صدیقه وسمقی؛ نویسنده، مترجم، اسلام پژوه، تحلیلگر مسایل سیاسی، اجتماعی و استاد دانشگاه.
صدیقه وسمقی در گذشته به عنوان شاعر و فعال سیاسی_ مدنی بیشتر شناخته میشد اما در دو دهه اخیر بهخصوص با انتشار کتابهایی نظیر "زن، فقه، اسلام"،"بضاعت فقه" و "بازخوانی شریعت" چهرهی تازهای از او در عرصه اجتماعی و دینی ظهور و بروز کرده و حالا او بیشتر به عنوان یک نواندیش دینی شناخته میشود که نوک پیکان انتقادهایش به سوی فقه و فقیهان، نابرابریهای حقوق زنان و حالا به سوی پیامبران توحیدی نشانه رفته است.
زندگینامه
صدیقه وسمقی در بیستم اسفند ماه ۱۳۴۰ش در تهران به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در همین شهر گذراند.[۱] او در سال ۱۳۵۹ش دیپلم ریاضی گرفت و سپس به مدت سه سال در مدرسه عالی شهید مطهری به تحصیل دروس حوزوی پرداخت. در سال ۱۳۶۲ش وارد دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۶۵ش مدرک کارشناسی الهیات را دریافت کرد و در همان سال موفق به کسب مدرک کارشناسی ارشد نیز شد. تحصیلات خود را ادامه داد تا این که در اردیبهشت ۱۳۷۷ش دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی را از دانشگاه تهران گرفت.[۲]
دیدگاههای صدیقه وسمقی
منشأ انسانی نهاد پیامبری
وسمقی بر این باور است که نهاد پیامبری، برساختهی انسان است و نه انتصابی از جانب خداوند. طبق این دیدگاه، پیامبر فردی است در جستوجوی حقیقت که مسیر رسیدن به خدا را شخصاً پیموده و پس از کسب شرایط لازم، مدعی پیامبری شده و دینی را بنیان نهاده است. در واقع، پیامبری یک «انکشاف انسانی» و تجربهای است که از درون فرد جوشیده است.[۳]
تکامل تاریخی تلقی از خدا
او با استناد به یافتههای باستانشناسی و تاریخ ادیان، فرآیند دینداری را یک پدیده تکاملی میداند. از نظر او، فهم بشر از امر قدسی از مراحل ابتدایی مانند روحپرستی و جانورپرستی آغاز شده و همگام با تکامل تمدن و معیشت (مانند کشف کشاورزی)، به بتپرستی، چندخدایی و در نهایت به یکتاپرستی رسیده است. او عدم وجود شواهد باستانشناسی از توحید در اعصار اولیه را دلیلی بر متأخر بودن این مفهوم میداند.[۴]
نفی صدور احکام و قوانین از جانب خداوند
وسمقی معتقد است که بیان احکام و قوانین حقوقی توسط خداوند نه رخ داده و نه با اصول عدل و عقل سازگار است. به باور او، ارزیابی عملکرد انسانها بر اساس احکام منتسب به پیامبران (مانند تازیانه یا قطع ید) امری تبعیضآمیز است. معیار واحد برای قضاوت درباره انسان، «عقل و قوه تشخیص» فطری است که در همه افراد وجود دارد.[۵]
نقد وثاقت تاریخی و زبانی وحی
او در تداوم پیام الهی تردید کرده و معتقد است پیامهای منتسب به پیامبران بهگونهای دقیق و خدشه ناپذیر به آیندگان نرسیده است. از نظر او، وجود تعارض میان برخی گزارههای کتب مقدس (مانند مدت زمان خلقت در قرآن) با یافتههای علمی تجربی، نشاندهنده آن است که این متون بازتابدهنده دانش و فرهنگ زمانه خود بودهاند و نمیتوان تمام جزئیات آنها را وحی مطلق و فراتاریخی دانست.[۶]
نقد تاریخمندی و اعتبار سنتی فقه
