پیش‌نویس:بیعت

نسخهٔ تاریخ ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۰۰ توسط زهرا سادات کشاورز (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

بیعت؛ پیمانی دوسویه میان مردم و پیامبر، امام، خلیفه، حاکم و رهبر بر پایهٔ اطاعت از شریعت و عدالت در اندیشه اسلام.

یکی از مفاهیم بنیادین در اندیشهٔ اسلام، مفهوم بیعت است که خود برگرفته از سنتی اجتماعی در میان قبایل عرب در شبه‌جزیرهٔ عربستان به‌شمار می‌رود؛ پدیده‌ای اجتماعی که در مسائل مربوط با اداره جامعه و قدرت سیاسی تأثیرگذار بوده است. در تمام ادوار تاریخی از آن با نام بیعت یاد شده و این نشان دهنده تطور معنایی و گستره مفهومی بیعت است. از حیث اهمیت در اندیشه اسلامی نیز مسئله بیعت به یکی از چالشی ترین بنیادهای فکری در میان فرق و مذاهب اسلامی پس از رحلت پیامبر اسلام مبدل گشت به صورتی که عمده مذاهب کلامی و فقهی با مرزبندی مشخصی به بحث پیرامون این مفهوم پرداخته‌اند.

مفهوم‌شناسی

بیعت از ریشهٔ بیع و به معنای دست دادن یا دست فشردن برای پذیرش و پیروی،[۱] معاوضه و مبادله، و دست راست خود را به دست راست دیگری زدن برای خرید و فروش است.[۲][۳] اعراب پیش از اسلام، در زمان خرید و فروش و برای قطعی شدن معامله، دست راست خود را بر روی یکدیگر می‌گذاشتند و آن را صفقه یا بیعت می‌نامیدند.[۴][۵] به گفتهٔ برخی لغت‌شناسان، این شیوه در سوگند و قرارداد نیز مرسوم بوده و به همین سبب به سوگند، یمین گفته شده است.[۶] در تعریف اصطلاحی، بیعت به معنای اعلام آمادگی برای پیروی از حاکم و اطاعت و پذیرش مسئولیت ادارهٔ جامعه از سوی او است.[۷]

در بحث لغوی، صاحبان معاجم، مفهوم التزامی بیعت یعنی دست دادن در هنگام انعقاد آن را جایگزین تعریف لغوی این واژه نموده‌اند. دامنهٔ مفهومی بیعت در تعریف اصطلاحی گسترده است و اختلاف نظر میان اندیشمندان در تعریف آن، نظر به ضیق یا گسترهٔ مفهومی مفاد بیعت، امری طبیعی به‌نظر می‌رسد. تحول مفهومی بیعت در طول تاریخ حاکی از آن است که پس از گذشت زمانی، حقیقت معنای بیعت با گسترش جمعیت و سازوکارهای مختلف نیل به قدرت، دچار دگرگونی عظیمی شد. بر این اساس، تعریف متأخران از بیعت، انعکاس واقعیت اجتماعی عصر ایشان بوده و با مصادیق ابتدایی بیعت نظیر عصر حیات پیامبر، ناسازگار و گاهی متعارض است.[۸]

بیعت در قرآن و

از منظر قرآن، حق ولایت پیامبر و ائمهٔ معصومان، امری مستند به بیعت نیست، بلکه از جانب پروردگار به ایشان عطا شده است. بیعت در قرآن کریم در آیاتی چند مورد اشاره قرار گرفته که از آن جمله می‌توان به آیهٔ ۱۰ سورهٔ فتح اشاره کرد که بیعت با پیامبر را بیعت با خداوند معرفی نموده است. همچنین در آیهٔ ۱۲ سورهٔ ممتحنه، مفاد بیعت زنان با پیامبر به‌صورت مشروح بیان شده است.[۹]

پیشینهٔ تاریخی بیعت

مفاد بیعت در اعصار مختلف و میان گروه‌های مختلف متفاوت بوده است. از حضور و زندگی در جامعهٔ اسلامی و پذیرفتن شروط زندگی جمعی تا تشکیل نظام سیاسی و تعهد به دفاع و جانفشانی برای تحقق یک آرمان، همگی اموری هستند که در مصادیق مختلف تاریخی مورد توافق و بیعت قرار گرفته‌اند. این گستردگی نشان می‌دهد که بیعت فراتر از تعیین حاکم، بر امور کلی‌تری مانند اساس حکمرانی و عضویت در جامعهٔ اسلامی نیز کاربرد داشته است.[۱۰]

