مهاجرت؛ فرایند جابه‌جایی جمعیت بین مبدأ و مقصد با پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی متعدد.

مهاجرت به‌عنوان جابه‌جایی جمعیت از یک مکان به مکان دیگر، پدیده‌ای پیچیده با ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که در کنار باروری و مرگ‌ومیر، یکی از سه مؤلفهٔ اصلی تغییرات جمعیتی محسوب می‌شود. این پدیده از دیرباز در تاریخ بشر وجود داشته و علل آن از عوامل طبیعی در گذشته به مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در عصر نوین تغییر یافته است. نظریه‌های مختلفی ازجمله دیدگاه دورکیم، کارکردگرایی، نظریه کشش و رانش و نظریهٔ شبکهٔ مهاجرت به تبیین ابعاد مختلف این پدیده پرداخته‌اند. مهاجرت به دو نوع اصلی بین‌المللی (شامل داوطلبانه و اجباری) و درون‌مرزی (شامل روزمره و دوره‌ای) تقسیم می‌شود که هرکدام پیامدهای خاص خود را برای مبدأ و مقصد به‌همراه دارد. در ایران، مهاجرت به‌ویژه از مناطق کمترتوسعه‌یافته به‌سوی استان‌های توسعه‌یافته و نیز خروج نخبگان و دانشجویان به خارج از کشور، روندی افزایشی داشته است. چالش‌های سیاست‌گذاری ازجمله کهنگی قوانین، فقدان راهبرد بازدارنده و نبود سیاست ادغام برای مهاجران، از موانع اصلی مدیریت این پدیده در کشور محسوب می‌شوند.

مفهوم‌شناسی

مهاجرت در لغت به معنای کوچ‌کردن از سرزمین خود، ترک دوستان و خویشاوندان و اقامت در محلی است که شخص بومی آن‌جا محسوب نمی‌شود.[۱] در جامعه‌شناسی، مهاجرت به جابه‌جایی جمعیت از یک مکان جغرافیایی به مکانی دیگر اطلاق می‌شود.[۲] از نظر پژوهشگران سفر توریست‌ها به‌عنوان مهاجرت شناخته نمی‌شود؛ اما باوجود این، جابه‌جایی‌های فصلی کارگران، بیشتر به‌عنوان شکلی از مهاجرت محسوب می‌شود.[۳]

اهمیت

مهاجرت در کنار باروری و مرگ‌ومیر، یکی از سه مؤلفهٔ اصلی اثرگذار بر تغییرات جمعیت است. در یک قرن گذشته، با کاهش مرگ‌ومیر و سپس باروری، نقش مهاجرت در تحولات جمعیتی برجسته‌تر شده و اکنون در بسیاری مناطق، عامل اول تغییرات جمعیتی محسوب می‌شود. ایران طی پنجاه سال اخیر تغییرات قابل توجهی در مهاجرت‌های داخلی تجربه کرده که به عدم تناسب جمعیت شهرهای بزرگ با امکانات زیرساختی، تمرکز جمعیت در مناطق خاص و سالخوردگی جمعیت روستایی انجامیده است.[۴] جمعیت مهاجران جهان از ۱۷۳ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰م به ۲۸۱ میلیون نفر در سال ۲۰۲۰م افزایش یافته و این روند صعودی، مهاجرت را به یکی از مهم‌ترین موضوعات اجتماعی عصر نوین تبدیل کرده است. ایران در سه دههٔ اخیر ازجمله کشورهای مهاجرفرست و مهاجرپذیر محسوب می‌شود و در ۲۰۱۳م رتبهٔ سوم مهاجرت افراد متخصص را میان کشورهای در حال توسعه داشته که از هر هجده نفر اعزام‌شده برای کسب تخصص، تنها سه نفر به ایران بازگشته‌اند.[۵]

نظریه‌های مهاجرت

  • دورکیم: مهاجرت‌ها پس از رنسانس و در نتیجهٔ میل انسان به جابجایی آغاز می‌شوند و تقسیم کار اجتماعی، ریشه در دو عامل حجم جمعیت و تراکم مادی و اخلاقی جامعه دارد. حجم جمعیت می‌تواند از طریق افزایش موالید یا مهاجرت افراد، افزایش یابد. دورکیم بر نیازهای ارتباطی-انسانی به‌عنوان نیروی محرکهٔ مهاجرت تأکید دارد.[۶]
  • کارکردگرایی: مهاجرت پدیده‌ای طبیعی و داوطلبانه با کارکرد مثبت برای جامعه است که بیکاری را کاهش، درآمد را افزایش و توسعهٔ اقتصادی را ممکن می‌سازد. کودکان و نوجوانان، سازگاری آسان‌تری با محیط جدید دارند.[۷]
  • قشربندی کارکردی (دیویس و مور): قشربندی اجتماعی در همه جوامع وجود دارد. در جوامع جهان سوم به‌دلیل عدم تخصیص موقعیت‌ها براساس شایستگی، افراد تحصیل‌کرده مهاجرت را راهکاری ضروری می‌دانند.[۸]
  • نظریه سیستمی: نظام جهانی توسعهٔ ناموزون میان کشورهای مرکز و پیرامون را تنظیم می‌کند. مهاجرت پدیده‌ای چندمتغیره است و نمی‌توان آن را تنها براساس یک عامل تبیین کرد.[۹]
  • شبکه مهاجرت (مسی): شبکه‌های مبتنی بر خویشاوندی و دوستی با ارائهٔ اطلاعات، کاهش هزینه‌ها و کمک به یافتن شغل، فرایند مهاجرت را تسهیل می‌کنند.[۱۰]
  • کشش و رانش (دروتی توماس): مهاجرت ناشی از عدم تعادل اقتصادی-اجتماعی میان مبدأ و مقصد است. عوامل دافعه در مبدأ و جاذبه در مقصد، افراد را به‌ویژه در سنین ۲۰ تا ۳۰ سالگی به مهاجرت ترغیب می‌کنند.[۱۱]
  • دیدگاه فمینیستی: مهاجرت می‌تواند منبع استقلال، اعتمادبه‌نفس و ارتقای پایگاه اجتماعی زنان باشد و بر تحرک داوطلبانه و تصمیم‌گیری آزادانهٔ زنان تأکید دارد.[۱۲]
  • راونشتاین: شدت مهاجرت با فاصله رابطهٔ معکوس دارد و مهاجرت، اغلب مرحله‌ای است. انگیزهٔ اقتصادی مهم‌ترین عامل مهاجرت محسوب می‌شود.[۱۳]
  • نظریه امید: امید که ترکیبی از انتظار رسیدن به هدف و احتمال تحقق آن است، تأثیر مستقیمی بر تصمیم به مهاجرت دارد.[۱۴]
  • نظریه سرمایه‌داری: خروج نیروهای متخصص، ناشی از مسائل داخلی کشورهای توسعه‌نیافته است؛ نظام‌های آموزشی کهنه و نبود برنامه‌ریزی مناسب از عوامل اصلی این پدیده هستند.[۱۵]

