فرهنگ
فرهنگ؛ شیوهٔ زندگی مبتنی بر مجموعهای از باورها، ارزشها، هنجارها و نمادهای مشترک در یک جامعه یا گروه اجتماعی.
فرهنگ (به انگلیسی: Culture، به عربی: ثقافة)، مجموعهای درهمتنیده از باورها، ارزشها، هنجارها، دانشها، هنرها، مهارتها، قانون، آدابورسوم و نمادهای مشترک است که شیوهٔ زندگی در یک جامعه و نظام معرفتی، هویتی و رفتاری انسانها را شکل میدهد. این پدیدهٔ برساختهٔ بشری، امری غریزی نیست، بلکه از طریق فرایند یادگیری و جامعهپذیری از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و پدیدهای همواره پویا و تحولپذیر است. فرهنگ بهدلیل گستردگی و چندلایهبودن، با رهیافتهای توصیفی، نمادین، تاریخی، تکوینی، ساختاری و روانی، واکاوی میشود. در اندیشهٔ متفکران مسلمان، فرهنگ بیشتر با مفاهیمی چون تهذیب نفس، انسانسازی، حیات متعالی و هدایتگری دین پیوند خورده است. امروزه علاوه بر کارکردهای بنیادین نظیر همبستگی اجتماعی و پاسخ به نیازهای اجتماعی، مفاهیمی چون اقتصاد فرهنگ و صنعت فرهنگ و بهویژه صنایع فرهنگی خلاق، نشاندهندهٔ نقش کلیدی فرهنگ در تعیین منزلت طبقاتی، بازتولید قدرت و اقتصاد جوامع مدرن است.
تعریف فرهنگ
واژهٔ فرهنگ از دورهٔ پارسی میانه وارد ادبیات ایرانزمین شده[۱] و بر وزن و همسان «فرهنج»، به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغت، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز است.[۲] فرهنگ در متون کلاسیک و تراث فارسی در این معانی بهکار رفته است: فضایل اخلاقی و خلقوخوی نیکو،[۳] دانش، تربیت و یادگیری،[۴] مهارت و توانمندیهای عملی،[۵] کیاست و فراست[۶] و آداب، منش و رسوم نخبگان و طبقات درباری.[۷]
فرهنگ در زبان فارسی چندین تطور مفهومی را تجربه کرده است:
- در متون پارسی میانه، دلالت بر تعلیم و تربیت داشت.[۸]
- در دورهٔ کلاسیک هویتی نخبگانی یافت.[۹]
- از قرن یازدهم هجری با نامگذاری واژهنامهها همگانیتر شد.[۱۰]
- در سال ۱۳۱۷ش، با تأسیس وزارت فرهنگ، معادل آموزش و پرورش رسمی به کار رفت. در این زمان، معلمان را فرهنگیان گفتند.[۱۱]
- با ورود علوم غربی، ابتدا معادل تمدن و سپس معادل اصطلاح جامعهشناختی Culture قرار گرفت.[۱۲]
- پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ش، ادبیات رسمی رویکردی ایدئولوژیک به این واژه یافت و مفاهیمی چون تهاجم فرهنگی و امنیت فرهنگی محور سیاستگذاریها شد.[۱۳]
فرهنگ در زبان و ادبیات غربی
واژهٔ Culture در زبانهای اروپایی از واژهٔ کهن فرانسوی Couture اقتباس شده است. این واژه از ریشه فعل colo و مصدر colere بهمعنای کشت، پرورش گیاه و مراقبت است.[۱۴] این مفهوم که در اصل کاربردی کشاورزی و زیستشناختی داشت، نخستینبار توسط سیسرون، متفکر رومی، با استعارهای برای توصیف رشد فکری و اخلاقی انسان بهکار رفت و مبدأ توسعهٔ معنایی این واژه در اروپای مدرن شد.[۱۵] از قرن هجدهم تا اوایل قرن بیستم میلادی، فرهنگ بهویژه در زبان آلمانی بهشکل Kultur با مفاهیمی چون دستاوردهای تمدنی بشریت و شبکهٔ دانش و تعلیموتربیت کاملاً مترادف شد. متفکران با این همانیسازی تلاش میکردند از ارزشهای هنری و ادبی در برابر پیشروی بیروحِ تمدن صنعتی دفاع کنند.[۱۶]
فرهنگ در زبان و ادبیات عربی
معادل واژهٔ فرهنگ در زبان عربی ثقافة است که ریشه در واژگانی با بار معنایی ترازبندی، سرعت فهم، مهارتآموزی، هوشمندی و چابکی دارد.[۱۷] ثقافة در کاربردهای تخصصی، بر علوم و فنون نیازمند مهارت و اندیشهپروری دلالت دارد.[۱۸] این پیوند لغوی با تیزبینی و یادگیری،[۱۹] در چارچوب نظام شناختی عربی-اسلامی با محوریت متون وحیانی و مؤلفههایی چون اصلاح، تهذیب و ابتنا بر فطرت انسانی بسط یافته و دربرگیرندهٔ اعتقادات، میراث هویتی، ارزشهای متعالی و اصول رفتاری یک قوم است.[۲۰] در پی تحولات و مناسبات سیاسی جهان عرب[۲۱] در قرون ۱۹ و ۲۰ میلادی، مفهوم غربی Culture وارد ادبیات عرب شد.[۲۲] در سال ۱۹۲۷م، ثقافة بهمعنای معارف و مهارتهای اکتسابی در تمایز با حضارة بهمعنای تمدن، پیشنهاد شد.[۲۳] پذیرش معنای مردمنگارانهٔ غربی، نشانۀ رویکردی التقاطی دانسته شده است که دلالتهای بومی واژه ثقافة بهنفع اصطلاحشناسی غربی به حاشیه رانده میشود.[۲۴]
رابطه جامعه و فرهنگ
ار منظر دانش جامعهشناسی، جامعه به گروهی از انسانها اشاره دارد که در یک قلمرو جغرافیایی مشخص زندگی میکنند، دارای نظام سیاسی-اقتصادی مشترکاند و با یکدیگر تعامل دارند؛ اما فرهنگ الگوها، باورها و شیوهٔ زندگی مشترکِ آن افراد است. جامعه سختافزار و کالبد انسانی و فرهنگ نرمافزار یا روح حاکم بر آن کالبد ذکر شده است. این دو مفهوم جداییناپذیرند؛ هیچ جامعهای بدون فرهنگ نمیتواند به حیات و انسجام خود ادامه دهد و هیچ فرهنگی نیز بدون یک جامعهٔ انسانی امکان بقا، انتقال و تجلی ندارد.[۲۵]
