بیعت؛ پیمانی دوسویه میان مردم و پیامبر، امام، خلیفه، حاکم و رهبر بر پایهٔ اطاعت از شریعت و عدالت در فرهنگ اسلامی.
مفهومشناسی
بیعت و بیع هر دو از ریشهٔ باع و به معنای دست دادن یا فشردن جهت پذیرش و پیروی،[۱] معاوضه و مبادله، دست راست خود را به دست راست دیگری زدن برای خرید و فروش است. اعراب پیش از اسلام، در زمان خرید و فروش و برای قطعی شدن معامله، دست راست خود را بر روی یکدیگر میگذاشتند و آن را صفقه یا بیعت میگفتند.[۲][۳] در تعریف اصطلاحی، بیعت به معنای اعلام آمادگی برای پیروی از حاکم و اطاعت و پذیرش مسئولیّت ادارهٔ جامعه از سوی او است.[۴]
ارکان و شرایط بیعت
بیعت دارای سه رکن اساسی بیعتکننده، بیعتشونده و موضوع بیعت است که در صورت نبود یکی از آنها بیعت محقق نمیشود.[۵]
با توجه به ارکان سه گانه بیعت، شرایط آن را میتوان به دو دسته شرایط عمومی و خاص تقسیم کرد. منظور از شرایط عمومی مواردی است که اختصاص به رکن خاصی از ارکان سهگانه ندارد و در مقابل, شرایط خاص مواردی هستند که مختص یکی از آن سه است. مهمترین شرایط عمومی بیعت رضایتمندی و آزادی در بیعت، آشکار و آگاهانه و مردمی بودن بیعت و تبلیغ و تحریکنکردن مردم برای بیعت میباشد. شرایط خاص بیعت نیز شامل شرایط بیعتکننده مانند داشتن بلوغ، رشد، عقل، استطاعت، قدرت و توانایی، جنس بیعتکننده شامل مرد یا زن بودن، شرایط بیعتشونده مانند مشروعیت و شرایط موضوع بیعت است که با توجه به این امر که موضوع عمومی بیعت اطاعت و فرمانبرداری است، متعلق این پیروی و اطاعت باید در جهت رضایت خدا و هماهنگ با شریعت باشد. از دیگر شرایط موضوع بیعت، مقدوریت است چرا که در اسلام تکلیف به مالایطاق وجود ندارد.[۶][۷]
کارکرد بیعت
بیعت در اندیشهٔ سیاسی اسلام، دو کارکرد اساسی دارد.
- تأکیدی: به معنای پذیرش ریاست و حکومت و اعلام تعهد و وفاداری نسبت به شخص یا اشخاص.
- انشایی: به معنای اعطای حاکمیت و ریاست یا انتخاب امام و حاکم که زمینهٔ ایجاد قدرت سیاسی جدیدی را فراهم میآورد.[۸]
اقسام بیعت
بر اساس معنای لغوی بیعت، این عمل عمدتاً با دست دادن یا دست فشردن و به ویژه با دست راست انجام میگرفته است. به گفتهٔ برخی لغتشناسان، این شیوه در سوگند و قرارداد نیز مرسوم بوده و به همین سبب به سوگند، یمین گفته شده است. همچنین وجه نامگذاری بیعت به صفقه نیز به همین دلیل بوده است. در سیرهٔ پیامبر نیز بیعت مردان به همین شیوه گزارش شده است. برخی مفسران، تعبیر یدالله فوق ایدیهم در آیهٔ ۱۰ سورهٔ فتح را اشاره به وقوع بیعت از طریق دست دادن دانستهاند. با این حال، شکلهای دیگری نیز برای بیعت در روایات از جمله بیعت زنان، ذکر شده است. گاهی نیز بیعت صرفاً با اعلام رضایت بیعتکننده و بدون دست دادن تحقق مییافته است.[۹]
بیعت از جهت اهداف و محتوا به سه نوع کلی تقسیم میشود:[۱۰]
- بیعت متابعت: پیمان بر پیروی از خدا و پیامبر که در عقبه منا و پس از فتح مکه از مسلمانان گرفته شد.
- بیعت جهاد: پیمان فرمانده سپاه با نیروهای جنگی برای پایداری در میدان نبرد تا آخرین لحظه گرفته میشود.
