پیشنویس:حق اعتراض
توجه
تست پرامپت
مقاله صرفا در حال تست پرامپت است
لطفا ارزیابی نفرمایید مقاله صرفا در حال تست پرامپت است
سناریوی اول: رویکردمحور (تفکیک بر پایه حوزههای دانش)
مبانی فقهی و کلامی حق اعتراض در اندیشه اسلامی
امر به معروف و نهی از منکر به مثابه زیرساخت نظارت همگانی
الگوهای قرآنی مطالبهگری و قاعده نصیحت ائمه مسلمین
مرزبندی فقهی میان اعتراض مدنی با مفاهیم بغی و محاربه
حق اعتراض در نظام حقوقی ایران و اسناد بینالمللی
استانداردهای حقوق بشری در میثاقین و اسناد جهانی
واکاوی اصل ۲۷ قانون اساسی و چالشهای قوانین عادی
مسئولیت مدنی و تکالیف تسهیلگری دولت در مدیریت تجمعات
تبیین اعتراض از منظر دانش سیاسی و جامعهشناسی
نظریه عدالت جان رالز و نسبت میان حق و خیر
نظریه محرومیت نسبی و ریشههای شکلگیری نارضایتی جمعی
سناریوی دوم: فرآیندی/مفهومی (پویایی موضوع از خاستگاه تا پیامد)
ریشهها و خاستگاههای زاینده حق اعتراض
کرامت ذاتی انسان و آموزههای وحیانی در نفی ستم
فلسفه قرارداد اجتماعی و ضرورت بازتولید پویایی مدنی
سازوکارهای اجرایی و سیستمهای مدیریت تجمعات اعتراضی
الگوهای اطلاعرسانی قبلی در مقابل رویکردهای مجوزمحور
حقوق و تکالیف متقابل برگزارکنندگان و نیروهای انتظامی
شاخصهای ماهوی مشروعیت و قیود محدودکننده اعتراض
قید مسالمتآمیز بودن و نفی خشونت و حمل سلاح
الزامات صیانت از نظم عمومی و بنیانهای اعتقادی جامعه
کارکردها و پیامدهای اعتراض در ساختار قدرت
اصلاح رویههای اداری و تقویت پاسخگویی حاکمیت
نقش نظارتی اعتراض در جلوگیری از استبداد و انحراف
سناریوی سوم: تطبیقی/مسئلهمحور (مرزبندیها و چالشهای نوین)
تمایزهای ساختاری اعتراض با پدیدههای مشابه حقوقی - سیاسی
تفاوت ماهوی اعتراض مسالمتآمیز با نافرمانی مدنی
مرزبندی میان کنشگری اصلاحی با پدیدههای شورش و براندازی
حق اعتراض در قلمرو فناوریهای نوین و عصر دیجیتال
چالش اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار و هوش مصنوعی
ضرورت شفافیت الگوریتمی و حق بازنگری انسانی در نتایج
تعارضهای تفسیری و رویهای در تحدید حق اعتراض
تقابل میان آزادیهای اساسی و استثنائات نظم عمومی
جایگاه اعتراض در رویه قضایی و دیوان عدالت اداری
راهبردهای حکمرانی در مواجهه با نارضایتیهای جمعی
رویکرد اقناعی در قرآن کریم در برابر راهبردهای تضییق حق
نقش احزاب و نهادهای مدنی در نهادینهسازی مطالبهگری مشروع
بدنه مقاله در سناریوی اول
حق اعتراض از منظر حقوق بینالملل و اسناد جهانی
استانداردهای نسل اول حقوق بشر در میثاقین
حق اعتراض مسالمتآمیز در زمره حقوق نسل اول یا همان حقوق مدنی و سیاسی قرار میگیرد[۱]. این حق در اسناد متعددی همچون اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی به رسمیت شناخته شده است[۲]. بر پایه ماده ۲۱ میثاق مذکور؛ اعمال این حق ابزاری برای تضمین سایر حقوق اساسی و مطالبهگری شهروندان محسوب میشود[۳]. ویژگیهای بنیادین این حق در اسناد بینالمللی عبارتند از:
- برخورداری از ماهیت طبیعی و وجودی انسان که مقدم بر قوانین موضوعه است[۴].
- پیوند ناگسستنی با اصل کرامت انسانی و قراردادهای اجتماعی برای تأمین خیر عمومی[۵].
- شناخته شدن به عنوان شاخصی برای سنجش دموکراتیک بودن جوامع و پویایی جامعه مدنی[۶].
آزادی تجمع و بیان در رویههای بینالمللی
آزادی تجمعات و بیان در رویههای بینالمللی به عنوان مکمل یکدیگر عمل میکنند؛ زیرا ابراز نظر اغلب نیازمند حضور در فضاهای عمومی است[۷]. اسناد بینالمللی بر ماهیت مسالمتآمیز این کنشها تأکید دارند؛ و دولتها را موظف به فراهم کردن بسترهای لازم برای اجرای این حق میدانند[۸]. بر اساس گزارشهای گزارشگر ویژه سازمان ملل؛ محدودیت بر این حق باید دارای شرایط زیر باشد:
- رعایت اصل تناسب و ضرورت در یک جامعه دموکراتیک[۹].
- پیشبینی محدودیتها در قانون به منظور صیانت از نظم عمومی یا سلامت جامعه[۱۰].
- ترجیح سیستم اطلاعرسانی قبلی بر سیستم اخذ مجوز؛ تا از سلیقهای عمل کردن مقامات جلوگیری شود[۱۱].
مبانی فقهی و کلامی اعتراض در اندیشه اسلامی
امر به معروف و نهی از منکر به مثابه مبنای نظارت
در اندیشه اسلامی؛ اعتراض بر پایههای مستحکم امر به معروف و نهی از منکر استوار است[۱۲]. این فریضه نظارت همگانی بر ساختار قدرت را به یک تکلیف شرعی تبدیل میکند؛ که هدف آن جلوگیری از انحراف حاکمیت است[۱۳]. بر این اساس؛ شهروندان موظفند در قبال کژیها واکنش نشان دهند؛ و برای اصلاح امور مطالبهگری کنند[۱۴]. فقها برای مشروعیت این نظارت، شاخصهای زیر را تبیین کردهاند:
- آگاهی و علم معترض نسبت به موضوع مورد نقد؛ تا از اعتراضات ناصواب پیشگیری شود[۱۵].
- رعایت مراتب امر به معروف؛ که از تذکر زبانی آغاز شده و در صورت نیاز به مراحل عملی میرسد[۱۶].
- پرهیز از اقداماتی که منجر به گسیختگی پیوندهای اجتماعی و هرج و مرج گردد[۱۷].
الگوی قرآنی پرسشگری و نصیحت ائمه مسلمین
قرآن کریم در گزارشهای متعددی الگوهای پرسشگری و اعتراض را بازنمایی کرده است؛ چنانکه اعتراض به انتخاب طالوت در سوره بقره با رویکردی اقناعی و ارائه پاسخهای مستدل از سوی پیامبر الهی مواجه شد[۱۸]. اصل «نصح ائمه مسلمین» یا خیرخواهی برای زمامداران نیز مبنایی کلامی است؛ که نقد قدرت را به منظور تعالی جامعه مشروعیت میبخشد[۱۹]. همچنین آیه ۱۴۸ سوره نساء با اجازه دادن به مظلوم برای فریاد علیه ستمگر؛ زیربنای وحیانی برای ابراز نارضایتی آشکار فراهم آورده است[۲۰]. ویژگیهای اعتراض مطلوب از منظر قرآنی عبارتند از:
- جداسازی حق از باطل و ارائه طرحهای جایگزین برای بهبود وضعیت[۲۱].
- صراحت و شفافیت در بیان مصادیق اعتراض بدون پنهانکاری[۲۲].
- حفظ کرامت انسانی و پرهیز از تهمت یا افترا در جریان مطالبهگری[۲۳].
در ادامه، بخشهای سوم و چهارم بدنه اصلی مقاله بر اساس سناریوی اول، با استفاده از منابع موجود در نوتبوک و با رعایت دقیق استانداردهای فنی مدیاویکی تدوین میگردد:
حق اعتراض در نظام حقوقی و قانونی ایران
واکاوی ظرفیتهای اصل ۲۷ قانون اساسی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل بیست و هفتم، مترقیترین بستر قانونی را برای رسمیت بخشیدن به تجمعات اعتراضی فراهم آورده است[۲۴]. بر اساس این اصل؛ تشکیل اجتماعات و راهپیماییها با رعایت دو شرط ماهوی آزاد اعلام شده است:
- حمل نکردنِ سلاح توسط شرکتکنندگان که متضمن حفظ امنیت و سلامت فیزیکی تجمع است[۲۵].
- مخل نبودن نسبت به مبانی اسلام که تشخیص مصادیق آن بر عهده مراجع ذیصلاح قانونی قرار دارد[۲۶].
از منظر حقوقدانان؛ لحن این اصل نشاندهنده آن است که آزادی اصل محسوب میشود؛ و هرگونه محدودیت بر آن نیازمند تفسیر مضیق و قانونی است[۲۷]. همچنین؛ در متن قانون اساسی هیچ اشارهای به لزوم دریافت مجوز قبلی نشده است؛ که این امر نشاندهنده گرایش به سیستم اعلامی در مقابل سیستم مجوزی است[۲۸].
چالشهای قوانین عادی و آییننامههای اجرایی
بهرغم صراحت قانون اساسی؛ قوانین عادی و مصوبات هیئت وزیران محدودیتهایی را بر اجرای این حق اعمال کردهاند. قانون احزاب مصوب سال ۱۳۶۰ و آییننامههای پس از آن، برگزاری تجمعات را به تأیید مقامات اداری گره زدهاند[۲۹]. برخی از مهمترین چالشهای این حوزه عبارتند از:
- تقابل میان آزادی مطلق در قانون اساسی و الزام به اخذ مجوز از وزارت کشور در قوانین عادی؛ که باعث تضییق این حق شده است[۳۰].
- اختصاص یافتن حق برگزاری تجمع به احزاب و گروههای رسمی؛ که باعث محروم ماندن تودههای مردم و اصناف فاقد تشکیلات از ابزارهای قانونی اعتراض میشود[۳۱].
- وجود تعابیر کشسان و کلی مانند «اخلال در مبانی اسلام»؛ که راه را برای برخوردهای سلیقهای و تفسیرهای محدودکننده توسط نهادهای اجرایی باز میگذارد[۳۲].
دیدگاههای فلسفی و جامعهشناختی به کنش اعتراضی
نظریه عدالت جان رالز و نسبت حق و خیر
در اندیشه جان رالز؛ حق اعتراض ابزاری برای پایش نسبت میان «حق» و «خیر» در ساختار سیاسی است[۳۳]. رالز با تأکید بر اصل تقدم حق بر خیر؛ معتقد است که حقوق بنیادین شهروندان نباید تحت شعاع منافع جمعی یا برداشتهای خاص یک گروه از مفهوم خیر قرار گیرد[۳۴]. از این منظر؛ اعتراض مدنی دارای ویژگیهای زیر است:
- حرکتی علنی و شفاف که با هدف آگاهسازی اکثریت جامعه نسبت به بیعدالتی صورت میگیرد[۳۵].
