شرم
مفهوم شرم
شرم در عربی بهمعنای بریدن[۱] و در فارسی به جای حیا بهکار میرود[۲] و بهمعنای خجالت، آزرم، انفعال و آن حیرت و وحشتی است که از ترس ملامت، مجازات و آگاهی دیگری برعیب و نقص در سبک زندگی آدمی پدیدار میشود.[۳] گفته شده است که شرم، یکواژه فارسی است و در منابع اسلامی با حیا هممعنا بوده و در عرف جامعه نیز مترادف با آن بهکار میرود.[۴] کلمۀ شرم به احساس گناه، غمگینی و خشم یک فرد برخویشتن یا ملامت خود به دلیل مغایرت رفتارهای او با هنجارهای اخلاقی جامعه نیز تعریف شده است.[۵]
مفهوم شرم در قرآن
یکی از معانی استحیا شرم است[۶] و مفهوم شرمداشتن درقرآن، چهار مرتبه با الفاظی برگرفته از مصدر استحیا[۷] که دوبار بهصورت فعل منفی در مورد خداوند،[۸] یکبار بهصورت فعل مثبت در مورد پیامبر[۹] و یک مرتبه هم در مورد حیا و عفت دختر شعیب بهکار رفته است.[۱۰]
کاربرد مفهوم شرم در مورد خداوند
کاربرد مفهوم شرم در مورد خداوند با کاربرد آن در سبک زندگی انسان فرق میکند؛ زیرا مبدأ شرم، یکاحساس است که انتقال از آن مبدأ احساسی به منتهی، مستلزم ایجاد تغییرات جسمانی در وجود شرمکننده است، در حالیکه خداوند جسم نیست. بدینسان، کاربرد فعل منفی «لایستحیی» در آیۀ 26 سورۀ بقره برای خداوند، بهمعنای ترک کردن، نترسیدن و منصرف نشدن او از انجام هرکاری است که در ذات خود زشت نیست. همچنین کاربرد فعل منفی «لایستحیی» در آیۀ 53 احزاب نیز به معنای منصرف نشدن خداوند از بیان حق است. در نتیجه، انتساب مفهوم شرم به خداوند، انتساب نتایج آن به ذات وی و بهمعنای منزه بودن او از انجام یککار شرمآور است.[۱۱]
جایگاه شرم در اسلام
شرم و حیا در فرهنگ اسلامی، یکخصلت اصیل و ارزشمند معرفی شده است و بدینجهت، کلمۀ بیشرمی نوعی ناسزا به شمار میآید.[۱۲] شرم و حیا در روایات اسلامی، بهمثابۀ دیدگان عقل یا زینت و لباس رویین اسلام و بلکه کل اسلام است.[۱۳] پیوند شرم و حیا با ایمان موجب شده است تا حیا در اسلام به عفت نیز معنا شود[۱۴] و در روایتی قرین و یاور عفاف[۱۵] و همچنین علت عفاف و پاکدامنی معرفی شده است.[۱۶]
مؤلفه های شرم
از آنجا که در متون اسلامی، حیا و شرم بهصورت هممعنا و مترادف بهکار رفته اند،[۱۷] مباحثی مرتبط با شرم را نیز میتوان در زمرۀ مباحث حیا دنبال کرد. بدینجهت، شرم مانند حیا بهعنوان یکعنصر مؤثر در سبک زندگی انسان، چهار مؤلفه دارد؛ 1. فاعل شرمکننده، 2. فعل شرمآور، 3. حضور و نظارت ناظر، 4. مهار نفس از ارتکاب کار شرمآور [۱۸] که کنار هم قرار گرفتن این مؤلفهها سبب بروز شرم در انسان میشود:
1. فاعل شرمکننده زمانی از انجام کاری شرم خواهد کرد که نخست به کرامت نفس و خود ارزشمندی خود باورمند باشد، دوم نسبت به زشتی آن کار آگاه باشد و سوم، برای ناظر کار خود، ارزش واحترام قائل باشد.[۱۹]
2. مراد از فعل شرمآور، هر فعل ناهنجاری اعم از انجام یککار زشت یا ترک یککار خوب بهلحاظ شرعی، عرفی و عقلی در فرهنگ یکجامعه است.[۲۰]
3. شرم زمانی در انسان برانگیخته میشود که نظارت یکناظری برخوردار از احترام توسط وی درک شود.[۲۱]
4. انسان در صورت ناسازگاری میان خواست و مصلحت خود، زمانی میتواند در ایجاد یکسبک زندگی مطلوب موفق باشد که خواستههای نفسانی شامل گرایش یا گریز نفس را بر طبق مصلحت خود مهار کند.[۲۲]
[5] . پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص31، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش.
پانویس
- ↑ صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، 1414ق، ج7، ص332.
- ↑ نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
- ↑ دهخدا، لغت نامۀ دهخدا، 1377ش، ج9، ص14237؛ معین، فرهنگ فارسی یک جلدی، 1380ش، ص617؛ نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
- ↑ سمیعیان و دیگران، «بررسی تأثیر دین داری بر تجریۀ احساس شرم و حیای شهروندان»، 1396ش، ش11، ص76.
- ↑ حاجی ده آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص126.
- ↑ کوثری، «واژۀ استحیاء در قرآن»، وبسایت راسخون.
- ↑ والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.
- ↑ سوره بقره، آیۀ 26 ؛ سورۀ احزاب، آیۀ 53.
- ↑ سورۀ احزاب، آیۀ 53.
- ↑ سورۀ قصص، آیۀ 25.
- ↑ والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.
- ↑ مصباح یزدی، سجادهای سلوک، 1390ش، ج1، ص100.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار لجامعة درر أخبار الأئمة ألاطهار(ع)، 1404ق، ج1، ص107؛ کلینی، کافی، 1365ش، ج27، ص82.
- ↑ ابن منظور، لسان العرب،بی تا، ج3، ص429.
- ↑ تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، 1366ش، ح 5423.
- ↑ تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، 1366ش، ج2، ح5444.
- ↑ سمیعیان و دیگران، «بررسی تأثیر دین داری بر تجریۀ احساس شرم و حیای شهروندان»، 1396ش، ش11، ص76.
- ↑ پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص31، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش.
- ↑ پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص59، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش.
- ↑ پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص42، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش.
- ↑ پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص51-56، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش.
- ↑ پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، ص31، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم 1385ش.