عزیزه الحبری؛ فمینیست اسلامی، معتقد به خوانشی نو در متون دینی است.

هر‌چند رویکرد اصلی عزیزه الحبری فقهی -حقوقی است، اما وی به عنوان یک مسلمان به طور جدی به مباحث قرآنی نیز پرداخته است، زیرا یکی از دلایل ضعف و نقص فقه کنونی را ناشی از فهم نادرست از قرآن کریم به عنوان متن اصلی دین اسلام می‌داند. الحبری با کمک از نظریات فضل‌الرحمن ملک[۱] برخی آیات حقوقی مرتبط با زنان را بازتفسیر کرده‌ است.

زندگی‌نامه

تولد

عزیزه الحبری در لبنان و در خانواده‌ای اهل علم متولد شد. پدربزرگ وی، شیخ توفیق الحبری، بنیان‌گذار نخستین جنبش دیده‌بانی در جهان عرب بود. وی هم‌زمان با اوج گیری جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده آمریکا، به این کشور مهاجرت کرد. در این دوره با مالکوم ایکس، فعال برجسته حقوق مدنی، دیدار کرد و مالکوم وی را به نقش‌آفرینی مؤثر در عرصه رهبری اجتماعی تشویق کرد.[۲] الحبری در دوران جوانی دیدگاه انتقادی نسبت به رویکردهای پدرسالارانه در اسلام داشت، اما در دوره‌های بعدی به این باور رسید که اسلام با نظام طبقاتی جنسیتی سازگار نیست. وی گاه از رویکرد خود در بازخوانی قرآن با عنوان «زن‌گرایی» یاد کرده است.[۳]

تحصیلات و

وی دکترای فلسفه را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد و سپس در سال ۱۹۸۵م، از همان دانشگاه، مدرک دکترای حقوق را نیز اخذ نمود. الحبری در سال ۱۹۹۲ میلادی، به عنوان نخستین زن مسلمان در ایالات متحده، به مرتبه استاد دانشگاه در دانشکده حقوق نائل آمد و از آن پس، آثار متعددی در زمینه‌های حقوق زنان، دموکراسی و حقوق بشر از منظر اسلامی منتشر کرد. پیش از آن، وی در رشته فلسفه تدریس می‌نمود.[۴]

فعالیت

الحبری به‌عنوان استاد بازنشسته و افتخاری دانشکده حقوق دانشگاه ریچموند در ویرجینیا فعالیت کرده است.[۵] در ژوئن ۲۰۱۱ میلادی، باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، الحبری را به ‌عنوان نماینده در کمیسیون بین‌المللی آزادی مذهبی منصوب کرد. وی در ۱۹۹۲م مؤسسه «کرامه» را با هدف حمایت از حقوق زنان مسلمان در سراسر جهان تأسیس کرد. این مؤسسه از طریق برنامه‌های آموزشی، تحقیقات فقهی و ایجاد شبکه‌ای از حقوقدانان و رهبران مسلمان فعالیت می‌کند. افزون بر این، وی عضو هیأت مؤسس مجله فلسفه فمینیستی «هیپاتیا» نیز بوده است.[۶]

دیدگاه‌های عزیزه الحبری

عزیزه الحبری به جاودانگی قرآن کریم و شمول پیام‌های آن برای تمامی انسان‌ها در همه اعصار اعتقاد دارد. به باور وی، قرآن همان‌گونه که برای مخاطبان عصر نزول راهنما بوده، برای مردم امروز نیز می‌تواند پاسخگوی نیازهای آنان باشد. وی بر این باور است که مفهوم برابری جنسیتی در قرآن تأیید شده است؛ چنانکه در آیات متعدد، زنان و مردان دوست و یار یکدیگر معرفی شده‌اند و هر دو از یک نفس واحد آفریده شده‌اند. الحبری این توجه قرآن به برابری جنسیتی را نشانه‌ای بر جاودانگی کلام الهی می‌داند، زیرا در دوره‌ای که سخنی از حقوق زنان نبود، قرآن بدان توجه داشته است.

اصول فهم قرآن

الحبری در آثار خود اصولی را برای فهم قرآن معرفی کرده و رعایت آن‌ها را مانع ارائه تفاسیر نادرست و پدرسالارانه می‌داند.