- کنشی غیرخشونتآمیز که وجدان عمومی را مخاطب قرار میدهد؛ تا در قوانین یا سیاستهای ناعادلانه بازنگری شود[۳۶].
- ابزاری برای ثبات نظام سیاسی؛ زیرا با اصلاح کژیها از فروپاشی ساختار قدرت جلوگیری میکند[۳۷].
نظریه محرومیت نسبی و تبیین انگیزههای اعتراض
دانش جامعهشناسی برای تحلیل ریشههای اعتراضات، بر نظریه محرومیت نسبی تد رابرت گار تکیه دارد[۳۸]. بر اساس این رهیافت؛ نارضایتی از زمانی آغاز میشود که میان «انتظارات ارزشی» افراد و «توانمندیهای واقعی» جامعه برای پاسخگویی به آن نیازها شکاف ایجاد شود[۳۹]. شاخصهای تأثیرگذار در این فرآیند عبارتند از:
- احساس نابرابری در توزیع فرصتها و منابع؛ که منجر به انباشت خشم اجتماعی میگردد[۴۰].
- فاصله میان واقعیتهای موجود و استانداردهای ذهنی مردم درباره زندگی مطلوب؛ که محرک اصلی کنشگری سیاسی است[۴۱].
- نقش اعتراضات به مثابه دریچه اطمینان؛ که با تخلیه هیجانات جمعی، مانع از وقوع انفجارهای تودهای و آشوبهای غیرقابل کنترل میشود[۴۲].
منابع
- **قرآن کریم**.[۴۳]
- آقابابایی، حسین، «حق اجتماع مسالمتآمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، حقوق بشر، شماره ۳۵، ۱۴۰۲ش، صص۸۷-۱۱۰.[۴۴]
- ایزدهی، سیدسجاد و روحاله روزبهانی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، شماره ۳۰، ۱۴۰۲ش، صص۳۷-۵۲.[۴۵]
- بهارلو، میثم و محمدصادق نصرتپناه، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر با رویکرد رالزی در اعتراضها به قتل جورج فلوید (۲۰۲۰) و اعتراضها به نسلکشی فلسطینیها (۲۰۲۴) در ایالات متحده آمریکا»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، دوره ۱۷، شماره ۲، ۱۴۰۴ش، صص۱۵۰-۱۷۸.[۴۶]
- بهروزیزاد، حمیدرضا و محمدامین زکی، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغهها»، مطالعات حقوق عمومی، دوره ۵۵، شماره ۱، ۱۴۰۴ش، صص۹۲۳-۹۵۹.[۴۷]
- حجتدوست، احسان، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی از منظر فقه شیعه»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، سال ۱۶، شماره ۱، ۱۴۰۲ش، صص۱-۲۹.[۴۸]
- ربیعزاده، علی؛ اصغر افتخاری و سعید منصوریان، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، سال ۲۶، شماره ۳، ۱۴۰۴ش، صص۷۸۳-۸۱۴.[۴۹]
- **راهنمای ویکینویسی**، تهران، ۱۴۰۴ش.[۵۰]
- زکی، محمدامین؛ سیدحسن عابدیان کلخوران و نسرین کریمی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، سال ۱۵، شماره ۲، ۱۴۰۱ش، صص۶۴۶-۶۶۱.[۵۱]
- عامری، زهرا؛ محمدباقر مقدسی و سیداحمد حبیبنژاد، «حق اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی: جلوهای از الزامات حقوق بشری عصر فناوری»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، سال ۷، شماره ۲۵، ۱۴۰۴ش، صص۳۸-۵۹.[۵۲]
- قادری، عبداله؛ هانه فرکیش و ارکان شریفی، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بینالمللی»، پژوهش حقوق عمومی، دوره ۲۵، شماره ۸۱، ۱۴۰۲ش، صص۱۴۷-۱۸۴.[۵۳]
سنایوی دوم
حق اعتراض از منظر حقوق بینالملل و اسناد جهانی
استانداردهای نسل اول حقوق بشر در میثاقین
حق اعتراض مسالمتآمیز در زمره حقوق نسل اول یا همان حقوق مدنی و سیاسی قرار میگیرد[۵۴]. این حق در اسناد جهانی متعددی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی به رسمیت شناخته شده است[۵۵]. بر پایه ماده ۲۱ میثاق مذکور؛ اعمال این حق ابزاری برای تضمین سایر حقوق اساسی و مطالبهگری شهروندان محسوب میشود[۵۶]. ویژگیهای بنیادین این حق در اسناد بینالمللی عبارتند از:
- برخورداری از ماهیت طبیعی و وجودی انسان که بر قوانین موضوعه تقدم دارد[۵۷].
- پیوند ناگسستنی با اصل کرامت انسانی و قراردادهای اجتماعی برای تأمین خیر عمومی[۵۸].
- شناخته شدن به عنوان شاخصی برای سنجش دموکراتیک بودن جوامع و پویایی جامعه مدنی[۵۹].
آزادی تجمع و بیان در رویههای بینالمللی
آزادی تجمعات و آزادی بیان در رویههای بینالمللی به عنوان مکمل یکدیگر عمل میکنند؛ زیرا ابراز نظر اغلب نیازمند حضور در فضاهای عمومی است[۶۰]. اسناد بینالمللی بر ماهیت مسالمتآمیز این کنشها تأکید دارند؛ و دولتها را موظف به فراهم کردن بسترهای لازم برای اجرای این حق میدانند[۶۱]. بر اساس استانداردهای گزارشگر ویژه سازمان ملل؛ محدودیت بر این حق باید دارای شرایط زیر باشد:
- رعایت اصل تناسب و ضرورت در یک جامعه دموکراتیک[۶۲].
- پیشبینی محدودیتها در قانون به منظور صیانت از نظم عمومی یا سلامت جامعه[۶۳].
- ترجیح سیستم اطلاعرسانی قبلی بر سیستم اخذ مجوز؛ تا از رفتارهای سلیقهای مقامات پیشگیری شود[۶۴].
- تعهد مثبت دولت به تأمین امنیت معترضان و حفاظت از آنها در برابر حملات احتمالی مخالفان[۶۵].
مبانی فقهی و کلامی اعتراض در اندیشه اسلامی
امر به معروف و نهی از منکر به مثابه مبنای نظارت
در اندیشه اسلامی؛ اعتراض بر پایههای مستحکم امر به معروف و نهی از منکر استوار است[۶۶]. این فریضه نظارت همگانی بر ساختار قدرت را به یک تکلیف شرعی تبدیل میکند؛ که هدف آن جلوگیری از انحراف حاکمیت از مسیر حق است[۶۷]. بر این اساس؛ شهروندان موظفند در قبال کژیها واکنش نشان دهند؛ و برای اصلاح امور مطالبهگری کنند[۶۸]. فقها برای مشروعیت این نظارت، شاخصهای زیر را تبیین کردهاند:
- آگاهی و علم معترض نسبت به موضوع مورد نقد؛ برای پیشگیری از اعتراضات ناصواب[۶۹].
- رعایت مراتب امر به معروف؛ که از تذکر زبانی آغاز شده و در صورت نیاز به مراحل عملی میرسد[۷۰].
- پرهیز از اقداماتی که منجر به گسیختگی پیوندهای اجتماعی و هرج و مرج گردد[۷۱].
الگوی قرآنی پرسشگری و نصیحت ائمه مسلمین
قرآن کریم در گزارشهای متعددی الگوهای پرسشگری و اعتراض را بازنمایی کرده است؛ چنانکه اعتراض به انتخاب طالوت در سوره بقره با رویکردی اقناعی و ارائه پاسخهای مستدل از سوی پیامبر الهی مواجه شد[۷۲]. اصل «نصح ائمه مسلمین» یا خیرخواهی برای زمامداران نیز مبنایی کلامی است؛ که نقد قدرت را به منظور تعالی جامعه مشروعیت میبخشد[۷۳]. همچنین آیه ۱۴۸ سوره نساء با اجازه دادن به مظلوم برای فریاد علیه ستمگر؛ زیربنای وحیانی برای ابراز نارضایتی آشکار فراهم آورده است[۷۴]. ویژگیهای اعتراض مطلوب از منظر قرآنی عبارتند از:
- جداسازی حق از باطل و ارائه طرحهای جایگزین برای بهبود وضعیت جامعه[۷۵].
- صراحت و شفافیت در بیان مصادیق اعتراض بدون پنهانکاری[۷۶].
- حفظ کرامت انسانی و پرهیز از تهمت یا افترا در جریان مطالبهگری سیاسی[۷۷].
- التزام حاکمیت به استماع اعتراضات و پاسخگویی مستدل به جای سرزنش معترضان[۷۸].
شاخصهای ماهوی مشروعیت و قیود محدودکننده اعتراض
قید مسالمتآمیز بودن و نفی خشونت و حمل سلاح
کنشهای اعتراضی برای آنکه در زمره رفتارهای قانونی قرار گیرند؛ باید ماهیتی کاملاً مسالمتآمیز داشته باشند[۷۹]. برخی از شروط اساسی برای تحقق این امر عبارتند از:
- پرهیز از حمل هرگونه سلاح سرد یا گرم که امنیت جانی شهروندان را با خطر روبرو میکند[۸۰].
- خودداری از تخریب اموال عمومی و ضربه زدن به زیرساختهای فیزیکی جامعه[۸۱].
- رعایت مرز میان اعتراض مصلحانه با اقداماتی همچون محاربه که با هدف ارعاب مردم صورت میگیرد[۸۲].
- پیروی از منطق و استدلال به جای توسل به فشارهای فیزیکی و رفتارهای خارج از عرف مدنی[۸۳].
الزامات صیانت از نظم عمومی و بنیانهای اعتقادی جامعه
اعتراض نباید منجر به گسیختگی پیوندهای اجتماعی یا اخلال در مبانی اسلام گردد[۸۴]. بر این اساس؛ کنشگران موظفند شاخصهای زیر را مدنظر قرار دهند:
- دوری از اقداماتی که باعث هرج و مرج و گسیختگی در زندگی روزمره و معیشت مردم میشود[۸۵].
- حفظ حریم مقدسات و رعایت چهارچوبهای اخلاقی در بیان انتقادات سیاسی و اجتماعی[۸۶].
- توجه به اصل حفظ نظام سیاسی که در پارادایم فقهی بر سایر امور اولویت دارد[۸۷].
- پرهیز از تهمت و افترا و حفظ کرامت انسانی کارگزارانی که مورد نقد قرار میگیرند[۸۸].
کارکردها و پیامدهای اعتراض در ساختار قدرت
اصلاح رویههای اداری و تقویت پاسخگویی حاکمیت
اعتراضات مسالمتآمیز به عنوان مجرایی برای انتقال پیام نارضایتی به دولتمردان عمل میکنند؛ و باعث بهبود کیفیت حکمرانی میشوند[۸۹]. پیامدهای مثبت این فرآیند شامل موارد زیر است:
- آشکار شدن نقاط ضعف در سیاستگذاریها و فراهم کردن بستر لازم برای اصلاح قوانین ناعادلانه[۹۰].
- تقویت شفافیت در نهادهای قدرت و مجبور کردن کارگزاران به پاسخگویی در برابر افکار عمومی جامعه[۹۱].