انواع مهاجرت

پدیده مهاجرت براساس مرزهای سیاسی کشورها به دو نوع اصلی تقسیم شده است:

مهاجرت داخلی: به جابه‌جایی جمعیت درونِ مرزهای یک کشور گفته می‌شود که می‌تواند به‌صورت شهر به شهر، روستا به شهر یا روستا به روستا انجام گیرد.[۱۶]

مهاجرت خارجی (بین‌المللی): به نقل مکان افراد از کشوری به کشور دیگر اطلاق می‌شود که شامل مواردی مانند آوارگان جنگی و پناهندگان سیاسی نیز می‌شود.[۱۷]

مدل‌های ادغام و سازگاری مهاجرت

الگوهای فرایند تعامل مهاجران با جامعهٔ میزبان عبارتند از:

  • همانندسازی که در آن مهاجران ویژگی‌های فرهنگی خود را کنار گذاشته و در جامعهٔ غالب، حل می‌شوند؛
  • آمیزش یا کوره ذوب که در آن تعامل فرهنگ‌ها به شکل‌گیری ترکیبات فرهنگی تازه می‌انجامد؛
  • کثرت‌گرایی یا چندفرهنگی که بر حفظ هویت‌های متمایز در کنار یکدیگر با حقوق برابر تأکید دارد.[۱۸]

در سطح فردی، مهاجران چهار راهبرد را پیش می‌گیرند:

  • تلفیق که حفظ هویت پیشین همراه با ارتباط فعال با جامعهٔ جدید است؛
  • همانندسازی که جذب کامل در فرهنگ میزبان محسوب می‌شود؛
  • جدایی که حفظ هویت در انزوا است؛
  • حاشیه‌نشینی که تعلق نداشتن به هیچ‌یک از دو جامعه را نشان می‌دهد.

به گفتهٔ نظریه‌پردازان، سازگاری، فرآیندی خطی نیست و تحت‌تأثیر عواملی مانند دسترسی به آموزش، اشتغال مناسب، تبعیض و سرمایه‌های اولیهٔ خانواده قرار دارد که مسیرهای متفاوتی را برای نسل دوم مهاجران رقم می‌زند.[۱۹]

پیامدهای مهاجرت

به گفتهٔ جامعه‌شناسان، مهاجرت پیامدهای گسترده‌ای در ابعاد مختلف دارد.

  • در سطح خانواده، مهاجرت اغلب موجب گسست عاطفی، دوری اعضا و افزایش بار مسئولیت بر دوش خانوادهٔ باقی‌مانده در مبدأ می‌شود، هرچند در برخی موارد فرصت‌های اقتصادی تازه‌ای نیز ایجاد می‌کند.
  • از منظر اقتصادی، خروج نیروهای متخصص (فرار مغزها) ظرفیت علمی و فنی کشور مبدأ را کاهش می‌دهد، اما در مقابل، ارسال وجوه توسط مهاجران می‌تواند به معیشت خانواده‌ها کمک کند. در کشور مقصد، مهاجران به‌طور معمول مشاغلی را بر عهده می‌گیرند که کم‌ترین تمایل محلی را دارد، اما اغلب با تبعیض شغلی و دستمزد نابرابر مواجه هستند.
  • در بعد فرهنگی، مهاجرت به تلاقی و تبادل فرهنگ‌ها می‌انجامد و می‌تواند غنای فرهنگی ایجاد کند، اما در عین حال برخورد فرهنگ‌های متفاوت گاهی به بحران هویت برای مهاجران و مقاومت در جامعهٔ میزبان منجر می‌شود.
  • در سطح سیاسی، دولت‌ها برای کنترل جریان مهاجرت، سیاست‌هایی وضع می‌کنند تا از فشار بر خدمات عمومی و زیرساخت‌ها بکاهند.
  • در بعد فردی، مهاجرت تجربه‌ای دوگانه است؛ از یک سو فرصت‌های تازه برای پیشرفت و از سوی دیگر احساس غربت، تبعیض و بحران هویت را به‌همراه دارد.

