پرش به محتوا

سعدیه شیخ

از ایران‌پدیا

سعدیه شیخ؛ فمنیست اسلامی و استاد دانشگاه کیپ‌تاون در آفریقای جنوبی.

سعدیه شیخ استاد مطالعات دینی است. فصل مشترک تحقیقات وی مطالعات اسلامی و مطالعات جنسیت است. سعدیه شیخ در تبیین رویکرد فمینیستی خویش متأثر از روش هرمنوتیکی فضل‌الرحمن و محققانی چون آمنه ودود و اسماء بارلاس است.

زندگینامه و تحصیلات

سعدیه شیخ در ۱۹۷۰م در آفریقای جنوبی به دنیا آمد و رشد یافت. تجربۀ زندگی در دوران اوج مبارزات ضد آپارتاید، تأثیری عمیق بر شکل‌گیری دیدگاه‌های او گذاشت و سوالات جدی درباره عدالت، آزادی و تفسیر ادیان در ذهنش برانگیخت. این مسیر فکری، او را به سوی تحصیلات دانشگاهی سوق داد و در نهایت برای ادامه تحصیل، راهی دانشگاه تمپل در فیلادلفیای ایالات متحده شد. او در دهه ۱۹۹۰ میلادی، دوره دکترای خود را در رشته مطالعات دین در این دانشگاه به پایان رساند.[۱]

پس از فراغت از تحصیل، شیخ به آفریقای جنوبی بازگشت و اکنون به عنوان استاد در دانشگاه کیپ‌تاون به فعالیت علمی مشغول است. مواجهه مستقیم او با تبعیض سیستماتیک، انگیزۀ اصلی‌اش برای بازخوانی متون دینی اسلام، به ویژه قرآن، با رویکردی معطوف به رهایی و برابری شد.[۲]

زمینه‌های فکری

به نظر محققان اندیشه‌های سعدیه شیخ متأثر از دو بستر اصلی شکل گرفته است: ابتدا روش‌شناسی فضل‌الرحمن که بر فهم بافت تاریخی قرآن و نقد تفاسیر مردسالارانه تأکید داشت و سپس آشنایی با عرفان ابن‌عربی که مسیر فکری او را متحول کرد. شیخ با ترکیب این دو رویکرد، «هرمنوتیک فمینیستی» خود را توسعه داد که از یک سو به نقد ساختارهای پدرسالارانه در سنت تفسیری می‌پردازد و از سوی دیگر با استفاده از مفاهیم عرفانی مانند «انسان کامل»، خوانش‌های برابری‌طلبانه از متون دینی ارائه می‌دهد.[۳]

دیدگاه‌های سعدیه شیخ

دیدگاه درباره عرفان ابن‌عربی و عدالت جنسیتی

سعدیه شیخ در پی معرفی عرفان اسلامی به عنوان منبعی از شناخت‌های جایگزین دربارۀ جنسیت است که به عدالت جنسیتی در قرآن نزدیک‌تر بوده و با ارائه برداشت‌های متفاوت انسان‌شناختی، راه را برای بازنگری در احکام حقوق اسلامی می‌گشاید. نقطه تمرکز او در این رهیافت، اندیشه‌های محیی‌الدین ابن‌عربی است. به باور شیخ، مهم‌ترین راه برای درک قوانین الهی، جست‌وجو در فهم رابطه خدا با انسان است که خود مستلزم شناخت خداوند، ماهیت انسان و هدف آفرینش او می‌باشد. صوفیه در طی قرن‌ها روش‌های مفصلی برای فهم انسان و جامعه و همچنین تحقیق در تسلیم انسان در برابر خداوند فراهم کرده‌اند. برخی از اصول عرفانی، امکان بازاندیشی در پیش‌فرض‌های موجود درباره زن و مرد و ماهیت آن‌ها را می‌دهند و از این رو، رهیافتی مؤمنانه به مسائل جنسیتی را در چارچوب شناخت اسلامی ممکن می‌سازند.[۴]