پیش از اسلام

پیش از اسلام، بیعت به‌عنوان رسمی رایج، برای اعلام پذیرش سرپرستی رئیس قبیله یا واگذاری منصبی مهم به فردی انجام می‌شده است.[۱۱]

عصر ظهور اسلام

نظم نوین سیاسی اسلام با بیعت آغاز شد؛ نخستین بیعت‌ها با پیامبر، بیعت حضرت علی علیه‌السلام و همسر پیامبر خدیجه بود که بیعت اسلام نام گرفت. در جریان انذار عشیرة اقربین نیز سخن از بیعت به میان آمد و در برخی نقل‌ها بر آن تصریح شده است. در این جریان، بیعت از سوی پیامبر، مفاهیمی است که پذیرش آن منجر به تغییر برخی از ارزش‌های بنیادین اجتماعی و تغییر در ساختار قدرت است.[۱۲] دنبال‌شدن این مفهوم پس از دوران جاهلیت، نشان‌دهندهٔ جایگاه بنیادین آن به‌عنوان مفهومی سیاسی است که افراد جامعه را به رهبر متصل می‌ساخت و حدود تعهدات متقابل را معیّن می‌کرد. بیعت‌های عقبهٔ اول و دوم، به‌ترتیب با محتوای دینی و سپس با تأکید بر دفاع از جان پیامبر و تشکیل تشکّل نظامی، گام‌های اساسی در تحکیم پایه‌های جامعه اسلامی بودند. از دیگر بیعت‌های مهم در سیرهٔ نبوی می‌توان به بیعت رضا، رضوان، پیروزی، جن و غدیر نام برد.[۱۳] یکی دیگر از بیعت‌های پیامبر، بیعت النساء است که تمام مفاد این بیعت[۱۴] به وضوح به جنبه‌های اجتماعی و به تصویر نوعی میثاق اجتماعی اشاره دارد.[۱۵]

عصر خلفای راشدین

رسم بیعت پس از رحلت پیامبر تداوم یافت، اما کارکرد آن به نهادی برای تعیین خلیفه و حاکم اسلامی تبدیل شد که با گزینش فردی و سپس بیعت‌گیری از گروهی خاص یا عموم مردم همراه بود. نخستین نمونه از این تحول، ماجرای سقیفه بود که در آن، جمعی از مهاجران و انصار با ابوبکر بیعت کردند و خلافت او را تحکیم بخشیدند و سپس از دیگران، گاه با اکراه، بیعت گرفته شد.[۱۶] بر اساس برخی گزارش‌ها از مقاومت برخی طبقات اجتماعی وقت در پذیرش حاکمیت جدید، این امر موجب شد که مفهوم و کارکرد بیعت پس از رحلت پیامبر دستخوش دگرگونی شود. به‌تدریج، بیعت از جایگاه پیمانی دوسویه و مبتنی بر توافق، به ابزاری برای تحمیل ارادهٔ حاکم بر مردم تبدیل گردید.[۱۷] این رویه در انتخاب خلیفه دوم و سوم نیز تکرار شد[۱۸] و به‌عنوان یک رسم سیاسی تثبیت گردید. مردم با امام علی علیه‌السلام در مسجد بیعت کردند.[۱۹]

عصر اُمویان و عباسیان

رسم بیعت با خلیفه در دوران امویان و عباسیان با دگرگونی‌هایی در شکل و محتوا ادامه یافت. از دورهٔ معاویه تحولی بنیادین در ماهیت و شیوهٔ بیعت رخ داد؛ وی برای استوار ساختن خلافت خود و خاندانش و بیعت‌گیری برای فرزندش یزید، از ابزارهایی چون تهدید، تطمیع، وعدهٔ حکومت و ایجاد اختلاف بهره جست.[۲۰] بیعت تا پیش از این دوران یک کنش اختیاری از سوی افراد جامعه در پذیرش یا عدم پذیرش یک توافق بود هرچند قبل از آن نیز با اکراه و اجبار منعقد می‌شد. در عصر مروانیان به‌صورت رسمی صحبت از تنبیه بر ترک و شکنجه در صورت مخالفت با مفاد آن است و هیئت حاکمه ترک بیعت را به‌عنوان جرم در جامعه مورد مجازات علنی قرار می‌داد و نمی‌خواست ترک بیعت را با سایر عناوین مجرمانه ظاهرسازی کند. همچنین این دوره به‌صورت رسمی شامل وضوح اطاعت کامل از فرامین حاکمیت، بدون سنجیدن آنها بوده است.[۲۱] همچنین بیعت جنبهٔ تشریفاتی نیز یافت و هم در آغاز خلافت برای اعلام وفاداری[۲۲] و هم برای تعیین جانشین خلیفه از مردم گرفته می‌شد.[۲۳]