- بیعت خلافت و امامت: پیمان بر پذیرش کامل ولایت و حاکمیت امام یا خلیفه در تمام امور که ملاک تشخیص موافق از مخالف است و بیعت متابعت و جهاد بخشی از آن بوده و از آن قابل انفکاک نیست.[۱۱]
همچنین بیعت از جهت گستردگی به بیعت عام و خاص و بیعت آغازین و مجدد قابل دستهبندی است.
- بیعت عام و خاص: بیعتهای پیامبر شامل بیعت خاص برای گروهی خاص مانند مانند دو بیعت انصار در عقبه و بیعت عشیره و بیعت عام برای همگان مانند بیعت شجره بوده است که در طول تاریخ اسلام مکرر مشاهده شده است.[۱۲][۱۳][۱۴]
- بیعت آغازین و مجدد: بیعت ممکن است بیعت اولیه تلقى شود چنانکه افراد و قبایلى به حضور پیامبر مىآمدند و بر اسلام و اطاعت با وى بیعت مىکردند و در فرصتى دیگر مخصوصاْ در مواقع بحرانى براى تأکید وفادارى، مجددا بیعت میکردند که با نام تجدیدبیعت نامگذاری میشود.[۱۵][۱۶]
شیوههای بیعت
شیوهٔ غالب بیعت در عصر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و خلفا، دست دادن و مصافحه و نهادن دست راست بر دست حاکم بود که به دلیل تشابه با عمل خرید و فروش، بیعت نام گرفت. افزون بر این، شیوههای دیگری نیز گزارش شده است: بیعت با گفتگو و بدون مصافحه همچون بیعت پیامبر با زنان که با قرار دادن دست در ظرف آب انجام میشد، بیعت مکاتبهای از طریق فرستادن نامه یا نماینده و بیعت جمعی و دستهجمعی در خیمهها و مساجد. در دوران امویان و عباسیان، گاه برای گرفتن بیعت از مردم به تهدید و تطمیع متوسل میشدند و شیوهٔ سوگند خوردن به شکلی خاص نیز به آن افزوده شد.
بیعت در فرهنگ اسلامی
بیعت یکی از مفاهیم شاخص در فرهنگ اسلامی است که بهعنوان پیمانی شرعی و دوسویه میان مردم و حاکم استوار بوده است.[۱۷]
- از منظر قرآن و روایات، بیعت با رهبر از نگاه اسلام، انشای نوعی معامله و قراردادی شرعی است که بیعتکننده متعهد است در برابر تأمین نیازهای مادی و معنوی او توسط رهبر، تا پای جان در راه اجرای خواستههای رهبر از او اطاعت کند.
- حقیقت بیعت یک رابطة اخلاقی، حقوقی و سیاسی خاص بین مردم و رهبر سیاسی آنها است و مفاد آن را تعهد بر پیروی و اطاعت مردم از رهبرشان تشکیل میدهد. بیعت نوعی پیمان شرعی است و مشمول قانون کلی و اوفوا بالعقود است و ازاینرو، وفا به بیعت امام عادل، واجب و شکستن آن حرام است، در صورتیکه بیعتپذیر اجازة فسخ بیعت دهد یا بیعتکننده ضمن بیعت، مجاز بودن به فسخ بیعت را شرط کند. وفاداری بیعتپذیر نیز الزامی است و عمل کردن او به شروط بیعت واجب و نقض شروط توسط او حرام است.
- حاکم در نظام اسلامی، مجری اوامر خداوند است و پذیرش بیعت تنها برای این هدف معنا و مفهوم دارد. با این بینش، رفتار سیاسی شهروندان نیز رنگ عبادی به خود میگیرد و انتخاب حاکم تکلیف شرعی محسوب میشود و در شرایط گوناگون محکوم به یکی از احکام پنجگانهٔ وجوب، استحباب، اباحه، کراهت یا حرمت است.