وسمقی معتقد است بسیاری از قوانینی که سیزده قرن به عنوان احکام قطعی اسلام معرفی شدهاند (مانند تفاوت دیه زن و مرد یا جواز تعدد زوجات)، لزوماً برخاسته از حقیقت شریعت نیستند، بلکه برآمده از استنباطهای بشری فقها در بستر تاریخی خاص بودهاند. از نظر او، فقه سنتی در بازنمایی چهرهای بدون تبعیض از اسلام ناتوان بوده است.[۷]
نفی شمولیت حداکثری فقه
وی این ادعا را که اسلام برای تمامی جزئیات زندگی انسان حکم شرعی صادر کرده است، نادرست میداند. به باور او، رسالت دین تعطیل کردن عقل یا دیکته کردن تمام امور به انسان نیست، بلکه انسان به اعتبار برخورداری از قوه عقل، مسئول ساختن زندگی خویش است. او واگذاری حق تفکر به اقلیتی به نام فقها را ریشه عقبماندگی جوامع اسلامی قلمداد میکند.[۸]
لزوم گذار از شریعت به خرد جمعی در قانونگذاری
وسمقی صراحتاً بیان میدارد که قوانین مدنی و اجتماعی اساساً نمیتوانند و نباید برآمده از شریعت باشند. وی معتقد است قانونگذاری باید از انحصار نگاه فقهی خارج شده و بر پایه «خرد جمعی» و عقلانیت مدرن استوار گردد؛ چرا که انتساب قوانین زندگی به دین، باب مشارکت عمومی در تعیین سرنوشت را مسدود میسازد.[۹]
انتقاد به دیدگاههای صدیقه وسمقی
- نقد روششناختی (باستانشناسی): به نظر منتقدان عدم کشف آثار یکتاپرستی توسط باستانشناسان، دلیلی بر عدم وجود آن نیست؛ زیرا توحید بهدلیل ماهیت انتزاعیاش، برخلاف بتپرستی یا جانورپرستی، نماد مادی و فیزیکی برای کشف شدن در اعصار پیشازتاریخ نداشته است.
- تناقض در باور به معاد: منتقدان به این نکته اشاره میکند که وسمقی از سویی به حیات پس از مرگ و پاداش اخروی باور دارد، اما از سوی دیگر وحی را منشأ این شناخت نمیداند. نقد این است که اگر عقل بشر قادر به درک جهان پس از مرگ نیست، این باور جز از طریق اخبار پیامبران از کجا آمده است؟
- چالش با صفت «رحمت الهی»: منتقد استدلال میکند که اگر دین را پدیدهای صرفاً تکاملی بدانیم، یعنی خداوند بشریت را قرنها بدون هدایت رها کرده تا خودشان به توحید برسند؛ این امر با صفات کمالیه و رحمت عامه خداوند در تناقض است.
- تحلیل زبانی و رفع تعارضات: منتقد با بررسی دقیق واژگانی مانند تفاوت افعال خلق، جعل و قضی، تعارضات ادعایی دربارۀ مدت زمان خلقت در قرآن را پاسخ داده و معتقد است ابهامات موجود در متن وحی، ناشی از زبان سمبلیک و جهانشمول آن است، نه خطای علمی.
- ملاحظات عقلانی در اجرای احکام: برخلاف وسمقی که احکام را غیرعادلانه میداند، به نظر منتقدان عقل نباید جایگزین وحی شود، بلکه باید شرط اجرای وحی باشد. آنها استدلال میکند که خود قرآن در مواردی مانند اضطرار اجازۀ عدول از ظاهر حکم را بر اساس عقل داده است، بنابراین مشکل از متن نیست، بلکه از شیوۀ فهم و اجرای آن است.[۱۰]
- نقد روششناختی و خروج از دایرۀ استدلال علمی: برخی پژوهشگران معتقدند که وسمقی در پارهای از اظهارات خود، از چارچوب مباحث تخصصی و علمی خارج شده و به ادبیات ژورنالیستی روی آورده است. به باور این گروه، طرح ادعای عدم نسبت آرای فقها با دین بدون ارائه براهین دقیق روششناختی، ادعایی بدون پشتوانۀ علمی است؛ چرا که فرآیند استنباط فقهی شامل بررسی صدور، جهت صدور و دلالت نصوص، بر پایۀ قواعد موضوعه و روشمند استوار است.