در مجموع، مهاجرت نه کاملاً مثبت و نه کاملاً منفی است و نتیجهٔ آن به نحوهٔ مدیریت و سیاست‌گذاری این پدیده بستگی دارد.[۲۰]

مهاجرت در ایران

مطالعات و آمار مهاجرت

پژوهشگران، حوزهٔ مطالعات مهاجرت در ایران را نوپا ارزیابی می‌کنند که طی سال‌های گذشته ظرفیت‌سازی و تربیت نیروی متخصص در این زمینه صورت نگرفته است. عدم جمع‌آوری داده‌های مهاجرتی توسط نهادهای ذی‌ربط و خودداری از انتشار رسمی آمار موجود، فضای مبهمی در این حوزه ایجاد کرده و زمینه را برای بحران‌سازی به‌ویژه در موضوع مهاجرت نخبگان فراهم ساخته است. برای مثال ادعای بدون منبع معتبر مبنی بر رتبهٔ اول ایران در فرار مغزها براساس گزارشی از صندوق بین‌المللی پول است که مشخص شد، آن گزارش وجود خارجی ندارد. از دیگر آسیب‌های این حوزه، تمایل جناح‌های سیاسی به بزرگنمایی آمار مهاجرت برای اهداف سیاسی و نیز انتخاب تیترهای گزنده توسط رسانه‌ها برای تحریک افکار عمومی است. در بسیاری موارد، آمار منتشرشده فاقد مشخصات جامعهٔ آماری، بازهٔ زمانی و روش جمع‌آوری اطلاعات ذکرشده، است. به گفتهٔ ناظران، تکذیبیه‌ها و اصلاحیه‌های بعدی به‌طور معمول به‌اندازهٔ اخبار اولیهٔ نادرست، دیده نمی‌شوند که این امر بر ضرورت دقت و مسئولیت‌پذیری در انتشار آمار مهاجرت می‌افزاید.[۲۱]

میل به مهاجرت

به گزارش پژوهشگران، میل به مهاجرت میان ایرانیان در چندسال اخیر زیاد شده و چالش‌هایی مانند فقر، تورم، بیکاری، خشکسالی و آلودگی هوا طی یک دههٔ گذشته موجب تشدید نارضایتی‌های اقتصادی و اجتماعی و افزایش میل به مهاجرت در میان اقشار مختلف شده است. چشم‌انداز و جاذبهٔ سرزمینی که تحت‌تأثیر عواملی مانند امکان ایفای نقش در توسعه کشور، احساس مفید بودن و تصور نسبت به آینده شکل می‌گیرد، نقش مهمی در تصمیم به مهاجرت بیان شده است. تشدید میل به مهاجرت میان گروه‌هایی مانند کارگران، پزشکان، اساتید دانشگاه و استارتاپ‌ها نشانهٔ مشکلات جدی کشور در حفظ و به‌کارگیری سرمایه‌های انسانی، ارزیابی شده است.[۲۲] بااین‌حال، به گفتهٔ ناظران، شاخص‌های مهاجرت در ایران در مقایسه با شاخص‌های جهانی لزوماً بحرانی تلقی نمی‌شوند.[۲۳]

مهاجرت بیرون‌مرزی ایرانیان

برآوردهای جمعیتی و روند تغییرات

براساس تازه‌ترین گزارش‌های رسمی ازجمله داده‌های ثبت احوال و وزارت امور خارجه، تعداد ایرانیان مهاجر نسل اول که در ایران متولد شده و به کشورهای دیگر کوچ کرده‌اند، حدود ۴ تا ۴٫۷ میلیون نفر برآورد شده است. برخی برآوردهای اجتماعی با احتساب نسل‌های دوم و سوم ایرانیان خارج از کشور، جمعیت ایرانیان پراکنده در جهان را بین ۵ تا ۱۰ میلیون نفر تخمین می‌زنند. به نظر پژوهشگران، منابع بین‌المللی به‌طور معمول محافظه‌کارانه‌تر عمل کرده و تنها نسل اول مهاجران را ثبت می‌کنند که در این صورت آمار در بازهٔ ۱٫۷ تا ۲ میلیون نفر قرار می‌گیرد. به گفتهٔ ناظران، هر سه دسته داده بر این واقعیت تأکید دارند که ایرانیان مهاجر امروز، جمعیتی قابل توجه در پویایی اجتماعی، اقتصادی و علمی جهان محسوب می‌شوند.[۲۴]

مقاصد اصلی مهاجران ایرانی

  1. ایالات متحده آمریکا: این کشور همچنان به‌عنوان یکی از مقاصد نخست مهاجران ایرانی شناخته می‌شود. بر پایهٔ معیار محل تولد، جمعیت ایرانیان ساکن آمریکا در ۲۰۱۷م حدود ۳۹۵ هزار نفر بوده و با احتساب معیار اصالت ایرانی، این رقم به ۴۷۷ هزار نفر می‌رسد. سطح تحصیلات در این جامعه بالا است؛ به‌گونه‌ای که حدود ۷۴درصد دارای تحصیلات فراتر از دیپلم و ۲۹درصد از افراد بالای ۲۵ سال، دارای مدارک تحصیلات تکمیلی هستند. از نظر شغلی، بیش از نیمی از شاغلان ایرانی در حوزه‌های مدیریتی، کسب‌وکار و هنر فعالیت می‌کنند. روند دریافت اقامت دائم یا ویزاهای موقت برای ایرانیان از سال ۲۰۱۵م کاهشی بوده است.
  2. کانادا: این کشور نیز همواره در زمرهٔ سه مقصد اصلی مهاجرت ایرانیان قرار داشته است. شمار مهاجران ایرانی در کانادا از سال ۱۹۹۰م تا ۲۰۱۹م رشدی پیوسته داشته است. بیشترین نوع ویزای موقت اعطاشده به ایرانیان، ویزای تحصیلی بوده و در سال‌های اخیر، مجوزهای کار با رویکرد بشردوستانه افزایش یافته است.
  3. اروپا: قارهٔ اروپا میزبان شمار قابل توجهی از ایرانیان مهاجر است. بر پایهٔ آمار سازمان ملل، کشورهای آلمان، انگلیس، سوئد، هلند و فرانسه مقاصد اصلی در این قاره هستند. برای مثال در آلمان بیش از ۷۳ هزار ایرانی زندگی می‌کنند و ایران در میان ده کشور غیراروپایی اول از نظر دریافت اقامت دائم شغلی در این کشور قرار دارد. تعداد ایرانیان دارندهٔ اقامت بلندمدت در اروپا از ۲۰۰۴م تا ۲۰۱۸م حدود ۲۰ برابر شده است.
  4. ترکیه: این کشور در سال‌های اخیر به یکی از مقاصد مهم مهاجرتی ایرانیان تبدیل شده است. آمارها نشان از افزایش ناگهانی ورود ایرانیان به ترکیه در سال ۲۰۱۸م دارد. این روند در تمایل به خرید مسکن نیز مشهود است؛ به‌طوری که ایرانیان در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹م به دومین خریداران خارجی مسکن در ترکیه تبدیل شدند و در سه ماههٔ نخست سال ۲۰۲۰م در رتبه اول قرار گرفتند.
  5. سایر مقاصد: در قارهٔ آسیا، کشورهای امارات متحده عربی، کویت، قطر و عراق بیشترین جمعیت ایرانی را در خود جای داده‌اند. استرالیا نیز با رشد بیش از ۱۰۰درصدی شمار ایرانیان از سال ۲۰۱۰م، مقصدی روبه‌صعود محسوب می‌شود.[۲۵]