رویکردهای علمی به فرهنگ
فرهنگ در اصطلاحات علمی، معانی مختلفی دارد. دانشنامه بریتانیکا و دایرةالمعارف بینالمللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در رویکردهای جهانشمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقهبندی کردهاند.[۲۶] در یک دستهبندی دیگر، رویکردهای تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم میشوند:[۲۷]
- رویکرد کلاسیک: فرهنگ، فرایند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت میرسد.[۲۸] فرهنگ از این منظر، به معنی ذهنیت بالنده اجتماع[۲۹] و شاخص رشد یک جامعه است.[۳۰]
- رویکرد توصیفی: فرهنگ یک کل نظاممند شامل باورها، آیینها و موضوعات مادی،[۳۱] یا کلیت درهمتنیدهای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی بهعنوان عضو جامعه به دست میآورد.[۳۲]
- رویکرد تاریخی: فرهنگ بهعنوان میراث اجتماعی یا سنت گذشتگان[۳۳] دربرگیرندهٔ رفتارهای مشترک انسانی است که از نسلی به نسل بعد منتقل میشود.[۳۴]
- رویکرد هنجاری: فرهنگ عبارت است از شیوههای رفتار، احساس و اندیشهٔ آموختهشده در جامعه[۳۵] و نیز تلاشها برای موجهسازی این سرمشقها در زندگی.[۳۶]
- رویکرد روانشناختی: فرهنگ دربرگیرندهٔ تمام وسایلی است که انسانها به کمک آنها هدفهای فردی و جمعی خود را تأمین مینمایند.[۳۷]
- رویکرد نمادین: فرهنگ نظامهای نمادین هر جامعه و اطلاعات نهفته در آنها[۳۸] مانند دین، هنر، اسطوره، زبان و علم است.[۳۹]
- رویکرد ساختاری: فرهنگ صورتهای نمادین در بافتهای اجتماعی[۴۰] و ویژگیهای مادی و معنوی سازمانیافته برای تأمین نیازهای اساسی بشری است.[۴۱]
- رویکرد تکوینی: فرهنگ بهعنوان فرآورده و ساختهٔ انسان و بهمثابه شناخت مشترک میان اعضای جامعه تلقی میشود.[۴۲]
فرهنگ در اندیشه متفکران مسلمان
اندیشمندان مسلمان بر اساس هستیشناسی و انسانشناسی اسلامی، از منظرهای مختلفی به تبیین و تعریف ماهیت فرهنگ پرداختهاند:
- مرتضی مطهری فرهنگ را بهمثابه روح یا ساختار معنوی و هویتی جامعه تعریف میکند.[۴۳] سید علی خامنهای فرهنگ را روح حاکم بر کالبد اجتماعی میداند[۴۴] که ساختار شناختی-اعتقادی،[۴۵] ساحت رفتاری-عملی[۴۶] و کارکرد هویتساز و جهتدهنده، ارکان اصلی آن را تشکیل میدهد.[۴۷] او فرهنگ را بهسان هوایی میداند که انسانها در آن تنفس میکنند.[۴۸]
- محمدتقی جعفری با تفکیک فرهنگ به پیرو و پیشرو، بر اهمیت تقویت فرهنگ پیشرو که مبتنی بر عقل سلیم و احساسات متعالی است تأکید میورزد.[۴۹] سید موسی صدر فرهنگ را زندگی عقلانی و مبتنی بر جهانبینی و تعالیم الهی تعریف کرده است.[۵۰]
- از نظر محمدتقی مصباح یزدی فرهنگ شامل جنبههای شناختی و کنشی، رفتار انسان را از حیوان متمایز میسازد.[۵۱] فرهنگ، شامل تمام دستاوردهای بشری اعم از علوم عقلی، علوم تجربی، علوم نقلی محض، فلسفه، عرفان، دین، هنر، ادبیات، کلام، اخلاق، فقه، نظامهای ارزشی و حقوقی، زیباییشناسی و آدابورسوم میشود.[۵۲] او از نظر کارکردی برای فرهنگ دو نقش اساسی قائل است: نخست معنابخشی به زندگی از طریق ارائه چارچوبهای تفسیری و ارزشی برای غنا بخشیدن به حیات انسانی و دوم هدایت رفتارها بوسیلهٔ ساماندهی کنشهای فردی و اجتماعی با تعیین چارچوبهای هنجاری.[۵۳] وی در تعریفی ساختاری نیز، فرهنگ را دربرگیرنده باورها، ارزشها و هنجارها میداند.[۵۴]
- سید روحالله خمینی غایت فرهنگ را انسانسازی[۵۵] و جایگاه آن را همتراز با مأموریت پیامبران الهی میداند.[۵۶] خمینی با تشبیه فرهنگ به کارخانه آدمسازی، مهمترین وظیفهٔ آن را تربیت انسانها برمیشمارد، همانگونه که هدف از بعثت انبیا نیز انسانسازی بوده است.[۵۷] وی فرهنگ را به اسلامی،[۵۸] غربی[۵۹] و استعماری تقسیم کرده است.[۶۰]
عناصر فرهنگ
عناصر فرهنگ به دو دسته درونی (ذهنی) و بیرونی (مادی) تقسیم شده است.[۶۱]
عناصر ذهنی عبارتاند از:
- عقاید و باورها؛[۶۲]
- ارزشها بهمثابه جوهره فرهنگ[۶۳] و درجهبندی امور از خوب تا بد؛[۶۴]
- هنجارها اعم از الزامی، مرجح و مجاز[۶۵] بهعنوان قواعد تنظیمکنندهٔ روابط انسان[۶۶] و دارای کارکردهای حفظ حیات انسان، پیشبینیپذیر نمودن کنشها و ایجاد انسجام اجتماعی؛[۶۷]
- نظام ذخیرهٔ دانش؛[۶۸]
- حقوق بنیادین انسان.[۶۹]
جنبههای سختافزاری فرهنگ که عناصر ذهنی در آنها تحقق عینی مییابند، عنصر بیرونی نامگذاری شده و عبارتاند از:
ویژگیهای فرهنگ
- عمومیت: فرهنگ یک معرفت مشترک و فراگیر در سطح یک جامعه یا گروههای اجتماعی (خردهفرهنگ) است.
- ضرورت: جامعه بدون فرهنگی که اکثریت از آن پیروی نمایند، قابل تصور نیست.
- قابل فراگیری: فرهنگ غریزی و ژنتیکی نیست، بلکه از طریق فرایند جامعهپذیری آموخته میشود.
- نسبیت: خصوصیات فرهنگی هر جامعه متناسب با آن جامعه است.
