شرم؛ الگوی ارتباطی مبتنی بر کرامت انسانی و حفظ آداب و هنجارهای اجتماعی[دیدگاه ۱]

شرم معادل فارسی کلمۀ حیا در عربی و به‌معنای خجالت، آزرم و وحشت از ترس سرزنش، مجازات و آگاهی دیگران بر عیب و نقص آدمی و یک‌الگوی ارتباطی مبتنی بر حرمت و کرامت انسانی است. موجودیت شرم، ماهیت فطری و تغییر ناپذیر دارد؛ اما مصادیق آن به‌تبع گوناگونی فرهنگ‌ها متحول می‌شود. از میان دو قسم شرم مثبت و منفی، گونۀ مثبت آن در سبک زندگی اسلامی، یک‌خصلت ارزنده است که کارکردهای ارزشمند در تنظیم روابط اجتماعی همچون پیشگیری از رفتارهای ناشایست و زمینه‌سازی برای اصلاح و ترمیم صدمه‌های وارد شده دارد. رعایت ادب، حفظ ارزش‌ها و هنجارهای شرعی و عرفی در گفتار، رفتار، شنیدار، دیدار، پندار و پوشش در ارتباطات با دیگران و نیز خود داری از تولید صحنه‌های بی‌شرمی و هوس‌انگیز، نمونه‌هایی از آثار شرم مثبت به شمار می‌روند.

مفهوم‌شرم

شرم در عربی به‌معنای بریدن،[۱] در فارسی به‌جای حیا [۲] و در عرف جامعه نیز مترادف با آن به‌کار می‌رود[۳] و به‌معنای خجالت، آزرم، انفعال و آن حیرت و وحشتی است که از ترس ملامت، مجازات و آگاهی دیگری برعیب و نقص در سبک زندگی آدمی پدیدار می‌شود.[۴] کلمۀ شرم باواژه‌هایی همچون شرمنده، شرم‌زده، شرم‌زدگی، شرمندگی، شرم‌آلود، شرم‌آلودگی، شرمساری، شرمسار گشتن، شرم‌آور، شرمگین و شرمناک هم‌خانواده و هم‌معنا بوده و با واژه‌هایی همچون حیا، استحیا، خجالت، خجلت، خجل، عار و عفت، ارتباط معنایی دارد.[۵]

شرم در روان‌شناسی

مفهوم شرم در روان‌شناسی

شرم در رویکرد روان‌شناختی، به هیجان خود آگاهانۀ اخلاقی و نوعی احساس منفی پایدار و کلی انسان در رابطه با خود تعریف شده است.[۶] از منظر روان‌شناسی، هیجان شرم به‌مثابۀ یک‌خود آگاهی دردناک، زمانی بر انگیخته می‌شود که فرد، من واقعی و فاعلی خود را با من آرمانی و انتظارات کمال‌گرایانۀ خود در تعارض ببیند و احساس کند در نگاه دیگران، از معیار مطلوب فاصله دارد. گفته شده است که بروز افراطی و غیر منطقی شرم در یک‌فرد، موجب فروپاشی عزت نفس و انزوای روانی وی می شود و احساس‌هایی همچون پریشانی، خفت و خواری، ننگ، فضاحت و بدنامی را برای او در پی می‌آورد.[۷]

جلوه‌های شرم از منظر روان‌شناسی

«برگو» معتقد است که شرم، تهدید علیه حس ارزشمندی خود است که از منظر روان شناختی، چهار تجلی دارد:

  1. شرم شکست: احساس بی‌کفایتی در مقایسه با دیگران
  2. شرم طرد: احساس طرد شدگی از سوی دیگران
  3. شرم افشاگری: احساس ضعف و بی‌دفاعی در نگاه دیگران
  4. شرم نادیده‌گرفته شدن: احساس بی‌اهمیتی وبی ارزشی در دید دیگران.[۸]

شرم در روابط اجتماعی

شرم به‌رغم آنکه از منظر روان‌شناختی، هیجانی معطوف به‌رابطۀ با خود معنا می‌شود؛ اما به‌عنوان یک‌تجربۀ ارتباطی وابسته به‌نگاه و داوری دیگران، در ارتباط با دیگری معنا پیدا می‌کند.[۸]

شرم همچنین به‌هیجان اخلاقی یا احساس گناه، غمگینی و خشم یک‌فرد برخویشتن یا ملامت خود به‌دلیل مغایرت رفتارهای او با هنجارهای اخلاقی جامعه تعریف شده است که آدمی را از طریق بازداشتن از وسوسه و رفتارهای ناشایست، در مسیر انجام کارهای درست نگه می‌دارد.[۹]

شرم در سبک زندگی اجتماعی به مانعی برای انسان توصیف می‌شود که به‌منظور حفظ پیوستگی و اعتبار اجتماعی خود، از ارتکاب رفتارهای ضد اجتماعی دوری می‌کند.[۱۰]

شرم در اسلام

مفهوم شرم در اسلام

شرم در اسلام با اخلاق و اجتماع پیوند دارد و به‌لحاظ فردی یک‌خصلت اصیل و ارزشمند انسانی[۱۱] و احساس‌اخلاقی مورد نیاز برای رشد و تعالی انسان توصیف شده است.[۱۲] به‌لحاظ اجتماعی نیز شرم و حیا در سبک زندگی‌اسلامی، یک‌الگوی ارتباطی مبتنی بر‌حرمت و کرامت معرفی شده است که روابط اجتماعی را تنظیم می‌کند.[۱۳]

بر اساس اعتقاد به خدا و آخرت در آموزه های اسلامی، سرپیچی از دستورات الهی که آدمی را آفریده و نعمت داده است، موجب احساس شرم معرفی شده است که در باور اسلامی تأثیر مثبت و بازدارنده در سبک زندگی انسان دارد.[۱۴]

شرم در‌قرآن

یکی از معانی استحیا شرم است[۱۵] و مفهوم شرم‌داشتن درقرآن، چهار مرتبه با الفاظی برگرفته از مصدر استحیا[۱۶] که دوبار به‌صورت فعل منفی در مورد خداوند،[۱۷] یکبار به‌صورت فعل مثبت در مورد پیامبر[۱۸] و یک‌مرتبه هم در توصیف شدت حیا و عفت دختر شعیب به‌کار رفته است.[۱۹]

هرچند در قرآن به‌صورت صریح ذکری از شرم نیامده است؛ اما گفته شده است که لازمۀ سه‌دسته آیات قرآنی معرفی‌کنندۀ رفتارهای خوب و بد، آیاتی در بیان جایگاه بالای انسان و آیاتی در مورد حضور حاضران و ناظران اعمال انسان آن است که معتقدین به اسلام، برای مراقبت از حرمت و مقام خود در محضر ناظران، از ارتکاب رفتارهای ناشایست در سبک زندگی خود شرم کنند.[۲۰]

شرم در روایات

در روایات نیز از مفهوم شرم به‌مثابۀ دیدگان عقل یا زینت و لباس رویین اسلام و بلکه کل اسلام یاد شده است.[۲۱] پیوند شرم و حیا با ایمان در نگاه اسلامی موجب شده است تا حیا در اسلام به عفت نیز معنا شود[۲۲] و در روایتی قرین و یاور عفاف[۲۳] و همچنین علت عفاف و پاکدامنی خوانده شده است.[۲۴]

