دریای عمان

نسخهٔ تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۳۷ توسط سمیرا پورحسن زنگنه (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''<big>دریای عمان؛</big>''' == معرفی == == پیشینه == '''دورۀ ایران باستان:''' هخامنشیان با بهره‌گیری از موقعیت استراتژیک منطقه و ایجاد ناوگان، نخستین پایه‌های تسلط ایران بر دریای عمان را بنا نهادند. پس از یک دوره افول طولانی پس از اسلام، صفویان به‌ویژه...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

دریای عمان؛

معرفی

پیشینه

دورۀ ایران باستان: هخامنشیان با بهره‌گیری از موقعیت استراتژیک منطقه و ایجاد ناوگان، نخستین پایه‌های تسلط ایران بر دریای عمان را بنا نهادند. پس از یک دوره افول طولانی پس از اسلام، صفویان به‌ویژه در دوره شاه‌عباس با اخراج پرتغالی‌ها و با کمک انگلیسی‌ها، حاکمیت ایران را احیا کردند. این روند در دوره نادرشاه افشار با ایجاد یک نیروی دریایی متمرکز و انتخاب بوشهر به عنوان پایگاه، تداوم یافت.

اهمیت اقتصادی و ژئوپلیتیک دریای عمان به‌عنوان گذرگاه تجاری شرق و غرب، توجه قدرت‌های استعماری به‌ویژه انگلیس را جلب کرد. انگلیسی‌ها با حذف رقبا، مداخله در امور داخلی و تجزیه‌طلبی، بخش بزرگی از مکران را در دوره قاجار از ایران جدا کرده و به قلمرو هند بریتانیا ضمیمه کردند. همچنین آنان با تغییر نام این دریا از «مکران» به «عمان»، در جهت اهداف استعماری خود عمل نمودند.

دوره قاجار شاهد ضعف مرکزی و تشدید رقابت‌های قدرت‌های جهانی در منطقه بود. با این حال، پس از جنگ جهانی دوم، ایران بار دیگر با اتخاذ رویکردی فعال و مداخله نظامی در منطقه، به عنوان یک بازیگر مهم در صحنه ژئوپلیتیک خلیج فارس و دریای عمان بازگشت.[۱]

دورۀ پهلوی: در عصر قاجار، با وجود اهمیت راهبردی و تجاری بنادر و جزایر دریای عمان، ضعف نیروی دریایی، محدودیت‌های انگلیس، واگذاری برخی بنادر به بیگانگان و کمبود زیرساخت‌ها مانع رشد اقتصادی این منطقه شد. در دوره پهلوی اول، دولت ایران با وجود موانع داخلی و خارجی، تلاش‌هایی برای تقویت نقش اقتصادی سواحل جنوبی آغاز کرد و نسبت به اواخر قاجار پیشرفت بیشتری نشان داد. در دوره پهلوی دوم، به‌ویژه با تضعیف بریتانیا و شکل‌گیری دکترین نیکسون، ایران به‌عنوان ژاندارم منطقه‌ای در خلیج فارس و دریای عمان مطرح شد و با تکیه بر قدرت نظامی، روابط با آمریکا و پاکستان و افزایش درآمد نفتی، نفوذ خود را در اقیانوس هند گسترش داد. در نتیجه، اواخر پهلوی دوم اوج قدرت منطقه‌ای ایران در خلیج فارس و دریای عمان به شمار می‌رفت.[۲]

دورۀ جمهوری اسلامی ایران: امروزه با توجه به نقش گذرگاهی دریای عمان و ظرفیت‌های ژئوپلیتیک سواحل مکران در ابعاد اقتصادی، امنیتی، دسترسی و ارتباطات منطقه‌ای و بین‌المللی، اهمیت راهبردی این دریا دوچندان شده است. از این رو، تأمین امنیت در این منطقه جهت دستیابی به منافع اساسی جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های جهانی، منطقه‌ای و داخلی، امری اجتناب‌ناپذیر است. سواحل دریای عمان، دسترسی به پهنه اقیانوس هند را فراهم می‌آورند که این امر پیامدهای ژئواستراتژیک و اقتصادی گسترده‌ای در زمینه‌های حمل‌ونقل، کشتیرانی، امنیت انرژی، شیلات و مدیریت منابع دریایی خواهد داشت. برخورداری ایران از کرانه‌های دریای عمان، این کشور را به عضوی مؤثر در «سازمان همکاری‌های اقتصادی کشورهای اقیانوس هند» تبدیل می‌کند که قلمروی متشکل از قاره‌های آسیا، آفریقا و اقیانوسیه است.

