن حق اشتباه: [دیدگاه ۳۱]حکومتها باید بپذیرند که اعتراض، حتی اگر بر مبنای تحلیل نادرست مردم باشد، حق آنهاست و باید با پاسخگویی اقناعی و غیرامنیتی با آن مواجه شد.[۶۸][دیدگاه ۳۲]
- در نظر گرفتن مکانهای مشخصی برای تجمعات اعتراضی: یکی از راههای اجتناب از برچسب زنی بر معترضان و تفکیک آنها از براندازان و برهمزنندگان نظم و امنیت، تدبیر برای امکان اعتراض در مکانهایی است که برای اعتراض قانونی در نظر گرفته شده است. در این صورت هیچ کس حق جلوگیری از چنین اعتراضی[دیدگاه ۳۳] را نخواهد داشت و حتی اگر افراد مرتکب جرمی بشوند، جرم سیاسی[دیدگاه ۳۴] خواهد بود.[۶۹]
- منظومهسازی در مسئله آزادی: تولید ایدههای نو در بستر منظومهسازی در مسئله آزادی و مبتنی بر تسلط بر منابع اسلامی و منابع غربی، موجب میگردد تا به سوالات فراوانی که در مسئله آزادی وجود دارد، پاسخ داده شود.[۷۰] [دیدگاه ۳۵]
پانویس
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۷
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۵
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۳۷
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۳۷
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۳۸
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۶
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۵
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۲
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴ش، ص۳۸
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴ش، ص۴۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ بهروزیزاد، «یدر حکومت اسالم یعتراضات مدنا»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
- ↑ بهروزیزاد، «یدر حکومت اسالم یعتراضات مدنا»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۳
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۴
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۱
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۲
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۹۵؛ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی از منظر فقه شیعه»، ۱۴۰۲ش، ص۶
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۹۷
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۸
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۱
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۵
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۹۱؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۶
- ↑ بهروزیزاد، «یدر حکومت اسالم یعتراضات مدنا»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۶
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۹۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۷
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۸
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی»، ۱۴۰۴ش، ص۴۴
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی»، ۱۴۰۴ش، ص۴۵
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص ۱۵2.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص ۱۵۴، ۱۵۷ و ۱۶۳.
- ↑ بهارلو و نصرتپناه، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۴۰۴، ص ۱۵۲-۱۵۹.
- ↑ بهارلو و نصرتپناه، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۴۰۴، ص ۱۶۲-۱۶۳.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بینالمللی»، ص ۱۶۲.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بینالمللی»، ص 161-162.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۴.
- ↑ ربیعزاده و همکاران، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴، ص ۷۹۳-۷۹۵.
- ↑ (بقره: ۲۴۷)
- ↑ ربیعزاده و همکاران، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴، ص ۷۹۱-۷۹۳.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۴.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۷۰.
- ↑ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل بیست و هفتم.
- ↑ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل هشتم.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص۴.
- ↑ عامری و همکاران، «حق اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴، ص ۴۱-۴۳.
- ↑ عامری و همکاران، «حق اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴، ص ۴۳-۴۴ و ۵۵.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۶۷-۱۶۸.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۶۷-۱۶۸.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۶.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص۷.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص۱۳.
- ↑ «بیانیه جمعی از جامعهشناسان در راستای مسئولیت مدنی و اجتماعی»، وبسایت دیدار نیوز، ۱۴۰۴.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص 15.
- ↑ مقام معظم رهبری، بیانات در چهارمین نشست اندیشههای راهبردی، تاریخ درج مطلب: 23 آبان 1391.
دیدگاههای ارزیابان
- ↑ پس از اصلاح، نیازمند بازنویسی است.
- ↑ دیدگاه های مخالف را بحث نمیکنید؟
- ↑ این دیدگاه تقریبا در هیچ نظام حقوقی مورد پذیرش واقع نشده است اما در عین حال همه نظامات حقوقی حق اعتراض را پذیرفته اند. خروجی آن هم شده حق اعتراض همیشه هست ولی اعمال آن محدود به قیودی چون امنیت ملی، مبانی اسلام، مسائل نژادی و... در نظامات مختلف است. دقت کنید بین حق و بین اعمال حق خلط نشود. مبانی دیگری باید در این زمینه گزارش شود
- ↑ رفرنس را دقیقا این نقطه بیارید. پایان متن مربوط به رالز
- ↑ متن داوری صریحی را همراه دارد.