در دوره عباسیان، گاهی بیعت با پرداخت پول و وعده‌های مالی با نام رزق البیعه همراه بود.[۲۴] از مردمان شهرهای مختلف توسط والیان بیعت گرفته می‌شد[۲۵] و بیعت اختصاصی فرماندهان نظامی و لشکریان نیز در این دوره گزارش شده است.[۲۶] گاه بیعت گرفته‌شده برای جانشین، توسط خود خلیفه نقض و شخص دیگری جایگزین می‌شد.[۲۷]

ارکان، شرایط و احکام فقهی بیعت

بیعت دارای سه رکن اساسی است: بیعت‌کننده، بیعت‌شونده و موضوع بیعت که در صورت نبود یکی از آنها، بیعت تحقق نمی‌یابد.[۲۸] با توجه به این ارکان، شرایط بیعت به دو دستهٔ عمومی و خاص تقسیم می‌شود. شرایط عمومی شامل رضایت‌مندی و آزادی در بیعت، آشکار و آگاهانه بودن، مردمی بودن و عدم تبلیغ و تحریک برای بیعت است. شرایط خاص نیز شامل شرایط بیعت‌کننده (بلوغ، رشد، عقل، استطاعت، قدرت و توانایی، و جنسیت)، شرایط بیعت‌شونده (مشروعیت) و شرایط موضوع بیعت است که بر اساس آن، متعلق اطاعت باید در جهت رضایت خدا و هماهنگ با شریعت باشد. از دیگر شرایط موضوع بیعت، مقدوریت است، چراکه در اسلام تکلیف به ما لا یطاق وجود ندارد.[۲۹][۳۰]

بیعت در فرهنگ اسلامی به‌عنوان پیمانی شرعی و دوسویه میان مردم و حاکم استوار است.[۳۱] از منظر قرآن و روایات، بیعت با رهبر، انشای نوعی معامله و قرارداد شرعی است که بیعت‌کننده متعهد می‌شود در برابر تأمین نیازهای مادی و معنوی خود توسط رهبر، تا پای جان از او اطاعت کند. بیعت نوعی پیمان شرعی است و مشمول قاعدهٔ کلی اوفوا بالعقود می‌باشد. ازاین‌رو، وفا به بیعت امام عادل واجب و شکستن آن حرام است، مگر اینکه بیعت‌پذیر اجازهٔ فسخ دهد یا بیعت‌کننده ضمن بیعت، شرط فسخ را مطرح کرده باشد. وفاداری بیعت‌پذیر نیز الزامی است و عمل او به شروط بیعت واجب و نقض آن توسط وی حرام است. حاکم در نظام اسلامی، مجری اوامر خداوند است و پذیرش بیعت تنها برای این هدف معنا دارد. با این بینش، رفتار سیاسی شهروندان رنگ عبادی به خود می‌گیرد و انتخاب حاکم، تکلیفی شرعی محسوب می‌شود که در شرایط گوناگون، یکی از احکام پنج‌گانهٔ وجوب، استحباب، اباحه، کراهت یا حرمت را می‌یابد.[۳۲]

کارکرد بیعت

بیعت در اندیشهٔ سیاسی اسلام، دو کارکرد اساسی دارد.