اصل توحید

توحید مبنای جهان‌بینی اسلامی و یکی از مفاهیم بنیادین در اندیشه الحبری است. وی از این اصل برای نفی پدرسالاری و اثبات برابری زن و مرد استفاده می‌کند. بر اساس این اصل، تنها خداوند خالق هستی است و اراده او بر همه چیز برتری دارد. هر تفکری که بخواهد چیزی را در برابر اراده الهی قرار دهد، به شرک منجر می‌شود. الحبری غرور ابلیس را نمونه‌ای از نگاه طبقاتی می‌داند که در تقابل با برابری بنیادین بشریت است. وی با استناد به آیه‌ای که معیار برتری انسان‌ها را تقوا معرفی می‌کند، هر معیار دیگری را باطل می‌شمارد.

الحبری جامعه مطلوب اسلامی را مبتنی بر بیعت و شورا می‌داند که در مقابل نظام سلسله‌مراتبی ظالمانه قرار دارد. در چنین جامعه‌ای همه مردم از جمله زنان می‌توانند حتی عالی‌ترین مقامات را بازخواست کنند. وی برای اثبات دیدگاه خود به خاطره‌ای از عمر بن خطاب اشاره می‌کند که با استدلال یک زن قرآنی، نظر خود را درباره مهریه پس گرفت.

اصل تنوع

الحبری با استناد به آیه‌ای که انسان‌ها را به اقوام و قبایل مختلف تقسیم کرده، این تنوع را نه دلیل برتری، بلکه عامل شناخت متقابل می‌داند. وی تأکید می‌کند تنها معیار برتری، تقواست. او به بیعت زنان با پیامبر در صدر اسلام اشاره کرده و نتیجه می‌گیرد که بیعت و شورا اصول بنیادین حکومت اسلامی‌اند و بیعت زنان نیز بدون کم و کاست پذیرفته شده که نشانه برابری زن و مرد است.

اصل سازگاری

با استناد به آیاتی که هدف از آفرینش همسران را رسیدن به آرامش و ایجاد مودت و رحمت بیان می‌کند، الحبری این اصل را تبیین می‌نماید. وی رابطه زناشویی را پوشش و حریم یکدیگر می‌داند که موجب آسایش و سازگاری می‌شود. این نگاه اصیل اسلامی جایی برای تبعیض جنسی باقی نمی‌گذارد. او رفتار پیامبر با همسرانشان را الگوی کامل روابط مبتنی بر احترام متقابل معرفی می‌کند؛ چنانکه عایشه آزادی فکری داشت و با پیامبر مخالفت می‌کرد، اما محبت میان آنان برقرار بود.

مؤلفه‌های روش‌شناختی تفسیری الحبری

اصالح تدریجی

یکی از مؤلفه‌های روشی الحبری در فهم قرآن، رویکرد اصالح تدریجی است. وی حقایق قرآنی را هم مطلق و هم دیالکتیک می‌داند؛ مطلق از آن رو که کلام خداست و دیالکتیک به دلیل ماهیت تدریجی پیشرفت فهم بشر. بسیاری از تغییرات اجتماعی در قرآن به مرور زمان صورت گرفته است. برای نمونه، ممنوعیت شراب در سه مرحله نازل شد. همچنین برده‌داری که در آن زمان رواج گسترده داشت، نمی‌توانست یکباره لغو شود، بلکه قرآن با احکام تدریجی زمینه ریشه‌کنی آن را فراهم کرد.

به باور الحبری، تغییر تدریجی گرچه بلندمدت است، اما پایدارتر از تغییرات اجباری و ناگهانی بوده و آسیب کمتری دارد. وی تأکید می‌کند اجتهاد در این زمینه نیازمند دانش گسترده به قرآن و سنت و نیز رعایت تقواست.

بسترمندسازی تاریخی

الحبری بر لزوم توجه به بستر تاریخی عصر نزول تأکید دارد. به باور وی، برای فهم برخی احکام قرآنی مانند حکم ضرب زنان، باید شرایط فرهنگی آن دوره را در نظر گرفت. مردان عصر جاهلی رفتار خشنی با زنان داشتند و این فرهنگ را به دوره اسلامی نیز منتقل کرده بودند. از این رو، طرح موضوع ضرب در قرآن به معنای تأیید آن نبوده، بلکه محدود کردن آن در بستر تاریخی خود بوده است.

تفسیر آیه ضرب از دیدگاه الحبری

الحبری در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء از هر دو مؤلفه روشی خود استفاده می‌کند. وی ابتدا شأن نزول آیه را بیان می‌کند که پیامبر به مردی که همسرش را می‌زد، حق قصاص داد، اما آن مرد اعتراض کرد و آیه نازل شد.

