پیش‌نویس:حق اعتراض

نسخهٔ تاریخ ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۲ توسط رضا عسکری (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

حق اعتراض؛ حقی سیاسی-اجتماعی برای ابراز مسالمت‌آمیز نارضایتی از تصمیم‌ها و عملکرد نهادهای قدرت

حق اعتراض مفهومی محدود به تجمعات خیابانی نیست، بلکه طیفی گسترده از مواجهه‌های نظری و عملی با قدرت را دربر می‌گیرد؛ از مناقشه فلسفی تقدم «حق» بر «خیر» در اندیشه جان رالز، تا الگوی قرآنی مجادله احسن به‌مثابه شیوه‌ای برای مقابله با انحراف و طغیان سیاسی. این مفهوم در جهان معاصر، با گسترش تصمیم‌گیری‌های خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی، وارد مرحله‌ای تازه شده است که در آن امکان اعتراض به خروجی الگوریتم‌ها، مرزهای میان امنیت ملی و آزادی‌های مدنی و نیز تمایز حساس میان نظام مجوزدهی و نظام اطلاع‌رسانی، به یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل در سرنوشت نظام‌های دموکراتیک بدل شده است.[دیدگاه ۱]

مفهوم‌شناسی

حق اعتراض به مجموعه‌ای از کنش‌های فردی یا جمعی اطلاق می‌شود[دیدگاه ۲] که با هدف ابراز مخالفت، انتقاد یا مطالبه تغییر در سیاست‌ها و رفتارهای حاکمیت یا نهادهای قدرتمند صورت می‌گیرد. این حق، مولود و برآیند حق آزادی بیان و حق آزادی تجمعات[دیدگاه ۳] است و در اسناد بین‌المللی به‌عنوان ابزاری برای نظارت همگانی و جلوگیری از استبداد شناخته می‌شود.[۱] [دیدگاه ۴]اعتراض سیاسی لزوماً به معنای تلاش برای براندازی یا نافرمانی مدنی نیست، بلکه در بسیاری از موارد، مکانیسمی درون‌ساختاری برای اصلاح امور و شنیده‌شدن صدای گروه‌های به حاشیه رانده شده است.[۲][دیدگاه ۵]

در نظام‌های حقوقی مدرن، اعتراض مسالمت‌آمیز از مفاهیمی همچون شورش و اغتشاش تفکیک می‌شود. درحالی‌که شورش ماهیتی خشونت‌آمیز و ویرانگر دارد، اعتراض مسالمت‌آمیز دارای وحدت هدف، پیام مشخص و روش عاری از خشونت است.[۳]

مبانی نظری و فلسفی[دیدگاه ۶]

حق اعتراض بر پایه‌های فلسفی، جامعه‌شناختی و دینی استوار است که مشروعیت آن را فراتر از قوانین موضوعه تضمین می‌کنند.

نظریه عدالت و تقدم حق بر خیر[دیدگاه ۷]

در فلسفه سیاسی جان رالز، اصلی تحت عنوان تقدم حق بر خیر وجود دارد. بر اساس این اصل، حقوق بنیادین افراد مانند آزادی بیان و اعتراض نباید قربانی تصورات حاکمیت از خیر عمومی یا رفاه جمعی شود.[۴] رالز معتقد است که عدالت به مثابه انصاف، ایجاب می‌کند که آزادی‌های اساسی برابر، بر هرگونه مصلحت‌سنجی سیاسی یا اقتصادی مقدم باشند.[دیدگاه ۸] در تحلیل رخدادهای سیاسی آمریکا، مانند اعتراضات جورج فلوید و اعتراضات دانشجویی حامی فلسطین، این دوگانه به‌وضوح دیده می‌شود؛ جایی که گاهی حق اعتراض به بهانه نظم عمومی یا ارزش‌های ملی سرکوب می‌شود.[۵][دیدگاه ۹]

نظریه محرومیت نسبی[دیدگاه ۱۰]

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، تد رابرت گار[دیدگاه ۱۱] در نظریه محرومیت نسبی، ریشه اعتراضات را در شکاف میان انتظارات ارزشی آنچه مردم خود را مستحق آن می‌دانند و توانایی‌های ارزشی آنچه عملاً دریافت می‌کنند می‌داند.[۶] هرگاه شهروندان احساس کنند که دستیابی به اهداف مشروعشان از راه‌های قانونی مسدود شده است، پتانسیل پرخاشگری و اعتراض جمعی افزایش می‌یابد.[۷]