کاربرد مفهوم‌شرم در مورد خداوند

از منظر اسلام کاربرد مفهوم شرم در مورد خداوند با کاربرد آن در سبک زندگی اجتماعی انسان فرق می‌کند؛ زیرا مبدأ شرم، یک‌احساس است که انتقال از آن مبدأ احساسی به منتهی، مستلزم ایجاد تغییرات جسمانی در وجود شرم‌کننده است، در حالی‌که خداوند طبق آموزه های اسلامی جسم نیست. بدینسان، کاربرد فعل منفی «لایستحیی» در آیۀ 26 سورۀ بقره برای خداوند، به ترک‌کردن، نترسیدن و منصرف‌نشدن او از انجام هرکاری معنا شده است که در ذات خود زشت نیست. همچنین کاربرد فعل منفی «لایستحیی» در آیۀ 53 احزاب نیز به‌معنای منصرف‌نشدن خداوند از بیان حق آمده است.

در نتیجه، بنا به تأویل مفسران، انتساب مفهوم شرم به‌خداوند، انتساب نتایج آن به ذات وی و به‌معنای منزه بودن او از انجام یک‌کار شرم‌آور است.[۲۵] در حالی‌که گفته شده است شرم در انسان، از تمایل فطری او به بی‌عیب و نقص شناخته‌شدن نزد دیگران ناشی می‌شود که از ترس آشکار شدن عیب و نقص و نیز سرزنش و سر افکندگی خود در مناسبات اجتماعی، از ارتکاب اعمال ناشایست شرم می‌کند.[۲۶]

شرم در‌ فرهنگ‌مادی

شرم به‌عنوان یک‌هیجان اخلاقی، با هنجارهای اخلاقی جامعه پیوند دارد؛[۲۷] اما برخی به‌این باورند که در سبک زندگی مادی، کلیت و قداست صورت‌های سه‌گانۀ مرجعیت اخلاقی شامل ایده، متن و شخص زدوده شده است[۲۸] و خوشایندی و نا خوشایندی ارزش‌های اخلاقی در فرهنگ مادی، نسبی و شخصی است.[۲۹]بدین‌جهت، به‌خلاف جامعۀ سنتی که شرم بر هنجارهای ابلاغ‌پذیر بنا شده‌است، در سبک‌زندگی مدرن، شرم کار کرد اخلاقی جامعه‌پسند ندارد؛ بلکه بر هنجارهای خود انگیختۀ فردی استوار است؛[۳۰]

برخی از روان‌شناسان غربی، احساس شرم را نظر به‌بروز پیامدهایی همچون احساس نالایقی و بی‌ارزشی و در معرض دید و انتقاد قرار گرفتن افراد، مورد نکوهش قرار داده و همگان را به دوری از شرم سفارش کرده‌اند.[۳۱]بعضی از مکاتب و متفکران غربی نیز به‌دیدۀ منفی نسبت به‌شرم نگریسته و آن را حالت انفعالي و ناشي از ضعف انسان تفسیر کرده اند؛ چنانچه مونتسکیو شرم را خجلتی ناشی از نقص و عدم کمال انسان تعریف کرده است.[۳۲] بدین جهت است که گفته شده است، در فرهنگ مادی، شرم نه‌تنها بی‌ارزرش است؛ بلکه بی‌شرمی نوعی کمال شمرده شده است.[۳۳]

انواع شرم

تقسیمات شرم:

  1. شرم مثبت و شرم منفی: از جهت موضوع، به شرم از اعمال یا ناشایست عرفی، شرعی و اخلاقی، شرم مثبت یا عاقلانه و به شرم از انجام رفتارهای پسندیده یا مباح، شرم منفی یا احمقانه گفته می‌شود.[۳۴]
  2. شرم قوت و شرم ضعف: از جهت کاربرد، شرمی برآمده از قدرت نفس و ایمان، شرم قوت و شرم ناشی از ناتوانی روح یا کمرویی، شرم ضعف نامیده می‌شود.[۳۵]
  3. شرم ایمانی و شرم نفسانی: ازجهت ناظران، به شرم از نظارت خداوند، پیامبر، امامان یا فرشتگان، شرم ایمانی و به شرم از مردم، شرم نفسانی گفته می‌شود.[۳۶]
  4. شرم عام و شرم خاص: از جهت حد و سطح، به شرم در روابط اجتماعی، شرم عام و به شرم در روابط خصوصی و خانوادگی، شرم خاص اطلاق می‌شود.[۳۷]
  5. شرم‌اخلاقی و شرم در جرم‌شناسی: از جهت قلمرو، شرم از رفتارهای ناشایست اخلاقی، شرم‌اخلاقی و شرم از رفتارهای مجرمانه، شرم در جرم‌شناسی نامیده می‌شود.[۳۸]
  6. شرم قبل از عمل و شرم بعد از عمل: از جهت زمان وقوع، شرم به شرم قبل یا بعد از عمل دسته بندی می‌شود.[۳۹]
  7. شرم فعلی و شرم فکری: از جهت نوع واقعۀ شرم بر انگیز، اگر واقعۀ شرم آور از قبیل فعل باشد، شرم فعلی و اگر از قبیل فکر قبیح باشد، شرم فکری نامیده می‌شود.[۴۰]
  8. شرم شدید و شرم ضعیف: از جهت میزان شدت، به شرم شدید و شرم ضعیف تقسیم می‌شود.[۴۱]
  9. شرم بدنام‌کننده و شرم بازپذیرنده: از جهت أثرگذاری بر فاعل، به شرم طردکننده و شرم تلفیق‌کننده در جامعه تقسیم می‌شود.[۴۲]

مؤلفه‌های شرم

از آن‌جا که در متون اسلامی، حیا و شرم به‌صورت هم‌معنا و مترادف به‌کار رفته اند،[۴۳] مباحثی مرتبط با شرم را نیز می‌توان در زمرۀ مباحث حیا دنبال کرد. بدین‌جهت، شرم مانند حیا ‌به‌عنوان یک‌عنصر مؤثر در سبک زندگی انسان، چهار مؤلفه دارد:[۴۴]