- ↑ محرومیت نسبی مبنا نیست. این مطلب زمینه شکلگیری اعتراض است نه مبنای حق اعتراض
- ↑ این شخص صاحب نظریه محرومیت نسبی محسوب نمی شود. شخص معروفی صاحب این نظریه است که یادم رفته است. نت هم کار نکرد که پیدا می کردم.
- ↑ این مواردی که ذکر شده فقط شواهدی از اعتراض میتوانند باشد نه مبانی. شاید این مقاله بد نباشد: https://www.jhvmn.ir/article_707566_a9e3eeca683ecb9ffc7d60ab556ec0f1.pdf
- ↑ متن منبع در صدد اینست که امر به معروف را ذیل نصیحت ائمه مسلمین قرار دهد و در نهایت بگوید اعتراض نوعی از آن است. چند نکته: 1- امر به معروف و نصیحت ماهیت متفاوتی با اعتراض دارند و اساسا یکی از چالش های مهم و منحرف کننده حق اعتراض همین است که آن را ذیل امر به معروف و یا نصیحت درج کنیم. 2- بر فرض صحت و پذیرش مطلب، لازم است مطلب را به تحقیقات استناد دهید نه متون اسلامی. چون منبع شما متون اسلامی نیست.
- ↑ مطلب را مقید به مطالبه گری از حاکم جائر است و دو نکته دارد: 1- مطالبه گری از لوازم اعترض است نه نفس اعتراض 2- در مقابل حاکم جائر، حق اعتراض تا چه حد مسئله است؟ بهویژه در ادبیات دینی
- ↑ از مجموع این آیات نمیتوان چندان به حق اعتراض رسمیت داد. چون دهان معترض با یک جمله بسته شد: خدا هر طور صلاح بدونه انجام میده. این آیه فقط میتواند به آزادی بیان اشاره کند نه حق اعتراض که مستلزم شنیده شدن و اقناع و توضیح یا حتی تغییر عملکرد است...
- ↑ متن ماده را خودتان ببینید و چک کنید. متن ماده مقداری متفاوت است و قید بیشتری دارد. از خود ماده هم آدرس بدهید بهتر است: https://iran.un.org/fa/106018-%D9%85%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D9%82-%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C
- ↑ مطلب در منبع اینگونه نیامده است.
- ↑ عبارت عربی را حذف کنید.
- ↑ شبیه به این عبارت در ماده ۲۱ میثاق بینالمللی هم آمده است. پس این چالش و اشکال در نظام حقوقی ایران نیست. در همه نظامات حقوقی وجود دارد. از سوی دیگر: آیا نظام حقوقی وجود دارد که مطلقا و تماما آزادی در این زمینه بدهد؟ پس این یک چالش عمومی است. بنابراین باید بخشی به موانع تحقق حق اعتراض بپردازد که بخشی از آن موانع نظری و بخشی دیگر موانع عملی است.
- ↑ میشود گفت چالش است؟ پیچیدگی حقوقی خاصی دارد؟ یاصرفا جدید است و سازوکار خاصی هم ندارد؟
- ↑ این بحث در آخر بیاید.
- ↑ آسیب شناسی است یا انواع یا رویکردهای عملی؟
- ↑ بد نیست این مقاله را ببینید https://arq.quran.ac.ir/article_196975_b7bcf6e36c595f7dab9454b3e47c9723.pdf
- ↑ خوب است که دیدگاه ها و نظرات تحقیقی درباره این دو رویکرد هم گزارش شود. به صرف گزارش دو نوع مدیریت نمیتوان به مقایسه خوبی رسید
- ↑ مستند کنید به متن ماده
- ↑ همان ماده ۲۱ میثاق بینالمللی را مجددا ببینید. محدودیت های نظامات حقوقی در دیدگاه های نظری بسیار شبیه و نزدیک به هم هستند. عمده تفاوت در نوع مدیریت میدانی و عملی است.