- برساختی: برخلاف طبیعت که تکوینی است، فرهنگ محصول دست بشر است.
- تحولپذیری: فرهنگها همواره در حال تغییر و نو شدن هستند؛ زیرا انسانها در تعامل دائم با یکدیگرند. از این رو فرهنگ پدیدهای پویا و غیرایستا است.[۷۴]
فرهنگپذیری و نهادهای انتقال فرهنگ
از آنجا که فرهنگ پدیدهای غریزی و ژنتیکی نیست، از نسلی به نسل دیگر آموخته و منتقل میشود. در علوم اجتماعی به فرایند یادگیری و درونیسازی عناصر فرهنگی، فرهنگپذیری میگویند. به ساختارها و مجاری منتقلکنندهٔ فرهنگ، نهادهای فرهنگپذیرکننده میگویند.[۷۵] مهمترین این نهادها عبارتند از: خانواده بهمثابه قرارگاه فرهنگپذیری، آموزش و پرورش، گروه همسالان، رسانههای جمعی و نهاد دین.[۷۶]
جامعهشناسی فرهنگ
در مطالعات جامعهشناسی و انسانشناسی، برای تحلیل دقیقتر پویاییها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایهای زیر مورد توجه قرار میگیرند:
خردهفرهنگ و ضدفرهنگ: در درون هر فرهنگ مسلط، همواره گروههایی وجود دارند که دارای ارزشها، هنجارها و سبک زندگی متمایزی هستند. به این الگوهای متمایز که در عین حال با فرهنگ کلان جامعه در تعارض بنیادین نیستند، خردهفرهنگ میگویند؛ مانند فرهنگ اقوام، اقلیتها یا جوانان؛ اما اگر یک گروه اجتماعی در تقابل، ستیز و طرد آشکار ارزشها و هنجارهای فرهنگ مسلط قرار گیرد، الگوی رفتاری آنها ضدفرهنگ نامیده میشود.[۷۷]
قوممداری و نسبیت فرهنگی: تمایل به ارزیابی و قضاوت دربارهٔ فرهنگهای دیگر بر اساس معیارها و استانداردهای فرهنگ خودی، قوممداری نامیده میشود که غالباً با احساس برتری فرهنگی همراه است.[۷۸] در نقطهٔ مقابل، نسبیت فرهنگی بر این اصل علمی و روششناختی استوار است که هر فرهنگ را باید تنها بر اساس معیارها، منطق و ارزشهای درون همان فرهنگ شناخت و قضاوت کرد، نه با استانداردهای بیرونی.[۷۹]
تأخر فرهنگی: در روند تغییر و تحول جوامع، معمولاً سرعت تغییر در بخشهای مادی فرهنگ مانند تکنولوژی، ماشینآلات و ابزار بسیار بیشتر از بخشهای غیرمادی نظیر باورها، قوانین، اخلاق و ارزشها است. این عدم هماهنگی و شکاف ناشی از عقبماندگی فرهنگ غیرمادی از فرهنگ مادی تأخر فرهنگی نامیده است.[۸۰]
شوک فرهنگی: برخورد ناگهانی و عمیق یک فرد با فرهنگی کاملاً بیگانه و ناشناخته که در آن عناصر فرهنگ پیشین کارکرد خود را از دست میدهند، به پدیدهای روانی و اجتماعی به نام شوک فرهنگی منجر میشود که با احساس سردرگمی، اضطراب و بیگانگی همراه است.[۸۱]
فرهنگ واقعی و آرمانی: به فرهنگ رایج، فرهنگ واقعی و به فرهنگ مطلوب، فرهنگ آرمانی گفته میشود.[۸۲]
انواع فرهنگ
فرهنگ پدیدهای چند بعدی است که جامعهشناسان و انسانشناسان آن را بر اساس معیارهای مختلفی نظیر گسترهٔ جمعیتی، سطح اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و خاستگاه معرفتی، به دستههای گوناگونی تقسیم کردهاند؛ فرهنگ بر اساس سطح فراگیری و لایههای اجتماعی به فرهنگ ملی، عمومی، حرفهای و سازمانی، براساس گسترهٔ جغرافیایی و هویتی به فرهنگ قومی و بومی، فرهنگ ملی، فرهنگ جهانی و از تعابیر چون فرهنگ اسلامی، فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامیایرانی، فرهنگ غربی و فرهنگ سکولار نیز استفاده شده است.[۸۳] برخی فرهنگ را به فرهنگ رسوبی، مایع و بیرنگ، پیرو و پیشرو تقسیم کردهاند.[۸۴]
کارکردهای اساسی فرهنگ
کارکردهای فرهنگ بسته به رویکرد متفکران، از منظرهای متفاوتی تبیین شده است؛ برای مثال:
- برونیسلاو مالینوفسکی مهمترین کارکرد فرهنگ را برآورده ساختن نیازهای انسان برای انطباق با محیط میداند. وی نیازهای بشر و پاسخهای فرهنگی را به سه دسته تقسیم میکند:[۸۵]
- نیازهای بنیادین مانند تغذیه، امنیت و تندرستی که فرهنگ از طریق نهادهایی چون نظام معیشت و سازوکارهای محافظتی به آنها پاسخ میدهد.
- نیاز به ارتباط و همزیستی که فرهنگ نهادهایی چون زبان، اخلاق، دین و ایدئولوژی را برای پاسخ به آنها خلق میکند.
- نیازهای شناختی و عاطفی که با تأمین آنها، انسجام اجتماعی حفظ میشود.[۸۶]
- فردریک کاپلستون کارکرد فرهنگ را معطوف به عالیترین قوای ذهنی انسان میداند که او را از گیاه و حیوان متمایز میسازد. وی با تأکید بر سرشت اجتماعی فرهنگ، معتقد است رشد استعدادهای فردی و ارتقای ذوق و سلیقه، تنها در سایهٔ همبستگی اجتماعی محقق میشود.[۸۷]
- از منظر راهبردی و سیاستگذاری، فرهنگ دارای چند گونه کارکرد است:
- فرهنگ با ترکیب چهار مؤلفهٔ بینشها، منشها، کششها و کنشها، کانون اصلی شکلگیری سبک زندگی است.
- فرهنگ ارزشها و هنجارها را بهگونهای پایدار و درونی میکند که افراد جامعه بدون نیاز به الزام بیرونی به آنها عمل میکنند.