به باور الحبری، هدف قرآن از طرح ضرب، محدود کردن این سنت جاهلی بوده است. وی استدلال می‌کند که قرآن در گام نخست، ضرب را به حالت خاص نشوز محدود کرد. او با تحلیل لغوی و استناد به خطبه پیامبر و آیات دیگر، نشوز را به معنای زنا تفسیر می‌کند. بدین ترتیب، ضرب تنها در صورت ارتکاب زنا و پس از ناکارآمدی موعظه و ترک بستر مجاز می‌شود.

در گام دوم، الحبری ضرب را به عملی نمادین و غیرخشن تقلیل می‌دهد. با استناد به داستان حضرت ایوب که مأمور شد با دسته‌ای گندم همسرش را بزند تا به سوگند خود وفا کند اما آسیبی نرساند، و نیز با توجه به روایات نبوی که ضرب باید با ابزار سبک و بدون آسیب باشد، نتیجه می‌گیرد که ضرب قرآنی با خشونت خانگی تفاوت اساسی دارد. همچنین سیاق آیه که پس از ضرب به راهکار داوری خانوادگی اشاره می‌کند، نشان می‌دهد ضرب نباید مشکلی ایجاد کند که با وساطت قابل حل نباشد.

در گام سوم، الحبری به مدل آرمانی قرآن اشاره می‌کند که روابط زناشویی را بر اساس آرامش، مودت و رحمت بنا نهاده است. حتی در صورت جدایی، قرآن الگوی طلاق را با نیکی و احسان معرفی می‌کند. به این ترتیب، قرآن ضمن محدود کردن تدریجی سنت جاهلی، مسلمانان را به سوی الگوی برتر روابط انسانی سوق داده است.

انتقاد به الحبری پیرامون معنای نشوز

دیدگاه عزیزه الحبری درباره تفسیر «نشوز» به‌معنای زنای اثبات‌شده، با نقدهایی روبه‌رو شده است که اعتبار این برداشت را محل تردید قرار می‌دهد.

نخست آنکه این تفسیر با شأن نزولی که خود او نقل می‌کند سازگار نیست. در آن گزارش، پیامبر مردی را که همسرش را زده بود سرزنش کرد و حتی حکم به قصاص داد. اگر نشوز به معنای زنای محصنه باشد، انتظار می‌رود واکنش پیامبر متوجه جرم سنگین زن باشد، نه محکومیت شوهر. این ناسازگاری پرسش‌برانگیز است.

دوم، روایاتی که کیفیت «ضرب» را بسیار خفیف و غیرآسیب‌زا توصیف می‌کنند، با فرض ارتکاب زنای محصنه تناسبی ندارند. افزون بر این، در فقه اسلامی مجازات زنا با شرایط اثبات خاص، در صلاحیت حاکم شرع است و نه همسر؛ بنابراین سپردن واکنش به شوهر با ماهیت آن جرم همخوانی ندارد.

سوم، از منظر لغوی نیز شواهد معتبری برای تفسیر نشوز به معنای زنا ارائه نشده است. منابع مهم لغت عرب چنین معنایی را برای این واژه ذکر نکرده‌اند و استناد مشخصی نیز برای این برداشت ارائه نشده است.

چهارم، کاربرد دیگر واژه نشوز در همان سوره، در مورد بیم زن از نشوز یا اعراض شوهر، نشان می‌دهد که این واژه بیشتر به معنای سرکشی یا ناسازگاری در روابط زناشویی است. هم‌نشینی آن با «اعراض» نیز قرابت معنایی این دو را تقویت می‌کند و با معنای زنا فاصله دارد.

پنجم، تفسیر محدود از تعابیری چون «زنان صالح» و «نگهبانان در غیاب» به معنای صرفاً حفظ پاکدامنی، با تنوع دیدگاه‌های تفسیری سازگار نیست. مفسران این عبارات را ناظر به جنبه‌هایی مانند حفظ اسرار خانوادگی یا پاسداری از اموال نیز دانسته‌اند؛ بنابراین انحصار آن در مسئله زنا موجه به نظر نمی‌رسد.

ششم، استناد به آیاتی که درباره ارتکاب فاحشه و لزوم شهادت چهار شاهد سخن می‌گویند، با توجه به تفاوت آشکار مجازات‌ها، دچار تعارض است. در آن آیات، مجازاتی سنگین و رسمی مطرح شده، در حالی که در روایات مربوط به آیه ۳۴، تنها جدایی در بستر و ضرب غیرآسیب‌زا ذکر شده است. این تفاوت نشان می‌دهد که موضوع دو حکم یکسان نیست.