مبانی قرآنی و دینی[دیدگاه ۱۲]

در متون اسلامی، حق اعتراض ذیل عناوین امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت به ائمه مسلمین به رسمیت شناخته شده است.[۸] [دیدگاه ۱۳]

قرآن کریم در آیات متعددی، کنش‌های اعتراضی را در برابر انحرافات سیاسی تأیید کرده است. دو الگوی شاخص در این زمینه عبارتند از:

  1. اعتراض به استبداد: حضرت موسی با منطق و استدلال، و بدون خشونت فیزیکی، مستقیماً به دربار فرعون رفت و نسبت به ظلم و طغیان او اعتراض کرد. این الگو نشان‌دهنده مشروعیت مطالبه‌گری مستقیم از حاکم جائر است.[۹][دیدگاه ۱۴]
  2. اعتراض به انتصابات: در ماجرای انتصاب طالوت به فرماندهی، بزرگان بنی‌اسرائیل نسبت به این انتخاب اعتراض کردند.[۱۰] نکته قابل‌توجه این است که پیامبر آن زمان، معترضان را سرکوب یا تکفیر نکرد، بلکه با استدلال و گفت‌وگو به اقناع آنان پرداخت.[۱۱][دیدگاه ۱۵]

جایگاه قانونی در حقوق ایران و بین‌الملل

اسناد بین‌المللی

ماده ۲۱ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، حق تجمعات مسالمت‌آمیز را به رسمیت شناخته و دولت‌ها را مکلف کرده است که جز در موارد ضروری مانند امنیت ملی یا سلامت عمومی، هیچ محدودیتی بر آن اعمال نکنند.[۱۲][دیدگاه ۱۶] همچنین گزارشگران ویژه سازمان ملل تأکید دارند که دولت‌ها نه تنها نباید مانع اعتراض شوند، بلکه تعهد مثبت دارند تا امنیت و تسهیلات لازم برای برگزاری تجمعات را فراهم کنند.[۱۳][دیدگاه ۱۷]

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

قانون اساسی ایران در چندین اصل به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به حق اعتراض اشاره دارد:

  • اصل ۲۷: مهم‌ترین اصل در این زمینه است که مقرر می‌دارد: «تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پیمایی‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏.».[۱۴]
  • اصل ۸: در جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ دعوت‏ به‏ خیر، امر به‏ معروف‏ و نهی‏ از منکر وظیفه‏ ای‏ است‏ همگانی‏ و متقابل‏ بر عهده‏ مردم‏ نسبت‏ به‏ یکدیگر، دولت‏ نسبت‏ به‏ مردم‏ و مردم‏ نسبت‏ به‏ دولت‏. شرایط و حدود و کیفیت‏ آن‏ را قانون‏ معین‏ می‏ کند. "والمؤمنون‏ و المؤمنات‏ بعضهم‏ اولیاء بعض‏ یأمرون‏ بالمعروف‏ و ینهون‏ عن‏ المنکر".[۱۵][دیدگاه ۱۸]

با این حال، چالش اصلی در نظام حقوقی ایران، ابهام در عبارت «مخل به مبانی اسلام» و الزام به اخذ مجوز از وزارت کشور بر اساس قوانین عادی مانند قانون احزاب است که عملاً با اطلاق اصل ۲۷ در تعارض قرار گرفته است.[۱۶][دیدگاه ۱۹]

چالش‌های نوین:[دیدگاه ۲۰] حق اعتراض به هوش مصنوعی[دیدگاه ۲۱]

در عصر فناوری، تصمیم‌گیری‌های حیاتی مانند استخدام، وام‌دهی، یا نظارت پلیسی به الگوریتم‌های هوش مصنوعی و سیستم‌های تصمیم‌گیری خودکار واگذار شده است. این سیستم‌ها ممکن است دچار سوگیری شده و حقوق افراد را نقض کنند. از این رو، مفهوم جدیدی تحت عنوان «حق اعتراض به تصمیمات خودکار» در حال شکل‌گیری است.[۱۷] مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا، حق انسان برای مداخله در تصمیمات الگوریتم و اعتراض به خروجی آن‌ها را تضمین کرده است. در ایران اما، با وجود گسترش استفاده از این فناوری‌ها مانند سامانه مؤدیان مالیاتی، هنوز قانون شفافی برای اعتراض به تصمیمات تمام‌خودکار وجود ندارد.[۱۸]