- ↑ یعنی قوانین ایران رویکرد ضد حقوق بشری دارد؟ این کاشتن نکته ضدشناختی نیست؟ نمی شود گفت که منوط شدن اعتراض به گرفتن مجوز بخاطر حفظ امنیت و فراهم کردن زمینه بیشتر و بهتر است. گرفتن مجوز نه لزوما برای ایجاد محدودیت بلکه بخاطر تأمین بهتر حق اعتراض کنندگان و سایر مردم است.
- ↑ مفاد جدول دقیق نیست و منبع دقیق نیز ندارد. در نظام مجوزدهی نیز حق اعتراض چیزی نیست که دولت حق را بدهد؛ حق طبق قانون داده شده اعمال حق منوط به اجازه است. بین حق و اعمال حق فرق زیادی وجود دارد. عمده خلطی که در این بحث مدیریت اعتراضات صورت گرفته ناشی از همین است. سایر مفاد نیز با سوگیری و داوری همراه است؛ اینکه نقش پلیس در یکی کنترلی و دیگری تسهیلی تفسیر شده؛ مبتنی بر نظام مجوزی و اطلاعی نیست. حتی در نظام مجوزی پلیس میتواند تسهیلگر باشد کما اینکه در نظام اطلاعی هم پلیس میتواند کنترلی باشد.
- ↑ حذف
- ↑ راهکار چی؟ ینکه کدام یک از موارد زیر بمانند، بستگی به این دارد که شما در صدد بیان راهکار برای چه چه چیزی هستید. فقط ناظر به ایران چرا نوشته شده؟
- ↑ تریلی بیارم؟(مزاح)
- ↑ آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟
- ↑ همچنین قیود دیگری مثل امنیت و .. که در همه نظامات حقوقی مطرح هستند
- ↑ آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟
- ↑ آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟ ضمنا مرز حق اشتباه چیست؟ وقتی شما شورش و اغتشاش را میخواهید جدا کنید پس در واقع یک مرز برای اشتباه گذاشته اید. معیار چیست؟ امنیت و مبانی و نظم و ...؟ یا مرزی ندارد؟
- ↑ سه راهکار اول بیشتر دقت شود. در کنار آن چالش های عینی دیگر مثل تفکیک اعتراض از اغتشاش و شالوده شکنی و قانون شکنی هم بیاید.
- ↑ حتی اگر مخل امنیت باشد؟
- ↑ اینکه هر جرمی در ان فضا جرم سیاسی تلقی شود، یک دیدگاه افراطی است. فرضا در همان مکان مشخص شخصی به مقامات رسمی فحش داد؛ آیا باید گفت جرم سیاسی است؟ این یک دید افراطی است و بیشتر به عنوان یک سرپوش برای کنار زدن برخی معیارها مطرح میشود تا بار منفی بیمعیاری را کم کند.
- ↑ این هم راهکار برای مسأله شما نیست
منابع
- اولیاییفرد، محمد، «یادداشت حقوقی: حق اعتراض در اسناد بینالمللی»، مجله حقوق ما، شماره ۵۰، اسفند ۱۳۹۵.
- بهارلو، میثم و نصرتپناه، محمدصادق، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر با رویکرد رالزی در اعتراضها»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، دوره ۱۷، شماره ۲، تابستان ۱۴۰۴.
- ربیعزاده، علی و دیگران، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، سال بیست و ششم، شماره ۶۹، پاییز ۱۴۰۴.
- عامری، زهرا و دیگران، «حق اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، سال هفتم، شماره ۲۵، زمستان ۱۴۰۴.
- قادری، عبداله و دیگران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، دوره ۲۵، شماره ۸۱، زمستان ۱۴۰۲.
- واحدی گشنیانی، حسین، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، پانزدهمین کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت و علوم انسانی، تهران، اسفند ۱۴۰۲.
- «بیانیه جمعی از جامعهشناسان در راستای مسئولیت مدنی و اجتماعی»، وبسایت دیدار نیوز، ۲۸ دی ۱۴۰۴.