- پرهیز از انباشت خشم اجتماعی که با تخلیه هیجانات جمعی؛ مانع از وقوع انفجارهای تودهای و آشوبهای غیرقابل کنترل میگردد[۹۲].
- شناسایی دقیق ریشههای فساد و نابرابری از طریق شنیدن صدای منتقدان و معترضان[۹۳].
نقش نظارتی اعتراض در جلوگیری از استبداد و انحراف
نظارت همگانی از طریق اعتراض؛ ابزاری برای حفظ سلامت نظام سیاسی و ممانعت از تمرکز قدرت است[۹۴]. این کارکرد نظارتی بر پایههای زیر استوار است:
- انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر در بالاترین سطح که همان نقد دلسوزانه قدرت است[۹۵].
- استفاده از حق نصیحت برای زمامداران که به منظور خیرخواهی و بازگرداندن حاکمیت به مسیر عدالت انجام میشود[۹۶].
- ایجاد تعادل میان قدرت حاکمیت و آزادیهای فردی بر پایه اصول قرارداد اجتماعی و خیر عمومی[۹۷].
- ایجاد فرصت برای تجدیدنظر انسانی در تصمیمات خودکاری که ممکن است حقوق شهروندان را تضییع کنند[۹۸].
منابع
- **قرآن کریم**.
- آقابابایی، حسین، «حق اجتماع مسالمتآمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، حقوق بشر، شماره ۳۵، ۱۴۰۲ش، صص۸۷-۱۱۰.
- ایزدهی، سیدسجاد و روحاله روزبهانی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، شماره ۳۰، ۱۴۰۲ش، صص۳۷-۵۲.
- بهروزیزاد، حمیدرضا و محمدامین زکی، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغهها»، مطالعات حقوق عمومی، دوره ۵۵، شماره ۱، ۱۴۰۴ش، صص۹۲۳-۹۵۹.
- حجتدوست، احسان، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی از منظر فقه شیعه»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، سال ۱۶، شماره ۱، ۱۴۰۲ش، صص۱-۲۹.
- ربیعزاده، علی؛ اصغر افتخاری و سعید منصوریان، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، سال ۲۶، شماره ۳، ۱۴۰۴ش، صص۷۸۳-۸۱۴.
- زکی، محمدامین؛ سیدحسن عابدیان کلخوران و نسرین کریمی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، سال ۱۵، شماره ۲، ۱۴۰۱ش، صص۶۴۶-۶۶۱.
- عامری، زهرا؛ محمدباقر مقدسی و سیداحمد حبیبنژاد، «حق اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی: جلوهای از الزامات حقوق بشری عصر فناوری»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، سال ۷، شماره ۲۵، ۱۴۰۴ش، صص۳۸-۵۹.
- قادری، عبداله؛ هانه فرکیش و ارکان شریفی، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بینالمللی»، پژوهش حقوق عمومی، دوره ۲۵، شماره ۸۱، ۱۴۰۲ش، صص۱۴۷-۱۸۴.
سناروی سوم
حق اعتراض از منظر حقوق بینالملل و اسناد جهانی
استانداردهای نسل اول حقوق بشر در میثاقین
حق اعتراض مسالمتآمیز در نظام بینالمللی حقوق بشر به عنوان یکی از ارکان اساسی آزادیهای فردی و جمعی شناخته میشود[۹۹]. این حق در زمره حقوق مدنی و سیاسی یا همان حقوق نسل اول بشر قرار دارد؛ که در اسناد بنیادینی همچون اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی بر آن تأکید شده است[۱۰۰]. بر پایه ماده ۲۱ میثاق مذکور، اعمال این حق ابزاری برای تضمین سایر حقوق اساسی و مطالبهگری شهروندان محسوب میگردد[۱۰۱]. برخی ویژگیهای بنیادین این حق در اسناد جهانی عبارت است از:
- برخورداری از ماهیت طبیعی و وجودی انسان که بر قوانین وضعی تقدم دارد[۱۰۲].
- پیوند ناگسستنی با اصل کرامت انسانی و قراردادهای اجتماعی برای تأمین خیر عمومی در جامعه[۱۰۳].
- شناخته شدن به عنوان شاخصی برای سنجش میزان دموکراتیک بودن نظامهای سیاسی و پویایی جامعه مدنی[۱۰۴].
آزادی تجمع و بیان در رویههای بینالمللی
آزادی تجمعات و آزادی بیان در رویههای بینالمللی مکمل یکدیگر هستند؛ زیرا ابراز عقیده اغلب نیازمند حضور فیزیکی در فضاهای عمومی است[۱۰۵]. اسناد بینالمللی بر ضرورت حفظ ماهیت غیرخشونتآمیز این کنشها تأکید کرده و دولتها را به فراهم کردن بسترهای لازم برای اجرای این حق موظف ساختهاند[۱۰۶]. بر اساس استانداردهای گزارشگر ویژه سازمان ملل، محدودیت بر این حق تنها در موارد استثنایی مجاز است؛ که شامل ضوابط زیر میشود:
- پیشبینی محدودیتها در قانون صریح به منظور صیانت از نظم عمومی یا سلامت جامعه[۱۰۷].
- رعایت اصل تناسب و ضرورت محدودیت در یک جامعه مردمسالار[۱۰۸].
- اولویت دادن به سیستم اطلاعرسانی قبلی بر سیستم اخذ مجوز برای جلوگیری از رفتارهای سلیقهای مقامات حاکمیتی[۱۰۹].
- تعهد مثبت دولت به تأمین امنیت معترضان و حفاظت از آنها در برابر حملات احتمالی مخالفان[۱۱۰].
مبانی فقهی و کلامی اعتراض در اندیشه اسلامی
امر به معروف و نهی از منکر به مثابه مبنای نظارت
در اندیشه اسلامی، اعتراض بر پایههای استواری چون فریضه امر به معروف و نهی از منکر استوار است[۱۱۱]. این اصل نظارت همگانی بر ساختار قدرت را به یک تکلیف شرعی تبدیل میکند؛ که هدف آن جلوگیری از انحراف حاکمیت از مسیر حق است[۱۱۲]. بر این اساس، شهروندان وظیفه دارند در برابر کژیها واکنش نشان دهند و برای اصلاح امور مطالبهگری کنند[۱۱۳]. برای مشروعیت این نظارت، شاخصهای فقهی زیر تبیین شده است:
- آگاهی و علم معترض نسبت به موضوع مورد نقد برای پیشگیری از اعتراضهای ناصواب[۱۱۴].
- رعایت مراتب شرعی که از تذکر زبانی شروع شده و در صورت نیاز به مراحل عملی میرسد[۱۱۵].
- پرهیز از اقداماتی که به گسیختگی پیوندهای اجتماعی و ایجاد هرجومرج در بلاد اسلامی منجر گردد[۱۱۶].
الگوی قرآنی پرسشگری و نصیحت ائمه مسلمین
قرآن کریم در گزارشهای متعددی الگوهای پرسشگری و اعتراض را بازنمایی کرده است؛ برای نمونه اعتراض بزرگان بنیاسرائیل به انتخاب طالوت با رویکردی اقناعی و ارائه پاسخهای مستدل از سوی پیامبر الهی مواجه شد[۱۱۷]. اصل نصیحت برای زمامداران یا همان خیرخواهی برای کارگزاران نیز مبنایی کلامی است؛ که نقد قدرت را به منظور تعالی جامعه مشروعیت میبخشد[۱۱۸]. همچنین آیه ۱۴۸ سوره نساء با مجاز شمردن فریاد مظلوم علیه ستمگر، زیربنای وحیانی برای ابراز نارضایتی آشکار فراهم آورده است[۱۱۹]. ویژگیهای اعتراض مطلوب از منظر قرآنی عبارت است از:
- جداسازی حق از باطل و ارائه طرحهای جایگزین برای بهبود وضعیت جامعه[۱۲۰].
- صراحت و شفافیت در بیان مصادیق اعتراض بدون پنهانکاری و نفاق[۱۲۱].
- حفظ کرامت انسانی و دوری از تهمت یا افترا در جریان مطالبهگری سیاسی[۱۲۲].
- لزوم استماع اعتراضات توسط حاکمیت و سرزنش نکردن معترضان بر اساس سیره انبیا[۱۲۳].
در ادامه، بخشهای سوم و چهارم بدنه اصلی مقاله بر اساس سناریوی سوم، با استفاده از منابع موجود در نوتبوک و با رعایت دقیق استانداردهای فنی مدیاویکی تدوین میگردد:
تعارضهای تفسیری و رویهای در تحدید حق اعتراض
تقابل میان آزادیهای اساسی و استثنائات نظم عمومی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل ۲۷، آزادی اجتماعات را به دو شرط ماهوی مشروط کرده است؛ که شامل حمل نکردنِ سلاح و مخل نبودن به مبانی اسلام است[۱۲۴]. با این حال؛ قوانین عادی مانند قانون احزاب، اعمال این حق را منوط به دریافت مجوز از وزارت کشور کردهاند؛ که نوعی تضییق بر اصل آزادی تلقی میگردد[۱۲۵]. این تقابل تفسیری منجر به چالشهای زیر شده است:
- جایگزینی سیستم مجوزی به جای سیستم اعلامی که با استانداردهای حقوق بشری فاصله دارد[۱۲۶].
- استفاده از تعابیر کلی برای محدود کردن تجمعات که راه را برای تفسیرهای سلیقهای مقامات اداری باز میگذارد[۱۲۷].
- اختصاص یافتن حق برگزاری تجمع به گروههای رسمی؛ که باعث محرومیت تودههای مردم از ابزارهای قانونی ابراز نارضایتی میشود[۱۲۸].
جایگاه اعتراض در رویه قضایی و دیوان عدالت اداری
دیوان عدالت اداری در سالهای اخیر با ابطال برخی مصوبات دولتی، گامهایی در جهت صیانت از حق اعتراض شهروندان برداشته است[۱۲۹]. برای نمونه؛ ابطال مصوبه تعیین مکانهای خاص برای تجمعات اعتراضی نشان داد؛ که تحدید مکان نباید منجر به تضییق اصلِ حق گردد[۱۳۰]. رویه قضایی در برخورد با معترضان بر ضرورت تفکیک میان کنشگری مدنی با جرایمی چون محاربه تأکید دارد؛ زیرا:
- صرفِ حضور در تجمع یا بیان انتقاد تند، تا زمانی که با خشونت مسلحانه همراه نباشد؛ مشمول عناوین مجرمانه سنگین نمیشود[۱۳۱].
- تشخیص اخلال در نظم عمومی باید بر پایه شاخصهای عینی و نه تفاسیر گسترده سیاسی باشد[۱۳۲].
راهبردهای حکمرانی در مواجهه با نارضایتیهای جمعی
رویکرد اقناعی در قرآن کریم در برابر راهبردهای تضییق حق
قرآن کریم در گزارش تقابل میان مصلحان و ساختارهای قدرت، دو الگوی متفاوت را ترسیم میکند. در الگوی وحیانی، حاکمیت الهی حتی در برابر اعتراضات تند، رویکردی اقناعی و استدلالی در پیش میگیرد[۱۳۳]. در مقابل، راهبردهای تضییق حق که در مضامین قرآنی به ساختارهای طاغوتی نسبت داده شده است؛ بر محورهای زیر استوارند:
- ایجاد هراس در جامعه و برچسبزنی به معترضان تحت عناوینی چون مفسد، ساحر یا نادان[۱۳۴].