آسیب‌شناسی[دیدگاه ۲۲] مدیریت اعتراضات[دیدگاه ۲۳]

مدیریت تجمعات اعتراضی در جهان بر اساس دو رویکرد کلی انجام می‌شود:[دیدگاه ۲۴]

  1. نظام مجوزدهی: که برگزاری تجمع را منوط به اجازه قبلی دولت می‌داند و رویکرد فعلی قانون احزاب ایران است.[دیدگاه ۲۵]
  2. نظام اطلاع‌رسانی:[دیدگاه ۲۶] که در آن برگزارکنندگان صرفاً زمان و مکان را به پلیس اطلاع می‌دهند تا امنیت تأمین شود و نیازی به کسب اجازه نیست. استانداردهای حقوق بشری به سمت این رویکرد متمایل[دیدگاه ۲۷] هستند.[۱۹]

جدول ۱: مقایسه رویکردهای مدیریت اعتراضات[دیدگاه ۲۸]

شاخص نظام مجوزدهی نظام اطلاع‌رسانی
مبنای حقوقی حق اعتراض، امتیازی است که دولت اعطا می‌کند. حق اعتراض، حقی ذاتی است که نیاز به اجازه ندارد.[۲۰]
نقش پلیس کنترل و محدودسازی تسهیل‌گری و تأمین امنیت معترضان
وضعیت ایران قانون فعالیت احزاب بر این مبناست.[۲۱] برخی تفاسیر از اصل ۲۷ بر این مبناست.
پیامد احتمال تبدیل اعتراضات به اغتشاشات زیرزمینی تخلیه هیجانات و اصلاح سیاست‌ها
پرونده:Protest Concept.jpg
اعتراض مدنی: نمادی از مشارکت سیاسی شهروندان در فضای عمومی برای بیان مطالبات بدون توسل به خشونت.[دیدگاه ۲۹]

راهکارها و الزامات[دیدگاه ۳۰]

برای تضمین حق اعتراض و جلوگیری از تبدیل آن به خشونت، راهکارهای زیر توسط حقوقدانان و جامعه‌شناسان و اندیشمندان[دیدگاه ۳۱] پیشنهاد شده است:

  • تفسیر مضیق از محدودیت‌ها:[دیدگاه ۳۲] قیود مبهمی مانند «مبانی اسلام» باید به‌طور دقیق و محدود تفسیر شوند تا دستمایه سلیقه‌های سیاسی قرار نگیرند.[۲۲][دیدگاه ۳۳]
  • تغییر در صلاحیت قضایی:[دیدگاه ۳۴] رسیدگی به جرایم احتمالی معترضان باید در دادگاه‌های عمومی و با حضور هیئت منصفه انجام شود، نه در دادگاه‌های امنیتی یا انقلاب.[۲۳]
  • به رسمیت شناختن حق اشتباه: [دیدگاه ۳۵]حکومت‌ها باید بپذیرند که اعتراض، حتی اگر بر مبنای تحلیل نادرست مردم باشد، حق آن‌هاست و باید با پاسخگویی اقناعی و غیرامنیتی با آن مواجه شد.[۲۴][دیدگاه ۳۶]
  • در نظر گرفتن مکان‌های مشخصی برای تجمعات اعتراضی: یکی از راه‌های اجتناب از برچسب زنی بر معترضان و تفکیک آنها از براندازان و برهم‌زنندگان نظم و امنیت، تدبیر برای امکان اعتراض در مکان‌هایی است که برای اعتراض قانونی در نظر گرفته شده است. در این صورت هیچ کس حق جلوگیری از چنین اعتراضی[دیدگاه ۳۷] را نخواهد داشت و حتی اگر افراد مرتکب جرمی بشوند، جرم سیاسی[دیدگاه ۳۸] خواهد بود.[۲۵]
  • منظومه‌سازی در مسئله آزادی: تولید ایده‌های نو در بستر منظومه‌سازی در مسئله آزادی و مبتنی بر تسلط بر منابع اسلامی و منابع غربی، موجب می‌گردد تا به سوالات فراوانی که در مسئله آزادی وجود دارد، پاسخ داده شود.[۲۶] [دیدگاه ۳۹]

