مذاکرات ایران و آمریکا
مذاکرات ایران و آمریکا؛ روابط دیپلماتیک و گفتوگوهای سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا.
مذاکرات ایران و ایالات متحده آمریکا به مجموعه گفتوگوها و تماسهای دیپلماتیک میان دو کشور از پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ تاکنون اطلاق میشود. این مذاکرات که در مقاطع مختلف و با موضوعات گوناگونی از جمله بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا، مسائل منطقهای بهویژه در افغانستان و عراق، و مهمتر از همه برنامه هستهای ایران برگزار شده، فراز و نشیبهای متعددی را پشت سر گذاشته است. ماهیت این مذاکرات از گفتوگوهای مستقیم و محرمانه تا مذاکرات غیرمستقیم و چندجانبه در قالب گروه ۱+۵ متغیر بوده است. مهمترین ثمره این روند دیپلماتیک، توافق برنامۀ جامع اقدام مشترک «برجام» در ۱۳۹۴ش بود که اگرچه با خروج یکجانبه آمریکا در سال ۱۳۹۷ش با چالش مواجه شد، اما همچنان بهعنوان نقطه عطفی در روابط دو کشور محسوب میشود.
علت اختلاف ایران و آمریکا
تحلیلگران و صاحبنظران سیاسی در بررسی دهههای اخیر روابط تهران و واشینگتن، ریشههای این رویارویی را در دو سطح تاکتیکی و راهبردی تبیین میکنند. گروهی از تحلیلگران بر این باورند که اختلافات موجود، ماهیتی تاکتیکی و واکنشی دارند؛ به این معنا که تضادها نه بر سر موجودیت، بلکه بر سر الگوهای رفتاری و موضوعات مقطعی نظیر نفوذ منطقهای، پرونده هستهای یا نوع بازی در ساختار نظام بینالملل است. از این منظر، سیاستهایی نظیر چماق و هویج یا دیپلماسیهای غیررسمی نشاندهنده آن است که طرفین در پی یافتن راهکاری برای مدیریت بحران هستند تا حذف رقیب. در این دیدگاه، تقابلها تابعی از اوضاع و احوال زمانی و بازیهای دیپلماتیک برای کسب امتیاز بیشتر در میز مذاکره تلقی شده و فرض بر این است که با تغییر در برخی رویکردهای اجرایی و تعدیل مطالبات طرفین، امکان گذار از این وضعیت و رسیدن به توافق فراهم خواهد بود.[۱]
در مقابل، طیف وسیعی از نویسندگان بر راهبردیبودن این اختلافات تأکید میورزند. از این دیدگاه، تقابل ایران و آمریکا فراتر از اختلافات سیاسی معمول و دارای ماهیتی ذاتی است که از تضاد در نظامهای ارزشی نشأت میگیرد. استقرار یک نظام سیاسی مبتنی بر وحی در ایران که الگوی جدید و مستقلی از توسعۀ مبتنی بر ارزشهای دینی را ارائه میدهد، بهطور ریشهای با مبانی اومانیسم غربی و استراتژیهای کلان آمریکا در منطقه نظیر تأمین امنیت انرژی و حمایت مطلق از اسرائیل در تعارض است. از نگاه این تحلیلگران، تاکتیکهای مختلف آمریکا در دهههای گذشته از مهار دوجانبه و تحریمهای اقتصادی گرفته تا استراتژی براندازی نرم، همگی ابزارهایی در خدمت یک هدف راهبردی ثابت یعنی تغییر ماهیت نظام جمهوری اسلامی بودهاند. در واقع، تغییر در روشها و لحنهای دیپلماتیک تنها واکنشی به شرایط محیطی است، بدون آنکه اهداف بنیادین و راهبردی واشینگتن در قبال جایگاه ژئوپلیتیک و هویت مستقل ایران تغییری کرده باشد.[۲]