- چالش اصالت فهم و انحصار در قرائت: پژوهشگران خاطرنشان میکنند در حالی که دسترسی به ذات دین برای همگان میسر نیست و هر فهمی نوعی قرائت محسوب میشود، ادعای وسمقی مبنی بر اینکه خوانش او عین اسلام است و خوانش فقها نسبتی با دین ندارد، فاقد وجاهت عقلانی است. از این منظر، نادیدهگرفتن سیزده قرن سنت فقهی به بهانه نواندیشی، خود نوعی انحصارگرایی در فهم تلقی میشود.
- وجود سازوکارهای درونی برای بازاندیشی در فقه: منتقدان با رد این ادعا که فقه باب عقل را مسدود میکند، به وجود ابزارهای کارآمدی در فقه شیعه اشاره دارند. مفاهیمی چون «ضرورت»، «احکام ثانویه»، «احکام ولایی»، «مصلحت» و «تنقیح مناط» از جمله سازوکارهایی هستند که امکان انطباق با نیازهای زمانه (مانند حقوق زنان) را فراهم میکنند. لذا از نظر منتقدان، مشکل در ماهیت فقه نیست، بلکه در چگونگی بهرهگیری از این ظرفیتهاست.
- پیوند عقل و شرع در نظام تقنین: برخلاف دیدگاه وسمقی که فقه را مانع خرد جمعی میبیند، منتقدان بر اصل «حجیت بنای عقلا» در فقه شیعه تأکید میکنند. آنها معتقدند بسیاری از قواعد فقهی ریشه در عقلانیت جمعی دارند و نظریاتی همچون «منطقه الفراغ» ثابت میکند که فقه لزوماً به دنبال پر کردن تمام ساحتهای زندگی با احکام تکلیفی نیست و مجالی فراخ برای قانونگذاری بر اساس خرد بشری باقی گذاشته است.[۱۱]
فعالیتها
صدیقه وسمقی در مطبوعاتی چون روزنامۀ اطلاعات و مجلۀ سروش و بسیاری از سایتهای فارسیزبان است و سابقۀ فعالیت بهعنوان کارشناس فرهنگی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و نیز عضویت در هیئت علمی و دانشیاری دانشگاه تهران را دارد. او با پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۷۶ش وارد عرصۀ سیاست شد و در اولین دورۀ انتخابات شورای شهر تهران در ۱۳۷۷ش به نمایندگی مردم این شهر برگزیده شد؛ وی از ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ش نماینده تهران در شورای شهر اول بود و علاوهبر سخنگویی این شورا، مدتی نیز عضو هیئت منصفه مطبوعات شد. وسمقی سالها بهعنوان عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با درجه استادیار به تدریس فقه اسلامی اشتغال داشت و در ۲۰۱۱م ایران را ترک کرد تا بهعنوان استاد میهمان در دپارتمان اسلامشناسی دانشگاه گوتینگن آلمان فعالیت کند؛ او در همین زمینه با دانشگاه اوپسالا در سوئد نیز همکاری داشته است. وسمقی از چهرههای شاخص نواندیش دینی در ایران به شمار میرود و دیدگاههای او درباره حجاب، حق پوشش زنان و برخی مسائل فقهی دیگر همواره چالشبرانگیز بوده است.[۱۲]
آثار
صدیقه وسمقی آثار متعددی در حوزههای فقهی، نواندیشی دینی، ادبیات و ترجمه به رشته تحریر درآورده است که مهمترین آنها به نظر محققان کتاب زن، فقه، اسلام است. این اثر به بررسی چالشهای حقوقی زنان در فقه و بازخوانی شریعت اختصاص دارد. او علاوهبر انتشار مقالات پژوهشی در نشریات علمی بینالمللی، چهار دفتر شعر نیز منتشر کرده که برخی از سرودههای او به زبان سوئدی ترجمه و در قالب یک مجموعه مستقل چاپ شده است.