- سلب مسئولیت از خود و بیتوجهی به مطالبات واقعی با هدف فرسایشی کردن اعتراضات[۱۳۵].
- استفاده از زبان تهدید و ارعاب به جای فراهم آوردن بستر گفتگو و شنیدن نظرات مخالف[۱۳۶].
نقش احزاب و نهادهای مدنی در نهادینهسازی مطالبهگری مشروع
برای جلوگیری از تبدیل اعتراضات به آشوبهای کور، نهادینهسازی حق اعتراض از طریق نهادهای مدنی ضرورتی اجتنابناپذیر است[۱۳۷]. احزاب و تشکلهای صنفی با ایفا کردن نقش واسط، کارکردهای زیر را در ساختار قدرت بر عهده دارند:
- تبدیل مطالبات پراکنده و هیجانی به برنامههای اصلاحی مشخص و قابل پیگیری در چارچوب قانون[۱۳۸].
- پذیرش مسئولیت امنیت و نظم تجمعات که منجر به کاهش هزینههای نظارتی دولت میشود[۱۳۹].
- تقویت پاسخگویی حاکمیت از طریق نظارت سازمانیافته بر عملکرد کارگزاران و جلوگیری از انحراف نظام سیاسی[۱۴۰].
منابع
- **قرآن کریم**.
- آقابابایی، حسین، «حق اجتماع مسالمتآمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، حقوق بشر، شماره ۳۵، ۱۴۰۲ش، صص۸۷-۱۱۰.
- ایزدهی، سیدسجاد و روحاله روزبهانی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، شماره ۳۰، ۱۴۰۲ش، صص۳۷-۵۲.
- بهروزیزاد، حمیدرضا و محمدامین زکی، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغهها»، مطالعات حقوق عمومی، دوره ۵۵، شماره ۱، ۱۴۰۴ش، صص۹۲۳-۹۵۹.
- حجتدوست، احسان، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی از منظر فقه شیعه»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، سال ۱۶، شماره ۱، ۱۴۰۲ش، صص۱-۲۹.
- ربیعزاده، علی؛ اصغر افتخاری و سعید منصوریان، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، سال ۲۶، شماره ۳، ۱۴۰۴ش، صص۷۸۳-۸۱۴.
- زکی، محمدامین؛ سیدحسن عابدیان کلخوران و نسرین کریمی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، سال ۱۵، شماره ۲، ۱۴۰۱ش، صص۶۴۶-۶۶۱.
- عامری، زهرا؛ محمدباقر مقدسی و سیداحمد حبیبنژاد، «حق اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی: جلوهای از الزامات حقوق بشری عصر فناوری»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، سال ۷، شماره ۲۵، ۱۴۰۴ش، صص۳۸-۵۹.
- قادری، عبداله؛ هانه فرکیش و ارکان شریفی، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بینالمللی»، پژوهش حقوق عمومی، دوره ۲۵، شماره ۸۱، ۱۴۰۲ش، صص۱۴۷-۱۸۴.
حق اعتراض؛ حقی سیاسی-اجتماعی برای ابراز مسالمتآمیز نارضایتی از تصمیمها و عملکرد نهادهای قدرت
مفهومشناسی
حق اعتراض به توانمندی قانونی و مشروع افراد برای ابراز مخالفت و بیان نارضایتی نسبت به کنشها یا تصمیمات کارگزاران قدرت با هدف استیفای حقوق بنیادین اطلاق میگردد.[۱۴۱] این حق ابزاری برای نظارت همگانی بر ساختار حاکمیت و تضمین پویایی جامعه مدنی است؛ چرا که بر پایه اصل کرامت انسانی و قراردادهای اجتماعی استوار است.[۱۴۲]
خاستگاه نظری این اصطلاح در اندیشه مدرن به نظریه قرارداد اجتماعی و صیانت از خیر عمومی باز میگردد؛ بنابراین در مکتب لیبرال - دموکراسی نیز در چارچوب نظریه عدالت تبیین شده است.[۱۴۳] این مفهوم در رویکرد حقوقی بینالملل با آزادی بیان و حق تجمع پیوند یافته و در پارادایم فقه سیاسی نیز در قالب تکالیف دینی چون امر به معروف و خیرخواهی برای زمامداران بازنمایی میگردد.[۱۴۴]
ریشههای نظری و خاستگاههای فکری مطالبهگری
حق اعتراض مسالمتآمیز پیوندی ناگسستنی با ماهیت طبیعی انسان دارد؛ و به عنوان ابزاری برای صیانت از کرامت بشری در نظامهای حقوقی شناخته میشود[۱۴۵]. از منظر قراردادهای اجتماعی، این حق تضمینکننده اهدافی است؛ که شهروندان برای تأمین خیر عمومی بر سر آنها توافق کردهاند[۱۴۶]. در تبیین چرایی شکلگیری این کنشها، نظریههای متعددی مطرح شده است:
- نظریه محرومیت نسبی: بر اساس این دیدگاه، اعتراض زمانی شکل میگیرد؛ که میان انتظارات ارزشی افراد و توانمندیهای جامعه برای پاسخگویی به آن نیازها شکاف ایجاد شود[۱۴۷]. این احساس نابرابری منجر به خشم جمعی و حرکت برای تغییر وضع موجود میگردد[۱۴۸].
- پارادایم فقه سیاسی شیعه: در اندیشه اسلامی، اعتراض بر پایههای مستحکمی چون «امر به معروف و نهی از منکر» و «نصیحت برای زمامداران» استوار است[۱۴۹]. این مفاهیم نشان میدهند؛ که نظارت همگانی بر قدرت نه تنها یک امتیاز، بلکه تکلیفی شرعی برای جلوگیری از انحراف حاکمیت از مسیر عدالت است[۱۵۰].
- الگوهای قرآنی: آیات وحی در گزارشهای متعدد، حق پرسشگری را حتی در برابر حاکمان منصوب الهی به رسمیت شناختهاند؛ چنانکه در ماجرای انتخاب طالوت، اعتراض بزرگان بنیاسرائیل با پاسخهای مستدل و رویکرد اقناعی مواجه شد[۱۵۱]. همچنین فریاد مظلوم علیه ستمگر در قرآن مجید به عنوان مبنایی برای اعتراض آشکار تبیین شده است[۱۵۲].
قلمرو قانونی و معیارهای مرزبندی میان اعتراض و آشوب
در نظامهای حقوقی برای مدیریت تجمعات، دو الگوی اصلی «اعلامی» و «مجوزمحور» وجود دارد[۱۵۳]. در سیستم اعلامی، برگزارکنندگان صرفاً مقامات را مطلع میکنند؛ تا امنیت تجمع تأمین شود؛ در حالی که در سیستم مجوزی، اعمال این حق منوط به تایید صریح نهادهای اداری است[۱۵۴]. برای تشخیص اعتراض مشروع از رفتارهای مجرمانه، شاخصهای دقیقی تعیین شده است:
- حمل نکردن سلاح: اصلیترین قید ماهوی، پرهیز از خشونت و همراه نداشتن هرگونه سلاح سرد یا گرم است[۱۵۵]. صرفِ حمل سلاح میتواند ماهیت اعتراض را تغییر داده؛ و آن را در زمره جرایم علیه امنیت قرار دهد[۱۵۶].
- اختلال ایجاد نکردن در مبانی اسلام و نظم عمومی: کنشهای اعتراضی نباید به بنیانهای اعتقادی جامعه آسیب زده یا معیشت و آرامش عامه را دچار گسیختگی کنند[۱۵۷]. تشخیص مصادیق این اختلال بر عهده مراجع قانونی و قضایی است[۱۵۸].
- تمایز با براندازی: اعتراض مدنی بر خلاف شورش یا بغی، فاقد قصد تخریب ساختارهای بنیادین نظام سیاسی است؛ و هدف آن صرفاً اصلاح رویهها و نقد سیاستهای ناعادلانه است[۱۵۹].
- حق اعتراض در عصر دیجیتال: با گسترش فناوری، بعد جدیدی از این حق در برابر تصمیمگیریهای خودکار هوش مصنوعی شکل گرفته است؛ که بر ضرورت شفافیت الگوریتمها و امکان بازنگری انسانی در نتایج ماشینی تأکید دارد[۱۶۰].
در ادامه، بخشهای سوم و چهارم بدنه اصلی مقاله بر اساس منابع موجود در نوتبوک و با رعایت استانداردهای فنی مدیاویکی تدوین میگردد:
پارادایمهای نظری و واکاوی دیدگاههای رقیب
رویکرد عدالتمحور در اندیشه لیبرال - دموکراسی
در اندیشه جان رالز؛ حق اعتراض ابزاری برای سنجش نسبت میان «حق» و «خیر» در جامعه است[۱۶۱]. بر اساس اصل تقدم حق بر خیر؛ اصول عدالت و حقوق اساسی شهروندان نباید تحت تأثیر برداشتهای خاص گروهها از مفهوم خیر یا منافع جمعی محدود گردد[۱۶۲]. رالز اعتراض را زمانی مشروع میداند؛ که هدف آن مقابله با نقض فاحش و مداوم اصول عدالت و آزادیهای اساسی باشد[۱۶۳]. از این منظر؛ اعتراض مدنی حرکتی علنی، غیرخشونتآمیز و وجدانی است؛ که با هدف ایجاد تغییر در قوانین یا سیاستهای ناعادلانه دولت صورت میگیرد[۱۶۴]. در این رویکرد؛ دولت باید در قبال مفاهیم مختلف خیر بیطرف بماند؛ و بستر را برای ابراز نظرات مخالف فراهم کند[۱۶۵].
رهیافت فقه سیاسی شیعه بر پایه پیوند حق و تکلیف
در فقه سیاسی شیعه؛ اعتراض فراتر از یک حق صرف؛ در قالب تکلیفی شرعی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر صورتبندی میشود[۱۶۶]. در این دیدگاه؛ نظارت همگانی بر عملکرد زمامداران نه تنها مجاز؛ بلکه برای حفظ سلامت نظام اسلامی ضروری قلمداد شده است[۱۶۷]. فقها با استناد به سیره ائمه معصومان؛ نقد قدرت را عاملی برای جلوگیری از استبداد و انحراف حاکمیت از مسیر حق میدانند[۱۶۸]. با این حال؛ مشروعیت اعتراض منوط به رعایت قیودی چون مسالمتآمیز بودن؛ و برهم نزدن نظم عمومی است[۱۶۹].
تمایزهای ماهوی با جُرمانگاریهای سیاسی و امنیتی
در اندیشه فقهی؛ میان اعتراض مدنی با مفاهیمی چون بغی و محاربه مرزبندی دقیقی وجود دارد:
- محاربه: به معنای کشیدن سلاح به قصد ترساندن مردم و سلب امنیت جامعه است[۱۷۰].
- بغی: به خروج مسلحانه گروهی در برابر امام عادل یا حاکمیت مشروع اطلاق میشود؛ که با هدف براندازی صورت میگیرد[۱۷۱].
