شولا؛ روپوش نمدی بلند و بدون آستین چوپانان و درویشان
شولا به لباس نمدین و خشنی گفته میشود که معمولا چوپانهای مازندران و همچنین اقوام کرد و لر در زمستان روی لباسهای دیگر میپوشند.[۱] این لغت از دو واژهی «شب» و «لا» تشکیل شده و بهمعنی پوششی است که شبهنگام جهت گرم شدن استفاده میشود. شب در گویشهای کردی، لری و مازنی «شو» یا «شه» گفته میشود.[۲] برخی، شولا را «کولرنمد» میگویند.[۳] شولا در مازندران توسط چوپانان استفاده میشود و «گالشان» نام دارد. عشایر بختیاری و قشقایی نیز از شولا استفاده میکنند.[۴]
ویژگیهای ظاهری
شولا، روپوش بیآستین و بلندی از جنس پشم یا نمد است که در سرما استفاده میشود.[۵] شولا بیشتر به رنگ سیاه است.[۶] لایههای پشم در اثر رطوبت، به هم چسبیده و باعث گرم شدن شولا میشود.[۷] این ويژگی، کاربری مناسبی را هنگام بارندگی ایجاد میکند.[۸] آستر درونی شولا «چوخا» نام دارد.[۹]
نوعی شولای نیمتنه نیز وجود دارد که «کولاگیر» نامیده میشود.[۱۰]
کاربرد شولا
سادگی و ارزانی شولا موجب شده که چوپانان و دراویش جهت گرم شدن[۱۱] و یا حتی بهعنوان زیرانداز از شولا بهره ببرند.[۱۲] بارش طولانی برف و باران، اثری بر این شنل نمدی چوپانها ندارد. این تنپوش حتی در برابر دندان حیوانات وحشی نیز مقاوم است.[۱۳]
علاوه بر استفاده چوپانان کوهستان از شولا،[۱۴] قاطرچیها، مکاریها و ساربانها نیز برای حفاظت خود در برابر سرما، شولا میپوشيدند. سنگینی شولا موجب شده که کشاورزان به دلیل تحرک فراوان در هنگام کار، کمتر از آن استفاده کنند.[۱۵] برخی، شولا را مختص چوپانان لر دانستهاند. کردها نیز از شولا استفاده میکنند.[۱۶]
انواع شولا در شمال ایران
در شمال ایران دو نوع شولا وجود دارد. نوع اول آن شنلی از جنس نمد است که روی دوش فرد قرار گرفته و سر و گردن چوپان از آن بیرون میماند و در منطقهی گرگان رایج است. دو شکاف در قسمت جلویی این جامه تعبیه شده است تا فرد بتواند دست خود را از آن بیرون آورد. نوع دوم با پشم طبیعی و بدون رنگ، تهیه شده و دارای آستینهای بلند و گشاد است تا روی دستهای چوپان پوشیده شود. در صورت لزوم، فرد میتواند دستهای خود را از آن بیرون آورد.[۱۷]
پوششهای مشابه
در خردهفرهنگهای ایرانی، پوششهای مشابه شولا با نامهای متفاوتی وجود دارد. «عبانمد»، پوششی شبیه شولا است که از جنس نمد بسیار ضخیم و استوانهای شکل تهیه میشود و روی دوش قرار میگیرد. «کردین» گونهای از عبانمد با آستینهای سربسته و رنگهای سیاه و قهوهای است. این جامه برای چوپانان و افرادی که در شب نگهبانی میدهند، مناسب است.[۱۸]
تنپوش «بوشلوق» با آستینهای بلند و از جنس نمد است که چوپانان از آن استفاده میکنند. «پستک»، نوعی تنپوش نمدی کوتاهتر از شولا و بوشلوق و شبیه جلیقهی گشاد است.[۱۹]
پانویس
- ↑ لغتنامه، دهخدا، ذیل واژه شولا.
- ↑ کردوانی، «نگاهی به اهمیت دام و دامداری در گذشته و حال در ایران»، ۱۳۶۵ش، ص۳۵.