- فرهنگ میتواند بهصورت آگاهانه برای بازسازی، هدایت و اصلاح سایر مناسبات جامعه نظیر نظام اقتصادی، سیاسی و امنیتی به کار گرفته شود.[۸۸]
صنایع فرهنگی و اقتصاد فرهنگ
امروزه تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی، شاخهٔ مستقلی به نام اقتصاد فرهنگ را شکل داده است تا نشان دهد که چگونه کالاها و خدمات فرهنگی نظیر سینما، نشر، هنر و رسانه، علاوه بر کارکردهای معنایی و هویتی، به یکی از سودآورترین بخشهای اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند.[۸۹] ریشهٔ فلسفی این مبحث به آرای ارسطو منتسب شده که به این موضوع ذیل عناوین صُنع و فِعل پرداخته است.[۹۰]
صنع یا خلق فرهنگی به تولید آثار و محصولات فرهنگی اشاره کرده است؛ مفهومی که امروزه از آن با تعابیری چون صنایع فرهنگی[۹۱] و صنایع خلاق یاد میشود.[۹۲] در دورهٔ معاصر، متفکران مکتب فرانکفورت نظیر ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو با طرح اصطلاح صنعت فرهنگ، به نقد عصر روشنگری و نظام سرمایهداری پرداختند. آنها مدعی شدند که نظام سرمایهداری با بهرهگیری از ابزارها و تکنولوژیهای نوین و در قالب امپریالیسم فرهنگی، به تولید فرهنگ کاذب، تودهای و سرکوبگر میپردازد تا سلطهٔ خود را بر جوامع تثبیت کند.[۹۳]
از سوی دیگر، مفهوم فعل در نگاه ارسطویی، به مصرف فرهنگ و نحوهٔ مواجههٔ مخاطب با محصولات فرهنگی اشاره دارد. امروزه، الگوهای مصرف محصولات فرهنگی توسط اقشار مختلف جامعه و تأثیرات پدیدهٔ جهانیشدن بر این الگوها، از جمله موضوعات مهم و کلیدی در مطالعات فرهنگی بهشمار میرود.[۹۴]
رابطه دین و فرهنگ
محمدتقی مصباح یزدی بر اساس نحوهٔ تعریف دین و فرهنگ، سه نوع رابطه را میان آنها مطرح کرده است:
- دین زیرمجموعهٔ فرهنگ؛
- اشتراک دین و فرهنگ در سطح رفتارها؛
- همسانی کامل دین و فرهنگ.[۹۵]
در ارزیابی کارکردی نسبت دین و فرهنگ، سه رویکرد کلی مطرح است:
- دین بهعنوان محصول فرهنگ و برساختهٔ اجتماع؛
- تعامل دوسویه با نقش جهتدهندهٔ دین در فرهنگ؛[۹۶]
- دین بهعنوان منبع و پایهٔ اصلی فرهنگسازی که فرهنگ مطلوب را نیازمند تغذیه از مبانی وحیانی میداند.[۹۷]
تربیت و فرهنگ
در رویکردهای فلسفی و الهیاتی، هدف و غایت اصلی فرهنگ، پرورش و به فعلیت رساندن ظرفیتهای وجودی و فطری انسان تعریف شده است. در این دیدگاه، آن دسته از پدیدهها که جنبهٔ ارتقایی و تصعیدی برای فکر و روان انسان ندارند، در زمرهٔ امور فرهنگی قرار نمیگیرند؛ هرچند ممکن است جذاب یا مفرح باشند.[۹۸]
متفکرانی چون مرتضی مطهری، با تفکیک میان صنعت (ساختن ابزاری) و تربیت (شکوفا کردن استعدادها)، هدف فرهنگ را از جنس تربیت دانسته و نگاه مدرن به فرهنگ بهعنوان یک صنعت صرف را نقد میکنند.[۹۹] فردریک کاپلستون استدلال میکند فرهنگی که عالیترین قوای ذهنی انسان را در ارتباط با شناخت خدا بهعنوان عالیترین موضوع نادیده بگیرد، فرهنگی ناقص و فرومایه است.[۱۰۰] در این دیدگاه، فرهنگ با قانون طبیعی و اخلاق پیوندی ناگسستنی دارد. جدایی فرهنگ از اخلاق و دین در دنیای مدرن، عامل اصلی انحطاط و تحقیر سرشت انسان معرفی میشود؛ زیرا در تمدنهای کهن، شکوفایی فرهنگی همواره در سایهٔ رعایت اخلاق و دین پدیدار میشد.[۱۰۱]
پانویس
- ↑ آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، 1357ش، ص18.
- ↑ برهان، برهان قاطع، 1362، ج3، ص1480-1481، ذیل واژه فرهنج و فرهنگ؛ دهخدا، لغتنامه دهخدا، 1377، ص، 17132 و 17133، ذیل واژه فرهنگ و فرهنگی.
- ↑ میرفخرایی، بررسی دینکرد ششم، 1392ش، صص115 و 175؛ بیهقی، تاریخ بیهق، 1361ش، ص4؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه مثنوی معنوی، 1392ش، دفتر اول، ص 77؛ سنایی، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، 1387ش، ص103؛ جامی، مثنوی هفت اورنگ، 1366ش، ج2، ص478، بیت 1275.
- ↑ روحالامینی، زمینه فرهنگشناسی، ۱۳۹۴ش، ص ۱۲؛ ابنسینا، ظفرنامه، [بیتا]، ص ۱۰؛ جامی، هفت اورنگ، 1366ش، ج۲، ص ۴۷۸؛ سجاسی، فرائد السلوک، ۱۳۸۶ش، ص ۱۰۵؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص ۸۵۶، بیت ۳۱۰۶۸ و ص ۱۰۷۲، بیت ۳۸۸۸۰؛ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۹۱ش، ص ۳۲۰.
- ↑ نظامی گنجوی، کلیات خمسه، خسرو و شیرین، وبسایت گنجور، بخش ۷۴؛ دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۸۳ش، ج3، ص ۱۶۲۲؛ اسدی طوسی، گرشاسپنامه، وبسایت گنجور، بخش ۹۰؛ اصفهانی، تحفة الملوک، 1382ش، ص ۵؛ مولوی، مثنوی معنوی، تهران، 1391ش، ص ۲۶۲، بیت ۳۱۸۱، ص ۶۴۸، بیت ۱۳۸۰ و ص ۸۸۸، بیت ۳۸۳۲؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص ۸۹۴، بیت ۳۲۴۲۷؛ طهرانی، دستورالاعقاب، ۱۳۷۶ش، ص ۸۶.
- ↑ سعدی، مواعظ، وبسایت گنجور، قطعه ۱۴۷؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص ۹، بیت ۲۷۴؛ اسدی طوسی، گرشاسپنامه، وبسایت گنجور، بخش ۹۰.