  • تأکیدی: به معنای پذیرش ریاست و حکومت و اعلام تعهد و وفاداری نسبت به شخص یا اشخاص.
  • انشایی: به معنای اعطای حاکمیت و ریاست یا انتخاب امام و حاکم که زمینهٔ ایجاد قدرت سیاسی جدیدی را فراهم می‌آورد.[۳۳]

همچنین بیعت در زمان غیبت در حکومت اسلامی دارای سه نقش کارآمدی، شرط اعمال ولایت از سوی فقیه و فعلیت بخشیدن به ولایت فقیه است.[۳۴] همچنین بیعت در عصرهای متقدم و در قیام‌های اجتماعی، صرفاً به معنای تعیین حاکم و امرا نبوده است، بلکه بر امور کلی‌تری مانند اساس حکمرانی و عضویت در جامعهٔ اسلامی نیز کاربرد قابل‌توجهی داشته است. این امر نشان می‌دهد که کارکرد بیعت فراتر از تعیین امرا و حکام بوده و به‌گونه‌ای گسترده‌تر در تشکیل جامعه و پس از آن، در تکوین ساختار قدرت سیاسی و دخل‌وتصرف در توسعه و تضییق آن تأثیرگذار بوده است. کارکرد مشروعیت‌بخشی بیعت نیز از مهم‌ترین زمینه‌های اختلافی در اندیشهٔ مسلمانان بوده است.[۳۵]

اقسام بیعت

بیعت از جهت اهداف و محتوا به سه نوع کلی تقسیم می‌شود:[۳۶]

  • بیعت متابعت: پیمان بر پیروی از خدا و پیامبر که در عقبه منا و پس از فتح مکه از مسلمانان گرفته شد.
  • بیعت جهاد: پیمان فرمانده سپاه با نیروهای جنگی برای پایداری در میدان نبرد تا آخرین لحظه گرفته می‌شود.
  • بیعت خلافت و امامت: پیمان بر پذیرش کامل ولایت و حاکمیت امام یا خلیفه در تمام امور که ملاک تشخیص موافق از مخالف است و بیعت متابعت و جهاد بخشی از آن بوده و از آن قابل انفکاک نیست.[۳۷]

همچنین بیعت از جهت گستردگی به بیعت عام و خاص و بیعت آغازین و مجدد قابل دسته‌بندی است.

  • بیعت عام و خاص: بیعت‌های پیامبر شامل بیعت خاص برای گروهی خاص مانند مانند دو بیعت انصار در عقبه و بیعت عشیره و بیعت عام برای همگان مانند بیعت شجره بوده است که در طول تاریخ اسلام مکرر مشاهده شده است.[۳۸][۳۹][۴۰]
  • بیعت آغازین و مجدد: بیعت ممکن است بیعت اولیه تلقى شود چنانکه افراد و قبایلى به حضور پیامبر مى‌آمدند و بر اسلام و اطاعت با وى بیعت مى‌کردند و در فرصتى دیگر مخصوصاْ در مواقع بحرانى براى تأکید وفادارى، مجددا بیعت می‌کردند که با نام تجدیدبیعت نامگذاری می‌شود.[۴۱][۴۲]

بیعت در اندیشه سیاسی شیعه و اهل‌سنت

نسبت بیعت با انتخابات و نظام سیاسی معاصر

در اندیشهٔ سیاسی اسلام، نسبت بیعت با انتخابات از مسائل بحث‌انگیز است. برخی بیعت را پیمانی شرعی مبتنی بر تکلیف الهی می‌دانند که با رأی که تبلور خواست و منافع اجتماعی است، تفاوت بنیادین دارد. بیعت در این نگاه، تجسّد وفاداری به شایسته‌ترین فرد برای سرپرستی جامعه بر مدار توسعهٔ عبودیت است.[۴۳][۴۴] در مقابل، دیدگاهی دیگر انتخابات را در عصر غیبت، مصداقی از بیعت و وظیفه‌ای شرعی برای انتخاب اصلح می‌شمارد و بر التزام حاکم به شریعت تأکید می‌ورزد.[۴۵] بیشتر پژوهشگران بر تفاوت ماهوی این دو مفهوم تأکید دارند؛ بیعت در خاستگاه تاریخی خود، پیمانی دوسویه و مبتنی بر حضور و رضایت طرفین بوده، در حالیکه انتخابات سازوکاری مدرن برای مشارکت عمومی و اعطای نمایندگی است و کارکردهای آن با بیعتِ دوران نخستین اسلامی تفاوت اساسی دارد. با این حال، برخی اندیشمندان معاصر کوشیده‌اند با بازتعریف بیعت به‌عنوان پیمانی اجتماعی، آن را با سازوکارهای مشارکت مدرن از جمله انتخابات قابل‌انطباق بدانند؛ هرچند این رویکرد نیز با انتقاداتی از سوی نگاه‌های سنتی‌تر مواجه بوده است.[۴۶] چگونگی بیعت در نظام اسلامی، بستگی به سنت و فرهنگ جامعه در انعقاد این پیمان دارد. بر اساس تصریح سید روح‌الله خمینی، در عصر حاضر که سنت‌های گذشته در ارتباط با بیعت با رهبر منسوخ گردیده است، تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت به آرای اکثریت مسلمین بستگی دارد و این پیمان می‌تواند از طریق همه‌پرسی یا نمایندگان مردم منعقد شود و احکام بیعت بر آن مترتب می‌گردد.[۴۷][۴۸]