مهاجرت دانشجویی

به گزارش منابع، طی سال‌های اخیر سهم دانشجویان در جمع مهاجران ایرانی رشد قابل توجهی داشته و امروز بخش قابل توجهی از متقاضیان ویزاهای تحصیلی از میان رتبه‌های برتر علمی انتخاب می‌شوند. مقاصد مهاجرت تحصیلی نیز از کشورهای سنتی مانند آمریکا و کانادا فراتر رفته و اروپا، شرق آسیا و کشورهای همسایه را دربرگرفته است. براساس آخرین داده‌های موجود در ۲۰۲۴م تعداد دانشجویان ایرانی در ده مقصد اصلی به ۱۱۰ هزار نفر رسیده که نسبت به رقم ۶۰ هزار نفر در سال ۲۰۲۰م رشد ۸۲درصدی را نشان می‌دهد. ترکیه با پذیرش نزدیک به ۳۰ هزار دانشجوی ایرانی، رشد ۱۵۸درصدی داشته و به مقصد اصلی تبدیل شده است. به گفتهٔ تحلیلگران، حرکت به‌سوی فرصت‌های گسترش‌یافتهٔ علم، نبود شبکه‌های جهانی تعامل علمی و محدودیت در مشارکت در پروژه‌های بین‌المللی از دلایل این روند است، هرچند بخش قابل توجهی از دانشجویان خارج از کشور همچنان ارتباط پژوهشی خود را با ایران حفظ می‌کنند.[۲۶]

مهاجرت درون‌مرزی ایرانیان

مهاجرت داخلی در ایران به جابجایی جمعیت، عمدتاً از مناطق کمترتوسعه‌یافته به‌سوی کانون‌های شهری و استان‌های توسعه‌یافته اطلاق می‌شود. این پدیده که شکل غالب آن امروزه شهر به شهر است، با محوریت جوانان و به انگیزه‌های اقتصادی، تحصیلی و بهبود کیفیت زندگی صورت می‌پذیرد.[۲۷]

ویژگی‌های کلان مهاجرت درون‌مرزی

  1. حجم و روند: براساس پژوهش‌ها از سال ۱۳۶۵ش تا ۱۳۹۵ش به‌طور میانگین سالانه حدود یک میلیون نفر در دهه‌های اخیر در داخل کشور جابه‌جایی داشته‌اند. بااین‌حال، شدت مهاجرت در سال‌های اخیر رو به کاهش نهاده است.
  2. الگوی مسلط: در همین بازهٔ زمانی شکل غالب مهاجرت در کشور، از نوع شهری و به‌طور عمده از شهر به شهر است. همچنین اگرچه مهاجرت‌های درون‌استانی همواره سهم بیشتری داشته‌اند، اما بر وزن مهاجرت‌های بین‌استانی به‌طور محسوسی افزوده شده که نشان از کمرنگ‌شدن نقش عامل فاصله در تصمیم به مهاجرت دارد.
  3. جهت‌گیری فضایی: از این جهت استان‌هایی مانند تهران، البرز، اصفهان و یزد به‌طور پیوسته تراز مهاجرتی مثبت داشته‌اند، درحالی‌که استان‌هایی نظیر کرمانشاه، خوزستان و ایلام با تراز مهاجرتی منفی بالا مواجه بوده‌اند. این روند به تشدید نابرابری‌های منطقه‌ای می‌انجامد.[۲۸]

جمعیت‌شناسی مهاجران درون‌مرزی

  1. ساختار سنی: مهاجرت پدیده‌ای عمدتاً جوان‌محور است که در گروه سنی ۱۵–۳۴ سال به اوج خود می‌رسد و با افزایش سن، کاهش می‌یابد. تمرکز مهاجرت در سنین فعالیت اقتصادی و باروری، تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم عمیقی بر حجم و ساختار جمعیت مبدأ و مقصد برجای می‌گذارد.
  2. ساختار جنسی: اگرچه نسبت مردان در میان مهاجران همواره بالاتر از جامعه مبدأ و مقصد بوده است، روند افزایش مشارکت زنان در مهاجرت به‌گونه‌ای است که از عبارت زنانه شدن مهاجرت در ادبیات تخصصی یاد می‌شود. عواملی مانند ارتقای سطح تحصیلات و مشارکت اقتصادی زنان در این تغییر نقش دارد.[۲۹]