- ↑ المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، مندرج در: رضازاده ملک، رحیم، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه نامه انجمن، ۱۳۸۳ش، شماره ۱۳، ص ۱۲۹؛ ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، وبسایت گنجور، بخش ۵؛ کوسج، برزونامه (بخش کهن)، ۱۳۸۷ش، صص ۹۶–۹۷؛ مولوی، مثنوی معنوی، 1391، ص ۸۴۱، ابیات ۲۴۷۲–۲۴۷۳ و ۸۴۳، ابیات ۲۵۲۵–۲۵۲۷.
- ↑ عریان، «خسرو قبادان و ریدکی»، ۱۳۶۱ش، ص ۱۰۸۱؛ آذرپاد، دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی، ۱۳۹۱ش، صص ۱۲۲–۱۲۳؛ آشوری، داریوش، تعریفها و مفهوم فرهنگ، 1357، ص ۱۸؛ مشکور، کارنامه اردشیر بابکان، ۱۳۲۹ش، ص ۵.
- ↑ المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، ۱۳۸۳ش، ص ۱۲۹؛ غزالی، نصیحة الملوک، ۱۳۱۷ش، ص ۶۵.
- ↑ اصفهانی، جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ، ۱۰۰۴ق؛ بهرامی، فرهنگ روستائی، یا دایرةالمعارف فلاحتی، ۱۳۱7ش.
- ↑ سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱؛ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، قانون توسعه معارف در ولایات، مصوب ۱۳۰۶ش؛ بنیهاشم، نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن، ۱۳۴۰ش؛ کسروی، فرهنگ چیست؟، ۱۳۴۴ش، صص ۳–۴؛ معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ج2، ص پیاپی، 2538، ذیل واژه فرهنگ.
- ↑ صدیق، یک سال در آمریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور، ۱۳۲۱ش؛ محمدی، فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب، ۱۳۲۳ش، ص ۱۰؛ گارودی، کمونیسم و رستاخیز فرهنگ، ۱۳۲۶ش؛ حکمت، «ایران در فرهنگ جهان»، ۱۳۲۶ش، ص ۱۱.
- ↑ اسلامی ندوشن، فرهنگ و شبهفرهنگ، ۱۳۵۴ش، ص ۲۴؛ حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ۱۳۵۹ش؛ زمانی و شفعی، «درآمدی بر رابطه امنیت و فرهنگ در عصر جهانی شدن»، 1386ش، ص 17-18؛ شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، ۱۳۵۸ش.
- ↑ پهلوان، فرهنگشناسی، ۱۳۸۲ش، ص ۳–۴؛ ویلیامز، فرهنگ و جامعه، 1398، ص 30-31؛ Berger, A. A. , "The Meanings of Culture: Culture: Its Many Meanings", M/C Journal, Vol. 3, No. 2, 2000. Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006, p. 359.
- ↑ همرسلی، مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)، ۱۴۰۰ش، ص ۱۷.
- ↑ پهلوان، فرهنگشناسی، ۱۳۷۸ش، ص ۵؛ همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ، 1400ش، ص ۱۸.
- ↑ فراهیدی، کتاب العین، 1367، ج5، ص 138؛ ابن فارس، معجم مقایسیس اللغه، 1363، ج1، صص382-383؛ ابن منظور، لسان العرب، ۱۳۰۰ق، ص ۱۲۷؛ آذرتاش و آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی، 1379ش، ص69.
- ↑ مصطفی ابراهیم، معجم الوسیط، 1386ش، ج1، ص98؛ آذرتاش و آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی، 1379ش، ص69.
- ↑ فؤاد سعید و فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی، ۲۰۰۸م، صص ۹۹–۱۰۱.
- ↑ فؤاد سعید و فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره، صص ۹۹–۱۰۱؛ الخطیب، لمحات فی ثقافة الاسلامیه، ۱۹۷۹م/۱۳۹۹ق، ص ۱۳؛ نصر محمد، الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، ۱۹۹۴م، صص ۳۱–۳۲.
- ↑ بن نبی، مشکله الثقافه، 1984م، ص ۳۶.
- ↑ نصر محمد، الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، ۱۹۹۴م، ص ۲۶.
- ↑ موسی، «الثقافه و الحضاره»، مجله الهلال، دسامبر ۱۹۲۷م، ص ۱۷۱؛ فؤاد سعید و فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی، ۲۰۰۸م، ص ۹۸.
- ↑ نصر محمد، الحضاره، الثقافه المدنیه: دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، 1994م، ص ۳۰.
- ↑ گیدنز، جامعهشناسی، 1381ش، ص56.
- ↑ سلیمی، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۴–۵.
- ↑ تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۵۷؛ گوهریپور، «معنا و مفهوم فرهنگ عمومی در پرتو مفهوم جهانهای ممکن»، 1388ش، صص 149-150.
- ↑ تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۵۷.
- ↑ ویلیامز، «به سوی جامعهشناسی فرهنگ»، ۱۳۸۰ش، ص ۲۵۲.
- ↑ الیوت، دربارهٔ فرهنگ، ۱۳۶۹ش، ص ۳۲.
- ↑ تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۱.
- ↑ آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۳۷.
- ↑ آگبرن و نیمکوف، زمینه جامعهشناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.
- ↑ آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۴۴ و ۴۵.
- ↑ روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳.
- ↑ سلیمی، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۲۷.
- ↑ آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص ۵۳.
- ↑ نولان و لنسکی، جامعههای انسانی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۳.
- ↑ کاسیرر، فلسفه و فرهنگ، ۱۳۶۰ش، ص ۳۸ و ۹۹.
- ↑ تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۹.
- ↑ آگبرن و نیمکوف، زمینه جامعهشناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹.
- ↑ ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۳.
- ↑ مطهری، فلسفه تاریخ، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۴۶.
- ↑ خامنهای، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای.
- ↑ خامنهای، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبر»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای.
- ↑ خامنهای، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای.
- ↑ خامنهای، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبر»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای؛ خامنهای، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای.
- ↑ خامنهای، «بیانات در حرم رضوی»، پایگاه حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای.
- ↑ جعفری، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، ۱۳۷۹ش، صص ۲، ۷۴، ۷۶، ۸۷ و ۹۳.
- ↑ صدر، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، ۱۳۴۵ش، صص ۳۰۵–۳۰۸.
- ↑ مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی، ۱۳۷۶ش، ص ۷۱.
- ↑ مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ۱۳۷۹ش، صص ۲۷۱–۲۷۲.