بیعت در دوران معاصر در حکومت اسلامی شامل نکات اساسی زیر است:

  1. بیعت قرارداری بین مردم و رهبر است که هرچند قابل فسخ و نقض از طرف مردم و بیعت‌کنندگان نیست، اما می‌تواند از ابتدا محدود به زمان خاص یا مقید به شرایطی باشد.
  2. رهبر با رأی اکثریت افراد جامعه انتخاب می‌شود اما پس از انتخاب اطاعت از او بر اقلیت جامعه نیز واجب و لازم است و کسی حق ندارد به‌علت عدم رأی مثبت به رهبر، از او اطاعت نکند.
  3. رهبر حق ندارد اقلیتی از افراد جامعه را که به او رأی مثبت ندادند از مزایا و حقوقی که یک فرد مسلمان از آن باید بهره‌مند باشد، محروم کند. همه مسلمانان تا زمانی که بر علیه نظام اقدام نظامی یا اقداماتی که از نظر قانون مورد پیگرد قانونی است، مرتکب نشده‌اند، از نظر حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و سایر حقوق برابر هستند.[۴۹]

بیعت در دوران معاصر و انقلاب اسلامی

در عصر احیای تمدن اسلامی، نخستین مسئلهٔ پیش رو، بحث از نظام سیاسی در اسلام و ماهیت آن است که اهمیت بازخوانی مفاهیم مرتبط با نظام اسلامی را در سده‌های نخستین ظهور اسلام دوچندان می‌نماید. یکی از مفاهیم تأثیرگذار در اندیشهٔ سیاسی اسلام، مفهوم بیعت است که به دلیل گستردگی تحولات و گرایشات مختلف سیاسی، دچار نوعی اجمال شده و این اجمال گاه زمینه‌ساز خطا در تبیین آن گردیده است. مفهوم بیعت شامل معانی مختلفی است که در چند نقطهٔ تأثیرگذار دچار اختلاف هستند؛ از جمله اینکه بیعت صرفاً نوعی تشریفات سیاسی به معنای ابراز وفاداری به حاکم مستقر است یا فراتر از آن، نوعی کنش سیاسی در تعیین حاکم محسوب می‌شود. همچنین بیعت نه تنها در مسئلهٔ تعیین حاکم، بلکه در ابلاغ قوانین، ورود به جامعهٔ اسلامی و تشکیل یک حاکمیت نیز مؤثر بوده است. تا پیش از وفات پیامبر، سنت اجتماعی بیعت، صرفاً یک کنش سیاسی بود که با واقعیت سروکار داشت، اما پس از رحلت پیامبر، جدی‌ترین اختلاف در کارویژهٔ آن مطرح گردید که ناظر به مشروعیت‌بخشی بیعت به یک ساختار سیاسی است.[۵۰]