- ↑ آذری، «گالشها»، ۱۳۴۹ش، ص۲۹.
- ↑ دانشنامه عمومی، ذیل واژه شولا.
- ↑ «شولا به چه معناست؟»، سایت جذاب۹۸.
- ↑ محب حسینی، «بررسی انسانشناختی تحولات مربوط به مرزهای قومی در یکی از مناطق روستایی شمال ایران»، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۷.
- ↑ نصرتی، «شیوه ساخت نمد، ابزار و تولیدات آن در غرب مازندران»، ۱۳۷۸ش، ص۳۲-۳۳.
- ↑ آذری، «گالشها»، ۱۳۴۹ش، ص۲۹.
- ↑ «شولا به چه معناست؟»، سایت جذاب۹۸.
- ↑ دانشنامه عمومی، ذیل واژه شولا.
- ↑ آذری، «گالشها»، ۱۳۴۹ش، ص۲۹.
- ↑ محب حسینی، «بررسی انسانشناختی تحولات مربوط به مرزهای قومی در یکی از مناطق روستایی شمال ایران»، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۷.
- ↑ جوادیپور، نمدهای ایران (پژوهشی در زمینه نمدهای منطقه گرگان و رشت)، ۱۳۸۶ش، ص۳۳-۳۴.
- ↑ آذری، «گالشها»، ۱۳۴۹ش، ص۲۹.
- ↑ کردوانی، «نگاهی به اهمیت دام و دامداری در گذشته و حال در ایران»، ۱۳۶۵ش، ص۳۵.
- ↑ ضیاءپور، پوشاک ایلها، چادرنشینان و روستاییان ایران، ۱۳۴۶ش، ص۱۱۱.
- ↑ جوادیپور، نمدهای ایران (پژوهشی در زمینه نمدهای منطقه گرگان و رشت)، ۱۳۸۶ش، ص۳۳-۳۴؛ پورکریم، «دهکده سما»، ۱۳۴۹ش، ص۴۸و۵۰و۵۴.
- ↑ دیگار، فنون کوچنشینان بختیاری، ۱۳۶۶ش، ص۲۴۹.
- ↑ «شولا به چه معناست؟»، سایت جذاب۹۸.
منابع
- آذری، علاءالدین، «گالشها»، هنر و مردم، تهران، س۹، شماره ۱۰۰، ۱۳۴۹ش.
- پورکریم، هوشنگ، «دهکده سما»، هنر و مردم، تهران، س۸، شماره ۹۸، ۱۳۴۹ش.
- جوادیپور، محمود، نمدهای ایران (پژوهشی در زمینه نمدهای منطقه گرگان و رشت)، تهران، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، معاونت فرهنگی و ارتباطات، اداره کل امور فرهنگی، ۱۳۸۶ش.
- دانشنامه عمومی، سایت آبادیس، تاریخ بازدید: ۲۸ فروردین ۱۴۰۱ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۲۸ فروردین ۱۴۰۱ش.
- دیگار، ژانپیر، فنون کوچنشینان بختیاری، بهترجمه اصغر کریمی، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۶۶ش.
- «شولا به چه معناست؟»، سایت جذاب۹۸، تاریخ درج مطلب: ۶ مهر ۱۳۹۵ش.
- ضیاءپور، جلیل، پوشاک ایلها، چادرنشینان و روستاییان ایران، تهران، وزارت فرهنگ و هنر، ۱۳۴۶ش.
- کردوانی، پرویز، « نگاهی به اهمیت دام و دامداری در گذشته و حال در ایران»، مجله رشد آموزش جغرافیا، تهران، س۲، شماره ۵، ۱۳۶۵ش.
- محب حسینی، محدثه، «بررسی انسانشناختی تحولات مربوط به مرزهای قومی در یکی از مناطق روستایی شمال ایران»، نامهی انسانشناسی، تهران، س۳، شماره ۶، 1۳۸۳ش.
- نصرتی، مسعود، «شیوه ساخت نمد، ابزار و تولیدات آن در غرب مازندران»، کیهان فرهنگی، تهران، شماره ۱۵۵، ۱۳۷۸ش.