بسیاری از تحلیلگران با استناد به شواهد تاریخی و متون تحلیلی، دیدگاه راهبردی بودن اختلافات را از اعتبار و قدرت تبیین بیشتری برخوردار میدانند. دلیل اصلی این مدعای آنهنا آن است که در طول چهار دهه گذشته، علیرغم تغییر دولتها با گرایشهای سیاسی مختلف در هر دو کشور، هستۀ سخت اختلافات نهتنها کاهش نیافته، بلکه عمیقتر شده است. از دیدگاه آنها تقابل ایران و آمریکا صرفاً بر سر منافع نیست، بلکه بر سر هویتها و دکترینهای متعارض است؛ جایی که موفقیت الگووارۀ جمهوری اسلامی در ارائه مدلی از استقلال و مقاومت، بهطور مستقیم هژمونی جهانی و نظم تکقطبی مورد نظر آمریکا را به چالش میکشد.[۳]
تاریخچه
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران
روابط ایران و آمریکا پیش از انقلاب اسلامی از سه دوره متمایز عبور کرد: دوره روابط تشریفاتی، دوره گسترش نفوذ از ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۲ و دوره تسلط همهجانبه از ۱۳۳۳ تا ۱۳۵۷ش. نخستین سفیر آمریکا در دوم اسفند ۱۲۶۱ وارد ایران شد و تا اوایل قرن بیستم روابطی تشریفاتی میان دو کشور برقرار بود[۴] نقطه عطف این روابط را میتوان اولتیماتوم اتمی ترومن به استالین در اول فروردین ۱۳۲۵ برای تخلیه آذربایجان دانست که نخستین گام جدی آمریکا در جابهجایی تسلط سیاسی، نظامی و اقتصادی به جای انگلستان در ایران بود. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با دخالت سازمان سیا انجام شد، دوره تسلط همهجانبه آمریکا بر ایران آغاز گردید. در این دوره، ایران به پیمان بغداد (بعداً سنتو) پیوست، مستشاران نظامی آمریکایی در ارتش و ساواک مستقر شدند و ایستگاههای شنود برای رصد تحولات شوروی در شمال ایران تأسیس گردید.[۵]
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران
نخستین مذاکره مستقیم: دیدار بازرگان و برژینسکی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، روابط دو کشور با سفر محمدرضا شاه به آمریکا و تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و متعاقب آن قطع روابط دیپلماتیک در 20 فروردین ۱۳۵۹ وارد مرحله جدیدی از تنش شد.[۶] نخستین مذاکره مستقیم ایران و آمریکا پس از انقلاب اسلامی، در حاشیه مراسم بیست و پنجمین سالگرد استقلال الجزایر و در دهم آبانماه ۱۳۵۸ انجام شد. در این دیدار که بیش از یک ساعت به طول انجامید، مهدی بازرگان، نخستوزیر دولت موقت، و ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه ایران، با زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کارتر، گفتوگو کردند. بر اساس گزارشها، این دیدار با پیشنهاد طرف ایرانی صورت گرفته بود و محور اصلی آن ادامه روابط دو کشور بود. برژینسکی در خاطرات خود از اعلام آمادگی آمریکا برای توسعه روابط امنیتی، اقتصادی، سیاسی و اطلاعاتی با ایران خبر داده است. در مقابل، هیئت ایرانی سه درخواست مشخص شامل کمک آمریکا به ارتش ایران، استرداد محمدرضا پهلوی و انتقال داراییهای رژیم پهلوی را مطرح کردند. این دیدار با واکنش منفی گسترده افکار عمومی در ایران مواجه شد و سه روز پس از آن، سفارت آمریکا در تهران به دست دانشجویان پیرو خط امام تسخیر گردید که «انقلاب دوم» نام گرفت و دو روز بعد دولت موقت استعفا داد .