در دوران انقلاب اسلامی، الگویی نوین از بیعت شکل گرفت که با نمونه‌های تاریخی تفاوت‌هایی اساسی دارد. مخالفت سید روح‌الله خمینی با لایحهٔ کاپیتولاسیون که نماد تحقیر و استثمار ملت ایران به‌شمار می‌رفت، زمینه‌ساز حرکت مردمی گسترده‌ای شد که در آن، بیعت از معنای سنتی دست دادن با حاکم فراتر رفت و به همراهی و حمایت آگاهانهٔ مردم از مسیر و آرمان‌های یک نظام تبدیل شد. در شرایط کنونی که سطح آگاهی عمومی ارتقا یافته است، بیعت دیگر محدود به خواص نیست؛ عموم مردم در قالب‌های مختلفی مانند حضور اجتماعی، حمایت فرهنگی، فعالیت رسانه‌ای، کمک‌های مالی و جهاد تبیین، نوعی بیعت اجتماعی را شکل می‌دهند. حضور مردمی در نظام جمهوری اسلامی، پیام‌های مهمی در بردارد. نخست اینکه الگوی جمهوری اسلامی ایران توانسته در جهان معاصر، ترکیبی از جمهوریت و ارزش‌های دینی را به نمایش بگذارد. دوم اینکه حمایت از جمهوری اسلامی نه‌تنها دفاع از منافع مادی، بلکه پاسداری از ارزش‌های معنوی و هویتی جامعه است. مردم از اصل نظام و حاکمیت دفاع می‌کنند، هرچند ممکن است نسبت به برخی عملکردها یا خطاهای مسئولان نقد داشته باشند. بر اساس گزارش‌های موجود، مشارکت عمومی در رویدادهای سیاسی و اجتماعی انعکاسی از همراهی مردم با نظام ارزیابی می‌شود و نقدها نیز در چارچوب قانونی مطرح می‌گردد.[۵۱]

منابع

ابن‌ شهرآشوب، محمد بن علی (۱۳۷۹). مناقب آل ابی‌طالب. قم: هاشم رسولی محلاتی.

ابن فارس، ابوالحسن احمد (۱۹۷۹). معجم مقاییس اللغة. بیروت: دار الفکر.

ابن منظور، محمّد بن مکرم (۱۳۶۳). لسان العرب. قم: ادب الحوزه.

احمدنژاد، محمود؛ داورپناه، نعمت (۱۳۹۴). «مفهوم‌شناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت». شیعه‌شناسی. سیزدهم (پنجاه): ۱۳۵-۱۶۲.

افشاری، محمد (۱۴۰۱). «بیعت در اندیشه و سیره امامان شیعه». پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ.

«بیعت در فلسفه سیاسی اسلام؛ از پیمان مشروع الهی تا همراهی مردمی در عصر انقلاب». خبرگزاری رسمی حوزه. ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵. دریافت‌شده در ۲۰ تیر ۱۴۰۵.

حر عاملی، محمد بن حسن (۱۴۰۳). وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة. بیروت: عبدالرحیم ربانی شیرازی.

دیلمی، احمد (۱۳۷۷). «ماهیت بیعت از منظر حدیث شیعه». حکومت اسلامی. سوم (نهم): ۸۱-۹۳.

ذهبی، محمد بن احمد (۱۴۱۴). سیر أعلام النبلاء. به کوشش نذیر حمدان و همکاران. بیروت: مؤسسة الرسالة.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲). مفردات الفاظ القرآن. به کوشش صفوان عدنان داوودی. بیروت: دار الشامیة.

«رأی در جامعه اسلامی به مثابه بیعت است/ تفاوت بیعت و انتخابات». خبرگزاری مهر. ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶. دریافت‌شده در ۲۰ تیر ۱۴۰۵.

رستمی، سجاد؛ اخوان كاظمی، مسعود (۱۳۹۶). «بيعت و اشكال آن در انديشه سياسی اسلام». پژوهش ملل. سوم (بیست و پنجم): ۶۳-۷۷.

زحیلی، وهبه (۱۴۲۵). الفقه الاسلامی و ادلّته. دمشق: دار الفکر.

«شرکت در انتخابات نوعی بیعت و اعلام وفاداری به نظام اسلامی است / ۹دی روز دفاع جانانه مردم از ارزش های دینی و انقلابی است». خبرگزاری رسا. ۹ دی ۱۳۹۰. دریافت‌شده در ۲۰ تیر ۱۴۰۵.

شوشتری، محمدتقی (۱۳۷۶). بهج الصباغة في شرح نهج البلاغة. تهران: امیرکبیر.

طبری، محمد بن جریر (۱۳۸۷). تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک. بیروت: محمد ابوالفضل ابراهیم.

طریحی، فخرالدین بن محمد (۱۳۷۵). مجمع البحرین. تهران: مرتضوی.

عبدالمجید، احمد فوأد عبدالجواد (۱۹۹۸). البيعة عند مفكري أهل السنة و العقد الإجتماعي في الفكر السياسي الحديث: دراسة مقارنة في الفلسفة السياسية. قاهره: دار قباء.

فراهیدی، خلیل بن احمد (۱۴۱۰). العین. به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی. قم: دار الهجرة.