پیامدهای مهاجرت درون‌مرزی

به گفتهٔ پژوهشگران، مهاجرت‌های داخلی در ایران پیامدهای متعددی در مناطق مبدأ و مقصد به‌همراه داشته است. ازجمله پیامدهای آن در مناطق مبدأ می‌توان به کاهش نیروی کار جوان، تشدید روند سالمندی جمعیت، افزایش مضیقه ازدواج برای دختران (به‌دلیل برتری کمی مردان در مهاجرت)، خالی شدن بسیاری از روستاها از سکنه، افزایش میانگین سنی جمعیت روستایی و رکود توسعه در استان‌های مهاجرفرست اشاره کرد. در مناطق مقصد نیز پیامدهایی مانند افزایش تراکم جمعیت، افزایش نرخ بیکاری، گسترش مشاغل غیررسمی و کاذب، آلودگی هوا، افزایش بار جمعیتی کلانشهرها، حاشیه‌نشینی پیرامون شهرهای بزرگ به‌ویژه پایتخت و عدم‌تناسب جمعیت شهرهای بزرگ با امکانات زیرساختی مشاهده می‌شود. همچنین به گفتهٔ پژوهشگران، تمرکز جمعیت کشور در مناطق خاص، توزیع نامتوازن جمعیت و مسائل امنیتی ناشی از خروج جمعیت از مناطق مرزی به‌سمت مرکز، از دیگر پیامدهای مهاجرت‌های داخلی است.[۳۰]

مهاجرت از شهر به روستا

مهاجرت از شهر به روستا در ایران، پدیده‌ای با حجم کمتر در مقایسه با جریان معکوس است که بر پایهٔ داده‌های آمارگیری نیروی کار، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. این جریان تا ۱۳۹۸ش روندی افزایشی ملایم داشت، اما با شیوع همه‌گیری کووید-۱۹ و کاهش کلی تحرکات جمعیتی، با کاهش ملموسی مواجه شد. عمده‌ترین دلایل این نوع مهاجرت در دورهٔ مورد بررسی، پیروی از خانوار و پایان خدمت وظیفه بوده است. از حیث ویژگی‌های جمعیتی، سهم مردان مهاجر بیشتر است و این گروه به‌طور عمده در سنین جوانی و میانی و با انگیزه‌های شغلی یا پایان خدمت سربازی حرکت می‌کنند، در حالی‌که زنان بیشتر به‌دلیل پیروی از خانوار مهاجرت می‌کنند.[۳۱]

مهاجرت تابعیت دوگانه

به گزارش پژوهشگران، تابعیت دوگانه یا مضاعف، پدیده‌ای نسبتاً جدید است که به‌دلیل افزایش جمعیت مهاجران در کشورهای جهان و تصدی مناصب سیاسی، علمی و فرهنگی توسط آنان، به موضوعی مورد توجه در سیاست‌گذاری کشورهای مبدأ تبدیل شده است. در بسیاری از کشورهای مهاجرپذیر و همچنین کشورهایی با جمعیت بالای مهاجر در خارج، تابعیت مضاعف به‌عنوان موضوعی به رسمیت شناخته شده و قانونی تلقی می‌شود. بااین‌حال، ایران موضع مشخصی نسبت به این مسئله ندارد و همچنان آن را به‌عنوان یک تهدید امنیتی جدی می‌نگرد. جنجال بر سر دو تابعیتی‌ها در ایران از اواخر سال ۱۳۹۳ش آغاز شد، زمانی‌که جمعی از نمایندگان مجلس پیشنهاد کردند مشاغل و مناصب دولتی نباید در اختیار افرادی قرار گیرد که دارای تابعیت مضاعف هستند و سوگند وفاداری خود را نسبت به کشوری دیگر اظهار داشته‌اند.[۳۲]

مهاجرت به ایران

جذابیت مهاجرتی ایران

براساس آخرین پیمایش جهانی گالوپ در ۲۰۱۸م، ایران در میان ۱۵۰ کشور، از نظر جذابیت برای مهاجرت افراد سایر کشورها به ایران، رتبه ۸۷ را کسب کرده است. در شاخص ماندگاری اتباع ایرانی در داخل کشور، وضعیت ایران نسبتاً بهتر توصیف شده است و نیوزلند و سنگاپور در صدر این شاخص قرار دارند. ایران در همین شاخص برای جمعیت جوان، در رتبه ۷۷ قرار گرفته است.[۳۳]

سیاست مهاجرتی ایران

ساختارها و سازمان‌های مهاجرت

از نظر کارشناسان، ایران درحال‌حاضر سیاست مهاجرتی به‌روز و کارآمد ندارد. به اعتقاد آنان، یک سیاست مهاجرتی کارآمد دارای چهار رکن اصلی است: رویکرد منسجم سیاسی، نهاد تخصصی مدیریت جریان‌های مهاجرتی، هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف و نظام پایش جامع آماری. در ایران، گفتمان غالب در حوزهٔ مهاجرت، سنتی و مبتنی بر نگاه منفی است و رویکرد مدرن و مشخصی در این زمینه وجود ندارد. نهاد تخصصی مانند سازمان ملی مهاجرت برای مدیریت جریان‌های ورودی، خروجی و بازگشتی هنوز تشکیل نشده و هماهنگی لازم میان دستگاه‌های متولی مهاجرت، برقرار نیست. همچنین نظام پایش و رصد آماری برای تهیهٔ شواهد مستند از جریان‌های مهاجرتی در کشور وجود ندارد. به گفته ناظران، سیاست مهاجرتی ایران با نوعی سردرگمی مزمن مواجه است و تکلیف کشور در زمینهٔ خروج، بازگشت سرمایه‌های انسانی و جذب مهاجران بین‌المللی به‌طور کامل روشن نیست.[۳۴]