  1. فاعل شرم‌کننده: یک‌فرد زمانی از انجام کاری شرم خواهد کرد که نخست به کرامت نفس و خود‌ارزشمندی خود باورمند باشد، دوم نسبت به زشتی کار خود آگاه باشد، سوم، برای ناظر کار خود، ارزش و احترام قائل باشد.[۴۵]
  2. فعل شرم‌آور: مراد از فعل شرم‌آور، هر فعل ناهنجاری اعم از انجام یک‌کار زشت یا ترک یک‌کار خوب به‌لحاظ شرعی، عرفی و عقلی در فرهنگ یک‌جامعه است.[۴۶]
  3. حضور و نظارت ناظر: شرم زمانی در انسان برانگیخته می‌شود که نظارت یک‌ناظری برخوردار از احترام توسط وی درک شود[۴۷] که این ناظر از نظر او، می تواند خداوند، وجدان شخص، مردم، فرشتگان یا اولیاء الهی باشد.[۴۸] به‌لحاظ مراتب ارزشمندی بر معیار نظارت ناظران، بالاترین مرتبۀ شرم، شرم از خداوند و بعد از آن، شرم از وجدان و پایین ترین درجۀ شرم، شرم از مردم است.[۴۹]
  4. مهار نفس از ارتکاب کار شرم‌آور: انسان در صورت ناسازگاری میان خواست و مصلحت خود، زمانی می‌تواند در ایجاد یک‌سبک زندگی مطلوب موفق باشد که به‌اقتضای شرم، خواسته‌های نفسانی شامل گرایش یا گریز نفس را بر طبق مصلحت خود مهار کند.[۵۰]

شرایط بروز شرم

بروز شرم به‌مفهوم پشیمانی یا خودداری فرد از انجام عمل ناشایست در سبک زندگی، منوط به تحقق شرایط ذیل است:

  1. وجود قباحتی به‌حکم عقل، وجدان، شرع یا عرف
  2. احساس ارزشمندی و عزت نفس
  3. وجود هنجارها و معیارهایی برای تعیین حسن و قبح رفتارها
  4. ارزیابی‌کردن رفتارها بر اساس هنجارهای اخلاقی
  5. احساس حضور یک‌ناظرآگاه و محترم وجدانی یابیرونی بر رفتار خود
  6. ترس فرد از بی‌اعتبار شدن خود.[۵۱]

مصادیق شرم

هرچند موجودیت شرم، ماهیت فطری و تغییر ناپذیر دارد؛ اما مصادیق آن به‌تبع تفاوت فرهنگ‌ها و نظام‌های ارزشی تغییر پذیرند. شرم در دو قلمرو خانواده و جامعه مصادیقی دارد؛ حفظ ادب، احترام، وقار، ارزش‌ها و هنجارهای شرعی و عرفی در تمامی روابط اعم از 1) گفتار، 2) رفتار، 3) شنیدار، 4) دیدار، 5) پندار، 6) پوشش در ارتباطات با دیگران و در مقابل، خودداری از تولید صحنه‌های بی‌شرمی و هوس انگیز، از مصادیق شرم به‌شمار می‌آیند.[۵۲]

شرم در آموزه‌های اخلاقی و مباحث جرم‌شناسی

تفاوت شرم در آموزه‌های اخلاقی با شرم در مباحث جرم شناسی:

  1. از نظر زمان شرمساری: زمان بروز شرم در جرم‌شناسی، بعد از ارتکاب رفتار مجرمانه است؛ اما شرم اخلاقی، هم پیش از عمل غیر اخلاقی و هم پس‌از آن ظاهر می‌شود.[۵۳]
  2. از نظر مطلوبیت شرم: از میان دو نوع شرم بدنام کننده و بازپذیرنده، برخی از جرم‌شناسان، فقط شرم بازپذیرنده را مطلوب و شرم بدنام کننده را مطرود می‌دانند؛ اما از نظر آموزه‌های اخلاقی، هرکدام از دو نوع شرم اعم از بدنام کننده و باز پذیرنده به‌دلیل پیامدهای مؤثر آن، در جای خود مفید‌اند و چه‌بسا شرم بدنام کننده، تأثیری بهتر در پیشگیری خصوصی افراد از ارتکاب رفتارهای ناشایست دارد.[۵۴]  
  3. از جهت مخاطبین شرم: مخاطب مستقیم شرم در جرم‌شناسی، تنها بزهکاران است؛ اما مخاطب شرم و جنبۀ اصلاحی آن در آموزه‌های اخلاقی، گسترده بوده و تمام افراد جامعه اعم‌از بزهکاران و غیر آنان را شامل می‌شود.[۵۵]
  4. از جهت ناظران: ناظران سرزنش کننده نسبت به رفتارهای مربوط به‌شرم جرم‌شناسی، تنها افراد جامعه و وجدان اخلاقی افراد بزهکار‌است اما در شرم اخلاقی، خدا، ملائکه و اولیاء نیز از ناظران به‌شمار می‌آیند.[۵۶]
  5. از نظر قلمرو شرم: در مباحث جرم شناسی، قلمرو شرم محدود به‌رفتار بزهکارانۀ خود شخصی است که شرمسار می‌شود؛ اما بنا بر آموزه‌های اخلاقی، آدمی باید از هر نوع اعمال ناشایست شرم کند؛ حتی اگر گناه نباشد و بدین‌جهت، دامنۀ شرم اخلاقی وسیع‌تر است[۵۷] و شامل فکر شرم بر انگیز نیز می‌شود.[۵۸]

تفاوت‌های شرم با مفاهیم مشابه

تفاوت شرم با حیا

[دیدگاه ۲]شرم به‌رغم آنکه به‌معنای حیا به‌کار می‌رود؛ اما در مواردی با هم تفاوت دارند:

  1. ازجهت زبانی: شرم یک‌واژۀ فارسی و حیا یک‌کلمۀ عربی است.[۵۹]
  2. از‌جهت منشأ: شرم ریشه در فطرت و طبیعت انسانی دارد و در نهاد همه انسان‌ها وجود دارد، در حالی که حیا نوعی از شرم است که از ایمان و ترس از خدا ناشی شده و در سبک زندگی اخلاقی، انسان را از اعمال ناشایست بازمی‌دارد.[۶۰]
  3. ازجهت ناظر: در شرم، درک نظارت ناظران بیرونی و فشار قبیح بودن یک‌کار نزد آنان، موجب می‌شود تا فرد شرم‌کننده، کار ناشایست را ترک کند؛[۶۱] اما در حیا درک حضور‌ و نظارت خداوند، وجدان‌ خود فرد، مردم، فرشتگان یا اولیاء‌الهی است که موجب خود‌داری فرد شرم‌کننده از ارتکاب رفتارهای شرم‌آور می‌شود.[۶۲]
  4. ازجهت ارادی بودن: شرم یک‌پدیدۀ اضطراری و غیر ارادی است که در‌هنگام بروز آن، ارادۀ انجام کار از فرد شرم‌کننده سلب می‌شود؛ اما حیا شرمی برخواسته از ادراک خوبی‌ها و بدی‌های اختیاری است که فرد حیا کننده به‌رغم توان و اراده بر انجام یک‌کار، آن را با ارادۀ خود ترک می‌کند.[۶۳]
  5. از‌جهت ارزشمندی: شرم به‌دلیل تعلق به‌نفس، بدن و طبیعت انسان، هیجان غیر اختیاری است و بدین جهت، عملی فاقد ارزش به‌شمار می‌رود؛ اما حیا به دلیل ارتباط با روح، اراده و ایمان انسان، یک‌صفت ارزشی شمرده می‌شود.[۶۴]
  6. ازجهت زمان‌بروز: گفته شده‌است که شرم حالت پسینی دارد که بعد از انجام یک‌کار قبیح در انسان بروز می‌کند؛ اما حیا حالت پیشینی دارد و پیش از وقوع یک‌کار قبیح، مانع از انجام آن می‌شود.[۶۵]
  7. ازجهت آثار: شرم حالتی ناشی از اندوه قلبی است که آثار آن در‌چهرۀ افراد نمایان می‌شود؛ اما حیا نوعی خود‌داری است که آثار آن به جسم محدود نبوده و به روح و ارادۀ انسان نیز مربوط می‌شود.[۶۶]