برآیند این نقدها آن است که تفسیر نشوز به معنای زنای محصنه با دشواری‌های جدی لغوی، روایی و تفسیری مواجه است و پذیرش آن نیازمند ادله‌ای استوارتر از آنچه ارائه شده است.

+

عزیزه الحبری معتقد به جاودانگی قرآن کریم بوده و مخاطب آن را تمامی انسان‌ها در هر زمان و مکان می‌داند و قائل است پیام‌های قرآنی، همانقدر که برای قبائل عرب عصر نزول مناسب بود، برای مردم آمریکا و آسیا در زمان معاصر نیز مناسب است و می‌تواند نیازهای انسان قرن بیست و یکم را به نحو کاملی پاسخ دهد.

وی اعتقاد دارد که مفهوم برابری جنسیتی در قرآن مورد تأیید قرار گرفته است .[۷] و این توجه قرآن به مسأله متأخر «برابری جنسیتی» را تحسین نموده و آن را شاهدی برای جاودانگی کامل وحی می‌داند، چون آن دوره‌ای که خبری از حقوق زنان نبود، قرآن بدان توجه داشته است.[۸]

وی برای فهم قرآن سه اصل را شناسایی کرده و بر آن تأکید می‌کند:

  • اصل اول توحید است؛ که دالّ بر برتری مطلق خداوند و مادونی غیر است. در نتیجه، هر تفکری که بخواهد خود را در عرض خداوند قرار دهد و مدعی تسلط و برتری باشد _همچون پنداشت‌های پدرسالارانه_ در تضاد با این اصل اسلامی بوده و مطرود است.
  • اصل دوم تنوع است؛ که ضمن تأیید وجود تفاوت‌هایی بین دو جنس، مالک برتری انسان را در تقوا دانسته و اصل هر دو را یک نفس واحده معرفی می‌کند.
  • اصل سوم، سازگاری نام دارد؛ که روابط زناشویی آرمانی در اسلام را مبتنی بر سکون، مودت و رحمت معرفی کرده و جایی برای انحرافاتی همچون نگاه طبقاتی شیطانیِ مبتنی بر تبعیض جنسی، باقی نگذارده است و مانع از فرودستی زنان به اسم اسلام می‌شود. با توجه به این سه اصل، الحبری به تفسیر قرآن پرداخته و در این مسیر، به دو مؤلفه روشی مهم خود اشاره می‌کند: اصلاح تدریجی، بسترمندسازی.[۹]

به عقیده الحبری برخی از تغییرات و اصلاحاتی که اسلام مد نظر داشت، به علت عدم آمادگی مردم و شرایط اجتماعی عصر نزول، امکان تحقق یکباره آن وجود نداشت. در نتیجه، رویکرد تدریجی در دستور کار اسلام قرار گرفت.

اما برخی از امور همچون اصلاح برخی مسائل زنان و برده‌داری نیازمند مدت زمان بیشتری برای افزایش آگاهی و آمادگی مردم و فراهم شدن زمینه‌های الزام اجتماعی است. به همین دلیل است که لغو سنت برده‌داری چهارده قرن طول کشید.[۱۰]

عزیزة الحبری در تفسیر آیه 34 از سوره نساء از هر دو مؤلفه روشی مذکور استفاده کرده است. نخست شأن نزول را برای این آیه بیان می‌کند، سپس متوسل به «اصلاح تدریجی» می‌شود و با توجه به این مفهوم هدف قرآن از طرح کتک زدن زنان را، نه ترویج، بلکه محدود کردن آن می‌داند، اما از آنجایی که شرایط موجود آن دوره بسیار سخت بود، تغییر یکباره آن _همانند سنت برده‌داری ـ غیرممکن و امری غیرحکیمانه بود. ازاین‌رو، قرآن کریم، به تقلیل مفهومی و عملی ضرب زنان پرداخته و آن را از ماهیت مضر و خطرناکش دور نمود.[۱۱]

الحبری معتقد است نخستین گام در اصلاح تدریجی سنت جاهلی ضرب زنان، محدود ساختن جواز آن به حالت نشوز زن است. تنها در این حالت است که مرد می‌تواند در آخرین راهکار از گزینه ضرب زن استفاده کند. وی در نهایت، با نتیجه گیری از تحلیل لغوی آیه، دلیل روایی و مؤید قرآنی، معتقد شده که منظور از نشوز همان «فاحشه مبینه» یعنی «زنا» است.