- اعتراض مدنی: فاقد عنصر خشونت و قصد تخریب ساختارهای بنیادین است؛ و صرفاً بر اصلاح رویهها و سیاستها تمرکز دارد[۱۷۲].
پارادایم نوین حقوقی در قبال حکمرانی الگوریتمی
با ورود فناوریهای نوین به عرصه حکمرانی؛ رویکرد جدیدی در حقوق اداری شکل گرفته است؛ که بر حق اعتراض به تصمیمات اتخاذ شده توسط هوش مصنوعی تأکید دارد[۱۷۳]. این دیدگاه معتقد است؛ که شهروندان باید حق داشته باشند منطق حاکم بر تصمیمات خودکار اداری را به چالش بکشند[۱۷۴]. بر اساس استانداردهای نوین؛ هرگونه تصمیم الگوریتمی که آثار حقوقی قابل توجهی بر فرد داشته باشد؛ باید قابلیت تجدیدنظر انسانی و اعتراض را دارا باشد[۱۷۵].
پیامدها و مسئولیتهای ناشی از کنشگری اعتراضی
کارکردهای اصلاحگرانه و نظارت بر ساختار قدرت
یکی از مهمترین کارکردهای اعتراض؛ تقویت شفافیت و پاسخگویی در ساختار قدرت است[۱۷۶]. اعتراضات مسالمتآمیز به عنوان مجرایی برای انتقال نارضایتیها به حاکمان؛ از انباشت خشم اجتماعی و وقوع انفجارهای تودهای جلوگیری میکنند[۱۷۷]. این کنشها با نقد سیاستهای جاری؛ بستر لازم را برای اصلاح قوانین و بهبود رویههای اداری فراهم میآورند[۱۷۸].
الزامات و تعهدات دولتها در مدیریت تجمعات
پذیرش حق اعتراض؛ تکالیف مثبتی را بر عهده دولتها میگذارد؛ که فراتر از صرف مداخله نکردن است[۱۷۹]. برخی از این مسئولیتها عبارتند از:
- تسهیلگری و تأمین امنیت: دولتها موظفند شرایط لازم را برای برگزاری ایمن تجمعات فراهم آورده؛ و از معترضان در برابر حملات احتمالی گروههای مخالف محافظت کنند[۱۸۰].
- رعایت تناسب در برخورد: اقدامات نیروهای انتظامی باید با سطح تهدید متناسب بوده؛ و از متوسل شدن به زور غیرضروری اجتناب شود[۱۸۱].
- جبران خسارت: چنانچه در جریان اعتراضات بر اثر قصور مقامات، خسارتی به شهروندان وارد شود؛ دولت مسئول جبران آن خسارات است[۱۸۲].
چالشهای امنیتی و مخاطرات ناشی از خروج از چارچوب مسالمتآمیز
در کنار کارکردهای مثبت؛ اعتراضات ممکن است با مخاطراتی چون نفوذ جریانهای رادیکال و سوءاستفاده از تجمعات برای اقدامات براندازانه مواجه شوند[۱۸۳]. اختلال در معیشت عمومی؛ ایجاد هرج و مرج و آسیب به اموال عمومی از جمله پیامدهای منفی احتمالی است؛ که در صورت خروج اعتراض از چارچوبهای مسالمتآمیز بروز مییابد[۱۸۴]. بنابراین؛ ایجاد تعادل میان آزادی اعتراض و حفظ نظم عمومی یکی از اصلیترین چالشهای نظامهای حقوقی و سیاسی محسوب میشود[۱۸۵].
پانویس
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۸۸
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۸۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۸
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۹۰
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۳۹
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۲
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۳
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۹۵
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی از منظر فقه شیعه»، ۱۴۰۲ش، ص۲
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۳
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی از منظر فقه شیعه»، ۱۴۰۲ش، ص۸
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۵
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۹۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۷
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۹
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۷
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۵
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز در عرصه عمومی در سنجه شرع و حقوق ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی از دیدگاه فقه و حقوق ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۷
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر با رویکرد رالزی»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر با رویکرد رالزی»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۵
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر با رویکرد رالزی»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۶
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین المللی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ «راهنمای ویکینویسی»، ۱۴۰۴ش، ص۱۲
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمتآمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۸۷
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۳۷
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۰
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۹۲۳
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، ۱۴۰۲ش، ص۱
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۳
- ↑ «راهنمای ویکینویسی»، ۱۴۰۴ش، ص۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۶
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۳۸
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۴۷
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۸۸
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۸۸؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۷
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۸۹؛ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۶
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۸
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۰
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱؛ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۳۹
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۳۹
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۲
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۳؛ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۵؛ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، ۱۴۰۲ش، ص۶
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، ۱۴۰۲ش، ص۲
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۳
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، ۱۴۰۲ش، ص۸
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۶
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۶
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۶
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۶
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، ۱۴۰۲ش، ص۸
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، ۱۴۰۲ش، ص۱۴
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، ۱۴۰۲ش، ص۸
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۷
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۳
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۶
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۳۹
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۳
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۵
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، حقوق بشر، ۱۴۰۲ش، ص۸۸
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، حقوق بشر، ۱۴۰۲ش، ص۸۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، حقوق بشر، ۱۴۰۲ش، ص۹۰
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۸
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۳۹
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۴۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۲
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۳
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، حقوق بشر، ۱۴۰۲ش، ص۹۵
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۲
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۳
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۸
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۲
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۵؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۵؛ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۷
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۱
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۱۳
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۶؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۰
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۷
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۲؛ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، ۱۴۰۲ش، ص۶
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۷۹۸؛ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، ۱۴۰۲ش، ص۸
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۷۹۹
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۳
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۹
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۶
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۷
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲؛ بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۶؛ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۲
- ↑ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی از منظر فقه شیعه»، ۱۴۰۲ش، ص۶
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۷
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۶
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۶
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۷
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۵
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۳۸
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۶
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۵
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۴۰۴ش، ص۱۶۰
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱؛ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۳۹؛ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۳
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۶
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۰؛ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۵
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴ش، ص۳۸
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴ش، ص۴۴
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴ش، ص۴۵
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۳
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۷؛ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴ش، ص۴۳
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، حقوق بشر، ۱۴۰۲ش، ص۱۱۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۵
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۷۷
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۸
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی»، مطالعات حقوق عمومی، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۶؛ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۵؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
زمینهها، خاستگاه یا مبانی نظری
مبانی حقوقی و فلسفه کرامت انسان
حق اعتراض مسالمتآمیز ریشه در ماهیت طبیعی و وجودی انسان دارد؛ که به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر و لازمه زندگی جمعی شناخته میشود.[۱] این حق بر پایه اصل کرامت انسانی استوار است؛ و به مثابه ابزاری برای تضمین سایر حقوق اساسی و مطالبهگری در نظامهای حقوقی مدرن قلمداد میگردد.[۲] از منظر قراردادهای اجتماعی؛ حق اعتراض تضمینکننده اهدافی است؛ که در این قراردادها برای تأمین خیر عمومی پیشبینی شده است.[۳] بر اساس نظریات حقوقی؛ انسانها به صرف موجودیت خود دارای حقوقی هستند؛ که هیچ مرجع قانونگذاری توان وضع قوانین برخلاف آن را ندارد.[۴] در اندیشه لیبرال نیز حق اعتراض ابزاری برای صیانت از آزادیهای فردی در برابر دستاندازی قدرت سیاسی است.[۵]
ریشههای جامعهشناختی بر پایه نظریه محرومیت نسبی
یکی از مهمترین بسترهای نظری برای تبیین چرایی شکلگیری اعتراضات؛ نظریه محرومیت نسبی تد رابرت گار است.[۶] بر اساس این نظریه؛ محرومیت به معنای فاصله میان انتظارات ارزشی افراد و تواناییهای عملی جامعه برای پاسخگویی به آن انتظارات است.[۷] احساس نابرابری و نبودِ بستر مناسب برای دستیابی به موقعیتها؛ زمینهساز خشم و نارضایتی جمعی میشود.[۸] این شکاف میان واقعیتهای موجود و خواستههای ذهنی مردم؛ محرک اصلی کنشهای اعتراضی برای تغییر وضع موجود است.[۹] بنابراین اعتراضات مدنی راهکاری برای بازگرداندن تعادل میان توقعات جامعه و عملکردهای حاکمیتی هستند.[۱۰]
خاستگاههای فقهی و کلامی در اندیشه اسلامی
در نظام اندیشه اسلامی؛ اعتراض بر مبانی مستحکمی چون امر به معروف و نهی از منکر استوار است؛ که نظارت همگانی بر قدرت را نهادینه میکند.[۱۱] اصل «نصح ائمه مسلمین» یا همان نصیحت و خیرخواهی برای زمامداران؛ یکی دیگر از زیرساختهای کلامی است؛ که بر پایه آن، شهروندان موظف به نقد کارگزاران برای اصلاح امور هستند.[۱۲] همچنین اصل نفی سبیل و قاعده عدالت به عنوان چارچوبهای کلان؛ مشروعیت اعتراض در برابر تصمیمات ناعادلانه را تبیین میکنند.[۱۳] در سیره معصومان نیز نمونههای متعددی از پذیرش نقد و تشویق به بیان نظرات مخالف در برابر حاکمیت مشاهده میشود.[۱۴] اعتراض در این پارادایم نه تنها حق؛ بلکه در بسیاری از موارد تکلیفی شرعی برای جلوگیری از انحراف نظام اسلامی است.[۱۵]
مبانی هستیشناسی در مضامین قرآن کریم