فهرست آثار تألیفی و ترجمه شدۀ وی:
کتابهای تألیفی
- نماز باران: انتشارات امیرکبیر (۱۳۶۸ش)؛
- شاخههای شکسته: انتشارات مؤسسه اطلاعات (۱۳۷۳ش)؛
- گزیده ادبیات معاصر: انتشارات نیستان (۱۳۷۹ش)؛
- توصیف دردهای مذاب: انتشارات اطلاعات (۱۳۸۹ش)؛
- زن، فقه، اسلام: انتشارات صمدیه (۱۳۸۷)ش؛
- حتماً راهی هست: انتشارات خاوران (۱۳۹۳ش)؛
- بضاعت فقه: (انتشار بهصورت مجازی)؛
- بازخوانی شریعت: (۱۳۹۸ش)؛
- مسیر پیامبری: جدیدترین اثر تألیفی وی در حوزه کلام و دینپژوهی.
آثار ترجمه شده
- گنجینههای قدس: انتشارات امیرکبیر (۱۳۷۱ش)؛
- لحن الخلود: انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (۱۳۷۲ش)؛
- مدینه منوره: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (۱۳۷۲ش).[۱۳]
پانویس
- ↑ «صدیقه وسمقی»، وبسایت پاتوق کتاب فردا
- ↑ «صدیقه وسمقی»، وبسایت پاتوق کتاب فردا
- ↑ یزدانی، «نقدی بر کتاب «مسیرپیامبری»»، وبسایت زیتون.
- ↑ یزدانی، «نقدی بر کتاب «مسیرپیامبری»»، وبسایت زیتون.
- ↑ یزدانی، «نقدی بر کتاب «مسیرپیامبری»»، وبسایت زیتون.
- ↑ یزدانی، «نقدی بر کتاب «مسیرپیامبری»»، وبسایت زیتون.
- ↑ وسمقی، «صورتگر چهره زن مسلمان»، 1387ش، ص55.
- ↑ «نقد نظر صدیقه وسمقی به سیطره فقاهت و لزوم مراجعه به خرد جمعی»، خبرگزاری ایکنا.
- ↑ «نقد نظر صدیقه وسمقی به سیطره فقاهت و لزوم مراجعه به خرد جمعی»، خبرگزاری ایکنا.
- ↑ یزدانی، «نقدی بر کتاب «مسیرپیامبری»»، وبسایت زیتون.
- ↑ «نقد نظر صدیقه وسمقی به سیطره فقاهت و لزوم مراجعه به خرد جمعی»، خبرگزاری ایکنا.
- ↑ «بیوگرافی صدیقه وسمقی فعال سیاسی اجتماعی»، وبسایت سرپوش
- ↑ «صدیقه وسمقی کیست؛ از عضویت در شورای شهر تهران تا کشف حجاب»، وبسایت تابناک.
منابع
- «بیوگرافی صدیقه وسمقی فعال سیاسی اجتماعی»، وبسایت سرپوش، تاریخ بازدید: 27 بهمن 1404ش.
- «صدیقه وسمقی کیست؛ از عضویت در شورای شهر تهران تا کشف حجاب»، وبسایت تابناک، تاریخ درج مطلب: 22 مهر 1402ش.
- «نقدِ کتاب «مسیر پیامبری» اثر صدیقه وسمقی یاسر میردامادی»،خبرگذاری آسو، تاریخ درج مطلب: 2 بهمن 1400ش، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش.
- «درباره کتاب اخیر صدیقه وسمقی»، عصر سلام،تاریخ درج مطلب: 12 آذر 1400ش، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش
- «صدیقه وسمقی کیست بیوگرافی زندگی نامه علت زندانی شدن + جرم»، و بسایت هوم، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش.
- «نقد نظر «صدیقه وسمقی» به سیطره فقاهت و لزوم مراجعه به خرد جمعی»، خبرگزاری ایکنا، تاریخ درج مطلب: 6 شهریور 1398ش.
- وسمقی، صدیقه، «صورتگر چهره زن مسلمان»، مجلۀ آیین، شمارۀ 15، 1387ش.
- یزدانی، مهدی، «نقدی بر کتاب مسیرپیامبری»، وبسایت زیتون، تاریخ درج مطلب: 13 دی 1400ش.