بدین ترتیب، در نخستین گام محدودسازی کنش ضرب زنان، قرآن کریم آن را از یک گزینه مطلق و همیشگی ممکن برای مردان علیه زنان، به یک حالت بسیار خاص و ویژه، یعنی ارتکاب زن به عمل ناشایست «زنا» محدود کرده است، اما این محدودیت شدت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا تنها پس از اعمال دو راهکار نخست، یعنی «موعظه» و سپس «ترک بستر» و ناکارآمدی آن دو در اصلاح زن است که مرد می‌تواند چنین اقدامی انجام دهد.

در واقع، الحبری صریحاً قائل است که منظور از ضرب زن در این آیه، تفاوتی جدی با ضرب رایج زن در عصر نزول دارد و خداوند متعال اراده کرده تا طی یک دوره اصلاح تدریجی، مردان را از این رفتار غیراخلاقی دور نماید.

او همچنین این ضرب را فقط محدود به عمل ناشایست «زنا» می‌داند نه صرف ناشزه بودن زن. به عبارت دیگر، الحبری بر آن است که از ابتدا، دستور به ضرب و تنبیه بدنی مراد جدی خداوند نبوده و هدف از طرح آن فراهم آوردن زمینه برای منسوخ شدن این عمل از جامعه به صورت تدریجی بوده است و اکنون که زمینه‌های الزام فراهم شده، وقت آن رسیده تا تحولی جدی صورت گرفته و آرمان نهایی اسلام یعنی حذف کامل این سنت ناصحیح، محقق شود.[۱۲]

همانطور که گفته شد، الحبری بر این عقیده است که نشوز در آیه 34 سوره نساء به معنای «زنا» توسط زن بوده و در نتیجه، یکی از محدودیت‌های اِعمال شده در قرآن برای ضرب زنان، ارتکاب زنا است. حال آنکه به نظر می‌رسد، این دیدگاه الحبری متقن نبوده و به چند دلیل با کاستی‌های مواجه است:

  1. عدم برتری جنسیتی: پذيرش ضرب نشانه برتری جنسيت مرد نسبت به زن وموجب شرك نيست، زيرا طبق آيات هم انســـان‌ها نســـبت به يكديگرو هم زن و مرد نســـبت به يكديگر در برخی ويژگی‌ها برتری دارند، اين برتری‌ها به‌طور تكوينی يا تشريعی در عالم وجود دارد.
  2. پرورش اجتهاد در مقابل نص صریح: پذيرش تغيير حكم در فقره ضرب آيه، مستلزم پرورش اجتهاد در مقابل نص است، دانشمندان اسلامی اجماع دارند كه احكام اجتهادی در معرض تغيير می‌باشند و نه احكامی - چون حكم ضــرب در قرآن- كه ابتنای آنها برنص اســت، مضــافاً آنچه در معرض تغيير است، موضوع حكم است نه خود حكم. [۱۳]
  3. تناسب نداشتن با شأن نزول: در شأن نزولی که خود الحبری نیز از آن استفاده کرده، پیامبر اکرم (ص) شوهری که زن خود را کتک زده، ملامت نمود و وی را محکوم به قصاص کرد. در حالی که نشوز به معنای زنا با این واکنش پیامبر (ص) ناسازگار است، چرا که با فرض صحت نظر الحبری، پیامبر (ص) به ارتکاب عمل قبیح زنای محصنه توسط زن توجه نکرده و در این باره، سکوت کرده و حتی از او دفاع کرده و در مقابل غیرت شوهر، آن زن را مورد انتقاد قرار داده است.
  4. عدم تناسب با روایات: روایات درباره نحوه خفیف ضرب که خود الحبری نیز به آنان استناد کرده، شیوه ضرب زنان به شیوه خفیف ضرب با سواک بیان شده و آشکار است که این مجازات با دلیل مجازات که عمل قبیح زنای محصنه است، سازگار نیست. بعلاوه، حکم زنای اثبات شده توسط 4 شاهد با تمام شرایط آن توسط حاکم شرع اجرا می‌شود و نه همسر. اشکال لغوی: در کتب لغوی اشاره‌ای به معنای زنا برای نشوز نشده است.[۱۴]