از آنجا که احکام اسلامی همواره مبتنی بر برداشت‌های خاصی از ماهیت انسان و جنسیت‌مند بودن آن است، روایت‌های صوفیه و انسان‌شناسی عرفانی می‌تواند مبنای ژرفی برای این بازنگری فراهم آورد. شیخ از طریق بررسی روان‌شناسی صوفیه و روایت‌های عارفان، تعریف جنسیت در تفکر مسلمانان را مورد تحلیل قرار می‌دهد. او استدلال می‌کند که هستی‌شناسی ابن‌عربی چارچوبی ارائه می‌دهد که به روشنی با مقولۀ جنسیت پیوند می‌خورد و مفهوم تازه‌ای برای برابری در حوزۀ اجتماعی پدید می‌آورد. این رویکرد عرفانی، منابع نظری و روش‌شناختی در اختیار مسلمانانی قرار می‌دهد که می‌خواهند پارادایم جنسیتی غالب در اسلام را بازاندیشی کنند.[۵]

دیدگاه دربارۀ هرمنوتیک فمینیستی

سعدیه شیخ رسالت فمینیسم اسلامی را در انجام دو نقد همزمان می‌داند: نقد پدرسالاری و تفاسیر تبعیض‌آمیز درون جهان اسلام، و نقد گفتمان‌های فمینیستی نواستعماری که اسلام را یکپارچه مردسالار تصویر می‌کنند. او برای دستیابی به این هدف، روشی تحلیلی با عنوان «هرمنوتیک فمینیستی» را به کار می‌گیرد که متشکل از دو مؤلفه کلیدی است: هرمنوتیک شکاکانه، برای نقد و واکاوی پیش‌فرض‌های مردسالارانه در متون و تفاسیر تاریخی؛ و هرمنوتیک بازسازی، برای ارائه خوانش‌های جایگزین و برابری‌طلبانه از همان متون.[۶]

تحول فکری شیخ پس از آشنایی عمیق با عرفان ابن‌عربی صورت گرفت. او با استفاده از مفاهیم بنیادین اندیشه ابن‌عربی، مانند مفهوم «انسان کامل» که ذاتاً فاقد جنسیت است و امکان تجلی برابر صفات جلال و جمال الهی برای هر دو جنس، به بازسازی مبانی انسان‌شناختی اسلام می‌پردازد. هدف او از این بازسازی، ایجاد پایه‌های نظری لازم برای بازنگری در فقه و کمک به شکل‌گیری فقهی فمینیستی است. حتی مفاهیمی ظاهراً سلسله‌مراتبی مانند «درجه» مردان بر زنان را با تشبیه رابطه زن و مرد به رابطه عالم صغیر و کبیر، از حالت برتری ذاتی به رابطه‌ای مبتنی بر نقش‌های عملکردی و پذیرندگی تفسیر می‌کند.[۷]

دیدگاه درباره خشونت

سعدیه شیخ تفاسیر سنتی از آیۀ ۳۴ سوره نساء را ناقض اصل توحید می‌داند. از نگاه او، این تفاسیر با قراردادن اقتدار مردان در راستای اقتدار خداوند، یک سلسله مراتب معنوی مشروط ایجاد می‌کنند که در آن خدا در رأس، مردان به‌عنوان واسطه در وسط و زنان در پایین قرار می‌گیرند. به باور وی، این خوانش، حاکمیت مطلق و یگانگی خدا را زیر سؤال برده و ماهیتی مشرکانه به خود می‌گیرد. بنابراین شیخ با تکیه بر بافت تاریخی نزول آیه، معتقد است آیه نه برای تأیید خشونت، بلکه برای محدودکردن خشونت شدید رایج در آن زمان نازل شده است. او در نهایت برداشت خود از آیه را به دو شکل مطرح می‌کند: یا اعمال مجازات یاد شده تنها در شرایط استثنایی بسیار محدود مجاز است، یا منظور از «ضرب»، ضرب‌های نمادین است.[۸]

دیدگاه درباره مفهوم قوامیت

سعدیه شیخ تفسیر رایج از واژۀ «قوامون» را که به‌معنای سرپرستی مالی و مدیریتی مردان دانسته می‌شود، نقد می‌کند. او استدلال می‌کند که این تفسیر، یک سلسله مراتب تقدیس‌شدۀ مردانه ایجاد می‌کند که رابطۀ زن مؤمن با خدا را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. از دید او، این نگرش باعث می‌شود اطاعت زن از شوهر نه تنها شبیه اطاعت از خدا، بلکه شرط لازم آن جلوه داده شود. به عقیدۀ شیخ، این پیش‌فرض که اقتدار خدا و مردان در یک راستا قرار دارد، مجدداً اصل توحید و حاکمیت مطلق الهی را مخدوش می‌کند و خوانش‌های مبتنی بر آن را مشرکانه می‌سازد.[۹]