پانویس

  1. اولیایی‌فرد، «یادداشت حقوقی: حق اعتراض در اسناد بین‌المللی»، مجله حقوق ما، ۱۳۹۵، ص ۶.
  2. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص 9-10.
  3. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص ۱۵۴، ۱۵۷ و ۱۶۳.
  4. بهارلو و نصرت‌پناه، «مطالعه مقایسه‌ای رابطه حق و خیر»، رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، ۱۴۰۴، ص ۱۵۲-۱۵۹.
  5. بهارلو و نصرت‌پناه، «مطالعه مقایسه‌ای رابطه حق و خیر»، رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، ۱۴۰۴، ص ۱۶۲-۱۶۳.
  6. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین‌المللی»، ص ۱۶۲.
  7. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت در پرتو اسناد بین‌المللی»، ص 161-162.
  8. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۴.
  9. ربیع‌زاده و همکاران، «چارچوب و مؤلفه‌های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن»، پژوهش‌نامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴، ص ۷۹۳-۷۹۵.
  10. (بقره: ۲۴۷)
  11. ربیع‌زاده و همکاران، «چارچوب و مؤلفه‌های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن»، پژوهش‌نامه حقوق اسلامی، ۱۴۰۴، ص ۷۹۱-۷۹۳.
  12. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۴.
  13. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۷۰.
  14. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل بیست و هفتم.
  15. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل هشتم.
  16. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص۴.
  17. عامری و همکاران، «حق اعتراض به تصمیم‌گیری‌های خودکار»، پژوهش‌های نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴، ص ۴۱-۴۳.
  18. عامری و همکاران، «حق اعتراض به تصمیم‌گیری‌های خودکار»، پژوهش‌های نوین حقوق اداری، ۱۴۰۴، ص ۴۳-۴۴ و ۵۵.
  19. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۶۷-۱۶۸.
  20. قادری و همکاران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، ۱۴۰۲، ص۱۶۷-۱۶۸.
  21. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص ۶.
  22. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص۷.
  23. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص۱۳.
  24. «بیانیه جمعی از جامعه‌شناسان در راستای مسئولیت مدنی و اجتماعی»، وبسایت دیدار نیوز، ۱۴۰۴.
  25. واحدی گشنیانی، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، ۱۴۰۲، ص 15.
  26. مقام معظم رهبری، بیانات در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، تاریخ درج مطلب: 23 آبان 1391.
دیدگاه‌های ارزیابان
  1. پس از اصلاح، نیازمند بازنویسی است.
  2. در این تعریف حق را با خود کنش و رفتار یکی انگاشته شده است. به نظر می رسد که کنش و رفتار نتیجه برخورداری از حق است نه خود حق.
  3. حق اعتراض مولود حق آزادی هست ولی مولود حق آزادی تجمعات نیست بلکه بالعکس حق آزادی تجمعات مولود حق اعتراض است. در منبع شما نیز فقط حق آزادی آمده و حق آزادی تجمعات ذکر نشده است.
  4. لینک دهی درست است؟ من سعی کردم مقاله را از طریق لینک باز کنم نشد.
  5. ادبیات متن نیاز به بازنگری دارد تا با مفهوم شناسی هماهنگ شود و الا این متن را باید در کارکرد جای داد. علاوه بر آن، این بحث فقط درباره اعتراض سیاسی است و نه حق اعتراض
  6. دیدگاه های مخالف را بحث نمیکنید؟
  7. این دیدگاه تقریبا در هیچ نظام حقوقی مورد پذیرش واقع نشده است اما در عین حال همه نظامات حقوقی حق اعتراض را پذیرفته اند. خروجی آن هم شده حق اعتراض همیشه هست ولی اعمال آن محدود به قیودی چون امنیت ملی، مبانی اسلام، مسائل نژادی و... در نظامات مختلف است. دقت کنید بین حق و بین اعمال حق خلط نشود. مبانی دیگری باید در این زمینه گزارش شود
  8. رفرنس را دقیقا این نقطه بیارید. پایان متن مربوط به رالز
  9. متن داوری صریحی را همراه دارد.
  10. محرومیت نسبی مبنا نیست. این مطلب زمینه شکلگیری اعتراض است نه مبنای حق اعتراض
  11. این شخص صاحب نظریه محرومیت نسبی محسوب نمی شود. شخص معروفی صاحب این نظریه است که یادم رفته است. نت هم کار نکرد که پیدا می کردم.
  12. این مواردی که ذکر شده فقط شواهدی از اعتراض میتوانند باشد نه مبانی. شاید این مقاله بد نباشد: https://www.jhvmn.ir/article_707566_a9e3eeca683ecb9ffc7d60ab556ec0f1.pdf