قاسمی، ظافر (۱۴۰۵). نظام الحكم فی الشريعة و التاريخ الإسلامی. بیروت: دار النفائس.

کلانتر نیستانکی، محمد رضا؛ صالحی، حمید (۱۴۰۳). «ظرفیت‌شناسی نظام‌سازی بیعت در تمدن نوین اسلامی». مطالعات میان رشته‌ای تمدنی انقلاب اسلامی. سوم (دهم): ۷۳-۹۷.

«ماهیت بیعت و نقش آن در مشروعیت حاکم اسلامی». خبرگزاری فارس. ۱۶ آبان ۱۳۹۶. دریافت‌شده در ۲۰ تیر ۱۴۰۵.

مسعودی، علی بن حسین (۱۳۸۵). مروج الذّهب و معادن الجوهر. مصر: محمد محیی الدین عبدالحمید.

مهسوری، محمدحسین (۱۳۷۷). «بیعت یا انتخابات». حکومت اسلامی. سوم (نهم): ۶۳-۸۰.

میبدی، محمدفاکر (۱۳۷۶). «بیعت و نقش آن در حکومت اسلامی». حکومت اسلامی. دوم (پنجم): ۱۸۰-۲۰۶.

«نقش امت در شكل گيری حكومت دينی/ رای با بیعت تفاوت دارد». خبرگزاری مهر. ۱۶ فروردین ۱۳۹۵. دریافت‌شده در ۲۰ تیر ۱۴۰۵.

«نقش مردم در حاکمیت در عصر غیبت از دیدگاه امام خمینی(س)». وب‌سایت پرتال امام خمینی. ۲۱ آذر ۱۴۰۱. دریافت‌شده در ۲۰ تیر ۱۴۰۵.

هاشمی، سیدرضا (۱۳۸۰). «بیعت». دانشنامه جهان اسلام. جلد ۵ (بهمنیان دکن - پیوند گیاهان): ۲۴۶–۲۳۹.