قرآن کریم در گزارشهای متعددی به تقابل میان مصلحان و ساختارهای قدرت پرداخته؛ که چارچوب حق اعتراض سیاسی را ترسیم میکند.[۱۶] برای نمونه؛ ماجرای اعتراض بزرگان بنیاسرائیل به پیامبرشان درباره انتخاب طالوت به عنوان فرمانروا؛ نشاندهنده به رسمیت شناختن حق پرسشگری و اعتراض حتی در برابر حاکمیت منصوب الهی است.[۱۷] خداوند در این آیات بدون سرزنش معترضان؛ با ارائه پاسخهای مستدل و تبیین شاخصهای شایستگی، الگوی مواجهه اقناعی با اعتراض را ارائه داده است.[۱۸] همچنین آیه ۱۴۸ سوره نساء با مجاز شمردن فریاد مظلوم علیه ستمگر؛ مبنایی وحیانی برای اعتراض آشکار علیه بیعدالتی فراهم آورده است.[۱۹]
ابعاد، مؤلفهها و شاخصها
مؤلفههای شکلی و فرآیندی: نظامهای اعلامی و مجوزی
در حقوق بینالملل و رویههای داخلی کشورها؛ دو رویکرد اصلی برای مدیریت تجمعات اعتراضی وجود دارد.[۲۰]
سیستم اطلاع قبلی (اعلامی)
در این الگو که هماهنگ با استانداردهای حقوق بشری است؛ برگزارکنندگان صرفاً موظف به آگاه ساختن مقامات از زمان و مکان تجمع هستند.[۲۱] هدف از این اطلاعرسانی؛ توانمندسازی دولت برای تأمین امنیت معترضان و مدیریت نظم عمومی است؛ و نه کسب اجازه برای اعمال حق.[۲۲] اطلاع ندادنِ قبلی در این سیستم نباید منجر به انحلال خودکار تجمع یا مجازات شرکتکنندگان شود.[۲۳] در این نظام؛ اصل بر آزادی تجمع است و محدودیتها استثنا محسوب میشوند.[۲۴]
سیستم اخذ مجوز قبلی
در این رویکرد؛ اعمال حق اعتراض منوط به تایید صریح مقامات اداری است؛ که شدیدترین نوع محدودیت بر این حق قلمداد میشود.[۲۵] در قوانین داخلی ایران؛ بر اساس قانون احزاب و آییننامههای اجرایی آن، برگزاری اجتماعات به اخذ مجوز از وزارت کشور یا استانداریها گره خورده است.[۲۶] منتقدان بر این باورند؛ که این رویه با اصل ۲۷ قانون اساسی که تجمعات را بدون حمل سلاح آزاد اعلام کرده است؛ تعارض دارد.[۲۷] همچنین الزام به دریافت مجوز ممکن است باعث شود؛ که حاکمیت با سلیقه شخصی مانع از برگزاری تجمعات منتقدان گردد.[۲۸]
ابعاد فرعی و مؤلفههای تشکیلدهنده
شاخص مسالمتآمیز بودن
اصلیترین شرط اعتراض مدنی؛ فقدان هرگونه رفتار خشونتآمیز و حمل نکردنِ سلاحهای سرد یا گرم است.[۲۹] در فقه و قوانین ایران؛ صرفِ حمل سلاح حتی بدون استفاده از آن، میتواند ماهیت اعتراض را تغییر داده؛ و آن را در زمره جرایمی چون محاربه قرار دهد.[۳۰] اعتراض مسالمتآمیز بر پایه منطق و استدلال استوار است و هدف آن تخریب اموال عمومی یا ضربه زدن به امنیت جانی شهروندان نیست.[۳۱]
رعایت مبانی اسلام و نظم عمومی
اعتراضات نباید به گونهای باشد؛ که به بنیانهای اعتقادی جامعه آسیب زده یا منجر به هرج و مرج و گسیختگی در معیشت مردم شود.[۳۲] در رویه قضایی؛ تشخیص مصادیق اخلال در مبانی اسلام بر عهده مراجع ذیصلاح قانونی است.[۳۳] با این حال؛ مفسران بر این باورند که نقد سیاستها یا رفتارهای کارگزاران به معنای مخالفت با اصل اسلام نیست.[۳۴]
ابعاد نوین: اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار
با گسترش هوش مصنوعی؛ بعد جدیدی از حق اعتراض در حوزه حقوق اداری شکل گرفته است.[۳۵] این مؤلفه شامل حق افراد برای به چالش کشیدن تصمیماتی است؛ که صرفاً بر اساس پردازشهای الگوریتمی و بدون دخالت مستقیم انسان اتخاذ میشوند.[۳۶] شاخصهای این حق عبارتند از لزوم شفافیت در منطق تصمیمگیری؛ و وجود سازوکاری برای تجدیدنظر انسانی در نتایج حاصل از هوش مصنوعی.[۳۷] شهروندان باید حق داشته باشند؛ تا تبیینهایی درباره چگونگی رسیدن الگوریتم به یک تصمیم خاص دریافت کنند.[۳۸]
در ادامه، بخشهای سوم و چهارم بدنه اصلی مقاله بر اساس منابع موجود در نوتبوک و با رعایت استانداردهای فنی مدیاویکی تدوین میگردد:
رویکردها، مکاتب یا دیدگاههای رقیب
رویکرد لیبرال - دموکراسی و نظریه عدالت جان رالز
در اندیشه جان رالز؛ اعتراض به عنوان ابزاری برای سنجش نسبت میان «حق» و «خیر» در جامعه تبیین میشود.[۳۹] بر اساس اصل تقدم حق بر خیر؛ اصول عدالت و حقوق اساسی شهروندان نباید تحت تأثیر برداشتهای خاص گروهها از مفهوم خیر یا منافع جمعی محدود گردد.[۴۰] رالز اعتراض را زمانی مشروع میداند؛ که هدف آن مقابله با نقض فاحش و مداوم اصول عدالت و آزادیهای اساسی باشد.[۴۱] از این منظر؛ اعتراض مدنی حرکتی علنی، غیرخشونتآمیز و وجدانی است؛ که با هدف ایجاد تغییر در قوانین یا سیاستهای ناعادلانه دولت صورت میگیرد.[۴۲] در این رویکرد؛ دولت باید در قبال مفاهیم مختلف خیر بی طرف بماند و بستر را برای ابراز نظرات مخالف فراهم کند.[۴۳]
رویکرد فقه سیاسی شیعه و نظریه حق - تکلیف
در فقه سیاسی شیعه؛ اعتراض فراتر از یک حق صرف؛ در قالب تکلیفی شرعی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر صورتبندی میشود.[۴۴] در این دیدگاه؛ نظارت همگانی بر عملکرد زمامداران نه تنها مجاز؛ بلکه برای حفظ سلامت نظام اسلامی ضروری قلمداد شده است.[۴۵] فقها با استناد به سیره ائمه معصومان؛ نقد قدرت را عاملی برای جلوگیری از استبداد و انحراف حاکمیت از مسیر حق میدانند.[۴۶] با این حال؛ مشروعیت اعتراض منوط به رعایت قیودی چون مسالمتآمیز بودن و برهم نزدن نظم عمومی است.[۴۷]
تمایز میان اعتراض مدنی با بغی و محاربه
در اندیشه فقهی؛ میان اعتراض مدنی با مفاهیمی چون بغی و محاربه مرزبندی دقیقی وجود دارد.[۴۸] محاربه به معنای کشیدن سلاح به قصد ترساندن مردم و سلب امنیت جامعه است.[۴۹] بغی نیز به خروج مسلحانه گروهی در برابر امام عادل یا حاکمیت مشروع اطلاق میشود؛ که با هدف براندازی صورت میگیرد.[۵۰] در مقابل؛ اعتراض مدنی فاقد عنصر خشونت و قصد براندازی ساختارهای بنیادین است؛ و صرفاً بر اصلاح رویهها و سیاستها تمرکز دارد.[۵۱]
رویکرد حقوق اداری نوین: اعتراض به تصمیمگیریهای الگوریتمی
با ورود فناوریهای نوین به عرصه حکمرانی؛ رویکرد جدیدی در حقوق اداری شکل گرفته است؛ که بر حق اعتراض به تصمیمات اتخاذ شده توسط هوش مصنوعی تأکید دارد.[۵۲] این دیدگاه معتقد است؛ که شهروندان باید حق داشته باشند منطق حاکم بر تصمیمات خودکار اداری را به چالش بکشند.[۵۳] بر اساس استانداردهای نوین؛ هرگونه تصمیم الگوریتمی که آثار حقوقی قابل توجهی بر فرد داشته باشد؛ باید قابلیت تجدیدنظر انسانی و اعتراض را دارا باشد.[۵۴]
کارکردها، آثار یا پیامدها
کارکردهای نظارتی و اصلاحگری سیاسی
یکی از مهمترین کارکردهای اعتراض؛ تقویت شفافیت و پاسخگویی در ساختار قدرت است.[۵۵] اعتراضات مسالمتآمیز به عنوان مجرایی برای انتقال نارضایتیها به حاکمان؛ از انباشت خشم اجتماعی و وقوع انفجارهای تودهای جلوگیری میکنند.[۵۶] این کنشها با نقد سیاستهای جاری؛ بستر لازم را برای اصلاح قوانین و بهبود رویههای اداری فراهم میآورند.[۵۷]
آثار اجتماعی: تخلیه هیجانی و انسجام مدنی
اعتراضات مدنی کارکردی پیشگیرانه در برابر آشوبهای خشونتآمیز دارند.[۵۸] فراهم آوردن بستری برای بیان اعتراض؛ منجر به تخلیه هیجانات جمعی و احساس مشارکت شهروندان در سرنوشت خود میشود.[۵۹] همچنین؛ نهادینه شدن حق اعتراض به رشد فرهنگ گفتگو و تقویت جامعه مدنی کمک کرده؛ و شهروندان را به جای تقابل سخت، به سمت تعامل با حاکمیت سوق میدهد.[۶۰]
پیامدها و مسئولیتهای حاکمیت در قبال اعتراضات
پذیرش حق اعتراض؛ تکالیف مثبتی را بر عهده دولتها میگذارد؛ که فراتر از صرف مداخله نکردن است.[۶۱]
مسئولیت تسهیلگری و تأمین امنیت
دولتها موظفند شرایط لازم را برای برگزاری ایمن تجمعات فراهم آورده؛ و از معترضان در برابر حملات احتمالی گروههای مخالف محافظت کنند.[۶۲] نیروهای انتظامی باید با رویکردی حمایتی و نه سرکوبگرانه؛ امنیت فضای اعتراض را تضمین نمایند.[۶۳]
مسئولیت جبران خسارت و رعایت تناسب
در صورت بروز درگیری؛ اقدامات دولت باید با سطح تهدید متناسب بوده؛ و از متوسل شدن به زور غیرضروری اجتناب شود.[۶۴] همچنین؛ چنانچه در جریان اعتراضات بر اثر قصور مقامات، خسارتی به شهروندان وارد شود؛ دولت مسئول جبران آن خسارات خواهد بود.[۶۵]
مخاطرات و چالشهای ناشی از سوءاستفاده
در کنار کارکردهای مثبت؛ اعتراضات ممکن است با مخاطراتی چون نفوذ جریانهای رادیکال و سوءاستفاده از تجمعات برای اقدامات براندازانه مواجه شوند.[۶۶] اختلال در معیشت عمومی؛ ایجاد هرج و مرج و آسیب به اموال عمومی از جمله پیامدهای منفی احتمالی است؛ که در صورت خروج اعتراض از چارچوبهای مسالمتآمیز بروز مییابد.[۶۷] بنابراین؛ ایجاد تعادل میان آزادی اعتراض و حفظ نظم عمومی یکی از اصلیترین چالشهای نظامهای حقوقی و سیاسی محسوب میشود.[۶۸]
پانویس
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۲
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۳
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ بهروزیزاد، «یدر حکومت اسالم یعتراضات مدنا»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
- ↑ بهروزیزاد، «یدر حکومت اسالم یعتراضات مدنا»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۳
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۳۹
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۴
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۱
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفه های حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۸۰۲
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۵؛ حجتدوست، «مشروعیت یا عدم مشروعیت اعتراضات مردمی»، ۱۴۰۲ش، ص۶
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۷
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۸
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۸
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۱
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۹؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۵
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۵
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۱؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۶
- ↑ بهروزیزاد، «یدر حکومت اسالم یعتراضات مدنا»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۶
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۶
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۷
- ↑ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۹۲
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۳۸
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۴
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۵
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۶
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۵
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، ۱۴۰۴ش، ص۱۵۶
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۵
- ↑ بهارلو، «مطالعه مقایسه ای رابطه حق و خیر»، ۱۴۰۴ش، ص۱۶۰
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱؛ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۱
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۳۹؛ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۳
- ↑ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۵
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۶
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۱
- ↑ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۵۰؛ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۵
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۳۸
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۴
- ↑ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۵
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۵۳
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ ربیعزاده، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی»، ۱۴۰۴ش، ص۷۸۷؛ عامری، «حق اعتراض به تصمیم گیری های خودکار»، ۱۴۰۴ش، ص۴۳
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۳۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۲
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۹
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۴؛ آقابابایی، «حق اجتماع مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۱۴
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۵
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۵
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۷۷
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۸
- ↑ بهروزیزاد، «چگونگی اعتراضات مدنی در حکومت اسلامی؛ بایدها و دغدغه ها»، ۱۴۰۴ش، ص۳۴۶؛ ایزدهی، «ضوابط اعتراض در نظام اسلامی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۰
- ↑ قادری، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت آمیز»، ۱۴۰۲ش، ص۱۶۵؛ زکی، «تبیین ماهیت اعتراضات مدنی»، ۱۴۰۱ش، ص۶۴۸
حق اعتراض؛ حقی سیاسی-اجتماعی برای ابراز مسالمتآمیز نارضایتی از تصمیمها و عملکرد نهادهای قدرت
حق اعتراض مفهومی محدود به تجمعات خیابانی نیست، بلکه طیفی گسترده از مواجهههای نظری و عملی با قدرت را دربر میگیرد؛ از مناقشه فلسفی تقدم «حق» بر «خیر» در اندیشه جان رالز، تا الگوی قرآنی مجادله احسن بهمثابه شیوهای برای مقابله با انحراف و طغیان سیاسی. این مفهوم در جهان معاصر، با گسترش تصمیمگیریهای خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی، وارد مرحلهای تازه شده است که در آن امکان اعتراض به خروجی الگوریتمها، مرزهای میان امنیت ملی و آزادیهای مدنی و نیز تمایز حساس میان نظام مجوزدهی و نظام اطلاعرسانی، به یکی از تعیینکنندهترین عوامل در سرنوشت نظامهای دموکراتیک بدل شده است.[دیدگاه ۱]
مفهومشناسی
حق اعتراض یک حق بنیادین بشری[۱] و شهروندی است که به افراد یا گروهها اجازه میدهد نارضایتی، مخالفت یا مطالبات خود را نسبت به سیاستها، اقدامات یا شرایط موجود اعم از حکومتی یا اجتماعی بیان کنند. این حق در نظامهای حقوقی مدرن به عنوان یکی از ابزارهای اصلی دموکراسی، نظارت عمومی بر قدرت و صیانت از حقوق بشر شناخته میشود.