قانون مهاجرت

قانون مهاجرت ایران در ۱۳۱۰ش با عنوان «قانون راجع به ورود و اقامت اتباع خارجه در ایران» در ۲۳ ماده، به تصویب مجلس شورای ملی رسید. این قانون، چارچوب اصلی سیاست مهاجرپذیری ایران را تعیین کرده و براساس آن، هر تبعهٔ خارجی برای ورود، اقامت و خروج از ایران نیاز به اجازهٔ مأمورین مربوطه دارد. موارد خودداری از صدور ویزا شامل تهدید علیه امنیت یا نظم عمومی، سابقه محکومیت کیفری، اخراج قبلی از ایران و عدم توانایی در اثبات وسایل معاش است. اقامت اتباع خارجی به دو نوع موقت و دائم تقسیم می‌شود و اجازهٔ آن توسط نظمیه صادر می‌شود. اتباع خارجی موظف هستند ظرف ۴۸ ساعت، محل توقف خود را اطلاع داده و ظرف هشت روز، نسبت به ثبت‌نام اقدام کنند. در موارد تخلف یا لغو اجازه، امکان اخراج خارجیان، پیش‌بینی شده و هیئت وزیران نیز در شرایط اضطراری می‌تواند ورود و اقامت خارجیان را محدود کند. باوجود گذشت بیش از یک قرن، این قانون همچنان به‌عنوان چارچوب اصلی قانون‌گذاری در حوزهٔ مهاجرت اتباع خارجی به ایران محسوب می‌شود.[۳۵]

آمار مهاجران در ایران

براساس آمار مرکز آمار ایران، بیشترین جمعیت اتباع خارجی ساکن در ایران به‌ترتیب متعلق به کشورهای افغانستان، عراق و پاکستان است و استان تهران بیشترین میزان مهاجرپذیری را دارد.[۳۶] به گزارش مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور در سال ۱۴۰۴ش، جمعیت مهاجران افغانستانی در ایران بالغ بر ۶ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر برآورد شده است،[۳۷] هرچند براساس سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵ش رقم رسمی اتباع افغانستانی یک میلیون و ۵۸۳ هزار و ۹۷۹ نفر اعلام شده است. ایران در سال ۱۳۹۶ش چهارمین میزبان پناهندگان در جهان بود و در دهه‌های شصت و هفتاد پس از پاکستان، رتبهٔ دوم پناهنده‌پذیری را در جهان داشت. براساس اعلام کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در ایران، بین سال‌های ۲۰۰۲م تا ۲۰۱۳م و پس از سقوط طالبان در افغانستان و صدام در عراق، بیش از ۹۰۷ هزار پناهنده افغانستانی و عراقی تحت برنامه بازگشت داوطلبانه به کشورهای خود بازگشتند. اکنون نزدیک به چهار دهه از حضور نخستین گروه مهاجران افغانستانی در ایران می‌گذرد و جمعیت قابل توجهی از آنان همچنان در کشور سکونت دارند.[۳۸]

مهاجرت در ادبیات و هنر

مهاجرت به‌عنوان پدیده‌ای مؤثر در زندگی فردی و اجتماعی، به موضوعی میان‌رشته‌ای در علوم انسانی تبدیل شده و بازتاب آن در اشکال مختلف هنری برجسته است.[۳۹]

مهاجرت در ادبیات

در ادبیات، آثار متعددی با محوریت مهاجرت منتشر شده ازجمله «مرثیه‌ای برای آرژانتین»، «وزارت درد»، «زنبوردار حلب» و در ایران «پاییز فصل آخر سال است» و «خروجی غرب».[۴۰] مفاهیم مرتبط با مهاجرت در ادبیات کودک ایران نیز به دو شکل ترجمه و تألیف بازتاب یافته است.[۴۱]

به گزارش پژوهشگران، ادبیات مهاجرت ایران پس از انقلاب اسلامی رشد چشمگیری یافت و به شاخه‌ای تنومند از ادبیات معاصر فارسی تبدیل شد. این ادبیات عمدتاً در سه جریان اصلی قابل طبقه‌بندی است: داستان‌نویسی سیاسی، داستان‌نویسی هویت‌محور و داستان‌نویسی زنان مهاجر.

  1. جریان داستان‌نویسی سیاسی که در دههٔ شصت و تا اواسط دههٔ هفتاد پربسامدترین جریان بود، زیر سایهٔ فعالیت‌های گروه‌های سیاسی پدید آمد و به مسائل انقلاب و زندان و جنگ پرداخت. از منظر منتقدان، بسیاری از این آثار به‌دلیل غلبهٔ پیام سیاسی بر ارزش‌های ادبی، از ماندگاری چندانی برخوردار نبوده‌اند.
  2. از اواسط دههٔ هفتاد، جریان هویت‌اندیش غلبه یافت که در آن مضامینی نظیر تفاوت‌های سرزمین مادری و سرزمین میزبان، نوستالژی وطن، بحران هویت و تلاش برای بازتعریف خود در فضایی دوگانه برجسته شد. نویسندگان در این دوره به بررسی چگونگی مواجههٔ مهاجران با دنیای جدید و حفظ یا دگرگونی هویت ایرانی خود پرداختند.
  3. جریان سوم، داستان‌نویسی زنان مهاجر است. زنان نویسنده در مهاجرت، با نگاهی زنانه به روایت زندگی زنان مهاجر و مسائل آنان پرداخته‌اند. به گفته تحلیلگران، نگاه زنان به مهاجرت عموماً مثبت‌تر از مردان بوده و آثار آنان کمتر از خصلت نوستالژیک برخوردار است و بیشتر به طرح مسائل جنسیت، نابرابری، استقلال زنان و عشق، گرایش داشته است. زنان نویسنده همچنین در عرصهٔ نقد ادبی و انتشار نشریات تخصصی در خارج از کشور نیز فعال بوده‌اند.[۴۲]