  1. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ۶۷.
  2. ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ۱:‎ ۳۲۷.
  3. فراهیدی، العین، ۲:‎ ۲۶۵.
  4. ابن منظور، لسان العرب، ذیل «بیع».
  5. طریحی، مجمع البحرین، ۵:‎ ۲۰۲.
  6. هاشمی، «بیعت»، دانشنامه جهان اسلام، ۲۴۰-۲۴۱.
  7. احمدنژاد و داورپناه، «مفهوم‌شناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت»، شیعه‌شناسی، ۱۳۷.
  8. کلانتر نیستانکی و صالحی، «ظرفیت‌شناسی نظام‌سازی بیعت در تمدن نوین اسلامی»، مطالعات میان رشته‌ای تمدنی انقلاب اسلامی، ۹۳.
  9. هاشمی، «بیعت»، دانشنامه جهان اسلام، ۲۴۰-۲۴۱.
  10. کلانتر نیستانکی و صالحی، «ظرفیت‌شناسی نظام‌سازی بیعت در تمدن نوین اسلامی»، مطالعات میان رشته‌ای تمدنی انقلاب اسلامی، ۹۳-۹۴.
  11. فاضل، «بیعت و چگونگی آن در تاریخ اسلام»، کیهان اندیشه، ۱۲۵.
  12. کلانتر نیستانکی و صالحی، «ظرفیت‌شناسی نظام‌سازی بیعت در تمدن نوین اسلامی»، مطالعات میان رشته‌ای تمدنی انقلاب اسلامی، ۷۸.
  13. احمدنژاد و داورپناه، «مفهوم‌شناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت»، شیعه‌شناسی، ۱۳۹-۱۴۰.
  14. حرعاملی، وسائل الشیعه، ۱۴:‎ ۱۵۲-۱۵۳.
  15. کلانتر نیستانکی و صالحی، «ظرفیت‌شناسی نظام‌سازی بیعت در تمدن نوین اسلامی»، مطالعات میان رشته‌ای تمدنی انقلاب اسلامی، ۷۹-۸۱.
  16. شوشتری، بهج الصباغة في شرح نهج البلاغة، ۶:‎ ۲۸۸-۲۸۹.
  17. کلانتر نیستانکی و صالحی، «ظرفیت‌شناسی نظام‌سازی بیعت در تمدن نوین اسلامی»، مطالعات میان رشته‌ای تمدنی انقلاب اسلامی، ۸۳-۸۴.
  18. مسعودی، مروج الذّهب، ۲:‎ ۳۱۲ و ۳۴۰.
  19. زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ۶:‎ ۶۹۲.
  20. عبدالمجید، البیعة عند مفکّری اهل السنة و العقد الاجتماعی، ۱:‎ ۶۰-۶۱.
  21. کلانتر نیستانکی و صالحی، «ظرفیت‌شناسی نظام‌سازی بیعت در تمدن نوین اسلامی»، مطالعات میان رشته‌ای تمدنی انقلاب اسلامی، ۸۳-۸۵.
  22. طبری، تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک، ۷:‎ ۳۱۱.
  23. مسعودی، مروج الذّهب، ۴:‎ ۲۱۰-۲۱۱.
  24. قاسمی، نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی، ۱:‎ ۲۸۶.
  25. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۴:‎ ۲۳۰.
  26. قاسمی، نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی، ۱:‎ ۲۹۰-۲۹۱.
  27. طبری، تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک، ۸:‎ ۹.
  28. افشاری، «بیعت در اندیشه و سیره امامان شیعه»، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ، ۳۳-۳۴.
  29. افشاری، «بیعت در اندیشه و سیره امامان شیعه»، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ، ۳۴.
  30. افشاری، «ماهیت بیعت از منظر حدیث شیعه»، حکومت اسلامی، ۸۳-۸۸.
  31. احمدنژاد و داورپناه، «مفهوم‌شناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت»، شیعه‌شناسی، ۱۵۹-۱۶۰.
  32. احمدنژاد و داورپناه، «مفهوم‌شناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت»، شیعه‌شناسی، ۱۵۹-۱۶۰.
  33. احمدنژاد و داورپناه، «مفهوم‌شناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت»، شیعه‌شناسی، ۱۴۰.
  34. مهسوری، «بیعت یا انتخابات»، حکومت اسلامی، ۷۵-۷۹.
  35. کلانتر نیستانکی و صالحی، «ظرفیت‌شناسی نظام‌سازی بیعت در تمدن نوین اسلامی»، مطالعات میان رشته‌ای تمدنی انقلاب اسلامی، ۸۹.
  36. میبدى، «بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى»، حکومت اسلامی، ۱۸۳-۱۸۴.
  37. میبدى، «بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى»، حکومت اسلامی، ۱۸۳-۱۸۴.
  38. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۲:‎ ۲۱.
  39. میبدى، «بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى»، حکومت اسلامی، ۱۸۳-۱۸۶.
  40. هاشمی، «بیعت»، دانشنامه جهان اسلام، ۲۴۱.
  41. میبدى، «بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى»، حکومت اسلامی، ۱۸۴.
  42. رستمی و اخوان كاظمی، «بيعت و اشكال آن در انديشه سياسی اسلام»، پژوهش ملل، ۷۵.
  43. «رأی در جامعه اسلامی به مثابه بیعت است/ تفاوت بیعت و انتخابات»، خبرگزاری مهر.
  44. «نقش امت در شكل‌گيری حكومت دينی/ رای با بیعت تفاوت دارد»، خبرگزاری مهر.
  45. «شرکت در انتخابات نوعی بیعت و اعلام وفاداری به نظام اسلامی است / ۹دی روز دفاع جانانه مردم از ارزش های دینی و انقلابی است»، خبرگزاری رسا.
  46. مهسوری، «بیعت یا انتخابات»، حکومت اسلامی، ۷۲-۷۵.
  47. «ماهیت بیعت و نقش آن در مشروعیت حاکم اسلامی»، خبرگزاری فارس.
  48. «نقش مردم در حاکمیت در عصر غیبت از دیدگاه امام خمینی س)»، وب‌سایت پرتال امام خمینی.
  49. مهسوری، «بیعت یا انتخابات»، حکومت اسلامی، ۷۹.
  50. کلانتر نیستانکی و صالحی، «ظرفیت‌شناسی نظام‌سازی بیعت در تمدن نوین اسلامی»، مطالعات میان رشته‌ای تمدنی انقلاب اسلامی، ۷۳ و ۹۴-۹۳.
  51. «بیعت در فلسفه سیاسی اسلام؛ از پیمان مشروع الهی تا همراهی مردمی در عصر انقلاب»، خبرگزاری رسمی حوزه.