- ↑ مصباح یزدی، مجموعه آثار: پرسشها و پاسخها (جلد 1-5)، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص ۱۵۲.
- ↑ مصباح یزدی، مجموعه آثار: پرسشها و پاسخها (جلد 1-5)، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص ۱۵۱.
- ↑ خمینی، صحیفه امام، ۱۳78ش، ج۹، ص ۷۶.
- ↑ خمینی، صحیفه امام، 1378ش، ج۷، ص ۴۳۰.
- ↑ خمینی، صحیفه امام، ۱۳78ش، ج۷، ص ۴۲۸.
- ↑ خمینی، صحیفه امام، 1378، ج10، ص 53.
- ↑ خمینی، صحیفه امام، 1378، ج11، ص 180.
- ↑ خمینی، صحیفه امام، 1378، ج4، ص 63.
- ↑ رجبزاده، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، ۱۳۷۷ش، ص ۶۴.
- ↑ باهنر، جهانبینی اسلامی، ۱۳۶۱ش، ص ۶.
- ↑ نقینظرپور، ارزشها و توسعه، ۱۳۷۸ش، ص ۷۰.
- ↑ رفیعپور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۲۶۹.
- ↑ افروغ، فرهنگشناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص 24-25؛ کوزر، نظریههای بنیادی جامعهشناختی، ۱۳۷۸ش، ص ۴۳۳.
- ↑ رفیعپور، آناتومی جامعه، ۱۳۸۰ش، ص ۱۸۵.
- ↑ افروغ، فرهنگشناسی و حقوق فرهنگی، ۱۳۷۹ش، ص ۲۵.
- ↑ نولان و لنسکی، جامعههای انسانی، ۱۳۸۰ش، ص ۶۹؛ ترنر، جامعهشناسی، 1378، ص85.
- ↑ سلیمی، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص ۵۲.
- ↑ روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۷۸؛ رفیع، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، ۱۳۷۴ش، ص ۲۸۳.
- ↑ ریتزر، نظریههای معاصر در جامعهشناسی، ۱۳۸۰ش، ص ۲۸۵–۲۸۶.
- ↑ ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۴، گولد و کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ۱۳۷۶ش، ص ۲۶۱؛ اسدی، مواجهه آیات و روایات با جنبههای منفی فرهنگ، ۱۳۸۰ش، ص ۳۶–۳۸.
- ↑ اسدی، مواجهه آیات و روایات با جنبههای منفی فرهنگ، ۱۳۸۰ش، ص ۳۶–۳۸.
- ↑ روشه، کنش اجتماعی، ۱۳۶۷ش، ص ۱۲۳–۱۲۵؛ ایتزن، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ۱۳۷۶ش، ص ۱۱۰–۱۱۲.
- ↑ آکبرن و نیم کف، زمینه جامعهشناسی، 1380ش، ص 170.
- ↑ گیدنز، جامعهشناسی، 1381ش، صص 103-107.
- ↑ رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 79.
- ↑ گیدنز، جامعهشناسی، 1381ش، ص63.
- ↑ رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 76.
- ↑ «تأخر فرهنگی»، وبسایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
- ↑ رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 75.
- ↑ رابرتسون، درآمدی بر جامعه، 1372ش، ص 78.
- ↑ دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، 1392ش، صص 7-9، 16، 22-23 و 86.
- ↑ جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشروف، 1379ش، ص 151-153.
- ↑ مالینوفسکی، مطالعه علمی فرهنگ، ۱۳۷۹ش، ص ۶۱.
- ↑ فوکوهی، تاریخ اندیشه و نظریههای انسانشناسی، 1386ش، صص 167-170.
- ↑ کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص ۳۱۱.
- ↑ رشاد، «کارکردشناسی فرهنگ»، وبسایت ارتباط شیعی.
- ↑ ناظمی اردکانی و صیادی، «بررسی وضعیت مؤلفههای اقتصاد فرهنگ در ایران»، 1393ش، ص193.
- ↑ ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، 1386ش، ص 219-220.
- ↑ متقی، «صنایع فرهنگی چیست ؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز.
- ↑ «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق میگویند؟» وبسایت اندیشکده هاتف.
- ↑ ریتزر، مبانی نظریهٔ جامعهشناختی معاصر و ریشههای کلاسیک آن، 1389، صص 195-200.
- ↑ گوییگان، مطالعات فرهنگی و سیاستهای فرهنگی، 1388ش، صص 286 - 287.
- ↑ مصباح یزدی، پرسشها و پاسخها ج (5-1)، 1391ش، صص150-153.
- ↑ پیروزمند، مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، 1395ش، صص 44-45 و 49.
- ↑ علی ذوعلم، فرهنگ ناب اسلامی، 1403ش، ص163؛ پیروزمند، نظریه بنیادین در مناسبات دین و فرهنگ، 1392ش، صص 263، 273 و 280.
- ↑ جعفری، فرهنگ پیروی و فرهنگ پیشرو، ۱۳۷۳ش، ص ۷۶.
- ↑ مطهری، مرتضی، یادداشتها، 1379ش، ج۲، ص ۸۹.
- ↑ کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، صص ۳۱۵–۳۱۶ و ۱۳۱.
- ↑ کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، صص ۳۱۸–۳۲۰.
منابع
- آذرپاد پسر امید و آذر فرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی، ترجمه از انگلیسی، فرشته آهنگری، تهران، صبا، اول، ۱۳۹۱ش.
- آذرتاش و آدرنوش، فرهنگ معاصر عربی - فارسی، تهران، نشر نی، ۱۳۷۹ش.
- آشوری، داریوش، تعریفها و مفهوم فرهنگ، تهران، مرکز اسناد فرهنگی آسیا، ۱۳۵۷ش.
- آگبرن، ویلیام و نیمکوف، مایر، زمینه جامعهشناسی، ترجمه و اقتباس امیرحسین آریانپور، تهران، نشر گستره، ۱۳۸۰ش.
- ابنسینا، حسین، ظفرنامه، تصحیح دکتر غلامحسین صدیقی، انتشارات انجمن آثار ملی، بیتا.
- ابن فارس، احمد، معجم مقایس اللغه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۶۳ش.
- ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۳۰۰ق.
- ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ترجمه و تمهید صلاح الدین سلجوقی، تهران، عرفان، ۱۳۸۶ش.
- اسدی، محمدعلی، مواجهه آیات و روایات با جنبههای منفی فرهنگ، پایاننامه، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰ش.