تفاوت شرم و خجالت

گفته شده است که کلمۀ «خجالت» به‌رغم آنکه در فاسی به‌کار برده می‌شود؛ اما در عربی بدین‌صورت به‌کار نرفته و به‌جای آن، کلمۀ خَجَل به‌کار می‌رود که به‌معنای شرم، شرمساری و شرمندگی است.[۶۷]

تفاوت شرم با خجالت:

  1. شرم، احساس عمیق است؛ اما خجالت و خجل، آن احساس گذرا، ناگهانی یا دارای أثر موقت است که با نشانۀ همچون سرخ شدن چهره آشکار می‌شود.[۶۸]
  2. شرم شامل وجه مثبت و منفی؛[۶۹] اما خجالت آن‌ وجه منفی شرم است که با ویژگی‌هایی همچون اعتماد به‌نفس پایین، ناکامی در امور اجتماعی و ناتوانی از حضور در جمع شناخته می‌شود.[۷۰]

تفاوت شرم و‌ احساس‌گناه[دیدگاه ۳]

شرم و گناه، از جمله هیجانات خود‌آگاه اخلاقی اند که در رابطه با امر اخلاقی تعریف‌شده و در مواجهه با موقعیت ها و تنگناهای اخلاقی بر انگیخته می‌شوند. انسان پس‌از یک‌خطای اخلاقی یا بروز یک‌رفتار ناشایست در سبک زندگی خود، آن‌رفتار را بد ادراک کرده و با احساس بی‌کفایتی، بد بودن و حس حقارت در برابر دیگران احساس شرم و گناه کرده و در صدد جبران و کم کردن خسارت های ایجاد شده بر می‌آید.[۷۱]

شرم و گناه به رغم قرابت مفهومی؛ اما در مواردی باهم تفاوت دارند:

  1. به‌لحاظ تمرکز: در شرم، تمرکز بر خود فرد به‌صفت شخص نالایق؛ اما در احساس گناه، تمرکز بر کوتاهی فرد و رفتار ناشایست او است.[۷۲]
  2. به‌لحاظ عامل: در شرم، منشأ احساس شکست، حس حضور یک‌ناظر واقعی یا خیالی؛ اما منشأ احساس گناه، نفس آن‌عمل ناشایست است.[۷۳][دیدگاه ۴]
  3. به‌لحاظ نتیجه: در شرم، فرد میان خود واقعی و معیارهای اخلاقی برای مطلوبیت، تناقض می‌بیند و از ترس سرزنش دیگران، تمایل به‌پنهان‌شدن یا انتقام پیدا می‌کند؛ اما در احساس گناه، فرد به خطای خود اعتراف کرده و برای جبران خسارت تلاش می کند. بدین سان، شرمساری، احتمال رفتار مطلوب را کاهش می‌دهد؛ اما احساس گناه، آن را تسهیل می‌کند.[۷۴]
  4. به‌لحاظ خصوصی و عمومی بودن عمل ناشایست: انسان در خطای افشا شده، احساس شرم و در خطایی که افشا نشده باشد، احساس گناه می‌کند.[۷۵]

شرم مثبت و شرم منفی[دیدگاه ۵]

مفهوم شرم مثبت و شرم منفی

گفته شده‌است که شرم به‌عنوان یک‌پدیدۀ روان‌شناختی، فی‌نفسه به خوبی یا بدی متصف نمی‌شود؛ بلکه حسن‌و‌قبح آن در نسبت با مصالح و اهداف‌اخلاقی، قابل سنجش است. بدین‌جهت، از نظر ارزشی، شرم مثبت و ممدوح آن است که انسان طالب کمال و شرافت از آشکار شدن عیب و عمل ناشایست خود نزد دیگران شرمسار شود؛ اما شرم منفی و مذموم، شرم از ضعف و نقص‌های توهمی است که انسان را از رشد تکاملی بازدارد.[۷۶] شرم منفی عارضۀ ناشی از ضعف نفسانی و خود کم‌بینی در سبک زندگی انسان است[۷۷] که با دو شاخصۀ ترک عمل نیک[۷۸] و افراط در شرم‌کردن شناخته می شود.[۷۹]

تفاوت های شرم مثبت و شرم منفی

  1. ازجهت مبنای عقلانی: شرم از جهت وجاهت عقلانی، به‌دوگونۀ حیای‌عقل یا علم و حیای‌حماقت یا جهل تقسیم شده است.[۸۰] شرم ناشی از حکم عقل، نشانۀ ایمان به‌شمار آمده و آن را حیا یا شرم مثبت می‌گویند؛ اما شرم جاهلانه، نشانۀ حماقت و نادانی بوده واز آن به‌شرم منفی یا کمرویی تعبیر می‌شود.[۸۱]
  2. ازجهت منشأ روان‌شناختی: در حدیثی از پیامبر‌اسلام، حیا به‌حیای قوت و حیای ضعف تقسیم شده است[۸۲] که حیای قوت به‌اقتضای ایمان بوده و مورد تأیید دین است؛[۸۳] اما ضعف، آفت حیا شمرده شده است.[۸۴] بدین‌جهت به‌شرمی ناشی از قوت، شرم مثبت و به شرم نشأت یافته از ضعف که دارای وجه منفی است، شرم منفی یا کمرویی گفته می‌شود.[۸۵]
  3. ازجهت موضوع: فعل نیک به‌دو دستۀ انجام کار نیک و ترک کارهای ناشایست تقسیم می‌شود. شرم نیز با توجه به‌این دو نوع فعل، به‌حیا و کمرویی تقسیم شده است که شرم از انجام کارهای ناپسند، حیا یا همان شرم مثبت و شرم از انجام کارهای نیک، شرم منفی یا کمرویی است که از جهل یا‌ناتوانی ناشی می‌شود.[۸۶]
  4. ازجهت کارکرد و‌آثار: شرم مثبت، انسان را از کارهای زشت باز داشته و زمینۀ درک نقص، پذیرش ضعف ها و اصلاح و انتخاب مسیر درست را فراهم می‌کند؛[۸۷] اما شرم منفی، سبب محرومیت، تضییع سرمایه‌ها و به‌دست نیاوردن خواسته ها می‌شود.[۸۸]