مهاجرت در سینما

در سینمای ایران، آثاری مانند «جدایی نادر از سیمین»، «بغض»، «ملبورن»، «گذشته» و «ارتفاع پست» به بازنمایی چالش‌های هویتی، فرهنگی و اخلاقی مهاجرت پرداخته‌اند. برخلاف برخی سینماهای غربی که مهاجرت را با امید و فرصت تصویر می‌کنند، در آثار ایرانی، مهاجرت غالباً با ناامیدی اجتماعی و بحران‌های فرهنگی همراه است.[۴۳] در سینمای خارجی نیز فیلم‌هایی مانند «Mimmo»، «مرز» و «گرگ‌ها» به موضوعات بحران مهاجرت، حمایت از پناهندگان و چالش‌های هویتی مهاجران پرداخته‌اند.[۴۴]

پانویس

  1. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه مهاجرت.
  2. کوئن، مبانی جامعه‌شناسی، 1382ش، ص284.
  3. ذوالفقاری، «تأثیر مهاجرت غیرقانونی بر امنیت مرزهای (مطالعه موردی مرزهای جنوب شرق کشور)»، 1396ش، ص128.
  4. محبی میمندی، «روندپژوهی مهاجرت داخلی در ایران طی سی سال اخیر (1395-1365)»، 1402ش، ص3.
  5. جمعی از نویسندگان، «گفتار تحلیلی-انتقادی پیرامون ریشه‌ها و پیامدهای مهاجرت ایرانیان»، 1381ش، ص131.
  6. راهشخو و دیگران، «بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور (نمونه موردی: دانشگاه علوم پزشکی پته، شهر پچ کشور مجارستان»، 1391ش، ص88.
  7. راهشخو و دیگران، «بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور (نمونه موردی: دانشگاه علوم پزشکی پته، شهر پچ کشور مجارستان»، 1391ش، ص59-88.
  8. راهشخو و دیگران، «بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور (نمونه موردی: دانشگاه علوم پزشکی پته، شهر پچ کشور مجارستان»، 1391ش، ص89-90.
  9. راهشخو و دیگران، «بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور (نمونه موردی: دانشگاه علوم پزشکی پته، شهر پچ کشور مجارستان»، 1391ش، ص90-91.
  10. راهشخو و دیگران، «بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور (نمونه موردی: دانشگاه علوم پزشکی پته، شهر پچ کشور مجارستان»، 1391ش، ص91.
  11. راهشخو و دیگران، «بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور (نمونه موردی: دانشگاه علوم پزشکی پته، شهر پچ کشور مجارستان»، 1391ش، ص91.
  12. راهشخو و دیگران، «بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور (نمونه موردی: دانشگاه علوم پزشکی پته، شهر پچ کشور مجارستان»، 1391ش، ص92.
  13. راهشخو و دیگران، «بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور (نمونه موردی: دانشگاه علوم پزشکی پته، شهر پچ کشور مجارستان»، 1391ش، ص92-93.
  14. راهشخو و دیگران، «بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور (نمونه موردی: دانشگاه علوم پزشکی پته، شهر پچ کشور مجارستان»، 1391ش، ص93-94.
  15. راهشخو و دیگران، «بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور (نمونه موردی: دانشگاه علوم پزشکی پته، شهر پچ کشور مجارستان»، 1391ش، ص94.
  16. تقوی، مبانی جمعیت‌شناسی، 1378ش، ص118.
  17. کوئن، مبانی جامعه‌شناسی، 1382ش، ص300.
  18. برومندزاده و نوبخت، «مروری بر نظریات جدید مطرح شده در حوزه مهاجرت»، 1390ش، ص76-83.
  19. برومندزاده و نوبخت، «مروری بر نظریات جدید مطرح شده در حوزه مهاجرت»، 1390ش، ص76-83.
  20. علمداری، «مهاجرت و پیامدهای اجتماعی در عصر نوین»، وب‌سایت سیلیویکا.
  21. جمعی از نویسندگان، «گفتار تحلیلی-انتقادی پیرامون ریشه‌ها و پیامدهای مهاجرت ایرانیان»، 1381ش، ص22-23.
  22. جمعی از نویسندگان، «گفتار تحلیلی-انتقادی پیرامون ریشه‌ها و پیامدهای مهاجرت ایرانیان»، 1381ش، ص22-23.
  23. جمعی از نویسندگان، «گفتار تحلیلی-انتقادی پیرامون ریشه‌ها و پیامدهای مهاجرت ایرانیان»، 1381ش، ص26.
  24. امیدی، «رؤیا در بلیت یک‌طرفه؛ بازخوانی واقعیت مهاجرت دانشگاهی ایران»، خبرگزاری تسنیم.
  25. «بررسی روند مهاجرت ایرانیان در چند دهه گذشته، ایرانیان در غربت موفق و خوشبخت هستند؟»، خبرگزاری آنا.
  26. «بررسی روند مهاجرت ایرانیان در چند دهه گذشته، ایرانیان در غربت موفق و خوشبخت هستند؟»، خبرگزاری آنا.
  27. محبی میمندی، «روندپژوهی مهاجرت داخلی در ایران طی سی سال اخیر (1395-1365)»، 1402ش، ص33-34.
  28. محبی میمندی، «روندپژوهی مهاجرت داخلی در ایران طی سی سال اخیر (1395-1365)»، 1402ش، ص33-34.
  29. محبی میمندی، «روندپژوهی مهاجرت داخلی در ایران طی سی سال اخیر (1395-1365)»، 1402ش، ص33-34.
  30. محبی میمندی، «روندپژوهی مهاجرت داخلی در ایران طی سی سال اخیر (1395-1365)»، 1402ش، ص33-34.
  31. کلهری ندرآبادی و دیگران، «جریان مهاجرت شهر به روستا در ایران طی سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰: تحلیل دادگان آمارگیری نیروی‌کار»، 1402ش، ص395-399.
  32. جمعی از نویسندگان، «گفتار تحلیلی-انتقادی پیرامون ریشه‌ها و پیامدهای مهاجرت ایرانیان»، 1381ش، ص59.
  33. جمعی از نویسندگان، «گفتار تحلیلی-انتقادی پیرامون ریشه‌ها و پیامدهای مهاجرت ایرانیان»، 1381ش، ص26.
  34. جمعی از نویسندگان، «گفتار تحلیلی-انتقادی پیرامون ریشه‌ها و پیامدهای مهاجرت ایرانیان»، 1381ش، ص111.
  35. «قانون راجع به ورود و اقامت اتباع»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.
  36. «مهاجران خارجی به کدام شهرهای ایران می‌روند»، اعتمادآنلاین.
  37. «آمار رسمی مهاجران افغانستانی اعلام شد؛ ۶ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر!»، اعتمادآنلاین.
  38. مختارزاده، «مروری بر چهار دهه حضور پناهندگان در ایران»، خبرگزاری پانا.
  39. جمعی از نویسندگان، «گفتار تحلیلی-انتقادی پیرامون ریشه‌ها و پیامدهای مهاجرت ایرانیان»، 1381ش، ص131.
  40. «معرفی کتاب‌هایی با موضوع مهاجرت»، وب‌سایت طاقچه.
  41. جمعی از نویسندگان، «گفتار تحلیلی-انتقادی پیرامون ریشه‌ها و پیامدهای مهاجرت ایرانیان»، 1381ش، ص135.
  42. قربان‌پور آرانی و دیگران، «جریان‌شناسی ادبیات داستانی مهاجرت ایرانی»، 1397ش، ص117-118.
  43. دهقانی، «مدیوم سینما و هویت فرهنگی ؛ بازنمایی مهاجرت در سینما»، وب‌سایت سیلیویکا.
  44. جمعی از نویسندگان، «گفتار تحلیلی-انتقادی پیرامون ریشه‌ها و پیامدهای مهاجرت ایرانیان»، 1381ش، ص135.