- از منظر قرآن حق ولایت پیامبر و ائمهٔ معصومان، امری مستند به بیعت نیست، بلکه از جانب پروردگار به ایشان عطا شده است. استناد علی بن ابیطالب در مقام بحث با مخالفان، به موضوعاتی مانند شورای مهاجران و انصار و بیعت عمومی مردم، نمیتواند بدون قید و شرط و بهصورت مطلق ارزیابی شود، بلکه این موضوعات را باید در کنار دیگر دیدگاهها و عملکرد آن حضرت، بهویژه تأکید همیشگی بر حقانیت و اولویت خود برای خلافت و نیز مواضع صریح نسبت به واگذاری حکومت به خلفای پیشین از طریق شورا و بیعت، مورد توجه قرار داد.
- چگونگی بیعت در نظام اسلامی، بستگی به سنت و فرهنگ جامعه در انعقاد این پیمان دارد. بر اساس تصریح سید روحالله خمینی، در عصر حاضر که سنتهای گذشته در ارتباط با بیعت با رهبر منسوخ گردیده است، این پیمان میتواند از طریق همهپرسی یا نمایندگان مردم منعقد شود و احکام بیعت بر آن مترتب گردد.[۱۸]
منابع
ابن شهرآشوب، محمد بن علی (۱۳۷۹). مناقب آل ابیطالب. قم: هاشم رسولی محلاتی.
ابن منظور، محمّد بن مکرم (۱۳۶۳). لسان العرب. قم: ادب الحوزه.
احمدنژاد، محمود؛ داورپناه، نعمت (۱۳۹۴). «مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت». شیعهشناسی. سیزدهم (پنجاه): ۱۳۵-۱۶۲.
رستمی، سجاد؛ اخوان كاظمی، مسعود (۱۳۹۶). «بيعت و اشكال آن در انديشه سياسی اسلام». پژوهش ملل. سوم (بیست و پنجم): ۶۳-۷۷.
افشاری، محمد (۱۴۰۱). «بیعت در اندیشه و سیره امامان شیعه». پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ.
دیلمی، احمد (۱۳۷۷). «ماهیت بیعت از منظر حدیث شیعه». حکومت اسلامی. سوم (نهم): ۸۱-۹۳.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲). مفردات الفاظ القرآن. به کوشش صفوان عدنان داوودی. بیروت: دار الشامیة.
فراهیدی، خلیل بن احمد (۱۴۰۵). العین. به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی. قم: دار الهجرة.
میبدی، محمدفاکر (۱۳۷۶). «بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی». حکومت اسلامی. دوم (پنجم): ۱۸۰-۲۰۶.
هاشمی، سیدرضا (۱۳۸۰). «بیعت». دانشنامه جهان اسلام. جلد ۵ (بهمنیان دکن - پیوند گیاهان): ۲۴۶–۲۳۹.
- ↑ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ۶۷.
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ذیل «بیع».
- ↑ فراهیدی، العین، ذیل «بیع».
- ↑ احمدنژاد و داورپناه، «مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت»، شیعهشناسی، ۱۳۷.
- ↑ افشاری، «بیعت در اندیشه و سیره امامان شیعه»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ، ۳۳-۳۴.
- ↑ افشاری، «بیعت در اندیشه و سیره امامان شیعه»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ، ۳۴.
- ↑ افشاری، «ماهیت بیعت از منظر حدیث شیعه»، حکومت اسلامی، ۸۳-۸۸.
- ↑ احمدنژاد و داورپناه، «مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت»، شیعهشناسی، ۱۴۰.
- ↑ هاشمی، «بیعت»، دانشنامه جهان اسلام، ۲۴۰-۲۴۱.
- ↑ میبدى، «بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى»، حکومت اسلامی، ۱۸۳-۱۸۴.
- ↑ میبدى، «بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى»، حکومت اسلامی، ۱۸۳-۱۸۴.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ۲: ۲۱.
- ↑ میبدى، «بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى»، حکومت اسلامی، ۱۸۳-۱۸۶.
- ↑ هاشمی، «بیعت»، دانشنامه جهان اسلام، ۲۴۱.
- ↑ میبدى، «بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى»، حکومت اسلامی، ۱۸۴.
- ↑ رستمی و اخوان كاظمی، «بيعت و اشكال آن در انديشه سياسی اسلام»، پژوهش ملل، ۷۵.
- ↑ احمدنژاد و داورپناه، «مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت»، شیعهشناسی، ۱۵۹-۱۶۰.
- ↑ احمدنژاد و داورپناه، «مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت»، شیعهشناسی، ۱۵۹-۱۶۰.