- اسدی طوسی، گرشاسب نامه، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
- اسلامی ندوشن، محمدعلی، فرهنگ و شبهفرهنگ، تهران، توس، ۱۳۵۴ش،
- اصفهانی، علی بن ابی فحص، تحفة الملوک، تصحیح علیاکبر احمدی دارانی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۸۲ش.
- اصفهانی، سلطان محمد بن قطب الدین، جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ، تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی ۱۰۰۴ق.
- افروغ، عماد، فرهنگشناسی و حقوق فرهنگی، تهران، مؤسسه فرهنگ و دانش، ۱۳۷۹ش.
- الیوت، تی.اس. دربارهٔ فرهنگ، ترجمه حمید شاهرخ، تهران، نشر مرکز، ۱۳۶۹ش.
- الخطیب، عمر عوده، لمحات فی ثقافة الاسلامیه، بیروت، الرساله، ۱۳۹۹ه.ق – ۱۹۷۹م.
- المعمری، ابومنصور، مقدمه شاهنامه ابومنصوری، مندرج در: رحیم رضازاده ملک، دیباچه شاهنامه ابومنصوری، فصلنامه نامه انجمن، شماره ۱۳، ۱۳۸۳ش.
- ایتزن، دی. استنلی، «فرهنگ به مثابه معرفت مشترک انسانی»، ترجمه ضیاء تاجالدین، مجله نامه فرهنگ، ش۲۷، ۱۳۷۶ش.
- باهنر، محمدجواد، جهانبینی اسلامی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱ش.
- برهان، محمدحسین بن خلف تبریزی، برهان قاطع، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۲ش.
- بن نبی، مالک، مشکله الثقافه، ترجمه عبدالصبور شاهین، قاهره، دارالفکر للطباعه والنشر، ۱۹۸۴م.
- بنیهاشم، محمود، نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن، بیجا، بینا، ۱۳۴۰ش.
- بیتس، دانیل، انسانشناسی فرهنگی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۷۳ش.
- بیلینگتون، روزاموند و دیگران، فرهنگ و جامعه، ترجمه فریبا عزبدفتری، تهران، نشر قطره، ۱۳۸۰ش.
- بیهقی، علی بن زید، تاریخ بیهق، تصحیح احمد بهمنیار، تهران، فروغی، ۱۳۶۱ش.
- بهرامی، تقی، فرهنگ روستائی، یا، دایرهالمعارف فلاحتی، بیجا، بینا، ۱۳۱۷ش.
- پهلوان، چنگیز، فرهنگشناسی، تهران، تهران، پیام امروز، ۱۳۷۸ش.
- پیروزمند، علیرضا، مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، قم، تمدن نوین اسلامی، ۱۳۹۵ش.
- پیروزمند، علیرضا، نظریه بنیادین مناسبات دین و فرهنگ، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۲ش.
- «تأخر فرهنگی»، وبسایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تاریخ بازدید: ۱ خرداد ۱۴۰۵ش.
- تامپسون، جان. ب. ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ترجمه مسعود اوحدی، تهران، مؤسسه آینده پویان، ۱۳۷۸ش.
- ترنر، جاناتان اچ. مفاهیم و کاربردهای جامعهشناختی، ترجمه محمد فولادی و محمدعزیز بختیاری، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
- جامی خراسانی، نورالدین عبدالرحمن بن احمد، مثنوی هفت اورنگ، تهران، سعدی (سرای اخوان)، ۱۳۶۶ش.
- جعفری، محمدتقی، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳ش.
- حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، تهران، انتشارات سروش، ۱۳۵۹ش.
- حکمت، علی اصغر، ایران در فرهنگ جهان، نامه فرهنگستان، شماره ۲، اسفند ۱۳۲۶ش.
- خامنهای، سید علی، «بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ درج مطلب: ۸ بهمن ۱۳۸۱ش.
- خامنهای، سید علی، «بیانات در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ درج مطلب: ۲۵ شهریور ۱۳۸۹ش.
- خامنهای، سید علی، «بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ درج مطلب: ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ش.
- خامنهای، سید علی، «بیانات در حرم مطهر رضوی»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای، تاریخ درج مطلب: ۱ فروردین ۱۳۹۳ش.
- خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸ش.
- دبیر خانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، وبسایت مجلس شورای اسلامی، تاریخ ابلاغ ۱۳۹۲ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، چاپ افست، ۱۳۴۱ش.
- دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، تهران، ایران، ۱۳۸۳ش.
- ذوعلم، علی، فرهنگ ناب اسلامی: مبانی و الگوهای مفهومی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، ۱۳۹۷ش.
- رابرتسون، یان، درآمدی بر جامعه، ترجمه حسین بهروان، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش.
- رجبزاده، احمد، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، در فرهنگ و جامعه، تدوین بهروز گرانپایه، تهران، ۱۳۷۷ش.
- رشاد، علیاکبر، «کارکردشناسی فرهنگ»، وبسایت ارتباط شیعی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ آبان ۱۳۹۱ش.
- رفیع، جلال، فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴ش.
- رفیعپور، فرامرز، آناتومی جامعه، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰ش.
- روشه، گی، کنش اجتماعی، ترجمه هما زنجانیزاده، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسی، ۱۳۶۷ش.
- روح الامینی، محمود، زمینه فرهنگشناسی، تهران، عطار، یازدهم، ۱۳۹۴ش.
- ریتزر، جورج، نظریههای معاصر در جامعهشناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۸۰ش.
- ریتزر، جورج، مبانی نظریهٔ جامعهشناختی معاصر و ریشههای کلاسیک آن، ترجمه شهناز مسمی پرست، تهران، ثالث، ۱۳۸۹ش.
- زمانی، محمود [علی بلوکباشی]، کتابشناسی فرهنگ عامه و مردمشناسی ایران، بیجا، مؤسسه فرهنگی منطقهای، ۱۳۵۰ش.
- زمانی، علی اکبر و شفعی، جمال، «درآمدی بر رابطه امنیت و فرهنگ در عصر جهانی شدن»، ماهنامه نگرش راهبردی، شماره ۸۳ و ۸۴، ۱۳۸۶ش.
- سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱.
- سلیمی، حسین، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بینالملل، ۱۳۷۹ش.
- سجاسی، اسحاق بن ابراهیم، فرائد السلوک، تهران، پاژنگ، ۱۳۸۶ش.
- سعدی، مواعظ، وبسایت گنجور، قطعه ۱۴۷، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
- سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، ۱۳۸۷ش.
- شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، شیراز، دانشگاه شیراز، کانون استادان مترقی، ۱۳۵۸ش.
- صدر، سید موسی، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، مجله درسهایی از مکتب اسلام، سال هشتم، شماره ۵، ۱۳۴۵ش.