انتقاد به دیدگاه سعدیه شیخ

انتقاد به عدالت جنیستی و هرمنوتیک فمینیستی

به نظر منتقدان، رویکرد سعدیه شیخ مبتنی بر هرمنوتیک فمینیستی، با نادیده گرفتن تفاوت‌های تکوینی و طبیعی زن و مرد، در تعارض با مبانی انسان‌شناختی اسلام قرار می‌گیرد. در دیدگاه اسلامی، این تفاوت‌ها هدفمند و ناشی از حکمت الهی است و منجر به تنوع در نقش‌ها و مسئولیت‌ها می‌شود، نه برتری ذاتی یک جنس. برابری در اسلام به معنای تعادل و تناسب حقوق با تکالیف است، نه یکسانی مطلق. بنابراین، استفاده از مفاهیم عرفانی مانند «انسان کامل» برای اثبات برابری به معنای فمینیستی آن، از نظر این منتقدان، تأویلی نادرست و ناهماهنگ با نظام تشریعی اسلام محسوب می‌شود.[۱۰]

انتقاد به دیدگاه درباره خشونت

اشکال اساسی در تفسیر شیخ، تسری نادرست مبانی توحید به حوزه روابط خانوادگی است. اطاعت زن از شوهر در چارچوب احکام خانواده، به معنای قرار گرفتن آن در عرض اطاعت از خدا و شرک نیست، بلکه تکلیفی است که خداوند با در نظر گرفتن تفاوت‌های طبیعی و مسئولیت‌های متفاوت زن و مرد مقرر کرده است. در نظام حقوقی اسلام، این احکام در طول اراده خداوند و در چارچوب معروف تعریف شده‌اند. همچنین، اگر اطاعت از اولی‌الامر که قرآن به آن امر شده، به معنای شرک تلقی نشده، پس اطاعت زن از شوهر در حدود شرع نیز نمی‌تواند ناقض توحید باشد.[۱۱]

انتقاد به دیدگاه درباره قوامیت

از نظر محققان قوامیت بخشی از یک شبکه به هم پیوسته احکام است که در چارچوب «معاشرت به معروف» قرار می‌گیرد و هدف آن تحکیم نهاد خانواده است. از نظر آنها قوامیت مردان در اسلام، نه یک حق مطلق بلکه مسئولیتی مدیریتی و مبتنی بر دو عامل توانایی‌های طبیعی متفاوت و تکلیف نفقه است. این جایگاه، به‌معنای مالکیت مرد بر زن یا دسترسی بی‌قید به جسم او نیست، بلکه سازوکاری حقوقی برای ایجاد نظم و تعادل در خانواده و تأمین امنیت و آسایش زن است. از طرف دیگر قوامیت قابل تحدید است و زوجین می‌توانند با شرط ضمن عقد، دامنه آن را محدود کنند. نفقه نیز به‌عنوان تکلیف مرد، حمایتی مالی برای استحکام خانواده و کرامت زن است، نه معامله‌ای برای بهره‌کشی.[۱۲]

آثار

سعدیه شیخ آثار پژوهشی متعددی در قالب کتاب و مقاله تألیف کرده است. از جمله کتاب‌های مهم او، «روایت‌های صوفیانه از صمیمیت: ابن‌عربی، جنسیت و گرایش جنسی» (۲۰۱۲م) است که در آن به تحلیل چگونگی ساخت جنسیت در آثار تفسیری قرون وسطی می‌پردازد. پرسش محوری این کتاب آن است که آیا در این متون، زن به‌عنوان موجودی غیرمنطقی، مادی، شهوانی و ناتوان از رهبری و تفکر تصویر شده است، حال آن‌که مردان به‌مثابۀ موجوداتی برتر و حتی واسطه‌های فیض الهی برای زنان تلقی شده‌اند.[۱۳]

علاوه‌بر این، او حدود ۳۰ مقاله علمی در حوزه‌های تخصصی خود شامل تفسیر قرآن، متون عرفانی و نظریه‌های جنسیت در اسلام منتشر کرده است. شیخ خود را زنی مسلمان می‌داند که جهان‌بینی وجودی و اخلاقی‌اش ریشه در اسلام دارد و می‌کوشد با نگاهی انتقادی-بازسازنده، خوانش‌های تازه‌ای از سنت اسلامی ارائه دهد که در عین وفاداری به مبانی دینی، نگرش‌های پدرسالارانه را به چالش بکشد.[۱۴]