  13. متن منبع در صدد اینست که امر به معروف را ذیل نصیحت ائمه مسلمین قرار دهد و در نهایت بگوید اعتراض نوعی از آن است. چند نکته: 1- امر به معروف و نصیحت ماهیت متفاوتی با اعتراض دارند و اساسا یکی از چالش های مهم و منحرف کننده حق اعتراض همین است که آن را ذیل امر به معروف و یا نصیحت درج کنیم. 2- بر فرض صحت و پذیرش مطلب، لازم است مطلب را به تحقیقات استناد دهید نه متون اسلامی. چون منبع شما متون اسلامی نیست.
  14. مطلب را مقید به مطالبه گری از حاکم جائر است و دو نکته دارد: 1- مطالبه گری از لوازم اعترض است نه نفس اعتراض 2- در مقابل حاکم جائر، حق اعتراض تا چه حد مسئله است؟ به‌ویژه در ادبیات دینی
  15. از مجموع این آیات نمیتوان چندان به حق اعتراض رسمیت داد. چون دهان معترض با یک جمله بسته شد: خدا هر طور صلاح بدونه انجام میده. این آیه فقط می‌تواند به آزادی بیان اشاره کند نه حق اعتراض که مستلزم شنیده شدن و اقناع و توضیح یا حتی تغییر عملکرد است...
  16. متن ماده را خودتان ببینید و چک کنید. متن ماده مقداری متفاوت است و قید بیشتری دارد. از خود ماده هم آدرس بدهید بهتر است: https://iran.un.org/fa/106018-%D9%85%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D9%82-%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C
  17. مطلب در منبع اینگونه نیامده است.
  18. عبارت عربی را حذف کنید.
  19. شبیه به این عبارت در ماده ۲۱ میثاق بین‌المللی هم آمده است. پس این چالش و اشکال در نظام حقوقی ایران نیست. در همه نظامات حقوقی وجود دارد. از سوی دیگر: آیا نظام حقوقی وجود دارد که مطلقا و تماما آزادی در این زمینه بدهد؟ پس این یک چالش عمومی است. بنابراین باید بخشی به موانع تحقق حق اعتراض بپردازد که بخشی از آن موانع نظری و بخشی دیگر موانع عملی است.
  20. میشود گفت چالش است؟ پیچیدگی حقوقی خاصی دارد؟ یاصرفا جدید است و سازوکار خاصی هم ندارد؟
  21. این بحث در آخر بیاید.
  22. آسیب شناسی است یا انواع یا رویکردهای عملی؟
  23. بد نیست این مقاله را ببینید https://arq.quran.ac.ir/article_196975_b7bcf6e36c595f7dab9454b3e47c9723.pdf
  24. خوب است که دیدگاه ها و نظرات تحقیقی درباره این دو رویکرد هم گزارش شود. به صرف گزارش دو نوع مدیریت نمیتوان به مقایسه خوبی رسید
  25. مستند کنید به متن ماده
  26. همان ماده ۲۱ میثاق بین‌المللی را مجددا ببینید. محدودیت های نظامات حقوقی در دیدگاه های نظری بسیار شبیه و نزدیک به هم هستند. عمده تفاوت در نوع مدیریت میدانی و عملی است.
  27. یعنی قوانین ایران رویکرد ضد حقوق بشری دارد؟ این کاشتن نکته ضدشناختی نیست؟ نمی شود گفت که منوط شدن اعتراض به گرفتن مجوز بخاطر حفظ امنیت و فراهم کردن زمینه بیشتر و بهتر است. گرفتن مجوز نه لزوما برای ایجاد محدودیت بلکه بخاطر تأمین بهتر حق اعتراض کنندگان و سایر مردم است.
  28. مفاد جدول دقیق نیست و منبع دقیق نیز ندارد. در نظام مجوزدهی نیز حق اعتراض چیزی نیست که دولت حق را بدهد؛ حق طبق قانون داده شده اعمال حق منوط به اجازه است. بین حق و اعمال حق فرق زیادی وجود دارد. عمده خلطی که در این بحث مدیریت اعتراضات صورت گرفته ناشی از همین است. سایر مفاد نیز با سوگیری و داوری همراه است؛ اینکه نقش پلیس در یکی کنترلی و دیگری تسهیلی تفسیر شده؛ مبتنی بر نظام مجوزی و اطلاعی نیست. حتی در نظام مجوزی پلیس میتواند تسهیلگر باشد کما اینکه در نظام اطلاعی هم پلیس میتواند کنترلی باشد.
  29. حذف
  30. راهکار چی؟ ینکه کدام یک از موارد زیر بمانند، بستگی به این دارد که شما در صدد بیان راهکار برای چه چه چیزی هستید. فقط ناظر به ایران چرا نوشته شده؟
  31. تریلی بیارم؟(مزاح)
  32. آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟
  33. همچنین قیود دیگری مثل امنیت و .. که در همه نظامات حقوقی مطرح هستند
  34. آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟
  35. آیا این واقعا راهکاری برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به شورش است؟ ضمنا مرز حق اشتباه چیست؟ وقتی شما شورش و اغتشاش را میخواهید جدا کنید پس در واقع یک مرز برای اشتباه گذاشته اید. معیار چیست؟ امنیت و مبانی و نظم و ...؟ یا مرزی ندارد؟
  36. سه راهکار اول بیشتر دقت شود. در کنار آن چالش های عینی دیگر مثل تفکیک اعتراض از اغتشاش و شالوده شکنی و قانون شکنی هم بیاید.
  37. حتی اگر مخل امنیت باشد؟
  38. اینکه هر جرمی در ان فضا جرم سیاسی تلقی شود، یک دیدگاه افراطی است. فرضا در همان مکان مشخص شخصی به مقامات رسمی فحش داد؛ آیا باید گفت جرم سیاسی است؟ این یک دید افراطی است و بیشتر به عنوان یک سرپوش برای کنار زدن برخی معیارها مطرح میشود تا بار منفی بی‌معیاری را کم کند.
  39. این هم راهکار برای مسأله شما نیست