عهدنامه الجزایر و بازسازی نسبی روابط
پس از یک سال و نیم بحران، سرانجام در ۲۹ دی ۱۳۵۹ (۱۹ ژانویه ۱۹۸۱) با میانجیگری دولت الجزایر، توافقی موسوم به «عهدنامه الجزایر» میان ایران و آمریکا منعقد گردید. بر اساس این توافق، پنجاه و دو گروگان آمریکایی آزاد شدند و در مقابل، دولت واشنگتن متعهد گردید در امور داخلی ایران مداخله نکند و اموال مسدود شده ایران را آزاد نماید. همچنین دادگاه داوری دعاوی ایران و ایالات متحده در لاهه تأسیس شد که وظیفه رسیدگی به دعاوی حقوقی و مالی اتباع و دولتهای دو کشور را بر عهده گرفت. اگرچه این توافق منجر به از سرگیری روابط دیپلماتیک نشد، اما نخستین گام برای حل و فصل حقوقی مناقشات فیمابین محسوب میگردد.
ماجرای مکفارلین و مذاکرات دهه ۱۳۶۰ش
در خردادماه ۱۳۶۵، رابرت مکفارلین، مشاور امنیت ملی دولت رونالد ریگان بهصورت محرمانه و با یک هواپیمای حامل سلاح وارد تهران شد. این سفر که با نام مستعار و پاسپورت جعلی ایرلندی انجام گرفت، با هدف مذاکره با مقامات عالیرتبه ایرانی برای همکاری در آزادسازی گروگانهای آمریکایی در لبنان و تجدید روابط سیاسی صورت پذیرفت. هیئت آمریکایی هدایایی شامل سه قبضه کلت برای سران سه قوه و یک کیک به شکل کلید به نشانه گشایش روابط همراه داشتند. با این حال، با مخالفت سید روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، هیچیک از مسئولان عالیرتبه نظام به دیدار آنان نرفتند و هیئت آمریکایی پس از چهار روز معطلی و بدون نتیجه مشخص، تهران را ترک کرد. این ماجرا که بعدها به «ایرانگیت» یا «رسوایی ایران-کنترا» معروف شد، به بزرگترین بحران داخلی دوران ریاستجمهوری ریگان تبدیل گردید .
دولت اصلاحات و فضای تنشزدایی
پس از روی کار آمدن دولت سید محمد خاتمی در سال ۱۳۷۶، فضای جدیدی برای گفتگو با غرب ایجاد شد. در این دوران، مادلین آلبرایت، وزیر خارجه دولت بیل کلینتون، در فروردین ۱۳۷۷ طی گزارشی به کنگره از سیاستهای گذشته آمریکا در قبال ایران ابراز تأسف کرد و عملاً عذرخواهی نمود. دولت آمریکا تحریمهای اقتصادی را کاهش داد و مجوز فروش مواد غذایی و پزشکی به ایران را صادر کرد. همچنین وزارت امور خارجه آمریکا نام سازمان مجاهدین خلق را از لیست سازمانهای تروریستی خارج نمود. در این دوره، مذاکرات غیررسمی و محرمانهای در حاشیه کنفرانسهای بینالمللی از جمله کنفرانس بن در سال ۱۳۸۰ برای تشکیل دولت جدید افغانستان صورت گرفت که ایران در آن نقش سازندهای ایفا کرد .
مذاکرات در عراق و تماس تلفنی روسای جمهور
پس از حمله آمریکا به عراق، مذاکرات مستقیمی درباره تحولات منطقه میان دو کشور شکل گرفت. مشهورترین این گفتگوها، چند دور مذاکره میان حسن کاظمیقمی، سفیر ایران در عراق، و رایان کروکر، دیپلمات آمریکایی، در مردادماه ۱۳۸۶ بود که بر موضوع عراق متمرکز بود. تحول مهم دیگر در مهرماه ۱۳۹۲ رخ داد؛ حسن روحانی، رئیسجمهور وقت ایران، و باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا، در جریان سفر به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، بهصورت تلفنی با یکدیگر گفتگو کردند. این تماس ۱۵ دقیقهای که نخستین ارتباط مستقیم میان روسای جمهور دو کشور پس از انقلاب محسوب میشد، با استقبال و انتقادهای گستردهای در داخل ایران مواجه گردید و زمینهساز تسریع در مذاکرات هستهای شد .