موقعیت سواحل جنوب شرقی ایران و دسترسی آن به کریدورهای بزرگ تجاری جهان، از جمله مسیرهای انتقال کالا و انرژی به اروپا، کشورهای مدیترانه‌ای و هند، پتانسیل‌های عظیم اقتصادی این منطقه را رقم می‌زند. از جمله این مسیرها می‌توان به «کریدور شمال-جنوب»، «مسیر ترانزیتی ایران»، «کریدور هند-ایران-افغانستان» و سایر مسیرهای انتقال مواد غذایی و کالا اشاره کرد. قرارگیری سواحل مکران در مسیر کریدورهای شمال-جنوب و مسیرهای اصلی انتقال انرژی، امکاناتی را فراهم آورده است که جمهوری اسلامی ایران در تلاش است آن‌ها را از «فرصت» به «امکانات بالفعل» تبدیل کند. قرارگیری سواحل مکران در مسیر کشتی‌های غول‌پیکر اقیانوس هند، می‌تواند قدرت کشتیرانی، حجم مبادلات تجاری و درآمدهای گمرکی ایران را به شکلی چشمگیر تقویت نماید. از منظر اقتصادی، درآمد حاصل از ترانزیت کالا می‌تواند پس از نفت و گاز، به یکی از منابع اصلی درآمدی کشور تبدیل شود. در واقع، سواحل مکران را باید «دروازه ارتباطی» با اقتصاد کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی و قفقاز و همچنین «دروازه ورود به اروپا» دانست. دریای عمان، به عنوان یکی از پنج حوزه استراتژیک جهان، روزانه شاهد عبور میلیون‌ها بشکه نفت و حجم عظیمی از کالا و سرمایه است.

از منظر سیاسی-امنیتی، حضور جمهوری اسلامی ایران در کرانه‌های دریای عمان و تسلط بر یکی از مهم‌ترین راههای آبی جهان، کنترل ایران بر مبادی ورودی خلیج فارس و اقیانوس هند را تضمین می‌کند. این موقعیت می‌تواند به گونه‌ای مدیریت شود که هزینه‌ی تأمین امنیت این منطقه بر عهده سایر بازیگران باشد، که این خود یک مزیت سیاسی-امنیتی برای ایران محسوب می‌شود. از سوی دیگر، جنوب شرق ایران پتانسیل بالایی برای اتخاذ استراتژی‌های دریایی و دستیابی به قابلیت «قدرت میان‌اقیانوسی» داراست. برخلاف حوضچه خلیج فارس که محدودیت‌های ساختاری برای تبدیل شدن به یک قدرت دریایی بزرگ ایجاد می‌کند، دریای عمان و اقیانوس هند بستری مناسب برای خروج ایران از محدودیت‌های خلیج فارس و تبدیل شدن به یک قدرت نظامی میان‌اقیانوسی فراهم می‌آورند. توسعه پایگاه هوایی چابهار و گسترش رزمایش‌های دریایی ایران در خارج از آب‌های خلیج فارس، می‌تواند قدرت نظارتی و کنترلی ایران را بر بخش شمالی اقیانوس هند ارتقا دهد. بر همین اساس، جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر با بهره‌گیری از قراردادهای دو جانبه با کشورهایی نظیر هند و چین، در پی احیای نقش سواحل دریای عمان در تمامی ابعاد، به‌ویژه در عرصه‌های نظامی و اقتصادی بوده است.[۳]