در نظامهای حقوقی مدرن، اعتراض مسالمتآمیز از مفاهیمی همچون شورش و اغتشاش تفکیک میشود. درحالیکه شورش ماهیتی خشونتآمیز و ویرانگر دارد، اعتراض مسالمتآمیز دارای وحدت هدف، پیام مشخص و روش عاری از خشونت است.[۲]
مبانی نظری و فلسفی[دیدگاه ۲]
حق اعتراض بر پایههای فلسفی، جامعهشناختی و دینی استوار است که مشروعیت آن را فراتر از قوانین موضوعه تضمین میکنند.
نظریه عدالت و تقدم حق بر خیر[دیدگاه ۳]
در فلسفه سیاسی جان رالز، اصلی تحت عنوان تقدم حق بر خیر وجود دارد. بر اساس این اصل، حقوق بنیادین افراد مانند آزادی بیان و اعتراض نباید قربانی تصورات حاکمیت از خیر عمومی یا رفاه جمعی شود.[۳] رالز معتقد است که عدالت به مثابه انصاف، ایجاب میکند که آزادیهای اساسی برابر، بر هرگونه مصلحتسنجی سیاسی یا اقتصادی مقدم باشند.[دیدگاه ۴] در تحلیل رخدادهای سیاسی آمریکا، مانند اعتراضات جورج فلوید و اعتراضات دانشجویی حامی فلسطین، این دوگانه بهوضوح دیده میشود؛ جایی که گاهی حق اعتراض به بهانه نظم عمومی یا ارزشهای ملی سرکوب میشود.[۴][دیدگاه ۵]
نظریه محرومیت نسبی[دیدگاه ۶]
از منظر جامعهشناسی سیاسی، تد رابرت گار[دیدگاه ۷] در نظریه محرومیت نسبی، ریشه اعتراضات را در شکاف میان انتظارات ارزشی آنچه مردم خود را مستحق آن میدانند و تواناییهای ارزشی آنچه عملاً دریافت میکنند میداند.[۵] هرگاه شهروندان احساس کنند که دستیابی به اهداف مشروعشان از راههای قانونی مسدود شده است، پتانسیل پرخاشگری و اعتراض جمعی افزایش مییابد.[۶]
مبانی قرآنی و دینی[دیدگاه ۸]
در متون اسلامی، حق اعتراض ذیل عناوین امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت به ائمه مسلمین به رسمیت شناخته شده است.[۷] [دیدگاه ۹]
قرآن کریم در آیات متعددی، کنشهای اعتراضی را در برابر انحرافات سیاسی تأیید کرده است. دو الگوی شاخص در این زمینه عبارتند از:
- اعتراض به استبداد: حضرت موسی با منطق و استدلال، و بدون خشونت فیزیکی، مستقیماً به دربار فرعون رفت و نسبت به ظلم و طغیان او اعتراض کرد. این الگو نشاندهنده مشروعیت مطالبهگری مستقیم از حاکم جائر است.[۸][دیدگاه ۱۰]
- اعتراض به انتصابات: در ماجرای انتصاب طالوت به فرماندهی، بزرگان بنیاسرائیل نسبت به این انتخاب اعتراض کردند.[۹] نکته قابلتوجه این است که پیامبر آن زمان، معترضان را سرکوب یا تکفیر نکرد، بلکه با استدلال و گفتوگو به اقناع آنان پرداخت.[۱۰][دیدگاه ۱۱]
جایگاه قانونی در حقوق ایران و بینالملل
اسناد بینالمللی
ماده ۲۱ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، حق تجمعات مسالمتآمیز را به رسمیت شناخته و دولتها را مکلف کرده است که جز در موارد ضروری مانند امنیت ملی یا سلامت عمومی، هیچ محدودیتی بر آن اعمال نکنند.[۱۱][دیدگاه ۱۲] همچنین گزارشگران ویژه سازمان ملل تأکید دارند که دولتها نه تنها نباید مانع اعتراض شوند، بلکه تعهد مثبت دارند تا امنیت و تسهیلات لازم برای برگزاری تجمعات را فراهم کنند.[۱۲][دیدگاه ۱۳]
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
قانون اساسی ایران در چندین اصل بهطور مستقیم و غیرمستقیم به حق اعتراض اشاره دارد:
- اصل ۲۷: مهمترین اصل در این زمینه است که مقرر میدارد: «تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.».[۱۳]
- اصل ۸: در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می کند. "والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر".[۱۴][دیدگاه ۱۴]
با این حال، چالش اصلی در نظام حقوقی ایران، ابهام در عبارت «مخل به مبانی اسلام» و الزام به اخذ مجوز از وزارت کشور بر اساس قوانین عادی مانند قانون احزاب است که عملاً با اطلاق اصل ۲۷ در تعارض قرار گرفته است.[۱۵][دیدگاه ۱۵]
چالشهای نوین:[دیدگاه ۱۶] حق اعتراض به هوش مصنوعی[دیدگاه ۱۷]
در عصر فناوری، تصمیمگیریهای حیاتی مانند استخدام، وامدهی، یا نظارت پلیسی به الگوریتمهای هوش مصنوعی و سیستمهای تصمیمگیری خودکار واگذار شده است. این سیستمها ممکن است دچار سوگیری شده و حقوق افراد را نقض کنند. از این رو، مفهوم جدیدی تحت عنوان «حق اعتراض به تصمیمات خودکار» در حال شکلگیری است.[۱۶] مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا، حق انسان برای مداخله در تصمیمات الگوریتم و اعتراض به خروجی آنها را تضمین کرده است. در ایران اما، با وجود گسترش استفاده از این فناوریها مانند سامانه مؤدیان مالیاتی، هنوز قانون شفافی برای اعتراض به تصمیمات تمامخودکار وجود ندارد.[۱۷]
آسیبشناسی[دیدگاه ۱۸] مدیریت اعتراضات[دیدگاه ۱۹]
مدیریت تجمعات اعتراضی در جهان بر اساس دو رویکرد کلی انجام میشود:[دیدگاه ۲۰]
- نظام مجوزدهی: که برگزاری تجمع را منوط به اجازه قبلی دولت میداند و رویکرد فعلی قانون احزاب ایران است.[دیدگاه ۲۱]
- نظام اطلاعرسانی:[دیدگاه ۲۲] که در آن برگزارکنندگان صرفاً زمان و مکان را به پلیس اطلاع میدهند تا امنیت تأمین شود و نیازی به کسب اجازه نیست. استانداردهای حقوق بشری به سمت این رویکرد متمایل[دیدگاه ۲۳] هستند.[۱۸]
جدول ۱: مقایسه رویکردهای مدیریت اعتراضات[دیدگاه ۲۴]
| شاخص | نظام مجوزدهی | نظام اطلاعرسانی |
|---|---|---|
| مبنای حقوقی | حق اعتراض، امتیازی است که دولت اعطا میکند. | حق اعتراض، حقی ذاتی است که نیاز به اجازه ندارد.[۱۹] |
| نقش پلیس | کنترل و محدودسازی | تسهیلگری و تأمین امنیت معترضان |
| وضعیت ایران | قانون فعالیت احزاب بر این مبناست.[۲۰] | برخی تفاسیر از اصل ۲۷ بر این مبناست. |
| پیامد | احتمال تبدیل اعتراضات به اغتشاشات زیرزمینی | تخلیه هیجانات و اصلاح سیاستها |
راهکارها و الزامات[دیدگاه ۲۶]
برای تضمین حق اعتراض و جلوگیری از تبدیل آن به خشونت، راهکارهای زیر توسط حقوقدانان و جامعهشناسان و اندیشمندان[دیدگاه ۲۷] پیشنهاد شده است:
- تفسیر مضیق از محدودیتها:[دیدگاه ۲۸] قیود مبهمی مانند «مبانی اسلام» باید بهطور دقیق و محدود تفسیر شوند تا دستمایه سلیقههای سیاسی قرار نگیرند.[۲۱][دیدگاه ۲۹]
- تغییر در صلاحیت قضایی:[دیدگاه ۳۰] رسیدگی به جرایم احتمالی معترضان باید در دادگاههای عمومی و با حضور هیئت منصفه انجام شود، نه در دادگاههای امنیتی یا انقلاب.[۲۲]
- به رسمیت شناختن حق اشتباه: [دیدگاه ۳۱]حکومتها باید بپذیرند که اعتراض، حتی اگر بر مبنای تحلیل نادرست مردم باشد، حق آنهاست و باید با پاسخگویی اقناعی و غیرامنیتی با آن مواجه شد.[۲۳][دیدگاه ۳۲]
- در نظر گرفتن مکانهای مشخصی برای تجمعات اعتراضی: یکی از راههای اجتناب از برچسب زنی بر معترضان و تفکیک آنها از براندازان و برهمزنندگان نظم و امنیت، تدبیر برای امکان اعتراض در مکانهایی است که برای اعتراض قانونی در نظر گرفته شده است. در این صورت هیچ کس حق جلوگیری از چنین اعتراضی[دیدگاه ۳۳] را نخواهد داشت و حتی اگر افراد مرتکب جرمی بشوند، جرم سیاسی[دیدگاه ۳۴] خواهد بود.[۲۴]
- منظومهسازی در مسئله آزادی: تولید ایدههای نو در بستر منظومهسازی در مسئله آزادی و مبتنی بر تسلط بر منابع اسلامی و منابع غربی، موجب میگردد تا به سوالات فراوانی که در مسئله آزادی وجود دارد، پاسخ داده شود.[۲۵] [دیدگاه ۳۵]
پانویس
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص ۱۵2.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص ۱۵۴، ۱۵۷ و ۱۶۳.