دوران هستهای و توافقهای ژنو و برجام
با افشای تأسیسات هستهای ایران در سال ۱۳۸۱ (۲۰۰۲)، پرونده هستهای به محور اصلی مذاکرات با قدرتهای جهانی تبدیل شد. در سوم آذر ۱۳۹۲ (۲۴ نوامبر ۲۰۱۳)، ایران و گروه ۱+۵ در ژنو به توافق موقتی دست یافتند که نخستین توافق رسمی پس از سه دهه محسوب میشد. در جریان مذاکرات، تصاویر پیادهروی محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، و جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، در خیابانهای ژنو در دیماه ۱۳۹۳ بازتاب گستردهای در رسانهها داشت. این مذاکرات سرانجام در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) به امضای «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) انجامید که بر اساس آن ایران محدودیتهایی را در برنامه هستهای پذیرفت و در مقابل، تحریمهای اقتصادی لغو گردید .
خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریمها
با روی کار آمدن دولت دونالد ترامپ، سیاست فشار حداکثری علیه ایران در دستور کار قرار گرفت. ترامپ در هشتم اردیبهشت ۱۳۹۷ (۸ مه ۲۰۱۸) به طور یکجانبه آمریکا را از برجام خارج نمود و تحریمهای ثانویه را علیه ایران بازگرداند. این اقدام با وجود مخالفت کشورهای اروپایی، عملاً توافق هستهای را با بنبست مواجه ساخت. ایران تا یک سال به تعهدات خود پایبند ماند، اما از سال ۱۳۹۸ گام به گام از تعهدات برجامی خود کاست. پس از روی کار آمدن جو بایدن، مذاکراتی برای احیای برجام در وین برگزار شد که به دلیل اختلافات موجود به نتیجه نرسید. خروج آمریکا از برجام به عنوان نقطه عطفی در افزایش تنشها میان دو کشور و تشدید بحران منطقهای ارزیابی میگردد.
دلالیل بی اعتمادی ایران به آمریکا در فرایند مذاکره
پژوهشگران تاریخ معاصر و تحلیلگران سیاسی، ریشههای بدبینی ساختاری ایران به فرآیند مذاکره با آمریکا را در اسناد و وقایع زیر جستجو میکنند:
1. استقرار ساختارهای مالی و نظامی وابسته: بر اساس اسناد مالی دوران قاجار و پهلوی اول، تحلیلگران معتقدند حضور مستشارانی چون «آرتور میلسپو»، فراتر از اصلاحات اداری، با هدف ادغام نظام مالی ایران در بلوک غرب انجام شد. مدارک تاریخی نشان میدهد این حضور با امتیازاتی نظیر معافیتهای مالیاتی گسترده همراه بود که از دیدگاه ملیگرایان، زیربنای وابستگی اقتصادی ایران در قرن بیستم را بنا نهاد.[۷]
۲. تعارضهای فرهنگی و مذهبی در اسناد دیپلماتیک: گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که نخبگان مذهبی، فعالیتهای تبشیری پروتستانهای آمریکایی در ایران را نوعی «نفوذ نرم» قلمداد میکردند. اسناد موجود درباره تأسیس مدارس و کلیساها توسط گروههای آمریکایی، از سوی جامعهشناسان به عنوان تلاشی برای تغییر بافت هویت مذهبی و کاهش قدرت بسیجکنندگی نهاد روحانیت شیعه تحلیل شده است.[۸]
۳. سند کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش یا عملیات آژاکس: از نظر مورخان، اعترافات رسمی مقامات سیا در دهههای بعد و اسناد خارج شده از طبقهبندی، قطعیترین دلیل بیاعتمادی ایران است. این مدارک نشان میدهد آمریکا با مداخله مستقیم در سرنگونی دولت قانونی دکتر مصدق، عملاً به حاکمیت ملی ایران یورش برد تا منافع نفتی و استراتژیک خود را در برابر خطر کمونیسم و ملیگرایی حفظ کند.[۹]