اهمیت

چالش‌ها و فرصت‌ها

موقعیت جغرافیایی این دریا و خلیج مکران، آن را به یکی از مهم‌ترین مرزهای دریایی ایران تبدیل کرده است. دریای عمان امکان دسترسی ایران به آب‌های آزاد را فراهم می‌آورد. همچنین، این دریا نقش کلیدی در اتصال به خلیج فارس ایفا می‌کند. سیطره ایران بر بخش شمالی دریای عمان و بهره‌مندی از جغرافیای خاص منطقه سیستان و بلوچستان می‌تواند امنیت منطقه را در برابر تهدیدات خارجی ارتقا داده و امکان نفوذ بیگانه به این مناطق را به حداقل برساند. علاوه بر این، کم‌عمق بودن آب‌های ساحلی در برخی نقاط، مانعی استراتژیک در برابر نزدیک شدن ناوهای جنگی مهاجم ایجاد می‌کند که می‌تواند در تأمین امنیت منطقه به‌ کار گرفته شود. از منظر نظامی، دریای عمان توان راهبردی نیروی دریایی ایران را افزایش می‌دهد، زیرا دسترسی به آب‌های آزاد، محدودیت‌های حوضچه خلیج فارس را مرتفع ساخته و دامنه عملیاتی نیروی دریایی را گسترش می‌دهد. همچنین، سواحل مناسب، امتداد خط ساحلی و عمق مناسب، بستری برای عبور و ترانزیت کشتی‌های تجاری و نفت‌کش فراهم می‌آورد. دریای عمان در کنار سواحل خلیج فارس، با تسلط بر تنگه هرمز و نظارت بر مسیرهای فرامنطقه‌ای، به یکی از کانون‌های قدرت اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. موقعیت استراتژیک تنگه هرمز در مجاورت دریای عمان و اشراف عملیاتی بر آن، مانعی جدی برای رقبا در بهره‌برداری از این مسیر ایجاد می‌کند. علاوه بر این، برخورداری از ۲۳۱ کیلومتر خط ساحلی، از دیگر ویژگی‌های برجسته این منطقه است که قدرت دریایی ایران را در این حوزه دوچندان می‌سازد.

در این میان، بندر چابهار با موقعیت ویژه و قرارگیری در فهرست بندرهای استراتژیک جهان، قابلیت تبدیل شدن به یک بندر چندمنظوره را داراست. وجود این بندر نقش برجسته‌ای در ترانزیت کالا به آسیای میانه و بالعکس ایفا می‌کند. همچنین، نیاز مبرم کشورهای جنوب آسیا به منابع انرژی خلیج فارس و صرفه اقتصادی ترانزیت از طریق دریای عمان و بندر چابهار، اهمیت اقتصادی این منطقه را دوچندان کرده است. پروژه توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل زمینی آسیا، موسوم به «طرح همکاری‌های ترانزیتی شمال-جنوب» و مسیرهای «شرق به غرب»، فرصت‌هایی را برای استان سیستان و بلوچستان فراهم می‌آورد تا از این پتانسیل‌ها جهت افزایش سهم تجارت و رشد اقتصاد کشور و منطقه بهره‌مند شود. افزون بر این، قابلیت‌های گردشگری منطقه مکران نیز از جنبه‌های قابل توجه است؛ با توجه به آب‌وهوای نسبتاً گرم چابهار، این منطقه می‌تواند به عنوان یک پایگاه گردشگری زمستانی، موجب جذب گردشگر، ارزآوری و رونق اقتصادی شود.

یکی از نقاط ضعف فعلی منطقه مکران، پراکندگی و تراکم پایین جمعیت است که ریشه در توسعه‌نیافتگی و چالش‌های امنیتی دارد. دولت می‌تواند با برنامه‌ریزی‌های هدفمند، از طریق توسعه زیرساخت‌های رفاهی، ایجاد فرصت‌های شغلی، جذب سرمایه‌گذاری و تأمین امنیت اقتصادی و روانی، این چالش را مرتفع سازد. همچنین، مدیریت بحران‌هایی نظیر آلودگی‌های نفتی، مدیریت فاضلاب و تأمین آب پاک، نیازمند برنامه‌های مدون و همکاری نزدیک با نهادهای ذی‌ربط، کشورهای منطقه و سازمان‌های بین‌المللی است. در نهایت، مقابله با ترانزیت مواد مخدر و معضلات امنیتی در سیستان و بلوچستان، از طریق تلفیق سیاست‌های داخلی (رونق اقتصادی و فرهنگ‌سازی) با سیاست‌های بین‌المللی (استراتژی‌های جهانی مبارزه با مواد مخدر) قابل مدیریت خواهد بود.[۴]

منابع

  • معلومی، فاطمه‌السادات و علیخانی، حمیدرضا، «تأثیر جایگاه دریای عمان بر خط مشی‌های امنیتی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران»، نظریه‌پردازی راهبردی، سال سوم، شمارۀ چهارم، زمستان ۱۴۰۳ش.

پانویس