- صدیق، عیسی، یک سال در آمریکا: شرح مسافرت بامریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور و چگونگی اخلاق و افکار و روحیات ملت آمریکا که در مدت اقامت یک ساله مشاهده شده، تهران، بنگاه پروین، ۱۳۲۱ش.
- «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق میگویند؟» وبسایت اندیشکده هاتف، تاریخ درج مطلب: ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ش.
- طهرانی، مهدی نواب، دستورالاعقاب، تهران، تاریخ ایران، ۱۳۷۶ش.
- ظهیری سمرقندی، محمد، سندبادنامه، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید مطلب: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
- عریان، سعید، «خسرو قبادان و ریدکی»، مجله چیستان، اردیبهشت، شماره۹، ۱۳۶۱ش.
- غزالی طوسی، محمد بن احمد، نصیحة الملوک، چاپخانه مجلس در طهران، ۱۳۱۷ش.
- فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، هجرت، ۱۳۶۷ش.
- فیلد، جان، سرمایه اجتماعی، ترجمه غلامرضا غفاری و حسین رمضانی، تهران، کویر، ۱۳۸۶ش.
- فؤاد سعید، فوزی خلیل، الثقافه و الحضاره: مقاربه بین الفکرین الغربی و الاسلامی، دمشق، دارالفکر، ۲۰۰۸م.
- فوکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریههای انسانشناسی، تهران، نی، ۱۳۸۶ش.
- کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
- کاپلستون، فردریک چارلز، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ترجمه ترجمه علیرضا بهبهانی، علیاصغر حلبی. تهران، بهبهانی، ۱۳۷۱ش.
- کسروی، احمد، فرهنگ چیست؟، تهران، انتشارات باهماد آزادگان، ۱۳۴۴ش،
- کوزر، لوئیس و دیگران، نظریههای بنیادی جامعهشناختی، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران، نشر نی، ۱۳۷۸ش.
- کوسج، شمسالدین محمد، برزونامه (بخش کهن)، مقدمه و تصحیح، اکبر نحوی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۸۷ش.
- گارودی، روژه، کمونیسم و رستاخیز فرهنگ، ترجمه منتظم، تهران، چمن، ۱۳۲۶ش.
- گیدنز، آنتونی، جامعهشناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نی، ۱۳۸۱ش.
- گولد، جولیوس و کولب، ویلیام ل. فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه گروه مترجمان، تهران، انتشارات مازیار، ۱۳۷۶ش.
- گوهریپور، «معنا و مفهوم فرهنگ عمومی در پرتو مفهوم جهانهای ممکن»، نامهٔ پژوهش فرهنگی، سال دهم، دورهٔ سوم، شمارهٔ هفتم، ۱۳۸۸ش،
- گوییگان، توبی، مطالعات فرهنگی و سیاستهای فرهنگی، ترجمه نیلوفر قادری، تهران، رخداد نو، ۱۳۸۸ش.
- لاور، رابرت اچ. دیدگاهها دربارهٔ دگرگونی اجتماعی، ترجمه کاووس سیدامامی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳ش.
- مالینوفسکی، برونیسلاو، نظریه علمی دربارهٔ فرهنگ، ترجمه عبدالحمید زرینقلم، تهران، نشر گام نو، ۱۳۷۹ش.
- متقی، محمد، متقی، «صنایع فرهنگی چیست ؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز، تاریخ درج مطلب: ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ش.
- محمدی، محمد، فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب، تهران، پیمان، ۱۳۲۳ش.
- محمد عارف، نصر، الحضاره، الثقافه المدنیه:دراسه لسیره المصطلح و دلاله المفهوم، فیرجینیا، المهدالعالمی للفکر الاسلامی، ۱۹۹۴م.
- مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، «قانون توسعه معارف در ولایات»، مصوب ۱۳۰۶ش.
- مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، تاریخ انتشار: ۱۳۹۲/۸/۱۱ش.
- مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار مثنوی معنوی، تاریخ آخرین تغییرات: ۱۳۹۲/۸/۱۱ش.
- مشکور، محمدجواد، کارنامه اردشیر بابکان، تهران، چاپخانه دانش، ۱۳۲۹ش.
- مصباح یزدی، محمد تقی، تهاجم فرهنگی، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۶ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ در قرآن، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۹ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، مجموعه آثار، پرسشها و پاسخها، ج۱، قم، مؤسسه و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۵ش.
- مصطفی ابراهیم، معجم الوسیط، تهران، مؤسسه الصادق، ۱۳۸۶ش
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴ش.
- مطهری، مرتضی، فلسفه تاریخ، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش.
- مطهری، مرتضی، یادداشتها، تهران، صدرا، ۱۳۷۹ش.
- معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۰ش.
- موسی، سلامه، الثقافه و الحضاره، القاهره، مجله الهلال، دیسمابر ۱۹۲۷م.
- مولانا جلال الدین بلخی، معنوی مثنوی، تهران، آدینه سبز، ۱۳۹۱ش.
- میرفخرایی، مهشید، بررسی دینکرد ششم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۹۲ش.
- ناظمی اردکانی، مهدی و صیادی، محمد، «بررسی وضعیت مؤلفههای اقتصاد فرهنگ در ایران»، راهبرد اجتماعی فرهنگی، سال چهارم، شمارهٔ ۱۳، ۱۳۹۳ش.
- نقینظرپور، محمد، ارزشها و توسعه، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۷۸ش.
- نظامی گنجوی، کلیات خمسه، خسروو شیرین، گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
- نولان، پاتریک و لنسکی، گرهارد، جامعههای انسانی، ترجمه ناصر موفقیان، تهران، نشر نی، ۱۳۸۰ش.
- ویلیامز، ریموند، «به سوی جامعهشناسی فرهنگ»، ترجمه علی مرتضویان، مجله ارغنون، ش۱۸، پاییز ۱۳۸۰ش.
- ویلیامز، ریموند، فرهنگ و جامعه، ترجمه علی اکبر معصوم بیگی و نسترن موسوی، تهران، نگاه، ۱۳۹۸ش.
- همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)، ترجمه حجتالله خدری غریبوند و ولیالله نصیری، تهران، نقد فرهنگ، ۱۴۰۰ش.
- Longman Exams dictionary, Pearson Education Limited, 2006
Oxford Advanced Learner's Dictionary of current English, oxford university press, 2005.
- Wyer, Robert S. , Chiu, Chi-yue, and Hong, Ying-yi, Understanding Culture: Theory, Research, and Application, New York/London, Psychology Press, 2009.