آثار شرم مثبت

  1. کارکرد اجتماعی؛ تضمین بقای جامعه، افزایش انسجام و ارتقای حس تعلق افراد به اجتماع و جلوگیری از احساس بی‌ارزشی اجتماعی در افراد.[۸۹]
  2. کارکرد تمدنی؛ تعیین مرز بین امر خصوصی و امر عمومی با بردن اعمال خصوصی به‌خلوت زندگی.[۹۰]
  3. کارکرد سیاسی- آرمانی؛ زمینه سازی برای مسئولیت پذیری و انتخاب درست در سیاست و ترغیب افراد وسیاستمداران به آرمان ها و هنجارهای مطلوب جامعه.[۹۱]
  4. کارکرد ارزشی: جلوگیری از ارزش زدایی در جامعه، از طریق نقض نکردن هنجارها در سبک زندگی.[۹۲]
  5. کارکرد اخلاقی: پیشگیری از گناه و زمینه‌سازی برای حصول فضایلی همچون صداقت، عفت، کرامت نفس، انجام خوبی ها، جلب محبت خداوند، پاک شدن گناهان انسان، محافظت از عذاب، پوشیدن عیوب، موفقیت، احترام به دیگران و قرار گرفتن انسان در مسیر رشد و تعالی.[۹۳]
  6. کارکرد حقوقی: طرد و تحقیر مجرم یا تلفیق و بازپذیرش او در جامعه و نیز وادار نمودن او به جبران خسارتها و صدمات از طریق اجرای عدالت.[۹۴]
  7. کارکرد مدیریتی: استفاده به عنوان ابزار کنترل اجتماعی در صورت قداست داشتن هنجارها، وجود درک جمعی و همنظری تمام عناصر اجتماعی، نسبت به‌خطا بودن یک‌عمل ناشایست.[۹۵]
  8. کارکرد فردی و رفتاری: پیشگیری قبل از عمل قبیح و زمینه سازی برای اصلاح و ترمیم بعد از عمل قبیح.[۹۶]

آثار شرم منفی

  1. آثار اجتماعی: کناره‌گیری و گریز از اجتماع.[۹۷]
  2. آثار جسمی: عوارض جسمی همچون بالا رفتن ضربان قلب، لرزش اندام یا به‌هم‌ریختگی و فراموشی اندوخته‌های ذهنی.[۹۸]
  3. آثار اخلاقی: گرفتار شدن در حلقۀ رفتارهای منفی.
  4. آثار آرمانی: جلوگیری از رسیدن فرد به اهداف خود.[۹۹]
  5. آثار فردی و رفتاری: محرومیت انسان[۱۰۰] از موضوعات مفید و ارزشمند همچون تحصیل دانش، کسب در آمد حلال، بخشش اندک، درخواست رحمت الهی، احترام گذاشتن به‌دیگران، گفتار و کردار حق.[۱۰۱]

ارزشمندی شرم

نظر به‌تأثیر شرم در پیشگیری یا اصلاح رفتار انسان، ارزشمندی آن نیز با توجه به قبل یا بعد از عمل فرق می‌کند. به خلاف شرم قبل‌از عمل که یک‌ارزش اخلاقی پایدار و مورد ستایش خردمندان به‌شمار می‌آید؛ اما شرم بعد از عمل، یک‌حالت انفعالی بوده و آثار آن زمانمند است که به‌تدریج رفع می‌شود و ارزشمندی آن صرفا از آن جهت است که فرد گناهکار یا بزهکار، از عمل ناپسند خود پشیمان بوده و قابلیت اصلاح را دارد.[۱۰۲]

چگونگی أثرگذاری شرم در پیشگیری از رفتارهای ناشایست[دیدگاه ۶]

گفته شده است که پیوستگی، درگیر بودن، تعهد و اعتقاد، چهار عاملی است که موجب منع افراد از ارتکاب جرم می‌شود. شرم در سبک زندگی انسانی، سبب می‌شود تا انسان برای حفظ اعتبار و و ابستگی‌های اجتماعی خود و نیز دادن پاسخ مثبت به‌توقعات دیگران، از انجام رفتارهای نا هنجار، ضد اجتماعی و شرم‌آور خودداری کند و بدینسان، شرم موجب تقویت هر چهار مانع ارتکاب رفتارهای ناشایست در زندگی گردیده و نقش مکمّل را در پیشگیری از ارتکاب خطا ایفا می کند.[۱۰۳]

شرم و کلمات هم‌معنا[دیدگاه ۷]

شرم در اشعار فارسی

مفهوم شرم، شرمساری یا بی‌شرمی، در اشعار شاعران نیز بازتاب یافته است که به‌عنوان نمونه به چند مورد از آن‌ها اشاره می‌شود:[دیدگاه ۸]

رودکی:

ماده گفتا هیچ‌شرمت نیست و یک

چون سبکساری نه بد دانی نه نیک

فردوسی:

نشسته سر افکنده بی‌گفتگوی

زشرم آستین را گرفته به‌روی

مولوی:

هرکه اول بنگرد پایان کار

اندر آخر او نگردد شرمسار

کار مردان روشنی و گرم ا‌است

کار دونان، حیله و بی‌شرمی است

فرخی:

نه شرم آنکه از اول به‌کف نیاید دوست

نه بیم آنکه به آخر تباه گردد کار

منوچهری:

شرم خدا آفرین بر دل او غالب است

شرم نکوخصلتی است در ملک محتشم

خاقانی:

آهنگ دستبوس تو دارم ولی زشرم

لرزان تنم، چو رایت خورشید وار تُست

خلقند شرمسار زفریاد من که من

فریاد می‌کنم که مرا شرمسار کرد

ناصر خسرو:

شرم از اثر عقل و اصل دین است

دین نیست تورا اگر تورا حیا نیست

نظامی:

زشرم چشم او در چشمۀ آب

همی‌لرزید چون در چشمه، مهتاب

قلب مشو، تا نشوی وقت کار

هم زخود و هم زخدا شرمسار

چه بی‌شرمی نمود آن ناخداترس

چو زن گفتی کجا شرم و کجا ترس

ز بی‌شرمی کسی کو شوخ دیده‌ست

چو نرگس با کلاه زر کشیده‌ست.

سعدی:

چنان شرم دار از خداوند خویش

که شرمت زبیگانگان است و خویش

برادر زکار بدان شرم‌دار

که در روی نیکان شوی شرمسار

میزنم لاف از رجولیت ز بی‌شرمی ولیک

نفس خود را کرده فاجر چون‌زن هندی منم .

شنیدم کان‌مخالف طبع بدخوی

به‌بی‌شرمی بگردانید ازو روی

حافظ:

حافظ خام‌طمع، شرمی از این‌قصه بدار

عملت چیست که مزدش دو جهان می‌خواهی

بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ

وگرنه تا به‌ابد شرمسار خود باشیم.[۱۰۴]