منابع

  • «آمار جدید از مهاجران ایرانی، مقصد مهاجران کدام کشورهاست؟»، وب‌سایت اقتصادنیوز، تاریخ درج مطلب: ۵ دی ۱۴۰۰ش.
  • «آمار رسمی مهاجران افغانستانی اعلام شد؛ ۶ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر!»، اعتمادآنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ش.
  • امیدی، زینب، «رؤیا در بلیت یک‌طرفه؛ بازخوانی واقعیت مهاجرت دانشگاهی ایران»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۲۵ آبان ۱۴۰۴ش.
  • «بررسی روند مهاجرت ایرانیان در چند دهه گذشته، ایرانیان در غربت موفق و خوشبخت هستند؟»، خبرگزاری آنا، تاریخ درج مطلب: ۱۴ فروردین ۱۴۰۱ش.
  • برومندزاده، محمدرضا و نوبخت، رضا، «مروری بر نظریات جدید مطرح شده در حوزه مهاجرت»، فصلنامهٔ جمعیت، شمارهٔ ۹، ۱۳۹۰ش.
  • تقوی، نعمت‌الله، مبانی جمعیت‌شناسی، تبریز، دانیال، ۱۳۷۸ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ش.
  • دهقانی، نوید، «مدیوم سینما و هویت فرهنگی؛ بازنمایی مهاجرت در سینما»، وب‌سایت سیلیویکا، تاریخ درج مطلب: ۵ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • ذوالفقاری، حسین، «تأثیر مهاجرت غیرقانونی بر امنیت مرزهای (مطالعه موردی مرزهای جنوب شرق کشور)»، پژوهش نامه مطالعات مرزی، سال پنجم، شمارهٔ ۳، ۱۳۹۶ش.
  • راهشخو، مریم و دیگران، «بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور (نمونه موردی: دانشگاه علوم پزشکی پته، شهر پچ کشور مجارستان»، فصلنامهٔ پژوهش اجتماعی، شماره ۱۶، ۱۳۹۱ش.
  • علمداری، محسن، «مهاجرت و پیامدهای اجتماعی در عصر نوین»، وب‌سایت سیلیویکا، تاریخ درج مطلب: ۲۸ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • «قانون راجع به ورود و اقامت اتباع»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • قربان‌پور آرانی، حسین و دیگران، «جریان‌شناسی ادبیات داستانی مهاجرت ایرانی»، پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شمارهٔ ۴۹، ۱۳۹۷ش.
  • کلهری ندرآبادی، لیدا و دیگران، «جریان مهاجرت شهر به روستا در ایران طی سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰: تحلیل دادگان آمارگیری نیروی‌کار»، مجلهٔ نامهٔ انجمن جمعیت‌شناسی ایران، دوره ۱۸، شماره ۳۶، ۱۴۰۲ش.
  • کوئن، بروس، مبانی جامعه‌شناسی، ترجمه غلام‌عباس توسلی و رضا فاضل، تهران، سمت، ۱۳۸۲ش.
  • محبی میمندی، مهیار، «روندپژوهی مهاجرت داخلی در ایران طی سی سال اخیر (۱۳۹۵–۱۳۶۵)»، ماهنامه گزارش‌های کارشناسی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، شمارهٔ ۳، ۱۴۰۲ش.
  • «معرفی کتاب‌هایی با موضوع مهاجرت»، وب‌سایت طاقچه، تاریخ بازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • «مهاجران خارجی به کدام شهرهای ایران می‌روند»، اعتمادآنلاین، تاریخ درج مطلب: ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ش.