فعالیت‌ها

در ماه ژوئن 2011 م الحبری توسط باراک اوباما، رئیس جمهور وقت آمریکا، انتخاب شد تا به عنوان نماینده در کمیسیون بین‌ا‌لمللی آمریکایی در آزادی مذهبی فعالیت کند. او همچنین یکی از اعضای پروژه (PBS) پروژه کثرت‌گرایی دانشگاه هاروارد است.[۱۵]

الحبری مؤسسه «کرامه» ـمسلمانان زن حقوقدان برای حقوق بشرـ را در سال 1992 م تأسیس کرد. هدف این مؤسسه حمایت از حقوق زنان مسلمان سرتاسر جهان از طریق برنامه‌های آموزشی، تحقیقات فقهی و ایجاد شبکه‌ای از حقوقدانان و رهبران مسلمان است. [۱۶]

الحبری پیش از این عضو هیأت مؤسس مجله فلسفه فمینیستی هیپاتیا بود. آثار او که بیشتر صبغه حقوقی دارد، درباره اسلام و دموکراسی، حقوق زنان مسلمان و حقوق بشر در اسلام در مجلات و نشریات مختلف به چاپ رسیده است. [۱۷]

آثار

  • الحبری، عزیزه; «قانون و عرف اسلام - بازتعریف مسلمان حقوق زنان»؛ مجله حقوق بین الملل دانشگاه آمریکایی وسیاست، 1997.
  • الحبری، عزیزه; «درآمدی بر حقوق زنان مسلمان»؛آمریکا، نیویورک: انتشارات دانشگاه سیراکیوز، 2000.
  • الحبری، عزیزه; «بنیاد قرآنی حقوق مسلمین»؛زنان در قرن بیست و یکم، زنان در جامعه اندونزی: دسترسی،توانمندسازی و فرصت، 2002.
  • الحبری، عزیزه; «دیدگاه اسلام درباره خشونت خانگی» مجله حقوق بین‌الملل فوردهام،2003.
  • الحبری، عزیزه; «ماهیت ازدواج اسلامی؛ مقدس،عهدی، یا قراردادی؟» 2005.
  • الحبری، عزیزه; «توسعه فقه اسلامی در دیاسپورا: تعادل بین اصالت، تنوع و مدرنیته»؛ مجله اجتماعی فلسفه،2014.

پانویس

  1. فضل‌الرحمن به خاطر اندیشه‌های متجددانه‌اش دربارهٔ اسلام و همچنین مطالعاتی که در مورد هرمنیوتیک و فهم قرآن انجام داده‌است، شهرت دارد.
  2. هدايت زاده،«نويسندگان برجسته‌ی فمينيسم اسلامی»؛ ص10-11
  3. بدره و دیگران، «چشم‌انداز جریان موسوم به فمینیسم اسلامی به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاه‌های عزیزه الحبری و کشیا علی»، 1394ش، ص362؛ هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2
  4. هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2
  5. «Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند
  6. هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2
  7. ﴿وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ...﴾ )توبه: 9 / 71 ،)دو جنس بشری از یک نفس واحده آفریده شده و دوست و محافظ (ولیّ) یکدیگر هستند
  8. هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص96 تا109
  9. هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص96 تا109
  10. هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص96 تا109
  11. هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص96 تا109
  12. هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص96 تا109
  13. جعفری، رسول محمد،صیدی، محمود، نقد و بررسی ديدگاه عَزيزه هِبری در تفسير مفهوم «ضَرْب» زن در آيه 34 سوره نساء،ص58
  14. هدایت زاده، محمد صادق، نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان،1399ش، ص109
  15. «Azizah Y. al-Hibri»، در ویکی پدیا انگلیسی
  16. هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2
  17. هدایت زاده، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»،1399ش، ص2

منابع

  • بدره، محسن و دیگران، «چشم‌انداز جریان موسوم به "فمینیسم اسلامی" به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاه‌های عزیزه الحبری و کشیا علی»، مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شمارۀ 3، 1394ش،
  • «Azizah Al-Hibri»، سایت دانشگاه ریچموند، تاریخ بازدید: 18 بهمن 1401ش.
  • هدایت زاده، محمدصادق و دیگران، «نگرش فمينيستی عزيزه الحبری به آيات قرآن با تأکيد بر مسأله ضرب زنان»، فصلنامه کتاب قیم، شماره 22 ،سال دهم، بهار و تابستان 1399ش.