۴. بازگشت سلطه بر منابع در قالب کنسرسیوم: تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که قرارداد کنسرسیوم پس از کودتا، نقض صریح قانون ملیشدن صنعت نفت بود. اسناد این قرارداد نشان میدهد که ۴۰ درصد از سهم نفت ایران به شرکتهای آمریکایی واگذار شد؛ امری که در ادبیات سیاسی ایران بهعنوان سندی بر ترجیح منافع تجاری آمریکا بر حقوق قانونی ملتها ثبت شده است.[۱۰]
۵. نقش مستشاری در هدایت نهادهای امنیتی (ساواک): مدارک موجود در بایگانیهای اطلاعاتی نشان میدهد که ساختار اولیه ساواک توسط کارشناسان سیا و موساد طراحی شده است. تحلیلگران سیاسی این همکاری را دلیلی بر مسئولیت مستقیم آمریکا در اقدامات سرکوبگرانه آن دوران میدانند و معتقدند واشینگتن برای حفظ ثبات ژاندارم منطقه، چشمان خود را بر نقض حقوق بشر در ایران بسته بود.[۱۱]
۶. مناقشه حقوقی کاپیتولاسیون: سند تصویب قانون مصونیت قضایی اتباع آمریکایی در سال ۱۳۴۳ش از سوی حقوقدانان بهعنوان لکه سیاهی در تاریخ قضایی ایران توصیف میشود. این سند که حق محاکمۀ اتباع متخلف آمریکایی را از محاکم ایرانی سلب میکرد، از دیدگاه رهبران انقلاب، گویای نگاه تحقیرآمیز آمریکا به استقلال حقوقی ایران بوده است.[۱۲]
۷. دکترینهای اصلاحی تحمیلی یا انقلاب سفید: پژوهشگران علوم سیاسی، برنامههای اصلاحی دهۀ ۴۰ مانند اصلاحات ارضی را واکنشی به دکترین کندی برای پیشگیری از انقلابهای سرخ میدانند. اسناد مکاتبات دیپلماتیک نشان میدهد این اصلاحات بدون انطباق با واقعیتهای بومی ایران و با فشار کاخ سفید اجرا شد که در نهایت به فروپاشی ساختارهای سنتی کشاورزی و مهاجرت گستردۀ روستاییان انجامید.[۱۳]
۸. نقض تمامیت ارضی در واقعۀ طبس: از منظر حقوق بینالملل، عملیات «پنجه عقاب» در ۱۳۵۹ش نمونهای از نقض صریح منشور ملل متحد در احترام به حاکمیت کشورها است. اسناد این عملیات نظامی که در داخل خاک ایران انجام شد، برای دولتمردان ایرانی سندی است که نشان میدهد آمریکا در صورت لزوم، راهکارهای نظامی را بر تعهدات دیپلماتیک ترجیح میدهد.[۱۴]
۹. انحصارطلبی در فناوریهای راهبردی: در حوزۀ معاصر، تحلیلگران به ممانعت آمریکا از فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران اشاره میکنند. با وجود گزارشهای متعدد آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر عدم انحراف، فشارهای واشینگتن برای توقف این دانش از نظر نخبگان علمی ایران، نه یک نگرانی امنیتی، بلکه تلاشی برای حفظ انحصار تکنولوژیک و جلوگیری از دستیابی ایران به لبههای دانش نوین تلقی میگردد.[۱۵]
نقض تعهدات و قراردادهای ناتمام آمریکا در قبال ایران
| ردیف | موضوع توافق یا تعهد | بازه زمانی | شرح تعهدات آمریکا | نوع اقدام و نقض تعهدات از دیدگاه ایران و ناظران بینالمللی |
| ۱ | بیانیه الجزایر | ۱۹۸۱م | عدم مداخله در امور داخلی ایران و آزادسازی داراییهای بلوکه شده در ازای آزادی گروگانها. | اعمال تحریمهای جدید پس از آزادی گروگانها و تداوم حمایتهای مالی و لجستیکی از گروههای اپوزیسیون خارجنشین. |