پانویس

  1. صاحب‌بن عباد، المحیط فی‌اللغه، 1414ق، ج7، ص332.
  2. نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  3. سمیعیان و دیگران، «بررسی تأثیر دین‌داری بر تجریۀ احساس شرم و حیای شهروندان»، 1396ش، ش11، ص76.؛ حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص126.
  4. دهخدا، لغت‌نامۀ دهخدا، 1377ش، ج9، ص14237؛ معین، فرهنگ فارسی یک‌جلدی، 1380ش، ص617؛ نساجی، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  5. جلالی، فرهنگ پایه، 1354ش، ص793؛ دهخدا، لغت‌نامۀ دهخدا، 1377ش، ج2، ص14237-14242؛ عمید، فرهنگ فارسی عمید یک جلدی، 1380ش، ذیل واژۀ شرم؛ انصاف پور، فرهنگ فارسی، 1374ش، ص629.
  6. کاشانکی، حمید و کشمیری، مرتضی، «بررسی نقش شرم و گناه در سلامت روان»، رویش روان شناسی، ش5 و پیاپی 38، مرداد 1398ش، ص208 و 212؛ جوکار، بهرام و کمالی، فاطمه، «بررسی رابطۀ معنویت واحساس شرم و گناه»، فرهنگ در دانشگاه اسلامی، 1394ش، ش14، ص4..
  7. اعتماد، جلیل و دیگران، «بررسی مفهوم شرم: مقایسۀ دیدگاه شناختی ودیدگاه روان تحلیلی فرویدی در حوزه روان شناسی با یک دیدگاه الهیاتی - اخلاقی»، دو فصلنامه علمی- پژوهشی تأملات فلسفی، ش20، بهار و تابستان 1397ش. ص116 و 121-122. کاشانکی، حمید و کشمیری، مرتضی، «بررسی نقش شرم و گناه در سلامت روان»، رویش روان شناسی، ش5 و پیاپی 38، مرداد 1398ش، ص209-211؛ امیدی مقدم، الهام، « مفهوم شرم در روان‌کاوی ار دیدگاه جوزف برگو»، وب‌سایت سیویلیکا، تاریخ درج مطلب: 20 آبان 1404ش.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ برگو، شرم‌کاوی، رها ساختن خود، یافتن شعف و ساخت احساس ارزشمندی اصیل، 1402ش، ص31-33؛ امیدی مقدم، الهام، « مفهوم شرم در روان‌کاوی ار دیدگاه جوزف برگو»، وب‌سایت سیویلیکا، تاریخ درج مطلب: 20 آبان 1404ش.
  9. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص126؛ کاشانکی، حمید و کشمیری، مرتضی، «بررسی نقش شرم و گناه در سلامت روان»، رویش روان شناسی، ش5 و پیاپی 38، مرداد 1398ش، ص211.
  10. غلامی، حسین، «شرم و پیشگیری از تکرار جرم» فصلنامۀ مطالعات پیشگیری از جرم، ش10، بهار 1387ش، ص72.
  11. مصباح یزدی، سجاده‌های سلوک، 1390ش، ج1، ص100.
  12. کاشانکی، حمید و کشمیری، مرتضی، «بررسی نقش شرم و گناه در سلامت روان»، رویش روان شناسی، ش5 و پیاپی 38، مرداد 1398ش، ص211.
  13. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص221.
  14. مصباح یزدی، سجاده‌های سلوک، 1390ش، ج1، ص99.
  15. کوثری، «واژۀ استحیاء در قرآن»، و‌ب‌سایت راسخون.
  16. والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.
  17. سوره بقره، آیۀ 26 ؛ سورۀ احزاب، آیۀ 53.
  18. سورۀ احزاب، آیۀ 53.
  19. سورۀ قصص، آیۀ 25.
  20. «حیا و شرم در قرآن کریم» وب سایت تبیان، تاریخ درج مطلب: 13 اسفند 1397ش.
  21. مجلسی، بحارالانوار لجامعة درر أخبار الأئمة‌ألاطهار(ع)، 1404ق، ج1، ص107؛ کلینی، کافی، 1365ش، ج27، ص82.
  22. ابن‌منظور، لسان‌العرب، بی‌تا، ج3، ص429.
  23. تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، 1366ش، ح 5423.
  24. تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، 1366ش، ج2، ح5444.
  25. والازاده، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص6664.؛ کوثری، «واژۀ استحیا در قرآن»، وب‌سایت راسخون.
  26. «منظور از شرم و حیاء و کار کردهای آن»، وب‌سایت مرکز ملی پاسخگویی به‌سؤالات دینی.
  27. قاضی مرادی، حسن، «احساس شرم از عناصر اخلاقی مدرن»، وب سایت شبکه شرق، تاریخ درج مطلب: 18 خرداد 1398ش.
  28. بناهان، مریم و دیگران، «تبیینی از مبانی نظری اندیشۀ مرجعیت زدایی اخلاقی پسا ساختار گرا و نقد آن» پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، سال بیستم، ش15، تابستان 1391ش، ص141.
  29. احمدی طباطبایی، محمد رضا، «اخلاق در فلسفۀ غرب»، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 23 بهمن 1391ش.
  30. قاضی مرادی، حسن، «احساس شرم از عناصر اخلاقی مدرن»، وب سایت شبکه شرق، تاریخ درج مطلب: 18 خرداد 1398ش.
  31. ميدلتون موز، روان‌شناسي شرم و گناه، ترجمه شهلا ارژنگ، 1373ش، ص28.
  32. مونتسکیو، روح‌القوانین، ترجمه علی‌اکبر مهتدی، 1339ش، ص440.
  33. مصباح یزدی، سجاده‌های سلوک، 1390ش، ج1، ص100.
  34. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص129؛ پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص85.
  35. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص129.
  36. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص129-130.
  37. میر باقری، «شرم و حیا»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  38. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص132-133
  39. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص88.
  40. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص88.
  41. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص140.
  42. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص133.
  43. سمیعیان و دیگران، «بررسی تأثیر دین‌داری بر تجریۀ احساس شرم و حیای شهروندان»، 1396ش، ش11، ص76.
  44. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص31.
  45. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص59.
  46. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص42.
  47. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص51-56.
  48. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قرآن و حدیث»، 1394ش، ش32، ص148-149.
  49. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص136-137.
  50. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص31.
  51. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص128-129.
  52. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص47-51 و191، 202، 208، 219-222، 225، 227-228؛ بانکی پورفرد، حیا، 1389ش، ص52-64.
  53. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص132.
  54. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص132.
  55. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص133.
  56. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص133.
  57. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص132-133.
  58. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص88-89.
  59. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص126.
  60. دهخدا، لغت‌نامۀ دهخدا، 1377ش، ج18، ص843؛ مصباح یزدی، «اخلاق وعرفان اسلامی؛ مفهوم حیاء و آثارمترتب برآن»، وب‌سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  61. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص286-287.
  62. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قرآن و حدیث»، 1394ش، ش32، ص148-149.
  63. بانکی پورفرد، حیا، 1389ش، ص14-15.
  64. بانکی پورفرد، حیا، 1389ش، ص11و14-15.
  65. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص87.
  66. بانکی پورفرد، حیا، 1389ش، ص14-15.
  67. دهخدا، علی اکبر، لغت نامۀ دهخدا، ج6، تهران، انتشرات دانشگاه تهران، چاپ دوم از دورۀ جدید، 1377ش، ص9537 و 9544؛ معین، محمد، فرهنگ فارسی یکجلدی، تهران، انتشارات معین، 1381ش، ص401.
  68. سیّاح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوین عربی به فارسی، ج1-2، (ترجمۀ المنجد لوئیس معلوف با اضافات)، تهران، اسلام، 1387ش، ص447؛ رازی، فریده، فرهنگ وازژه های فارسی سره برای واژه های عربی در فارسی معاصر، تهران، نشر مرکز، 1366ش، ص88؛ فاضل، ادیب، «فرق خجالت و شرم: درک عمیق احساسات انسانی و تأثیرات آن‌ها»، وب‌سایت ادیب فاضل، تاریخ بازدید: 23 بهمن 1404ش؛ بهرامی زاده، حمید، «آیا خجالت، نعمت است یا مصیبت؟» وب‌سایت روان‌حامی، تاریخ درج مطلب: 21 اردیبهشت 1396ش.
  69. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص129
  70. نظری، بنفشه،«حیا، شرم، خجالت»، وب‌سایت رادیو فرهنگ، تاریخ درج مطلب: 4 دی ماه 1402ش.
  71. سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، 1389ش، ص235.
  72. سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، 1389ش، ص235.
  73. سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، 1389ش، ص235.
  74. سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، 1389ش، ص235.
  75. جوکار، بهرام و کمالی، فاطمه، «بررسی رابطۀ معنویت واحساس شرم و گناه»، فرهنگ در دانشگاه اسلامی، 1394ش، ش14، ص5-6.
  76. مصباح یزدی، محمد تقی، «اخلاق و عرفان اسلامی؛ تفاوت حیا با خجالت» وب‌سایت پایگاه اطلاع‌ رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 28 آبان 1388ش.
  77. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قرآن و حدیث»، 1394ش، ش32، ص146.
  78. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قرآن و حدیث»، 1394ش، ش32، ص147
  79. مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر الأخبار الأئمة الاطهار،1404ق، ج90، ص372.
  80. کلینی، کافی، 1365ش، ج2، ص105
  81. کلینی، کافی، 1365ش، ج2، ص106؛ اکبری، «حیای مثبت و حیای منفی»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه؛ پسندیده، غنچه‌های شرم؛ نگاهی نو به‌مفهوم حیا، 1391ش، ص83-84.
  82. صدوق، الخصال، 1403ق، ج1، ص55.
  83. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص86.
  84. متقی‌هندی، کنزالعمّال فی سنن‌الاقوال و الافعال، 1397ق، ج16، ص204.
  85. پسندیده، غنچه‌های شرم، نگاهی نو به‌مفهوم حیا، 1391ش، ص84-86.
  86. پسندیده، غنچه‌های شرم؛ نگاهی نو به مفهوم حیا، 1391ش، ص83-86.
  87. «منظور از شرم و حیاء و کار کردهای آن»، وب‌سایت مرکز ملی پاسخگویی به‌سؤالات دینی.
  88. پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص327-328.
  89. برگو، شرم‌کاوی، رها ساختن خود، یافتن شعف و ساخت احساس ارزشمندی اصیل، 1402ش، ص45-49.
  90. برگو، شرم‌کاوی، رها ساختن خود، یافتن شعف و ساخت احساس ارزشمندی اصیل، 1402ش، ص45-49.
  91. برگو، شرم‌کاوی، رها ساختن خود، یافتن شعف و ساخت احساس ارزشمندی اصیل، 1402ش، ص45-49.
  92. سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، 1389ش، ص43.
  93. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قران و حدیث»، 1394ش، ش32، ص148-149؛ «منظور از شرم و حیا وکارکردهای آن»، وب‌سایت مرکز ملی پاسخگویی به‌سؤالات دینی.
  94. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص131.
  95. سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، 1389ش، ص234.
  96. برگو، شرم‌کاوی، رها ساختن خود، یافتن شعف و ساخت احساس ارزشمندی اصیل، 1402ش، ص45-49.
  97. سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، 1389ش، ص43.
  98. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قران و حدیث»، 1394ش، ش32، ص146.
  99. «منظور از شرم و حیا و کارکردهای آن»، وب‌سایت مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی.
  100. تمیمی‌آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، 1366ش، ح7678؛ پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص327.
  101. خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قرآن و حدیث»، 1394ش، ش32، ص147؛ پسندیده، پژوهشی در فرهنگ حیا، 1385ش، ص327-328.
  102. حاجی ده‌آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص130-131.
  103. حاجی ده آبادی و کریمی، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم شناسی و اخلاق اسلامی»، 1400ش، ش3، ص134.
  104. دهخدا، لغت‌نامۀ دهخدا، 1377ش، ج9، ص14237-14241. دهخدا، بی‌شرمی، و‌ب‌سایت واژه‌یاب.