- ↑ بهارلو و نصرتپناه، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۴۰۴، ص ۱۵۲-۱۵۹.
- ↑ بهارلو و نصرتپناه، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۴۰۴، ص ۱۶۲-۱۶۳.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بینالمللی»، ص ۱۶۲.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بینالمللی»، ص 161-162.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۴.
- ↑ ربیعزاده و همکاران، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴، ص ۷۹۳-۷۹۵.
- ↑ (بقره: ۲۴۷)
- ↑ ربیعزاده و همکاران، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴، ص ۷۹۱-۷۹۳.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۴.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۷۰.
- ↑ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل بیست و هفتم.
- ↑ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل هشتم.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص۴.
- ↑ عامری و همکاران، «حق اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴، ص ۴۱-۴۳.
- ↑ عامری و همکاران، «حق اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴، ص ۴۳-۴۴ و ۵۵.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۶۷-۱۶۸.
- ↑ قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۶۷-۱۶۸.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۶.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص۷.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص۱۳.
- ↑ «بیانیه جمعی از جامعهشناسان در راستای مسئولیت مدنی و اجتماعی»، وبسایت دیدار نیوز، ۱۴۰۴.
- ↑ واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت، ۱۴۰۲، ص 15.
- ↑ مقام معظم رهبری، بیانات در چهارمین نشست اندیشههای راهبردی، تاریخ درج مطلب: 23 آبان 1391.
دیدگاههای ارزیابان
- ↑ پس از اصلاح، نیازمند بازنویسی است.
- ↑ دیدگاه های مخالف را بحث نمیکنید؟
- ↑ این دیدگاه تقریبا در هیچ نظام حقوقی مورد پذیرش واقع نشده است اما در عین حال همه نظامات حقوقی حق اعتراض را پذیرفته اند. خروجی آن هم شده حق اعتراض همیشه هست ولی اعمال آن محدود به قیودی چون امنیت ملی، مبانی اسلام، مسائل نژادی و... در نظامات مختلف است. دقت کنید بین حق و بین اعمال حق خلط نشود. مبانی دیگری باید در این زمینه گزارش شود
- ↑ رفرنس را دقیقا این نقطه بیارید. پایان متن مربوط به رالز
- ↑ متن داوری صریحی را همراه دارد.
- ↑ محرومیت نسبی مبنا نیست. این مطلب زمینه شکلگیری اعتراض است نه مبنای حق اعتراض
- ↑ این شخص صاحب نظریه محرومیت نسبی محسوب نمی شود. شخص معروفی صاحب این نظریه است که یادم رفته است. نت هم کار نکرد که پیدا می کردم.
- ↑ این مواردی که ذکر شده فقط شواهدی از اعتراض میتوانند باشد نه مبانی. شاید این مقاله بد نباشد: https://www.jhvmn.ir/article_707566_a9e3eeca683ecb9ffc7d60ab556ec0f1.pdf
- ↑ متن منبع در صدد اینست که امر به معروف را ذیل نصیحت ائمه مسلمین قرار دهد و در نهایت بگوید اعتراض نوعی از آن است. چند نکته: 1- امر به معروف و نصیحت ماهیت متفاوتی با اعتراض دارند و اساسا یکی از چالش های مهم و منحرف کننده حق اعتراض همین است که آن را ذیل امر به معروف و یا نصیحت درج کنیم. 2- بر فرض صحت و پذیرش مطلب، لازم است مطلب را به تحقیقات استناد دهید نه متون اسلامی. چون منبع شما متون اسلامی نیست.
- ↑ مطلب را مقید به مطالبه گری از حاکم جائر است و دو نکته دارد: 1- مطالبه گری از لوازم اعترض است نه نفس اعتراض 2- در مقابل حاکم جائر، حق اعتراض تا چه حد مسئله است؟ بهویژه در ادبیات دینی
- ↑ از مجموع این آیات نمیتوان چندان به حق اعتراض رسمیت داد. چون دهان معترض با یک جمله بسته شد: خدا هر طور صلاح بدونه انجام میده. این آیه فقط میتواند به آزادی بیان اشاره کند نه حق اعتراض که مستلزم شنیده شدن و اقناع و توضیح یا حتی تغییر عملکرد است...
- ↑ متن ماده را خودتان ببینید و چک کنید. متن ماده مقداری متفاوت است و قید بیشتری دارد. از خود ماده هم آدرس بدهید بهتر است: https://iran.un.org/fa/106018-%D9%85%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D9%82-%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C
- ↑ مطلب در منبع اینگونه نیامده است.
- ↑ عبارت عربی را حذف کنید.
- ↑ شبیه به این عبارت در ماده ۲۱ میثاق بینالمللی هم آمده است. پس این چالش و اشکال در نظام حقوقی ایران نیست. در همه نظامات حقوقی وجود دارد. از سوی دیگر: آیا نظام حقوقی وجود دارد که مطلقا و تماما آزادی در این زمینه بدهد؟ پس این یک چالش عمومی است. بنابراین باید بخشی به موانع تحقق حق اعتراض بپردازد که بخشی از آن موانع نظری و بخشی دیگر موانع عملی است.
- ↑ میشود گفت چالش است؟ پیچیدگی حقوقی خاصی دارد؟ یاصرفا جدید است و سازوکار خاصی هم ندارد؟
- ↑ این بحث در آخر بیاید.
- ↑ آسیب شناسی است یا انواع یا رویکردهای عملی؟
- ↑ بد نیست این مقاله را ببینید https://arq.quran.ac.ir/article_196975_b7bcf6e36c595f7dab9454b3e47c9723.pdf
- ↑ خوب است که دیدگاه ها و نظرات تحقیقی درباره این دو رویکرد هم گزارش شود. به صرف گزارش دو نوع مدیریت نمیتوان به مقایسه خوبی رسید
- ↑ مستند کنید به متن ماده
- ↑ همان ماده ۲۱ میثاق بینالمللی را مجددا ببینید. محدودیت های نظامات حقوقی در دیدگاه های نظری بسیار شبیه و نزدیک به هم هستند. عمده تفاوت در نوع مدیریت میدانی و عملی است.
- ↑ یعنی قوانین ایران رویکرد ضد حقوق بشری دارد؟ این کاشتن نکته ضدشناختی نیست؟ نمی شود گفت که منوط شدن اعتراض به گرفتن مجوز بخاطر حفظ امنیت و فراهم کردن زمینه بیشتر و بهتر است. گرفتن مجوز نه لزوما برای ایجاد محدودیت بلکه بخاطر تأمین بهتر حق اعتراض کنندگان و سایر مردم است.
- ↑ مفاد جدول دقیق نیست و منبع دقیق نیز ندارد. در نظام مجوزدهی نیز حق اعتراض چیزی نیست که دولت حق را بدهد؛ حق طبق قانون داده شده اعمال حق منوط به اجازه است. بین حق و اعمال حق فرق زیادی وجود دارد. عمده خلطی که در این بحث مدیریت اعتراضات صورت گرفته ناشی از همین است. سایر مفاد نیز با سوگیری و داوری همراه است؛ اینکه نقش پلیس در یکی کنترلی و دیگری تسهیلی تفسیر شده؛ مبتنی بر نظام مجوزی و اطلاعی نیست. حتی در نظام مجوزی پلیس میتواند تسهیلگر باشد کما اینکه در نظام اطلاعی هم پلیس میتواند کنترلی باشد.
- ↑ حذف
- ↑ راهکار چی؟ ینکه کدام یک از موارد زیر بمانند، بستگی به این دارد که شما در صدد بیان راهکار برای چه چه چیزی هستید. فقط ناظر به ایران چرا نوشته شده؟
- ↑ تریلی بیارم؟(مزاح)
- ↑ آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟
- ↑ همچنین قیود دیگری مثل امنیت و .. که در همه نظامات حقوقی مطرح هستند
- ↑ آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟
- ↑ آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟ ضمنا مرز حق اشتباه چیست؟ وقتی شما شورش و اغتشاش را میخواهید جدا کنید پس در واقع یک مرز برای اشتباه گذاشته اید. معیار چیست؟ امنیت و مبانی و نظم و ...؟ یا مرزی ندارد؟
- ↑ سه راهکار اول بیشتر دقت شود. در کنار آن چالش های عینی دیگر مثل تفکیک اعتراض از اغتشاش و شالوده شکنی و قانون شکنی هم بیاید.
- ↑ حتی اگر مخل امنیت باشد؟
- ↑ اینکه هر جرمی در ان فضا جرم سیاسی تلقی شود، یک دیدگاه افراطی است. فرضا در همان مکان مشخص شخصی به مقامات رسمی فحش داد؛ آیا باید گفت جرم سیاسی است؟ این یک دید افراطی است و بیشتر به عنوان یک سرپوش برای کنار زدن برخی معیارها مطرح میشود تا بار منفی بیمعیاری را کم کند.
- ↑ این هم راهکار برای مسأله شما نیست
منابع
- اولیاییفرد، محمد، «یادداشت حقوقی: حق اعتراض در اسناد بینالمللی»، مجله حقوق ما، شماره ۵۰، اسفند ۱۳۹۵.
- بهارلو، میثم و نصرتپناه، محمدصادق، «مطالعه مقایسهای رابطه حق و خیر با رویکرد رالزی در اعتراضها»، رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، دوره ۱۷، شماره ۲، تابستان ۱۴۰۴.
- ربیعزاده، علی و دیگران، «چارچوب و مؤلفههای حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، پژوهشنامه حقوق اسلامی، سال بیست و ششم، شماره ۶۹، پاییز ۱۴۰۴.
- عامری، زهرا و دیگران، «حق اعتراض به تصمیمگیریهای خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی»، پژوهشهای نوین حقوق اداری، سال هفتم، شماره ۲۵، زمستان ۱۴۰۴.
- قادری، عبداله و دیگران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمتآمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، دوره ۲۵، شماره ۸۱، زمستان ۱۴۰۲.
- واحدی گشنیانی، حسین، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، پانزدهمین کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت و علوم انسانی، تهران، اسفند ۱۴۰۲.
- «بیانیه جمعی از جامعهشناسان در راستای مسئولیت مدنی و اجتماعی»، وبسایت دیدار نیوز، ۲۸ دی ۱۴۰۴.