| ۲ | جنگ ایران و عراق | ۱۹۸۰-۱۹۸۸م | تعهد به بیطرفی طبق منشور ملل متحد و قوانین بینالملل. | ارائه تصاویر ماهوارهای، تسهیلات بانکی و قطعات نظامی به رژیم صدام؛ سکوت در برابر استفاده از سلاحهای شیمیایی علیه ایران. |
| ۳ | ایران-کنترا (ماجرای مکفارلین) | ۱۹۸۵-۱۹۸۶م | توافق برای فروش تسلسحات تدافعی در ازای میانجیگری ایران در لبنان. | توقف یکجانبه ارسال قطعات و تجهیزات و افشای سیاسی ماجرا که منجر به بنبست دیپلماتیک و تشدید بیاعتمادی شد. |
| ۴ | قوانین تحریمی (داماتو/آیلسا) | ۱۹۹۵-۲۰۱۵م | احترام به اصول تجارت آزاد و قراردادهای پیشین (نظیر قرارداد کونوکو). | وضع تحریمهای ثانویه که شرکتهای غیرآمریکایی را از سرمایهگذاری در صنایع نفت و گاز ایران منع کرد؛ نقض اصول سازمان تجارت جهانی (WTO). |
| ۵ | برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) | ۲۰۱۵-۲۰۱۸م | لغو تحریمهای هستهای و تسهیل مراودات بانکی در قبال محدودیت برنامه هستهای ایران. | خروج یکجانبه در می ۲۰۱۸م (بدون مستمسک قانونی) و بازگرداندن تمامی تحریمهای پیشین علیرغم تأییدات مکرر آژانس (IAEA) بر پایبندی ایران. |
| ۶ | سیاست فشار حداکثری | ۲۰۱۸-۲۰۲۵م | احترام به حاکمیت ملی و تعهد به عدم استفاده از قوای قهریه (طبق منشور ملل متحد). | ترور مقامات رسمی (۲۰۲۰م)، اعمال تحریمهای دارویی و بانکی شدید، و اقدامات نظامی علیه زیرساختهای هستهای (۲۰۲۵م)؛ نقض صریح حاکمیت سرزمینی.[۱۶] |
پانویس
- ↑ حبیبی، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، 1386ش، ص61-79.
- ↑ حبیبی، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، 1386ش، ص61-79.
- ↑ حبیبی، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، 1386ش، ص61-79.
- ↑ بهرامی، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وبروزنامۀ اعتماد.
- ↑ بهرامی، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وبروزنامۀ اعتماد.
- ↑ بهرامی، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وبروزنامۀ اعتماد.
- ↑ «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
- ↑ «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
- ↑ «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
- ↑ «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
- ↑ «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
- ↑ «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
- ↑ «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
- ↑ «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
- ↑ «بدعهدی آمریکا»، 1395ش، ص11-12.
- ↑ آوند، «بدعهدیها و قراردادهای ناتمام آمریکا در رابطه با ایران طی ۴۰ سال گذشته»، وبسایت فراز انرژی.
منابع
آوند، بابک، «بدعهدیها و قراردادهای ناتمام آمریکا در رابطه با ایران طی ۴۰ سال گذشته»، وبسایت فراز انرژی، تاریخ درج مطلب: 27 بهمن 1404ش.
«بدعهدی آمریکا»، مجلۀ الکترونیکی مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران، شمارۀ 2، 1395ش.
بهرامی، مراد، «روابط ايران و امريكا از آرتور تا ترامپ»، وبروزنامۀ اعتماد، تاریخ درج مطلب: 17 آبان 1399ش.
حبیبی، حمید، «ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردى یا تاکتیکى»، مجلۀ حصون، شمارۀ 13، 1386ش.