دیدگاه‌های ارزیابان

  1. مقاله «شرم» باید با لحن کاملاً دانشنامه‌ای، بی‌طرف و غیرخطابی نوشته شود. نویسنده باید از داوری شخصی، توصیه اخلاقی مستقیم و زبان اقناعی پرهیز کند و صرفاً به گزارش منظم و مستند دیدگاه‌ها و داده‌ها بپردازد. تمامی گزاره‌های مهم باید قابلیت ارجاع به منابع معتبر داشته باشند و متن از نظر حجم و ساختار متناسب با یک مدخل مستقل ویکی‌پدیا باشد. ساختار مقاله باید بر یک سیر منطقی و تدریجی استوار باشد: آغاز از ریشه‌شناسی و معناشناسی واژه «شرم»، سپس پرداخت مفهومی، دینی، انسان‌شناختی و روان‌شناختی، و در نهایت بررسی کارکردها و پیامدهای رفتاری و اجتماعی. هر بخش باید زمینه فهم بخش بعدی را فراهم کند و سرفصل‌ها با الگوی رایج ویکی‌پدیا هماهنگ باشند. در سراسر مقاله، انسجام مفهومی حول این معنا حفظ می‌شود که شرم صرفاً یک هیجان زودگذر نیست، بلکه سازوکاری تنظیم‌کننده در رفتار فردی و مناسبات اجتماعی است. این پیام باید به‌صورت ضمنی و توصیفی منتقل شود، نه به شکل نتیجه‌گیری صریح یا شعاری. تفاوت دیدگاه‌های دینی و مادی درباره شرم نیز باید به‌صورت مقایسه‌ای و خنثی گزارش شود. در بخش‌های آغازین، ریشه لغوی «شرم» و واژگان هم‌خانواده آن معرفی می‌شود و مفاهیم نزدیک مانند حیا، استحیا، خجالت و احساس گناه به‌طور روشن از یکدیگر تفکیک می‌گردند. تأکید می‌شود که هم‌معنا دانستن کامل این مفاهیم، بیشتر یک برداشت عرفی است و می‌تواند به خلط مفهومی بینجامد. بررسی شرم در متون دینی باید گزارشی و مستند باشد. کاربردهای قرآنی «استحیا» و تفاوت میان شرم انسانی و نسبت دادن آن به خداوند، بدون زبان تبلیغی یا تفسیر شخصی توضیح داده می‌شود. پس از آن، مبانی انسان‌شناختی متفاوت و تأثیر آن‌ها بر برداشت از شرم تبیین می‌گردد تا زمینه ورود به گونه‌شناسی فراهم شود. گونه‌شناسی شرم بخش محوری مقاله است و انواع آن—مانند شرم مثبت و منفی، شرم قوت و ضعف، شرم ایمانی و نفسانی، شرم عام و خاص، شرم اخلاقی و جرم‌شناختی و شرم از خویشتن—به‌صورت تفکیک‌شده، توصیفی و غیرارزشی معرفی می‌شوند. هر نوع شرم باید دارای تعریف و توضیحی درباره شاخص‌ها و کارکرد رفتاری آن باشد. در بخش روان‌شناختی، شرم به‌عنوان هیجان خودآگاه عاطفی معرفی می‌شود و مؤلفه‌هایی مانند تحقیر، طردشدگی، بی‌ارزشی و در معرض دید بودن با زبان علمی گزارش می‌گردند. در پایان، کارکردهای فردی و اجتماعی شرم جمع‌بندی می‌شود، بدون آنکه نتیجه‌گیری ارزشی مستقل ارائه شود.
  2. تفاوت شرم و خجالت چیست؟
  3. تفاوت های شرم و گناه یا احساس گناه؟
  4. تا اینجا مطلب شما منبع ندارد. اصولا وقتی وارد بند مستقلی میشوید لازم است منبع ذکر شود
  5. با عنوان انواع شرم و بعد شروع بحث هم با همین نگاه باشد؛ بهتر نیست؟
  6. چرا از آثار بالایی جدا شده است؟
  7. جای این بحث اینجا نیست. این مباحث به مفهوم شناسی مرتبط است مگر اینکه بتوانید مطالب خوبی درباره کارکردهای شرم در سبک زندگی جمع آوری کنید و موضع استفاده این کلمات در ادبیات و فرهنگ فارسی و ایرانی و سبک زندگی را روشن کنید
  8. فقط یک شعر کافی است.