پانویس

  1. نیری و دیگران، «تحلیل انتقادي تأثیر آراي فضل الرحمن و محی الدین عربی بر اندیشه هرمونتیکی سعدیه شیخ در آیات مربوط به زنان»، 1403ش، ص163.
  2. نیری و دیگران، «تحلیل انتقادي تأثیر آراي فضل الرحمن و محی الدین عربی بر اندیشه هرمونتیکی سعدیه شیخ در آیات مربوط به زنان»، 1403ش، ص163.
  3. نیری و دیگران، «تحلیل انتقادي تأثیر آراي فضل الرحمن و محی الدین عربی بر اندیشه هرمونتیکی سعدیه شیخ در آیات مربوط به زنان»، 1403ش، ص163.
  4. دانش‌فرد و محصص، «بررسی خوانش سعدیه شیخ از اندیشه‌های ابن‌عربی دربارۀ زنان»، 1400ش، ص33.
  5. دانش‌فرد و محصص، «بررسی خوانش سعدیه شیخ از اندیشه‌های ابن‌عربی دربارۀ زنان»، 1400ش، ص33.
  6. هدایت‌زاده و پیروز فر، «رهیافتی به فمنیسم اسلامی: خوانش دیدگاه سعدیه شیخ و پردازش فمنیستی او از آراء ابن‌عربی»، 1399ش، ص20-26.
  7. هدایت‌زاده و پیروز فر، «رهیافتی به فمنیسم اسلامی: خوانش دیدگاه سعدیه شیخ و پردازش فمنیستی او از آراء ابن‌عربی»، 1399ش، ص20-26.
  8. نیری و دیگران، «تحلیل انتقادي تأثیر آراي فضل الرحمن و محی الدین عربی بر اندیشه هرمونتیکی سعدیه شیخ در آیات مربوط به زنان»، 1403ش، ص165-169.
  9. نیری و دیگران، «تحلیل انتقادي تأثیر آراي فضل الرحمن و محی الدین عربی بر اندیشه هرمونتیکی سعدیه شیخ در آیات مربوط به زنان»، 1403ش، ص165-169.
  10. دانش‌فرد و محصص، «بررسی خوانش سعدیه شیخ از اندیشه‌های ابن‌عربی دربارۀ زنان»، 1400ش، ص48.
  11. نیری و دیگران، «تحلیل انتقادي تأثیر آراي فضل الرحمن و محی الدین عربی بر اندیشه هرمونتیکی سعدیه شیخ در آیات مربوط به زنان»، 1403ش، ص165-169.
  12. نیری و دیگران، «تحلیل انتقادي تأثیر آراي فضل الرحمن و محی الدین عربی بر اندیشه هرمونتیکی سعدیه شیخ در آیات مربوط به زنان»، 1403ش، ص165-169.
  13. دانش‌فرد و محصص، «بررسی خوانش سعدیه شیخ از اندیشه‌های ابن‌عربی دربارۀ زنان»، 1400ش، ص‌‍31.
  14. دانش‌فرد و محصص، «بررسی خوانش سعدیه شیخ از اندیشه‌های ابن‌عربی دربارۀ زنان»، 1400ش، ص‌‍31.

منابع

  • دانش‌فرد، نفیسه و محصص، مرضیه، «بررسی خوانش سعدیه شیخ از اندیشه‌های ابن‌عربی دربارۀ زنان»، فصل‌نامه تحقیقات کاربردی در حوزه قرآن و حدیث، سال اول، شماره 1، 1400ش.
  • نیری، عصمت و دیگران، «تحلیل انتقادي تأثیر آراي فضل الرحمن و محی الدین عربی بر اندیشه هرمونتیکی سعدیه شیخ در آیات مربوط به زنان»، مجلۀ مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی، شمارۀ 2، 1403ش،
  • هدایت‌زاده، محمدصادق و پیروزفر، سهیلا، «رهیافتی به فمینیسم اسلامی: خوانش دیدگاه سعدیه شیخ و پردازش فمینیستی او از آراء ابن‌عربی»، مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، سال 23، شماره 68، 1399ش.