منابع

  • اولیایی‌فرد، محمد، «یادداشت حقوقی: حق اعتراض در اسناد بین‌المللی»، مجله حقوق ما، شماره ۵۰، اسفند ۱۳۹۵.
  • بهارلو، میثم و نصرت‌پناه، محمدصادق، «مطالعه مقایسه‌ای رابطه حق و خیر با رویکرد رالزی در اعتراض‌ها»، رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، دوره ۱۷، شماره ۲، تابستان ۱۴۰۴.
  • ربیع‌زاده، علی و دیگران، «چارچوب و مؤلفه‌های حق اعتراض سیاسی در مضامین قرآن کریم»، پژوهش‌نامه حقوق اسلامی، سال بیست و ششم، شماره ۶۹، پاییز ۱۴۰۴.
  • عامری، زهرا و دیگران، «حق اعتراض به تصمیم‌گیری‌های خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی»، پژوهش‌های نوین حقوق اداری، سال هفتم، شماره ۲۵، زمستان ۱۴۰۴.
  • قادری، عبداله و دیگران، «استانداردهای حق اعتراض مسالمت‌آمیز و مسئولیت تسهیل اجرای آن توسط دولت»، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، دوره ۲۵، شماره ۸۱، زمستان ۱۴۰۲.
  • واحدی گشنیانی، حسین، «تحلیل جایگاه حق اعتراض در جایگاه تحلیل قانون و رویه قضایی جمهوری اسلامی ایران»، پانزدهمین کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت و علوم انسانی، تهران، اسفند ۱۴۰۲.
  • «بیانیه جمعی از جامعه‌شناسان در راستای مسئولیت مدنی و اجتماعی»، وبسایت دیدار نیوز، ۲۸ دی ۱۴۰۴.