منابع

  • قرآن مجید
  • ابن‌منظور، محمدبن مکرم، لسان‌العرب، تنظیم علی شیری، ج3، انتشارات دار احیاء‌التراث العربی، بی‌تا.
  • اکبری، محمود، «حیای مثبت و حیای منفی»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب:30 آبان 1396ش.
  • انصاف‌پور، غلام‌رضا، فرهنگ فارسی، تهران، زوار، چاپ دوم، 1374ش.
  • بانکی‌پور فرد، امیر حسین، حیا، اصفهان، انتشارات حدیث راه عشق، چاپ دهم، 1389ش.
  • برگو، جوزف، شرم‌کاوی، رها ساختن خود، یافتن شعف و ساخت احساس ارزشمندی اصیل، ترجمۀ حامد حکیمی، تهران، آبرنگ نوین، چاپ چهارم، 1402ش.
  • پسندیده، عباس، پژوهشی در فرهنگ حیا، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ پنجم، 1385ش.
  • پسندیده، عباس، غنچه‌های شرم؛ نگاهی نو به مفهوم حیا، قم، سازمان چاپ و نشر دار‌الحدیث، چاپ اول، 1391ش.
  • تمیمی آمدی، عبدالواحدبن محمد، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، تصحیح مصطفی درایتی، ج2، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیۀ قم، 1366ش.
  • جلالی، تهمورس، فرهنگ پایه، تهران، کتابخانۀ ابن‌سینا، 1354ش.
  • جوکار، بهرام و کمالی، فاطمه، «بررسی رابطۀ معنویت و احساس شرم و گناه»، فرهنگ‌در دانشگاه اسلامی، شماره 14، سال پنجم، بهار 1394ش.
  • جين ميدلتون موز، روان‌شناسي شرم و گناه، ترجمه شهلا ارژنگ، تهران، نشر البرز، 1373ش.
  • حاجی ده‌آبادی، محمدعلی و کریمی، عبدالوهاب، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، فصلنامه پژوهش‌های اخلاقی، ش3، سال یازدهم، بهار 1400ش.
  • خادم‌پیر، علی، «خاستگاه، عوامل و آثار شرم وحیا در نگاه قران و حدیث»، فصلنامۀ بصیرت و تربیت اسلامی، شماره 32، بهار 1394ش
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامۀ دهخدا، زیر نظر دکتر محمد معین و دکتر سید جعفر شهیدی، ج9، تهران، مؤسسۀ لغت‌نامۀ دهخدا، چاپ دوم از دوره جدید، 1377ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامۀ دهخدا، و‌ب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 14 بهمن 1404ش.
  • سمیعیان، محمد‌رضا، بهیان، شاپور و کیانور، مسعود، «بررسی تأثیر دین‌داری بر تجریۀ احساس شرم و حیای شهروندان»، فصلنامۀ پژوهش‌های جامعه‌شناسی معاصر، ش11، 1396ش
  • سهراب‌زاده، مهران و دیگران، فرهنگ‌نامۀ آسیب‌های اجتماعی، تهران، جامعه‌شناسان، 1389ش.
  • صاحب‌بن عباد، إسماعيل‌بن عباد‌بن‌العباس، أبوالقاسم الطالقاني، المشهور بالصاحب‌بن عباد، المحیط فی‌اللغه، ج7، بیروت، انتشارات عالم الکتب، 1414ق.
  • صدوق، محمد‌بن علی‌بن‌الحسین، الخصال، ج1، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1403ق.
  • عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید یک‌جلدی، تهران، امیر کبیر، 1380ش.
  • کلینی، محمدبن یعقوب، کافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری صفت، ج27، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1365ش.
  • کوثری، عباس، «واژۀ استحیا در قرآن»، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 24 فروردین 1396ش.
  • متقی هندی، علی‌بن‌حسام، کنزالعمال فی سنن‌الاقوال و الافعال، تصحیح صفوه السقا، ج16، بیروت، مکتبة‌التراث الاسلامی، چاپ اول، 1397ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار‌الانوار لجامعة درر أخبار الأئمة ألاطهار(ع)، ج1، ج74 وج90، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ق.
  • مصباح یزدی، محمد‌تقی «اخلاق وعرفان اسلامی؛ مفهوم حیاء و آثارمترتب برآن»، به نقل از مجلۀ معرفت، شماره 53، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب:28 آبان 1388ش.
  • مصباح یزدی، محمد‌تقی، سجاده‌های سلوک، تدوین و‌نگارش: کریم سبحانی، ج1، ص100، قم، انتشارات مؤسسه امام خمینی، 1390ش.  
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی یک‌جلدی، تهران، سرایش، چاپ دوم، 1380ش.
  • «منظور از شرم و حیاء و کارکردهای آن»، وب‌سایت مرکز ملی پاسخگویی به‌سؤالات دینی، تاریخ درج مطلب: 30 مرداد 1403ش.
  • مونتسکیو، روح‌القوانین، ترجمه علی اکبر مهتدی، تهران، انتشارات اقبال، چاپ چهارم، 1339ش.
  • میر باقری، سید محسن، «شرم و حیا»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب:8 مهر 1397ش.
  • نساجی، زهرا، «حیا، فضیلتی انسانی»، وب‌سایت پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب:8 آبان 1390ش.
  • والازاده، ابوالفضل، دانشنامۀ جهان اسلام، ج1، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، 1375ش.