پرش به محتوا

پیش‌نویس:خاندان قاجار

از ایران پدیا

خاندان قاجار؛

نام‌گذاری

بر اساس پژوهش‌های انجام‌شده، واژه «قاجار» ریشه در زبان ترکی داشته و از مصدر «قاجار» به‌معنای «قرار کردن» گرفته شده است و علامت «آر» در آن نقش اسم فاعلی دارد؛ از این رو، معانی چون کسی که قرار می‌کند، مرد دونده یا کسی که در کوهستان می‌دود برای آن ذکر شده است. برخی منابع تاریخی این گروه را به منطقه گنجه در آذربایجان مرتبط دانسته و آنها را مردمانی جنگاور و سلحشور توصیف کرده‌اند. به باور برخی محققان، این نام‌گذاری به‌دلیل مهارت‌های نظامی خاص، از جمله کسب اطلاعات از دشمن (قچرچی یا راهنما)، صورت گرفته است.[۱]

پیشینه و ریشه‌های قبیله‌ای

ریشه و پیشینه قبیله‌ای قاجار، موضوعی است که در منابع تاریخی و پژوهش‌های معاصر به گونه‌های مختلفی بازتاب یافته است. بر اساس روایت‌های رسمی عصر قاجار، نسب این خاندان به شخصیتی به نام «قاجار نویان» از امیران عصر هلاکوخان و غازان‌خان مغول می‌رسید، اما پژوهشگران بعدی این انتساب را فاقد اعتبار تاریخی دانسته‌اند، چراکه در منابع هم‌عصر مغول نشانی از چنین شخصیتی وجود ندارد. در برابر این دیدگاه، برخی محققان قاجارها را از ترکان شرقی یا بازماندگان طوایف جلالیر شمرده‌اند که پیش از مغول یا هم‌زمان با آن به مناطقی از ایران، آناتولی و سوریه کوچیده‌اند. گروهی دیگر آنان را از شاخه‌های ترکمانان آناتولی (اوغوزها) دانسته‌اند که در قرن نهم هجری در منطقه ذوالقدر و حلب می‌زیسته‌اند و نخستین‌بار در سال ۸۹۶ق/۱۴۹۱م در رویدادهای سیاسی آق‌قویونلوها از آنان یاد شده است. افزون بر این، برخی پژوهشگران با استناد به نام‌های جغرافیایی و واژه «قچرچی» در منابع کهن، شکل‌گیری هویت ایلی قاجار را بر پایه کارکردهای نظامی و راهنمایی (نه صرفاً خویشاوندی قبیله‌ای) محتمل دانسته‌اند. بر اساس دیدگاه برخی محققان قاجارها ابتدا گروهی از ترکان آسیای مرکزی یا آناتولی بوده‌اند که در جریان تحولات عصر مغول و ایلخانی، به‌تدریج در مناطق آذربایجان، قره‌باغ، گنجه و استرآباد پراکنده شده و در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری، به‌عنوان یک اوباماق (طایفه) مستقل، سپس با پیوستن به اتحادیۀ قزلباش در دورۀ صفویه، به یکی از طوایف نظامی و سیاسی تأثیرگذار در ایران تبدیل شدند.[۲][۳]

طوایف خاندان قاجار

به نوشته برخی منابع، ایل قاجار در آستانۀ عصر صفوی از چهار شاخه یا اوبۀ اصلی تشکیل می‌ش: آقچه‌قویونلو، آقچه‌لو، شامبیاتی (معروف به بیرمی‌دورت) و اوبۀ اصلی قاجار. دو شاخۀ نخست در حوزه‌ی اولوس ذوالقدر جای داشتند و شاخۀ شامبیاتی که ریشه‌ای اوغوزی داشت، در شمال سوریه سکونت گزیده بود. به گزارش پژوهشگران، اوبۀ اصلی قاجار پس از بازگشت از آناتولی و شام، در منطقۀ آذربایجان و اران (به‌ویژه قره‌باغ و گنجه) استقرار یافت و به تدریج شاخه‌های دیگری مانند زیادلو، قوانلو و شاملو با پیوندهای ایلی و سیاسی به آن ملحق شدند.[۴] به استناد برخی متون تاریخی، از اواخر قرن نهم هجری، قاجارها به‌عنوان یک اویماق (طایفه) مستقل و تأثیرگذار در صحنۀ سیاسی ایران شناخته شدند و از میان طوایف مختلف، شاخۀ زیادلو در قره‌باغ و گنجه به‌عنوان قدرتمندترین شاخۀ قاجار، نقشی محوری در تحولات نظامی و حکومتی آن دوره ایفا کرد.[۵]

نقش خاندان قاجار تاریخ ایران

دوران صفویه

بر اساس گزارش‌های تاریخی، قاجارها در دورۀ صفویه، به ویژه از آغاز سلطنت شاه اسماعیل اول، به عنوان یکی از طوایف مؤثر و وفادار در اتحادیۀ قزلباش ظاهر شدند و در جنگ‌های مهمی چون نبرد با الوند آق‌قویونلو (۹۰۷ق) و نبرد چالدران (۹۲۰ق) حضور داشتند. به گزارش منابع هم‌عصر، سران قاجار ضمن حفظ وفاداری به شاهان صفوی، به مناصب عالی نظامی و کشوری نیز دست یافتند؛ چهره‌هایی چون قره‌پیری‌بیگ قاجار و احمدسلطان قاجار از جمله سرداران این دوره بودند که در جنگ‌های ایران و عثمانی نقش برجسته‌ای ایفا کردند. به نوشته برخی مورخان، در دورۀ شاه تهماسب، قاجارها در قره‌باغ و گنجه به عنوان حاکمان منطقه‌ای قدرت یافتند و برخی از سران آنان، از جمله شاه‌قلی‌خان قاجار، در عرصۀ روابط خارجی صفویان (مانند انعقاد صلح با عثمانی در سال ۹۶۲ق) نقش دیپلماتیک ایفا نمودند. به نظر پژوهشگران، قاجارها در نیمۀ اول عصر صفوی، هم‌پای دیگر طوایف قزلباش، در تحکیم سلطنت صفوی، دفاع از مرزهای غربی و انجام مأموریت‌های سیاسی سهمی تعیین‌کننده داشتند و تا پیش از تحولات نیمۀ دوم این دوره، پایگاه خود را در دستگاه حکومت صفوی حفظ کردند.



پانویس


منابع

روملو، حسن بیک (۱۳۵۷). احسن التواریخ. به کوشش عبدالحسین نوایی. تهران: بابک.

تکمیل همایون، ناصر (۱۳۹۲). خاستگاه تاریخی ایل قاجار. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

«قاجارها از چه نژادی بودند». وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی. ۱۱ مهر ۱۳۹۷. دریافت‌شده در ۲۰ تیر ۱۴۰۵.